جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

11 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آخرین گروه‌بندی‌ها

[[educate]] طرح نقد پست‌های دیاگون

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: طرح نقد پست های دیاگون!
ارسال شده در: پنجشنبه 23 بهمن 1393 16:19
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست شماره 129 سالن ورزشی دیاگون، رون ویزلی:

ارتباطتون با پست قبلی خوب بود. سوژه رو به درستی گرفتین و ادامه دادین. شروع پست از مهم ترین بخش های یک پسته. میتونه باعث بشه یک خواننده مشتاقانه ادامه اون پست رو بخونه یا اینکه خسته بشه و از خوندن اون منصرف بشه. شاید میتونستید با کمی تغییر شروع بهتری هم داشته باشید. مثلا میتونستید صحنه تلاش تراورز برای بیرون آوردن رودولف از افکار عاشقانه رو توصیف کنید.

سعی کنید از علائم نگارشی در جای درستشون استفاده کنید. توی پستتون از سه نقطه زیاد استفاده کردید. سه نقطه در نوشته شما مکث ایجاد میکنه و مکث های زیاد ممکنه خواننده رو خسته کنه.

نقل قول:
حاجی تراورز چند بار اطلاعیه را خواند و هر باری که می خواند لبخند عظیم تری بروی لب هایش می نشست.به سمت ردولف بازگشت تا بهش مژده دهد اما ردولف در حال چشم چرونی بود.


تراورز! سعی کنید احساسات شخصی رو وارد رولتون نکنید. این مورد درباره لرد ولدمورت هم زیاد دیده میشه. مرگخواران در قسمت های غیر دیالوگ نباید به لرد بگن ارباب. این وارد کردن احساسات شخصی خواننده در داستانه.

نقل قول:
فلش بک اول


لرد از پنجره بیرون را نگاه می کرد و به بلا که پشتش ایستاده بود گفت :

-ردولف و تراورز کجان؟خیلی وقته ازشون خبری نیست...فکر نمی کردم بیرون شدنشون توسط من انقدر بی اهمیت باشه...


همون طور که در نقد های قبلی هم به شما گفته شده، بین شخص و دیالوگش بهتره فاصله نیوفته. این کار پسستون رو پراکنده نشون میده.

از شخصیت هاتون درست استفاده کردید و اون ها رو درست شناختید ولی هنوز شخصیت ها در پست شما کمرنگ هستن. علاقه رودولف به چشم چرونی و ساحره ها، شخصیت بلا که براش بیشتر از هر چیزی مهمه که کنار لرد باشه و بقیه شخصیت هاتون رو پر رنگ تر و با تاکید بیشتری نشون بدید.

هنوز تمایل زیادی دارید که سوژه رو پیش ببرید. بهتره که بیشتر درباره حواشی یا جزئیات بنویسید و کمتر به پیش بردن سوژه فکر کنید.

پستتون غلط تایپی داشت. اگر قبل از ارسال پست یک بار اون رو بخونید میتونید همه اون ها رو بر طرف کنید.

موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!


پاسخ به: طرح نقد پست های دیاگون!
ارسال شده در: چهارشنبه 22 بهمن 1393 13:46
نمایش جزئیات
آفلاین
لطفا اینو نقد کنید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: طرح نقد پست های دیاگون!
ارسال شده در: سه‌شنبه 18 آذر 1393 21:58
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست شماره 6 آرایشگاه عمو آگریپا- آلبرت رانکورن

نقل قول:
فلورانسو همون طور که اهنگ مضحک یه دیوااره یه دیوااره را میخواند و از بوی گند دهان معتاد قفلی زده بود خود را کشان کشان به ارایشگاه اگریپا رساند

آغاز پستتون با توجه به پست قبلی شروع خوبی بود.شروع مناسب به عنوان مقدمه پست می تونه باعث جذب بیشتر خواننده بشه.همونطور که منو جذب کرد ادامه پستو بخونم.
فقط ببخشید قفلی زدن چیه؟نمیشه گفت این ایراده ولی اگر در سطح معلومات عمومی سایت بنویسید بسی پسندیده تره.خواننده وقتی معنی این عبارت رو درک نکنه ممکنه احساس گیجی کنه یا فکر کنه مطلب مهمی رو از دست داده و متوجه نشده و همین باعث بشه کمی دلسرد بشه از ادامه خوندن.

نکته قابل توجهی که به ذهنم می رسه بگم لحن پست شماست.به این مثال ها توجه کنید.
نقل قول:
از سوی دیگر اگریپا در فکر جور کردن چند کله دیگر بود و بر خود لعنت می فرستاد که چرا حرف مالسیبر رو گوش نکرده.که صدای دوفگ دوفگی اورا از جاپراند و به سوی در ارایشگاه حرکت کرد وقتی در را باز کرد فلورانسو را دید که با چشم های سوباسایی به او خیره شده و میگه


نقل قول:
اگریپا که انگار انتظار اومدن او را داشت گفت.


نقل قول:
فلو که داشت خودشو بغل بخاری جا میداد گفت


نقل قول:
اگریپا که فکر مامور عذاب یه لحظه رهایش نمیکرد با خوش حالی گفت

و چند نمونه دیگه که من تو پست شما مشاهده کردم.ببینید الان مشخص نیست شما تصمیم داشتین از لحن محاوره استفاده کنین یا لحن ادبی.در همین مثال ها که براتون نقل قول کردم از هردو استفاده کردین و این برای خواننده جالب نیست. می تونه تمرکزشو بهم بریزه و باعث ناراحتیش بشه.برای نوشتن بهتره یه لحنو در نظر بگیرین.ببینین با کدوم راحت ترین.خودتونو مقید نکنین که حتما ادبی باشه یا حتما محاوره.
نقل قول:
از تو لپ لپ در اوردم

طنز این قسمت واقعا خوب بود.آفرین!

ایده کمک کردن به معتاد و در واقع یه جور ذخیره کردنش برای هدف شوم کرنلیوس خوب بود.همینکه تو پستتون سعی کردین براش جایی باز کنین نه اینکه از پست بندازینش بیرون یا نادیده بگیرینش نشانه ابتکار شماست.همیشه تلاشتون رو بکنین از موقعیت ها استفاده کنین.هدف از ایفای نقش در سایت تلاش برای رسوندن سوژه ها به یه هدف خاص نیست بلکه ما اینجا قصد داریم خلاقیت و قدرت تخیلمون رو پرورش بدیم و شما به نظر می رسه از این قدرت برخوردارین.سعی کنین حفظش کنین.

یه نکته دیگه در مورد فاصه گذاری بین جملات توصیفی با دیالوگ های پسته.شما رویه واحدی اتخاذ نکردین براش.مهم اینه وقتی پست می زنین خواننده بتونه خودشو باهاش هماهنگ کنه.مثلا یه نفر دیالوگ هارو جلوی جملات توصیفی میاره:
نقل قول:
فلورانسو گفت:...

یکی ممکنه این دو رو با یه اینتر از هم جدا کنه:
نقل قول:
فلورانسو گفت:
-...

مهم اینه که این رویه تو سطح پست یکی باشه و خواننده بتونه خودشو باهاش هماهنگ کنه.بدونه این نویسنده طرز نوشتن دیالگوش همینه و وقتی رسید به جمله ای مورد نظر بدونه این جمله قراره یه دیالوگ باشه ولی تو پست شما این رویه اتخاذ نشده.مثلا:
نقل قول:
فلورانسو را دید که با چشم های سوباسایی به او خیره شده و میگه :

-"سلام. سلام. اگریپا"


نقل قول:
اگریپا که فکر مامور عذاب یه لحظه رهایش نمیکرد با خوش حالی گفت: بله که کمک میکنم معتاد جان بفرما داخل

مشاهده می فرمایین؟این موارد به ظاهر کم اهمیتن ولی می تونن تمرکز خواننده رو به هم بریزن.خواننده جاییکه توقع نداره با دیالوگ مواجه میشه و همین می تونه گیجش کنه.معمول هست تو سایت که دیالوگ هارو با یه اینتر از جمله توصیفی قبلی جدا می کنن.

نقل قول:
فلورانسو گفت:
- ...

البته ایرادی نداره شما بخواین دیالوگ هاتو رو جلوی جملات توصیفی متن بیارین ولی بهتره تو سطح رول یه رویه رو پیش بگیرین.

قسمت آخر پستتون و اینکه قیچی تیز در گردن فلورانسو فرو رفت خوب بود فقط بهتر بود بیشتر توضیح می دادین چه اتفاقی برای فلو افتاد. حتی با یه شکلک ساده میشد این کارو انجام داد تا این علامت سوال برای خواننده به وجود نیاد خب یعنی فلو متوجه شد قیچی تو گردنش فرو رفته؟چه اتفاقی براش افتاده الان؟مرده؟درد داره؟جیغ می زنه؟دست و پا می زنه؟گریه می کنه؟

نکته دیگه اینکه در به کار بردن شکلک ها دقت کنین.معمولا شکلک هارو در انتهای دیالوگ ها به کار می برن و به ندرت از اونها در پایان جملات توصیفی پست استفاده میشه اگر هم نویسنده احساس کنه لازمه باید در به کار بردن شکلک محتاط باشه یه شکلک نا به جا می تونه از زیبایی حس و حالو اون قسمت کم کنه.اتفاقی که در این قسمت از پست شما هم رخ داده.
نقل قول:
همین الان بهترین فرصته که سرش و از گردنش جدا کنم با همین طرز تفکر قیچی تیز رو در گردن فلرانسو فرو کرد.

هیچ نیازی به این شکلک در این قسمت نبود و جمله بدون وجودش هم به قدر کافی رسا و گویا بود.

پایان پستتون در نقطه خوب و مهیجی تموم شد و خواننده رو برای ادامه مشتاق نگه می داره.ضمن اینکه برای نفر بعدی که می خواد پست شمارو ادامه بده موقعیت خوبی ایجاد کردین.

اندازه پست شما خوب و مناسبه و توصیفات خوبی دارین. مهمتر از اون اینکه بین دیالوگ ها و توصیفات شما تعادل برقراره و سعی نکردین پستو پر از دیالوگ کنین.این نکته مثبتیه.در کل عرض کنم که به عنوان یه تازه وارد پست خوبی بود.با پست زدن هرچه بیشتر مطمئن باشید همین ایرادات جزئی رو هم می تونین به سادگی برطرف کنین.

در مورد سوال شما و اینکه جدی بنویسید یا طنز من فقط می تونم یه توصیه بکنم... راحت باشین! سعی نکین خودتون رو مقید کنین که حتما طنز بنویسین یا جدی.با هر روشی که راحتین و فکر می کنین به روحیات شما می خوره.مثلا خود من روحیاتم به جدی نویسی نزدیکتره. اگر تلاش کنین به زور سبکتون رو انتخاب کنین مسلما به نتیجه خوبی هم نمی رسین.

در مورد پست طنز خوب باید بگم خدمتتون که طنز نوشتن یه امر کاملا ابتکاریه.چیزی نیست که با زور بشه بهش رسید.البته خوندن پستای طنز نویسای خوب سایت مثل مورفین،لودو و جیمز و... می تونه تو ایده گرفتن به شما کمک کنه و راهنماتون باشه که چطور بنویسید. تو طنز نوشتن شما نباید خودتون رو مقید به نوشتن یه مورد خاص کنین.باید دستتون رو باز بذارید.طنز نوشتن نیاز به ذهن باز و به دور از هرگونه اجبار داره و بهترین پست های طنز زمانی نوشته میشن که نویسنده احساس می کنه مایله پست بزنه. وقتی یه ایده یا الهام به ذهنتون رسیده نابودنش نکنین.بذارین تو نوشته تون منعکس بشه و این نکته رو هم فراموش نکنین تو موقعیت های طنز هر اتفاقی ممکنه بیافته و محدودیتی وجود نداره.

با آرزوی موفقیت.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: طرح نقد پست های دیاگون!
ارسال شده در: دوشنبه 17 آذر 1393 19:39
نمایش جزئیات
آفلاین
آرایشگاه عمو آگریپا یه پست زدم لطفا نقدش کنید
کاملا جدی نقد کنید و به نظرتون طنز کار کنم یا جدی؟
و برای طنز خوب باید چه کارایی بکنم ؟
ممنون

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
از آبی متنفرم

تصویر تغییر اندازه داده شده


ارزشی خشن
تصویر تغییر اندازه داده شده


تصویر تغییر اندازه داده شده

پاسخ به: طرح نقد پست های دیاگون!
ارسال شده در: سه‌شنبه 22 مهر 1393 18:54
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست 190 مغازه ویزلی ها- کرنلیوس آگریپا

مستر آگریپای عزیز!به نقدخونه محقر ما خوش اومدین.

خوشحالم که می بینم بالاخره سوژه داره روند عادیشو طی می کنه.کارتون از این جهت خوب بود.

در مورد پستتون ابتدا به ساکن عرض کنم کمی طولانیه.یعنی کمی بیش از حد لازم طولانیه و همین باعث میشه حتی اگر بسیار جذاب باشه خواننده حوصله خوندنشو نداشته باشه ضمن اینکه کار برای نفر بعدی که می خواد پست ادامه بده کمی سخت میشه.
نقل قول:
که ییهو جرج یه لبخند colgate رو صورتش ظاهر شد.

این جمله بار طنز خوبی داشت اما دقت کنین که از شکلک در چه زمانی استفاده می کنین.لزوم نداره وقتی لینک لبخند رو دادین در کنارش از شکلکش هم استفاده کنین.شکلک ها معمولا تو دیالوگ استفاده میشن نه در انتهای جملات توصیفی.در این مواقع باید خیلی محتاط عمل کنیم چون استفاده غیر لازم از شکلک ها در این مواقع می تونن تاثیر عکس به جا بذارن و از زیبایی و بار طنز جمله کم کنن مثل همین قسمت از جمله شما که بدون شکلک به قدر کافی قوی بود.این ایراد در قسمت های مختلف پست هم تکرار شده:
نقل قول:
جرج انگار از خواب بیدارش کرده باشن سرشو تکون داد .

نقل قول:
برای ناظر‌ها و بانو دست تکون داد و به صورت عجیبی‌ به آنها ذول زد

ذول نه!زل!
نقل قول:
سعیشونو کردن که کلمه‌رو حرف به حرف بخونن که البته صحنهٔ خنده داری بود

در تمام این جملات که در بخش غیر دیالوگ پست به کار رفتن جملات به خودی خود منظور و مفهوم طنز رو به خوبی منتقل می کردن.در عوض من تصور می کنم تو برخی از دیالوگ هاتون میشد از شکلک برای جذاب تر کردنشون استفاده کرد که تقریبا تو هیچ دیالوگی این کارو نکدین!
این نکته رو فراموش نکنین شکلک ها در پستای طنز به نویسنده این امکانو میدن تا به جای توصیف حالت شخصیت ها از اونا استفاده کنه.
نقل قول:
راستش با این افسونای فلش بک سوروس و معجون‌های هکتور و بالاخره مورگنا که ییهو افتاد رو سرمون اصلا دیگه حالیم نیست چه سالیه...

اشارتون به اینکه چه بر سر روند سوژه اومده خلاقیت قشنگی بود.ولی جسارتا مورگانا صحیحه!
این ایراد تو قسمت ها دیگه پست هم دیده میشه.قبل از ارسال پست همیشه یه دور دیگه اونو بخونین تا این ایرادات به حداقل برسن.همیشه تو پستایی به این اندازه وجود یکی دوتا غلط املایی و نگارشی ایرادی نداره ولی بیشتر از این تعداد چندان جالب نیست.
نقل قول:
فرد و جرج قیافشون نآگهان به سفیدی ماه شب چهارده می‌شه!

افعال پست شما به صورت گذشته به کار رفتن ولی فعل جمله اینجا به زمان حال برگشته.به زمان افعال پست دقت داشته باشین.
نقل قول:
گوریل انگوری وارد میشود...اهم منظورم اینه که کرنلیوس بزرگ وارد میشود

این جمله بار طنز خوبی داشت.پسندیدیم!

استفاده از سه نقطه در پایان پست ایده خوبی نبود.حتی نیازی به جمله تو پرانتز نبود.شما می تونستین پست رو در همین قسمت و تا دیالوگ آگریپا به حال خودش بذارین و نوشتن ادامه دیالوگ هاشو به تخیل نفر بعد واگذار کنین.

پیشبرد سوژه تون خوب بود.ورود به موقع آگریپا تو حل مشکل ویزلی ها تونست وقفه ای که تو سوژه افتاده بود رو از بین ببره و حالا سوژه مسیر خودشو پیدا کرده.همینطور به اندازه کافی موضوع برای ادامه دادن در اختیار نفر بعدی قرار دادین.کارتون بس قابل ستایش بود!

من فکر می کنم شما در همین پست موفق شدین تا حد قابل قبولی شخصیت آگریپارو به خواننده بشناسونید. همینطور فرد و جرج شما تقریبا همونایین که ما می شناسیم.شخصیت پردازیتون خوب بود.فقط شخصیت سوروس و هکتور و مورگانا که از پست گذشته تو سوژن اینجا عملا بی استفاده موندن. خوب بود اونا هم یه نقشی تو پست شما ایفا می کردن.زیاد برای خواننده ملموس نیست که این سه شخصیت در سوژه باشن ولی نسبت به این وقایع هیچ واکنشی نشون ندن و عملا در حد یه هویج! ظاهر بشن.

پست شما یه پست طنز محسوب میشه و من فکر می کنم شما می تونین بهتر از این بنویسین.جمله بندی ها و توصیف صحنه هاتون قابل قبولن و نشون دادین که قدرت پردازش شخصیتی رو که برداشتین دارین.

با آرزوی موفقیت

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سیوروس اسنیپ در 1393/7/22 19:30:56
پاسخ به: طرح نقد پست های دیاگون!
ارسال شده در: سه‌شنبه 22 مهر 1393 03:19
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام بر ناظران کوچه. بنده تصمیم گرفتم اولین پست طنزمو توی فروشگاه برادران ویزلی بذارم... حالا امیدوارم که به تاپیک گند نخورده باشه (با توجه به گذشته وخیمش). خلاصه اگر بتونین اینو نقد کنین ازتون تشکرمندم... آهان و می‌خوام بدونم اصلا خنده دار هست یا نه. این جوری می‌تونم طنزمو حالا که هنوز شخصیتمو زیاد ثابت نکردم عوض کنم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: طرح نقد پست های دیاگون!
ارسال شده در: شنبه 19 مهر 1393 22:24
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست 189-مورگانا لی فای

آه مورگانای عزیز چقدر خوشحالم اینجا می بینمت.منو هکتور خیلی ازت ممنونیم. چقدر نیاز به کسی داشتیم تا این سوژه رو نجات بده!

نقل قول:
شتروق....

میوو....

- از روی من بلند شو ویزلی گنده بگ!!!

ورود مورگانا به سوژه قشنگ بود.اما کمی غیر منتظره بود.منظورم اینه که یکمرتبه اتفاق افتاد و خواننده براش آماده نبود.در اینجور مواقع خوبه کمی توضیح بدین.مثلا بعد از این جملات اشاره می کردین مورگانا یکمرتبه وسط کادر ظاهر شده و بر حسب اتفاق روی سر یکی از ویزلی های توی سوژه جسم یابی کرده.
همینطور صحنه رو به رویی مورگانا با برادران ویزلی می تونست جالبتر از این باشه.هرچی باشه مورگانا یه مرگخواره و دید چندان مثبتی به برادران دردسر درست کن ویزلی نداره. اینجا می تونست چشمه ای از قدرتاشو به اونا نشون بده یا ساتینو بفرسته دنبالشون و... من تصور نمی کنم مورگانا به همین سادگی از خیر سر به سر گذاشتن دوقلوهای ویزلی بگذره.به ویژه که باعث زمین خوردنش هم شدن.حتی پست شما می تونست فقط توصیف همین رو به رویی باشه. هرچند شما با هدف والاتری پست زدین ولی سعی کنین این جور صحنه هارو از دست ندیدن.
نقل قول:
میوووو...خرچـــ ( افکت جر خوردن لباس فرد یا جرج... هر کدوم که افتاده بودن روی ساتین)

استفادتون از پرانتز اینجا به جا بود. معمولا از پرانتز جایی که نیاز به توضیح بیشتر داره استفاده میشه.با این همه به شکلک پایانی نیازی نبود.شکلک ها بیشتر تو دیالوگ ها استفاده میشن و خیلی کم اتفاق می افته ازشون تو جملات توصیفی غیر دیالوگ استفاده بشه.در این مواقع برای استفاده از شکلک باید بسیار دقت داشته باشیم. چون یه شکلک نا به جا می تونه زیبایی اون قسمت از جمله رو کم کنه.
واگذار کردن حدس این موضوع به خواننده که لباس کدوم یکی از دوقلوها توسط ساتین پاره شده و در لفافه یادآوری شباهت بی حد ایندو به هم اشاره ظریف و زیبایی بود.
نکته دیگه اینکه مورگانا وارد سوژه میشه و جاییکه فرد و جرج ویزلی از قبل تو سوژه بودن ظاهر میشه.به نظرتون عجیب نیست که مورگانا افتاده زمین و زیر برادران ویزلی مدفون شده؟در واقع اگر مورگانا در سوژه ظاهر شده اونم جاییکه برادران ویزلی بودن منطقی تر اینه که اونا زیر مورگانا دفن بشن. خود من به عنوان خواننده پست شما این نکته به ذهنم رسید که جای مورگانا باید با اون نفر عوض بشه یا حداقل برای اینکه چرا مورگانا خورده زمین یه دلیل آورده بشه.
نقل قول:
و خاک آلود برخاست!

فکر می کنم قبلا هم توضیح دادم که استفاده از علامت(!) در انتهای جملات تاکیدی،امری و برای بیان حالات افسوس و تعجب و غیره به کار میره.حالا در انتهای این جمله جاش بود؟نه طبیعتا جمله شما یه جمله خبری ساده ست بدون هیچ تاکید یا حالت امری و...
در استفاده از علایم نگارشی هم به اندازه شکلک ها لازمه محتاط باشیم چون استفاده نا صحیح می تونه از زیبایی جملات کم کنه.
نقل قول:
چند دقیقه بعد هکتور که سرش را پایین انداخته و معلوم نبود چه چیزی را با چرتکه عهد سالازارش حساب میکرد، سینه به سینه مورگانا قرار گرفت

شما تا این قسمت سوژه رو از دید مورگانا روایت کردین ولی اینجا زاویه دید داستان یه لحظه از روی مورگانا به طرف هکتور تغییر مسیر داده.یه تغییر خیلی ناگهانی و بدون مقدمه. این تغییرات اگر بدون دلیل اتفاق بیافتن برای خواننده آزار دهنده هستن.مثلا بهتر بود می نوشتین چند دقیقه بعد مورگانا و هکتور سر پیچی به هم می رسن و هکتور با مورگانا سینه به سینه میشه و باعث میشه مورگانا بیافته روی زمین و یا هکتور همون لحظه که مورگانا میاد حرکت کنه به خواست نویسنده جلوی مورگانا ظاهر میشه و باهاش فیس تو فیس میشه و باقی ماجرا.
نقل قول:
سوروس که از جیغ های مورگانا جا خورده بود چند قدم جلو آمد و به مورگانا کمک کرد تا برخیزد.

هوم؟حس نمی کنین اسنیپ اینجا یکم مثل خودش نیست؟در کل منظورم اینه که اسنیپ شخصیت سرد و بی روحی داره و هرچند برای همکاراش ارزش زیادی قائله ولی در ظاهر اهل کمک کردن به کسی نیست.ضمن اینکه تصور نمی کنم جیغ و فریاد کسی خیلی درش تاثیر داشته باشه!
نقل قول:
داشتم وارد گرینگاتز میشدم که الک و دولک از آسمون بر سرم نازل شدن!

این جمله تون و توصیف برادران دو قلوی ویزلی به الک و دولک خلاقیت قشنگی بود.
نقل قول:
به همین دلیل جغدی که چشم های مورگانا را هدف گرفته بود، دقیقا روی سر فرد یا جرج فرود آمد
.
یه سوال!چند خط بالاتر گفتین که مورگانا حرکت می کنه تا ناظرهارو پیدا کنه و چند دقیقه بعد با هکتور رو در رو میشه.یعنی مورگانا تو این چند دقیقه از فرد و جرج دور نشده بوده که صحنه فرود جغد رو رو سر دوقلوها دیده؟یا کوچه رو دور زده و رسیده به خونه اول جاییکه برادران دوقلو اونجا بودن؟یا اصلا برادران ویزلی دنبال مورگانا راه افتادن؟این قسمت از سوژه خواننده با یه علامت سوال رو به رو شده. خوب بود براش یه توضیحی میاوردین تا خواننده دلیل حضور فرد و جرج رو در این قسمت بدونه.

توصیف صحنه هاتون مثل همیشه خوبن و ظاهر پستتون مرتبه و مناسب حال خواننده.
خاطرم هست یه بار تو پخ گفته بودین طنز نویسیتون خوب نیست و من در پاسخ گفتم این چیزه که به تدریج یاد میگیرین.این پست شما گواه اینه که حرفم درست بوده. این پست نسبت به پستهای قبلیتون بار طنز بیشتری داره.

شما با ویژگی ها و وظایف شخصیت های ایفا تو این مدت کم آشنا شدین و از این شناخت تو پستتون هم استفاده کردین.مثل اشاره به نظارت اسنیپ و هکتور تو کوچه دیاگون و علاقه هکتور به معجون سازی و خوروندن معجون به ملت و....آفرین.
ورودتون به سوژه و برگردوندنش به مسیر اصلی واقعا حرکت تحسین برانگیز و خلاقانه ای بود به ویژه اینکه من داشتم کم کم به قفل کردن تاپیک فکر می کردم!در اینجا از طرف خودم و هکتور بازم تشکر می کنم.

با آرزوی موفقیت

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سیوروس اسنیپ در 1393/7/20 0:48:39
پاسخ به: طرح نقد پست های دیاگون!
ارسال شده در: جمعه 18 مهر 1393 22:43
نمایش جزئیات
آفلاین
با درود و تقدیم احترام، درخواست نقد و بررسی اوشون دارم

با تشکرجات فراوان

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده



?How long will you have me in your memory
Always



Перерыв сердца людей. Осколки может сделать вас ударить ...
Кинжал в сердце иногда ... иногда ... иногда горло вашим отношениям веревки!
Святые люди ... черные или белые ... не сломать чью-то сердце.
پاسخ به: طرح نقد پست های دیاگون!
ارسال شده در: سه‌شنبه 8 مهر 1393 21:17
نمایش جزئیات
آفلاین
جینی عزیز اول از همه یه اشاره بکنم که مورد استفاده تاپیک پیام امروز اطلاع رسانی اخبار هری پاتر در محدوده سایته.پست شما چنین ویژگی هایی رو نداره جز کمی در اول پستتون و بسیار شبیه خاطرات روزمره یه زن خانه داره.قبل از ارسال پست در این تاپیک بد نبود یه نگاه به اینجا و اینجا می نداختین.

پست های خبری یکی از انواع پست های تکی هستن. با یک تفاوت که اینجور پستا احتیاج به یه سوژه مشخص و هیجان انگیز دارن. یه خاطره ساده یا یه اتفاق نه چندان غیر عادی نمی تونه ارزش خبر شدن رو داشته باشه. و چیزی که ارزش خبری ند اشته باشه در این نوع از تاپیک ها نمی تونه خواننده رو جلب کنه.یا قسمتی که درباره ورود هری به آشپزخونه توضیح داده شده هم بیشتر حالت خاطره داره.در هیچ گزارشی احساسات خصوصی نویسنده تا این حد توضیح داده نمی شه.ولی اگه این تاپیک خبری نبود توصیف اون قسمت جالب محسوب می شد.صحنه و احساسات به شکل روشن و خوبی توضیح داده شده.

مشکل اصلی این پست اینه که چیزی که ادعا می کنه نیست. زندگی روزانه جینی ویزلی نیست!
این پست گزارشی درباره زندگی جینی ویزلیه. خیلی وارد جزئیات شده. اگه پست مثلا در خاطرات یاران ققنوس زده می شد اشکالی نداشت. ولی توضیح درباره اینکه جینی چطور موهاشو جمع می کنه یا هری چقدر به فرنی علاقه داره، در این تاپیک می تونه برای خواننده خسته کننده باشه.

نقل قول:
اوه!هری بیدار شده!

میچینم.همینطور که زیر لب آهنگ "رقص با ماتیلدا"رو زمزمه میکنم،


می بخشید دقیقا اینجا چه چیزی می چینین؟
اگر مقصود شما واقعا چیدن بوده خوب بود به طور دقیق توضیح می دادین چی میچینین.گل؟برای سر میز صبحونه؟
یا شاید می خواستین بشینین؟توصیه م همیشه اینه که قبل از ارسال پست یه بار با دقت بخونینش.تو نقد تکالیف هاگوارتز هم این موردو براتون توضیح دادم.اگر منظور شما رو از سایر جملات پست میشد فهمید شاید این اشتباه چندان به چشم نمی یومد ولی در حال حاضر نقش اساسی پیدا کرده چون منظورتون رو نمیشه از سایر جملات فهمید و در اینجا شما خواننده رو با یه علامت سوال بزرگ برای فهمیدن اینکه مقصود واقعیتون چی بوده رو در رو کردین.

توصیف نگرانی جینی برای بچه هاش، نگرانی هری درباره جینی و نگاه های نگران بچه ها به مادرشون دوست داشتنی بود...احساسات پاک و عشق خالص یه خانواده رو به خوبی نشون داده.ولی همونطور که گفتم به نظر من اگه در قالب یه خاطره بیان می شد بهتر بود. فرق خاطره با این تاپیک اینه که اینجا نباید فراموش کنین که دارین برای همه می نویسین. همه جادوگرا قراره این گزارش رو بخونن. برای همین گزارش ها حتی اگه درباره زندگی روزانه یه فرد باشن کمی محتاطانه تر نوشته می شن.
خاطره این حالت رو نداره. خصوصیه...نویسنده قادره احساساتشم بدون سانسور بیان کنه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سیوروس اسنیپ در 1393/7/8 22:21:01
ویرایش شده توسط سیوروس اسنیپ در 1393/7/8 22:30:42
پاسخ به: طرح نقد پست های دیاگون!
ارسال شده در: سه‌شنبه 8 مهر 1393 17:19
نمایش جزئیات
آفلاین
اگر میشود این پست را نقد فرمایید.
با تچکر!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
قدم قدم تا روشنایی، از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
میجنگیم تا آخرین نفس !!
میجنگیم برای پیروزی !!!
برای عـشـــق !!!!
برای گـریـفـیندور !!!!!


ارزشی انفجاری


تصویر تغییر اندازه داده شده




شناسه قبلی:لاوندر براون