دوشیزه ویزلی!کاش
پست تدریس و نحوه نوشتن و فاصلهگذاری دیالوگها و توصیفهارو برای یک بار هم که شده با دقت میخوندی که قبل ارسال پستت فاصله بین توصیفات و دیالوگهارو یاد بگیری و دوباره از اول نیایم همون پستو تکرار کنیم. دلت میاد منو با این پای چوبیم انقدر به دردسر بندازی خانم جوان؟
نقل قول:
هانا با چهره راضی گفت:
- مال من طمع پرتغال میده.
زمانی که توصیف و دیالوگ بعدش به یک شخصیت تعلق دارن نباید بینشون فاصله بذاریم. اینجا کی داره با چهره راضی میگه؟ هانا. دیالوگ رو کی بیان کرده؟ هانا. پس دیگه نیازی به فاصله نیست. به این شکل باید نوشته بشه:
هانا با چهره راضی گفت:
- مال من طعم پرتقال میده.بعد از دیالوگت اگر بازم بخوای دیالوگ بنویسی مثل اینجا:
نقل قول:
- دفتر خاطرات منه!
- بخونش، بخونش، بخونش!
- چیز مهمی داخلش نیست.
دیگه نباید بین دیالوگها فاصله بذاری. به این شکل باید نوشته میشدن:
- دفتر خاطرات منه!
- بخونش، بخونش، بخونش!
- چیز مهمی داخلش نیست.ولی اگر بعد دیالوگت بخوای شروع کنی به توصیف کردن باید دوتا اینتر فاصله بذاری مثل همین شکلی که نوشتی:
نقل قول:
لورا با چهره پوکر گفت:
- طعم شکلات میده، من از شکلات متنفرم!
سوزان با چهره ناراحت گفت:
کلا زیادی با اینتر دوستی. ما وقتی اینتر میزنیم وسط پاراگرافها که موضوع عوض شده باشه نه همینطوری بیدلیل!
نقل قول:
من، هانا، سوزان و لورا در خوابگاه هافلپاف گرد هم جمع شده بودیم و مشغول حرف زدن بودیم.
هانا، پیژامه زرد و سیاه راه راهی پوشیده بود و موهای طلایی خودش را باز گذاشته بود.
اینجا اصلا دلیل خاصی واسه زدن اینتر و شروع دوبارهت از سر خط وجود نداره. سعی کن پستات رو به صورت پاراگراف پاراگراف بنویسی و وقتی موضوع یه پاراگراف با پاراگراف بعدی متفاوته بینشون دوتا اینتر بزنی و پاراگراف بعدیو شروع کنی.
نقل قول:
- همه چیز از روزی شروع شد که سوزان بحث چالش های ترسناک را پیش کشید، آن روز به خاطر چالش تصمیم رفتن به کوچه دیاگون را گرفتیم. همه آماده شدیم و به کوچه ناتکرن رفتیم. کوچه ناتکرن خیلی از تصورات ما ترسناک تر بود اما ما که دنبال ماجراجویی بودیم تصمیم که گردش در آنجا را گرفتیم. کوچه ناتکرن پر از جمجمه های سفید، کتاب های ممنوعه، معجون های عجیب و... بود. و ماجرا جایی بدتر شد که لورا ایده یادگاری را داد...
ما که هیچ تجربه ای نداشتیم با دیدن اولین عتیقه فروشی تصمیم به ورداشتن یک وسیله جادوی سیاه گرفتیم، عتیقه فروشی دیوار های چوبی و قدیمی داشت و داخلش پر از سنگ های جادویی و جواهرات خطرناک بود، ما تصمیم گرفتیم که یک گردنبند کوچک سیاه با نگین های قرمز خونین را برداریم و فرار کنیم. 😆
اما گیر افتادیم و مجبور به پس دادن گردنبند شدیم و با هم تصمیم گرفتیم تا ابد به کوچه ناتکرن پا نزاریم.😬
اینتر وسط دیالوگ هم اشتباهه. این دیالوگ همش داره توی یه لحظه توسط شخصیت بیان میشه و هیچ دلیلی نداره وسطش بره سر خط. این پرشها باعث میشه حواس خواننده از محتوا پرت بشه و بهتره ازش اجتناب بشه.
پیشنهاد میکنم برای قشنگتر شدن ظاهر پستات از
ایموجیهای خود سایت استفاده کنی که برای همین کاربرد ساخته شدن. برای دسترسی به این ایموجیها فقط کافیه از نوار ابزار نوشتار روی دکمه شکلک لبخند که کنار مدیریته کلیک کنی.
خیلی اشکال املایی و نگارشی زیادی هم داری. توی پست تدریس دقیقا نوشتیم "ناکترن" باز توی پست خودت نوشتی "ناتکرن"! "پرتغال" یه کشوره، "پرتقاله" که میوه هست. "بزاریم" یعنی زار بزنیم، "بذاریم" درسته که از گذاشتن میاد.
و در نهایت توی پست تدریس خیلی واضح گفتیم چالش اول برای توصیف کردنه یعنی توی همه بخشهای پستت باید فضا، شخصیتها و اعمالشون توصیف بشن به طوری که خواننده بتونه با خوندن پستت مدام صحنههارو تجسم کنه. در حالی که توی پستت کل تمرکزت روی دیالوگ نویسی بود بجای توصیف. حتی بخش کوچه ناکترن که خواسته بودیمم وسط دیالوگ آورده بودی!
لطفاً یه پست دیگه بنویس و توش به ناکترن برو و با رعایت نکاتی که گفتم به توصیف دقیق و با جزئیات اتفاقاتی که اونجا رخ میده بپرداز.
چالش اولت تایید نمیشه.