آفتاب در پشت ابر ها پنهان شده بود و مه سنگینی در اوایل ساعات صبح به تمامی زمین بازی کوئیدیچ رخنه کرده بود.
زمین چمن که از باران شب گذشته همچنان خیس بود و شبنم های درشتی بر روی آن نشسته بود تا دقایقی دیگر شاهد ورود دو تیم که هر کدام در زمان اوج خود به سر می بردند بود.
تماشاگران از ساعاتی پیش با تحمل هوای سرد و نبود خورشید بر روی صندلی های زمین ورزشگاه نشسته بودند و منتظر ورود دو تیم آواره ی ویگتاون و باز فال ماوت بودند.
ناگهان با شروع صحبت گزارشگر در ورودی ورزشگاه که به هر دو رختکن مرتبط بود باز گشت و دو تیم پا به هوای مه گرفته و مرطوب بیرون گذاشتند.
گزارشگر با صدایی کلفت و محزون که زیاد مناسب این شغل نبود شروع به توصیف تیم ها کرد.
ـ تیم آواره ی ویگتاون مانند معمول با ردایی قرمز و یک ساطور نقره ای رنگ با چهره هایی مصمم وارد زمین میشن.اونها تو این لیگ یکی از دعیان اصلی قهرمانی هستند! از طرفی والتر قصاب با همان ساطور معروف و چوب جادویش در کنار زمین ایستاده و با اخمی دائمی مشغول بر انداز کردن هر دو تیم است...!
گزارشگر سرفه ی خشکی کرد و ادامه داد.
ـ از طرف دیگر تیم باز فال ماوت با ردایی سفید و خاکستری در حالیکه سربازی شکوهمند بر روی سینه هر بازیکن حک شده وارد زمین میشن.از حالت چهره اشان می توان فهمید که بسیار مایل به پیروزی در این بازی هستند.
والتر قصاب کمی این پا و اون پا کرد و سعی کرد برق ساطورش را به رخ تیم باز فال ماوت بکشد ولی آنها هیچ واکنشی از اینکه ترسیده و یا روحیه اشان را باخته باشند از خود بروز ندادند.
بازی با سوت داور آغاز میشه هر دو تیم در شلوغی تشویق هوادارن هر دو گروه از زمین بلند شدند.
ـ اوه بله... رابرت والتر در حالی که باز دارنده رو شوت میکنه چرخی میزنه و به طور حیرت انگیزی سر حریف رو که پاول وردبرت از تیم باز فال ماوت بود رو می شکونه و با رضایت مشغول به ادامه پرواز خودش میشه...!
نیم ساعت بعد
ـ بازی 120 به 100 به نفع تیم باز فال ماوت هست و قدرت این تیم مهر تائیدی میزنه بر پیروزی و نیز شکست تیم آوارگان!
والتر پیر با ناخشنودی مشغول مشاهده بازی بود و این پا و اون پا می کرد گویا منتظر بود که هرچه سریع تر دخترش جسیکا گوی زرین به دست به دور زمین بچرخد!
ـ اوه خدای من...مکسان برت لی جست و جو گر باز فال ماوت به سرعت حرکت کرد.چشمان تیز او حرف نداره! گوی زرین رو دیده و هم اکنون در حال به دنبال کردن آن در زیر سکوی تماشگران هست و هنوز بیرون نیومده... واااااای مکسان برت لی این بار با دستی پر بیرون میاد!
او گوی زرین را با دستان خود گرفته و آن را به دور زمین می چرخاند.
فریاد و تشویق گوش خراش هواداران تیم باز فال ماوت ورزشگاه را به لرزه در آورد!
آنلاینها
14 کاربر(ها) آنلاین هستند (10 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
13
مهمانان
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
پیام امروز
[[single]] مغازه ورزشی کوییدیچ
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
Re: ����� ����� ������
Re: ����� ����� ������
Re: ����� ����� �������
مغازه ورزشی کوییدیچ
Re: مغازه ورزشي كوييديچ
Re: مغازه ورزشي كوييديچ
Re: مغازه ورزشي كوييديچ
Re: مغازه ورزشي كوييديچ
Re: مغازه ورزشی کوییدیچ
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج






اِ نه یه لحظه صبر کنید
اصلا مغازه متعلق به خودتونه قدم شما روی چشم پول چیه بیا جاروی آذرخش بهت میدم با 200 درصد تخفیف
پش شیش تا آژرخش برام بفرشت شر کوچه پولشم بعدا بدی اشکال نداره
