شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
خب. اول از همه بهتره که توی رول نویسی، به صورت نوشتاری بنویسید نه به صورت زبانی. مثلا:
نقل قول:
به نشانه ی موافقت سری تکون دادن
بهتره که اینجا از سری تکون دادند استفاده کنید. معمولا توی دیالوگ ها این جوری می نویسند.
نقل قول:
الفیاس و بانو با شنیدن حرف های استرجس به نشانه ی موافقت سری تکون دادن و رو به بقیه ی محفلی ها که نسبت به چند دقیقه ی قبل آرومتر شده بودند، کردند و گفتند: - از ته قلبمون از شما معذرت میخواییم، واقعا ببخشید، دست خودمون نبود، سر مراسم عروسی جبران می کنیم.
در اینجا یه کم غیر قابل تصوره که بانو و الفیاس در یک زمان با هم یه جمله را عین هم بگن. بهتر بود میگفتید الفیاس گفت یا بانو گفت و مثلا بعدش اون یکی تایید میکرد حرفش ها. اینکه توی یه زمان یه حرف را با هم بگن یه کم غیر قابل تصوره.
یه نکته دیگه که هست توی رولتون باید مکان ها را بولدش کنید. نقل قول:
مثلا آشپزخانه ی خانه ی شماره دوازده، بعد از صرف صبحانه:
را باید به صورت بولد مینوشتید. نیازی هم به دو نقطه نیست وقتی بولد میشه.
نقل قول:
الفیاس و بانو ویولت در سمت بالای میز با هم نشسته بودند و به ملت محفلی خوش و خرم نگاه میکردند و در گوشی با هم حرف میزدند:
این الفیاس بانو دیگه عجب انسان های توانمندی هستند. یعنی هم دارن به محفلی ها نگاه میکنند و هم دارن حرف میزنن؟ بهتر بود اینجا برای فضاسازیتون از یه چیز دیگه استفاده میکردین به جای نگاه کردن.
توی رولتون یه قسمت از فعل های ماضی استفاده کردید و یه قسمت از فعل های مضارع. نباید اینجوری باشه. باید یا مضارع باشه یا ماضی. البته توی دیالوگ ها بحثش جداست.
نمونه از افعالی که استفاده کردید به صورت مضارع:
نقل قول:
بانو و الفیاس بر میگردن سر جاشون و با کمک بقیه ی محفلی ها لیست مهمون ها رو آماده میکنند، پروتی و فرد هم طرف دیگه ی میز دارن اسامی ای رو که بقیه نوشتن رو روی کارت دعوت ها میفرستن و همشون رو بسته بندی میکنند.
در صورتی که در جمله های دیگتون به صورت ماضی نوشتید.
یه مورد دیگه هم که هست شما مدام اسم افراد را وارد کردید و خط تیره گذاشتید توی دیالوگ هاتون. نیازی به این کار نیست. میتونید اسم ها را حذف کنید چون دو نفر دارم با هم حرف میزنن. نمونش هم اینجاست:
نقل قول:
بانو: - هیچی استر جان، داریم در مورد ازدواجمون و همینطور مهمون ها و مراسم حرف میزنیم.
الفیاس: - اااااا، بانو، دیدی چی شد؟ هنوز لیست مهمون هایی رو که باید واسه مراسم دعوت کنیم رو ننوشتیم!
بانو: - واااااای! راست میگی! بچه ها ما رو ببخشید، ولی باید بریم و لیست مهمون ها رو بنویسیم، فعلا بای.
میتونستید بانوی آخری را حذفش کنید. یه مورد دیگه هم هست و اینه که اصلا فضاسازی نداره اینجا. فقط یه اسم خالی اوردید. بهتر بود طرز گفتن و اینا را هم اضافه میکردید. کلا باید بیشتر روی طرز نوشتن دیالوگ ها تمرین کنید.
نقل قول:
- ولی عزیزم، حیف نیستش که همه چیز رو میسپاری به این اسکلت؟ مگه خودت چته؟ اینو بفرست ببین میتونه چند کیلو نخود سیاه پیدا کنه، آنی مونی واسه ناهار میخواد آبگوشت درست کنه!
درسته که بلا عاشقه لرده. ولی هیچ وقت اینجوری با لرد حرف نزده. هیچ کس جرعت نداره با لرد اینجوری حرف بزنه و تازه بهش هم دستور بده.
باید قبل از ارسال یه دور بخونید رولتون را. از فضاسازی بیشتر استفاده کنید و سعی کنید شخصیت های توی کتاب را همونجور که هستند بیارین توی رول هاتون.
اولا از بانو متشکرم که دوباره مسئولیت اینجا را به من دادند. این تاپیک برای بهبود رول نویسی شماست. شما پس از نوشتن ادامه یه داستان یا نوشتن یه سوژه جدید، در صورتی که مایلید میایید اینجا و درخواست نقد میکنید تا من نقدش کنم.
به علت اینکه هدف ما پیشرفت است از حالا به بعد اگر حتی توی خانه ریدل هم پست زدید اینجا نقد میشه باز هم. البته اولویت با پستایی که توی انجمن خودمون(محفل ققنوس) زده شده.
شما میتونید بعد از نقد من، نظرتون را در صورتی که مایلید به نقدی که انجام شده بدید. میتونید هم اشکالات و ایراداتی که توی نقد بوده را همین جا بنویسید تا توی نقد های بعدی دوباره تکرار نشه.
دوستان به خاطر اینکه یه مدت سرم شلوغ بود شرمنده شدم . معذرت بابت رسیدگی نکردن به درخواستها. ویکی و الفیاس اگه بتونن اینجارو فعال کنن عالی میشه. بعد برگشتن خودمم کمک میکنم.
چون الان فعلا در ماموریت هستیم، هر کسی که بخواد، میتونه درخواست بده تا پست ماموریت یا سایر پستهاش تو هر تاپیکی که باشه نقد کنیم،، نقد ها توسط من یا بانو ویولت انجام میشن.
فقط یادتون باشه که لینک یا آدرس پستتون رو هم ضمیمه کنید.
خب پستت خیلی مشکل نداشت. یه کمی دوباره داستان رو سریع پیش برده بودی ولی زیاد مشکلی وارد نکرده بود. هر چند که همچنان همه ی پستت دیالوگ بود. یه نکته ی خیلی خیلی مهم رو میگم سعی کن ازش استفاده کنی. شاید فکر کنی که توی رول طنز فضاسازی خیلی جایی نداره ولی توی طنز خیلی قشنگ میشه با فضاسازی موضوع رو کمدی کرد. فضاسازی طنز اصولاً لحنش عامیانه تره و نکات رو با لحنی طنز بیان می کنه.
نقل قول:
لرد: - فقط ۱ ساعت، فقط ۱ ساعت مهلت دارین که اینو درست کنین، وگرنه این رو با همه ی شماها آتیش می زنم!
توی رول از عدد استفاده نکن. :d: فقط یک ساعت!
نقل قول:
در طی یک ساعت وقت مقرر مرگخواران قریب به ۱۲ بار اسکور مورد سوءقصد قرار گرفت، ۱۹ بار اشیای شکستنی بر سرش شکسته شد، و۲۷ بار نیز ترسانده شد و همینطور ۸۳ بار هم مورد التماس بقیه قرار گرفت ولی «نرود میخ آهنین در سنگ»
اینجا تقریباً داشتی از این فضاسازی طنز استفاده می کردی اما خیلی بهتر هم می تونستی این کار رو بکنی. اون جمله ی آخرت رو هم خیلی نتونستی قشنگ در بیاری و صورت خوشی نداره. شاید در قالب یه دیالوگ می تونستی بار طنز بیشتری بهش بدی.
نقل قول:
لرد بعد از گفت وگوی کوتاه، سی تا از مرگخواران رو کریشیو می کنه و چند نفرشون رو هم میکشه! ولی بعد از همفکری با بقیه آحاد مرگخواران به این نتیجه می رسند که :
- زود یکیتون سوار جارو بشه بره محفل، دامبلدور رو با خودش بیاره!
اینجا فک کنم حوصلت سر رفته بود و میخواستی سریع رول رو تمومش کنی. این قسمت رو خیلی بیشتر می تونستی روش مانور بدی و صحنه های طنز به وجود بیاری امما خیلی زود تمومش کرده بودی بره. کلاً پستت یه کمی با عجله نوشته شده بود.
رول به رول داری پیشرفت می کنی و این خیلی خوبه. سعی کن یه کمی بیشتر توضیح بدی راجع به اتفاقات و خیلی سریع و راحت از روشون رد نشی. در کل پست تقریباً خوبی بود. آفرین.
یعنی پستتو که دیدم گرخیدم اساسی. فک نمی کردم اینقدر سریع بتونی مشکلاتت رو رفع کنی. آفرین... خیلی خوب پیشرفت کردی ولی هنوز خیلی جا برای پیشرفت بیشتر داری. همینطوری پیش بری به زودی یه رول نویس خوب میشی.
نقل قول:
شب شده بود، جغدی پرواز کنان شیرجه ای به سمت زمین زد و موشی را از بین علف های میدان گریمولد برداشت و بر بالای درختی نشست و مشغول خوردنش شد.
آفرین... به این میگن بچه ی حرف گوش کن. :d: یه فضا سازی به موقع و به جا.
ولی توی فضا سازی می تونی از چیزای دیگه ای هم استفاده کنی. مثل سرد یا گرم بودن هوا، شب و روز که استفاده کردی، باد و نسیم و اینا، شلوغ یا خلوت بودن، صداهایی که میاد اون وسط و... از اینا استفاده کنی بهتره.
نقل قول:
آلبوس: ریموس: گلرت:
خو اینا رو دوباره رعایت نکردی. من به شخصه با این عمل خیلی مخالفم. :d: من خودم اصلاً حال نمی کنم چنین دیالوگی رو بخونم. بابا من می خوام تو ذهنم تصور کنم اون یارو چجوری و در چه حالتی این جمله رو گفته. حالا اونم هیچی، حداقل یه گفت بذار آخر اینا... اینطوری آدم یاد مجله های رشد میفته که توی دبستان بهمون می دادن. :d:
الان اینجا محفلی ها یک صدا با هم این جمله رو گفتن؟ :d:
یه مشکلی که داشتی این بود که همه کار ها تند و سریع انجام می شد. :d: یعنی گلرت می گفت این کار رو بکنیم، این ملتی که بهش شک داشتن قبول می کنن بدون چون و چرا. کلآ همه چیز سریع اتفاق افتاد. حتی می تونستی اون تیکه که داره تعریف می کنه رو بنویسی و توش سوالای محفلی ها رو جا بدی و در کل باز هم جا داشت که تعریف کنی چه خبره. :d: به نظر من سوژه یهو خیلی زود پیش رفت و تصمیم ها گرفته شد و... ولی باز هم نسبت به رول های قبلیت خیلی خوب بود. سعی کن توی رول های بعدیت هم مثل این از چیزایی که من گفتم استفاده کنی. موفق باشی
پ.ن: من دیشب اینو نوشتم ولی تا اومدم ارسال کنم سایت یهو پوکید :d: شرمنده دیگه.