- خیله خب فهمیدم. چند دفعه میگی؟ :vay: باید اول برم یه سرو گوشی آب بدم ببینم لرد کجاست و داره چیکار می کنه و حسابی سرشو گرم کنم وقتی دیدم اوضاع جوره با پاترونوس خبرتون کنم.
جاگسن هم صاف ایستاد و با حالتی سرد و بی تفاوت گفت:
- خوبه. بالاخره بعد از دفعه صدم یه چیزی فهمیدی. فقط یادت باشه الان این حرکات رو ندیده می گیرم ولی وقتی که لرد شدم به هیچ عنوان چنین بی احترامی هایی رو تحمل نمی کنم. مفهومه؟
ملت مرگخوار:
ناگهان بلاتریکس جلو آمد:
- سرورم... نه...چیزه ابهتش منو یه لحظه گرفت. آخه خیلی مثل مای لرد شدی یهویی.
منم باید با این دختره برم تا مراقبش باشم. کلا مشکوک میزنه.زمزمه هایی در تایید حرف بلا بلند شد.
آیلین و جاگسن: :worry:
آیلین که حسابی از دست بلا کفری شده بود از خشم قرمز شد. جاگسن که میدید چیزی نمانده آیلین تمام موهای بلا را با یک حرکت چوبش کز بدهد با دستپاچگی گفت:
- نیازی نیست... ام بلا. ما که بررسی کردیم چرا اول آیلین بره. قرار شد اون به اسم انجام ماموریت بره سراغ لرد سیاه و سرشو گرم کنه.
تازه شماها قراره دنبال کشف سابقه ما باشین. یه نگاه به پستهای قبلی بکن. ارباب گفت شما همه اتون برای انجام کارای شخصیتون از مقر خارج شدین و ما هم باید می رفتیم نخود سیاه پیدا می کردیم و قرار بود ما نفهمیم که این نقشه بوده خیر سرتون
حالا اگه لرد تو رو با آیلین ببینه فکر نمی کنی شک کنه چرا با همید در حالیکه قرار نبود با هم برخوردی داشته باشید؟ملت:
مورفین که در حال چرت زدن بود ناگهان چرتش پاره شد و گفت:
- ژاگشن ژون. خب شرا این بره یکی از مارو بفرشت.
ملت:
جاگسن با کم صبری گفت:
- فکر کنم یه دویست باری اینارو با هم دوره کردیم. آخه شما قراره خیر سرتون تو ماموریت کشف پیشینه ما باشید. چرا نمی گیرید آخه
ملت:
جاگسن پیش از آنکه سوال دیگری پیش بیاید رو به آیلین گفت:
- خیله خب... زودتر برو دیگه. معطل چی هستی؟ فقط یادت باشه خوب از فرصتت استفاده کنی.سلام منو هم به لرد سیاه برسون
آیلین در حالیکه تلاش می کرد مرگخواران را به خود مشکوک نکند به آرامی از درب خانه خارج شد تا بلافاصله به مقر و نزد لرد سیاه آپارات کند. بی شک اخبار جالبی برای او داشت.
کیلومترها آنسوتر- مقر مرگخواران
لرد سیاه در حالیکه روی تخت گرم و نرمش دراز کشیده و در حال نوازش نجینی بود می گفت:
- آره پرنسس ارباب همینکه خیانت این دوتا رو شد جفتشونو میدم به خودت.
نجینی با اشتها فش فشی کرد.
ناگهان درب اتاق چهارتاق باز شد و آیلین با کله خود را به داخل اتاق انداخت. لرد شش متر از جا پرید و با سقف یکی شد تا رکوردار بلند ترین پرش جادوگران شود.
-ارببببببببااااااب.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج




"
