مردم وحشتزده از مغازهها فرار کردند، پنجرهها بسته شد، جادوگران خودشان را پشت پیشخوانها قایم کردند. اما باسیلیسک، با وقاری سلطنتی، مستقیم به سمت مغازهی «هفت دسته جارو» خزید، دمش را دور تیر چراغی پیچید، و روی زمین حلقه زد. در دهانش، طوماری مهر و مومشده با مهر مارگون هاگوارتز قرار داشت.طلسمی محافظتی، مردم را از چشمان کشندهی او در امان نگه میداشت. مغازهدارها با تردید جلو آمدند، طومار را با لرز از دهان او بیرون کشیدند و خواندند:
درود بر مغازهداران محترم فروشگاه «هفت دسته جارو»،
اینجانب سالازار اسلیترین، مؤسس مدرسه هاگوارتز و مدیر فعلی آن، بر این باورم که کوییدیچ، ورزش و تندرستی، از ارکان بنیادین زندگی هر جادوگر واقعیست. بنابر تجربهی قرنها آموزش و فرمانروایی، معتقدم هر فردی، پیش از تسلط بر جادوهای سیاه و سفید، کهن و نو، باید بر جسم خویش تسلط داشته باشد.
در همین راستا، ما در پشت مدرسه هاگوارتز، گهگاه همراه با سایر اساتید و جمعی از جادوآموزان منتخب، و به داوری باسیلیسک معظم، مشغول مسابقات غیررسمی کوییدیچ هستیم. اما اخیراً متوجه شدیم که جاروی قدیمی بنده، یعنی پاکجاروی ۱۱، دیگر پاسخگوی توان جسمی، تمرکز ذهنی، و نیروی روحی ما نیست.
از اینرو تصمیم گرفتم این جاروی تاریخی و افتخارآمیز را به شما واگذار کرده و در عوض، بهدلیل رنگ سبز چشمنواز، قدرت پرواز خارقالعاده، و ظرافت کمنظیر، جاروی نیمبوس ۲۰۰۰ را جایگزین آن کنم تا عملکرد کوییدیچی ما به سطحی شایستهی نام اسلیترین ارتقا یابد.
با سپاس از توجه شما،
مدیریت مدرسه هاگوارتز
سالازار اسلیترین

نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج








چرا 250 گالیون کم کردین؟ 