هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: گزارشات روند تکمیل فرهنگنامه!
پیام زده شده در: ۲:۴۹ پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۵
#15

تام ریدل


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۳۷ یکشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۱
آخرین ورود:
۵:۱۵ شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۹
از جوانی خیری ندیدم ای مروپ
گروه:
کاربران عضو
پیام: 529
آفلاین
تدی جان!

من همین الان متوجه شدم صفحه ای که زحمت کشیدی و ترجمه کردی، هنوز قرار نگرفته. صفحه رو به صورت کامل قرار دادم، اما بزودی براساس تصاویر و فرم Wikia تکمیلش میکنم. فکر کنم صفحه جدید رو هم برات توی پیام شخصی ارسال نکردم؟ اگه هنوزم تمایل داری، حتما بهم پیام بده.


عزت زیاد!




پاسخ به: گزارشات روند تکمیل فرهنگنامه!
پیام زده شده در: ۸:۱۰ سه شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۵
#14

محفل ققنوس

تد ریموس لوپین


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۹:۳۰ سه شنبه ۱۰ مهر ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۲۳:۵۵ پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۶
از دور شبیه مهتابی‌ام.
گروه:
محفل ققنوس
ایفای نقش
کاربران عضو
پیام: 1495
آفلاین
گرگینه‌ها:


" تو فقط منو بین اعضای محفل یا تحت حمایت دامبلدور توی هاگوارتز دیدی! اصلا از دیدِ اکثریت جامعه‌ی جادوگری نسبت به موجوداتی مثل من خبر نداری! وقتی از شرایطم مطلع میشن, حتی حاضر نیستند با من حرف بزنند!"
- نظر ریموس لوپین گرگینه در مورد شرایطش


گرگینه, انسانی است که به هنگام طلوع بدر کامل ماه تبدیل به نیمه-گرگی ترسناک و مرگبار می‌شود. این شریط توسط آلودگی به " لایکان‌تروپی" یا به اصطلاح گرگینگی ایجاد می‌شود.گرگینه به شکل گرگ ظاهر می‌شوند اما تفاوت‌های بارزی با آنها دارند.
مخلوطی از پودر نقره و آوریشن کوهی در محل گزیدگی جدید سبب برهم آمدن زخم شده و قربانی قادر خواهد به شکل گرگینه حیاتش را ادامه دهد, هرچند داستان‌های غم‌انگیزی در مورد جادوگرها و ساحره‌هایی نقل شده که التماس کرده‌اند آنها را بکشند ولی تبدیل به گرگینه نشوند. معجون گرگ‌افکن که توسط داموکلس اختراع شده, به گرگینه اجازه می‌دهد که ذهن انسانی‌اش را هنگام تغییر شکل حفظ کند.
گرگینه‌ها قادر به انتخاب بین تغییر شکل یا عدم‌ آن نیستند و به هنگام تغییر دیگر به یاد نمی‌آورند که هستند و حتی اگر شرایط آن پیش بیاید ممکن است بهترین دوست خود را هم بکشند. با این وجود می‌تواندد تمام تجربیات خود موقع تغییر شکل را بعد از بازگشت به فرم انسانی به خاطر بیاورند.

"من تا مدت‌ها از هویت گرگینه‌ای که به من حمله کرده بود, خبر نداشتم; حتی دلم برایش می‌سوخت چون فکر می‌کردم هیچ کنترلی نداشته, چون خودم می‌دانستم تغییر شکل چه احساسی دارد. "
- دلسوزی ریموس لوپین برای دیگر گرگینه ها


گرگینگی یک بیماری جادویی است که از تماس بین بزاق و خون حاصل می‌شود, بنابراین وقتی که یک گرگینه‌ی تغییر شکل یافته,‌انسانی را گاز می‌گیرد, قربانی نیز تبدیل به گرگینه می‌شود. بیشتر ماگل‌ها به گفته‌ی پروفسور مارلو فورفانگ به سبب شدت جراحات وارده می‌میرند. اگر گرگینه در فرم انسانی خود, قربانی را گاز بگیرد, آنها تنها تمایلات گرگ‌مانند پیدا می‌کنند, مثلا به گوشت خام علاقه‌مند می‌شوند. جای هر گونه زخم ناشی از گرگینه,‌چه در فرم انسانی و چه در فرم حیوانی, برای همیشه اثرش می‌ماند. اما زخم تازه را می‌تواند با مخلوطی از پودر نقره و آویشن کوهی بست.
گرگینگی ارثی نیست و اگر گرگینه‌ها از شریک انسانی خود بچه‌دار شوند, آن بچه هیچ‌گونه تمایلات گرگ‌مانند نخواهد داشت که مثال آن تدی لوپین, پسر ریموس و نیمفادورا تانکس است.
اگر دو گرگینه هنگام بدر کامل و در فرم حیوانی خود جفت‌گیری کنند, اتفاق خیلی عجیبی می‌افتد. نتیجه‌ی این جفت‌گیری که تنها دوبار طی تاریخ پیش آمده است, گروهی از توله گرگ‌های حقیقی است که تبدیل به گرگ‌های بسیار زیبا می‌شوند و تنها راه تشخیص آنها از دیگر گرگ‌ها از طریق هوش نزدیک به هوش انسان آنهاست.
به همین دلیل, شایعات مبنی بر وجود گرگینه‌ها در جنگل ممنوعه‌ی زمین‌های قلعه‌ی هاگوارتز در واقع در مورد گروهی از توله‌های گرگ‌نماهاست که به لطف مجوز آلبوس دامبلدور, مدیر مدرسه در جنگل رها شدند و هم‌چنان آنجا زندگی می‌کنند. معلم‌ها هم هیچوقت این شایعات را رد نکردند چون دور نگه‌ داشتن دانش آموزان از جنگل برای آنها بسیار مطلوب بود.

درمان

متاسفانه در حال حاضر هیچ درمانی برای گرگینگی وجود ندارد. اما بعضی از بدترین اثرات آن را می‌توان با معجون گرگ‌افکن کاهش داد. این معجون به گرگینه اجازه می‌دهد که ذهن انسانی خود را طی تغییرشکل حفظ کند و در نتیجه نگران آسیب زدن به دیگر انسان‌ها یا به خودشان نباشند. ساختن این معجون بسیار دشوار است و محتویات پیچیده‌ای دارد. به گفته ی ریموس لوپین, طعم آن تهوع آور است ولی اضافه کردن شکر آن را بی اثر می کند.
از آنجایی که خطر گرگینه تنها متوجه انسان‌هاست, همراهی آنها با دیگر حیوانات به هنگام تغییر شکل ظاهرا باعث قابل تحمل شدن آن می‌شود چرا که گرگینه کسی را ندارد که به او آسیب بزند و تمایل کمتری برای آسیب زدن به خودش خواهد داشت.
به گفته ی گیلدروی لاکهارت, افسون هومورفوس می‌تواند گرگینه را به فرم انسانی برگرداند. اما به توجه به شهرت لاکهارت به دروغگویی و کارهایی که برای کسب محبوبیت بیشتر کرده بود, اطلاعاتش قابل استناد نیست. در عین حال, با توجه به اینکه خیلی از ادعاهای لاکهارت بر اساس تجربیات جادوگران قابل اعتماد‌تر هستند (موفقیت‌هایی که او بعد از خلاصی از شر آن جادوگر, به اسم خودش ثبت کرد), احتمالش هست که این افسون وجود خارجی داشته باشد.
برخلاف باور ماگل‌ها, نقره روی گرگینه‌ها بی‌اثر است اما می‌توان از آن برای بستن زخم‌ها و جلوگیری از خونریزی در حملات شدید گرگینه‌ها استفاده کرد.

تغییرشکل های ماهانه

" صدای زوزه ی وحشتناکی می‌آمد. سر لوپین در حال دراز شدن بود. همچنین هیکلش. شانه‌هایش داشتند خم می‌شدند. روی صورت و دستانش مو به سرعت در حال رشد کردن بود و دستانش تبدیل به پنجه‌ می‌شدند. "
- توصیف تغییر شکل ریموس لوپین


با اینکه در حالت عادی گرگینه‌ها می‌توانند زندگی طبیعی داشته باشند, به هنگام هر بدر کامل باید تغییرشکلی به شدت دردناک را از فرم انسانی به فرم موجودی شبه گرگ تجربه کنند. آنها توانایی تفکر انسانی را از دست می‌دهند و بسیار نسبت به دیگر انسان‌ها – حتی آنهایی که دوستشان دارند, تهاجمی رفتار می‌کنند. با اینکه گرگینه معمولا ازطریق گاز گرفتن , قربانی خود را آلوده می‌کنند, گاهی شدت حملات آنقدر زیاد است که باعث مرگ قربانی می‌شود.
در صورتی که انسان‌هایی در آن اطراف نباشند یا حیواناتی حضور نداشته باشند که همراهیشان کنند, گرگینه از فرط استیصال به خودش حمله می‌کند. این باعث می‌شود بسیاری از آنها مثل ریموس لوپین زخم‌هایی بر اثر خودزنی داشته باشند و به سبب تغییرشکل دشوار, دچار پیری زودرس شوند.

ظاهر

تشخیص گرگینه‌ها از گرگ‌های معمولی آسان است, پوزه‌هایشان کوتاه‌تر, چشم‌هایشان انسانی تر و دم‌هایشان پرزدارتر است و بی‌سبب تنها دنبال شکار انسان‌ها هستند. در سایر مواقع, آنها به صورت انسان‌های عادی هستند هرچند که دچار پیری زودرس می‌شوند و با ظهور ماه رنگ‌پریده به نظر می‌رسند.
اعتبار

تعصب و تبعیض

" هم نژادهای من معمولا تولید مثل نمی‌کنند! اون مثل من میشه, کاملا مطمئنم - چطور می‌تونم خودمو ببخشم وقتی که با آگاهی قبلی خطر کردم که شرایطم به یک بچه‌ی بیگناه منتقل بشه؟ و حتی اگه با یک معجزه اون شبیه من نشه, صد بار براش بهتره که پدری نداشته باشه تا ازش احساس شرمساری کنه!"
- ریموس لوپین و ترس او از انتقال گرگینگی‌اش به فرزند هنوز متولد نشده‌اش


گرگینه‌ها عموما در جامعه‌ی جادوگری مطرود هستند و مورد ترس هستند. به نظر می‌رسد مردم فکر می‌کنند که گرگینه‌ها حتی در فرم انسانی هم می‌توانند خطرناک باشند. بسیاری از مردمی که گرگینه‌های شناخته شده هستند در موارد متعدد از جامعه طرد شده و مورد تبعیض قرار گرفته‌اند. پیدا کردن شغل برای گرگینه‌ها در جامعه‌ی جادوگری بسیار دشوار است و بخصوص بعد از تصویب قانون ضد گرگینه‌ها توسط دلورس آمبریج متعصب در دهه‌ی ۱۹۹۰ میلادی, مشکلات بیشتری هم پیش آمد.
به همین سبب بیشتر گرگینه ها فقیر هستند; ریموس لوپین با کمک مالی دوستش جیمز پاتر اموراتش می‌گذشت و بعدها نیز به عنوان معلم دفاع در برابر جادوی سیاه در هاگوارتز مشغول به کار شد. در این فاصله او مشاغل متعددی داشت که بسیار از سطح توانایی وی پایین‌تر بودند و او مرتب از این شغل به آن شغل می‌رید تا همکارانش متوجه نشانه‌های گرگینگی‌اش نشوند. محل سکونت او در این دوره, کلبه‌ای نیمه مخروب در یورکشایر بود. بعد از اینکه شرایط او توسط سوروس اسنیپ در هاگوارتز برملا شد و از آنجایی که بیشتر والدین مایل نبودند بچه‌های آنها اطراف یک گرگینه باشد, با وجود احتیاط‌های ریموس و آلبوس دامبلدور, وی تصمیم به استعفا از تدریس گرفت. ریموس گفته است که اگر به خاطر لطف دامبلدور نبود, او هرگز قادر به تحصیل در هاگوارتز در کودکی نبود چرا که دیگر مدیران یک گرگینه را به مدرسه راه نمی‌دادند.
وزارت سحر و جادو تلاش می‌کند که گرگینه‌ها را کنترل نماید. از سال ۱۶۳۷ میلادی, قانون کنترل گرگینه‌ها تنظیم شد و به گفته‌ی نیوت اسکمندر, سالیانِ سال گرگینه‌ها بین دو بخش هیولا و موجودات جادویی سازمان تنظیم قوانین و کنترل موجودات جادویی در گردش بودند. در یک مقطع زمانی, واحد ثبت گرگینه‌ها و واحد دستگیری گرگینه‌ها هر دو در بخش هیولا بودند در حالی‌که در همان زمان, دفتر خدمات حمایت از گرگینه‌ها در بخش موجودات جادویی بود. خود دلورس آمبریج به اشتباه از گرگینه‌ها به اسم نیمه-اصیل‌ها یاد میکرد وپیش نویس قوانین ضد گرگینه‌ها را تنظیم کرد که تقریبا امکان یافتن کار را از آنها می‌گرفت.
با در نظر گرفتن دوستی بین کینگزلی شکلبولت و ریموس لوپین و بهبود حقوق مشنگ زاده‌ها و جن‌های خانگی بعد از سال ۱۹۹۸, احتمال دارد طی وزارت شکلبولت اصلاحاتی برای بهتر شدن تعصب‌های علیه گرگینه‌ها صورت گرفته باشد.

انتقام

به خاطر سرکوب و تبعیض علیه گرگینه‌ها, بسیاری از آنها از جامعه‌ی جادوگری متنفرند و جامعه‌ی خود را تشکیل داده‌اند. تحت رهبری فنریر گری‌بک, این جامعه مشغول به آلوده کردن هر چه بیشتر انسان‌ها, بخصوص کودکان بوده است تا روزی آن قدر نیرو داشته باشد که کنترل جامعه‌ی جادوگری را در دست بگیرد.
گرگینه‌های تحت فرمان گری‌بک طی جنگ دوم جادوگری به لرد ولدمورت خدمت‌ می‌کردند و عقیده داشتند با رهبری او, زندگی بهتری خواهند داشت, هر چند که ریموس لوپین جاسوسی آنها را برای محفل ققنوس می‌کرد و مرگ‌خوارها از بالا به آنها نگاه می‌کردند, مثلا هرگز به آنها اجازه ندانند که علامت شوم رو داشته باشند. از گرگینه‌ها برای تهدید شهروندان به پیروی از ولدمورت استفاده می‌شد; برای نمونه, مونتگومری پنج ساله وقتی که مادرش حاضر به همکاری با مرگخوارها نشد, به شدت توسط گری‌بک مجروح شد. با اینکه در جنگ هاگوارتز تنها حضور گری‌بک چشمگیر است, ولی دیگر گرگینه‌ها هم احتمالا هم‌پای او کنار مرگخوارها جنگیدند. احتمالا آنها به جرم اتحاد با لرد ولدمورت به حبس ابد در آزکابان محکوم شدند یا به خاطر مقاومت در برابر دستگیری, کشته شدند. اطلاعی از اینکه قبلا نیز چنین جامعه‌ای تشکیل شده است موجود نمی‌باشد اما به نظر می‌رسد این ایده‌ی جدید از گری‌بک بوده است. هم‌چنین نمی دانیم که آیا همه ی اعضای این جامعه دستگیر شدند یا با توجه به " زیر زمینی" بودن آن, بعضی از اعضایش موفق شدند بگریزند و به تلاش خود ادامه دهند.

گرگینه‌های شناخته شده:


- فنریر گری‌بک – رهبر جامعه‌ی گرگینه‌ها و متحد مرگخوارها, از او به عنوان وحشی‌ترین گرگینه ی تاریخ یاد می شود که بعد از جنگ دوم جادوگری زندانی شد.

- ریموس لوپین- در کودکی توسط فنریر گری‌بک گاز گرفته شد, عضو محفل ققنوس که توسط آنتونین دالاهوف طی جنگ هاگوارتز به قتل رسید.

- واگا واگای گرگینه – گیلدروی لاکهارت طی تدریس دفاع در برابر جادوی سیاه و در کتاب " گردش با گرگینه‌ها" به او اشاره می‌کند. ممکن است این شخصیت کاملا زاییده ی تخیل لاکهارت باشد اما از آنجایی که او سابقه ی ثبت کارهای دیگران به اسم خود را داشت, ممکن است این گرگینه واقعی باشد اما توسط شخص دیگری شکست خورده باشد.

- یک گرگینه ی ناشناخته در بخش آرتور ویزلی طی بستری شدن وی در بیمارستان سوانح جادویی سنت مانگو. احتمالا او و لوپین با هم دوست شدند.

- نویسنده ی ناشناس " پوزه پشمالو, قلب آدم" که تجربه‌‌ی دردناک دست و پنجه نرم کردن خودش با گرگینگی را طی دهه‌ی ۱۹۷۰ میلادی نوشته است.

- گروهی از گرگینه ها که زیر زمین زندگی می‌کنند و بیشترشان با وعده ی زندگی بهتر, به ولدمورت پیوستند.




تصویر کوچک شده


پاسخ به: گزارشات روند تکمیل فرهنگنامه!
پیام زده شده در: ۱۲:۳۸ پنجشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۴
#13

آریانا دامبلدور


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۴۵ چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۴
آخرین ورود:
۱۰:۴۴ یکشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۹
گروه:
کاربران عضو
پیام: 371
آفلاین
تغییر شکل

طلسم: Varies( تغییر بده!)

نوع:
Transformation(تغییر شکل فیزیکى یک هدف)، Switching( تغییرماهیت فیزیکی بین دو هدف)، Vanishment( غیب کردن)، Conjuration( به وجود آوردن)، Untransfiguration( بازگرداندن هدف تغییر داده به حالت عادى)

حرکات دست: حرکاتى محکم و قاطع

سبک: تغییر دادن

اثر: تغییر شکل و پیدایش یک شىء، حیوان یا شخص

خالق:
چندین فرد

امیدوارم اونا زودتر شروع کنن، چیزاى زیادى واسه ى یادگیرى هست. من مخصوصا به تغییرشکل علاقه مندم، مى دونید، تغییر دادن یه چیزى به چیز دیگه. البته، اون به نظر خیلى سخت میاد_

-- صحبت هاى هرماینى گرنجر درمورد تغییر شکل

تغییرشکل شاخه اى از جادو است که تمرکز دارد بر تبدیل صورت یا ظاهر کردن یک شىء از طریق تغییر ساختار ملکولى اشیاء.

تغییر شکل مى تواند به بیشتر( اگر همه نه) اشیاء انجام شود و بیشتر شکل هاى جادو را در بر بگیرد. اما به شدت محدود به وردهاى تغییرشکل است. به علاوه تغییرشکل به عنوان یک "کار خیلى سخت" در نظر گرفته مى شود و از هر شکل دیگر سحر و جادو "علمى تر" است. شما باید دقیقا درست تغییر شکل را یاد بگيريد تا آن را با موفقیت انجام دهید.

نوع

شما باید تغییرشکل را کاملا یادبگیرید، تغییرشکل بیشتر یک مسئله ى علمى است.

-- جى. کى. رولینگ


تغییرشکل یک مسئله ى بسیار منظم و قاعده دار از نظم و انضباط دقیق جادویى است، بهترین روش و طرز کار براى یک ذهن علمى. همچنین این جادو به عنوان یک کار خیلى سخت پنداشته مى شود( به خصوص در مقایسه با charm <تغییر یا اضافه کردن بدون تغییر ماهیت> که یک تفاوت بارز برای قدرت ابداع شخص حاصل می شود). همچنین" در تغییرشکل مهم است که حرکات چوبدستى محکم و ثابت باشد، شما نباید چوبدستیتان را بى جهت بجنبانید یا بچرخانید، در غیر این صورت تغییرشکل ناموفق خواهد بود" توضیح از امریک سوییچ در کتاب راهنمایى مبتدى ها براى تغییرشکل.

شمارى از عوامل وجود دارد که یک جادوگر باید در هنگام اجراى طلسم تغییر شکل، محاسبه کند. معرف تغییرشکل(t).رابطه ی مستقیم دارد با وزن بدن(a)، شرارت(v)، قدرت چوبدستى(w)، تمرکز( c) و یک متغیر ناشناخته ی پنجم( z)، توضیحى با پیروى از فرموهاى ریاضى( درس داده شده در سال هاى ابتدایى در مدرسه ى سحر و جادوگرى هاگوارتز).

تصویر کوچک شده


محدودیت ها

درحالی که تغییرشکل یک شاخه ی بسیار مفید از سحر و جادو است، درواقع یک سرى محدودیت هاى خودش را دارا است.

شاخه ى تغییرشکل که به عنوان جادوى تغییرشکل شناخته شده است، بیشترین شمار از محدودیت هایى که بر آن قرار داده شده را دارد( از لحاظ قانونى و طبیعى). در ابتدا، همواره پیش از اینکه یک شخص جانورنما بشود( تغییرشکل فرابشرى و بشرى) شخص از نزدیک بر تقلا کردن براى تغییر شکل ناظر است و چنین چیزى بسیار خطرناک است و اگر فردى موفق بشود، باید آن را در وزارت سحر و جادو ثبت کند( در غیر این صورت محاکمه مى شود). رسیدگى به بسیارى از استفاده هاى پنهانى از این نوع تغییرشکل در قسمت فعالیت هاى جنایى انجام مى شود. یک جانورنما همچنین با این حقیقت که آن ها فقط به یک نوع حیوان مى توانند تغییر شکل بدهند محدود است. اما بالعکس، تغییرشکل یک انسان عام در محدوده ى مجاز تغییر شکل، متنوع تر است براى تبدیل شدن به مجموعه اى از حیوان هاى مختلف. اما از طرفى دیگر، هدف تغییرشکل یافته، بینش و ذکاوت جانورى که به آن تغییرشکل یافته را خواهد داشت( برخلاف جانورنما که تمام قواى ذهنى خود را در فرم حیواناتى که به آن ها تغییریافته حفظ مى کند). اگر این حیوانى با هوش و ذکاوت کمتر باشد( که به احتمال زیاد نیست) بنابراین، شخص براى بازگشتن به شکل اولیه اش، کاملا به یک چرخه وابسته است که حتى مى تواند به صورت بالقوه سبب شود یک فرد براى همیشه در آن شکل باقى بماند( به همین دلیل استفاده از این نوع تغییرشکل بر روى خود، توصیه نمى شود).

معمولا، یک ساحره یا جادوگر در اقدام به اجرا کردن ورد تغییرشکل باید اغلب آنى را که آسان تر است پیدا کند براى تغییرشکل دادن یک چیز به چیز دیگر مشروط بر اینکه آن حالت، در شکلى به آن تبدیل خواهد شد مشترک باشد( براى مثال یک مجسمه اژدها به یک اژدهاى واقعى، البته از نظر سایز مشترک).

تغییر شکل همچنین محدود است با توجه به این حقیقت که مرده نمى تواند از طریق سحر و جادو زنده شود. و از این رو هیچکس نمى تواند با تغییرشکل، یک مرده را به زندگى بازگرداند و اصلا مهم نیست که مرگ به تازگى رخ داده باشد. جرم و سایز یا ماهیت شىء اى که قرار است تغییرشکل پیدا کند نیز باید در نظر گرفته شود. از این رو هرماینى گفته است که تغییرشکل دادن چیزى به بلندى یک اژدها حتى توسط متخصص ماهر تغییرشکل مانند مک گونگال نیز بسیار دشوار است.

به وجود آوردن چیزى( Conjuration) عمدتا توسط پنج استثناى اصلى در قانون عنصرى تغییرشکل گمپ( Gamp's Law of Elemental Transfiguration) محدود شده است. اولین( و تنها عنصر استثناى شناخته شده) این محدودیت ها این است که هیچکس نمى تواند غذا به وجود بیاورد( اگرچه پیش از به وجود آوردن غذا، مى توان به روش هاى خاصى غذا تهیه کرد- مانند به پرواز درآوردن غذا از مکا هاى دیگر( summoning) و چند برابر کردن( multiplication)- و تغییر شکل دادن به روش هاى دیگر). به همین نحو قانون جادوگرى، محدودیت هاى حقوقى را بر چیزهایى که افراد اجازه دارند و اجازه ندارند ظاهر کنند تعیین کرده است. در نهایت حتى اگر چیزى براى ظاهر کردن هم امکان پذیر باشد و هم قانونى، آن شىء هرگز پایدار نخواهد بود).

به طورى عجیب، درحالى که محدودیت هاى گوناگونى براى ظاهر کردن وجود دارد، شاخه ى معرفى شده ى غیب کردن، به نظر مى رسد به طور کامل آزاد و بدون محدویت است( این موضوع همچنین درمورد بازگرداندن اشیاء به حالت عادى خود نیز صدق مى کند).

خطرات

تغییرشکل تقریبا پیچیده ترین و خطرناک ترین جادوییه که شما قراره یاد بگیرین تو هاگوارتز. هر کى که توى کلاس من شلوغ کنه، میره بیرون و دیگه هم برنمى گرده. به شما هشدار داده شده!

-- نطق مینروا مک گونگال در ابتداى سال


به دلیل طبعیت دقیق و کاربردی جادوی تبدیل، پتانسیل آن برای به بار آوردن اشتباهات فجیع حتی توسط متخصصان بالاست! این موضوع (اشتباه کردن) به خصوص در مواقعی که فرد با جدیت کافی عمل نمی کند یا جادویی بالاتر از سطح خود انجام میدهد، صادق است.

اگر تغییرشکل به صورت اشتباهى انجام شود، شىء تغییرشکل یافته مى تواند ناقص تغییرشکل پیدا کند یا تا ابد در آن حالت باقى بماند( چه کامل تغییرشکل یافته باشد چه ناقص)؛ براى مثال ویکتور کرام اولین بار خودش را در دومین مرحله جام آتش در سال 1994 به صورت ناقص به یک کوسه ماهى تغییر شکل داد( اگرچه او در آن شکل باقى نماند بنابراین این کار ممکن است عمدى بوده باشد).

طبقه بندى

در حال حاضر، تغییرشکل به چهار شاخه تقسیم شده است( اگرچه مبنى بر اطلاعات قانونى- نوع شناسى آن حدسى است). در این چهارشاخه ى اصلى نیز زیر شاخه وجود دارد، مانند تغییر شکل انسان( human Transfiguration) و تغییر ماهیت فیزیکى بین دو هدف( Switching) ، که باید زیر شاخه ى تغییر ماهیت فیزیکى اشیاء( Transformation) باشند. به ترتیب صعودى از لحاظ دشوارى: تغییر ماهیت فیزیکى اشیاء، غیب کردن، ظاهر کردن و بازگرداندن به حالت عادى. این ها در زیر شرح داده شده است.

مقاله ى اصلى: تغییر ماهیت فیزیکى اشیاء( Transformation)

این مطلب اشاره دارد به هر نوع تغییرشکلى که از طریق بعضى روش ها، تغییر مى دهد یا اصلاح مى کند.

لازم به ذکر است در حالى که این شاخه از تغییرشکل اولین درس قرار داده شده در برنامه ى درسى هاگوارتز است( شامل تغییرشکل هاى ساده مانند چوب کبریت به سوزن)، این جادو مى تواند به پیچیده ترین و خطرناک ترین شکل هاى تغییرشکل نیز مربوط شود. براى مثال، سنگ شدگى یک نوع از تغییرشکل بوده و بسیار سیاه است، جادویى پیچیده و قدرتمند.

تغییرشکل ماهیت فیزیکى اشیاء، به سه زیر گروه تقسیم مى شود، که هر کدام با هم در بعضى مراتب تفاوت و شباهت هایى دارند.

مقاله ى اصلى: تغییر شکل انسانى( Human Transfiguration)

تغییرشکل انسانی زیر شاخه و شکلى از تغییرشکل است که در آن یک بخشى از قطعات بدن انسان و یا تمام بدن به شکل دیگرى تبدیل مى شود. این شاخه سخت تر از هرگونه ى دیگر است و فقط در سطح آزمون هاى طاقت فرساى جادوگرى ( N.E.W.T) درس داده مى شود.

بسیارى از وردهاى عمومى تغییرشکل انسانى که وجود دارد، در دسته هاى زیر جادوى تغییرشکل قرار مى گیرند مانند:

• جانورنما ها
• دگرگون نما ها( توانایى تغییر ظاهر فیزیکى)
• گرگینه

مقاله ى اصلى: تغییر ماهیت فیزیکى بین دو هدف( Switching)

سوئیچینگ یکى دیگر از زیر شاخه هاى جادوى تغییرشکل است. در طول سوئیچینگ، یک ویژگى فیزیکى از یکى از دو هدف( که براى تغییرشکل انتخاب شده اند) با هدف دیگر تغییر پیدا مى کند، از این رو این جادو این نام را دارا است. این طلسم به دو دلیل با تغییرشکل فیزیکى( transformation ) فرق می کند: ابتدا، در سوئیچینگ، هدف دو شىء به طور همزمان است، دوم اینکه تغییر در یکى از شىء ها وابسته به تغییر در دیگرى است.

مقایسه ى دقیق میزان دشوارى سوئیچینگ با دیگر نوع هاى تغییرشکل( transfiguration ) سخت است زیرا سال دقیقی که این طلسم کشف شدع معلوم نیست. با این حال، پرفسور مک گونگال زمانى که هرماینى به عنوان یک دانش آموز سال اولى درباره ى سوئیچینگ اطلاعات داشت تحت تأثیر قرار گرفت اما مأیوس شد وقتى نویل موفق نشد حتى طلسمى مشابه سوئیچینگ را تا سال چهارم انجام بدهد. بنابراین دانش آموزان باید شروع کنند به یادگیرى در سال دوم، سوم یا( زودتر) چهارم( به احتمال زیاد سوم)، تقریبا زودتر از تمام شاخه هاى دیگر تغییرشکل( transfiguration ) به جز تغییرشکل فیزیکی یک شیء( transformation ).

تنها زیرگروه شناخته شده ى سوئیچینگ، تغییر جنبه هاى خاصى از گونه هاى مختلف( Cross-Species Switches) است.

Trans-species Tranformations

این یک اصطلاح است که به جادوى تغییرشکل( transformation ) منسوب می شود که( تا حدی یا کاملا) اندام های هدف مورد نظر را به نوعی جدید تغییر می دهد. این طلسم شامل Cross-species switches می شود و از این رو اشتراکاتی با سوئیچینگ دارد.

مقاله ى اصلى: غیب کردن( Vanishment)

غیب کردن فنى است که سبب غیب شدن اهداف موردنظر مى شود، تا باعث نیستى آن ها شود. غیب کردن نسبتا دشوار است- آموزش آن در سال پنجم تحصیلى است- و این طلسم به عنوان یکى از سخت ترین تغییرشکل هایی( transfiguration ) است که در سطح جادوگرى معمولى( O.W.L) امتحان گرفته مى شود. دشوارى غیب کردن در ارتباط است با پیچیدگى اندامى که غیب مى شود( براى مثال، اندام هاى بى مهره راح تر از مهره داران غیب مى شوند).

عجیب است، تنها یک طلسم براى غیب کردن هر شىء اى لازم است- Evanesco تلفظ لاتین براى disappear<ناپدید کن!>( با هدف هدایت کردن آن) برخلاف طلسم conjurations <ظاهر کردن>( که می تواند انواع طلسم های پیچیده را نیاز داشته باشد).

مقاله ى اصلى: به وجود آوردن( Conjuration)

به وجود آوردن فنى براى ظاهر کردن اهداف است و از این رو برخلاف طلسم غیب کردن( vanishment) است. این طلسم سخت تر از طلسم عکسش است که در آزمون های طاقت فرسای جادوگرى( N.E.W.T) امتحان گرفته مى شود.

یکى از نکاتى که باید توجه داشته باشید این است که، محدودیت هاى متعددى( در قانون و طبیعت) در مورد ظاهر کردن قراره داده شده است، بر خلاف غیب کردن که به نظر مى رسد بدون محدودیت است. به عنوان مثال، چیزى که به وجود بیاید پایدار نخواهد بود اما از طرف دیگر، معلوم نیست که آیا چیزى که ناپدید شده مى تواند براى همیشه نیست شود اگر به حال خود رها شود یا نه.

مقاله ى اصلى: بازگرداندن تغییرشکل به حال اولیه( Untransfiguration)

آن ترنسفیگریشن فن بازگرداندن حالت قبل از تغییرشکل است( و از این رو هم تغییرشکل است و هم عکس آن). این طلسم، شاخه اى اسرارآمیز از تغییرشکل است که خیلى مفصل درمورد امتیازاتش شرح داده نشده است، اگر چه به نظر مى رسد در برخى از موضوعات بر برنامه ى درسى هاگوارتز جاى داده شده است( به احتمال زیاد در سطح آزمون هاى طاقت فرساى جادوگرى N.E.W.T)

Reparifarge (یکى از وردهاى آن ترنسفیگریشن) یک ورد عمومى است که براى مقابله با اثرات طلسم تغییرشکل استفاده مى شود تا طلسم به صورت ناقص اجرا شود و فقط اندکى از شىء تغییر پیدا کند. این ورد در کتاب " راهنماى مبتدى ها" آمده است.


تغییرشکل هاى شناخته شده

• تغییرشکل جانورنماى مک گونگال
• اسکویبرت یک قورى را به یک موش تغییرشکل داد
• دم کرمى( پیتر پتى گرو) به یک موش صحرایى تغییرشکل داد
• پا پهن( سیریوس بلک) به یک سگ سیاه تغییر شکل داد
• شاخ دار( جیمزپاتر) به یک گوزن تغییرشکل داد
• ریتا اسکیتر یک جانورنماى ثبت نشده است
• هاگرید سعى در تغییر دادلى به یک خوک را داشت، و شکست خورد
• نشانه هایى از یک مرد که قادر شد همسر خود را به یک گاومیش تبدیل کند بعد از گذراندن دوره ى آموزشى مبتدیان براى اجراى سحر و جادو( Kwikspell)
• تغییر یک خرگوش سفید و چاق به یک کلاه ابریشمى و بازگشتنش به شکل عادى در باغ وحش جادویى
• فرد و جرج، نوشته ى نشان پرسى را به عبارت" پسر از خود راضى" تغییر دادند
• بالا بردن حداقل یک نمره ى صفر یک دانش آموز در آزمون هاى سطح معمولى جادوگرى
• بعد از مرگ مودى چشم بابا قورى، هرى حدس زد که او احتمالا چشمش را تغییرشکل داده و پر کرده است
• اسلاگهورن خودش را به یک مبل تغییرشکل داد
• کورنلیوس فاج یک فنجان را به یک موش صحرایى تغییر داد در زمانى که سعى داشت تا به نخست وزیر بریتانیا ثابت کند که جادوگر است
• هرماینى سعى داشت یک قالب نان را در هرى پاتر و یادگاران مرگ تغییرشکل بدهد
• زمانى که او زنده بود، نیک تقریبا بى سر، به طور تصادفى دندان شکسته ى بانوى غمگین را به یک دندان دراز و تیز تغییر داد
• ونوگ جونز عادت داشت مردمى که با او مخالف بودند را به یک شپش چوب تبدیل کند
• مک گونگال مهره هاى شطرنج را براى محافظت از سنگ جادو به حالت زنده تغییر داد
• دامبلدور ممکن است وقتى که او امتیازهایى را در لحظات آخر به گروه گریفیندور اعطا کرد، پرچم اسلیترین موجود در سالن را به پرچم گریفیندور تغییر شکل داده باشد
• ناودان کله اژدرى در بیرون دفتر دامبلدور، هرگاه رمز گفته شود، زنده مى شود
• دراکو مالفوى به یک موش سرزنده ى شگفت انگیز تغییرشکل داد
• هرى با استفاده از طلسم سوئیچینگ دندان اژدها را به پاستیل تغییر داد
• سدریک یک سنگ را به سگ شکارى لابرادورى تغییرشکل داد براى پرت کردن حواس و دیوانه کردن سگ هاى شکارى
• هرى آرزو داشت به یک جانورنما تبدیل شود تا بتواند زیر آب نفس بکشد مانند یک ماهى یا قورباغه
• تغییرشکل ناقص ویکتور کرام به کوسه ماهى
• کمر قوز کرده به یک کمر استخوان بندى شده تغییرشکل پیدا کرد
• لوپین براى تغییرشکل در آزمون هاى سطح معمولى جادوگرى مطالعه کرد
• اسنیپ آتشى که مک گونگال به وجود آورد به یک مار سیاه و سفید تبدیل کرد
• مک گونگال مار اسنیپ را به دود و سپس آن دود را به خنجر تبدیل کرد
• مک گونگال ده ها میز و زره را براى کمک به دفاع از هاگوارتز تغییرشکل داد
• پرسى ویزلى پیوز را به نوعى جوجه تیغى دریایى در طول جنگ هاگوارتز، تبدیل کرد

طلسم هاى تغییرشکل


• Animagus Reversal Spell: بازگرداندن جانورنما به شکل انسان
• Arrow-Shooting spell: پرتاب کردن تیر از سر چوبدستى
• Avifors Spell (Avifors): تغییرشکل مى دهد چیزهاى کوچک یا مجسمه ها را به پرندگان
• Badgering: انسان را به یک گورکن تبدیل مى کند
• Beetle Buttons: طلسم تبدیل سوسک به دکمه
• Bird-Conjuring Charm (Avis): پرندگان را از سر چوبدستى ظاهر مى کند
• Bluebell Flames: شعله هاى آبى ظاهر مى کند
• Book Transfiguring Spell: یک کتاب را به کتابى دیگر تغییر مى دهد
• Bridge-conjuring spell: پل به وجود مى آورد
• Butterfly-conjuring spell: پروانه ها را به وجود مى آورد
• Candle to Purple Rabbit: شمع ها را به خرگوش هاى بنفش تبدیل مى کند
• Cat into tea cosy: گربه ها و احتمالا نیزل( موجوداتى شبیه گربه) را به چاى گرم
• Caught!: طلسم تغییر شکلى است که اشیاء را به مانع تبدیل مى کند براى گرفتار کردن دشمن
• Cauldron to Sieve: پاتیل ها را به الک تبدیل مى کند
• Crinus Muto : رنگ و شکل موهاى افراد را تغییر مى دهد
• Desk into Pig : یک میز را به خوک تبدیل مى کند
• Dinner Plate to Mushroom : یک بشقاب شام را به یک قارچ تبدیل مى کند
• Draconifors Spell : مجسمه و اشیاء کوچک را به اژدهایى که آشت فوت مى کند تبدیل مى کند
• Ducklifors Jinx : حریف را به یک ارطک تبدیل مى کند
• Ears to kumquats : گوش یک فرد را به میوه ى کوم کوات تبدیل مى کند
• Endless Sandwiches : بشقاب بزرگى ساندویچ که به نظر مى رسد مدام خودش را پر مى کند
• Ebublio Jinx : براى باد کردن حریف و سپس ترکاندنش به صدها حباب آبس استفاده مى شود
• Epoximise : وصل می کند دو چیز را به هم
• Eye of rabbit, harp string hum, turn this water into rum :
• Ferula : عصاى چوبى و نوارهاى زخم بند ظاهر مى کند
• Fiendfyre : آتش ظاهر می کند
• Flagrate: طناب آتشین ظاهر می کند
• Flintifors : چیزها را به بسته ى چوب کبریت تغییر مى دهد
• Fire to Snake Spell: یک طناب آتشین را به ماری تبدیل می کند که از آتش است و تحت کنترل فرد
• Fire-Making Spell (Incendio): یک جریان سریع از شعله را ظاهر می کند
• Fish to Flower: ماهی را به گل ها تغییر شکل مى دهد
• Fountain of wine: شراب ظاهر مى کند
• Gemino Curse (Geminio): المثنى یه چیز را ایجاد مى کند
• Glass to sand shield: در یک شعاع خاصى شیشه را به شن تغییر مى دهد
• Guinea Fowl to Guinea Pig: یک پرنده را به یک خوکچه ى هندى تغییر مى دهد
• Hardening Charm (Duro): چیزها را به سنگ تغییرشکل مى دهد
• Hedgehog to Pincushion: یک جوجه تیغى را به جاسنجاقى تغییر مى دهد
• Herbifors: گل ها را از روى سر ظاهر مى کند
• Human to armchair: انسان را به صندلى راحتى تبدیل مى کند
• Human to bat: انسان را به یک خفاش تبدیل می کند
• Human to bone: انسان به یک استخوان تبدیل می کند
• Human to chicken: انسان را به یک پرنده ى کوچک تبدیل مى کند
• Human to pig: انسان را به یک خوک تبدیل می کند
• Human to shark: انسان را به یک کوسه ماهی تبدیل می کند
• Human to yak: انسان را به یک گاومیش تبدیل مى کند
• Lapifors Spell: (Lapifors): برای تغییر دادن یک شی ء کوچک یا به وجود آوردن خرگوش استفاده مى شود
• Inanimatus Conjurus Spell: ناشناخته
• Leek Jinx : از گوش حریف تره فرنگى به وجود مى آورد
• Litter-Box to wildebeest: سطل زباله را به گوزن یالدار تبدیل مى کند
• Incarcerous: طناب یا زنجیرهایى علیه حریف ظاهر مى کند
• Incarcifors: براى تبدیل یک شىء که حریف را اسیر کند استفاده مى شود
• Match to needle: چوب کبریت را به سوزن تغییر مى دهد
• Meddling Man to Monkey: یک فرد فضول را به یک میمون تغییر مى دهد
• Melofors Jinx (Melofors): براى تبدیل سر دشمن به کدوتنبل استفاده مى شود
• Mice to Snuffboxes: تبدیل موش به انفیه دان
• Changes the colour and style of a person's outfit: تغییر رنگ و سبک لباس یک شخص
• Orchideous: گل ها را ظاهر مى کند
• Owl to Opera Glasses: جغد ها را به دوربین کم برد تبدیل مى کند
• Piertotum Locomotor: مجسمه ها و لباس هاى جنگى را جان مى بخشد
• Piscifors: هدف را به یک ماهى تبدیل مى کند( به احتمال زیاد)
• Pullus Jinx (Pullus): براى تبدیل حریف به غاز استفاده مى شود
• Rabbit Slippers: خرگوش ها را به کفش راحتى تبدیل مى کند
• Raven to Writing Desk: کلاغ را به میز نگارش تبدیل مى کند
• Reparifarge: طلسم معکوس تغییرشکل
• Rock to dog: یک سنگ را به سگ تبدیل مى کند
• Sardine Hex: ماهى هایى ریز از دماغ حریف به وجود مى آورد
• Scribblifors: براى تبدیل اشیا به پر بال پرنده استفاده مى شود
• Silver Shield Spell: یک سپر نقره اى براى محافظت ایجاد مى کند
• Smoke to Daggers: دسته اى خنجر از دود ایجاد مى کند
• Snail to Teapot: یک حلزون را به قورى تغییر مى دهد
• Snake Summons Spell (Serpensortia): کتاب را به موش تبدیل مى کند
• Steelclaw: براى بزرگتر کردن پنجه هاى حیوان و ساختن شمشیر استفاده مى شود
• Sunshine, daisies, buttermellow, Turn this stupid fat rat yellow: تبدیل مى کند یک موش زرد را؛ کار نمى کند
• Switching Spell: ماهیت فیزیکى دو هدف را به هم تغییر مى دهد
• Table Trouble: سطح میز به حال اسید تبدیل مى شود
• Take Root: یک جانور را به ریشه ى گیاه تبدیل مى کند
• Teapot to Tortoise: یک قورى را به لاک پشت تغییرشکل مى دهد
• Teddy Bear to Spider: یک خرس عروسکى را به عنکبوت تغییر مى دهد
• Tentaclifors: براى تبدیل سر فرد به شاخک حساس استفاده مى شود
• Transfiguration Spell: چیزها را تغییر مى دهد
• Unidentified Buffalo Spell: یک گاو وحشى ظاهر مى کند
• Vanishing Spell (Evanesco): غیب مى کند
• Vera Verto: یک حیوان را به یک لیوان آب تبدیل مى کند
• Vipera Evanesca: مارها را غیب مى کند
• Water-Making Spell (Augamenti): آب را ظاهر مى کند
• Whistle into Watch: سوت را به ساعت تغییر مى دهد

تغییرشکل دهنده هاى شناخته شده

• آلبوس دامبلدور- استاد درس تغییرشکل در هاگوارتز پیش از مدیریت
• مینروا مک گونگال- استاد درس تغییرشکل در هاگوارتز، جانورنماى شناخته شده( به شکل یک گربه). پیش از مدیریت
• هوراس اسلاگهورن- موفق در تغییرشکل انسانى. مى تواند به شکل یک مبل دربیاید
• جیمز پاتر- موفق در تبدیل شدن به جانورنما( ثبت نشده). شکل یک گوزن را گرفت
• پیتر پتى گرو- موفق در تبدیل شدن به جانورنما( ثبت نشده). شکل یک موش را گرفت
• سیریوس بلک- موفق در تبدیل شدن به جانورنما( ثبت نشده). شکل یک سگ سیاه و بزرگ را گرفت( با صداى بلند نفس مى کشید)
• هرماینى گرنجر- یکى از معدود دانش آموزان در سال هاى هرى پاتر که مى توانست تکالیف مک گونگال را با موفقیت در وهله ى اول یا با کمى تلاش انجام دهد
• هرى پاتر- در آزمون طاقت فرساى جادوگرى موفق شده و سپس کارآگاه شد
• رون ویزلى- در آزمون طاقت فرساى جادوگرى موفق شد
• ریتا اسکیتر- موفق در تبدیل شدن به جانورنما( ثبت نشده). به شکل یک سوسک
• نیمفادورا تانکس- یک دگرگون نماى ذاتى، همراه با پسرش تدى لوپین
• تدى لوپین- یک دگرگون نماى ذاتى، همراه مادرش نیمفادورا تانکس
• لى لى اوانز- با موفقیت یک گلبرگ یاس را تبدیل کرد تا یک ماهى شود وقتى اسلاگهورن آن را یافت
• ویکتور کرام- به صورت ناقص خود را به یک کوسه ماهى تبدیل کرد
• لرد ولدمورت- طناب آتشین دامبلدور را به یک مار تبدیل کرد و یک دست نقره اى براى پتى گرو درست کرد
• بارتیموس کراوچ جونیور- دراکو مالفوى را به یک موش تبدیل کرد

پشت صحنه

• همانطور که در پاترمور فاش کرد، جى.کى. رولینگ در اصل این کلاس را با نام تغییرشکل/ مسخ ابداع کرده است.

حضور

• هرى پاتر و سنگ جادو( اولین حضور)
• هرى پاتر و سنگ جادو( فیلم)
• هرى پاتر و سنگ جادو( بازى ویدیویى)
• هرى پاتر و تالار اسرار
• هرى پاتر و تالار اسرار ( فیلم)
• هرى پاتر و تالار اسرار ( بازى ویدیویى)
• هرى پاتر و زندانى آزکابان
• هرى پاتر و زندانى آزکابان ( فیلم)
• هرى پاتر و زندانى آزکابان ( بازى ویدیویى)
• هرى پاتر و جام آتش
• هرى پاتر و جام آتش ( فیلم)
• هرى پاتر و جام آتش ( بازى ویدیویى)
• هرى پاتر و محفل ققنوس
• هرى پاتر و محفل ققنوس ( فیلم)
• هرى پاتر و محفل ققنوس ( بازى ویدیویى)
• هرى پاتر و شاهزاده ى دو رگه
• هرى پاتر و شاهزاده ى دو رگه ( فیلم)
• هرى پاتر و شاهزاده ى دو رگه ( بازى ویدیویى)
• هرى پاتر و یادگاران مرگ
• بازهای ویدیویی هری پاتر( LEGO): شخصیت های دنیای جادویى
• بازى هاى ویدیویى هرى پاتر(LEGO): سال های 1-4
• بازى هاى ویدیویى هرى پاتر(LEGO): سال های 5-7
• هری پاتر: دگرگونى شخصیت ( فقط ذکر شده)

عالی بود!
لینک صفحه : Transfiguration


ویرایش شده توسط آریانا دامبلدور در تاریخ ۱۳۹۴/۱۲/۲۷ ۱۲:۵۲:۲۰
ویرایش شده توسط تام ریدل در تاریخ ۱۳۹۴/۱۲/۲۷ ۱۵:۲۷:۵۵

Do you hate people
I don't hate them...I just feel better when they're not around




پاسخ به: گزارشات روند تکمیل فرهنگنامه!
پیام زده شده در: ۷:۰۴ پنجشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۴
#12

محفل ققنوس

تد ریموس لوپین


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۹:۳۰ سه شنبه ۱۰ مهر ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۲۳:۵۵ پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۶
از دور شبیه مهتابی‌ام.
گروه:
محفل ققنوس
ایفای نقش
کاربران عضو
پیام: 1495
آفلاین
جادوی سیاه (تکمیل!)


جادوهای سیاه شناخته شده

طلسم‌های سیاه

" جادو, بخصوص از نوع سیاه.. از خودش رد به جا میذاره."
- آلبوس دامبلدور


ورد سیاه در وهله‌ی اول هر نوع وردی است که به طور مداوم روی هدفش اثر منفی دارد که معمولا با درجات متنوعی از ناراحتی همراه است.
اوراد سیاه را میتوان بر اساس شدت به سه دسته از طلسم‌ها تقسیم کرد: jinx , hex و curse (معادل فارسی همه‌ی این واژه‌ها طلسم هست). این طبقه بندی به این ترتیب است که هر چه رده‌ی طلسم بالاتر باشد, پلیدتر, قوی‌تر, با اثری طولانی تر و برگشت‌پذیری کمتری هستند. طلسم‌های نابخشودنی را قوی‌ترین اوراد سیاه حال حاضر می‌دانند زیرا اثرات بسیار نیرومند دارند و استفاده از آنها نیازمند مهارت است.

اجسام سیاه


" از هورکراکس ها, این پلیدترین اختراعات جادویی, نباید سخنی گفت یا آموزش داد – "
- مقدمه ی کتاب پلیدترین جادوها


برخی اجسام را میتوان برای اهداف گوناگون توسط جادوی سیاه طلسم کرد. در این حالت به آنها ابزار جادوی سیاه (یا تنها اجسام سیاه) می‌گویند.

کتاب‌های نفرین شده: کتاب‌ها را می‌توان طلسم کرد تا به هر کسی که میخواهد آن ها را بخواند آسیب بزنند. به عنوان مثال کتاب اشعار یک جادوگر باعث می‌شود خواننده با آواز حرف بزند و یا یک کتاب دیگر بدون نام که خواننده هرگز قادر نبود ان را زمین بگذارد. دفتر خاطرات تام ریدل هم کتاب نفرین شده است و هم هورکراکس.

دست افتخار: دست قطع شده ی انسان که یک شمع درونش است. نور آن تنها مسیر نگهدارنده‌اش را روشن می‌کند و بین دزدها و غارتگرها کابرد زیادی دارد. همچنین قادر است در پودر تاریکی فوری پرویی نیز نفوذ کند.

هورکراکس: آن را پلیدترین ابزار جادویی می‌دانند. یک هورکراکس شیئ (یا موجود زنده) است که حاوی بخشی از روح تکه شده‌ی جادوگر سیاه می‌باشد. از آن برای محافظت در برابر مرگ استفاده میکنند.

گردنبند عقیق: این شیئ در مغازه‌ی بورگین و برکز ظاهر شد وبه نظر می‌رسد دراکو مالفوی آن را خرید و تقریبا باعث مرگ کتی بل شد. طلسم قرار داده شده در آن به قدری شدید است که تنها لمس کردن می‌تواند احتمالا باعث مرگ فوری شود. حداقل نوزده مشنگ توسط آن کشته شده اند.

اشیای خانه‌ی بلک: بعضی از اشیای خانه‌ی شماره‌ی دوازده میدان گریمولد احتمالا حاوی جادوی سیاه هستند, منجمله یک جعبه‌ی موسیقی, رداهای بنفش و یک قاب آویز -هوراکس.

قلم‌پر سیاه: قلم‌پری که نیازی به جوهر ندارد چرا که با خون شخص استفاده کننده از آن می‌نویسد. آنچه که شخص ‌می نویسد پشت دستش حک می‌شود و خون کلماتی که روی دست زخم ‌می‌زنند با جادو به قلم منتقل شده و مثل جوهر روی کاغذ عمل می‌کنند. از این وسیله برای شکنجه استفاده می‌شود.

موجودات سیاه

بسیار از موجودات جادویی ممکن از سیاه در نظر گرفته شوند. به عنوان نمونه: دیوانه‌ساز, دوزخی‌, بازیلیسک, گریندیلو, اکرومنتولا, خون‌آشام و گرگینه. همگی این موجودات نزد بسیاری از جادوگران به شدت منفور هستند که از آن‌ها وحشت دارند.


* صفحه‌ی جدید لطفا!


تکمیل شد .. صفحه ی جدید بزودی رو توی پیام شخصی براتون ارسال میکنم.


ویرایش شده توسط تام ریدل در تاریخ ۱۳۹۴/۱۲/۲۱ ۱۲:۲۶:۲۶

تصویر کوچک شده


پاسخ به: گزارشات روند تکمیل فرهنگنامه!
پیام زده شده در: ۶:۵۳ پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۴
#11

محفل ققنوس

تد ریموس لوپین


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۹:۳۰ سه شنبه ۱۰ مهر ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۲۳:۵۵ پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۶
از دور شبیه مهتابی‌ام.
گروه:
محفل ققنوس
ایفای نقش
کاربران عضو
پیام: 1495
آفلاین
جادوی سیاه (در حال تکمیل ترجمه)

" جادوی سیاه متعدد, متنوع, متغیر و ابدی است. جنگیدن با آن مثل جنگیدن با هیولایی چند سر است که هر بار یکی از گردن‌ها قطع می‌شود, یک سر جدید که درنده‌تر و باهوش‌تر از قبلی است جایگزینش می‌شود. شما با چیزی می‌جنگید که بی ثبات, در حال تغییر و غیر قابل نابودی است. "
- پرفسور سوروس اسنیپ

جادو یا هنرهای سیاه به نوعی از جادو اطلاق می‌شود که در اصل برای آسیب زدن, کنترل کردن یا ارتکاب قتل استفاده می‌شود. جادوی سیاه الزاما به این خاطر که سیاه است, پلید نیست.

جادوی سیاه شامل اوراد و اعمال گوناگونی می‌شود, همچون طلسم‌های نابخشودنی یا ساختن معجون‌های مضر و سمی برای ساختن موجودات خطرناکی همچون بازیلیسک و اجرای این نوع جادوها اغلب غیر قانونی یا دستکم نهی شده است. به افرادی که در این زمینه مشغولند جادوگرها و ساحره‌های سیاه می‌گویند که قوی‌ترین و مهم‌ترین آنها لرد ولدمورت بود. پیروانش که مرگخوار نامیده می‌شدند نیز در زمینه ی جادوی سیاه فعال بودند.

ماهیت جادوی سیاه

آلبوس دامبلدور: تو این کارهایی رو که می‌کنی رو بزرگی میدونی,‌مگه نه؟
تام ریدل: قطعا. من آزمایش کردم; من مرزهای جادو رو جابجا کردم, شاید حتی بیشتر از همه‌ی تاریخ –
آلبوس دامبلدور: بعضی انواع جادو رو. بعضی. در مورد بقیه میشه گفت.. ببخشید اینو میگم.. به شدت غافل بودی.
تام ریدل: همون بحث قدیمی. ولی من توی این دنیا هیچ چیزی رو ندیدم که از تئوری معروف تو که میگه عشق از جادوی من قوی‌تره حمایت کنه,‌دامبلدور.

- بحث دامبلدور و ولدمورت در مورد جادوی سیاه

جادوهای سیاه عموما با این باور همراهند که باعث فساد جادوگر اجرا کننده‌ی آن می‌شوند (بخشی از دلیل این نامگذاری). بعد از سالها اجرای مداوم این جادوها, حتی تام ماروولو ریدل نیز دچار تغییر چهره به سبب فسادش شد – دیگر مثل قدیم خوش قیافه نبود و در نهایت ظاهری مارگونه و چشمانی قرمز داشت. علی الخصوص آلبوس دامبلدور این عقیده را داشت که جادوی سیاهی که شامل قتل باشد به روح آسیب می‌زند; برای نمونه او به سوروس اسنیپ گفت که روح دراکو مالفوی هنوز آنقدر آسیب ندیده که قادر به ارتکاب حنایت باشد ولی اگر دست به قتل بزند, روحش شکافته خواهد شد. معنی اش این است که استفاده از جادوی سیاه نظر طلسم مرگ به روح شخص آسیب می‌زوند. جادوی سیاه هورکراکس شامل دو تکه کردن روح در عمل است تا هدف غیر طبیعی جاودانگی حاصل شود. کورینوس کوییرل نیز به جادوی سیاه علاقه داشت, در ابتدا تنها از نظر تئوری و برای به دست آوردن اسم و رسم اما کنجکاوی وی تبدیل به طمع شد و در نهایت کاملا مجذوب و برده‌ی آن شد.

به گفته ی اسنیپ, ماهیت جادوی سیاه عملی است و هر بار بخشی از آن شکست می‌خورد, این بار قوی تر و باهوش‌تر از قبل باز می‌گردند. پس واجب است که روشهای دفاعی نیز به اندازه‌ی خود جادوی سیاه انعطاف پذیر باشند.

اوراد سیاه قوی برای اجرای موفق آمیز مستلزم نیت پلید نیز هستند. برای مثل و به گفته ی بلاتریکس لسترانج,‌هنگام اجرای طلسم شکنجه باید عمیقا خواستار درد کشیدن قربانی بود. ضمنا کنترل برخی از انواع جادوی سیاه نیز مشکل است, مثلا وینست کراب نتوانست آتش نفرین شده ای که در سال ۱۹۹۸ ساخته بود را کنترل کند و در آن آتش جانش را از دست داد. صدمات وارده به واسطه ی جادوی سیاه گاهی هرگز به طور کامل درمان نمی‌شوند, مثل گوش جرج ویزلی که با طلسم سکتوم سمپرا طی جنگ هفت پاتر قطع شد.

محافظت

" به طور خلاصه تو با قدرت عشقی که داری محافظت شده‌ای! تنها دفعای که احتمالا در برابر قدرتی همچون قدرت ولدمورت عملی است!"
- آلبوس دمبلدور در حال توضیح دادن بهترین روش دفاعی در برابر جادوی سیاه

به عقیده‌ی دامبلدور تنها نیرویی که آنقدر قدرت دارد از شخص در برابر وسوسه ی جادوی سیاه دفاع کند و آن را شکست دهد,‌نیروی عشق است. شاید او به سپر محافظتی از خود گذشتگی اشاره میکرد که لیلی از آن استفاده کرد تا از هری محافظت کند و هری بعدا با پذیرفتن طلسم مرگ لرد سیاه از آن استفاده کرد تا مردمی که کنارش بودند را محافظت کند . هرچند که او با این طلسم کشته نشد چون تنها آن بخشی از روح ولدمورت که درونش بود از بین رفت.

ملاحظات اخلاقی

با اینکه جادوی سیاه شهرت خوبی ندارد, در مجموع به معنای واقعی کلمه نمی‌توان آن را جادوی پلید نامید. در واقع جادوی سیاه را می‌توان برای مقاصد خیر نیز استفاده کرد. حتی از طلسم مرگ نیز می‌توان استفاده ی مثبت کرد,‌همانطوری که آلبوس دامبلدور گفت اگر اسنیپ او را بکشد, صدمه ای به روحش وارد نمی‌شود چرا که خودش از او خواسته و در هر حال به زودی خواهد مرد (و اینکه در نهایت به حقه زدن به ولدمورت و نابودی او منجر شد).

همچنین جادوی سیاه تنها شکلی از جادو نیست که به قصد کشتن قابل استفاده است. برای مثال افسون تکه کردن (دیفندو) در صورت استفاده ی نادرست می‌تواند موجب مرگ شود.

تنها استثنای این قانون طلسمی است که برای ساختن هورکراکس استفاده می‌شود – این عملی کاملا خودخواهانه است – زندگی کسی را گرفتن برای طولانی شدن عمر خود. این عمل آنقدر قبیج است که روح اجرا کننده‌ی آن قطعه قطعه می‌شود تا هورکراکس خلق گردد. تنها راه اصلاح روح آن است که شخص از جنایتش پیشمان شود یا توبه کند که در واقع آنقدر دردناک است که می‌تواند سبب مرگ شود.

هنر چوبدستی‌

تناسب یک چوب‌دستی با اجرای جادوی سیاه تا حدی بستگی به هسته‌ی آن دارد; ریشه ی قلب اژدها و پر ققنوس به عنوان چوبدستی‌های مناسب شهرت دارند در حالی که اجرای جادوی سیاه با چوبدستی‌های حاوی موی تک شاخ دشوار است.

جادوی سیاه و قانون

" وقتی یه جادوگری میره سمت سیاهی, دیه هیچی و هیشکی واسش مهم نیس... "
- نظر روبیوس هاگرید درباره‌ی ماهیت جادوی سیاه

هرچند بیشتر اعضای جامعه‌ی جادوگری ظاهرا از جادوی سیاه روی برگردان هستند, اما از آن منع نمی شوند (به جز مورد طلسم‌های نابخشودنی) و حتی – تحت شرایطی خاص- ممکن است به آن تشویق شوند. برای نمونه , در حالی که مدرسه ی هاگوارتز تنها به تدریس دفاع در برابر جادوی سیاه می‌پردازد,‌مدرسه‌ی دورمسترانگ خود جادوی سیاه را تدریس می‌کند. علاوه براین, فروشگاه‌هایی مثل بورگین و برکز در کوچه‌ی ناکترن در روز روشن محصولات جادوی سیاه می‌فروشند و صدها مشتری دارند که نشان می‌دهد حداقل بعضی از جوانب جادوی سیاه تا حدی در جامعه قابل قبول هستند یا دست‌کم بین بخش‌هایی از مردم جادوگر قانونی تلقی می‌شوند.

ضمنا در زمان جنگ, وزارت سحر و جادو به کارآگاه‌ها اجازه‌ی استفاده از جادوهای سیاه نیرومند را علیه دشمنان داده است. زمانی که لرد ولدمورت جامعه‌ی جادوگری بریتانیا را در اواخر سال ۱۹۹۷ تا اواسط سال ۱۹۹۸ میلادی تحت کنترل داشت, تمام جنبه‌های جادوی سیاه, قانونی تلقی شده و توسط پرفسور آمیکوس کرو که مرگخوار بود در هاگوارتز تدریس میشد. البته در آن دوران,‌ولدمورت وزارتخانه را در اختیار داشت و به همین دلیل نمی‌توان آن را پروتکل استاندارد نامید.

علاوه این,‌مسئله‌ی درجه نیز هست. اجرای سه طلسم نابخشودنی روی انسان‌ها, به جز در دوران جنگ, تنها حکم حبس ابد در زندان آزکابان را به همراه دارد در حالی که بعضی از انواع جادو می توانند هم کاربرد بی‌خطر و هم کاربرد در جادوی سیاه داشته باشند و به همین دلیل همیشه نمی‌توان آنها را غیرقانونی نامید.

قرار داده شد.
لینک صفحه : Dark arts


ویرایش شده توسط تام ریدل در تاریخ ۱۳۹۴/۱۲/۱۵ ۱۱:۰۷:۳۲

تصویر کوچک شده


پاسخ به: گزارشات روند تکمیل فرهنگنامه!
پیام زده شده در: ۲۲:۳۰ سه شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۴
#10

تام ریدل


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۳۷ یکشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۱
آخرین ورود:
۵:۱۵ شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۹
از جوانی خیری ندیدم ای مروپ
گروه:
کاربران عضو
پیام: 529
آفلاین
Morfin Gaunt / مورفین گانت

Part I


تصویر کوچک شده


تاریخ تولد : بین سالهای 1900 تا 1907 در بریتانیای کبیر
تاریخ وفات : بین سالهای 1943 تا 1997 در زندان آزکابان
وضعیت خونی و اصالت : جادوگر اصیل
نژاد : انسان
جنسیت : مرد
رنگ موی سر : تیره
رنگ چشمان : تیره

نسبت های خانوادگی :
سالازار اسلیترین ( جد )
کادموس پورال ( جد)
کوروینوس گانت ( جد )
مارولو گانت ( پدر )
مروپ گانت ( خواهر )
تام ریدل پدر ( داماد )
تام مارولو ریدل ( خواهرزاده )
خانواده ی پاتر ( عموزاده ی دور )

چوبدستی :
نا مشخص

وفاداری به:
خانواده ی گانت
خانواده ی پورال
خانواده ی اسلیترین

___

هیسی .. هیسی ، مار کوچولو
خودت رو بغلتون در کف اتاق
یا با مورفین خوب تا کن
یا که به در میخکوبت میکنه


- گفته ای از مورفین به زبان مارها


مورفین گانت یک جادوگر تماما اصیل از نسل سالازار اسلیترین بود.همچنین او پسر مارولو گانت ، برادر مروپ و دایی تام مارولو ریدل بود.بعد از اینکه تام ریدل پدر (ماگلی که در دهکده لیتل هنگلتون زندگی میکرد) را به خاطر علاقه ی خواهرش به او با طلسمی دردناک جادو کرد، بی مهابایی و نادیده گرفتن قوانین جادوگری توسط او باعث شد تا توجه وزارت سحر و جادو را به خود جلب کند.به همین منظور آنها باب اوگدن را به سوی خانواده ی گانت فرستادند.اما مورفین و پدرش در مقابل محقق وزارت یعنی باب اوگدن ایستادگی و با او مبارزه کردند. به همین دلیل مورفین به مدت 3 سال به آزکابان فرستاده شد.وقتی او به خانه بازگشت، پدر و خواهرش مرده بودند.در سال 1943 مورفین خواهرزاده ش را ملاقات می کند. تام مارولو ریدل خانواده ش را می کشد و سپس حافظه ی مورفین را دستکاری میکند تا قتل هارا به گردن او بیندازد و حتی به خاطر کینه ای که از تام ریدل داشت،به آن افتخار کند.

قبل از آنکه مورفین در آکابان بمیرد، آلبوس دامبلدور دلیل مرگ واقعی والدین تام مارولو ریدل را از طریق او، متوجه می شود.

بیوگرافی:

"اوایل زندگی"

اون کلبه متعلق به یک خانواده ی قدیمی به نام گانته.پسره کاملا دیونست.حتما باید داستایی که توی دهکده میگن رو شنیده باشی.

-تام ریدل به معشوقه ش،سسیلیا


مورفین همراه با خواهر و پدرش در یک کلبه نزدیک به دهکده ی لیتل هنگلتون زندگی میکرد.ازدواج های خانوادگی گانت ها باعث شده بود که مورفین کمی ناقض العقل به نظر برسد.همین موضوع دلیل آشفته و خشن بودن او را توضیح می دهد.تو تقریبا به صورت کامل به زبان مارها سخن می گفت و شدیدا از ماگل ها متنفر بود ، از جمله تام ریدل پدر! همچنین او مانند پدرش، خواهرش را به دلیل چهره و خصوصیاتش، دشنام میداد.

"اولین حبس در آزکابان"

مروپ خوشش میاد که او ماگل رو نگاه کنه.همیشه وقتی که توی باغ در حال گذره،یواشکی از لای شمشادها نگاهش میکنه.حتی دیشب هم از پنجره بیرون رو نگاه میکرد تا اون از اینجا عبور کنه و به سمت خونش بره.ولی پدر وقتی که داشت از اینجا می گذشت یه نگاهی بهش انداختم و فهمیدم اونقدرا هم خوشتیپ نیست، هست مروپ؟

-مورفین گانت در حال گفتگو با خواهر و پدرش در مورد تام ریدل


رفتار خشونت آمیز مورفین بالاخره کار دستش داد.وزارت سحر و جادو او را برای طلسم کردن تام ریدل و جدال با باب اوگدن، تحت فشار قرار داد.وزارت باب را فرستاده بود تا او را به دلیل استفاده جادو علیه ماگل ها،به دادگاه احضار کند ولی مورفین از او درحالی استقبال کرد که در یک دستش چوبدستی و در دست دیگرش چاقو قرار داشت.مورفین سعی داشت با زبان مارها بگوید که خوش آمد گویی برای او وجود ندارد ولی باب متوجه سخنان او نمی شد تا اینکه پدر مورفین رسید و پسرش را آرام و مهار کرد.بعد از آرام شدن جو، باب توضیح داد که مورفین به یک جلسه در روز "14 سپتامبر" احضار شده است.حملات او به تام ریدل و شریکش، سسیلیا باعث شده بود که انتقادهای آسفناکی به کلبه ی گانت ها وارد بشود.او بار دیگر هم به تام حمله کرد ولی اینبار توسط پدرش مهار شد.مورفین با زبان مارها به پدرش فهماند که مروپ حسابی تحت تاثیر تام ریدل مشنگ قرار گرفته است و همین باعث شد تا مارولو گانت با دخترش زدوخورد کند.

باب اوگدن موفق شد تا آنها را بوسیله ی طلسم جداسازی از یکدیگر جدا کند ولی مورفین واکنش نشان داد و با چوبدستی اش به سوی باب نشانه گرفت و شلیک کرد.باب فرار کرد و با چندین جادوگر دیگر به کلبه ی گانت ها برگشت.آنها موفق شدند که مورفین و مارولو را دستگیر کنند و آنها را برای محاکمه به ویزنگاموت بفرستند.مارولو گانت به دلیل خشونت علیه دخترش و مورفین به دلیل استفاده از طلسم علیه ماگل ها و حمله به مامور وزارت، مجرم شناخته شدند.به همین دلیل مورفین به مدت 3 سال و پدرش به مدت 6 ماه،هردو به آزکابان فرستاده شدند.




پاسخ به: گزارشات روند تکمیل فرهنگنامه!
پیام زده شده در: ۱۵:۳۶ چهارشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۴
#9

آریانا دامبلدور


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۴۵ چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۴
آخرین ورود:
۱۰:۴۴ یکشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۹
گروه:
کاربران عضو
پیام: 371
آفلاین
فقط قسمت منابع رو ترجمه نكردم چون لينک داده بود به توييتر و سايت هايى که با رولينگ مصاحبه کرده بود. و کتاب ها.
اين قسمت اول هم نياز به جدول داره. حالا لينک اصليش رو ببينيد متوجه مى شيد.



هافلپاف/ دوره ى حضور در هاگوارتز/ یادداشت ها

 راهب چاق/ نامعلوم/ روح تالار

 هنجست وود کرافت/ دوران قرون وسطى/ روستاى تماما جادویى هاگزمید را تأسیس کرد 

بریجت ونلاک/  1213-1220/ او یک فرد مشهور در زمینه ى پیش بینى آینده با اعداد بود که توانست خواص جادویى عدد هفت را کشف کند

آرتمیسا لوفکین/ 1765-1772/ وزیر سحر جادو از 1798 تا 1811

گروگن استامپ / 1781-1788/ وزیر سحر و جادو از 1811 تا 1819

نیوتن نیوت اسکمندر/ 1908- 1916/ جانورشناس معروف و مدیر مدرسه ى سحر و جادوگرى هاگوارتز 

دوگالد مک فیل/ نامعلوم/ وزیر سحر و جادو در دوره اى نامعلوم 

اگلنتین پوفت/ نامعلوم/ مخترع لیف جادویى حمام

 هفزیباه اسمیت/  نامعلوم/ نواده ى هلگا هافلپاف 

سیلوانس کتلبرن/ نامعلوم/ دومین استاد درس مراقبت از موجودات جادویى

پومونا اسپروت/ 1942-1949 یا 1952-1959/ دومین استاد درس گیاهشناسى و رئیس گروه هافلپاف

 نیمفادورا تانکس/ 1984-1991/ کارآگاه و یکى از اعضاى محفل ققنوس. همسر ریموس لوپین و مادر تدى لوپین. او در نبرد هاگوارتز کشته شد.

گابریل ترومن / 1980-1990/ سرگروه

 سدریک دیگورى / 1989-1995/ سرگروه، کاپیتان و جستجوگر تیم کوییدیچ هافلپاف، قهرمان جام آتش. او در ششمین سال تحصیلى خود کشته شد.

آنتونى ریکت/  1990/ مدافع تیم کوییدیچ هافلپاف 

کادوالدر /1990/مهاجم تیم کوییدیچ هافلپاف

 گرگورى مانزلو/ 1990/فقط در هرى پاتر و شاهزده ي دو رگه( بازى ويديويى) ديده مى شود.

هايدي مک ودى/  1990/ مهاجم تيم کوييديچ هافلپاف

هربرت فليت/ 1990/ دروازه بان تيم کوييديچ هافلپاف

مالکوم پريس/ 1990/ مهاجم تيم کوييديچ هافلپاف

ماکسين افلاهرتى/ 1990/ مدافع تيم کوييديچ هافلپاف

استبينز/ 1990/ -

سامربى/ 1990/جستجوگر تيم کوييديچ هافلپاف

سامرز/ 1990/مهاجم تيم کوييديچ هافلپاف

تامزين اپلبى/ 1990/ مهاجم تيم کوييديچ هافلپاف

زاخارياس اسميت/ 1990/ مهاجم هافلپاف، عضو ارتش دامبلدور(جدا شده)

جاستين فينچ فلچلى / 1991-1997(؟)/ عضو ارتش دامبلدور، با توجه به اينکه ماگل بوده است به احتمال زياد او سال آخر خود را که طى آن لردولدمورت کنترل هاگوارتز و وزارت سحروجادو را در دست داشت، حضور نداشته است.

ارنى مک ميلان/ 1991-1998/ سرگروه و عضو ارتش دامبلدور

 هانا ابوت / 1991-1998/ سرگروه و عضو ارتش دامبلدور، وى با نويل لانگ باتوم ازدواج کرد.

ليان / 1991-1998/ دوست کتى بل که شهادت دادن او باعث نفرين شدنش شد. وى در نبرد هاگوارتز شرکت کرد و جان سالم به در برد.

مگان جونز /1991-1998/ -

سوزان بونز/ 1991-1998/ عضو ارتش دامبلدور، وى اولين بار در کلاس غيب و ظاهر شدن بخشى از اعضاى بدنش به صورت تصادفى از هم منفصل شدند.

 وين هاپکينز/ 1991-1998/ -

اليور ريورز/  1991-1998/ -

راجر مالون/  1991-1998/ -

هدر /1992-1999/ عضو باشگاه دوئل

 النور برنستون/  1994-2001

کوين ويتبى / 1994-2001

لورا مدلى / 1994-2001

اون کالدول/ 1994-2001

رز زلر / 1995-2002

روهيت داس/  ديده شده در سال هاى 1993-1994/

گابريل تيت/ 1990

ملوين کاتريک 

ليندا چادزلى 

تورا دينت 

نيتين ديوکار 

نيکولا دودورث

هاروکا اندو

آنابل انتويستل 

کى فورمبى 

ترودى گالستون 

براندن هالکرک 

رشيد حسين 

سيسى ماکرره 

برنارد ملتبى 

بنجامين مک اون 

هکاته اوآخام 

مادلين اورمسکيرک 

مادهوماتى پارمار

گيل پوکلينگتون 

ساتيندر سينگ

مانيش اسرينيواسان 

لسلى تودينگتون 

دارل ترنر 

کاتسوجى يامازاکى

کاسوکه يوشيوکا

متيو کتلتوفت

تدى لوپين/ 2009-2016/ پسر يتيم ريموس لوپين و نيمفادورا تانکس، سرگروه در مدرسه در سال هاى 2015-2016


پشت صحنه

اونا ارزش معنوى و واقعى گورکن رو درک نمى کنن. نفرت انگيز نيستن اين افراد؟- افسوس بر اون ها.

-- جى. کى. رولينگ در پاسخ به نظر يکى از طرفداران درباره ى هافلپاف در توييتر


• در اولين تصورهاى جى. کى. رولينگ براى سرى کتاب هاى هرى پاتر، نماد گروه هافلپاف يک خرس به جاى گورکن بود.

• هافلپاف بدترين جادوگران سياه را در بين چهار گروه پروش داده است،( در صورت وجود.)

• گيفارد ابوت به احتمال زياد يک هافلپافى بوده است، با توجه به نگرشش نسبت به اين گروه و داشتن نام خانوادگى مشابه با هانا ابوت که از مشاهير هافلپاف بوده است.


• آموس ديگورى امکان دارد هافلپافى بوده باشد اگر وارد هافلپاف شده باشد. مانند پسرش سدريک ديگورى که هافلپافى بوده است.


بيشتر اعضاى هافلپاف به نظر مى رسد که موهاى خرمايى يا بلوند دارند، درحالى که سوزان بونز و هلگا هافلپاف موهاى قرمزى داشتند. علاوه بر اين، استاد پومونا اسپروت اغلب لباس هاى قهوه اى مى پوشيده است. جالب توجه است اين موضوع يادآور ويژگى هاى گروه است؛ قهوه اى/ خرمايى با عنصر خاک در ارتباط است، مانند رنگ سياه( يکى ديگر از رنگ هاى هافلپاف است).

• به همين ترتيب، رنگ بلوند موها مى تواند نشان دهنده ى رنگ زرد- يکى ديگر از رنگ هاى گروه- باشد.

• زيرزمين هافلپاف تنها سالن اجتماعاتى است که هرى پاتر در طول سال هاى تحصيلش در هاگوارتز وارد آن نشد.

• در پخش زنده ى برنامه ى " هرى پاتر: فراتر از صفحه"، جى کى رولينگ اين را راجع به گروه هافلپاف گفت:<< اين موضوع ممکنه مردم رو شگفت زده کنه، اما حقيقت اينه که... در بسيارى از جهات، هافلپاف گروه مورد علاقه ى منه. در اينجا استدلال من، خرس قطبيه.( به علاوه، من نمى خوام بيش از حد اتفاقات رو براى کسانى که همه ى قسمت ها رو نخوندن رو کنم، درواقع قصد دارم بگم که من به چيزايى که مى گم حواسم هست). يه جايى از کتاب آخر هستش که هر گروه مى تونه انتخاب کنه که مبارزه کنه يا نه و اين انتخاب براى هر کسى در گروه هستش. اسليترينى ها به دلايلى که قابل درکه تصميم مى گيرن که مشارکت نکنن. راونکلاوى ها، بعضى هاشون تصميم به شرکت مى گيرن و بعضى هاشون نه. هافلپافى ها، مانند اينکه همه شون يه نفر هستن، موندن، مثل همون کارى که گريفيندورى ها کردن. گروه گريفيندور شامل تعداد زيادى از افراد شجاع و خودنما هستش، که اين کار تنها راه اون ها هستش، من يه گريفيندورى ام، من بايد قبول کنم. مى دونيد، شجاعت هست، و همچنين خودنمايى، و گاهى هر دو باهم. اما هافلپافى ها براى دليل متفاوتى موندن؛ اون ها سعى در خودنمايى نداشتن، اونا بى پروا نبودن، دليل موندنشون جوهره و ذات گروه هافلپاف هستش. بزرگترين فرزندم( دخترم جسيکا) اخيرا موضوع خيلى قابل تفکرى را به من گفت، در واقع، او به من گفت-- به هرحال به گروه هافلپاف گروهبندى نشده-- اما او به من گفت:<< من فکر مى کنم همه ى ما بايد بخوايم که هافلپافى باشيم.>> و من فقط مى تونم به شما بگم که، من نمى خوام ابدا مأيوس باشن کسانى که به گروه هافلپاف گروهبندى شدن.>>

• گابريل ترومن مى گويد که هافلپافى ها اغلب در درس گياه شناسى خوب هستند. نويل لانگ باتم به برترى داشتن در اين درس معروف بود اما در گروه گريفيندور قرار گرفت، با وجود خواهش هاى کلاه گروهبندى براى رفتن او به هافلپاف.

• گروه هافلپاف چهارمين جام خانگى را در پاترمور کسب کرد.

• لباس گروه هافلپاف در بازى هاى ويديويى" هرى پاتر و سنگ جادو" و " هرى پاتر و تالار اسرار"، به جاى زرد، بنفش است.


حضور

• هرى پاتر و سنگ جادو( اولين حضور)
• هرى پاتر و سنگ جادو( فيلم)
• هرى پاتر و سنگ جادو( بازى ويديويى)
• هرى پاتر و تالار اسرار
• هرى پاتر و تالار اسرار ( فيلم)
• هرى پاتر و تالار اسرار ( بازى ويديويى)
• هرى پاتر و زندانى آزکابان
• هرى پاتر و زندانى آزکابان ( فيلم)
• هرى پاتر و زندانى آزکابان ( بازى ويديويى)
• هرى پاتر و جام آتش
• هرى پاتر و جام آتش ( فيلم)
• هرى پاتر و جام آتش ( بازى ويديويى)
• هرى پاتر و محفل ققنوس
• هرى پاتر و محفل ققنوس ( فيلم)
• هرى پاتر و محفل ققنوس ( بازى ويديويى)
• هرى پاتر و شاهزاده ى دو رگه
• هرى پاتر و شاهزاده ى دو رگه ( فيلم)
• هرى پاتر و شاهزاده ى دو رگه ( بازى ويديويى)
• هرى پاتر و يادگاران مرگ
• هرى پاتر و يادگاران مرگ ( فيلم)
• هرى پاتر و يادگاران مرگ( بازى ويديويى)
هرى پاتر: جام جهانى کوييديچ
بازى هاى ويديويى هرى پاتر سال هاى1-4 ( LEGO harry potter)
بازى هاى ويديويى هرى پاتر سال هاي 5-7( LEGO harry potter)
بازى هاى ويديويى هرى پاتر( harry potter for kinect)
بازي هاي ويديويي هرى پاتر( wonderful book: book of spells)
پاترمور

قرار داده شد!
لینک صفحه : Hufflepuff


ویرایش شده توسط آریانا دامبلدور در تاریخ ۱۳۹۴/۱۲/۵ ۱۵:۴۱:۵۵
ویرایش شده توسط تام ریدل در تاریخ ۱۳۹۴/۱۲/۵ ۲۲:۳۵:۴۷

Do you hate people
I don't hate them...I just feel better when they're not around




پاسخ به: گزارشات روند تکمیل فرهنگنامه!
پیام زده شده در: ۱۵:۳۱ سه شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۴
#8

اورلا کوییرکold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۵۰ دوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴
آخرین ورود:
۲۰:۰۸ جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۹۷
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 477
آفلاین
ریونکلاو

اطلاعات:

موسس: روونا ریونکلا

رنگ هاى گروه: آبی و نقره ای

حيوان: عقاب

عنصر: هوا

ويژگى ها:
زیرکی
هوش
خرد
خلاقیت
اصالت
فردیت
پذیرش

رئيس:
فیلیوس فلیت ویک
روونا ریونکلاو( پيش تر)

روح: بانوی خاکستری

سالن اجتماعات: برج ریونکلا

اعضا:
لونا لاوگود
سیبل تریلانی
مارکوس بلبی
چو چانگ
گل تلفونی وارن
پادما پتیل
تری بوت
مایکل کورنر
راجر دیویس
آنتونی گلدشتاین
ماریتا اجکامب
رابرت هیلیارد
اوریک عجیب و غریب
گیلدروی لاکهارت
پنه لوپه كليرواتر
لیسا توپین
ایزابل مکداگل
مندی(آماندا) بروکلهرست
نانتی دسفورد
هلنا ریونکلا
فیلیوس فلیت ویک
کورینوس کوییرل
گاریک اولیوندر
سو لی
اس. فاوست

یا هنوز ریونکلاو قدیمی عاقل،
اگر شما یک ذهن آماده دارید،
آنجا کسانی هستند که شوخ طبع‌اند و با قدریت یادگیری بالا،
همیشه نوع خود را پیدا کنید.

- کلاه گروهبندی!


ریونکلا یکی از چهار خانه های هاگوارتز است که توسط روونا ریونکلا تاسیس شده. اعضای این خانه توسط هوش خود، قدرت یادگیری، و عاقل مشخص شده اند. رنگ خانه‌ی آن به رنگ آبی و بزنر و نماد آن یک عقاب است. روح خانه ، که در زندگی دختر بنیانگذار خانه روونا ریونکلا بوده، بانوی خاکستری است.

ریونکلا تقریبا به عنصر هوا مربوط است؛ رنگ خانه آبی و برنز به نمایندگی از آسمان و پرهای عقاب به ترتیب انتخاب شدند که هر دو بسیار با هوا کار دارند.

ویژگی

بزرگترین گنجیه‌ی هرانسان، هوش سرشار اوست.
- روونا ریونکلاو!


چیزی که خانه ریونکلا را ممتاز میسازد یادگیری ، حکمت، هوش، و عقل در اعضای آن است. بنابراین، بسیاری از ریونکلاوی ها تمایل به تحصیلات دانشگاهی دارند و دانشجویان با انگیزه و با استعدادی هستند. ریونکلی ها در اصل به ایده ها و شیوه‌ی خود افتخار می کنند. این غیر معمول نیست که ریونکلاوی ها را پیدا کنید درحالی تمرین میکنند جادوهای مختلف و ویژه را در دیگر خانه ها. هرمیون گرنجر، یک جادوگر بسیار هوشمند و دانش آموز برتر در سال خودش بود که به گریفیندور گروهبندی شد، هر چند او اعتراف کرد که کلاه گروهبندی به طور جدی در نظر داشته او را در ریونکلاو قرار دهد.

خب اینم ترجمه البته تا نصفه. به زودی بقیه‌ی صفحه رو ترجمه میکنم.

دسترسی ـتون دراولین فرصت،به PotteroPedia داده خواهد شد.خیلی خوش اومدید!
صفحه ـتونم قرار دادم.لینک صفحه : Ravenclaw


ویرایش شده توسط تام ریدل در تاریخ ۱۳۹۴/۱۲/۴ ۱۶:۲۲:۱۶
ویرایش شده توسط تام ریدل در تاریخ ۱۳۹۴/۱۲/۴ ۱۶:۲۳:۵۳

خودم، آخرین چیزی بودم که برایم باقی می‌ماند تصویر کوچک شده

Onlyتصویر کوچک شدهaven
تصویر کوچک شده



پاسخ به: گزارشات روند تکمیل فرهنگنامه!
پیام زده شده در: ۱:۰۸ جمعه ۳۰ بهمن ۱۳۹۴
#7

تام ریدل


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۳۷ یکشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۱
آخرین ورود:
۵:۱۵ شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۹
از جوانی خیری ندیدم ای مروپ
گروه:
کاربران عضو
پیام: 529
آفلاین
تصویر کوچک شده


گزارش شماره «2»


طبق گفتگو با جیمز پاتر عزیز، قرار براین شد تا برخی از مطالب بخش مقالات ( سه دسته ی اطلس هری پاتر،شخصیت های اصلی و "کیه به کیه؟") بدلیل مناسب نبودن جایگاه اصلی شون، به فرهنگنامه منتقل بشوند.چون بیشتر این متون به فرهنگنامه مرتبط میشن.البته به دلیل حجم بالای مقالات، این مسئله کمی زمانبر خواهد بود.

همینطور به مرور الگوها و سرفصل های فرهنگنامه به سایت HP Wikia نزدیک تر خواهد شد و سعی داریم تا کم کم اثر وبسایت مرجع hp-lexicon رو به دلیل قدیمی بودن مطالب، کمتر کنیم.
(گزارش کامل تمامی تحولات فرهنگنامه و اهمیت آن، در نشریه منتشر خواهد شد!)

صفحات جدید :

Horcruxes - هورکراکس ها
دفترچه خاطرات تام مارولو ریدل
Hogwarts express - قطار سریع السیر هاگوارتز
Scrimgeour - روفوس اسکریم جیور
Malfoymansion - عمارت اربابی مالفوی ها
Merlin - مرلین

صفحات جدید منتقل شده از بخش مقالات :

Hogwarts teachers - معلمان مدرسه ی جادوگری هاگوارتز
Da - ارتش دامبلدور
Gryffindor - گریفندور (براساس متن موجود در مقالات بروز رسانی شد)
Hogwarts students - دانش آموزان مدرسه ی جادوگری هاگوارتز
Ministry-main - وزارت سحر و جادو
Order-phoenix - محفل ققنوس (عینا در مقالات و فرهنگنامه وجود دارد!)

صفحات بروز رسانی شده :

Index - صفحه ی اصلی فرهنگنامه
درباره ی فرهنگنامه
Wizards-nosurname - جادوگران بدون نام خانوادگی
HPwiki (اضافه شدن تاریخ و دلیل تغییر مرجع)
Death eaters - مرگخواران
Lucius - لوسیوس مالفوی
Voldemort - لرد ولدمورت
Dumbledore - آلبوس دامبلدور
Ghosts - ارواح در مجموعه ی هري پاتر!
Grindelwald - گلرت گریندل والد

صفحاتی که مطالب دو منبع ( lexicon & HP Wikia) با یکدیگر ادغام شدند:

Hufflepuff - هافلپاف
Slytherin - اسلیترین

صفحاتِ در دست ترجمه :

Dark Arts - جادوی سیاه
Ravenclaw - راونکلاو (ترجمه ی HP Wikia، جهت ادغام دو ترجمه)
Grimmauld - مکانِ گریمولد

با اجازه .. فعلن!


ویرایش شده توسط تام ریدل در تاریخ ۱۳۹۴/۱۱/۳۰ ۱:۱۸:۰۷
ویرایش شده توسط تام ریدل در تاریخ ۱۳۹۴/۱۱/۳۰ ۱:۲۱:۵۱



پاسخ به: گزارشات روند تکمیل فرهنگنامه!
پیام زده شده در: ۱۹:۴۵ چهارشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۴
#6

آریانا دامبلدور


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۴۵ چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۴
آخرین ورود:
۱۰:۴۴ یکشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۹
گروه:
کاربران عضو
پیام: 371
آفلاین
ويژگى ها

دانش آموزان اين گروه به سخت کوشى، مهربانى، وظيفه شناسى، صداقت و تا يک اندازه به عدالت مشهور هستند. ممکن است به خاطر ارزش هايشان باشد که هافلپافى ها اهل رقابت با ديگر گروه ها نيستند و يا درمورد موفقيت آن ها، بى توجه و کم اهميت تر هستند. هافلپاف، فراگيرترين در ميان چهار گروه است. ارزش نهادن به کار سخت، فداکارى، صبر، وفادارى و تا يک اندازه انصاف، يک ميل ذاتى خاص در بين اعضاى آن است.

به نظر مى رسد گروه هافلپاف کم ترين رقابت را با گروه هاى ديگر دارد؛ به جز در کوييديچ. اگرچه مسابقه ى جام آتش به طور موقت فشار زيادى را در رابطه ى بين گريفيندور و هافلپاف ايجاد کرد، با توجه به شرايط غيرمعمول انتخاب دونفر، هرى پاتر به عنوان دانش آموز گريفيندور و سدريک ديگورى به عنوان دانش آموز هافلپاف براى قهرمانى مسابقه.

شهرت

همه مى گن هافلپاف پره از آدم هاى احمق و کودن.
- هاگريد

با توجه به گفته ى مينروا مک گونگال، هر يک از چهار گروه مدرسه ى هاگوارتز، جادوگران و ساحرگان استثنايى را در زمان خود پرورش داده اند، اما با توجه به مصلحت انديشى هلگا هافلپاف در پذيرش هر دانش آموز و عملکرد ضعيف اين گروه در جام هاى خانگى، اغلب تصور مى شود که هافلپاف، گروه جادوگرانى با استعداد کمتر است. اگرچه اين تنها يک سوء تفاهم و برداشت اشتباه از شعر کلاه گروهبندى است. گروه هافلپاف بسيارى از اعضاى موفق و مؤثر دنياي جادوگرى را در خود پرورش داده است.

هافلپاف کم ترين تعداد جادوگران سياه را نسبت به ساير گروه هاى هاگوارتز داشته است. رفتار شاد و دوستانه ى آن ها را احتمالا مى توان از ويژگى هاى اين گروه حساب کرد. هافلپاف به صورتى پايدار و محکم، وفادارى خود را در طول نبرد هاگوارتز در سال 1998 نشان داد؛ زمانى که آن ها نسبت به گروه خود هرى پاتر يعنى گريفيندور، دومين گروهى بودند که دانش آموزانشان در شمار افرادى بودند که تمايل داشتند بمانند و در مقابل ولدمورت و نيروهاى او در دفاع از مدرسه شان بجنگند.

سالن اجتماعات

خوابگاه و سالن اجتماعات هافلپاف هرگز توسط بيگانه ها ديده نمى شود و تنها گروهى است که مزاحمان را از طريق دستگاه ها دفع مى کند. آن دستگاه ها از طريق يک توده از بشکه هاى بزرگ که در سايه ى شکاف سنگى ديوار، در سمت راست يک راهرو در نزديکى آشپزخانه است، قابل دسترسى هستند. اگر به بشکه ى دوم از پايين، وسطى از رديف دوم طبق ريتم هلگا هافلپاف ضربه زده شود، باز خواهد شد.

به عنوان دستگاه امنيتى براى دفع غيرهافلپافى ها، ضربه زدن بر روى هر بشکه ى اشتباه، يا ضربه زدن به تعداد دفعات نادرست، نتايجش ترکيدن يکى ديگر از بشکه ها و خيس شدن دغل باز با سرکه است.

اگرچه هنگامى که شما از ورودى تونل عبور کنيد، خوابگاه هافلپاف جايى دنج و آرام و مکانى دلپذير است؛ آنجا همواره آفتابى و روشن است. سالن عمومى اين گروه، يک مکان بزرگ، فضايي طبيعي، سالن گرد و با سقف کوتاه است. منظره اى که از پنجره هاى گرد سالن ديده مى شود، قاصدک ها و چمن هاى موج دار است.

تاكيد دكور بر حس طبيعي بودن سالن باگل وگیاهان آويزاني که درش وجود دارد كه بعضی از آن ها حتی میخوانند و می رقصند. وسايل مسى صيقلى که وقتی لمس میکنيد انگارمخمل هستند. یک گوشه دنج که با مبلمان هایی که خطوط زردومشکی دارند وصندلی که از يک دانش آموز هافلپافى استقبال مى کنند براى استراحت و بحث درمورد نمونه جالبى که رئيس گروه، پومونا اسپروت تعيين کرده است. يک دانش آموز هافلپافى از طريق درهاى بزرگ و گرد روى ديوارهاى سالن عمومى به خوابگاهشان بازمى گردد.

رئيس گروه

رئيس گروه هافلپاف، قبل و در زمان هرى پاتر، پومونا اسپروت بود. او استادى درس گياه شناسى را در مدرسه ى سحر و جادوگرى هاگوارتز به عهده داشت. ممکن است قبل از منصوب شدن پومونا به عنوان استاد درس گياه شناسى و رياست گروه، هربرت بيرى که استاد سابق اين درس بوده است، رئيس گروه بوده باشد، البته به اين بستگى دارد که هافلپافى بوده است يا نه.

ترجمه تا سر Known Hufflepuffs. ادامه ش هم به زودي.

صفحه به روز شد!
لینک صفحه : هافلپاف


ویرایش شده توسط آریانا دامبلدور در تاریخ ۱۳۹۴/۱۱/۲۸ ۱۹:۵۲:۰۷
ویرایش شده توسط تام ریدل در تاریخ ۱۳۹۴/۱۱/۲۸ ۲۱:۴۵:۲۲

Do you hate people
I don't hate them...I just feel better when they're not around









شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.