فردای دیروز، یعنی امروز، تالار ریون-ای بابا! خسته شدیم، خدایا بسه دیگیییییه. تا کی پارتی بازی؟ تا کی رانت؟ تا کی دست های پشت پرده؟
همه تالار با هم سر هاشونو به سمت صاحب صدا برگردوندن.
- چی شده ری؟ ماجرای دست های پشت پرده چیه؟
ریموند در حین نشتن پشت اخرین ردیف صندلی، که بچه ها، داخل تالار چیده بودن، همراه با نگاهی کنایه امیز به سو و کریس در جواب لینی اهسته گفت:
- بعضیا رو میگم، بعضیا که از پستشون سو استفاده میکنن و صندلی جلو میشینن! تازه نگا کن یه جای خالی هم برای یکی دیگه گرفتن!
-سو رو میگی؟ داری اشتباه...
پاسخ لینی رو شومینه محکم تر داد:
-احمقق، صندلی جلو همینه که تو روش نشستی، اومدی جلو شاخاتو کردی تو حلق من زر اضافه هم میزنی؟ برو گم شو عقب ببینم، مرتیکه گوزن.
ریموند که از رفتار شومینه به صورت پینکیویی شاخش دراز شده بود با فحشی زیر لبی رفت که بین سو و کریس بشینه.
- ببخشید جای کسیه؟
- اره ری برای خودت جا گرفتم، میدونی، گفتم کلاه من و شاخ تو جلوی دید بچه ها رو میگیره بیایم عقب بشینیم.
- واقعا؟

حالا چرا پشت تون به شومینه است؟
-داریم به کار زشت شومینه اعتراض میکنیم.
-عه تام تو هم هستی! بفرما چیپس... اروم باشین... فقط...فقط به تام گفتم...
بالاخره بعد از اومدن اخرین ریونی ها شومینه شروع کرد:
-اهم...اهم همین طور که میبینین...
-ما اصلا هم نمیبینیم!
-نگران نباش کریس، با نامه ای که من میخوام براتون بخونم همه سر ها به سمت من بر میگرده. حالا همین جور که از وزیر اینده یاد میگیرین و دیگه وسط حرف من نمیپرین باید بگم که طبق قراری که داشتیم...
-داشتی!
-گفتم وسط حرفم نپر! مگه نه نامه خودتو میخونم.
بله داشتم میگفتم با توجه به اینکه من از کیفیت خدمات رسانی امروزتون ناراضی بودم یکی از نامه های جالب رو که مد نظرمه میخوام بخونم براتون.
-میخوام براتون بخونم درسته نه میخوام بخونم براتون، بی سواد، تو چه جوری اومدی ریون؟