سیگ با قدم هایی آرام وارد محفل شد ویک برگه ثبت نام از منشی گرفت پشت فرم شروم به نوشتن مطالبی کرد
________________________________________________________________________
آقا من از طرف دیگه درگیر مدرسه بوقی هستم واسه من که امتحان نهایی باید بیشتر مث خرخونا سرم تو کتاب باشه درک کنین لطفا
و بعد از نوشتن این مطلب شروع به پاسخ دادن به سوالات کرد.
۱- هدف و انگیزه تون از عضویت در محفل ققنوس؟!
اولش از همه یه سلفی با ققنوس بگیرم بعدش آخه این جادو مثلا چیه
۲- سیاهی دل مرگخوارا رو با چه چیزی تمیز و پاکیزه میکنین؟
هیچی میبریتشون تو گرمابه از اون صابون قدیمیا رو استفاده میکنی که دیگه دل وجیگر اینا نداشته باشن.
۳- چند مورد از فواید ریش پروفسور دامبلدور رو نام ببرید!
اصلا ریش ایشون اوی فایده بوده بعد دست پا درآورده(خیلی بی مزه بود واقعا خودم میدونم

)
۴- خلاقیت سفیدتون رو به کار بندازین و سه تا لقب ناقابل برای ولدمورت اختراع کنین!
کچل کچل
کلاچه
روغن کله پاچه(ته خلاقیتم بود

)
۵- به نظرتون بهترین راه نابودی و از صحنه روزگار خارج کردن سیاهی و تاریکی چیه؟
ولشون کنیم به جون هم بیفتن
۶- با چه روشی ولدمورت رو به عشق دعوت میکنین؟
دخترم بلاتریکس عاقل و سر براه کرد بعد فکر کنم اینجوری بشه یه کاری کرد
۷- اسم رمز ورود به دفتر پروفسور دامبلدور؟
روغن کله پاچه
سیگ عزیز،
الآن من وقتی پست درخواست عضویتت رو دیدم، مستقیما رفتم و هر ۶۲ تا پستت رو خوندم. متوجه شدم که همه پستات رو -به جز دو سه مورد- یا توی تالار خصوصی گریفیندور زدی، یا توی مطالب اشتراکی.
راستش ملاک یه نویسنده یا یه عضو خوب، فعالیت مستمر و مفید توی انجمن ایفای نقشه. و شما هم تا حالا دو بار بیشتر اونجا رول نزدی. و هردو پست شما هم کیفیت لازم برای ورود به محفل یا مرگخواران رو ندارن.
شما باید یه مدت توی انجمن ایفای نقش رول بزنی و رولات رو به دست ناظرین اون انجمن ها بسپری تا برات نقدش کنن، و هر دفه هم اشکالاتت رو رفع کنی تا رفته رفته کیفیت رولات بهتر و پخته تر بشه.
ویزنگاموت هم میتونه گزینه مناسبی برای شروع باشه.
موفق باشی، سیگ!تأیید نشد!
ویرایش شده توسط یوآن آبرکرومبی در 1394/10/30 21:32:08
ویرایش شده توسط یوآن آبرکرومبی در 1394/10/30 21:32:25
ویرایش شده توسط یوآن آبرکرومبی در 1394/10/30 21:33:31
عمو نوروز نیا اینجا که این خونه عزا داره
پدر خرج یه سال قبل شب عید و بدهکار
چشای مادر از سرخی مثل ماهی هفت سینن
که ازبس تر شدن دائم دیگه کم کم نمیبینن
برادر گم پشت سرنگ های فراموشی
تن خواهر شده پرپر تو بازار هم آغوششی
توی این خونه ی تاریک کسی چشم انتظارت نیست
تا وقتی نون و خوش بختی میون کول بارت نیست
عمو نوروز نیا اینجا بهار از یاد ما رفته
روی سفره نه هفت سین نه نون نه ___
عمو نوروز تو این خونه تموم سااال زمستونه
گل وبلبل یه افسانه است فقط جغد که میخونه
بهارو شادی عید و یکی از اینجا دزدی
یکی خاکستر ماتم رو تقویم ما پاشیده
عمو نوروز نیا اینجا