اجتماع ریونی برگشتن و به آندریا که این جمله رو گفته بود ، خیره شدن .
- چیه خب؟ سوال پرسیدم !
اجتماع ریونی دوباره به سمت پنه لوپه چرخیدند و در همین منتظر جواب شدند .
- خب ... می تونیم در خواست پول نکنیم . می تونیم به جاش درخواست یه سری امکانات و ...
- من ایفون xمی خوام !
- من خونه می خوام !
- لامبورگینی!
-پیتزا !
ریونکلاویان دوباره به سمت آندریا باز گشتند .
- چیه خب؟
آرزو بر جوانان عیب نیست !
- همه اینا درست ولی...
-افراد !
جماعت ریونی پوکر فیس شدند . لایتینا دوباره برگشته بود.
- بیاین اینجا ! می خوام بهتون سنجاق بزنم .

دقایقی بعد
نابغه های تالار ریون سنجاق شده(؟) و در یک خط ، به صف ، در حالی که بهترین ردایی را که گیر آورده بودند پوشیده بودند ، جلوی لایتینا ایستاده بودند و لا در حالی از روی کاغذ پوستی ای قوانین را برایشان می خواند ، جلویشان قدم می زد .
- خب ... سوالی هست ؟
ریونیان زیر چشمی به یکدیگر نگاه کردند .
- لطفا هرکی سوالی داره یه قدم بیاد جلو.

جماعت ریونی طی یک اقدام کاملا هماهنگ قدمی به عقب برداشته و .. یوآن که از قاعده مستثنی بود جلو باقی ماند!
- سوالی داری بمپتون ؟
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


















