جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

42 کاربر(ها) آنلاین هستند (37 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
41
مهمانان
1
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  93 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  170 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  288 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  274 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  347 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  254 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: دوشنبه 26 شهریور 1403 22:15
نمایش جزئیات
آفلاین
نام : لونا

نام خانوادگی: لاوگود

پاترونوس: خرگوش

نژاد : دورگه

وفاداری : محفل ققنوس _ ارتش دامبلدور _ هاگوارتز

چوبدستی : ناشناخته

ملیت : انگلیسی

گروه : ریونکلاو

ویژگی های ظاهری : دختری بور با موهای کرم رنگ و پوست سفید و چشم های آبی ، قد متوسط

ویژگی های اخلاقی : شلخته ، شجاع

خلاصه داستان زندگی : لونا به عنوان تنها دختر ژئوفیلیکس و پاندورا لاوگود در سال 1۹۸۱ متولد شد ، مادر او جادوگر و پدرش ماگل بود
مادرش وقتی لونا ۹ ساله بود با یه طلسم مرد و لونا مرگ رو به چشم دید (به خاطر همینه که میتونه تسترال ها رو ببینه)
در نهایت لونا در سال 1۹۹۲ به هاگوارتز اومد و در گروه ریونکلاو قرار گرفت
علاوه بر این سال پنجم لونا یکی از اعضای برجسته ی ارتش دامبلدور شد و البته در جنگ هاگوارتز شجاعانه در کنار جینی و هرماینی بر علیه بلاتریکس جنگید.

----

در مورد لونا لاوگود اطلاعات خیلی بیشتری وجود داره، و البته پدرش هم جادوگره.
لطفا معرفیت رو اصلاح کن و کامل‌ترش کن و دوباره ارسالش کن.

فعلا تایید نشد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/6/26 22:46:53
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: پنجشنبه 22 شهریور 1403 00:06
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام مرلین که هرچی داریم از اوست

نام و نام خانوادگی: سوروس اسنیپ
لقب: کله چربی
شهرت:شاهزاده دورگه

تاریخ تولد: 9 ژانویه، 1960 (جی کی)
گروه: اسلیترین

ویژگی‌های ظاهری: مردی بلندقامت، لاغر و کشیده با موهای مشکی پرکلاغی روغن زده که به شانه‌هایش می‌رسد. چشمانی سیاه و عاری از محبت که در پس آن «۵۰ امتیاز منفی برای گریفیندور» دیده می‌شود. بینی او دراز است و صورتی بی‌رنگ دارد. اسنیپ همیشه رداهایی سرتاپا مشکی می‌پوشد و از تمامی رنگ‌های دیگر غیر از رنگ چشمان لی‌لی متنفر است.

چوبدستی: چوب درخت صنوبر با مغز ریسه اژدها

سوروس اسنیپ رئیس گروه اسلیترین و استاد معجون‌ها در مدرسه عالی جادوگری هاگوارتز است. او معجون‌سازی ماهر است و علاقه شدیدی به تدریس درس دفاع در برابر جادوی سیاه دارد.
اسنیپ بسیار تند زبان است و رفتارش معمولا توجیه‌ناپذیر است.
اسنیپ در سال 1970 وارد هاگوارتز شد و در اسلیترین قرار گرفت. او با جیمز پاتر ، سیریوس بلک و ریموس لوپین هم سال بود. او از آن زمان به جادوی سیاه علاقه فراوان داشت و بعد از فارغ‌التحصیل شدن، بیشتر از همه دانش آموزان با وردها و طلسم‌های جادوی سیاه آشنا بود.
اسنیپ و جیمز پاتر از همان اول که با هم آشنا شدند از همدیگر بیزار بودند و این رابطه توسط سیریوس بلک تقویت می‌شد. علت اصلی تنفر آن دو، لی‌لی، مادر هری بود که هر دوی آن‌ها عاشقش بودند. سیریوس و جیمز اسم مستعار «زرزروس» را بر اسنیپ گذاشته بودند و همیشه او را به خاطر ظاهرش مسخره می کردند.
اسنیپ در دوران مدرسه عضو گروهی بود که بعدها همه آن‌ها مرگ خوار شدند. او نیز به «لرد ولدمورت» خدمت کرد ولی در یک زمان نامشخص، قبل از این که پاتر ها کشته شوند و ولدمورت سقوط کند، از لرد سیاه جدا شد و به عنوان جاسوس برای دامبلدور کار کرد. او هنوز علامت شوم را در بازوی چپش دارد.

متاسفانه این شخصیت گرفته شده. لطفا از لیست شخصیت‌ها یه شخصیت دیگه که گرفته نشده رو انتخاب کن برگرد و معرفی اونو ارسال کن.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/6/22 23:09:23
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: چهارشنبه 21 شهریور 1403 19:54
نمایش جزئیات
آفلاین
Scarlett Leysham

نام: اسکارلت
نام خانوادگی: لیشام
تایپ شخصیتی: XNTP

گروه: اسلیترین
چوب‌دستی: چوب گردوی سیاه با ریسه قلب اژدها
پاترونوس: زاغی
جبهه: مرگخوار و زیر سایه لرد تاریکی
ویژگی‌: دگرگون‌نما (Metamorphmagus)
علاقمندی‌ها: گالیون، کتاب‌ها، جادوی سیاه، شب، حیوانات جادویی و خواندن ذهن مردم

اسکارلت با توانایی ذاتی لجیلیمنسی (Legilimency) متولد شد و از همان ابتدا قدرت دسترسی به افکار افراد، تشخیص دروغ و خواندن ذهن را داشت، تنها یک لحظه نگاه کردن به چشمان هر شخصی باعث می‌شد تا او به راحتی به تمام اندیشه‌‌های فرد دست پیدا کند که این توانایی بعدها او را به شغل روان‌درمانگری علاقه‌مند کرد.

البته با وجود شهرت خاندان لیشام به تجارت گسترده‌ با جادوگران و حتی ماگل‌ها، اسکارلت به علت بعضی اختلافات راهش را از خانواده خود جدا کرد و در حرفه موردنظرش مشغول به کار شد، همچنین به خاطر همان اختلافات، اطلاعات خاصی از خانواده‌اش موجود نیست و تنها فاش کرده که فرزند ارشد خانواده است و خواهر و برادر هم دارد.

اشتیاق بسیار او به جادو و تمایل بی‌اندازه‌اش برای یادگیری افسون های مختلف، سرانجام اسکارلت را در نوجوانی به فراگیری جادوی سیاه به طور پنهانی مشغول کرد که علاوه بر خطرات بی‌شمار، موجب تسلط بسیار او بر این هنر در بزرگسالی شد و می‌توان گفت که همین موضوع او را به عقاید لرد سیاه و پیروانش نزدیک کرد و باعث پیوستن او به جبهه تاریکی شد.

نیمه شب، اگر در یکی از کوچه های لندن از پله های ساختمان تاریکی بالا بروید می‌توانید با او دیدار کرده و افکارتان را در میان بگذارید. فقط مراقب باشید، دروغگویی نتیجه جالبی برایتان به همراه نخواهد داشت...

_______
لطفا جایگزین بشه.


جایگزین شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/6/21 21:45:40
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: چهارشنبه 21 شهریور 1403 17:06
نمایش جزئیات
آفلاین
نام : جنیا پاتر

سن : 13 سال

پاترونوس : جغد طلایی

بوگارت : گرگ

تایپ شخصیتی : ENFP

ویژگی های ظاهری : یه دختر ریزه میزه با موهای مشکی و بلند و پوست سفید ، اکثرا موهاش رو دم اسبی میبنده

ویژگی های شخصیتی : مهربون خونگرم که با همه راحت دوست میشه ، عاشق درسه و اونارو خوب میخونه ، شجاع و فداکاره و دشمن جادوی سیاه و هر شرارتیه که به دنیا آسیب میزنه

زندگینامه : جنیا از دورگه متولد شد ، مادر اون جادوگر و پدرش ماگل بود ، اون عاشق پدر و مادرش بود و تا 9 سالگی هیچ خبری از جادوی مادرش نداشت ولی 10 سالگی متوجه یه چوب جادو توی اتاق مادرش شد ، اون خیلی کنجکاو بود و مدام از مادرش سوال میپرسید ، ولی مادرش جواب هایی مثل ماگل ها میداکه مگه اصلا جادو وجود داره و .... یه شب نور عجیبی از اتاق مادر جنیا دیده شد که جنیا رو بینهایت نسبت به این قضیه کنجکاو شد و مادرش هم با توجه به اینکه یه سال دیگه میخواد بره هاگوارتز همه چیز رو بهش گفت . یک سال دیگه نزدیگ شروع مدرسه ها جنیا بی صبرانه منتظر نامه ی هاگوارتز بود که متوجه غیبت مادرش توی خونه شد ، بعد از چند روز صبر و بیقراری بالاخره متوجه شد که پروفسور دامبلدور با قیافه ای به ظاهر خوشحال جلوی درب خونه شونه ، از اونجایی که اطلاعات کاملی نداشت نمیدونست اینکه نامه ی دعوت شخصا توسط یکی از مدیران برسه چیز عجیبیه رفت و متوجه تغییر حالت چهره ی تدریجی پروفسور مک کونگال به ناراحتی شد ، پروفسور بعد از دادن نامه ی هاگوارتز به جنیا توضیح داد که مادرش از دشمنای اسمشونبر بوده ، بعد از حمله ی اون به خونشون اون ها درگیر شدن ، ولدمورت آسیب شدیدی دید ، ولی به قیمت جون مادرش ...😭

سلام!

لطفا طبق مراحلی که این زیر برات میفرستم پیش برو تا بتونم شخصیتت رو تایید کنم.


1. خواندن قوانین ورود به ایفای نقش.
2. شرکت در تاپیک کارگاه داستان نویسی. (مرتبط با یکی از تصاویر کارگاه)



فعلا تایید نشد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ۲۰۱۳ در 1403/6/21 17:40:24
ویرایش شده توسط ۲۰۱۳ در 1403/6/21 17:44:27
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/6/21 18:39:40
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/6/21 18:41:17
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: شنبه 17 شهریور 1403 22:22
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: فلیسیتی
نام خانوادگی: ایستچرچ
ملیت: بریتانیایی
اصالت: فرانسوی
تاریخ تولد: ۲۵ سپتامبر
گروه: هافلپاف
چوبدستی: جنس چوب درخت انگور، مغز موی تک‌شاخ، طول ۳۲ سانت، انعطاف‌ناپذیر.
جبهه: محفل ققنوس
پاترونوس: اسب
حیوان خانگی: گربه‌سفید
توانایی‌ها: دگرگون‌نمایی
تایپ شخصیتی: ENFP
رده‌ی خونی: دورگه
ویژگی‌های ظاهری: زن جوان بی‌اندازه زیبایی با موهای طلایی و فرفری بلند، چشم‌های سبز درخشان، مژه‌های بلند، پوست سرخ‌وسفید و لب‌های قرمز. همیشه یک پیراهن بلند سفید با آستین‌های پفی می‌پوشد و موهایش را باز می‌گذارد.
ویژگی‌های اخلاقی: مهربان، باهوش، کتا‌ب‌خوان.
داستان زندگی: فلیسیتی در خاندان ایستچرچ به دنیا آمد. مادرش ساحره‌ای مهربان و زیبا و پدرش یک ماگل بود. او برادری فشفشه نیز به نام فیلیپ دارد. او وقتی یازده‌ساله شد نامه‌ی هاگوارتز را دریافت کرد و در مدرسه جادوگری را آموخت. وقتی از مدرسه فارغ‌التحصیل شد دوره‌ی کارآگاهی را گذراند و کارآگاه وزارتخانه شد. اکنون او در خانه‌ی مادری‌اش زندگی می‌کند و کارآگاهی موفق است.

شناسه قبلی: پاتریشیا وینتربورن


تایید شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/6/17 22:29:08
در پایان روز می‌فهمیم که خیلی بیشتر از آنچه فکر می‌کردیم در توان داریم تحمل کرده‌ایم.
-فریدا کالو-
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: جمعه 16 شهریور 1403 14:26
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
نام: آکی سوگیاما

گروه : ریونکلاو

لقب: نداریم و نداشتیم و نخواهیم داشت.

نژاد: بچه کف توکیو!... عه ببخشید... اصیل!


ویژگی ظاهری: بنده دارای موی مشکی و پوست سفید، قد بلند، خط فکی که میتوان با آن هندوانه قاچ کرد، ژاکت و شلوار مشکی در استایل و مقدار بسیار بسیار زیادی جذابیت و زیبایی هستم.

ویژگی اخلاقی: بند بسیار قد و لجباز هستم. شما در نود و نه درصد مواقع قادر به قانع کردن بنده نخواهی بود به این دلیل که بنده اصلا حرف راست در کتم نمیره. شاید بپرسید که اون یک درصد چی؟! اون یک درصد هم زمانی رخ میده که من خودم بخوام قانع شم و در این حالت هم باز کاری از دست شما دوست عزیز ساخته نیست.
این همه از بدی اخلاقم گفته یکمم خوبی بگم. بنده یه شدت خانواده دوستم‌. یعنی اینکه در این دنیای فانی مهمترین چیز برای بنده خشنودی عیال و بچه های عزیزمه!

خب بسه دیگه!
در گذر زمان بیشتر با بنده حقیر آشنا میشید.

داستان زندگی:


من دومین نوه مگومی سوگیاما و بچه اول و آخر گتو و گین سوگیاما هستم. در یازده سالگی همانند تمامی جادوگران خبره این مرز و بوم پا به هاگوارتز گذاشته و هفت سال بعد از اون فارغ شدیم‌.

در بیست سالگی دکه روزنامه فروشی خودم رو در کوچه دیاگون افتتاح کردم و تا به همین امروز رزق و روزی حلال خویش رو از اونجا در میارم. بعد از اون همه چیز یکنواخت می گذشت تا اینکه یه روز عیال اومد و از من بینوا روزنامه خرید . نمیدونم اون روز کذایی چی شد ولی نتیجه ش این شد شش ماه بعد مهر متاهلی خورد تو شناسنامه بنده‌.
.
در حال حاضر هم در خدمت شما ، عیال، جامعه شریف سامورایی ها و جادوگران هستم.




شناسه قبلی : دیزی کران


تایید شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/6/16 14:47:04
بدم کاتانا ازت سالاد درست کنه ؟!

یه وقت این قلم قصه پرداز می داد به من حس پرواز!

پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: جمعه 9 شهریور 1403 14:06
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: سیگنوس

نام خانوادگی: بلک

نژاد: اصیل زاده

پاترونوس: گرگ

بوگارت: موش معلومه که شخصیت محکمی مثل سیگنوس بلک هیچ ترسی نداره!

ویژگی های ظاهری: همیشه ظاهری تمیز و مرتب داره، جلیقه های سبز یا سیاه می‌پوشه، موهاشو با ژل مرتب می‌کنه و اکثرا استایلی شبیه به استایلِ مرد های قرن ویکتوریا رو داره.

سرگرمی ها و علایق: کتاب خوندن، اگر وقت داشته باشه، از اینکه وقتش رو توی گلخونه بگذرونه هم لذت می‌بره. البته تا وقتی هیچ موش یا حشره‌ای پیدا نکنه.

ویژگی های اخلاقی: بسیار قانون مدار و منطقی رفتار می‌کنه، همیشه آبروی خودشو خانوادشو اولویت قرار میده و البته، علاقه عجیبی به شکنجه و اذیت کردن دیگران داره (معلم بلاتریکس هم خودش بوده.) برعکس آلفارد اصلا نمی‌دونه شوخ طبعی یعنی چی، و تمام زندگیش انگار عصا قورت داده بوده.

زندگی نامه: کوچکترین بچه پولوکس بلک و ایرما کراب، برادر کوچیکتر والبورگا و آلفارد بلک. در ۱۳ سالگی با درولا رُزیر ازدواج کرد و صاحب سه دختر یعنی بلاتریکس، آندرومدا و نارسیسا بلک شد. همیشه علاقه‌ی زیادی به نارسیسا دختراش داشت و با جون و دل ازشون مواظبت می‌کرد.
با وجود شخصیت سرکشی که آلفارد داشت، به خاطر هوش و ذکاوت و مهارت های بالا همه دوستش داشتن و این باعثِ حسودی سیگنوسِ قانون‌مدار بود. البته، هیچوقت حسودی‌ش رو به طور آشکارا نشون نمی‌داد، و سرکشی آلفارد رو بهانه‌ای برای نفرت ازش جلوه می‌داد. همیشه اهمیت زیادی به خانواده و اصالتشون قائل بود.
سیگنوس همیشه تلاش می‌کرد شخصیتِ مهربون خودشو به قتل برسونه، و نتیجه‌ی فاجعه برانگیزی داشت. بعد از مدتی، به طور کامل احساساتش رو فراموش می‌کنه و به موجود بی رحم و منفوری تبدیل میشه که باعث نفرت همه بود، حتی دخترای خودش! هیچوقت به روی خودش نمیاورد اما قلبش شکسته بود، چون مجبور بود خود وافعیشو‌ پشت یه ماسک نفرت انگیز پنهان کنه، با اینکه می‌خواست بقیه دوستش داشته باشن. میشه گفت نقطه ضعف اون، یه نگاه عاشقانه‌اس! دلش میخواست حداقل یکی، فقط یه نفر با عشق بهش نگاه کنه، نه نفرت و اجبار.



من اسمت رو با عنوان سیگنس بلک تایید کردم چون تو لیست شخصیت‌ها اینطوری نوشته شده، ولی اگه اشتباه کردم و باید همون سیگنوس بشه لطفا یه پیام شخصی بهم بده و علتش رو توضیح بده تا درستش کنم.

تایید شد.

مرحله بعد:
به تاپیک پاتیل درزدار برو و از یکی از جادوگرانی که در اونجا حضور داره، راهنمایی بخواه تا راه ورود به کوچه دیاگون رو بهت نشون بده.
فراموش نکن همزمان می‌تونی در شهر لندن فعالیت کنی و بعنوان جادوگر دسترسیت به میدان مرکزی جادوگران و ویزنگاموت باز شده.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط Valerio در 1403/6/9 14:09:33
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/6/9 15:21:11
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: پنجشنبه 8 شهریور 1403 21:43
نمایش جزئیات
آفلاین
نام:چیترا
نامخانوادگی:منسون
گروه:اسلیترین
پاترونوس:مار
نژاد:ساحره-اصیل زاده
چوبدستی:چوب عناب سوخته و موی ققنوس ۲۸/۵ سانتی متر
ویژگی های ظاهری:
دختری با قد متوسط و موهای کوتاه فرفری و مشکی چشمای اهویی مشکی و پوست برنزه بدن توپر
ویژگی های اخلاقی:
جاه طلب،با سیاست،حیله گر،شجاع،وفادار(بستگی به منفعتش داره)
ملیت:بریتانیایی

زندگی نامه:
خانواده منسون یکی از خانواده های ساحره و اصیل لندن هستن
چیترا تنها بچه و عزیز دوردونه کل خاندان منسونه
(دختر پیتر منسون و لونا منسون) اصولا با همه مهربونه اما به حدو مرز احترام میذاره پس اگه خط قرمزتو رد کردی بد کردی.
دایره ارتباطاتش کوچیکه و اگه واردش شدی پشت رفتار مهربانانه و صمیمیتش باهات یه دلیل وجود داره و اگه براش نفعی نداشته باشی پس براش وجود هم نداری!مثل رهگذر های عادی که با لبخند از گوشه خیابون بدرقه شون میکنی.



اگه می‌خوای دنیای جادویی هری پاتر رو تجربه کنی، مراحل طرح فکر می‌کنی جادوگری رو مطالعه کن و به ترتیب انجامشون بده.

در مرحله اول باید با توجه به یکی از تصاویر کارگاه، داستانی تو تاپیک کارگاه داستان‌نویسی ارسال کنی. وقتی تایید بشی، مرحله به مرحله راهنماییت می‌کنیم که ادامه مسیرو چطور باید طی کنی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/6/8 23:47:18
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: سه‌شنبه 30 مرداد 1403 16:29
نمایش جزئیات
آفلاین
نام : نوئل هارویچ

نژاد: مشنگ زاده

توضیحات ظاهری: نوئل هارویچ یک پسر قد بلند چشم و ابرو مشکیه و به لطف اجزای خوش تراش صورتش به حدّی خوش قیافه و جذابه که هر جایی که می ره سرها به سمتش برمی گرده. عینک مربعی بدون فریمی داره که تنها موقع مطالعه به چشمش می زنه و لباس هاش رو ساده و متناسبی که به تن می کنه همیشه اتو خورده و تمیز هستن و کفش هاش حتی در ماه های پر باد و باران آپریل هم از تمیزی برق می زنه که به لطف طلسم نفوذ ناپذیری هستش که روی اون ها اجرا می کنه و البته که این لباس ها به بهترین شکل ممکن روی هیکل متناسبش می شینن.

خلاصه معرفی: نوئل هارویچ پسر سوّم یک خانواده از طبقه متوسط در ایرلند بود و در زمانی که سن خیلی کمی داشت به لطف بلند پروازی های خانواده‌ش به انگلستان فرستاده شد تا بتونه راحت تر پیشرفت کنه. هرچند این چیزی بود که بهش گفته بودن، ولی در حقیقت اون قرار بود بخشی از پوشش جاسوس های ارتش آزادی خواه ایرلند در برابر انگلستان باشه. نوئل بی خبر از همه جا با زن و مردی غریبه که قرار بود نقش پدر و مادرش رو داشته باشن به انگلستان رفت و به امید کمک به خانواده‌ش با تمام وجود تلاش کرد تا بتونه خودی نشون بده و دو سال پیاپی تونست به عنوان دانش آموز ممتاز آکادمی پسران آینده‌دار همرفِل برگزیده بشه. ولی پیش از ورودش به سال سوّم یک جغد با نامه‌ای که به همراه آورده بود، تمام برنامه‌های اون و تیمی که همراهش بود رو تغییر داد.

برخلاف خواست خود نوئل که می خواست به تحصیل در آکادمی ادامه بده، تیم همراهش این موقعیت رو فرصتی برای کسب اطلاعات ویژه‌ای می دیدن، نوئل رو مجبور به ورود و شروع تحصیل در هاگوارتز کردن.


می‌تونی بعدا برگردی و با توجه به شخصیتی که توی ایفای نقش از نوئل می‌سازی، معرفیتو کامل‌تر کنی.

تایید شد.

مرحله بعد:
به تاپیک پاتیل درزدار برو و از یکی از جادوگرانی که در اونجا حضور داره، راهنمایی بخواه تا راه ورود به کوچه دیاگون رو بهت نشون بده.
فراموش نکن همزمان می‌تونی در شهر لندن فعالیت کنی و بعنوان جادوگر دسترسیت به میدان مرکزی جادوگران و ویزنگاموت باز شده.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/5/30 17:45:26
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: دوشنبه 29 مرداد 1403 13:57
نمایش جزئیات
شغل
افتخارات
آفلاین
Now I Am Become Death
The Destroyer Of
Worlds


سال‌های سال پیش از این لحظه و سال‌های سال پس از این لحظه، همواره و در هر‌حال، من پایان بودم و منفور. حضور من در هر جا فارغ از زمان و مکان، طبیعی و بدیهی بوده اما با این‌حال، هیچ‌وقت پذیرفته نشدم و همواره نمایانگر ترس و وحشت میان مردم و دیگر موجودات بودم، هستم و خواهم بود.

من جناب مرگ هستم. پایان‌دهنده، غربالگر، تفکر‌آور، سنگین و فرو برنده در اعماق. اما… کسی تابحال از خود من نگفته

خب بابا… منم دل دارم. شوخی کردم دل ندارم. دل و احساس و عطوفت سیخی چند؟ وقتی باید بمیری، باید بمیری. می‌فرستمت اون دنیا با خیال راحت! فقط جدیدا این قبضی عبور و مرور یه‌مقدار گرون شده. لطفا یه انعامی، پولی، چیزی تهش به‌ما بدین. درسته نیاز ندارم! ولی باحاله، خوشم میاد.

درمورد ظاهرم توضیح نمیدم. چون ظاهرم لو بره دیگه همه میفهمن و سعی می‌کنن که از دستم در برن و گرفتنشون سخت که نه، ولی چالشی‌تر و جذاب‌تر و باحال‌تر میشه. پس بذارین توضیح بدم. من والا ظاهر مشخصی ندارم. به‌هرچیزی که بخوام تبدیل میشم. ولی معمولا خودم اون ظاهر گرگ درآمده و وحشی و خونخوار داس به دست رو ترجیح میدم.

درمورد اخلاقم هم توضیح نمیدم. چون اخلاقم لو بره شما منو میشناسین و نقطه ضعف‌هامو پیدا می‌کنید و باز همه سعی می‌کنن از دستم در برن، که امیدوارم فهمیده باشین که اتفاق غیر ممکنیه! خب پس بذارید توضیح بدم تا شما از دست من فرار کنید. وقتی آخرش گیرتون میارم و اون بوی ترس و وحشتتون توی هوا پخش میشه و وقتی داس تیز مرگ توی گوشت تنتون فرو می‌ره و بوی خون با بوی ترس قاطی میشه… من عاشق بوی ترسم!

داشتم درمورد اخلاقم میگفتم. اخلاق مشخصی هم ندارم از شانس خوبتون! میتونم احمق باشم، وقتی همه‌چیز رو میفهمم. میتونم سهل‌انگار باشم و همزمان در پشت‌پرده بهتون سخت نگیرم و شما متوجه نشید. خلاصه که درک من سخته. خیلی سخته و من عاشق اینم که درک نشم!

حالا که با من آشنا شدید، چطوره دیگه منو در نظر نگیرید و من دوباره از نظرها پنهان شم، تا وقتی که صلاح بدونم به‌نظر یکی بیام و با خودم ببرمش؟ حواستون باشه که من حواسم هست.

———
دسترسی گروه هافلپاف را نیز لطف کنید. چه عنصری تلاشگر‌تر از مرگ؟!


جناب مرگ فراموش نکن من شنل نامرئی دارم.
تایید شد. خوش برگشتی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/5/29 14:35:01