جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

12 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
6 مهمانان 6 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[educate]] نقد پست‌های انجمن محفل ققنوس

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: نقد پست ها
ارسال شده در: پنجشنبه 2 شهریور 1391 03:07
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست شماره 215 بحث های سر میز غذا نوشته الفیاس دوج



نقل قول:
- به به! سلام بر سورس! جاسوس دوروی کثیف محفل و مرگخواران! میدونستی هنوز بهت اعتماد دارم؟

- البووووووووووووس! مردیم از گشنگی! چی شد پس؟

صدای فریاد بقیه ی محفلی ها همراه با نعره ی لوپین، بقیه جمله ی سورس رو در خودش گم کرد!

-پیرمرد بوقی! تو رو چه به این کارا؟ تو باید بری توی اتاقت برای حمله به اون سیاه سوخته ها نقشه بکشی! نه اینکه بیای اینجا و پیاز خرد کنی!



چیزی که توی پستت توجه من رو جلب کرد و لازم دونستم بیشتر از هر موردی بهش اشاره کنم ، شخصیتِ دامبلدور هست ... توی پستِ آموزش نویسندگی که زدم ، نوشتم :

نقل قول:
هر شخصيتي در كتاب، به گونه اي خاص رفتار ميكند. يا در سايت شخصيتي را يافته كه رفتار كردن بر خلاف آن، اشتباه است. در واقع غير معقولانه نبايد عمل نمود.

براي مثال: لرد ولدمورت شخصيتي دارد كه مي تواند در رول مثل هر شخصيت ديگري: لباس عجيب بپوشد، گاف بدهد، مو داشته باشد و ... .

اما همه ي اينها در عين وقار و سنگيني انجام مي دهد. در واقع اينكه ولدمورت بي دليل از مرگخوارانش تعريف كند، از كسي خواهش كند و يا اينكه عذر خواهي كند؛ داستان را به جايي مي كشاند كه : به جاي خنديدن به فكر آن هستيم كه، اين كار از ولدمورت بعيد است!


اینکه به شخصیت ها وفادار بمونیم ، فقط مربوط به پستهای جدی نیست ! اصلا فرقی نمیکنه که جدی باشه یا طنز یا تلفیق ِ طنز و جدی ... چیزی که من الان بهش اهمیت میدم ، این هست که دامبلدور اون جذابیت و جذبه و سنگین و وقاری که توی کتاب های هری پاتر داشت رو دوباره بدست بیاره ... زمانی که میخواستم این شخصیت رو بگیرم ، میخواستم از جنبه ی بیناموسی روش کار کنم ، ولی دیدم اینطوری خیلی بهتر و جذاب تره و خیلی وقت هم هست که همچین دامبلدوری نداشتیم .

چیزی که از شما و بقیه ی محفلی ها انتظار دارم ، اینه که هر طور شده به اصل ِ شخصیت ها وفادار بمونید ، به نظرم میشد که ریموس با احترام از دامبلدور در موردِ غذا سوال بکنه که کی حاضر میشه و کلا اون وقار و سنگین بودنِ ریموس لوپین هم بهش اشاره بشه ... و اینکه مثلا اونجا که گفتی پیرمرد بوقی و تو رو چه به این کارا ، به جایِ اینکه دیالوگِ مستقیم به دامبلدور باشه ، میتونست جوره دیگه ای باشه که هم جالبتر باشه و هم تو ذوق نزنه .

مثلا مینوشتی که ریموس صداش رو پایین میاره و رو به محفلیا ( مثلا اسم ِ چند نفر از محفلی ها رو میاوردی ) میگه که آلبوس رو چه به این کارا ! به جای غذا درست کردن اگر به فکره مقابله با ولدمورت ( یا اسمشو نبر ) باشه میتونه مفیدتر باشه و ما هم میتونیم یه غذای خوشمزه تر بخوریم و بعد مثلا محفلی ها نخودی میخندن و به روشون نمیارن و این جور موارد که به نظرم خیلی جالبتر میتونه باشه .


انتهای پستت ، چند دیالوگ رو پشتِ سر هم آوردی و با خط تیره نشونشون دادی ... من به شخصه این سبک دیالوگ نویسی رو دوست ندارم ، یعنی اصلا جالب نیست که تعدادِ زیادی دیالوگ پشتِ سره هم بیان . اگر ما بین دیالوگ ها از فضاسازی ، هر چند کوتاه استفاده بشه ، خواننده خیلی راحت تر میتونه خودش رو با پست مچ کنه .

نقل قول:

- البوس راست میگه لوپین! یک رهبر نباید فقط بشینه تو اتاق کارش و فکر کنه! من کاملا با کارهای آلبوس موافقم! یه رهبر باید از این کارها هم بکنه بعضی وقتا!

- ممنونم سورس! لوپین بهتره بری سر کارت! شام بزودی حاضر میشه!

- میتونم بپرسم کی حاضر میشه؟

- بزودی فرزندم! بزودی!


میتونستی بنویسی ، سوروس لبخند تلخی به لوپین زد و در حالی که به حرکاتِ دست دامبلدور بالای قابلمه ی سوپ خیره شده بود گفت : لوپین راست میگه ، یه رهبر فقط نباید بشینه تو اتاق کارش و فکر کنه! من کاملا با کارهای آلبوس موافقم! یه رهبر باید متنوع تر هم برخورد کنه گاهی اوقات .

ریموس که از حالت چهرش مشخص بود که از دخالتِ بیجای اسنیپ خوشش نیومده ، به طرفِ درب آشپزخانه رفت و با بی میلی پرسید : میتونم بپرسم کی حاضر میشه ؟

دامبلدور لبخندی زد و جواب داد : بزودی ریموس ، بزودی !


توی بخش بالا ، اولا که به نظرم نیازی نبود دامبلدور هم دیالوگی بگه ، میتونست جر و بحث رو بذاره به عهده ی همون ریموس و اسنیپ . و اینکه درسته که دامبلدور خیلی مهربون برخورد میکنه ، ولی به همه که نمیگه فرزندم . معمولا برای صمیمیتِ بیشتر همه رو به اسم ِ کوچیک صدا میکنه ... اینا خیلی مهم بودن ، چیز ِ خاصی به ذهنم نمیرسه که در این مورد بگم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1391/6/2 3:39:54
ما شیفتگانِ خدمتیم ، نه تشنگانِ قدرت
پاسخ به: نقد پست ها
ارسال شده در: چهارشنبه 1 شهریور 1391 23:34
نمایش جزئیات
آفلاین
ای دامبلدور کبیر!
بیا و منتی بر سر ما بگذار و این پست ما را نقدی بنمای!

باشد که پند و عبرت بگیریم!


با تشکر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط الفیاس دوج در 1391/6/1 23:56:54
دلیل: تعویض لینک! :دی
و ناگهان تغییر!
شناسه ی بعدی:
پروفسور مینروا مک گوناگال

الفیاس دوست داشتنی بود! کمک کننده بود؛ نگذارید یادش فراموش شود.


تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: نقدخانه ققنوس
ارسال شده در: جمعه 13 مرداد 1391 13:23
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسی پست شماره 633 خانه شماره دوازده گریمولد(محفل ققنوس) الفیاس

سلام. خوبی الفیاس؟ زن و بچه خوب هستن؟ خوش میگذره؟

بریم سر نقدت دیگه.

خب. اول از همه بهتره که توی رول نویسی، به صورت نوشتاری بنویسید نه به صورت زبانی. مثلا:

نقل قول:
به نشانه ی موافقت سری تکون دادن


بهتره که اینجا از سری تکون دادند استفاده کنید. معمولا توی دیالوگ ها این جوری می نویسند.


نقل قول:
الفیاس و بانو با شنیدن حرف های استرجس به نشانه ی موافقت سری تکون دادن و رو به بقیه ی محفلی ها که نسبت به چند دقیقه ی قبل آرومتر شده بودند،‏ کردند و گفتند:
-‏ از ته قلبمون از شما معذرت میخواییم،‏ واقعا ببخشید،‏ دست خودمون نبود،‏ سر مراسم عروسی جبران می کنیم.


در اینجا یه کم غیر قابل تصوره که بانو و الفیاس در یک زمان با هم یه جمله را عین هم بگن. بهتر بود میگفتید الفیاس گفت یا بانو گفت و مثلا بعدش اون یکی تایید میکرد حرفش ها. اینکه توی یه زمان یه حرف را با هم بگن یه کم غیر قابل تصوره.

یه نکته دیگه که هست توی رولتون باید مکان ها را بولدش کنید. نقل قول:
مثلا آشپزخانه ی خانه ی شماره دوازده،‏ بعد از صرف صبحانه:
را باید به صورت بولد مینوشتید. نیازی هم به دو نقطه نیست وقتی بولد میشه.

نقل قول:
الفیاس و بانو ویولت در سمت بالای میز با هم نشسته بودند و به ملت محفلی خوش و خرم نگاه میکردند و در گوشی با هم حرف میزدند:


این الفیاس بانو دیگه عجب انسان های توانمندی هستند. یعنی هم دارن به محفلی ها نگاه میکنند و هم دارن حرف میزنن؟ بهتر بود اینجا برای فضاسازیتون از یه چیز دیگه استفاده میکردین به جای نگاه کردن.

توی رولتون یه قسمت از فعل های ماضی استفاده کردید و یه قسمت از فعل های مضارع. نباید اینجوری باشه. باید یا مضارع باشه یا ماضی. البته توی دیالوگ ها بحثش جداست.

نمونه از افعالی که استفاده کردید به صورت مضارع:

نقل قول:
بانو و الفیاس بر میگردن سر جاشون و با کمک بقیه ی محفلی ها لیست مهمون ها رو آماده میکنند،‏ پروتی و فرد هم طرف دیگه ی میز دارن اسامی ای رو که بقیه نوشتن رو روی کارت دعوت ها میفرستن و همشون رو بسته بندی میکنند.


در صورتی که در جمله های دیگتون به صورت ماضی نوشتید.

یه مورد دیگه هم که هست شما مدام اسم افراد را وارد کردید و خط تیره گذاشتید توی دیالوگ هاتون. نیازی به این کار نیست. میتونید اسم ها را حذف کنید چون دو نفر دارم با هم حرف میزنن. نمونش هم اینجاست:


نقل قول:
بانو:
-‏ هیچی استر جان،‏ داریم در مورد ازدواجمون و همینطور مهمون ها و مراسم حرف میزنیم.

الفیاس:
-‏ اااااا،‏ بانو،‏ دیدی چی شد؟ هنوز لیست مهمون هایی رو که باید واسه مراسم دعوت کنیم رو ننوشتیم! ‏

بانو:
-‏ واااااای! راست میگی! بچه ها ما رو ببخشید،‏ ولی باید بریم و لیست مهمون ها رو بنویسیم،‏ فعلا بای.


میتونستید بانوی آخری را حذفش کنید. یه مورد دیگه هم هست و اینه که اصلا فضاسازی نداره اینجا. فقط یه اسم خالی اوردید. بهتر بود طرز گفتن و اینا را هم اضافه میکردید. کلا باید بیشتر روی طرز نوشتن دیالوگ ها تمرین کنید.


نقل قول:
-‏ ولی عزیزم،‏ حیف نیستش که همه چیز رو میسپاری به این اسکلت؟ مگه خودت چته؟ اینو بفرست ببین میتونه چند کیلو نخود سیاه پیدا کنه،‏ آنی مونی واسه ناهار میخواد آبگوشت درست کنه!‏


درسته که بلا عاشقه لرده. ولی هیچ وقت اینجوری با لرد حرف نزده. هیچ کس جرعت نداره با لرد اینجوری حرف بزنه و تازه بهش هم دستور بده.

باید قبل از ارسال یه دور بخونید رولتون را. از فضاسازی بیشتر استفاده کنید و سعی کنید شخصیت های توی کتاب را همونجور که هستند بیارین توی رول هاتون.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
امضا نمی دم.
پاسخ به: نقدخانه ققنوس
ارسال شده در: پنجشنبه 12 مرداد 1391 19:01
نمایش جزئیات
آفلاین
خیلی خب حالا که اینقده اصرار میکنی بیا این پستم رو بنقد ببینم چقده بلتی:ball:


http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?post_id=257935

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
و ناگهان تغییر!
شناسه ی بعدی:
پروفسور مینروا مک گوناگال

الفیاس دوست داشتنی بود! کمک کننده بود؛ نگذارید یادش فراموش شود.


تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: نقدخانه ققنوس
ارسال شده در: پنجشنبه 12 مرداد 1391 18:45
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام به همه.

اولا از بانو متشکرم که دوباره مسئولیت اینجا را به من دادند. این تاپیک برای بهبود رول نویسی شماست. شما پس از نوشتن ادامه یه داستان یا نوشتن یه سوژه جدید، در صورتی که مایلید میایید اینجا و درخواست نقد میکنید تا من نقدش کنم.

به علت اینکه هدف ما پیشرفت است از حالا به بعد اگر حتی توی خانه ریدل هم پست زدید اینجا نقد میشه باز هم. البته اولویت با پستایی که توی انجمن خودمون(محفل ققنوس) زده شده.

شما میتونید بعد از نقد من، نظرتون را در صورتی که مایلید به نقدی که انجام شده بدید. میتونید هم اشکالات و ایراداتی که توی نقد بوده را همین جا بنویسید تا توی نقد های بعدی دوباره تکرار نشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
امضا نمی دم.
پاسخ به: نقدخانه ققنوس
ارسال شده در: پنجشنبه 12 مرداد 1391 17:04
نمایش جزئیات
آفلاین
دوستان به خاطر اینکه یه مدت سرم شلوغ بود شرمنده شدم . معذرت بابت رسیدگی نکردن به درخواستها.
ویکی و الفیاس اگه بتونن اینجارو فعال کنن عالی میشه.
بعد برگشتن خودمم کمک میکنم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: نقدخانه ققنوس
ارسال شده در: سه‌شنبه 10 مرداد 1391 22:43
نمایش جزئیات
آفلاین
برادر دوج،خواهر بولدز

پلیز این پست ما هم نقد کنین.

پست 640#
تنکیو وری ماچ

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

قدم قدم تا ‏ روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر!
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی!!!‏
برای عشق!!!!‏
برای گریفیندور.
پاسخ به: نقدخانه ققنوس
ارسال شده در: سه‌شنبه 10 مرداد 1391 03:40
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام و درود

بانو با اینکه قراره خودتون به این پستم امتیاز بدین، ولی من ازتون درخواست نقد این پست رو تو اینجا دارم

این پست

پیشاپیش متشکرم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
و ناگهان تغییر!
شناسه ی بعدی:
پروفسور مینروا مک گوناگال

الفیاس دوست داشتنی بود! کمک کننده بود؛ نگذارید یادش فراموش شود.


تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: نقدخانه ققنوس
ارسال شده در: چهارشنبه 28 تیر 1391 14:22
نمایش جزئیات
آفلاین
فکر کنم این تاپیک دوباره فراموش شده!‏

چون الان فعلا در ماموریت هستیم،‏ هر کسی که بخواد،‏ میتونه درخواست بده تا پست ماموریت یا سایر پستهاش تو هر تاپیکی که باشه نقد کنیم،،‏ نقد ها توسط من یا بانو ویولت انجام میشن.

فقط یادتون باشه که لینک یا آدرس پستتون رو هم ضمیمه کنید.

موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: نقدخانه ققنوس
ارسال شده در: چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 21:42
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست 313 انجمن تفرقه بین دو جبهه ی سیاه و سفید، الفیاس دوج

خب
پستت خیلی مشکل نداشت. یه کمی دوباره داستان رو سریع پیش برده بودی ولی زیاد مشکلی وارد نکرده بود.
هر چند که همچنان همه ی پستت دیالوگ بود.
یه نکته ی خیلی خیلی مهم رو میگم سعی کن ازش استفاده کنی.
شاید فکر کنی که توی رول طنز فضاسازی خیلی جایی نداره ولی توی طنز خیلی قشنگ میشه با فضاسازی موضوع رو کمدی کرد. فضاسازی طنز اصولاً لحنش عامیانه تره و نکات رو با لحنی طنز بیان می کنه.

نقل قول:
لرد:
-‏ فقط ۱‏ ساعت،‏ فقط ‏۱‏ ساعت مهلت دارین که اینو درست کنین،‏ وگرنه این رو با همه ی شماها آتیش می زنم!‏


توی رول از عدد استفاده نکن. :d:
فقط یک ساعت!

نقل قول:

در طی یک ساعت وقت مقرر مرگخواران قریب به ۱۲‏ بار اسکور مورد سوءقصد قرار گرفت،‏ ۱۹‏ بار اشیای شکستنی بر سرش شکسته شد،‏ و۲۷‏ بار نیز ترسانده شد و همینطور ‏۸۳‏ بار هم مورد التماس بقیه قرار گرفت ولی «نرود میخ آهنین در سنگ»‏


اینجا تقریباً داشتی از این فضاسازی طنز استفاده می کردی اما خیلی بهتر هم می تونستی این کار رو بکنی.
اون جمله ی آخرت رو هم خیلی نتونستی قشنگ در بیاری و صورت خوشی نداره.
شاید در قالب یه دیالوگ می تونستی بار طنز بیشتری بهش بدی.

نقل قول:

لرد بعد از گفت وگوی کوتاه،‏ سی تا از مرگخواران رو کریشیو می کنه و چند نفرشون رو هم میکشه! ولی بعد از همفکری با بقیه آحاد مرگخواران به این نتیجه می رسند که ‏:

‏ ‏-‏ زود یکیتون سوار جارو بشه بره محفل،‏ دامبلدور رو با خودش بیاره!‏


اینجا فک کنم حوصلت سر رفته بود و میخواستی سریع رول رو تمومش کنی.
این قسمت رو خیلی بیشتر می تونستی روش مانور بدی و صحنه های طنز به وجود بیاری امما خیلی زود تمومش کرده بودی بره.
کلاً پستت یه کمی با عجله نوشته شده بود.

رول به رول داری پیشرفت می کنی و این خیلی خوبه.
سعی کن یه کمی بیشتر توضیح بدی راجع به اتفاقات و خیلی سریع و راحت از روشون رد نشی.
در کل پست تقریباً خوبی بود.
آفرین.

موفق باشی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خداحافظی بعد از 5 سال...!