جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

12 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9 مهمانان 3 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[continious]] خوابگاه‌های گریفیندور

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: خوابگاه هاي گريفيندور
ارسال شده در: پنجشنبه 27 شهریور 1393 06:57
نمایش جزئیات
آفلاین
نجینی که با زور بقیه تبدیل به مار شده بود، دستمالی دور بدنش بسته، روی زمین می خزید و با حالتی ابتکارانه کف تالار را پاک می کرد.
البته اگر دست خودش بود به هیچ عنوان راضی به این کار نمی شد؛ولی سرپیچی از دستور مقامات بالا و مخصوصا نوه ی مالی ویزلی...
با صدای جیغ گوش خراشی که به گوشش خورد، بینی اش را چین داد،با یک حرکت وارد قالب انسانی اش شد و بعد از طی کردن مسیری نسبتا طولانی به منشأ جیغ که در آن ور تالار واقع شده بود رسید.
با صحنه ی عجیبی رو به رو شد...
ویکتوریا بیهوش روی زمین افتاده بود و فرد، جیمز و تدی با روش های عجیب و غریبی سعی در بهوش آوردنش داشتند.
نجینی با حیرت پرسید:«شما حالتون خوبه؟»
هر سه به طرفش برگشتند و یکصدا جواب دادند:«بعله!»
نجینی دوباره پرسید:« ویکتوریا چی شده؟»
دوباره یکصدا :«غش کرده!»
نجینی خشمگین شد:«خب چرا غش کرده؟!»
تدی، جیمز و فرد:«موش دیده!»
نجینی:
در همین موقع بسیار مبارک، موجود نحسی به نام موش به سرعت از جلوی پای نجینی رد شد:«مامان!مـــــــــوش!(جیـــــــغ) »

نجینی به حالت غش افتاد روی سطل آب قرمز رنگ فرد و دوباره تمام منطقه فرد به گند کشیده شد...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: خوابگاه هاي گريفيندور
ارسال شده در: شنبه 15 شهریور 1393 21:46
نمایش جزئیات
آفلاین
فرد ویزلی به سرعت از تختش پایین آمد و با عصبانیت به سمت ویکتوریا هجوم (هجوم که نه دوان دوان رو به روی او نشست) برد ، با دادو فریاد گفت:

-یا مرلین... ماهاهم باید تمیز کاری کنیم؟ من 20 ساله مردم چرا کسی منو درک نمیکنه ؟ حالا اون سطل آبو بیار یه چندتا یخم روش برم چالش سطل آب یخ!

ویکتوریا اینجوری گفت:

-چه ربطی داشت؟
-نمیدونم بالاخره یه ربطی داشت ... حالا از خوابگاه ما برو بیرونـــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
-باشه باشه دایی ...
-جرج کجایی که ببینی... جرج؟ اون که بابای رکسه! حالا هر کدوم از برادرام: کجایی که ببینی بچت اینهو تخم مرغ تو زرد از آب در اومده ، به دایی خودش میگه برو تمیز کاری!

سپس به سمت تالار گریفیندور رفت و سطل آبی که رنگش قرمز بود (و فرد رنگ قرمز دوست داش) را برداشت و جاروی بغل آن را به دست گرفت.

پس از سه ساعت یهو بانوی چاق از تابلو بیرون آمد و با چکمه های گلی اش جلوی فرد ایستاد، فرد تازه آن بخش تالار را تمیز کرده بود رو به بانوی چاق گفت:

-هی خدا بگم چه کارت نکنه!
-من چیکار کردم مگه؟
-چمدونم حالا برو سر جات!
-اااااااااا؟ من رفته بودم اکتشافات نوین ( پیش آهنگی)
-من چیکار کنمممممممممممممممممممممم؟؟؟؟؟؟؟؟
-نمیدونم اما هر کاری که میتونی بکن تا تالار گریف تیک بخوره!
-چی؟ تیک بخوره؟
-آره وزیر سحر و جادو اومده تا مارو بخوره!
-دیگه داری میری رو مخ برو بینم !

و بانوی چاق با گریه و زاری به تابلوی خود رفت .

بعد از اینکه فرد همه ی منطقه ی 3 رو که برای خودش بود را تمیز کرد با تدی مواجه شد که روی سرش یک پرنده نشسته و تخم هایش را در آغوش گرفته! نگاهی به پای او انداخت ، رد پایش پر از شاخه ، برگ و ... بود و فرد داد زد:

-بوقی این چه کاریه؟ بوووووووووقققققققققققققققققق.
-مگه چیکار کردم؟
-این چه وضعیه؟
-اومدم پشت بومو تمیز کنم یهو افتادم رو یه درخت !
-بروووووو خودتو تمیز کنن!!!!!! اونجوری هم منو نگاه نکن گرگینه!
-خودتی!
-چی؟
-با ... با...
-با چی؟
-با خودم بودم!
-آفرین.

پس از چند دقیقه فرد رو به ویکتوریا کرد و گفت:

-تو چرا غش کردی؟

جیمز با فرمت به فرد گفت:

-موش دیده.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
میجنگم، زیرا من...

یک ویزلی ام



خوشحالم از تیم کارآگاهان بیرون آمدم و خداحافظ را گفتم! خداحافظ جن خانگی!!!
پاسخ به: خوابگاه هاي گريفيندور
ارسال شده در: شنبه 15 شهریور 1393 17:16
نمایش جزئیات
آفلاین
سوژه جدید

- تدی پاشو بارون زده، تا پا نشی حالم بده، تدی چشاتو باز کن، تدی بخند و ناز کن!

ملت گریفی که تا چند دقیقه پیش تو رختخوابای گرم و نرمشون دراز کشیده بودن، با صدای ویکتوریا سیخ شدن و رو تختشون نشستن. جیمز درحالی که پتوشو تا روی سینش بالا کشیده بود، اولین جیغشو زد.
- مگه این جا خوابگاه پسرا نیست؟

تدی که گیج و منگ به ویکتوریا خیره مونده بود، پرسید:
- چه خبره ویکی؟ تو خوابگاه پسرا چیکار می کنی؟ نمیگی یه مشت..
-
- هیچی به جان خودم!

ویکتوریا موهاشو کنار زد و گفت:
- امروز روز نظافت تالار گریفه!

ملت نگاهی به هم انداختن و با دو تا دستشون بر فرق سرشون کوبیدن. اگه قرار بود ویکتوریا نوه صالح مالی ویزلی..
- دخترام بیدار کردم، رکس رفته سطل و آب بیاره، بتیم در به در دستماله!

یوآن یه نگاهی به سطر بالا انداخت و پرسید:
- بعد مگه ما جادوگر نیستیم؟

ویکتوریا نگاه مخصوص پریزادیشو به کار گرفت تا پسرا رو راضی کنه:
- ما قرار گذاشتیم با زحمت خودمون تالار رو تمیز کنیم، نه؟!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ها؟!
پاسخ به: خوابگاه هاي گريفيندور
ارسال شده در: دوشنبه 9 تیر 1393 17:40
نمایش جزئیات
آفلاین
گیدیون که در 3 پست قبلی بیهوش شده بود، به هوش آمد و وقتی جیمز و تدی و بقیه رو ندید به سمت خوابگاه حرکت کرد. وقتی به خوابگاه رسید دید که 5 دختر دارن با عجله به سمت قسمت دخترانه می روند. با خود گفت :

- همه دخترای هاگ بیهوش شدن. پس اونا کین؟

همراه آن ها دوید. وقتی رسید دید که تدی،جیمز،لی،گودریک و نویل در غالب لباس دخترانه هستند. گیدیون نفس عمیقی کشید و فریاد زد:

- معلومه دارین چیکار میکنین؟

نویل با خوشحالی گفت:

- داریم میریم خوابگاه دخترا رو تصرف کنیم.

گیدیون:
دوباره فریاد زد:

- بعد میشه بدونم تو این وضعیت که الان همه دختر های هاگ بیهوشن و ممکنه هرگز به هوش نیان شما چرا میخواهید اونجا را تصرف کنید؟!

این بار همه ساکت بودند. احساس پشیمانی در وجودشان رخنه کرده بود. درست همان لحظه پروفسور دامبلدور وارد خوابگاه شد و گفت:

- این همه داد و فریاد برای چیه؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارزشی نیمه اصیل!


تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: خوابگاه هاي گريفيندور
ارسال شده در: یکشنبه 8 تیر 1393 13:04
نمایش جزئیات
آفلاین
کل مدرسه وضعیت خنده داری به خود گرفته بود!یکی از دختر های گروه اسلایترین که گیج شده بود، شلوار دوست پسرش را روی دامنش پوشید.نویل که میخواست زیر لبی به جیمز چیزی را اشاره کند، با صدای زیری گفت:

- هی، اهم! جیــــمز! حواست هست! هدف اصلی ما راه اندازی مد توی حیاط مدرسه نبودا! ما قراره بریم خوابگاه دخترارو بتسخیریم!

- اسممو صدا نکن، الان همه مون یه شکل دیگه شدیم! گودریک، شبیه آلیشیا اسپینت شدی! باشه ، باشه، حال میده بابا...همه رو گیر آوردیم دیگه، اوه اوه اوه اون جارو نگاه کن لی؛ اون پرسی یه که داره به پنه لوپه کلیرواتر شلوارش رو میده

-وااای جیمز، چه گندی زدیم، اگه مک گونگال...

چهره جیمز مانند گچ دیوار سفید شد.گویی سطل آب یخ رویش ریخته باشند.اصلاً حواسش به این قضیه نبود که کاری که در حال انجامش است پروفسور مک گونگال را به سرعت به خود میکشاند.مانند قطب S آهن ربا که به دنبال قطب N میگردد.و نصیحت های همیشگی او را باید تحمل کند:"آبروی گروه گریفیندور رو بردید. خجالت داره.واقعاً که، ما با بچه های قبلی که این مشکلارو نداشتیم، برای اولیاتون نامه می نویسم...".

-بیاین بریم خوابگاه، قبل از اینکه مک گوناگل ماجرا رو بفهمه باید خودمون رو به خوابگاه برسونیم.تا بتونیم برای یه دور هم که شده ببینیم طرف دخترا چجوریه؟!

این صدای جیغ مانند جیمز بود که با دلهره و استرس ادا شد.هر پنج نفر راه خوابگاه را پیش گرفتند و از کنار تمام دختران شلوار پوش هاگوارتز گذشتند و به کار خود خندیدند.تدی که قهقه ی بلندی را سر داده بود گفت:

-بچه ها کی رمز رو میدونه؟تو میدونی لی؟

-رمز چی؟بانوی چاق؟

-پَ نَ پَ!رمز گالیون بازی هری پاتر و محفل ققنوس! رمز بانوی چاق دیگه!

-من میدونم تدی!

-امیدوارم که یادت نره نویل!

***


_ آااااوه ماریـــــ ــ ـ ـــا، یـــو هو هو هـــونگ فرووووو هو مِلت! ارهـــــِری هی آینر یونگفرو فله هن... آئوس دیزم فلشن.....

-تخم حنایی رنگ شیمر!

-مثلاً نمی تونستین صبر کنین آوازم تموم شه!؟

-آخه تمومی نداره.

- برید داخل...

لی که تا پیش از این در سکوت به سر می برد، با استرس فجیهی داد زد:

-فقط یه ربع دیگه وقت داریم تا اثر معجون تموم شه، عجله کنـــــیــــد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده


با بدترین جارو ها هم میشه بهترین کوافل ها را به ثمر رساند، یا عذاب آور ترین بلوجر ها را دور کرد و یا سریع ترین اسنیچ ها را گرفت؛ ملاک مهارت است.
پاسخ به: خوابگاه هاي گريفيندور
ارسال شده در: دوشنبه 26 خرداد 1393 15:25
نمایش جزئیات
آفلاین
- حالا حتما باید دامن پامون کنیم ؟

- نویل تو تا حالا دیدی کسی از دخترا دامن پاش نباشه ؟

- نه خب .

20 دقیقه بعد

- عاقا من یه فکری دارم در حد جام جهانی کوئیدیچ 2014 برزیل ! ! !

- فکرت چی هَس حالا ؟

- به این فکر کردین که دخترا هر چند وقت یه چیزی به تیپشون اضافه میکنن بعد میگن مده ؟

- خب که چی ؟

- خب ما هم شلوار پامون میکنیم بعد میگیم شلوار گشاد مده .

- نویل ، من به شخصه به عقلت ایمان اوردم . حالا بگزریم برزیل چیه ؟

- جیمز ، برزیل یکی از کشورای آمریکای بوقیه ؟

- چه چیزا آدم میشنوه آمریکای بوقی ! ! !

- ول کنین برزیل و این طور چیزا رو لی اون معجونا رو با اون موها قاطی کن سریعا .

- باشه . الان .

پس ، شلوار گشاد مد میشه . یادتون نره هر کی پرسید این چیه پوشیدین چی میگن ؟

همه با هم یک صدا ( مثل خوندن سرود ملی توی جام جهانی کوئیدیچ ) :

- مده جدید رو ندیدی ؟ شلوار گشاد مده

وقتی پسرا از خوابگاه رفتن بیرون در عرض یک ساعت کل دخترای مدرسه برای تبعیت از مد یکی از شلوارای دوست پسراشونو قرض گرفتن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شاید وجودم به خیلی ها ارامش نده . . .
ولی همین که حضورم حرص خیلی هارو در میاره . . .
بهم انگیزه خیلی بالایی میده . . .
پاسخ به: خوابگاه هاي گريفيندور
ارسال شده در: یکشنبه 25 خرداد 1393 19:41
نمایش جزئیات
آفلاین
پسرها، دخترای غش کرده توی حیاط رو دونه دونه انداختن توی گونی. سپس هر کدوم یکی از گونی هارو انداختن رو کول و مسیر خوابگاه رو در پیش گرفتن.
نویل با اینکه زانوهایش زیر وزن گونی خم شده، همچنان داشت ادامه میداد:
- این یکی ... یه ... 70 کیلویی هست! ... ماشالله! ماشالله!
لی گفت: مردم پولدارنا! ... ما پول نون خوردن نداریم، پوستمون چسبیده به استخون! ... الان همسر ایده آل، همسر چاقه! ... این یعنی باباش پولداره!

پسرا همراه با داشتن چنین مکالمه هایی مسیر خوابگاه رو طی کرد. مسیری که همیشه براشون دو قدم بود اما با وجود بار سنگین روی دوششون حالا فرسخها به نظرشون میرسید.

بلافاصله بعد از رسیدن به خوابگاه خودشون، گونی ها رو، رو زمین پرت کردن، بدون در نظر گرفتن اینکه توشون آدمه و بعدش همگی با هم یه آخیــــــــش گفتن.

تدی در حالی که دستش رو بالا برده بود و خودشو میکشید تا قولنج کمرشو بشکونه گفت: خب ... با وجود عدم تمایلم به این موضوع و با تمام نارضایت، مجبورم تن به این نقشه ی پلید و بی حیایانت(!) بدم جیمز! .... حالا حوصله ندارم برم پستای پایین رو ببینم. یکی بگه معجون دست کدومتون بود! ... آخیــــــــــــــــش! قولنجم شیکست!
سپس در حالی که یکی از پسرا معجون مرکب رو در دست داشت، به سمت گونی ها رفت و از هر گونی (دختر) یه مو کند!
در این میان جفری که ابتدا چهره ی متفکر به خودش گرفت، رنگ رخسارش به قرمز متمایل شد و پرسی: بچه ها؟ ... کسی دامن داره؟

سوال، سوال خیلی مهمی بود! الکی نگاه نکنین بهش. اونجا هیشکی به خودش اجازه نمیداد بره دامن دخترا رو ... استغفرالله!
پسرا یه نگاهی به گونی ها انداختن، یه نگاهی به شلوار های خودشون انداختن، سپس یه نگاه به درو دیوار انداختن و آخر از همه حالت به خودشون گرفتن!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جفری هوپر در 1393/3/25 19:47:36
ویرایش شده توسط جفری هوپر در 1393/3/26 1:42:57
ویرایش شده توسط جفری هوپر در 1393/3/26 1:44:15
در زندگی زخم‌هایی هست که مثل خوره روح را آهسته و در انزوا می‌خورد و می‌تراشد. این دردها را نمی‌شود به کسی اظهار کرد، چون عموماً عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می‌کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آمیز تلقی بکنند.

هدایت
پاسخ به: خوابگاه هاي گريفيندور
ارسال شده در: یکشنبه 18 خرداد 1393 10:33
نمایش جزئیات
آفلاین
ما رولمان را قبل از اینکه دخترا ها بیهوش شوند می نویسیم
_ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در حیاط قدم می زد و از هوای آزاد لذت می برد. همیشه فضای هاگوارتز برایش جذاب بود. چند تا از دوستانش را دید و برای دوستانش دست تکان داد. ناگهان همه ی دختر ها روی زمین افتادند، بدون هیچ هشدار قبلی!

گیدیون با شگفتی گفت:

_این جا چه خبره؟

چند نفر از دانش آموزان در جواب سوال گیدیون، شانه هایشان را بالا انداختند. نگرانی و ترس گیدیون را فرا گرفته بود.

سریع به طرف خوابگاه حرکت کرد تا شاید بتواند به او کمک کند. در راه با جیمز، تدی، نویل، گودریک و لی جردن مواجه شد. در حالی که نفس نفس می زد از آن ها پرسید:

_ شما دلیل این اتفاق رو میدونین؟

نویل با خوشحالی گفت:

_ آره همین الان می خواستم براشون توضیح بدم.

سپس گلویش را صاف کرد و ادامه داد:

_ راستش وقتی شما داشتید نقشه می کشیدید من خواب بودم. نه خواب نبودم یعنی وانمود کردم خوابم. بعد وقتی رفتید من رفتم تو کتابخونه و یک ورد برای این کار پیدا کردم.

گودریک با عصبانیت فریاد زد:

_ وردش چی بود؟


نویل گفت:

_ اون... اون... ای بابا یادم رفت.

گودریک:
لی و جیمز و تدی :
نویل:
گیدیون:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارزشی نیمه اصیل!


تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: خوابگاه هاي گريفيندور
ارسال شده در: دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 15:44
نمایش جزئیات
آفلاین
پسرها جيمز گريان را با خود به دنبال دختران ديگري بردند كه... كه ناگهان به صحنه عجيبي برخوردند. پنج دختري كه رز شامل آنها ميشد، به يكباره سر جاي خود ميخكوب شدند و پس از چند لحظه نقش بر زمين شدند. الستور و تدي با تعجب به يكديگر نگاه كردند. هرميون كه در حال خواندن كتاب تاريخ جادوگري بود نيز به طور ناگهاني از حركت ايستاد و روي تختش ولو شد. آليس، جيني، كتي، آنجلينا هم همينطور! كم كم همه دختران حاضر در تالار عمومي به اين سرنوشت دچار شدند. آيا اين يك حقه بود يا...؟ سكوت مرموزي بر جو حكفرما شد. چند لحظه بعد گودريك كه ابروهايش از شدت تعجب بالا آمده بودند، سكوت را شكست و رو به لي و جيمز كرد و گفت:

- چه اتفاقي افتاده؟

لي و جيمز كه گيج شده بودند، فقط شانه بالا انداختند. در حالي كه همه پسران ماتشان برده بود، الستور كه كه گويي به چيزي شك كرده بود، گفت:

- هيس... دارم يه صدايي ميشنوم.

همگي گوش هايشان را تيز كرده و منتظر ماندند. الستور راست گفته بود. صداي خفيف زمزه اي همراه با بشكن هاي متوالي به گوش ميرسيد كه به صورت تدريجي بلندتر ميشد. پس از چند لحظه گودريك كه انگار چيزي را فهميده بود، به در خوابگاه پسران خيره شد و در حالي كه به آن اشاره كرده بود، گفت:

- صدا از اينجا مياد...

جيمز فورا پشت الستور قايم شد و با وحشت به در خوابگاه پسران چشم دوخت. همگي نفسشان در سينه حبس شده بود. صدا لحظه به لحظه نزديك و نزديكتر ميشد تا اينكه يك هو صدا متوقف گشت و دستگيره ى در چرخيد و در باز شد. با ديدن آن شخص، تعجب در چهره ي همه نقش بست. آن شخص كه بسيار خوشحال به نظر ميرسيد، فرياد زد:

- خوشتون اومــــــــــــــــــد؟؟

همه پسران همصدا با هم فرياد زدند:

- نويــــــــل...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط نویل لانگ باتم در 1393/2/15 18:12:19
ویرایش شده توسط نویل لانگ باتم در 1393/2/15 18:17:41
ميدوني بزرگترين اشكال زندگي واقعي چيه؟
تو لحظات حساس موسيقي نداره!
پاسخ به: خوابگاه هاي گريفيندور
ارسال شده در: جمعه 5 مهر 1392 16:24
نمایش جزئیات
آفلاین
نویل ناگهان از خواب بیدار شد و گفت:
ـ خب بچه ی باهوش گیرم دختر شدیم،اونوقت دختر های واقعیو چیکار کنیم؟ما که مث مامان هوگو نمیتونیم با کیک اینا رو بیهوش کنیم!
گودریک،تدی،لی،
جیمز:
ـ خب... آهان!ما دخترا رو دعوت میکنیم به یه عصرونه تو سالن عمومی؛بعد داخل آب یا شربت داروی خواب آور میریزیم.وقتی خوابشون برد اونارو میزاریم تو کمد جارو ها و بعد میریم به سراغ خوابگاه دخترا!خب همه تون پایه هستین؟
همه:
ـ پس بزنید بریم!

نیم ساعت بعد
جیمز و لی از آشپزخانه خوراکی و از درمانگاه داروی خواب آور کش رفته بودند.
به آرامی در خوابگاه را باز کردند و 5 دختر زیبا را دیدند که یکی از آن ها رز ویزلی بود.
جیمز با دیدن رز:
جیمز:سلام رزی!ما شما رو به یه عصرونه دعوت میکنیم.
رز:
ـ نه ممنون یه ربع دیگه با اسکوپیوس قرار دارم.
جیمز:
اسکورپیوس کیه؟
ـ پسر باباش!
ـ باباش کیه؟
دراکو مالفوی.
ـ چـــــــــــــــــــــــــــــــــــــی؟
ـ همون که شنیدی.
ـ رز تو به من خیانت کردی.مگه چی اون از من بهتره؟
ـ الان نشونت میدم این قیافه ی باباشه:تصویر تغییر اندازه داده شده

ـ هنوز قانع نشدم!
ـ و این قیافه ی بابا ی توئه:تصویر تغییر اندازه داده شده

ـ باشه پس خدافظ رزی.

پسر ها جیمز گریان را با خود به دنبال دختر های دیگری بردند که...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
اصالت و قدرت برای لحظه اوج! به یک باره خاموشی ما برای دگرگونی شما...
بهتر است به یک باره خاموش شد تا ذره ذره محو شد...
اسلیترین

تصویر تغییر اندازه داده شده