دلیل اینکه برای نوشتن این مقاله، لحن کوهیمان را انتخاب کردیم این است که بین نظر محترم و کمالگرایانه ی ما و نظر غیر محترم نویسنده ی مرلین زده تفاوت بسیاری وجود داشت؛ از آن جایی که زور کوهی ما بیشتر است و کمالگرایی ما با هیچ دانش آموز و معلمی شوخی ندارد، پس نظر اتو کشیده و قاطع خودمان را بیان می کنیم.
بنظر کوهی ما، معلم باید جدی، خشک و به شدت سخت گیر باشد؛طوی که تنها صدای بال زدن یک دکسی در کلاس شنیده شود. برای مثال همین پرفسور اسنیپ خودمان را ببینید، هنوز با شنل تاب دارش تاب بازی نکرده بود، در هاگوارتز قدم نگذاشته بود که از دانش آموزان خواست کتابشان را باز کنند و شروع به خواندن درس کنند.
شما در چنین کلاسی حتی اگر اصلا نخواهید درس بخوانید و دلتان وسط کلاس هوای پرواز با جاروی نیمبوس بیست، بیست و پنج کند از ترس تبدیل شدن به یکی از معجون های عجیب غریب در دخمه اش... نه یعنی منظوری کوهیمان علاقه ی وافری که به معلم خود پیدا می کنید، خودتان با میل خودتان پاتیلتان را برمی دارید و شروع ساخت معجونی جدید می کنید.
همین جیمز سریوس پاتر را ببینید، چرا غیبش زده؟ چرا از وقتی کلاس های هاگوارتز شروع شده کلا نیست و نابود شده و مرلین رو شکر اثری از خرابکاری هایش نیست؟ همه و همه به دلیل بخشش، رأفت و عفو بی موقع معلم شریف و بزرگمان بابا مرلین است که نمی گذارد ملانی با دمپایی ابری اش مورد لطف نقطه زنی اش قرارش بدهد.
ما خود کوهیمان به شخصه روزی سه بار از ملانی کتک... نه یعنی چیز، به خاطر نداشتم که نباید از خشونت های خانگی علیه دانش آموزان افشا سازی کنیم وگرنه ملانی شیرین عسلمان ما را در گونی های چهل تیکه ای که خودش می دوزد می کند، با یکی از کش های پیژامه ی بابا مرلینمان محکم گره اش می زند و در آخر اگر خیلی دوستمان داشته باشد با افسون جابه جایی این بار به جای کوه اورست به کوه های آلپ حواله امان می دهد تا با غول های یخی چایی نبات بخوریم.
بهترین معلمی که در کل زندگی کوهی خود دیده ام پدر مرلینمان بود( اصلا بخاطر اینکه فرزند محبوبش شویم نمی گوییم، کاملا بر اساس معیار کمالگراییمان است). اما اگر همین معلم شریف عصبانی بشود، تهدیدمان می کند که در تار و پود ریشش غرقمان می کند.
فکر می کنید جینی چگونه ناپدید شد؟ در اعماق لیش مرلین جینی گم گشته شده است که به کنعان باز نخواهد گشت. پس ویژگی بعدی که بنظر کوهی و کمال گرایی ما یک معلم خوب باید داشته باشد این است که دانش آموز را وادار کند از ترس مرلین لرز بزند.
برای اینکه روح کمالگرایمان در آرامش مطلق به سر ببرد آخرین ویژگی معلم خوب را اختصاص می دهیم به معلمی که، علاوه بر اینکه به اندازه تلاش، جان کندن ها و درس خواندن های شبانه روزی ما، نمره ی بیست دهد در طول زمانی که معلم ماست آنقدر از ما و هوشمان تعریف کند که چشم های جیمی از کاسه... نه یعنی، آنقدر از تلاش های بی وقفه مان تعریف کند تا تمام خستگی کوهیمان یک جا در برود.
در نهایت هم اگر روزی مرلین نکند ما معلم شدیم و کرسی تدریس کلاس های گوارتز را دوباره عرض می کنم، مرلین نخواهد به دست بگریم، این دستورالعمل کوهی کمالگراییمان را پیاده خواهیم کرد.
”کمی ترس، مقدار زیادی اقتدار، تهدید به غرق کردن دانش آموزان در ریش بابا مرلین، تمجید های مداوم از استعداد های برتر( هر دانش آموزی که استعداد کمالگرایی بیشتری داشته باشد) و اعطای نمره ی بیست به فرد لایق“
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج





کچل نیست که هست! دماغ داره که نداره! صورتش فتوژنیک نیست که هست؛ تازه ببین چقدر فتوژنیک بود که هشتا فیلم ازش ساختن مامان قربونش بره!








