زاخاریاس اسمیتold
از آواتارم خوشم میاد !!!
- آخرین ورود
- سهشنبه 24 آبان 1390 13:45
- عضویت
- 1387/10/14
- پستها
- 350
تکلیف:در رابطه با یکی از اعجاز های اکسپلیارموس در زندگی شخصیتون مطلبی بنویسید و در کلاس برای بقیه بخونید تا براتون دست بزنیم !!
یکی از موقعیت هایی که اکسپلیریاموس به کار آدم میاد، زمان مواجهه با یکی از بز های عمو آبره!من این متن رو از کتاب خفن گولاخز (نوشته ی پروفسور کینگزلی شکلبولت) برداشتم:
نقل قول:
یه روز که داشتم با بر و بچ هافل توی هاگزمید پرسه می زدم، با یکی از بز های فراری (ملقب به بزو) رو به رو شدیم.بر و بچ که حسابی ترسیده بودن، عقب کشیدن ولی من با شجاعت رفتم جلو و بعد از این که از حرکت کماندویی اون بز جا خالی دادم، یه اکسپلیریاموس خوابوندم در گوشش و حسابی ذوق کردم!
بر و بچ هم که داشتن عینه جن زده ها به من نگاه می کردن، کم کم شجاع شدن و بعد دسته جمعی به سمت بزستان حرکت کردیم و علاوه بر اینکه حال تموم اون موجودات رو گرفتیم، رفتیم آبر رو گذاشتیم بالای دار و دستش رو بستیم و هر دو دقیقه یه بار بهش اکسپریاموس زدیم و حال کردیم!
یکی از موقعیت هایی که اکسپلیریاموس به کار آدم میاد، زمان مواجهه با یکی از بز های عمو آبره!من این متن رو از کتاب خفن گولاخز (نوشته ی پروفسور کینگزلی شکلبولت) برداشتم:
نقل قول:
همانطور که می دانید، آبرفورث دامبلدور در سال هیزار و هوفصد مرلینی، با دسته ای از فضایی ها، که صورت هایی شبیه بز و چشمانی همچون گودزیلا داشتند، رو به رو شد.وی به در زمانی که به دور از برادر خود بود، با دقت روی این موجودات عجیب و گولاخ به آزمایش پرداخت و متوجه شد آنها نیروی عجیبی دارند که باعث می شوند آرزوی کسی که آنها را می گیرد بر آورده شود.به همین جهت، او به سمت نظارت انجمن های بسیار و مدیریت یک سایت ایرانی برگزیده شد.
او چند سال پیش، آن ها را به شکل بز در آورد و آن ها را به محلی جادویی بهنام بزستان منتقل کرد و نام آنها را "جونیور" گذاشت که برگرفته از کلمه ی "جونور" است!قابل ذکر است که آن موجودات فضایی، هر که را از نزدیک ببینند، آن را درسته می خورند و فقط استخوان های آنان را باقی می گذارند.به همین جهت، فقط آبرفورث قادر به لمس آنها است.
یه روز که داشتم با بر و بچ هافل توی هاگزمید پرسه می زدم، با یکی از بز های فراری (ملقب به بزو) رو به رو شدیم.بر و بچ که حسابی ترسیده بودن، عقب کشیدن ولی من با شجاعت رفتم جلو و بعد از این که از حرکت کماندویی اون بز جا خالی دادم، یه اکسپلیریاموس خوابوندم در گوشش و حسابی ذوق کردم!

بر و بچ هم که داشتن عینه جن زده ها به من نگاه می کردن، کم کم شجاع شدن و بعد دسته جمعی به سمت بزستان حرکت کردیم و علاوه بر اینکه حال تموم اون موجودات رو گرفتیم، رفتیم آبر رو گذاشتیم بالای دار و دستش رو بستیم و هر دو دقیقه یه بار بهش اکسپریاموس زدیم و حال کردیم!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[b][color=000066]Catch me in my Mer

... خب خب .. تفریح دیگه بسه ، قبل از هر چیز و مهم تر از درس اینه که من استاد جدید شما هستم و قراره یه چند جلسه ای رو با هم خوش بگذرونیم .. خب از اون گوشه ی سمت راست کلاس شروع کنید خودتون رو معرفی کردن تا من اون کسایی رو که باید بهشون سی بدم از همین الان مشخص کنم 
~~~~~ 


