اقا برای حال گیری ساحران هستم.
فرت دالاهوف یک فکر علامتمون فرط باشه همه بذاریم تو امضا
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
[[single]] انجمن آنتی ساحریال
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/06/10
آخرین ورود: سهشنبه 24 اسفند 1395 21:21
از: شبنم عشق خاک آدم گِل شد...
پستها:
143

سلام عزیزان
بنده هستم ناجور.
پیشنهادمم اینه که اول از همه باید هیئت مدیره رو پاکسازی کرد. آخه مدیریتو چه به ساحره ها؟
بای
بنده هستم ناجور.
پیشنهادمم اینه که اول از همه باید هیئت مدیره رو پاکسازی کرد. آخه مدیریتو چه به ساحره ها؟
بای
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: همبستگی مردودین سازمان بین المللی حمایت از ساحره ها ( آنتی ساحریال ها)
ارسال شده در: دوشنبه 21 مرداد 1392 01:44
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/07/03
تولد نقش: 1396/10/10
آخرین ورود: شنبه 19 مهر 1399 22:11
از: کره آبی
پستها:
2608

شـــــــــروع مجــــــــــدد فـعالیـــــــــــــــــــت آنتی ساحریال ها
مورفین وسط جمعیت نشسته بود و داشت هاراگیری میکرد. همه جادوگرا میگفتن نکن بابا نکش خودتو شمشیرو نکن تو شیکمت! ولی مروفین گوش نمیکرد و از اونطرفم دالاهوف هی میگفت خوب میکنی بکن تو شیکمت سیب زمینی! بی غیرت!
مورفین: ولم کنید بذارید خودمو بکشم ننگ این خیانت از زندگیم پاک شه!
ملت جادوگر: نه وزیر! نکش خدوتو! نه وزیر! نکش خودتو!
دالاهوف: غلط کردی! بکش خودتو بی غیرت!
مورفین: آآآآآآآآآآای ولم کنید!
نیم ساعت بعد
دالاهوف قاطی میکنه و اعصابش خورد میشه و میره شمشیرو خودش بکنه تو شکم مورفین که مورفین یه لحظه میگه دست نگه دارید! همه ساکت میشن و مورفین ادامه میده:
_ من طی این مدت هاراگیری به این نتیجه رسیدم کشتن خودم فایده نداره به جاش برای پاک کردن ننگ این خیانت از پیشانیم دوباره سازمان آنتی ساحریال رو فعال میکنیم و حال این ساحره ها که جدیدا سازمانشونو فعال کردن میگیریم! فکر کردن خیلی شاخن! شاخیشونو میشکنیم! آآآآآآآآآآآآآآآااره!
ملت: آآآآآآآآآآآآآآآآآآآاره! آآآآآآآآآآآآآآره!
دالاهوف: نگمه! این میخواد بپیچونه خودشو نکشه! میخواد قصر در بره نامرد!
ولی صدای دالاهوف میون جمعیت گم میشه.
اعلامیــــــــــــه سر در سازمان آنتی ســــــــــاحریال
نقل قول:
فعلا فرت!
مورفین وسط جمعیت نشسته بود و داشت هاراگیری میکرد. همه جادوگرا میگفتن نکن بابا نکش خودتو شمشیرو نکن تو شیکمت! ولی مروفین گوش نمیکرد و از اونطرفم دالاهوف هی میگفت خوب میکنی بکن تو شیکمت سیب زمینی! بی غیرت!
مورفین: ولم کنید بذارید خودمو بکشم ننگ این خیانت از زندگیم پاک شه!
ملت جادوگر: نه وزیر! نکش خدوتو! نه وزیر! نکش خودتو!
دالاهوف: غلط کردی! بکش خودتو بی غیرت!
مورفین: آآآآآآآآآآای ولم کنید!
نیم ساعت بعد
دالاهوف قاطی میکنه و اعصابش خورد میشه و میره شمشیرو خودش بکنه تو شکم مورفین که مورفین یه لحظه میگه دست نگه دارید! همه ساکت میشن و مورفین ادامه میده:
_ من طی این مدت هاراگیری به این نتیجه رسیدم کشتن خودم فایده نداره به جاش برای پاک کردن ننگ این خیانت از پیشانیم دوباره سازمان آنتی ساحریال رو فعال میکنیم و حال این ساحره ها که جدیدا سازمانشونو فعال کردن میگیریم! فکر کردن خیلی شاخن! شاخیشونو میشکنیم! آآآآآآآآآآآآآآآااره!
ملت: آآآآآآآآآآآآآآآآآآآاره! آآآآآآآآآآآآآآره!
دالاهوف: نگمه! این میخواد بپیچونه خودشو نکشه! میخواد قصر در بره نامرد!
ولی صدای دالاهوف میون جمعیت گم میشه.
اعلامیــــــــــــه سر در سازمان آنتی ســــــــــاحریال
نقل قول:
هر جادوگر مردی که میخواد عضو بشه قدمش سر چشم! فرم و مرم و از این سوسول بازیام نداره! فقط بیاین اعلام کنید که هستید و اگرم پیشنهادی برای گرفتن حال ساحره ها دارید بدید استقبال میشه احتمالا به زودی باهاشون وارد جنگ بشیم و همه رو از دم تیغ بگذرانیم!
فعلا فرت!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: همبستگی مردودین سازمان بین المللی حمایت از ساحره ها ( آنتی ساحریال ها)
ارسال شده در: جمعه 10 شهریور 1391 22:47
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1390/09/25
تولد نقش: 1403/01/09
آخرین ورود: پنجشنبه 9 فروردین 1403 17:16
از: ته دنیای انتظار
پستها:
1205

- یعنی چی داد نزن؟ منظورت چیه؟ مگه ما اینجا جمع نشدیم که حال ساحره ها رو بگیریم؟ حالا به خاطر یه ساحره توی طبقه ی پایین یه مغازه ی تک طبقه ای داری بهم میگی داد نزن؟
الفیاس با عصبانیت این رو گفت و درحالیکه داشت گوشیش رو میذاشت توی جیبش، آرزو کرد که بازم بتونه پیش بانو ویولت باشه!
کلنل درحالیکه داشت کنترلش رو از دست میداد، رو به الفیاس کرد و گفت:
- تو که هیچ کاری نمیکنی، فقط نوشیدنی کره ای میخوری، بعدش هم اینطوری داد میزنی، توقع داری هیچی بهت نگیم؟ تو دیگه کی هستی؟:vay:
سورس هم میاد جلوی کلنل و دستش رو میزنه به کمرش و میگه:
- حق با کلنله! تو اینجا هیچ کاری برای همبستگی و اتحاد انجام نمیدی! همون بهتره که بری! ما خودمون خیلی بهتر میتونیم کارامون رو هماهنگ کنیم!
الفیاس که انگار منتظر این حرف بود، در حالیکه داشت به سمت در میرفت، با خوشحالی گفت:
- آره من میرم! دیگه میتونم پیش بانوی عزیزم باشم!
الفیاس با عصبانیت این رو گفت و درحالیکه داشت گوشیش رو میذاشت توی جیبش، آرزو کرد که بازم بتونه پیش بانو ویولت باشه!
کلنل درحالیکه داشت کنترلش رو از دست میداد، رو به الفیاس کرد و گفت:
- تو که هیچ کاری نمیکنی، فقط نوشیدنی کره ای میخوری، بعدش هم اینطوری داد میزنی، توقع داری هیچی بهت نگیم؟ تو دیگه کی هستی؟:vay:
سورس هم میاد جلوی کلنل و دستش رو میزنه به کمرش و میگه:
- حق با کلنله! تو اینجا هیچ کاری برای همبستگی و اتحاد انجام نمیدی! همون بهتره که بری! ما خودمون خیلی بهتر میتونیم کارامون رو هماهنگ کنیم!
الفیاس که انگار منتظر این حرف بود، در حالیکه داشت به سمت در میرفت، با خوشحالی گفت:
- آره من میرم! دیگه میتونم پیش بانوی عزیزم باشم!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط الفیاس دوج در 1391/6/10 22:58:25
و ناگهان تغییر!
شناسه ی بعدی:
پروفسور مینروا مک گوناگال
الفیاس دوست داشتنی بود! کمک کننده بود؛ نگذارید یادش فراموش شود.
شناسه ی بعدی:
پروفسور مینروا مک گوناگال
الفیاس دوست داشتنی بود! کمک کننده بود؛ نگذارید یادش فراموش شود.
پاسخ به: همبستگی مردودین سازمان بین المللی حمایت از ساحره ها ( آنتی ساحریال ها)
ارسال شده در: جمعه 10 شهریور 1391 16:00
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/04/08
تولد نقش: 1396/01/08
آخرین ورود: چهارشنبه 11 فروردین 1395 23:54
پستها:
1174

کلنل با خوشحالی نگاهی حاکی از عشق! به سوروس میندازه و نیشخندی میزنه.
- چرا نمیرین؟
- تو نمیای؟
- نه نمیام.
- یعنی تو واقعا نمیای؟
- نه نمیام.
- یعنی تو واقعا واقعا نمیای؟
- نه نمیام.
سوروس گوش کلنلو میگیره و در گوششش زمزمه میکنه:
- تو اینجا رییسی، یعنی دست راست منی!پس تو باید باشی.اوکی؟تو نباشی کی میخواد به من کمک کنه؟
کلنل بزور خودشو از دست سوروس خلاص کرد وداد زد:
- تو دست راست منی.نه من.منم رییسم.
- مهم نی.بلاخره تو بیاید بیای.
گوش کلنلو میگیره و دنبال خودش میکشه.کلنل با ناراحتی حسرت اون سه تا نوشیدنی کره ای رو که قایم کرده بود تا تنهایی بخوره رو میخوره و بعد از گرفتن اختیار گوشش راه میفته.
الفیاس بعد از مزه مزه کردن اون آخرین قطره های نوشیدنی کره ای ای ک چندی قبل خورده بود،دستی به سرش میکشه و داد میزنه.
-پیش به سوی پیشرفت!
کلنل هم با تلنگری از اون پذیرایی میکنه و میگه:
-داد نزن.اون ساحره ی محترمی که طبقه پایینه از خواب بیدار میشه!
- چرا نمیرین؟
- تو نمیای؟
- نه نمیام.
- یعنی تو واقعا نمیای؟
- نه نمیام.
- یعنی تو واقعا واقعا نمیای؟
- نه نمیام.
سوروس گوش کلنلو میگیره و در گوششش زمزمه میکنه:
- تو اینجا رییسی، یعنی دست راست منی!پس تو باید باشی.اوکی؟تو نباشی کی میخواد به من کمک کنه؟
کلنل بزور خودشو از دست سوروس خلاص کرد وداد زد:
- تو دست راست منی.نه من.منم رییسم.
- مهم نی.بلاخره تو بیاید بیای.
گوش کلنلو میگیره و دنبال خودش میکشه.کلنل با ناراحتی حسرت اون سه تا نوشیدنی کره ای رو که قایم کرده بود تا تنهایی بخوره رو میخوره و بعد از گرفتن اختیار گوشش راه میفته.
الفیاس بعد از مزه مزه کردن اون آخرین قطره های نوشیدنی کره ای ای ک چندی قبل خورده بود،دستی به سرش میکشه و داد میزنه.
-پیش به سوی پیشرفت!
کلنل هم با تلنگری از اون پذیرایی میکنه و میگه:
-داد نزن.اون ساحره ی محترمی که طبقه پایینه از خواب بیدار میشه!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
تنها گیاهِ سیاهِ فتوسنتز کننده ی بدون ریشه ی گرد، با ترشح مواد گازی سیاه از واکوئلش. چرا ایمان نمی آورید؟
پاسخ به: همبستگی مردودین سازمان بین المللی حمایت از ساحره ها ( آنتی ساحریال ها)
ارسال شده در: جمعه 10 شهریور 1391 15:39
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1387/02/01
تولد نقش: 1387/05/07
آخرین ورود: چهارشنبه 29 اردیبهشت 1400 15:22
پستها:
474

تری به طرف دفتر همبستگی مردودین سازمان بین المللی حمایت از ساحره ها راه میفته... در چند متری دفتر هم میشد به راحتی بوی کثیفی رو حس کرد. تری بینیشو میگیره و در رو میشکنه و وارد دفتر میشه.
دفتر شلوغ و به هم ریخته بود. تری بینیش رو محکم تر میگیره و وارد میشه. هر کسی مشغول یه کاری بود. تری پوزخندی میزنه. الفیاس رو میبینه که یه طرف دفتر ایستاده و داره با بانو لاو میترکونه! به طرف الفیاس میره ، الفیاس با دیدن تری تلفن رو قطع میکنه و با عصبانیت میخواد حرفی رو بزنه که تری ساکتش میکنه!
- هیس الفیاس! نمیخوام چیزی بشنوم! فقط میخوام بپرسم شما از این بوی موندگی و زحم و از این شلوغی و به هم ریختگی خسته نمی شین؟!
تری منتظر جواب الفیاس نمیمونه و دوباره به اطرافش نگاه میکنه و میگه : اینه همبستگی تون؟!
الفیاس اخمی میکنه و میگه : مگه چشه؟! خیلی هم ما وحدت و همبستگی داریم!
تری از این حرف الفیاس خنده ش میگیره و هیچی نمیگه. از شدت خنده اشک از چشم هاش جاری میشه. تری به زور جلوی خنده ش رو میگیره و در جواب الفیاس میگه : بالاخره که چی الفیاس؟! آخرش مجبور میشین کوتاه بیاین و در این جا رو تخته کنین!
- هه!! به همین خیال باش!
تری دوباره خنده ش میگیره. الفیاس این دفعه قاطی میکنه!
- برو بیرون تری!
تری در حالی که میخندیده اون جا رو ترک میکنه و الفیاس رو با صورتی سرخ شده از عصبانیت تنها میذاره!
~~~~~~~~~~~~

وقتی این پست رو خوندین ، برین و ادامه ی سوژه ی پست قبلی رو بدین! این پست فقط واسه به هم ریختن اعصاب شما بود!
دفتر شلوغ و به هم ریخته بود. تری بینیش رو محکم تر میگیره و وارد میشه. هر کسی مشغول یه کاری بود. تری پوزخندی میزنه. الفیاس رو میبینه که یه طرف دفتر ایستاده و داره با بانو لاو میترکونه! به طرف الفیاس میره ، الفیاس با دیدن تری تلفن رو قطع میکنه و با عصبانیت میخواد حرفی رو بزنه که تری ساکتش میکنه!
- هیس الفیاس! نمیخوام چیزی بشنوم! فقط میخوام بپرسم شما از این بوی موندگی و زحم و از این شلوغی و به هم ریختگی خسته نمی شین؟!
تری منتظر جواب الفیاس نمیمونه و دوباره به اطرافش نگاه میکنه و میگه : اینه همبستگی تون؟!

الفیاس اخمی میکنه و میگه : مگه چشه؟! خیلی هم ما وحدت و همبستگی داریم!

تری از این حرف الفیاس خنده ش میگیره و هیچی نمیگه. از شدت خنده اشک از چشم هاش جاری میشه. تری به زور جلوی خنده ش رو میگیره و در جواب الفیاس میگه : بالاخره که چی الفیاس؟! آخرش مجبور میشین کوتاه بیاین و در این جا رو تخته کنین!

- هه!! به همین خیال باش!
تری دوباره خنده ش میگیره. الفیاس این دفعه قاطی میکنه!
- برو بیرون تری!

تری در حالی که میخندیده اون جا رو ترک میکنه و الفیاس رو با صورتی سرخ شده از عصبانیت تنها میذاره!
~~~~~~~~~~~~

وقتی این پست رو خوندین ، برین و ادامه ی سوژه ی پست قبلی رو بدین! این پست فقط واسه به هم ریختن اعصاب شما بود!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Only Raven!

پاسخ به: همبستگی مردودین سازمان بین المللی حمایت از ساحره ها ( آنتی ساحریال ها)
ارسال شده در: پنجشنبه 2 شهریور 1391 16:03
سوژه جدید
الفیاس: خب بچه ها نقشه چیه؟!
سورس: نقشه ؟! هممم کلنل برات توضیح میده ...
کلنل: کدوم نقشه ؟! از نوشیدنی کره ایت لذت ببر ...
الفیاس: چند روزه که کارم همینه، اما من فکر میکردم قراره کارای مهمتری بکنیم، چند تا ساحره بکشیم، سراشونو ببریم خشک کنیم بزنیم به دیوار، اما شماها فقط اینجا نشتید دارید نوشیدنی کره ای میخورید ...
سورس: بیخیال الفی خوش بگذرون، ما بهترین راه مبارزه رو در پیش گرفتیم، ما الان خوشحالیم و اونها از خوشحالی ما ناراحتن، تموم شد ... بهترین راه مبارزه ...
الفیاس: اما این خیلی غیر منطقیه ...
کلنل: خیلی خب خیلی خب، حالا که اصرار داری، نظرت چیه برای اینکه وفاداریتو ثابت کنی، بری سازمان حمایت از ساحره ها رو نابود کنی و برگردی اینجا؟!
الفیاس: یه تنه ؟!
کلنل: رفیق تو میخوای وفاداریتو ثابت کنی ...
الفیاس: ترجیح میدم بشینم همینجا و نوشیدنی کره ای بخورم ...
کلنل: حالا شدی رفیق خودم، الفی یه لطفی کن برو یه باکس دیگه نوشیدنی از تو زیر زمین بیار ...
الفیاس: اما این اخرین باکس بود ...
سورس: پس یه نفر باید یه سر به سوپر مارکت بزنه، حدس بزن اون کیه الفیاس ...
الفیاس: اما دیگه پولی هم تو صندوف نمونده ...
کلنل: لعنتی، میدونستم دیر یا زود اینجوری میشه ...
سورس: الفیاس نظرت چیه برا اثبات وفاداریت یه سرقت از گرینگوتز داشته باشی؟!
الفیاس: من فکر بهتری دارم
کلنل: چه فکری؟!
الفیاس: هر پنجشنبه، بودجه ای که وزارت برای سازمان حمایت از ساحره ها تعیین کرده با یه کامیون که به وسیله بهترین محافظین وزارت حفاظت میشه گالیونا رو از خزانه به سازمان منتقل میکنه.
سورس: هعی من فکر میکردم این دو تا مخالف هم باشن ...
الفیاس: این روزا به چیزای که میشنوی و میبینی نباید اعتماد کنی سورس ...
کلنل: اره حتی دیگه تاریخ عضویت اعضا هم اعتبار نداره ...
الفیاس: پس نقشه اینه میریم و اون کامیونو میزنیم، اینجوری هم سود کردیم هم به اونا ضربه زدیم.
کلنل: حله ...
سورس: بزنید بریم بچه ها ...
ادامه دارد ...
الفیاس: خب بچه ها نقشه چیه؟!
سورس: نقشه ؟! هممم کلنل برات توضیح میده ...
کلنل: کدوم نقشه ؟! از نوشیدنی کره ایت لذت ببر ...
الفیاس: چند روزه که کارم همینه، اما من فکر میکردم قراره کارای مهمتری بکنیم، چند تا ساحره بکشیم، سراشونو ببریم خشک کنیم بزنیم به دیوار، اما شماها فقط اینجا نشتید دارید نوشیدنی کره ای میخورید ...
سورس: بیخیال الفی خوش بگذرون، ما بهترین راه مبارزه رو در پیش گرفتیم، ما الان خوشحالیم و اونها از خوشحالی ما ناراحتن، تموم شد ... بهترین راه مبارزه ...
الفیاس: اما این خیلی غیر منطقیه ...
کلنل: خیلی خب خیلی خب، حالا که اصرار داری، نظرت چیه برای اینکه وفاداریتو ثابت کنی، بری سازمان حمایت از ساحره ها رو نابود کنی و برگردی اینجا؟!
الفیاس: یه تنه ؟!
کلنل: رفیق تو میخوای وفاداریتو ثابت کنی ...
الفیاس: ترجیح میدم بشینم همینجا و نوشیدنی کره ای بخورم ...
کلنل: حالا شدی رفیق خودم، الفی یه لطفی کن برو یه باکس دیگه نوشیدنی از تو زیر زمین بیار ...
الفیاس: اما این اخرین باکس بود ...
سورس: پس یه نفر باید یه سر به سوپر مارکت بزنه، حدس بزن اون کیه الفیاس ...
الفیاس: اما دیگه پولی هم تو صندوف نمونده ...
کلنل: لعنتی، میدونستم دیر یا زود اینجوری میشه ...
سورس: الفیاس نظرت چیه برا اثبات وفاداریت یه سرقت از گرینگوتز داشته باشی؟!
الفیاس: من فکر بهتری دارم
کلنل: چه فکری؟!
الفیاس: هر پنجشنبه، بودجه ای که وزارت برای سازمان حمایت از ساحره ها تعیین کرده با یه کامیون که به وسیله بهترین محافظین وزارت حفاظت میشه گالیونا رو از خزانه به سازمان منتقل میکنه.
سورس: هعی من فکر میکردم این دو تا مخالف هم باشن ...
الفیاس: این روزا به چیزای که میشنوی و میبینی نباید اعتماد کنی سورس ...
کلنل: اره حتی دیگه تاریخ عضویت اعضا هم اعتبار نداره ...
الفیاس: پس نقشه اینه میریم و اون کامیونو میزنیم، اینجوری هم سود کردیم هم به اونا ضربه زدیم.
کلنل: حله ...
سورس: بزنید بریم بچه ها ...
ادامه دارد ...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: همبستگی مردودین سازمان بین المللی حمایت از ساحره ها ( آنتی ساحریال ها)
ارسال شده در: چهارشنبه 1 شهریور 1391 14:15
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1390/09/25
تولد نقش: 1403/01/09
آخرین ورود: پنجشنبه 9 فروردین 1403 17:16
از: ته دنیای انتظار
پستها:
1205

- دیگه نمیتونم باهات زندگی کنم! تا کی هی بهانه گیری میکنی و از اینکه دوستت دارم سواستفاده میکنی؟
- منم نمیتونم! تا کی باید به پای یه پیرمرد خرفت بسوزم و چیزی نگم؟ اصلا ازدواج ما از اولش هم اشتباه بودش.
- دیگه نمیتونم بمونم! قرارمون توی دادگاه طلاق.
منم نمیتوتم! منتظر روز آزادی هستم.
سه روز بعد
الفیاس با خوشحالی از دفتر شماره یک طلاق هاگزمید خارج میشه و سوت زنان در حالیکه از شادی در پوست خودش نمیگنجید، بی هدف شروع به قدم زدن میکنه! هنوز زیاد از دفتر دور نشده بود که اعلامیه ای روی در یکی از مغازه ها میبینه:
نقل قول:
-
الفیاس وارد مغازه میشه و میره پیش سورس مو قشنگ و ازش شرایط عضویت رو میپرسه:
- سلام سورس جان، نمیدونی تو چه وضعی هستم! واسه خودم خر پولی بودم ولی از وقتی که با اون بانو ازدواج کردم هی ولخرجی کرد و ازم کار کشید و کلا بدبختم کرد! الان هم طلاقش دادم و داشتم میرفتم خونه که اطلاعیه تونو دیدم، من از هیچ ساحره ای دل خوش ندارم، میخوام عضو این گروه پر افتخار بشم.
- خوش آمدی الفیاس جان
- منم نمیتونم! تا کی باید به پای یه پیرمرد خرفت بسوزم و چیزی نگم؟ اصلا ازدواج ما از اولش هم اشتباه بودش.
- دیگه نمیتونم بمونم! قرارمون توی دادگاه طلاق.
منم نمیتوتم! منتظر روز آزادی هستم.
سه روز بعد
الفیاس با خوشحالی از دفتر شماره یک طلاق هاگزمید خارج میشه و سوت زنان در حالیکه از شادی در پوست خودش نمیگنجید، بی هدف شروع به قدم زدن میکنه! هنوز زیاد از دفتر دور نشده بود که اعلامیه ای روی در یکی از مغازه ها میبینه:
نقل قول:
****** توجه توجه ******
ستاد همبستگی مردودین سازمان بین المللی حمایت از ساحره ها از امروز شروع به عضوگیری میکند . برای عضویت حتما باید چند مورد زیر رو داشته باشید :
1-یک فروند پیکان جوانان 70 به رنگ های قرمز گوجه ای یا سیفیت .
2-یک عدد نوار از یکی از خواننده های جوات قدیمی
3-چند زخم چاقو بر روی صورت یا جاهای دیگر بدن
4-کمی ته ریش
مراحل عضویت به این صورت هست که در این مغازه به رول نویسی خواهید پرداخت و خود به خود عضو ستاد خواهید شد بدون تایید .
ساحره های عزیز هم میتونن عضو ستاد بشن !![]()
با تشکر ،
کلنل کبیر و سوروس مو قشنگ !
-
الفیاس وارد مغازه میشه و میره پیش سورس مو قشنگ و ازش شرایط عضویت رو میپرسه:
- سلام سورس جان، نمیدونی تو چه وضعی هستم! واسه خودم خر پولی بودم ولی از وقتی که با اون بانو ازدواج کردم هی ولخرجی کرد و ازم کار کشید و کلا بدبختم کرد! الان هم طلاقش دادم و داشتم میرفتم خونه که اطلاعیه تونو دیدم، من از هیچ ساحره ای دل خوش ندارم، میخوام عضو این گروه پر افتخار بشم.
- خوش آمدی الفیاس جان
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
و ناگهان تغییر!
شناسه ی بعدی:
پروفسور مینروا مک گوناگال
الفیاس دوست داشتنی بود! کمک کننده بود؛ نگذارید یادش فراموش شود.
شناسه ی بعدی:
پروفسور مینروا مک گوناگال
الفیاس دوست داشتنی بود! کمک کننده بود؛ نگذارید یادش فراموش شود.
پاسخ به: همبستگی مردودین سازمان بین المللی حمایت از ساحره ها ( آنتی ساحریال ها)
ارسال شده در: چهارشنبه 1 شهریور 1391 00:42
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1387/04/27
تولد نقش: 1398/03/29
آخرین ورود: جمعه 26 دی 1399 19:03
از: یه دنیای دیگه!
پستها:
516

صدای پر زدن ملایمی از پنجره مغازه شنیده شد. (ضربه محکم به سر نگارنده... و اعتراض شدید ملکه مورگانا: خوناشام ها پر نمی زنن! بدون بال پرواز می کنن... مث موج توی اقیانوس هوا جاری میشن و...)
ایش... خله خوف! تصحیح می نماییم:
سایه ای به نرمی از جلوی پنجره مغازه عبور کرد. بوی خون تازه که در رگهای دو جادوگر جریان داشت، هر خوناشامی را به پرسه زدن در آن حوالی وامیداشت ولی ملکۀ آوالان هر نوع خونی را نمی پسندید! گوشۀ پنجرۀ طبقه دوم لم داد و به تلاش بیهودۀ دو جادوگر چشم دوخت. کلنل فابستر در تمام عمر 60 و اندی سال خود حتی یک گاری نرانده بود و حالا دم از پیکان جوانان گوجه ای (!) میزد. مورگانا در حیرت بود که بین این همه رنگ های جذاب مثل لیمویی (که خوشمزه س!)، صورتی (که دخترونه س!)، فیروزه ای (که آدمو یاد جواهرات میندازه!) چرا باید در نهایت کج سلیقه ای به گوجه رو آورده شود که فقط به درد کوباندن بر سر وزیر می خورد؟
چاره چیست؟ این جوانان را باید کنترل کرد و به معیارهایشان هدف داد! (اهم... اهم...
)
وارد شد. با شکوه اشرافی مآبانه دستی تکان داد و تابلوی استخدام که سوروس با بی حوصلگی به دیوار میخکوب کرده بود، صاف شد. گرد و خاک زیادی جمع شده بود که در شأن یک ملکه نیست تمیزشان کند. کمی طلسم فرمان به کار می آمد که البته سوروس و کلنل فابستر به این دلیل از او نمی رنجیدند. البته یادشان نمی ماند که برنجند. پس طلسم فراموشی به چه کار می آید؟
ملکۀ آوالان عضو هیچ گروه و دسته ای نمی شود ولی برای سرگرمی بدش نمی آمد کمی به این جوانک های 40 تا 70 سال سری بزند و گاهی اوضاع را کنترل کند تا زیاده از حد "شور جوانی به سرشان نزند."
ایش... خله خوف! تصحیح می نماییم:
سایه ای به نرمی از جلوی پنجره مغازه عبور کرد. بوی خون تازه که در رگهای دو جادوگر جریان داشت، هر خوناشامی را به پرسه زدن در آن حوالی وامیداشت ولی ملکۀ آوالان هر نوع خونی را نمی پسندید! گوشۀ پنجرۀ طبقه دوم لم داد و به تلاش بیهودۀ دو جادوگر چشم دوخت. کلنل فابستر در تمام عمر 60 و اندی سال خود حتی یک گاری نرانده بود و حالا دم از پیکان جوانان گوجه ای (!) میزد. مورگانا در حیرت بود که بین این همه رنگ های جذاب مثل لیمویی (که خوشمزه س!)، صورتی (که دخترونه س!)، فیروزه ای (که آدمو یاد جواهرات میندازه!) چرا باید در نهایت کج سلیقه ای به گوجه رو آورده شود که فقط به درد کوباندن بر سر وزیر می خورد؟
چاره چیست؟ این جوانان را باید کنترل کرد و به معیارهایشان هدف داد! (اهم... اهم...
)وارد شد. با شکوه اشرافی مآبانه دستی تکان داد و تابلوی استخدام که سوروس با بی حوصلگی به دیوار میخکوب کرده بود، صاف شد. گرد و خاک زیادی جمع شده بود که در شأن یک ملکه نیست تمیزشان کند. کمی طلسم فرمان به کار می آمد که البته سوروس و کلنل فابستر به این دلیل از او نمی رنجیدند. البته یادشان نمی ماند که برنجند. پس طلسم فراموشی به چه کار می آید؟
ملکۀ آوالان عضو هیچ گروه و دسته ای نمی شود ولی برای سرگرمی بدش نمی آمد کمی به این جوانک های 40 تا 70 سال سری بزند و گاهی اوضاع را کنترل کند تا زیاده از حد "شور جوانی به سرشان نزند."
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
