امتیازات مرحله دوم مسابقات جام آتش، خروج از هزارتو
فلور دلاکور، قهرمان ریونکلاو:
نقد و امتیاز داور اول: این خاطره خاصیه. کمتر کسی می تونه تا اون حد بهش بپردازه که حتی اشک خواننده رو جاری کنه. احساسات پاک کسی مثل سیریوس بلک و در عین حال متهم شدنش و تمام اون صحنه هایی که به نوعی در ابهام فرو رفته بودن... به نظرم به زیبایی نوشته شدن. امتیاز: 10
نقد و امتیاز داور دوم: پرش بسیار زیاد از روی سوژه، ابهام در نگارش وقایع، وارد کردن خواننده به عنوان شخصیت در داستان. امتیاز: 8
نقد و امتیاز داور سوم: نقدی نیست. پست زیبایی بود و تقریبا چیزی که سوژه خواسته بود. امتیاز: 9
نقد و امتیاز داور چهارم: امتیازات به دو شکل محاسبه میشن: مقایسهی یه قهرمان با رقباش و مقایسهی یک قهرمان با پتانسیل و استعدادی که پیش از این از خودش نشون داده. فلور دلاکور شاید توی این مرحله تونسته رقباش رو پشت سر بذاره، ولی با استعدادی که ازش در زمینهی جدینویسی دیده شده، انتظار بیش از اینها میره. شاید در یک شرایط بهتر و در صورت نوشتن با فراغ بال بیشتر، "آزادانه"تر و صمیمیتر نوشتن، میتونست به همه نشون بده واقعاً چی توی چنته داره.
با تمام این اوصاف، فلور بهترین رول این مرحله رو نوشته بود که به نظر میرسه قسمتیش رو مدیون هوش ریونکلاییش در حل معما و قسمتیش رو هم مدیون هماهنگی سوژه با روحیات و سبک نوشتنشه. امتیاز: 9
امتیاز نهایی: 36
ماندانگاس فلچر، قهرمان گریفیندور:
نقد و امتیاز داور اول: شخصیتی رو داشتید که دستتون کاملا باز بود. متن خوب بود. ولی خیلی جای کار داشت. شما خیلی بیش از این می تونستید توصیف کنید. جزییات زیادی برای توضیح دادن وجود داشتن. شخصیت شما یکی از کلیدی ترین شخصیت توی این خاطرات محسوب میشد و به نظرم میشد خیلی بهتر نوشت. امتیاز: 7
نقد و امتیاز داور دوم: ضعف در پردازش سوژه، استفاده زیاد و بی دلیل از علائم نگارشی، مبهم بودن سوژه که دلیل اصلی اون ضعف در پردازشه. امتیاز: 7
نقد و امتیاز داور سوم: خوب شروع کردی دانگ. دقیقا هدف سوژه رو دنبال کردی اما خیلی بی مقدمه و ناگهانی تمومش کردی با اینکه هنوز خیلی جای کار داشت. اگه نیمهی دوم پستت رو مثل نیمهی اول مینوشتی شانس اینو داشتی که امتیاز کامل بگیری اما متاسفانه به نظر میاد وقت کافی برای ادامهاش نداشتی. امتیاز: 8
نقد و امتیاز داور چهارم: خوب بود. ولی مشکل همین بود. رول ماندانگاس نسبت به سطح خودش و سطح سایر قهرمانها، فقط "خوب" بود. هیچ نکتهی برجسته یا بی مانند یا درخشانی در خودش نداشت. صرفاً "خوب" بود. امتیاز: 7
امتیاز نهایی: 29
وندلین شگفت انگیز، قهرمان هافلپاف:
نقد و امتیاز داور اول: ببخشید خانوم فروشنده من هری پاتر سفارش داده بودما! این مجموعه دادلی دورسلیه! قشنگ بود پستت. من نوشته ات و خلاقیتش رو دوست داشتم. ولی کاری که ما خواسته بودیم بکنید بازنویسی چند صحنه مشخص بود نه باز آفرینی کل کتاب. امتیاز: 7
نقد و امتیاز داور دوم: خوب شروع کردی وندلین.. تا جایی که کم و بیش میدونستیم چه خبره رو خوب جلو رفتی اما بعد چی شد؟ اگه ها و اماها و چی میشدها رو نوشتی؟ دلم میخواست به خلاقیتت برای تغییر داستان به شکلی که میدونیم امتیاز بیشتری بدم اما انتظارم این بود که نویسنده در محدودهی سوژه خلاقیتشو به کار بگیره. اگه سوژه این بود که اگر غارتگرها شب قتل پاترها طور دیگهای رفتار میکردن,چی میشد مطمئنا امتیاز خیلی بالاتری میگرفتی. امتیاز: 7
نقد و امتیاز داور سوم: اعتراف میکنم شدیداً انتظار بیشتر از اینها داشتم ازش. اگر بحث مقایسه با سایر قهرمانها و کم شدن امتیاز ِ دو قهرمان ِ دیگه مطرح نبود، و اگر میخواستم نظر حقیقیم رو بگم، امتیازش خیلی کمتر از این میشد. وندلین در زمینهی توصیفها و فضاسازیهای طنزوجد به قدری شاهکار عمل میکنه ( و متأسفانه میدونه که شاهکار عمل میکنه ) که جایی برای پردازش داستان و دیالوگنویسی باقی نمیذاره. به عبارت بهتر، فراموش میکنه قسمتی از رولنویسی کُنش و واکنش میان کاراکترهاست.
با این حال، به خاطر خلاقیت جسورانهش از نظر من لیاقت جایگاه دوّم رو داشت. امتیاز: 8
نقد و امتیاز داور چهارم: راستش این پست از تو به شدت بعید بود... اصلا قدرت پست های قبلیت رو نداشت. پستی که نوشتی بیشتر شبیه به گزارش بود تا یک داستان. به نظرم اگر همین رو به صورت طنز مینوشتی فوق العاده قشنگ تر میشد. امتیاز: 8
امتیاز نهایی: 30
ریگولوس بلک، قهرمان اسلیترین:
نقد و امتیاز داور اول: عالی بود. دقیقا چیزی که انتظارش میرفت و به زیبایی و هنرمندانه نوشته شده بود. امتیاز: 9
نقد و امتیاز داور دوم: شخصیتی بسیار سخت! اینکه زندگی و خاطرات این شخصیت از همه زاوایا بررسی شده و دست شما رو می بنده. با این حال، شما به سراغ بخشی رفتید که در ابهام مونده بود. اینکه چطور این راز لو رفته... اینکه در زیر سایه علامت شوم چی گذشته... نقب جالبی بود. و بخصوص آغاز و پایان پستت رو به شدت دوست داشتم. امتیاز: 10
نقد و امتیاز داور سوم: اوّل از همه بابت جسارتش در قبول کردن مسئولیتی که قهرمان قبلی اسلیترین رهاش کرده بود، بهش آفرین میگم. دوّم، این که ریگولوس واقعاً در جایگاهی نیست که بخوام بگم به اشتباهات نگارشی / ظاهری رولش دقّت کنه و یا با حوصله و دقّت بیشتری رولش رو بنویسه.. علاوه بر اون، با طنز سادهای که من ازش در شخصیتپردازیش دیدم، به نظرم میتونست خیلی ظریفتر و با مفهوم تر رولش رو بنویسه. من دنبال نشونههایی از "ریگولوس" در رولش میگشتم که با پیدا نکردنش، نا اُمید شدم. امضاش رو توی رول ندیدم و شاید این یکی از دلایلی بود که به نظرم رول ِ اون هم صرفاً "خوب" بود. در شرایطی که میتونست شاهکار باشه. امتیاز: 8
نقد و امتیاز داور چهارم: استفاده زیاد و بی دلیل از سه نقطه، و همینطور مبهم بودن داستان. امتیاز: 9
امتیاز نهایی: 36
هر کدوم از قهرمانان که در مورد امتیازاتشون اعتراض دارند میتونن از طریق پیام شخصی یا سایر وسایل ارتباطی، با بنده تماس بگیرند.
مرحله سوم به زودی آغاز میشه.
با تشکر.
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
ریونکلاو
گریفیندور
مدیریت جام آتش
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/06/13
تولد نقش: 1395/12/19
آخرین ورود: دوشنبه 25 تیر 1397 22:49
از: وزارت سحر و جادو
پستها:
1513

جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

نمرات مرحله اول از سری مسابقات جام آتش، دوئل با اژدها
قهرمان گریفندور، آلبوس دامبلدور:
7 + 8 + 8 + 9 = 32
اژدها: 24
برنده: آلبوس دامبلدور
امتیاز مرحله + 20 امتیاز جایزه = 52
---
قهرمان اسلیترین، نارسیسا مالفوی:
7 + 6 + 9 + 8 = 30
اژدها: 26
برنده: نارسیسا مالفوی
امتیاز مرحله + 20 امتیاز جایزه = 50
---
قهرمان راونکلا، فلور دلاکور:
8 + 10 + 8 + 8 = 34
اژدها: 27
برنده: فلور دلاکور
امتیاز مرحله + 20 امتیاز جایزه = 54
---
قهرمان هافلپاف، وندلین شگفت انگیز:
9 + 9 + 9 + 9 = 36
اژدها: 0
برنده: وندلین شگفت انگیز
امتیاز مرحله + 20 امتیاز جایزه = 56
---
و اما نظر برخی داوران راجع به بعضی از پست ها و دوئل ها:
نارسیسا مالفوی
* حق نارسیسا بیشتر از 9 بود، ولی از پست وندلین بهتر نبود
* نارسیسا مالفوی- نکات مثبت: زیبایی قلم و توصیف صحنه و رعایت اصول نگارشی.
نقد:ابهام در داستان و عدم پردازش کافی به موضوع
شکم پولادی اوکراینی:
کلیشه ای بودن موضوع داستان و عدم پرداخت کافی به سوژه و ناشناخته موندن شخصیت های داستان برای خواننده.
* چیزی که شخصاً توی رولها برام بیشتر از هرچیزی مهمه، خلاقیت فرده. نارسیسا عملاً خلاقیت خاصی به کار نبرده بود توی رولش. یه داستان معمولی و قابل پیشبینی، توی یه فضای کلیشهای و روند از قبل معلومی رو نوشته بود. چیزی که باعث شد برنده بشه از نظر من، ضعف حریفش بود بیشتر تا قدرت خودش. اشتباهات نگارشی و نحوهی روایت غیر جذاب اژدهای قهرمان اسلیترین و داستان نه خیلی منحصر به فرد امّا غریبهای که نقل کرد، منجر به برنده شدن حریفش شد.
* سوژهی خوبی رو نارسیسا انتخاب کرده بود و قربانیش غیر منتظره بود اما در عین حال غیرقابل باور و هر چند بخش انتهای داستانش تا حدی این انتخاب رو توجیه میکرد اما امیدوار بودم توی فلاش بک بیشتر توضیح بده بعد از چقدر درگیری درونی نارسیسا حاضر شده عزیزترینشو قربانی کنه. شاید اگه اژدهای رقیبش کمی وقت بیشتر صرف دیالوگ میکرد و کمتر غرق توصیف میشد
نتیجه برعکس بود.
آلبوس دامبلدور
* طنزنویسی قطعا به موجی از دیوونگی نیاز داره و آزکابان با دمنتورهاش جون میده برای دیوونه بازی! تا اینجای راهو پروفسور درست اومده اما مشکل جاییه که پرورش سوژه احتیاجه. در مجموع پست کمی پایینتر از سطح مورد نظر برای رقابت مهمی مثل جام آتش بود ولی خوشبختانه اژدهایی که با این قهرمان رقابت میکرد از روزهای اوج اژدهاییش فاصله داشت.
* الان این مسیر پر از دیوانهساز و موانع خطرناک و آژیر خطر و غیره بود؟
از آلبوس تشکر میکنم که بین این همه رول ِ جدی ِ خشمگین، باعث خندیدنمون شد.
* دامبلدور- نکات قوت پست:
طنز خوب و جذاب،استفاده مناسب از کارکترها در پست
نقد:یکسان نبودن لحن پست و استفاده بی دلیل و نامتناسب از شکلک ها در قسمت هایی از پست
سیاه هبرایدی نکات مثبتش قدرت قلم و استفاده از توصیف صحنه های مناسب و زیبا
نقد:ضعف در پردازش سوژه و ابهام در داستان.مشخص نشد این زن اول داستان کی بود این وسط و برای چی میجنگید!
فلور دلاکور
* عالی بود!
* پست فلور خیلی طولانی بود و با اینکه توصیفاتش زیبا و هنرمندانه بود، گاهی به خاطر همین طولانی بودن پیچیده میشد. شاید کمی اگه با سادگی و بدون تکلف مینوشت امتیاز بیشتری میگرفت.
* خلاقیت و انتهای جذاب رول فلور دلاکور، تونست با قدرت حریف بیحوصلهش رو در هم بکوبه. البته باید اضافه کنم که فلور نه فقط به خاطر قدرت خودش، که به خاطر ضعف اژدهای مقابلش هم بود که تونست این اختلاف رو داشته باشه.
* در مورد هر دوشون موندم چی بگم.هر دو تقریبا در یه سطحن ولی با کمی مسامحه میشه گفت پست فلور بهتر بود در کل:
فلور دلاکور: نکات مثبتش قلم قوی و توصیف و فضاسازی خوب.
نقد: وجود ابهام در داستان و مشخص نبودن شخصیت جاودان و حضورش در داستان برای خواننده.
شاخدم مجارستانی:نگارش ساده و کلیشه ای.در واقع برای مسابقه ای با چنین سطحی کمی پست پیش پا افتاده ای بود.
وندلین شگفت انگیز
* هیچ وقت ازش توقع ضعیف نویسی ندارم، و این بار هم عالی کار کرد.
* قلم قوی و توصیف و فضاسازی قدرتمند و مقابل استفاده از توصیفات و تشبیهات سطح پایین و کوچه بازاری که با قلم پست در تضاده. برخی تشبیهاتش کمی پیش پا افتاده بودن برای چنین پستی.
* اعتراف میکنم که علاقهی شخصیم به طنزوجد توی این نمره دادن به شدّت تأثیر گذاشته. به هر حال از نظر من رول وندلین تنها رولی بود که همه چیز رو با هم داشت: طنز و شوخی. جدیّت. خلاقیت. تفاوت. قدرت تأثیرگذاری بر احساسات خوانندهش و نگاه متفاوت. تنها دلیلی که بهش ده ندادم این بود که با خودش هم مقایسهش کردم و میدونم وندلین بهتر از این هم نوشته و این رول، برای اون، کمال نیست.
* توصیف دوئل و طلسمهایی که دو طرف بهم میفرستادن خیلی جانانه و مهیج بود . توصیفات به جا و ظریف بودند اما پایانش کمی بیشتر جای کار داشت. شاید یک نیم پاراگراف یا یک دیالوگ دیگه بین گلرت و آلبوس میتونست پایان این پست رو به اندازهی بقیهاش خوندنی کنه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!

جزئیات کاربر

نکته ای رو لازم دیدم تا در مورد جام آتش بیان کنم.
درسته که این دوره (تابستان 94) شروع این قضیه و این ایده با من بود، اما دوستان و مشاورانم در طول این مسیر کمک کردن، صحبت کردیم با هم، ازشون مشورت و ایده گرفتم تا این مسابقات جامع تر، کامل تر و جذاب تر بشه.
تشکر می کنم از آرسینوس جیگر، که در بخش سوژه های مرحله اول ایده های خیلی خوبی داد، دو تا از اون ایده ها مستقیما نظر خود آرسی بود. انصافا هم ایده های نابی بود.
و در حال حاضر هم برای مراحل بعدی، تیم داوران، در نقش تیم مشاوران من هم هستن و برای جذاب تر شدن مراحل، با هم مشورت می کنیم. از همراهی و همکاری شون سپاس گزارم.
داوری ها هم به زودی در همین تاپیک اعلام خواهد شد.
درسته که این دوره (تابستان 94) شروع این قضیه و این ایده با من بود، اما دوستان و مشاورانم در طول این مسیر کمک کردن، صحبت کردیم با هم، ازشون مشورت و ایده گرفتم تا این مسابقات جامع تر، کامل تر و جذاب تر بشه.
تشکر می کنم از آرسینوس جیگر، که در بخش سوژه های مرحله اول ایده های خیلی خوبی داد، دو تا از اون ایده ها مستقیما نظر خود آرسی بود. انصافا هم ایده های نابی بود.
و در حال حاضر هم برای مراحل بعدی، تیم داوران، در نقش تیم مشاوران من هم هستن و برای جذاب تر شدن مراحل، با هم مشورت می کنیم. از همراهی و همکاری شون سپاس گزارم.
داوری ها هم به زودی در همین تاپیک اعلام خواهد شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/03/17
آخرین ورود: شنبه 23 اسفند 1393 16:12
از: عقلت استفاده کن، لعنتی!
پستها:
513

اینم نتایج جام آتش :
جدول امتیازات در مرحله اول :
1-مورگانا لی فای : 18 امتیاز
2-فلور دلاکورا : 17 امتیاز
و سانکویینی بامل : 17 امتیاز 
4-وینسنت کراب : 15 امتیاز
5-الفیاس دوج : 12 امتیاز و روفوس اسکریم جیور : 12 امتیاز
7-گلرت گریندل والد : 11 امتیاز و لودو بگمن : 11 امتیاز
9-گودریک گریفیندور : 10 امتیاز
10-هوگو ویزلی : 9 امتیاز
11-ویکتور کرام : 7 امتیاز
12-پروفسور ویکتور : 5 امتیاز
13-مورفین گانت : 3 امتیاز
14-جینی ویزلی : 2 امتیاز
امتیازات مرحله دوم :
مورفین گانت : 19 امتیاز
وینسنت کراب : 15 امتیاز
گلرت گریندل والد : 14 امتیاز
پروفسور ویکتور : 5 امتیاز
فلور دلاکور : 18 امتیاز
لودو بگمن : 5 امتیاز
گودریک گریفیندور : 16 امتیاز
امتیازات مرحله سوم :
مورفین گانت : 19 امتیاز
گودریک گریفیندور : 17 امتیاز
فلور دلاکور : 16 امتیاز
وینسنت کراب : 20 امتیاز
گلرت گریندل والد : 17 امتیاز
جدول امتیازات در کل :
1-فلور دلاکورا : 51 امتیاز
2-وینسنت کراب : 50 امتیاز
3-گودریک گریفیندور : 43 امتیاز
4-گلرت گریندل والد : 42 امتیاز
5-مورفین گانت : 41 امتیاز
جدول امتیازات در مرحله اول :
1-مورگانا لی فای : 18 امتیاز
2-فلور دلاکورا : 17 امتیاز
و سانکویینی بامل : 17 امتیاز 
4-وینسنت کراب : 15 امتیاز
5-الفیاس دوج : 12 امتیاز و روفوس اسکریم جیور : 12 امتیاز
7-گلرت گریندل والد : 11 امتیاز و لودو بگمن : 11 امتیاز
9-گودریک گریفیندور : 10 امتیاز
10-هوگو ویزلی : 9 امتیاز
11-ویکتور کرام : 7 امتیاز
12-پروفسور ویکتور : 5 امتیاز
13-مورفین گانت : 3 امتیاز
14-جینی ویزلی : 2 امتیاز
امتیازات مرحله دوم :
مورفین گانت : 19 امتیاز

وینسنت کراب : 15 امتیاز
گلرت گریندل والد : 14 امتیاز
پروفسور ویکتور : 5 امتیاز
فلور دلاکور : 18 امتیاز
لودو بگمن : 5 امتیاز
گودریک گریفیندور : 16 امتیاز
امتیازات مرحله سوم :
مورفین گانت : 19 امتیاز
گودریک گریفیندور : 17 امتیاز
فلور دلاکور : 16 امتیاز
وینسنت کراب : 20 امتیاز
گلرت گریندل والد : 17 امتیاز
جدول امتیازات در کل :
1-فلور دلاکورا : 51 امتیاز
2-وینسنت کراب : 50 امتیاز
3-گودریک گریفیندور : 43 امتیاز
4-گلرت گریندل والد : 42 امتیاز
5-مورفین گانت : 41 امتیاز
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/03/17
آخرین ورود: شنبه 23 اسفند 1393 16:12
از: عقلت استفاده کن، لعنتی!
پستها:
513

پنه جان الان دو ماهه که مسابقه تموم شده. نتایج هم میتونی ببینی.شما تازه اومدی ثبت نام؟
میخوای کمکت کنم بری صورتت رو بشوری؟ شاید خواب از کلت بپره!!!
میخوای کمکت کنم بری صورتت رو بشوری؟ شاید خواب از کلت بپره!!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/05/26
تولد نقش: 1402/10/25
آخرین ورود: جمعه 4 خرداد 1403 14:14
از: هاگوارتز
پستها:
506

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/03/17
آخرین ورود: شنبه 23 اسفند 1393 16:12
از: عقلت استفاده کن، لعنتی!
پستها:
513

هوا سرد، تاریک و مه آلود بود.سه نوجوان درون چادری مشغول بحث بودند.صدای دخترانه ای با لحن قاطع گفت:"نه هری،ما نمیتونیم ریسک کنیم،اونا ممکنه از کار ما سر در بیارن."
پسر که ظاهرا اسمش هری بود رو به دختر گفت:"ولی اونا دارن باهاش میجنگن،نمیتونیم تو این حالت تنهاشون بذاریم!"
دختر که به نظر متقاعد نشده بود با لحنی سرد و خشک گفت:"اصلا هر کاری میخوای بکن"و بر روی کاناپه نشست. پسر دوم که تا اون موقع ساکت بود به سمت دختر رفت تا او را آرام کند ولی دختر رویش را از او برگرداند و کمکش را رد کرد.
هری از چادر خارج شد و مسافران را صدا زد و آنها را به داخل چادر آورد. آنها سه نفر بودند،مردی به نام تد تانکس،پسر نوجوانی هم سن و سال آنها به نام دین توماس و گابلین شکاکی به نام گریپهوک.
هری آنها را به سمت شومینه برد و بر روی کاناپه نشاند.دین توماس اولین کسی بود که شروع به سخن گفتن کرد،او با لحن متعجبی پرسید:"هری این تویی؟خیلی وقت بود که ندیده بودمت.ما فکر میکردیم که میخوای با اسمشونبر مبارزه کنی و شکستش بدی."
هری آب دهانش را قورت داد و با لحنی شمرده گفت:"نه،هنوز نه،فعلا دارم تا جایی که میتونم ضعیفش میکنم و بعد تو یه دوئل جانانه شکستش میدم.راستش این نقشه ی دامبلدور بود و منم میخوام عملیش کنم."
دو تازه وارد دیگر نیز در حال گرم کردن خود به گفت و گوی آنها گوش میدادند.رون چند لیوان نوشیدنی گرم آورد و به مهمان ها داد.پس از مدت کوتاهی همه ی حاظران وارد گفت و گو شدند و گاهی به لرد و مرگخوارانش میخندیدند
دین از هری پرسید:" تا حالا با قاپ زن ها رو به رو شدین؟"
.
هری جواب داد:"آره،ولی تا حالا ازشون در رفتیم"پس از گفتن این جمله لبخندی از سر مسرت زد.
دین دوباره پرسید:"اسمشو نبر چطور؟"
هری از سر عادت پرسید:"ولدمورت؟"
ناگهان صدای پاهایی که نزدیکتر و نزدیکتر میشدند به گوش رسید.طلسم های محافظ از کار افتاده بودند و افراد درون چادر چوب هایشان را آماده ی مبارزه کردند.قاپ زن ها به دلیل زیادی تعداد توانستند آنها را شکست دهند.پنج نفر از آنها را دستگیر کردند ولی تد تانکس که تا پای جان مقاومت کرد،دو نفر از قاپ زن ها را به شدت مجروح کرد و خو با طلسم مرگ سردسته ی قاپ زن ها بی حرکت بر زمین افتاد.در این نبرد کوتاه طلسم گزنده ای از چوب یکی از قاپ زن ها به صورت هری برخورد کرد و چهره ی او را از شکل انداخت.
سردسته ی قاپ زن ها که عکس هری و هرمیون را در دست داشت نگاهی به عکس کرد و بر چهره ی هرمیون خیره ماند.پس از کمی تامل دستور داد که آنها را به منزل اربابی مالفوی ها ببرند و خود پیشاپیش آنها حرکت کرد.
پسر که ظاهرا اسمش هری بود رو به دختر گفت:"ولی اونا دارن باهاش میجنگن،نمیتونیم تو این حالت تنهاشون بذاریم!"
دختر که به نظر متقاعد نشده بود با لحنی سرد و خشک گفت:"اصلا هر کاری میخوای بکن"و بر روی کاناپه نشست. پسر دوم که تا اون موقع ساکت بود به سمت دختر رفت تا او را آرام کند ولی دختر رویش را از او برگرداند و کمکش را رد کرد.
هری از چادر خارج شد و مسافران را صدا زد و آنها را به داخل چادر آورد. آنها سه نفر بودند،مردی به نام تد تانکس،پسر نوجوانی هم سن و سال آنها به نام دین توماس و گابلین شکاکی به نام گریپهوک.
هری آنها را به سمت شومینه برد و بر روی کاناپه نشاند.دین توماس اولین کسی بود که شروع به سخن گفتن کرد،او با لحن متعجبی پرسید:"هری این تویی؟خیلی وقت بود که ندیده بودمت.ما فکر میکردیم که میخوای با اسمشونبر مبارزه کنی و شکستش بدی."
هری آب دهانش را قورت داد و با لحنی شمرده گفت:"نه،هنوز نه،فعلا دارم تا جایی که میتونم ضعیفش میکنم و بعد تو یه دوئل جانانه شکستش میدم.راستش این نقشه ی دامبلدور بود و منم میخوام عملیش کنم."
دو تازه وارد دیگر نیز در حال گرم کردن خود به گفت و گوی آنها گوش میدادند.رون چند لیوان نوشیدنی گرم آورد و به مهمان ها داد.پس از مدت کوتاهی همه ی حاظران وارد گفت و گو شدند و گاهی به لرد و مرگخوارانش میخندیدند
دین از هری پرسید:" تا حالا با قاپ زن ها رو به رو شدین؟"
.
هری جواب داد:"آره،ولی تا حالا ازشون در رفتیم"پس از گفتن این جمله لبخندی از سر مسرت زد.
دین دوباره پرسید:"اسمشو نبر چطور؟"
هری از سر عادت پرسید:"ولدمورت؟"
ناگهان صدای پاهایی که نزدیکتر و نزدیکتر میشدند به گوش رسید.طلسم های محافظ از کار افتاده بودند و افراد درون چادر چوب هایشان را آماده ی مبارزه کردند.قاپ زن ها به دلیل زیادی تعداد توانستند آنها را شکست دهند.پنج نفر از آنها را دستگیر کردند ولی تد تانکس که تا پای جان مقاومت کرد،دو نفر از قاپ زن ها را به شدت مجروح کرد و خو با طلسم مرگ سردسته ی قاپ زن ها بی حرکت بر زمین افتاد.در این نبرد کوتاه طلسم گزنده ای از چوب یکی از قاپ زن ها به صورت هری برخورد کرد و چهره ی او را از شکل انداخت.
سردسته ی قاپ زن ها که عکس هری و هرمیون را در دست داشت نگاهی به عکس کرد و بر چهره ی هرمیون خیره ماند.پس از کمی تامل دستور داد که آنها را به منزل اربابی مالفوی ها ببرند و خود پیشاپیش آنها حرکت کرد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط گلرت گریندل والد در 1391/6/25 0:37:15
ویرایش شده توسط گلرت گریندل والد در 1391/6/25 0:41:44
ویرایش شده توسط گلرت گریندل والد در 1391/6/25 0:53:10
ویرایش شده توسط گلرت گریندل والد در 1391/6/25 0:41:44
ویرایش شده توسط گلرت گریندل والد در 1391/6/25 0:53:10
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج
