سلام پِروفِسور مَصی!
ووی عجب تکلیف خفنی بود!
****************************
نقل قول:
1. فرض کنید که شما یک مدافع کوییدیچ هستین و قصد دارین با چماق یک ضربه منجر به مصدومیت جدی در حریف ایجاد کنید به شکلی که نه خطای شما گرفته بشه و نه اون بازیکن بتونه بازی رو ادامه بده. ضربه به سر باعث خطا و پنالتی میشه و به ضرر تیم شماست. در نتیجه با رعایت مفاد حضور کاربر سیزده ساله و اصول PG ، یک نقطه یا عضو (به غیر از سر) رو جهت هدف گیری با بلاجر انتخاب کنید و شرح بدین هدف گیری این نقطه یا عضو چگونه منجر به مصدومیت جدی در بازیکن حریف میشه؟ (5 امتیاز)
اگه من یه مدافع بودم، بلاجر رو محکم به سمت سینه حریف پرت میکردم. مستقیم به قلبش. آدمایی هستن که دست وپاشون قطع میشه آخ هم نمیگن همیشه هم خندونن؛ اما وقتی قلب آدم میشکنه، دیگه هیچ وقت ترمیم نمیشه. من خودم اینو تجربه کرده ام. وقتی رون تنهام گذاشت، قلبم ترک برداشت و از اون موقع به بعد، دیگه اون آدم سابق نشدم.
برای همینه که میگم باید بلاجر رو مستقیم بزنیم به قلب حریف. تا قلبش بشکنه. اگه جوری بزنیم که پاش قطع بشه باز هم ممکنه که به بازی برگرده ولی اگه قلبش بشکنه، دیگه هیچ وقت برنمیگرده و به فنای هیپوگریف میره!
نقل قول:
2. بازیکنان کوییدیچ در زمان های استراحت، نیاز به تفریحات مرتبط با کوییدیچ دارن تا روحیه شون خوب بمونه. ور رفتن با توپ های کوییدیچ شامل کوافل، بلاجر و اسنیچ طلایی و تحقیر این عناصر کوییدیچ در پشت صحنه یکی از این تفریحات به حساب میاد. برای هر کدوم از این سه توپ با مثال یا شرح مختصر، یک روش تفریحی یا بازی یا ور رفتن جداگونه غیر از کوییدیچ پیشنهاد بدین یا حتی طراحی کنید. نیم نگاهی به دنیای رنکارنگ ماگل ها بلامانع است. (3 امتیاز)
گوی زرین یا اسنیچ : این یه کاریه که بچه ماگل ها با مور و ملخ و موش های فلک زده میکنن. اونا یه نخ برمیدارن، می بندن به پای ملخ یا موش بدبخت و اون سرش رو وصل میکنن به یه قابلمه کوچولو، یا کلا یه چیز سبک. اون فلک زده هم سعی میکنه فرار کنه و اون چیزی که بهش وصله پشت سرش کشیده میشه . این تفریح بیشتر در شهر مشهد و اطرافش رایجه.
حالا ما میتونیم گوی زرین رو برداریم، یه چیز سبک، چیزی که نه اون رو به زمین بچسبونه و نه اون بتونه کاملا به هوا بره، رو با نخ به شیار دورش می بندیم و ولش میکنیم تا عین مگس پنچر شده شروع به پرواز کنه و ماهم یه کم بخندیم. به قول استاد مصی: عح عح عح ووی ووی ووی!
بلاجر یا بازدارنده:اوووووففف این یکی دیگه خیلی حال میده! ابتدا چوبدستی رو به صورت دایره وار روی بلاجری که بسته شده می چرخونیم و می گیم:" دی سنادیا پراوتا!"( ورد کنترل اشیای جادویی(رولینگ اینو توی یه مصاحبه گفت)) و بلاجر رو آزاد میکنیم و بلاجر آروم روی هوا شناور میشه. سپس نوک چوبدستی رو روبه یه نفر(ترجیحا هرماینی، چون هم دق دل من خالی میشه هم خیلی باحال جیغ میکشه و فرار میکنه) می گیریم و کلمه ی "پراوتا" رو دوباره تکرار میکنیم. بلاجر از اون به بعد تا زمانی که شما دوباره روی هرماینی "پراوتا" رو نگین، به اون گیر میده و ولش هم نمی کنه! بعد شما میشینین به نگاه کردن قربانیتون که عین شترمرغا میدوئه و فرار میکنه و جیغ میکشه. به قول استاد مصی: عح عح عح ووی ووی ووی!
کوافل یا سرخگون: این یکی رو خیلی دوست ندارم راستش؛ مواد لازم:یه کوافل، یه چوبدستی، یه ماگل!
کوافل رو وسط جاده ی خلوت ماگلی قرار میدیم و از دور می پاییمش تا یه ماگل بیاد پیداش بکنه. بعد احتمالا تلاش میکنه شوتش کنه یا برش داره. ماگل ها لا موجودات فضولی ان که اگه ته و توی یه چیزی رو درنیارن ولش نمیکنن. ما با چوبدستی کوافل رو جابه جا میکنیم و از حیرت و گاها وحشت اون ماگل نهایت شادمانی رو دریافت میکنیم. در آخر هم حافظه اش رو پاک میکنیم و در حالی که همچنن به سبک استاد مصی می خندیم، به سر تمرین بر میگردیم. عح عح عح ووی ووی ووی!
نقل قول:
3. ترکیب تیم کوییدیچ ایده آل جادوگرانی خودتون رو بچینید. فرض کنید خودتون هم در این تیم هستین و نقش کاپیتان رو دارید. هفت بازیکن اصلی شامل یک دروازه بان، دو مدافع، سه مهاجم و یک جستجوگر رو لیست کنید. فرقی نداره اعضای فعلی یا قبلی جادوگران. (2 امتیاز)
جونمــــــــی جـــــــون!
اوووفففف این کاریه که تو رویا هام میکنم!
دروازه بانش رون باشه، چون که...کلا میخوام رون باشه.تیم خودمه دوست دارم رون دروازه بانش باشه.
جست و جو گرش من باشم.
مهاجم هاش: رون باشه، با فنریرگری بک و یوآن ابرکرومبی. رون رو دوبار گفتم؟ خب تیم خودمه دلم میخواد رون توش دوتا پست داشته باشه. فنریر و یوآن هم خیلی خفن و ماهرن.
مدافع هاش فرد و جرج باشن. چون خیلی باحالن
دو نفر ذخیره اش هم جینی و هرماینی باشن. تا اگه نیاز به ذخیره داشتیم من جینی روبیارم و هرماینی جز جیگر بخوره حرص بخوره دق مرگ شه!
درد و بلاتون بخوره تو سر هرماینی پروفسور!