كفيه با در حاليكه يه دستش كفگيره به طرف سرژ مياد:هو بوقي بهت گفته بودم براي شام فردا دو كيلو پياز بخر خريدي؟
سرژ:من؟كي گفتي؟من ديشب يه كارتون پياز براي سرژيا خريدم ميگفتي براي تو هم بخرم.
كفيه:غلط كردي ميري حالا براي زنه مردم پياز ميخري.
و با كفگير ميزنه تو سره سرژ.
سرژ:من سرژم من كفي نيستم اشتب گرفتي.
كفيه ناگهان به اين حالت در مياد
كفيه:چرا زودتر نگفتي عزيزم.
سرژ:من فكر كردم خودت منو شناختي هنوز از ديشب گيجيا
كفيه:عزيزم راستي بيا بريم تو اتاق خواب ببين اين تابلويه قشنگه.
سرژ:بريم
همان لحظه خانه سرژ
سرژيا با جارو مياد طرفه كفي:ببينم بوقي اون سته جواهراتي رو كه گفتم برام خريدي؟
كفي:
من براي كفيه سرويس طلا نميخرم براي تو بخمر؟سرژيا:تو غلط ميكني ميخواي براي زن مردم سرويس طلا بخري و با جارو ميافته به جونه كفي.
كفي:من سرژ نيستما من كفيم اشتب گرفتي.
سرژيا ناگهان به اين حالت در مياد
سرژيا:عزيزم چرا اينقدر دير گفتي.
كفي:ديشب خيلي خوش گذشتا
سرژيا:آره خيلي حالا مياي بريم تو اتاق خواب ببين اين آواژوره تازه خريديم خوشگله و با يه حركت عشوه گرانه به سمت در اتاق خواب ميره.
تق تق تق
سرژيا به سمت در ميره:كيه اين وقت شب مزاحم شده.
ناشناس:السلام عليك حاج سدريك ديگوري مرحوم هستم .
سرژيا:از كي تا حالا حاجي شدي.
سدريك:از وقتي كه دينمو به آسلام تغير دادم اسمم ميخوام عوض كنم بزارم سلمان ديگوري.
كفي:عزيزم بيا اين آواژوره داره چراغش كم نور ميشه بيا ببين چشه.
سرژيا:الان ميام عزيزم...حالا اينجا چيكار داري جيگي؟
سدريك:با عرض پوزش شنيدم اينجا خبرهاييست آمدم تا قبل از شروع كار صيغه ي محرميت را بخوانم.
كفي و سرژيا:
....
ويرايش
شرمنده هدي جون من پسته تو رو نديدم يعني قبلش نوشته بودم
توي پاسخ بعدم زدم و ارسال نميدونستم رزورو كردي حالا ميخواي تو ادامتو بزن فرقي نداره در كل ببخشيد شرمنده
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

و در حالی که دندوناش رو هم فشار می داد شروع به صحبت کرد...

