جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
›
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

96 کاربر(ها) آنلاین هستند (36 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
92 مهمانان 4 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

انتخابات وزارت

نشان ستاد برگزاری بیست‌ویکمین دورهٔ انتخابات وزارت سحر و جادو

انتخابات بیست‌ویکمین دورهٔ وزارت سحر و جادو آغاز شد

نام‌نویسی نامزدهای وزارت آغاز شده است. اگر آماده‌اید برنامه‌هایتان را با جامعهٔ جادوگری در میان بگذارید، همین حالا برای نامزدی اقدام کنید.

مهلت ثبت‌نام: ۲ تا ۵ مهر
۰روز ۰۰ساعت ۰۰دقیقه ۰۰ثانیه
نام‌نویسی نامزدها

منظومه چهارگانه اشعار

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 2 کاربر مهمان
Re: برای تو میسرایم ای گریفندور !
ارسال شده در: یکشنبه 24 شهریور 1387 19:47
نمایش جزئیات
آفلاین
گریفندور،گروهی که هرگز از پای نخواهد نشست!
گروهی که هری پاتر را به دنیا داد!گروهی که همواره قهرمان بود،هست و خواهد بود!شجاع ترین مردان و زنان را دربردارد!
همیشه پایدار باشی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ّّFor What I've Done
I Start Again
And Whatever Pain May Come
Today This Ends
I'm Forgiving What I've Done

Re: برای تو میسرایم ای گریفندور !
ارسال شده در: جمعه 22 شهریور 1387 13:07
نمایش جزئیات
آفلاین
ايستاده ام و نگاه ميكنم گريفيندورم را...

گريفيندور!
براستي چه افسونهايي اينجا رخ داده، كه افسانه ها و عاشقانه هايِ زيباي رازآميزِ جاري در تو، با شيوايي قلمِ رولينگ مكتوب است...

چه روح خفته ي باشكوهي دارد تالار من و سلسلهْ نوادگانِ گودريك...
چه برّان و زيباست شمشير آخته به زهر باسيليسك ات؛

درود بر آلبوس كبير، كه به يادش امشب، با ماه به مهمانيِ ستارگانِ روشنِ برج ات خواهم آمد...
و هري، سمفونيِ دلنوازِ محبت اش را، پيشكشِ محبوبش خواهد كرد!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
در كنار درياچه ي نقره ايي قدم ميزنم
و با بغضي که مدتهاست گلويم را ميفشارد، رو به امواج خروشانش مي ايستم
و در افق،
طرح غم انگيز نگاهش را ميبينم،
كه هنوز هم اثر جادويي اش را به قلب رنجورم نشانه ميرود..
كه هنوز نتوانستم مرگ نا به هنگام و تلخش را باور كنم..
كه هنوز بند بند اين تن نا استوار به نيروي خاطره ي لبخند اوست كه پابرجاست..
با يأس يقه ي ردايم را چنگ ميزنم و در برابر وزش تند نسيم،
وجودِ ويرانم را از هر چه برودت و نيستي حفظ ميكنم..
از سمت جنگل ممنوعه، طوفاني به راهست
و حجم نامشخصي از برگ و شاخه ي درختان مختلف را به اين سو ميآورد..
اخم ميكنم تا مژگانم دربرابر اين طوفان،
از چشمان اشكبارم محافظت كند..
شايد يك طوفان همه ي آن خاطره ي تلخ را از وجودم بزدايد..
Re: دیوان هافلپاف
ارسال شده در: دوشنبه 18 شهریور 1387 19:57
نمایش جزئیات
آفلاین
عجب تالار بی رنگی ...
هزاران پست بی مفهوم ، هزاران قصه سنگی
عجب تالار بی رنگی ...

نه غوغایی ، نه سودایی
نه زیبای شکرخایی
نه جادو های رول هایی
نه دنیایی ، نه عقبایی
نه رول های فراوانی
نه سوژه های اسانی
عجب عاری ، عجب ننگی ...
عجب تالار بی رنگی ...

نه جدی های جان سوزی
نه طنز خنده افروزی
شبی در قالب روزی
نه سرمایی و نه سوزی
نه گرمای جهان سوزی
نه آبروی و نه رنگی
عجب تالار بی رنگی ...

مدام از چرخه فریاد
مدام از بند رول آزاد
مدام اماده بیداد
بدون پایه و بنیاد
گریف اماده افراد
راون سرداده در سرداد
رود هافل مدام از یاد
مدام درگیر در جنگی ...
عجب تالار بی رنگی ...

برای برتری شاید
برای تازگی شاید
نوشتن راهتان باید
رقابت فکرتان باید
مگر آزاد گردانی
گروهت را از این منگی*()

عجب تالار بی رنگی ...

-------------------------------------------------------
* قافیه چو تنگ آید / شاعر به جفنگ آید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پیوز در 1387/6/18 19:59:53
ویرایش شده توسط پیوز در 1387/6/18 20:00:57
ویرایش شده توسط پیوز در 1387/6/18 20:02:59
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر تغییر اندازه داده شده






A Never Ending Story ...
Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: دوشنبه 21 مرداد 1387 19:41
نمایش جزئیات
آفلاین
بیا با هم برقصیم - از پرسی ویزلی و دار و دستش نترسیم!

با هم زدیم به ریش پرسی بوق ! - برای سریعتر مردنش بخوریم دوغ!

میزند حرف ناجور به سراف و گابر - نیست این مردک یک آدم صابر

می کند در کارهایی که به وی مربوط نیست دخالت - نباشد برای توصیف هوشش هیچ عبارت!


آقایون و خانوما کوتاه بود ولی پرمعنی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[img align=right]http://signatures.mylivesignature.com/54486/280/4940527B779F95
Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: شنبه 12 مرداد 1387 21:08
نمایش جزئیات
آفلاین
ميشه شعر نو هم گذاشت ؟اخه من استعداد شعر منظوم رو ندارم!!!!
براي همين ببا تغيير و الهام گرفتن از شعر سعدي اينو ميذارم!
ريوني ها دوستان يكديگرند ..كه در سحر و جادو ز يك گوهرند.
چو ريوني به درد آيد از روزگار ..نباشد دگر دوستان را قرار
تو كز محنت ريوني بي غمي...گمانم پسر عمه ي ريدلي!
( يه چيز تو مايه هاي پسر عمه ي شلغمي!)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شايدفراسوي زمان و مكان و در درون واقعيتي ژرف تر همگي اعضاي يك بدن باشيم
-----
ايا شما كه صورتتان را
در
Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: شنبه 12 مرداد 1387 13:29
نمایش جزئیات
آفلاین
همه ی اینا درباره این بازیه درباره چطور انجام شدن این بازیه
درباره کنترل کردنش اگه بتونی کنترلش کنی
این درباره بدهی هست اگه تو بتونی اونو پرداختش کنی
اینا درباره رنجه کی می خواد این درد و رنج رو بگیره
به من میگن بازی . بازی منم تو که نمی خوای با من بازی کنی
همه چیز تو کنترل من تو هیچ جور نمی تونی منو شکست بدی
من هستم یه بدهی سنگین که تو نمی تونی منو پرداخت کنی
من یه رنجی هستم که تو نمی تونی منو بگیری
اماده یه بازی شو

ها ها ها ها

به من میگن بازی
من بازیم و من قوانینش رو تعیین می کنم
یه کاری بکن یا مثله یه احمق بمیر
سعی بکن حالیت بشه من چه حرکتی میخوام کنم
بیا احمق ترسو بیا یه کاری بکن یه چیزی بگو چرا چیزی نمی پرسی
اینو یادت باشه بدهی هست که تو باید پرداختش کنی
اينو فراموش نکن.بهايي هست که تو بتوني پرداختش کني؟
بهت گفتم من بازی ام و همین حالا می خوام بازی رو شروع کنم

ها ها ها ها ها ها

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[img align=right]http://signatures.mylivesignature.com/54486/280/4940527B779F95
Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: شنبه 22 تیر 1387 07:41
نمایش جزئیات
آفلاین
گابریل باید برقصه گابریل باید برقصه

نبینم که باز نشستی..منتظر چی هستی؟

تو جشن ریونی ها باید پاشی برقصی

اخه من قربون اون اواتر خوشکلت برم

روی موهاش غم نشینه قربوون اون ناظره برم

پاشو باز وسط برقص تا هوش بریزم زیر پات

تا به اتیش بکشی صحنه رو با دلبری هات.!

گابریل باید برقصه گابریل باید برقصه!





گابی گابی گابی جونم جادوگران بی تو می میره.!
ریونی ها با وجودت تازه دارن جون می گیرن
دیگه حرفای دیگران شده واسم خیلی بی معنی
ما تو رو داریم و تو ناظر مایی
بقیه ناظرا نیستن مهم دیگه ما تورو داریم و واسمون مهم اینه.!
گابی گابی گابی جونم جادوگران بی تو میمیره .
ریون تازه داره با وجودت جون میگیره.!!

هلنا..هوهو..گابریل..حالا بیا..راوانا..هوو لونا دیشتابم دادام
بی من میری تالار؟
هر لحظه فعالیتت بیشتر میشه تو ریون
از دست همه گروه بدا دزدیدی مارو
تو فعالی نازی تالار رو کردی فعال دمت گرم
شنیدم خانمی به تالارای دیگه میری و میای تو
بی خیال میری و میای تو.!
شنیدم دوبــاره من نبودم و صاف رفتی هافل
همه اعضا رو بیچوندی هوس تالار گردی کردی
می خوان بدزدنت از ما مگه ما مردیم؟
چون تو ماله مایی و ما ماله تو اره عشق مایی تو.
نیاد اون روزی که بخوای از تالار دل بکنی تو.!
هوهوهوهو


امشب شب مهتابه..دیهم رو می خوام
مامانم اگه خوابه دیهم رو می خوام
خوابست بیدارش نکنین.
هشیارست مستش بکنید
گویید هلنا امده در پی دیهم امده.
امده ببره باهوش بشـه به اون چه ربطی داره؟.

تالار ریون..تنظیم هلنا ریونکلاو..با صدای گابریل دلاکور.

لحظه لحظه گذر عمر ..مثل اینه که تو میگی
دونه دونه خاطراتم تو می خوای ازم بگیری
نگو مثل بار اول ..دستمو دوباره خوندی
بین دادن و ندادن تو سر دوراهی موندی........
هههههههههههههو
نگو دیهم ننتو به هیچ وجه بهت نمی دم.
حیف عمری که تلف شد پای دبهم و گرفـــــــــــــتن
دیشتام.
توی گوشـته ی تالارم..یک سبــد خالیــه
بزودی دیهم خوشکل توی اون جا گرفــته

مخوان اواز عشق انگیز ای دختر
صدای نغمه ی مستانه ات را در گلو بشکن.
پسر اوا زعشق انگیز را بس کن
سرود لحظه های کامیابی را بدور افکن
تو ای دختر که شور نغمه از لبهات لبریز است.
برای نغمه هایت فکر دیگر کن.
تو ای مرد جوان کز کام ها در سینه ات بانگی طربخیز است
سرود هاگوارتز سر کن
مخوان اواز ای دختر .
اگر اواز می خوانی
بخوان اواز ان هلنی بدبخت را
که در جستجوی دیهم بسر برد
و هیچ کس اورا یاری نیست
ز غصه بانگی در گلو دارد
مخوان اواز ی پسر
اگر اواز می خوانی
بخوان اواز ان گابریل بی عشق را
که در جستجوی شوهر بدجوری غمگین است
بخوان اواز ان لونای بیچاره
که هوشی در سرش هویــدا نیست
مخوان اواز عشق انگیز ای دختر
اگه آواز می خوانی
بخوآن اواز ان آلفرد بدبخت را
که در امتیاز دهی نجوم بدماندس
بخوان اواز ان مرد فلک زده
که به همه تکالیف از دم صفر دادس
مخوان اواز عشق انگیز ای دختر
اگر اواز می خوانی
بخوان اواز ان راچر ببدبخت را
که از بدهکاری بدجوری در گل ماندس .!
منوی مدیریتش را بگو
که بدجوری خراب گشتس
نخواتن اواز ای مرد جوان
اگر اواز می خوانی
بخوان اواز ان سرفینای مستکبر را
که در استکبار همری ز پست دارد
مخوان اواز ای دختر
صدای نغمه ی مستانه ات را در گلو بشکن
پسر اواز عشق انگیر را بس کن.
سرود لحظه های کامیابی را بدور افکن
اگر اوا زمی خوانی
بخوان اواز ان ادی ماکای بدبخت را
که در جستجوی اواتر سفید مفید
عمری تلف کردس
و غافل از ان که اواترش خود بخود سفید گشتس



مخوان اواز ای دختر اگر اوازمی خوانی بخوان اواز من بی کار را
که از صبح تاشب مشغول پست زدن.!!!

خیـــلی ممنون

*هیچ منظور خاصی در این اشعار نیست احساساتی نشید

سروده :اســتاد بزرگ ادبیات معاصر بوقستان..هلنا ریونکلاو

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
عظیم ترین گنجینه ی هر انسان هوش سرشار اوست

این بار ثابت می کنم کی هستم

only raven .
Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: پنجشنبه 20 تیر 1387 04:55
نمایش جزئیات
آفلاین
این تالار نیست این بهشته ...خیلی خره هرکی که توش نپسته

هی برین بگید ریون فعال نیست..کی گفته تالار راوانا با کلاس نیست؟

بیا جلو ببیم حرفت چیه...اگه این ادعاته پس پستت چیه؟

اگه تو نمی تونی پست بزنی توی تالار ..چرا نمی ری بشینی پیش بکس بی حال؟

قافیه هارو داشتید {}

راوانا چو گریست اشک او گوهر شد
چو دست بر مجسمه اش زدم مرمر شد
اشفته شدم کشیدمش در اغوش
افتاد به بیچ و تابو و ادم شد

اهای گابریل عاشق..اهای عمر دقایق

اهای مالیده شده به موهای اواترت روغن شقایق

بارتی که دل به تو داده..چرا نیستی کنارش..

بقیشو بلد نیستم

قربون شما

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
عظیم ترین گنجینه ی هر انسان هوش سرشار اوست

این بار ثابت می کنم کی هستم

only raven .
Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: چهارشنبه 19 تیر 1387 18:57
نمایش جزئیات
آفلاین
دو تا شعر:

شعر یک، نام شعر: صد دانه یاقوت.

ریون، صد دانه یاقوت
دسته به دسته
با ناز و ادا
او جا نشسته !

صداش بزن بگوو
پاشو برو گم شو!
یه پست بزن عموو
تا که با هم باشیم! ( به به! )

بلند شد و رفت
قهر کرد تا ابت !*
میخواست بزنه تو سرت!
گفتم نزنتت! ( در این قسمت قافیه بازی رو حال کنید! )

این صدای چی بود؟
تی ان تی بود؟
دارم تقلید میکنم از یکی..
نفهمیدی هنوز؟

آه آری! تی ان تی بود!
چون نگاه کن،
کله اش پر شد ز دود! **
بدرود ..

*: ابت: ابد! به هر حال شعر هم قافیه لازم داره.
**: کپی رایت ِ این بیست و این صدای چیست تی ان تی نبود بای یکی! اصلا یادم نیست کی ولی فکر کنم پستشو دو سال پیش توی تاپیک و چه خالی میرفت خونده بودم.. شایدم یه جایی تو انجمن اشتراکی !! کلا.


این پست در راستای بالا اومدن تاپیک و لرزوندن تن تاپیک بود!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b]دیگه ب
Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: پنجشنبه 13 تیر 1387 02:41
نمایش جزئیات
آفلاین
تو این زمونه ریونی نمی مونه
ریون چیه تاپیک چیه پست کدومه
رفته شور و شوق هر چی فعاله
چند تا پست تویک روز خیلی محاله
فعال تو ریون کم پیدا می شه
کریچو بردن چی حالا می شه
تو این تاپیکا پست رفته از یاد
سکوت قلب سراف شده فریاد

حالا وای وای وای وای وای
حالا وای وای وای وای وای
حالا وای وای وای وای وای

بنده هر گونه شباهت این شعر را به هر ترانه و شعر تکذبب نموده و آمادگی خود را برای هر گونه کل کل اعلام می دارم.


خواجه راونکلاو( لسان الآشکار )

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.