جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها اخبار اخبار تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

8 کاربر(ها) آنلاین هستند (5 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
6
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  118 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  126 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  252 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  167 خواندن  1 نظر 
طعم برتی بات شما چیه؟!

طعم برتی بات شما چیه؟!

بردلی 1405/02/22 03:30  207 خواندن  بدون نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: كلاس ديني و بينش جادويي
ارسال شده در: پنجشنبه 18 تیر 1388 01:34
نمایش جزئیات
آفلاین
. فضا سازی این جلسه در یک پارا گراف .( 15 امتیاز )

کلاس ساکت بود و بچه ها به معلم خیره شده بودند، معلم مرتبا از یک طرف کلاس هب طرف دیگر میرفت و صحبت میکرد. کلاس نسبتن خلوتی بود و میزها را به صورت گرد دور کلاس چیده بودند. آفتاب از پنجره بالای کلاس به درون میتابید و فضا را روشن میکرد. یک عدد منبر در گوشه کلاس خودنمایی میکرد که معلم پس از ده دقیقه قدم زدن به یاد آن افتاد و روی آن نشست.

2. یک شرایط اضطراری دیگر را توصیف کنید . ( 15 امتیاز )

در حال عبادت کردن و خونادن کتابهای ادعیه جادویی هستیم. طهارت جادویی حاصل کرده و برای عبادت آماده میشویم که ناگهان کودک پیش پای ما میآید و دستانش را به سمت آسمان دراز میکند. ابتدا کودک را بابت دعا تشویق میکنیم و بعد میفهمیم کدوک بغل میخواهد وی را بغل میکنیم و پس از پنج دقیقه متوجه میشویم پیراهن با مایعی با 37 درجه حرارت خیس شده. متاسفانه بچه کمی زیادی آب خورده بود و باعث شد که....بعله.

احکام ساتع() شده در این حالت:

1- کودک را زمین گذاشته و یک سیلی در گوش وی بخوابانیم.

2- کودک را از همان بالاپایین پرت کنیم.

3- عبادات را ول کنیم و بریم به حموم و اینا برسیم.


4. یک پیشنهاد برای موضوع جلسه بعد .( 2 امتیاز اضافی )

در مورد انواع عبادات صحبت کنید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[color=FF0000][b]پس قدم قدم تا روشنايي از شمعي در تاريكي تا نوري پر ابهت و فراگير!
ميجنگيم تا آخ?
Re: كلاس ديني و بينش جادويي
ارسال شده در: دوشنبه 15 تیر 1388 21:27
نمایش جزئیات
آفلاین
1. فضا سازی این جلسه در یک پارا گراف .( 15 امتیاز )

-جلسه ی اول بینش در کلاسی مربع شکل و نورانی تشکیل شد.دور تا در این کلاس را پشتی ها و پتوهای سبز رنگ تشکیل داده بودند.دانش آموزان کلاس مرتب یا مرلین می گفتند و فضا آکنده از بوی خوش جوراب بود.چندی بعد شخصی نورانی وارد کلاس شد و وبه احترام وی همه یا مرلین گویان برخاستند.این شخص هاله ی نور دیده یا همان آخوند باود در بالای مجلس نشست و فضای کلاس را نورانی تر کرد.سپس با تواضعی فوق العاده شروع به تدریس کرد و ما را از جهالت نجات داد.

2. یک شرایط اضطراری دیگر را توصیف کنید . ( 15 امتیاز )


روزی یک دوشیزه ی مامانی تصمیم می گیرد که روضه بگیرد..پس دست به کار شده و اول از همه سعی می کند شامش رو کامل بخورد با این بهانه که فردا روضه می گیرد و دیگر چاقی تهدیدش نمی کند.بعد از شام مادرش برای او کلی تنقلات روی میز می چیند و او به این امید که فردا روضه خواهد گرفت دست به کار شده و دلی از عذا در می آورد!
بعد از همه ی این خوردن و نوشیدن ها شب می خوابد و این بار , پدرش او را بیدار می کند تا سحری نوش جان کند.این دختر خوشگل هم, بدو بدو سر سفره می رود و یک سحری درست و حسابی و کامل می خوردو با خودفکر می کند که اگر فردا روضه بگیرد دیگر چاق نمی شود.
اما صبح روز بعد دوستش با او تماس می گیرد و از او می پرسد که آیا برای سفر شمال امروز حاضر است یا نه! و او که شاید این مسئله را فراموش کرده بود,آماده می شود.در این هنگام مادرش نیز برای او یک صبحانه ای مفصل می چیند.اما دوشیزه ی مامانی با حالتی معصومانه می گوید که روضه است.مادرش هم او را می بوسد و می گوید که مسافر نمی تواند روضه بگیرد !

3. یک پیشنهاد برای موضوع جلسه بعد .( 2 امتیاز اضافی )

-شرایط قتل و دزدی دینی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط نارسیسا مالفوی در 1388/4/15 21:30:10
Re: كلاس ديني و بينش جادويي
ارسال شده در: دوشنبه 15 تیر 1388 18:03
نمایش جزئیات
آفلاین
کلاس دینی و بینش جادویی

1. فضا سازی این جلسه در یک پاراگراف.
محیط کلاس به شکل شش ضلعی بود.و دیوارهای آن به رنگ سبز و پنجره های آن به شکل دایره بودند.قلاب ها(دانش آموزان علاقه مند به این درس) دور تا دور کلاس بر روی موکت نشسته و هر یک با هر نفس عبارت <<درود بر مرلین کبیر>>را زمزمه کرده.
پرو فسور دم در کلاس کفش های خود را در می آورد و در حالی که چفیه ای به روی دوش و امامه ای به روی گوش دارد وارد شده. با هر حرکت از جوراب های سفید او بو ی عطر و گلاب ساتر میشود.
پروفسور با بی توجهی به قلاب به سمت منبر می رود و آماده ی شروع درس میشود.

2. یک شرایط اضطراری دیگر را توصیف کنید.

روز ی ملاقلی وارد مرلینگاه شد و به ناگاه از روی حواس پرتی در مرلینگاه را بست.ناگفته نماند که در این مرلینگاه خراب بود و با هیچ وردی باز نمی شد.هرچه به مغز خود فشار آورد که با کدامین ورد و ذکر این در را باز کند به موفقیت نرسید . از طرف دیگر فشاری سخت و طاقت فرسا را بر خود احساس می کرد پس تصمیم گرفت که ابتدا خود را از هرگونه فشار فارغ سازد سپس به فکر چاره اندیشی باشد.پس از اتمام کار خود تصمیم گرفت که با ورد <<مرلینیوسیوم>>(از ورد های مذهبی) در را به راه راست هدایت کند اما نتیجه ای نتوانست کسب کند. ناگهان جرقه ای در مغز کوچکش زد و او با صدای بلند از سایر جادوگران کمک خواست که بعد از 2 روز به نتیجه رسید.

4. یک پیشنهاد برای موضوع جلسه بعد .( 2 امتیاز اضافی )

چگونگی درک بهتر مرلین عظمی و برقراری ارتباط با ملایان زمانه
---------------------------------------------------------------------

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
>>>>>>>پیوزی حمایتت می کنم تا آخر خط <<<<<<<
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس ديني و بينش جادويي
ارسال شده در: دوشنبه 15 تیر 1388 14:12
نمایش جزئیات
آفلاین
1. فضا سازی این جلسه در یک پاراگراف.

محیطی به شکل هرم که تمام دیوارهایش رنگ شکلاتی مایل به قهوه دارد . وسط کلاس یک میز تربیون مانند وجود دارد و پروفسور در آنجا تدریس می کند . صندلی حضار به شکل دایره در اطراف او قرار گرفته است . یک کتابخانه ی نامرتب خاک گرفته در پشت پروفسور قرار گرفته است . پنجره ای در گوشه ای از کلاس قرار دارد که روزنه ای برای ورود نور لازم در فضا است . سیستم گرمایشی مدرنی ندارد و صدای هیزم در حال سوختن در شومینه فضا را منحصر به فرد کرده است .


2. یک شرایط اضطراری دیگر را توصیف کنید.

روزی خانوم جیگر و با کلاسی تصمیم گرفت که مماز بخواند و دست از لهو و لعب بردارد . در همین اثنا میبیند مماز درحال قضا شدن است و او میبیند که پوشش درستی دارد نه وضو دارد و هم چنین 7قلم آرایش دارد !


دستمال کاغذی برداشت و آن را با آب دهان خیس کرد سپس آن را به صورت مالید که آرایش پاک شود . روسری را از سر درآورده و به پاهایش بست چون شلوارش ، کوتاه بود . مانتو را بالا کشید و موها را در یقه قرار داد . تیممی کرد و مماز خواند ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط رابستن لسترنج در 1388/4/15 14:14:49
گیلبرتو تصویری عالی از رفتار ما می دهد . به گفته ی او ، آدم ها مثل هندی ها بر روی زمین راه می روند . با یک سبد در جلو ، و یک سبد در پشت . در ?
Re: كلاس ديني و بينش جادويي
ارسال شده در: یکشنبه 14 تیر 1388 13:33
نمایش جزئیات
آفلاین
1. فضا سازی این جلسه در یک پارا گراف.

محیطی دایره ای شکل و تشکیل شده از دیوار هایی از خشت خام که با پرده های سبز رنگ مزین شده است.
چهار لایه ملحفه و پتوی سفید رنگ دور تا دور کلاس بر روی زمین قرار گرفته است که محل نشستن دانش آموزان می باشد و همچنین منبری چوبی که برخواسته از سرشت و باطن خاکی خواهر باود هستند فضایی بس معنوی را بر کلاس قرار داده است.


2. یک شرایط اضطراری دیگر را توصیف کنید.

هنگامی که در شهر گزوین از توابع قزوین هستیم و به سجده می رویم که در آن هنگام عرق ترس نه از خداوندگار بلکه از عوامل دیگر بر بدن می نشیند می بینیم که جسم چسبید بر ما تحت ما و درد عجیبی در فیها خالدون رخنه کرد بر خورد گفتیم که کار از کار گذشت نماز باطل شد!

در این هنگام نمی توان نماز را برای غسل ترک کرد به همین دلیل با اشاره به نمازگزار قبلی می گوییم نقطه مورد برخورد را آنقدر مک بزند ( در هنگام نماز ، نمازگزار پشتی مجاز به این کار است ) تا خون و نجاست از پوست خارج شده برای ادامه نماز این کار کافیست تا بعد از نماز برود و غسل درست و حسابی بکند.


4. یک پیشنهاد برای موضوع جلسه بعد .( 2 امتیاز اضافی )

احکام شخله کردن
آموزش عمامه بستن به سبک کوئیریلی
آشنا کردن دانش آموزان با زندگی شیوخ بزرگواری مانند حاج کالین!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][color=FF0000][url=http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=883&post_id=219649#
Re: كلاس ديني و بينش جادويي
ارسال شده در: شنبه 13 تیر 1388 23:41
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام حق

با سلام !

تکلیف اول :

1. فضا سازی این جلسه در یک پارا گراف .( 15 امتیاز )

کلاس بینش در این ترم در اتاقی گرد و بزرگ برگزار می شد. صندلی های قهوه ای رنگ شاگردان در دور تا دور اتاق چیده شده بود و رنگ دیوار نیز به رنگ فیلی تیره بود. کلاس چهار پنجره ی گرد و بزرگ در چهار قسمتش داشت که از ان اشعه های طلایی خورشید به داخل می تابید.

پرده ها نیز به رنگ قرمز تیره بودند و با رنگ صندلی ها کاملاً سازگار به نظر می رسیدند. چهار لوستر بزرگ و مجلل با نورهای زرد و سفید از سقف آویزان بود و به اتاق روشنایی می بخشید.

در این میان میزی سنگی و گرد برای استاد درس بینش که از قبل سفارش داده شده بود، تهیه گشته بود.

تکلیف دوم :

2. یک شرایط اضطراری دیگر را توصیف کنید . ( 15 امتیاز )

شخصی که شب را با همسر لظیفه ی غیر رسمی و غیر خطبه ای خود سر کرده است و دچار مشکلات اضطراری فراوان گردیده است و نتواند که در کلاس بینش حضور یابد چرا که استاد دارای چشم دل است.

که در این زمان بنا بر استفتاء خواهر باود، بایستی قسل نجابت و و قصل باود را انجام داده و در صورت نبود وقت، بایستی تیمم باود کند، بدین صورت که دستی بر سر باود کشیده و به صورت خود مالیده تا اینگونه پاک و مطهر گردد.


4. یک پیشنهاد برای موضوع جلسه بعد .( 2 امتیاز اضافی )


توضیح کامل شرایط ازدواج
و شرایط صیغه
و شرایط همراهی


با تشکر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس ديني و بينش جادويي
ارسال شده در: شنبه 13 تیر 1388 22:14
نمایش جزئیات
آفلاین
1:

اتاقی شش ضلعی بدون هیچ دروپنجره ای، میز و صندلی هایی خالی بدون هیچ دانش آموزی تنها روزنه ای در گوشه ای از دیوار و موشی داخل آن و مری فریز باود با پوشیدن ردایی سبز رنگ و دستکشی به همان رنگ و عمامه ای بر سر و ذکری زیر لب و آغاز درس دادن او!

2:

یه بنده خدایی سر ساختمون داره کار میکنه و اون وسط گنجشکی رو میکشه و با سروپایی خاک و خون آلود میره برای نماز!

اول میره با کلی زحمت سر و روشو می شوره و چون کلش از خون گنجیشکه نجس شده کلشو کاملا تاس میکنه و بعد میره زیر دوش و گرد و خاک رو میتکونه و در آخر جانماز و مهر و اینا وسط اتاقه که...

دیلیلینگ...دیلیلینگ...

گوشیشو برمیداره و با قیافه ای سر افکنده میره به سمت بیمارستان تا بچه ی تازه به دنیا اومدشو ببینه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Only Raven !


تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس ديني و بينش جادويي
ارسال شده در: شنبه 13 تیر 1388 22:09
نمایش جزئیات
آفلاین
1.

اتاقی که سرتاسر دیوارهای آن پوشیده از پارچه ای بزرگ و سبز رنگ است. در جای جای این اتاق قفسه های کوچکی دیده میشود که میتوان دریافت که درون آن چیزی جز سخنان ارزشمند مرلین کبیر و دیگر علما نیست. فردی که در کنار منبری کوچک تر از حد عادی خود ایستاده و منتظر است تا با ورود دانش آموزان بر بالای آن که دو پله بیشتر ندارد بنشیند. لباس این فرد ، ردایی سیاه رنگ و بزرگ است که بر خلاف دیگر رداها زیادی گل و گشاد (!) است. دانش آموزان نیز بر روی زمین جلوی استاد خود ایستاده اند و به تکه ای لباس که به صورت قارچ بر کله ی مری است خیره شده اند.

2.

گویند که روزی فردی در جلسه ای دولتی و بس مهم در حضور وزیر سحر و جادو و چندین تن از دیگر افراد نشسته و مرتب به ساعت خویش خیره می شده است. سرانجام این مرد وسط جلسه بی مقدمه بر میخیزد و رخصت میخواهد تا برای مماز ( رجوع شود به پست آبر! ) خارج شود.

حاضران متعجب در حضور وزیر سحر و جادو سعی در راضی کردن او دارند که نرود و وقت هنوز زیاد است اما این فرد با اصرار زیاد سرانجام با برگه ای که بر روی آن کلمه ی اخراج بزرگی نمایان است از مجلس خارج شده و هراسان به خانه ی خویش بازگشته است.

با هزاران تقلا بالاخره توانست لباس های چرکین خود را پاک کرده و آب تهیه نماید و گضو ( وضو! ) گیرد. سرانجام حاضر و آماده و سجاده به پهن ، آماده برای مماز شد.

در همین حین متوجه میشود که اهل خانه هیچ کدام کاری از پیش نمی برند. بعد از پرس و جو و نگاهی به ساعت خویش بالاخره دریافت که ساعت او جلو بوده است!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس ديني و بينش جادويي
ارسال شده در: دوشنبه 8 تیر 1388 00:09
نمایش جزئیات
آفلاین
1.

در و دیوار اتاق،به رنگ صورتی بود.مری فریز باود تن پوشی سیاه رنگ داشت و روی چهر پایه ای ایستاده بود.پنجره های اتاق،با پرده های خال خال قهوه ای پوشانده شده بودند.روی دیوار ها،عکس هایی از اسطوره درس احکام،برادر حمید نصب شده بود!روی میز معلم،تشت مسی بزرگی قرار داشت برای نشان دادن و آزمایش یک موقیت اضطرار.



2.

به هنگام حضور در مماز شنبه(همون نماز جمعه در دنیای جادویی) و به هنگام سکوع(رکوع) یک عدد گنجشکک ریز میزه بر ما نشان میگذارد.
در این حالت،حکم چیست؟
خواننده محترمی از دارغوز آباد پرسیده اند : آیا درست است که با آب دهان،نشان مورد نظر را پاک کنیم؟
استفتائات مراجع محترم بدین شرح است :
1 - عابد مجاز نیست مماز را قطع کند.
2 - عابد مجاز است تنها با مکیدن و بلعیدن نشان ،آنرا پاک کند.
3 - اگر عابد با وجود نشان،مماز را به پایان برد،قواب(ثواب) نماز وی،ضربدر دو و تقسیم بر 3 میگردد.



4.صحبت در مورد اندازه گیری فاصله بین دو نفر در مماز شُفِیله

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
seems it never ends... the magic of the wizards :)
Re: كلاس ديني و بينش جادويي
ارسال شده در: جمعه 5 تیر 1388 12:02
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام مرلین و به یاد مراجع عظمای تقلیدی ( حاجی ، گیلدی ، برادر حمید ، کالین و ... که عمر خود را صرف تعلیم بوقیان همچون شما کردند اما هیچ نتیجه ای نگرفتند و مردند و رفتن پیش بهجت ها و فاضل ها ، شما هم همینی که هستین هستین !

هم اکنون اولین جلسه عمامه نشانی را آغاز میکنیم ، یاد آور شوم که هیچ آخوندی و هیچ یک از افراد اهل بیت هیچ گاه اجازه سخن به دیگران نداده اند و هر گاه که پای را در اولین پله منبر بالا برده اند بوی گند جوراب ... چیز ... تا آخری نفس پیش رفته اند ! پس ما نیز چنین کنیم


جلسه اول رو به یاد افرادی که در حادثه جانگداز ظهور ولدومورت جان خود را از دست دادند با عنوان شرایط اضطرار شروع میکنم !


مسئله اوله - شرایط اضطرار چیست ؟

شرایط اضطرار به وضعی گویند که برابر توصیف یکی از مراجع والا قدر در بهترین کتاب خود توصیف کرده برادر حمیدی در توالتی گیر کند و خود را به شدت خراب کند و نیم ساعت در این برهه اتفاق نظر داشته باشد و در آخر ببینید که هیچ گونه آب مطهر و هیچ گونه آفتابه ای برای برای اطهحار وجود ندارد .

مسئله ثانیه - ابزار ایجاد شرایط اضطرار :

برای ایجاد چنین وضعی دیگر دوست ما در رساله خود چنین برشمرده اند :
1. سه متر ریش ،
2. یک عدد عینک ،
3. یک عدد دست حال خواهد سالم باشد یا خواهد که نباشد به من و تو چه ؟
4. یک عدد صدنلی به علوه زیر پایی .
5 . بمب به مقدار لازم
6 . و دیگر احتیاجات لازم ...

مسئله ثالثه : - راههای مقابله با شرایط اضطرار :

همانطور که از قبل گفته اند وجود یک عدد بانو در هر گونه شرایطی آن هم خیلی خاص بر هر درد بی درمان دواست

اما اگر نداشتیم چه کنیم ؟ برای ایستادگی در چنین شرایط اسفناکی بهتر است از راهکارهای قدیمی استفاده کنیم ، که البته سخنرانی در عموم و نشستن و به بوق کشدین که نیست هیچ ، مناظره و اینا هم نیست که وگرنه پس چیست ؟

در اینجا لازم به ذکر است که از سوابق یکی از والاترین وردهای جامعه جادوگری توضیح دهم .

در سال اندی قبل همین مری یعنی خودم با یکی دیگر از مراجع حاج درک لرد سر اینکه بایستی عمامه را از راست گره بزنیم و یا اینکه مجاز خواهیم بود که آن را از چپ ببنیدم دعواها و گیس کشی هایی را داشتیم ، البته شایان ذکر است شخصیتی خودم آن زمان اصلاً گیس نداشت ، اما خب دروغ که اصولاً حناق نیست بند گلوتو بگیره بگو بره ... دیگران گفتند ، ما نیز می گوییم ، شما نیز بگویید ... حالا از قضا کجا بودیم دقیق یادم نیست اما من بکش حاجی بکش ، من بکش حاجی بکش ، من بکش بلاتریکس بکش ...

مری : هوی بوقی تو اینجا چه کار میکنی ؟
بلاتریکس : اومدیم بکشیم دیگه
مری : اان هانا نخواهی دید که این کشان کشان بین دو نف بیشتر نیست ؟ ، نمیبینی تو کشیدی حاجی ترکید ؟ الان چپ و راستشم نمیتونه تشخیص بده ؟

من باب همین دخالتهای بی جای بلاتریکس بود که حاجی نه از چ و نه از راست بلکه دقیقاً از همون وسط اقدام کرده و نتیجه هم گرفت .

اینجا بود که چنین کشمکشی برای رسیدن به یک هدف والا آن هم از نوع هموسویی مرسوم گشت و همگان توانستند از آن به بهترین شکل استفاده کنند .

هم اکنون به علت مشکلات حاد از خواندن پیام شخصی پرسی به شدت از حضور شما تا جلسه بعدی که چنین همانند این یکی مزخرف نبوده و حتماً وقت بیشتری برای نگارش آن دارم و رول میشه ان شاء مرلین مرخص می شویم .

آما آنچه آسلام آز شما آنتظار دارد تا برای حضور در جلسه بعدی فراهم کرده و خود را آماده سازید :

1. فضا سازی این جلسه در یک پارا گراف .( 15 امتیاز )
2. یک شرایط اضطراری دیگر را توصیف کنید . ( 15 امتیاز )
3. نوشتن یک رول شرایط اضطراری و رفع آن ( که شامل شروع + پایان + متن باشد ) ( 15 امتیاز )
4. یک پیشنهاد برای موضوع جلسه بعد .( 2 امتیاز اضافی )


* از سه تکلیف بالا به دو مورد پاسخ دهید .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مری فریز باود در 1388/4/5 18:11:19
خداحافظی در اوج یا خروج فوج فوج... مسئله این است!