هواداری فدراسیون کوییدیچ
در یک حرکت بسیار هماهنگ و زیبا و دوستداشتنی و اینا، کل بازیکنای کوییدیچ نگاهی بین هم رد و بدل میکنن و با خوندن ذهن همدیگه، دست به دست هم میدن انگار نه انگار که رقیبن و باید چشم و چال همو از کاسه در بیارن.
وقتی همه آماده حرکت میشن، بیتوجه به بیزیل که ناگهان سر رسیده بود و غرغرکنان تهدیدهای غیر عملی میکردشون، با صدای پاقی ناپدید میشن و در کسری از ثانیه همه با هم وسط میدون راهآهن لندن ظاهر میشن. اصلا هم نگران این نبودن که یهو وسط یه عالمه ماگل ظاهر شن و چهرههاشون علامت سوال شه که چرا جایی که تا لحظهای پیش هیشکی نبود، حالا یه گله آدم با لباسای عجیب غریب از نظر ماگلا ظاهر شدن.
شاید هم چون سالازار و لرد همراهشون بودن نگرانی نداشتن! یا شاید هم اتفاقا چون سالازار و لرد همراهشون بودن نگرانی داشتن! مورد اول احتمالا با مقادیری کشت و کشتار ماگلها حل میشد و مورد دوم احتمالا با مقادیری کشت و کشتار جادوگران حل میشد.
بالاخره هرچی که بود مهم نبود، چون گویا واقعا هیچکس متوجه آپارات ناگهانی یه گله آدم نشده بود و همه مشغولتر از این بودن که بخوان به چنین چیزی واکنش نشون بدن.
بازیکنای کوییدیچ حیران و ویران مشغول برانداز کردن اطراف میشن تا ببینن به قیافه کی میخوره که دوپینگفروش باشه تا این که سالازار دستور نهایی رو صادر میکنه.
- پخش بشین رقبا و همتیمیهای من! بیاین چنان دوپینگی بزنیم بر بدن و کوییدیچی بازی کنیم که دنیا به خودش ندیده!

هیچکس علت خندههای شیطانی سالازار رو نمیفهمه! شاید حتی خودشم نمیدونست که در این لحظه چرا.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج



















