
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
آنلاینها
77 کاربر(ها) آنلاین هستند (46 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
74
مهمانان
|
3
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
انتخابات وزارت
بیستویکمین دورهٔ انتخابات
نامزدهای تأییدصلاحیتشدهٔ وزارت سحر و جادو
ثبتنام نامزدها پایان یافت
مهلت تبلیغات: ۷ تا ۱۰ مهر
نامزدهای تأییدصلاحیتشده
۱

۲

هوریس اسلاگهورن
ستاد انتخاباتی۳

دابی
ستاد انتخاباتی۴

تلما هلمز
ستاد انتخاباتی۵

سیبل تریلانی
ستاد انتخاباتی۶

پرنتیس گاتو
ستاد انتخاباتی۷

نیکلاس فلامل
ستاد انتخاباتیمکانهای مجاز فعالیت
تبلیغات:
طرفداری:
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - پایان ترم
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
گریفیندور
اسلیترین
كلاس نجوم و ستارهشناسی
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/05/18
تولد نقش: 1383/11/19
آخرین ورود: پنجشنبه 30 بهمن 1404 04:03
از: تو میپرسند !!
پستها:
3736

سلام
لطفا تکلیف جلسه پیش رو قبول کنید پروفسور !
چرا پلوتون را الهه ي مرگ يا بردگان مي دانند ؟ آيا بين اين 2 الهه رابطه اي است؟ اگر هست بيان كنيد.
پلوتون همیشه مظهر مرگ بوده است ، یکی از دورترین سیارگان و سردترین آنهاست که پا گذاردن درون آن چیزی جز بردگی و به همراه آن مرگ در پی ندارد . این دو الهه که از مشخصات این این سیاره به شمار میروند ارتباط مستقیمی با یکدیگر دارند ، در تمام احوال و تمام دوران همیشه بردگان سرانجامشان به مرگ منتهی میشده و این مستقیم ترین رابطه ای است که میتوان گفت .
البته پروتون این رابطه را به زیباترین شکل نمایان کرده است ، تصویری که در طی قرون متعدد از بردگی شناخته شده بود با این تفاوت دارد . بردگی در مصر باستان ساده بوده است و خدای بردگان مصر ، همیشه پادشاهان یا همان فرعون ها بوده اند ولی تصویری که پروتون از خدا بودن بردگان رقم زده وسعتی عظیم است !
يكي از سيارات را به دلخواه خود انتخاب كنيد و علت نامگذاري الهه ي آن را بنويسيد.
زمین ( الهه هستی ، الهه سخاوت ) :
بی شک از هر که در این مورد سوال کنیم به ما این جواب را میدهد که زمین خدای هستی است ، به دید سیاره بودن زمین نگاه میکنیم و اون رو جسمی مرده فرض میکنیم . با اینکه سیارات کثیری وجود دارد و هر کدوم خدای چیزی هستم مثلا : خدای عشق ، خدا وسعت ، خدای مرگ ، خدای ... ولی هیچکدام در خود زندگی ای رو جا ندادن .
مثلا سیاره ونوس که خدای عشق است ، این نامگذاری واقعی نیست ، تنها ساخته و پرداخته ذهن بشر است ، در ونوس هستی ای وجود ندارد که عشق جزو آن باشد .
زمین با سخاوت خود زندگی را به جریان انداخت و گرچه وسعت و جلالی برای خود نداشت ولی توانست رنک ( درجه ) برترین سیاره را به خود اختصاص دهد ، آن هم نه با شکلکی که زیر آن این عبارت درج شده باشد ، بلکه به واقع !
این دو الهه یعنی الهه سخاوت و الهه هستی واقعی ترین الهه های سیاره زمین هستند .
افسانه هاي زيادي بين2 سياره ي زهره (ونوس) و مريخ (مارس) وجود دارد. يك نمونه را بنويسيد
افسانه های زیادی آورده شده که صحت چندانی هم ندارند ولی اغلب در کتاب ها آورده شده و بر سر زبان هاست .
گفته اند که :
مریخ در سالهای پیشین علاقه وافری به سیاره زهره داشته است و این علاقه تبدیل به جاذبه ای قوی شده بود که در زهره بوجود آمده بود و مریخ را به سوی خود میکشید .
مریخ در آن زمان انقدر سعی در باز نمود راه خود داشت تا بالاخره توانست تا بیشترین حد ممکن خود را به زهره نزدیک نماید . ولی گرمای خورشید باعث شد تا نیمی از وسعت مریخ آب رفته و بروی زهره ریزد و وسعت آن را دو چندان کند .
در ادامه گفته شده :
خورشید بعد از گرفتن وسعت مریخ با گرمای خودش انقدر برای دور کردن او از زهره به مریخ گرما فرستاد تا رنگ خاک سطح آن به قرمزی گرایش یافت !
با تشکر پروفسور
لطفا تکلیف جلسه پیش رو قبول کنید پروفسور !
چرا پلوتون را الهه ي مرگ يا بردگان مي دانند ؟ آيا بين اين 2 الهه رابطه اي است؟ اگر هست بيان كنيد.
پلوتون همیشه مظهر مرگ بوده است ، یکی از دورترین سیارگان و سردترین آنهاست که پا گذاردن درون آن چیزی جز بردگی و به همراه آن مرگ در پی ندارد . این دو الهه که از مشخصات این این سیاره به شمار میروند ارتباط مستقیمی با یکدیگر دارند ، در تمام احوال و تمام دوران همیشه بردگان سرانجامشان به مرگ منتهی میشده و این مستقیم ترین رابطه ای است که میتوان گفت .
البته پروتون این رابطه را به زیباترین شکل نمایان کرده است ، تصویری که در طی قرون متعدد از بردگی شناخته شده بود با این تفاوت دارد . بردگی در مصر باستان ساده بوده است و خدای بردگان مصر ، همیشه پادشاهان یا همان فرعون ها بوده اند ولی تصویری که پروتون از خدا بودن بردگان رقم زده وسعتی عظیم است !
يكي از سيارات را به دلخواه خود انتخاب كنيد و علت نامگذاري الهه ي آن را بنويسيد.
زمین ( الهه هستی ، الهه سخاوت ) :
بی شک از هر که در این مورد سوال کنیم به ما این جواب را میدهد که زمین خدای هستی است ، به دید سیاره بودن زمین نگاه میکنیم و اون رو جسمی مرده فرض میکنیم . با اینکه سیارات کثیری وجود دارد و هر کدوم خدای چیزی هستم مثلا : خدای عشق ، خدا وسعت ، خدای مرگ ، خدای ... ولی هیچکدام در خود زندگی ای رو جا ندادن .
مثلا سیاره ونوس که خدای عشق است ، این نامگذاری واقعی نیست ، تنها ساخته و پرداخته ذهن بشر است ، در ونوس هستی ای وجود ندارد که عشق جزو آن باشد .
زمین با سخاوت خود زندگی را به جریان انداخت و گرچه وسعت و جلالی برای خود نداشت ولی توانست رنک ( درجه ) برترین سیاره را به خود اختصاص دهد ، آن هم نه با شکلکی که زیر آن این عبارت درج شده باشد ، بلکه به واقع !
این دو الهه یعنی الهه سخاوت و الهه هستی واقعی ترین الهه های سیاره زمین هستند .
افسانه هاي زيادي بين2 سياره ي زهره (ونوس) و مريخ (مارس) وجود دارد. يك نمونه را بنويسيد
افسانه های زیادی آورده شده که صحت چندانی هم ندارند ولی اغلب در کتاب ها آورده شده و بر سر زبان هاست .
گفته اند که :
مریخ در سالهای پیشین علاقه وافری به سیاره زهره داشته است و این علاقه تبدیل به جاذبه ای قوی شده بود که در زهره بوجود آمده بود و مریخ را به سوی خود میکشید .
مریخ در آن زمان انقدر سعی در باز نمود راه خود داشت تا بالاخره توانست تا بیشترین حد ممکن خود را به زهره نزدیک نماید . ولی گرمای خورشید باعث شد تا نیمی از وسعت مریخ آب رفته و بروی زهره ریزد و وسعت آن را دو چندان کند .
در ادامه گفته شده :
خورشید بعد از گرفتن وسعت مریخ با گرمای خودش انقدر برای دور کردن او از زهره به مریخ گرما فرستاد تا رنگ خاک سطح آن به قرمزی گرایش یافت !
با تشکر پروفسور
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
جزئیات کاربر

1-درباره ي علت نامگذاري نام يكي از چاله هاي ماه مطلبي در حدود 3 الي 8 سطر بنويسيد . (8 امتياز)
گودال تيکو با شکوست. گودالی که در هنگام درخشش پر فروغ ماه کامل بزرگترين و مشهورترين است.تيکو به وسيله حلقه ای تاريک احاطه شده و به نظر می رسد که رگه های بلند و پهناوری از آن منتشر می شود. هر چه از زمان ماه بدر دور می شويم به طوری که درخشش ماه مزاحم رصد دقيق نشود به خوبی می توان مجمو عه ی بزرگی را که از برخورد جسمی بزرگ با سطح ماه پديد آمده را مشاهده نمود،ديواره های تخت با بستر صاف و قله ای برجسته در مرکز گودال و در يک جمله می توان گفت : « پايتخت همه ای گودال های ماه » اين عبارتی بود که « توماس گوين الگر» در اثر تاريخی اش ،کتاب ماه ، برای توصيف اين گودال بيان کرد .پهنای تيکو بالغ بر۸۵کيلومتر می باشد. و۴.۸کيلومتر عمق دارد. البته قله مرکزی آن را به ارتفاع ۲.۲۵ کيلومتر را نبايد فراموش کرد.بستر آن در سمت شرق نسبتا"صاف و بدون ناهمواريست ولی به وضوح می توان منطقه ای ناهمواره را از مرکز در جهت ديواره های غربی گودال مشاهده نمود. در تصاوير تهيه شده با دقت بالا شکل ناهمواری ها مشخص شد. چهره ی گنبد آن مانند موجب اين استدلال شد که اين ناهمواری ها منشاء آتشفشانی دارنداما به تدريج مشخص شد که وجود مواد کاملا" مذاب بوسيله انرژی زياد ناشی از برخورد سنگی آسمانی با سطح ماه می باشدو بررسی حفره های جوان تر همه را به سمت نظريه تشکيل اين ناهمواريهای گنبدی شکل بر اثر فشرده شدن گدازه ها سوق داد به طوری که اين تفسير کاملا" پذيرفته شد.بنابراين اين طور تصور شد که روکش سطحی تيکو که شامل بخش صاف و بخش های ناهموار می شود باقيمانده اثر گدازه های مربوط به اصابت سنگی آسمانی با سطح ماه است .در سطح ماه هيچ حفره ی رگه دار ديگری به مانند تيکو وجود ندارد که رشته ای گردنبندی آن را احاطه کرده است.اين حلقه ی تاريک اطراف تيکو از يک روکش تقريبا"پيوسته ی تيره رنگ شامل گدازه های به هم فشرده شده ای با ساختار شيشه ای تشکيل شده است.همچنين تيکو هاله ای روشن کاملا" آشکاری نيز در گرداگرد خود دارد گودال تيکو بسيار جوان است.این چاله را به افتخار تیکو براهه اخترشناس دانمارکی و کاشف 777 ستاره,تیکو نام دادند.
2-نام 5 ستاره ي درخشان ديگر به جز آن هايي كه در درس آ مده اند بنويسيد . (10 امتياز)
1.نگهبان شمال(آلفا گاوران (α Boo))
2.کرکس نشسته(آلفا شلیاق (α Lyr))
3.آب آرام(بتا شاهتخته (β Car))
4.طاووس(آلفا طاووس (α Pav))
5.مرفق (الفا برساووش (α Per))
3-نام لاتين سياره ي عطارد ............... و الهه ي رومي عشق ، ........... است .
الف ) Mercury-اورانوس
ب)Jupiter-زحل
*ج)Mercury- ونوس
د)Mercury – زهره
4-كدام يك جز قمرهاي زحل است ؟
الف )يو
*ب) انسلادوس
ج) اروپا
د)گانميد
5-................يك سحابي و ..........................يكي از قمرهاي مشتري است .
الف ) پروكسيما – ديون
ب)جادوگر-رئا
*ج)جادوگر - كاليستو
د) پروكسيما – تيتان
6-كدام يك كهكشان است ؟
*الف) گردونه آتش
ب)گانميد
ج) كاليستو
د) تتيس
گودال تيکو با شکوست. گودالی که در هنگام درخشش پر فروغ ماه کامل بزرگترين و مشهورترين است.تيکو به وسيله حلقه ای تاريک احاطه شده و به نظر می رسد که رگه های بلند و پهناوری از آن منتشر می شود. هر چه از زمان ماه بدر دور می شويم به طوری که درخشش ماه مزاحم رصد دقيق نشود به خوبی می توان مجمو عه ی بزرگی را که از برخورد جسمی بزرگ با سطح ماه پديد آمده را مشاهده نمود،ديواره های تخت با بستر صاف و قله ای برجسته در مرکز گودال و در يک جمله می توان گفت : « پايتخت همه ای گودال های ماه » اين عبارتی بود که « توماس گوين الگر» در اثر تاريخی اش ،کتاب ماه ، برای توصيف اين گودال بيان کرد .پهنای تيکو بالغ بر۸۵کيلومتر می باشد. و۴.۸کيلومتر عمق دارد. البته قله مرکزی آن را به ارتفاع ۲.۲۵ کيلومتر را نبايد فراموش کرد.بستر آن در سمت شرق نسبتا"صاف و بدون ناهمواريست ولی به وضوح می توان منطقه ای ناهمواره را از مرکز در جهت ديواره های غربی گودال مشاهده نمود. در تصاوير تهيه شده با دقت بالا شکل ناهمواری ها مشخص شد. چهره ی گنبد آن مانند موجب اين استدلال شد که اين ناهمواری ها منشاء آتشفشانی دارنداما به تدريج مشخص شد که وجود مواد کاملا" مذاب بوسيله انرژی زياد ناشی از برخورد سنگی آسمانی با سطح ماه می باشدو بررسی حفره های جوان تر همه را به سمت نظريه تشکيل اين ناهمواريهای گنبدی شکل بر اثر فشرده شدن گدازه ها سوق داد به طوری که اين تفسير کاملا" پذيرفته شد.بنابراين اين طور تصور شد که روکش سطحی تيکو که شامل بخش صاف و بخش های ناهموار می شود باقيمانده اثر گدازه های مربوط به اصابت سنگی آسمانی با سطح ماه است .در سطح ماه هيچ حفره ی رگه دار ديگری به مانند تيکو وجود ندارد که رشته ای گردنبندی آن را احاطه کرده است.اين حلقه ی تاريک اطراف تيکو از يک روکش تقريبا"پيوسته ی تيره رنگ شامل گدازه های به هم فشرده شده ای با ساختار شيشه ای تشکيل شده است.همچنين تيکو هاله ای روشن کاملا" آشکاری نيز در گرداگرد خود دارد گودال تيکو بسيار جوان است.این چاله را به افتخار تیکو براهه اخترشناس دانمارکی و کاشف 777 ستاره,تیکو نام دادند.
2-نام 5 ستاره ي درخشان ديگر به جز آن هايي كه در درس آ مده اند بنويسيد . (10 امتياز)
1.نگهبان شمال(آلفا گاوران (α Boo))
2.کرکس نشسته(آلفا شلیاق (α Lyr))
3.آب آرام(بتا شاهتخته (β Car))
4.طاووس(آلفا طاووس (α Pav))
5.مرفق (الفا برساووش (α Per))
3-نام لاتين سياره ي عطارد ............... و الهه ي رومي عشق ، ........... است .
الف ) Mercury-اورانوس
ب)Jupiter-زحل
*ج)Mercury- ونوس
د)Mercury – زهره
4-كدام يك جز قمرهاي زحل است ؟
الف )يو
*ب) انسلادوس
ج) اروپا
د)گانميد
5-................يك سحابي و ..........................يكي از قمرهاي مشتري است .
الف ) پروكسيما – ديون
ب)جادوگر-رئا
*ج)جادوگر - كاليستو
د) پروكسيما – تيتان
6-كدام يك كهكشان است ؟
*الف) گردونه آتش
ب)گانميد
ج) كاليستو
د) تتيس
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلیشیا اسپینت در 1385/11/12 18:20:45


جزئیات کاربر

سلام پروفسور
1- درباره ي علت نامگذاري نام يكي از چاله هاي ماه مطلبي در حدود 3 الي 8 سطر بنويسيد . (8 امتياز)
درياي رگبارها
اين چاله يكي از چالههاي نسبتاً بزرگ ماه ميباشد كه به دليل برخورد تعداد بيشمار سنگهاي آسماني به درون اين چاله و ايجاد اشكالي تو رفته و برجسته به درياي رگبارها معروف شده است. درون اين چاله به علت برخوردهاي مكرر همانند ديواري كه به گلوله بسته شده باشد به شكل رگباري درآمده است و تداعي صحنة يك تيرباران را در ذهن مجسم ميكند.
2- نام 5 ستاره ي درخشان ديگر به جز آن هايي كه در درس آ مده اند بنويسيد . (10 امتياز)
- ستارة ويكيپديا
- ستارة كركس نشسته
- ستاره آخر النهر
- ستاره قطب عقرب
- ستاره شوله
- مرفق
3- نام لاتين سياره ي عطارد ............... و الهه ي رومي عشق ، ........... است .
الف ) Mercury-اورانوس
ب)Jupiter-زحل
ج)Mercury- ونوس
د)Mercury – زهره
جواب: گزينة ج
4- كدام يك جز قمرهاي زحل است ؟
الف )يو
ب) انسلادوس
ج) اروپا
د)گانميد
جواب: گزينة ب
5- ...............يك سحابي و ..........................يكي از قمرهاي مشتري است .
الف ) پروكسيما – ديون
ب)جادوگر-رئا
ج)جادوگر - كاليستو
د) پروكسيما – تيتان
جواب: گزينة ج
6- كدام يك كهكشان است ؟
الف) گردونه آتش
ب)گانميد
ج) كاليستو
د) تتيس
جواب: گرينة الف
1- درباره ي علت نامگذاري نام يكي از چاله هاي ماه مطلبي در حدود 3 الي 8 سطر بنويسيد . (8 امتياز)
درياي رگبارها
اين چاله يكي از چالههاي نسبتاً بزرگ ماه ميباشد كه به دليل برخورد تعداد بيشمار سنگهاي آسماني به درون اين چاله و ايجاد اشكالي تو رفته و برجسته به درياي رگبارها معروف شده است. درون اين چاله به علت برخوردهاي مكرر همانند ديواري كه به گلوله بسته شده باشد به شكل رگباري درآمده است و تداعي صحنة يك تيرباران را در ذهن مجسم ميكند.
2- نام 5 ستاره ي درخشان ديگر به جز آن هايي كه در درس آ مده اند بنويسيد . (10 امتياز)
- ستارة ويكيپديا
- ستارة كركس نشسته
- ستاره آخر النهر
- ستاره قطب عقرب
- ستاره شوله
- مرفق
3- نام لاتين سياره ي عطارد ............... و الهه ي رومي عشق ، ........... است .
الف ) Mercury-اورانوس
ب)Jupiter-زحل
ج)Mercury- ونوس
د)Mercury – زهره
جواب: گزينة ج
4- كدام يك جز قمرهاي زحل است ؟
الف )يو
ب) انسلادوس
ج) اروپا
د)گانميد
جواب: گزينة ب
5- ...............يك سحابي و ..........................يكي از قمرهاي مشتري است .
الف ) پروكسيما – ديون
ب)جادوگر-رئا
ج)جادوگر - كاليستو
د) پروكسيما – تيتان
جواب: گزينة ج
6- كدام يك كهكشان است ؟
الف) گردونه آتش
ب)گانميد
ج) كاليستو
د) تتيس
جواب: گرينة الف
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

امتيازات جلسه دوم
گريفيندور
آرتور ويزلي 18
هرميون گرنجر 27
استابي بوردمن 21
استرجس پادمور 18
مرلين كبير 30
دارن اليور فلامل 20
پروفسور سينيسترا 18
گودريك گريفندور 20
جرج ويزلي 25
سارا اوانز 30
آليشيا اسپينت 30
كل امتياز : 267
هافلپاف
دنيس 29
زاخارياس اسميت 27
ورونيكا ادونكور 28
اما دابز 30
ارني مك ميلان 23
كل امتياز : 137
اسليتيرين
جاگسن اون 23
سامانتا ولدمورت 30
كل امتياز : 53
راونكلاو
ادوارد بونز 28
كل امتياز : 28
گريفيندور
آرتور ويزلي 18
هرميون گرنجر 27
استابي بوردمن 21
استرجس پادمور 18
مرلين كبير 30
دارن اليور فلامل 20
پروفسور سينيسترا 18
گودريك گريفندور 20
جرج ويزلي 25
سارا اوانز 30
آليشيا اسپينت 30
كل امتياز : 267
هافلپاف
دنيس 29
زاخارياس اسميت 27
ورونيكا ادونكور 28
اما دابز 30
ارني مك ميلان 23
كل امتياز : 137
اسليتيرين
جاگسن اون 23
سامانتا ولدمورت 30
كل امتياز : 53
راونكلاو
ادوارد بونز 28
كل امتياز : 28
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Only[size=x-large]Raven
دعا كنيد كه المپياد نجوم قبول بشم!
دعا كنيد كه المپياد نجوم قبول بشم!
جزئیات کاربر

جلسه سوم : ماه و ستارگان
سلام به همگي !
چندتا مورد هست كه مي خوام اول بگم وبعد درس رو شروع كنم . اولين مورد اينه كه جلسه چهارم كلاس ( روز 25 بهمن) تشكيل نميشه . چون من نمي تونم سر كلاس بيام . با مديريت مدرسه صحبت كردم و قرار شد يك روز به عنوان جلسه ي جبراني تشكيل بشه . روز تشكيل كلاس مطابقا اعلام ميشه . مورد دوم اينه كه چون حجم دروس نجوم و اخترفيزيك اين ترم زياده از اين جلسه به بعد براي يادآوري جلسات گذشته و آشناشدن با نمونه سوالات براي پايان ترم در پايان درس هر جلسه چندتا سوال تستي به عنوان تكليف بهتون مي دم . خب مي رم سراغ درس اين جلسه . طبق برنامه كلاس درس امروزمون در رابطه با ماه و ستارگانه !
ماه تنها قمر طبيعي زمين به قطر 3460 كيلومتر است و فاصله متوسط آن از زمين 382068 كيلومتر است . ماه به اين دليل مي درخشد كه نور خورشيد را بازتاب مي دهد . شكل ظاهري ماه ( آن مقدار از سطحش را كه مي توانيم ببينيم ) به جاي ماه در مدار آن بستگي دارد . بر روي ماه بر اثر برخورد اجرام آسماني چاله هاي بزرگ وكوچكي به وجود آمده اند كه هر يك نامي براي خود دارند . مانند : درياي هومبولت ، درياي سرد ، درياي رگبارها ، خليج ديو ، درياي آرامش ، درياي آسايش ، درياي بحران ها ، درياي حاصل خيزي ، كوپرنيك ، اقيانوس طوفان ها ، درياي ابرها ، درياي رطوبت ، درياي نكتار .
ستاره ها درون سحابي شكل مي گيرند . (سحابي = مه) خورشيد 4600 ميليون سال پيش از يك سحابي به وجود آمده است . امروزه ستاره ها در سحابي عظيمي در صورت فلكي اوريون ، شكل مي گيرند . به نظر مي رسد كه هر ستاره به تنهايي مي درخشد اما بيشتر آنها اغلب 2 قلو ، 3 قلو و يا اعضاي خانواده بزرگتري مي باشند . ستارگان بر اثر دمايشان رنگ هاي مختلفي دارند . خورشيد كه دماي متوسط آن 5500 درجه سانتي گراد است زرد رنگ به نظرمي رسد . گرمترين ستاره با دمايي بيش از 10000 درجه سانتي گراد با رنگ آبي مي درخشد در حالي كه سردترين ستاره قرمز رنگ است .
درخشان ترين ستاره ها :
خورشيد
شباهگ = صورت فلكي كلب اكبر
سهيل = صورت فلكي حمال
آب آرام = صورت فلكي حمال
سماك اعزل = صورت فلكي دوشيزه
ستاره قطبي =دب اصغر
تكاليف :
1-درباره ي علت نامگذاري نام يكي از چاله هاي ماه مطلبي در حدود 3 الي 8 سطر بنويسيد . (8 امتياز)
2-نام 5 ستاره ي درخشان ديگر به جز آن هايي كه در درس آ مده اند بنويسيد . (10 امتياز)
3-نام لاتين سياره ي عطارد ............... و الهه ي رومي عشق ، ........... است .
الف ) Mercury-اورانوس
ب)Jupiter-زحل
ج)Mercury- ونوس
د)Mercury – زهره
4-كدام يك جز قمرهاي زحل است ؟
الف )يو
ب) انسلادوس
ج) اروپا
د)گانميد
5-................يك سحابي و ..........................يكي از قمرهاي مشتري است .
الف ) پروكسيما – ديون
ب)جادوگر-رئا
ج)جادوگر - كاليستو
د) پروكسيما – تيتان
6-كدام يك كهكشان است ؟
الف) گردونه آتش
ب)گانميد
ج) كاليستو
د) تتيس
سلام به همگي !
چندتا مورد هست كه مي خوام اول بگم وبعد درس رو شروع كنم . اولين مورد اينه كه جلسه چهارم كلاس ( روز 25 بهمن) تشكيل نميشه . چون من نمي تونم سر كلاس بيام . با مديريت مدرسه صحبت كردم و قرار شد يك روز به عنوان جلسه ي جبراني تشكيل بشه . روز تشكيل كلاس مطابقا اعلام ميشه . مورد دوم اينه كه چون حجم دروس نجوم و اخترفيزيك اين ترم زياده از اين جلسه به بعد براي يادآوري جلسات گذشته و آشناشدن با نمونه سوالات براي پايان ترم در پايان درس هر جلسه چندتا سوال تستي به عنوان تكليف بهتون مي دم . خب مي رم سراغ درس اين جلسه . طبق برنامه كلاس درس امروزمون در رابطه با ماه و ستارگانه !
ماه تنها قمر طبيعي زمين به قطر 3460 كيلومتر است و فاصله متوسط آن از زمين 382068 كيلومتر است . ماه به اين دليل مي درخشد كه نور خورشيد را بازتاب مي دهد . شكل ظاهري ماه ( آن مقدار از سطحش را كه مي توانيم ببينيم ) به جاي ماه در مدار آن بستگي دارد . بر روي ماه بر اثر برخورد اجرام آسماني چاله هاي بزرگ وكوچكي به وجود آمده اند كه هر يك نامي براي خود دارند . مانند : درياي هومبولت ، درياي سرد ، درياي رگبارها ، خليج ديو ، درياي آرامش ، درياي آسايش ، درياي بحران ها ، درياي حاصل خيزي ، كوپرنيك ، اقيانوس طوفان ها ، درياي ابرها ، درياي رطوبت ، درياي نكتار .
ستاره ها درون سحابي شكل مي گيرند . (سحابي = مه) خورشيد 4600 ميليون سال پيش از يك سحابي به وجود آمده است . امروزه ستاره ها در سحابي عظيمي در صورت فلكي اوريون ، شكل مي گيرند . به نظر مي رسد كه هر ستاره به تنهايي مي درخشد اما بيشتر آنها اغلب 2 قلو ، 3 قلو و يا اعضاي خانواده بزرگتري مي باشند . ستارگان بر اثر دمايشان رنگ هاي مختلفي دارند . خورشيد كه دماي متوسط آن 5500 درجه سانتي گراد است زرد رنگ به نظرمي رسد . گرمترين ستاره با دمايي بيش از 10000 درجه سانتي گراد با رنگ آبي مي درخشد در حالي كه سردترين ستاره قرمز رنگ است .
درخشان ترين ستاره ها :
خورشيد
شباهگ = صورت فلكي كلب اكبر
سهيل = صورت فلكي حمال
آب آرام = صورت فلكي حمال
سماك اعزل = صورت فلكي دوشيزه
ستاره قطبي =دب اصغر
تكاليف :
1-درباره ي علت نامگذاري نام يكي از چاله هاي ماه مطلبي در حدود 3 الي 8 سطر بنويسيد . (8 امتياز)
2-نام 5 ستاره ي درخشان ديگر به جز آن هايي كه در درس آ مده اند بنويسيد . (10 امتياز)
3-نام لاتين سياره ي عطارد ............... و الهه ي رومي عشق ، ........... است .
الف ) Mercury-اورانوس
ب)Jupiter-زحل
ج)Mercury- ونوس
د)Mercury – زهره
4-كدام يك جز قمرهاي زحل است ؟
الف )يو
ب) انسلادوس
ج) اروپا
د)گانميد
5-................يك سحابي و ..........................يكي از قمرهاي مشتري است .
الف ) پروكسيما – ديون
ب)جادوگر-رئا
ج)جادوگر - كاليستو
د) پروكسيما – تيتان
6-كدام يك كهكشان است ؟
الف) گردونه آتش
ب)گانميد
ج) كاليستو
د) تتيس
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ژرمانيا پندلتون در 1385/11/12 0:05:54
ویرایش شده توسط ژرمانيا پندلتون در 1385/11/12 0:10:11
ویرایش شده توسط ژرمانيا پندلتون در 1385/11/12 0:10:11
Only[size=x-large]Raven
دعا كنيد كه المپياد نجوم قبول بشم!
دعا كنيد كه المپياد نجوم قبول بشم!
جزئیات کاربر

چرا پلوتون را الهه ي مرگ يا بردگان مي دانند ؟ آيا بين اين 2 الهه رابطه اي است؟ اگر هست بيان كنيد.
پلوتون یا هادس، در قرعه کشی با برادرانش، بدترین سهم را برنده شد و آن جهان زیرزمین یا دنیای مردگان است. از آنجایی که رعایای هادس را مردگان تشکیل میدادند، او به کسانی که موجب افزایش جمعیت سرزمینش میشدند بسیار علاقه داشت. مانند ارینی ها Erinnyes یا خشم و ناامیدی، که کارشان تعقیب گناهکاران و سوق دادن آنها به سمت خودکشی بود. هادس به دلیل حکومت بر زیرزمین، صاحب معادن زیرزمینی هم بود و خدای پروت هم به شمار می رفت. همسر او پرسفونه بود که توسط هادس ربوده شده بود. هادس خدای جهان مردگان بود اما خدای مرگ نبود، تاناتوس Thanatos خدای مرگ بود.چون این ارواح را برخی به عنوان برده او به حساب می آورند,او را خدای بردگان نیز مینامند.

يكي از سيارات را به دلخواه خود انتخاب كنيد و علت نامگذاري الهه ي آن را بنويسيد.
ناهید یا ونوس(الهه عشق) دومین سیاره خاکی از طرف خورشید و نزدیکترین سیاره به زمین است. ناهید در فرهنگ غرب ونوس 'الهه عشق' نامیده میشود و شباهت زیادی در اندازه و جرم به زمین دارد. ناهید و زمین دوقلو هستند.در يك كلام الهه زيبايي آسمان است. آسمان از نظر قدما، جايگاه خدايان بوده و ونوس به عنوان خداي زيبايي، بسيار مورد توجه آنها بوده است جو فوقالعاده غليظ زهره عرب يا آناهيتاي پارسي كه ضريب بازتابشي زيادي دارد، درخشندگي خاصي به اين سياره بخشيده است.در باورهاي ايراني ستاره يا به تعبير امروزي، سياره «آناهيد/ ناهيد/ آناهيتا» ستاره آبهاي روان دانسته شده است و از همين رو نيايشگاههاي ناهيد نيز در كنار جويباران و چشمهساران برساخته شده بوده است. همچنين براي آناهيد شخصيتي مؤنث قائل بودهاند كه در نتيجه آبهاي چشمهها و قنوات را متعلق به او و او را حامي و پشتيبان آنها ميدانستند. اينكه در انديشههاي كهن ايراني، مظهر چشمهها جايگاه آناهيد دانسته ميشد و مردان را اجازه نزديك شدن بدان نبود، از همين باور سرچشمه ميگيرد.
افسانه هاي زيادي بين2 سياره ي زهره (ونوس) و مريخ (مارس) وجود دارد. يك نمونه را بنويسيد.
آدونيس ايزدي است كه از درخت زائيده شده است، يعني ارتباطي تنگاتنگ با گياه دارد. اين ايزد مورد علاقه شديد ايزد بانوي عشق آفروديت ( = ونوس ) قرار مي گيرد و حسادت مارس خداي جنگ كه دلداده آفروديت هست اوج مي گيرد. مارس خود را به صورت گرازي در مي آورد و به آدونيس حمله مي كند و هستي روي زميني را از او مي گيرد و او را به دنياي زيرزميني مي كشاند. آفروديت بر اين مرگ زار مي گريد و او را تبديل به نوعي گل آلاله يك روزه مي كند كه در بهار ظاهر مي شود. آدونيس راهي دنياي زيرزميني مي شود. در دنياي زير زميني ايزد بانوي تاريكي پرسفون دل بر او مي بندند و راه بازگشتش را مسدود مي كند . گله و شكايت به درگاه خداي خدايان زئوس ( = ژوپيتر ) كشيده مي شود و سرانجام راي عالي بر اين قرار مي گيرد كه آدونيس چهار ماهي در بهاران به روي زمين بيايد و با آفروديت خداي عشق و باروي به سر برد. در اين زمان است كه سر سبزي همه جهان را فرا مي گيرد و باززايي طبيعت آشكار مي شود. او باقي ماه هاي سال را در كنار پرسفون خواهد بود. از اين رو در چنين ايامي سر سبزي از جهان روي مي تابد تا دوباره آدونيس برگردد و بهاران شود.
پلوتون یا هادس، در قرعه کشی با برادرانش، بدترین سهم را برنده شد و آن جهان زیرزمین یا دنیای مردگان است. از آنجایی که رعایای هادس را مردگان تشکیل میدادند، او به کسانی که موجب افزایش جمعیت سرزمینش میشدند بسیار علاقه داشت. مانند ارینی ها Erinnyes یا خشم و ناامیدی، که کارشان تعقیب گناهکاران و سوق دادن آنها به سمت خودکشی بود. هادس به دلیل حکومت بر زیرزمین، صاحب معادن زیرزمینی هم بود و خدای پروت هم به شمار می رفت. همسر او پرسفونه بود که توسط هادس ربوده شده بود. هادس خدای جهان مردگان بود اما خدای مرگ نبود، تاناتوس Thanatos خدای مرگ بود.چون این ارواح را برخی به عنوان برده او به حساب می آورند,او را خدای بردگان نیز مینامند.

يكي از سيارات را به دلخواه خود انتخاب كنيد و علت نامگذاري الهه ي آن را بنويسيد.
ناهید یا ونوس(الهه عشق) دومین سیاره خاکی از طرف خورشید و نزدیکترین سیاره به زمین است. ناهید در فرهنگ غرب ونوس 'الهه عشق' نامیده میشود و شباهت زیادی در اندازه و جرم به زمین دارد. ناهید و زمین دوقلو هستند.در يك كلام الهه زيبايي آسمان است. آسمان از نظر قدما، جايگاه خدايان بوده و ونوس به عنوان خداي زيبايي، بسيار مورد توجه آنها بوده است جو فوقالعاده غليظ زهره عرب يا آناهيتاي پارسي كه ضريب بازتابشي زيادي دارد، درخشندگي خاصي به اين سياره بخشيده است.در باورهاي ايراني ستاره يا به تعبير امروزي، سياره «آناهيد/ ناهيد/ آناهيتا» ستاره آبهاي روان دانسته شده است و از همين رو نيايشگاههاي ناهيد نيز در كنار جويباران و چشمهساران برساخته شده بوده است. همچنين براي آناهيد شخصيتي مؤنث قائل بودهاند كه در نتيجه آبهاي چشمهها و قنوات را متعلق به او و او را حامي و پشتيبان آنها ميدانستند. اينكه در انديشههاي كهن ايراني، مظهر چشمهها جايگاه آناهيد دانسته ميشد و مردان را اجازه نزديك شدن بدان نبود، از همين باور سرچشمه ميگيرد.
افسانه هاي زيادي بين2 سياره ي زهره (ونوس) و مريخ (مارس) وجود دارد. يك نمونه را بنويسيد.
آدونيس ايزدي است كه از درخت زائيده شده است، يعني ارتباطي تنگاتنگ با گياه دارد. اين ايزد مورد علاقه شديد ايزد بانوي عشق آفروديت ( = ونوس ) قرار مي گيرد و حسادت مارس خداي جنگ كه دلداده آفروديت هست اوج مي گيرد. مارس خود را به صورت گرازي در مي آورد و به آدونيس حمله مي كند و هستي روي زميني را از او مي گيرد و او را به دنياي زيرزميني مي كشاند. آفروديت بر اين مرگ زار مي گريد و او را تبديل به نوعي گل آلاله يك روزه مي كند كه در بهار ظاهر مي شود. آدونيس راهي دنياي زيرزميني مي شود. در دنياي زير زميني ايزد بانوي تاريكي پرسفون دل بر او مي بندند و راه بازگشتش را مسدود مي كند . گله و شكايت به درگاه خداي خدايان زئوس ( = ژوپيتر ) كشيده مي شود و سرانجام راي عالي بر اين قرار مي گيرد كه آدونيس چهار ماهي در بهاران به روي زمين بيايد و با آفروديت خداي عشق و باروي به سر برد. در اين زمان است كه سر سبزي همه جهان را فرا مي گيرد و باززايي طبيعت آشكار مي شود. او باقي ماه هاي سال را در كنار پرسفون خواهد بود. از اين رو در چنين ايامي سر سبزي از جهان روي مي تابد تا دوباره آدونيس برگردد و بهاران شود.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلیشیا اسپینت در 1385/11/11 21:48:19
ویرایش شده توسط آلیشیا اسپینت در 1385/11/11 22:06:09
ویرایش شده توسط آلیشیا اسپینت در 1385/11/11 22:08:11
ویرایش شده توسط آلیشیا اسپینت در 1385/11/11 22:06:09
ویرایش شده توسط آلیشیا اسپینت در 1385/11/11 22:08:11


جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/10/10
تولد نقش: 1396/11/23
آخرین ورود: چهارشنبه 21 تیر 1396 04:35
از: بالای سر جسد ولدی!
پستها:
993

چرا پلوتون را الهه ي مرگ يا بردگان مي دانند ؟ آيا بين اين 2 الهه رابطه اي است؟ اگر هست بيان كنيد.
پلوتون ( هادس) الهه مرگ آدمیان بود و آن ها را پس از کشتن به سرزمین تارتاروس می فرستاد که آن جا به عنوان جهنمی یاد شده است که از مردگان به عنوان برده استفاده می کردند. دلیل دیگر برده خوانده آن ها این است که برای الهیان و خدایان دیگر در جهان دیگر برده ایی می کنند!
به این دلیل او را الهه مرگ و یا بردگان می دانند!
يكي از سيارات را به دلخواه خود انتخاب كنيد و علت نامگذاري الهه ي آن را بنويسيد.
اورانوس خدای يونانی متناظر با آسمان است. توسط گايا به وجود آمد و همسر او شد.او تمام فرزندان خود را در تارتاروس (جهنم ) زندانی کرد.اين امر باعث ناراحتی گايا شد .او از پسرانش خواست که با اورانوس مقابله کنند. تنها کرونوس خواسته او را اجابت کرد.سپس گايا داسی عظيم از سنگ ساخت و به او داد .البته گايا ميدانست که از اين داس برای آزار او استفاده ميکنند (با داس محصولات زمين را جمع آوری ميکنند)ولی برای آزادی فرزندانش سيکلوپ ها و هکاتونچيرس ها اين کار را انجام داد.سپس کرونوس کمين کرد و هنگامی که اورانوس برای همخوابگی نزد گايا آمد با ضربه اي بيضه های او را قطع کرد و به دريا انداخت .از خونی که بر زمين ريخت گيگانت ها و الهه های انتقام به وجود آمدند .و بعضی ميگويند که هنگامی که به دريا افتاد از کفی که ايجاد کرد آفروديت به وجود آمد .در آخرين لحظات اورانوس پيش بينی کرد که همين اتّفاق برای کرونوس هم خواهد افتاد .
اورانوس واژهایست یونانی به معنای آسمان،و نیز خدایگان آسمان نیز در میان یونانیان به همین نام خوانده میشد.
افسانه هاي زيادي بين2 سياره ي زهره (ونوس) و مريخ (مارس) وجود دارد. يك نمونه را بنويسيد.
آرس، هرمس و عشق افروديته
15-14- آرس (مريخ يا مارس رومي) است كه در هوش و فهم امتيازي ندارد و تنها هنرش جنگ كردن است؛ حتي جادو و فتنهانگيزي آفروديته نميتواند در او مستي خونريزي را فرو نشاند. هومر، آرس را «لعنت بشر» لقب ميدهد و، با لذت، ماجراي سرنگون شدن او را با سنگي از دست آتنه وصف ميكند؛ «وقتي افتاد، هفت جريب زمين را پوشاند». هرمس (عطارد يا مركوريوس رومي) جالبتر است. آوردهاند كه او در آغاز سنگ بود، و پرستش او از سنگپرستي آغاز شد. به گمان يونانيان، هرمس در سنگها تجسم مييابد. معمولاً به هيئت سنگ درازي است كه بر فراز گورها مينهند. سنگهاي مرزي مزارع، كه علاوه بر تحديد اراضي، عامل نگهباني مزارع و افزايش و فراواني محصولات هستند، از اوست. قدرت باروري مرد نيز، كه علامتهاي آن در مقابل خانههاي بزرگان آتن نصب ميشد، مرهون هرمس است. بيحرمتي نسبت به اين علامتها بود كه سبب هلاكت آلكيبيادس و ويراني آتن شد. از اينها گذشته، هرمس، خداي مسافران و پشتيبان چاپارها به شمار ميرفت، از اينرو چوبدستي يكي از علايم او بود. بعداً خداي بخت و سوداگري و زيركي، و مظهر مقياسات و اوزان، و همچنين قديس حامي پيمانشكنها، اختلاس كنندگان، و دزدان ميشود. وانگهي، هرمس پيامها و فرمانهاي خدايان را به يكديگر و به آدميان ميرسانيد، و با كفشهاي بالدارش چون تندباد راه ميرفت. به بركت جست و خيزهاي خود، پيكري متناسب داشت، چنان كه پراكسيتلس، پيكر او را مدل مجسمه سازي ميدانست. معمولاً او را به شكل جواني نيرومند و تيز تك و نگهبان و ياور ورزشكاران نشان ميدادند، و تصوير پيكر عريان او، بيپرده، در همهي مراكز ورزش به چشم ميخورد. به عنوان پيك خدايان، الاههي فصاحت و مفسر امور نهاني نيز بود. به طوري كه هومر نقل ميكند، با بستن چند تار بر كاسهي سنگ پشت. جنگ را اختراع كرد. سرانجام هرمس، به عشق آفروديته دچار آمد و از او صاحب فرزندي خنثي به نام هرمافروديته (متخذ از نام هرمس و آفروديته) شد، كه واجد ويژگيهاي گوناگون پدر و مادر خود بود.
آفروديته؛ عشق و شهوت
15-15- آفروديته خداي زيبايي و عشق يونانيان است. از خاورميانه برخاست و در قبرس به عنوان مادر آسماني پرستش شد. بدون ترديد، در آغاز خداي مادران و مسبب توليد نسل و باروري گياهان و جانوران و انسانها بود. در جريان پيشرفت تمدن، چون دامنهي امنيت بسط يافت و جمعيت افزوني گرفت، مردان به جاي تكيه بر زايندگي زنان، زيبايي آنان را مورد تأكيد قرار دادند. بر اثر اين تحول، از آن پس آفروديته به عنوان مظهر زيبايي و لذات جنسي مورد پرستش يونانيان قرار گرفت و به صورتهاي گوناگون تجلي كرد: آفروديتهي آسماني (خداي عشق پاك) و آفروديتهي زميني (الاههي شهوات جنسي) و آفروديتهي زيبا (ونوس رومي) . در آتن و كورنت، زنان روسپي به نام آفروديته معابدي ميساختند و او را پشتيبان خويش ميشناختند. در برخي از شهرهاي يوناني، نخستين روز آوريل را به عنوان عيد بزرگ آفروديته جشن ميگرفتند؛ در اين جشن، مردان و زنان ميتوانستند آزادانه به فعاليت جنسي پردازند. ساكنان جنوب، كه شور جنسي حادي داشتند، آفروديته را خداي عشق ميشمردند، حال آنكه شكارچيان سرد مزاج شمال، آرتميس را خداي عشق ميدانستند. بنابر اساطير، اين مظهر عشق و شهوت، همسر هفايستوس لنگ شد، ولي با آرس، هرمس، پوسيدون، ديونوسوس، و بسياري از آدميان مانند آنخيسس و آدونيس (بنا بر روايات، آدونيس جواني است زيبا روي و مورد مهر آفروديته و پرسفونه. اماآرس، كه به آدونيس حسد ميبرد، به صورت گراز در ميآيد و او را ميكشد. از خون آدونيس، گل شقايق ميرويد، و آفروديته به غم ميافتد. زئوس به آفروديته فرمان ميدهد كه آدونيس (گل شقايق) را نصف سال به پرسفونه واگذارد تا با او به زيرزمين رود. در قبرس و فنيقيه، مردم، در عيد آدونيس، براي مرگ آدونيس (به زيرزمين رفتن او در زمستان) و ظهور مجدد او (رويش او در بهار) هم سوگواري و هم شادماني ميكردند)- به عشقبازي پرداخت، تا از رنج همسري هفايستوس برهد. پاريس در مسابقهي زيبايي، كه بين آفروديته و هرا و آتنه صورت پذيرفت، سيبزرين (سيب نفاق) مراد سيبي است كه آريس (الاههي نفاق)، كه به يك مجلس عروسي دعوت نشده بود، براي زيباترين زن به مجلس جشن انداخت. داور سيب را به آفروديته داد و مدعيان ديگر (هرا و آتنه) را خشمگين كرد، همين امر موجب جنگ تروا شد.) را به عنوان جايزه به او داد. پراكسيتلس مجسمهي بسيار زيبايي از او ساخت، به طوري كه يونانيان مستغرق جمال او شدند و گناهانش را فراموش كردند.
پلوتون ( هادس) الهه مرگ آدمیان بود و آن ها را پس از کشتن به سرزمین تارتاروس می فرستاد که آن جا به عنوان جهنمی یاد شده است که از مردگان به عنوان برده استفاده می کردند. دلیل دیگر برده خوانده آن ها این است که برای الهیان و خدایان دیگر در جهان دیگر برده ایی می کنند!
به این دلیل او را الهه مرگ و یا بردگان می دانند!
يكي از سيارات را به دلخواه خود انتخاب كنيد و علت نامگذاري الهه ي آن را بنويسيد.
اورانوس خدای يونانی متناظر با آسمان است. توسط گايا به وجود آمد و همسر او شد.او تمام فرزندان خود را در تارتاروس (جهنم ) زندانی کرد.اين امر باعث ناراحتی گايا شد .او از پسرانش خواست که با اورانوس مقابله کنند. تنها کرونوس خواسته او را اجابت کرد.سپس گايا داسی عظيم از سنگ ساخت و به او داد .البته گايا ميدانست که از اين داس برای آزار او استفاده ميکنند (با داس محصولات زمين را جمع آوری ميکنند)ولی برای آزادی فرزندانش سيکلوپ ها و هکاتونچيرس ها اين کار را انجام داد.سپس کرونوس کمين کرد و هنگامی که اورانوس برای همخوابگی نزد گايا آمد با ضربه اي بيضه های او را قطع کرد و به دريا انداخت .از خونی که بر زمين ريخت گيگانت ها و الهه های انتقام به وجود آمدند .و بعضی ميگويند که هنگامی که به دريا افتاد از کفی که ايجاد کرد آفروديت به وجود آمد .در آخرين لحظات اورانوس پيش بينی کرد که همين اتّفاق برای کرونوس هم خواهد افتاد .
اورانوس واژهایست یونانی به معنای آسمان،و نیز خدایگان آسمان نیز در میان یونانیان به همین نام خوانده میشد.
افسانه هاي زيادي بين2 سياره ي زهره (ونوس) و مريخ (مارس) وجود دارد. يك نمونه را بنويسيد.
آرس، هرمس و عشق افروديته
15-14- آرس (مريخ يا مارس رومي) است كه در هوش و فهم امتيازي ندارد و تنها هنرش جنگ كردن است؛ حتي جادو و فتنهانگيزي آفروديته نميتواند در او مستي خونريزي را فرو نشاند. هومر، آرس را «لعنت بشر» لقب ميدهد و، با لذت، ماجراي سرنگون شدن او را با سنگي از دست آتنه وصف ميكند؛ «وقتي افتاد، هفت جريب زمين را پوشاند». هرمس (عطارد يا مركوريوس رومي) جالبتر است. آوردهاند كه او در آغاز سنگ بود، و پرستش او از سنگپرستي آغاز شد. به گمان يونانيان، هرمس در سنگها تجسم مييابد. معمولاً به هيئت سنگ درازي است كه بر فراز گورها مينهند. سنگهاي مرزي مزارع، كه علاوه بر تحديد اراضي، عامل نگهباني مزارع و افزايش و فراواني محصولات هستند، از اوست. قدرت باروري مرد نيز، كه علامتهاي آن در مقابل خانههاي بزرگان آتن نصب ميشد، مرهون هرمس است. بيحرمتي نسبت به اين علامتها بود كه سبب هلاكت آلكيبيادس و ويراني آتن شد. از اينها گذشته، هرمس، خداي مسافران و پشتيبان چاپارها به شمار ميرفت، از اينرو چوبدستي يكي از علايم او بود. بعداً خداي بخت و سوداگري و زيركي، و مظهر مقياسات و اوزان، و همچنين قديس حامي پيمانشكنها، اختلاس كنندگان، و دزدان ميشود. وانگهي، هرمس پيامها و فرمانهاي خدايان را به يكديگر و به آدميان ميرسانيد، و با كفشهاي بالدارش چون تندباد راه ميرفت. به بركت جست و خيزهاي خود، پيكري متناسب داشت، چنان كه پراكسيتلس، پيكر او را مدل مجسمه سازي ميدانست. معمولاً او را به شكل جواني نيرومند و تيز تك و نگهبان و ياور ورزشكاران نشان ميدادند، و تصوير پيكر عريان او، بيپرده، در همهي مراكز ورزش به چشم ميخورد. به عنوان پيك خدايان، الاههي فصاحت و مفسر امور نهاني نيز بود. به طوري كه هومر نقل ميكند، با بستن چند تار بر كاسهي سنگ پشت. جنگ را اختراع كرد. سرانجام هرمس، به عشق آفروديته دچار آمد و از او صاحب فرزندي خنثي به نام هرمافروديته (متخذ از نام هرمس و آفروديته) شد، كه واجد ويژگيهاي گوناگون پدر و مادر خود بود.
آفروديته؛ عشق و شهوت
15-15- آفروديته خداي زيبايي و عشق يونانيان است. از خاورميانه برخاست و در قبرس به عنوان مادر آسماني پرستش شد. بدون ترديد، در آغاز خداي مادران و مسبب توليد نسل و باروري گياهان و جانوران و انسانها بود. در جريان پيشرفت تمدن، چون دامنهي امنيت بسط يافت و جمعيت افزوني گرفت، مردان به جاي تكيه بر زايندگي زنان، زيبايي آنان را مورد تأكيد قرار دادند. بر اثر اين تحول، از آن پس آفروديته به عنوان مظهر زيبايي و لذات جنسي مورد پرستش يونانيان قرار گرفت و به صورتهاي گوناگون تجلي كرد: آفروديتهي آسماني (خداي عشق پاك) و آفروديتهي زميني (الاههي شهوات جنسي) و آفروديتهي زيبا (ونوس رومي) . در آتن و كورنت، زنان روسپي به نام آفروديته معابدي ميساختند و او را پشتيبان خويش ميشناختند. در برخي از شهرهاي يوناني، نخستين روز آوريل را به عنوان عيد بزرگ آفروديته جشن ميگرفتند؛ در اين جشن، مردان و زنان ميتوانستند آزادانه به فعاليت جنسي پردازند. ساكنان جنوب، كه شور جنسي حادي داشتند، آفروديته را خداي عشق ميشمردند، حال آنكه شكارچيان سرد مزاج شمال، آرتميس را خداي عشق ميدانستند. بنابر اساطير، اين مظهر عشق و شهوت، همسر هفايستوس لنگ شد، ولي با آرس، هرمس، پوسيدون، ديونوسوس، و بسياري از آدميان مانند آنخيسس و آدونيس (بنا بر روايات، آدونيس جواني است زيبا روي و مورد مهر آفروديته و پرسفونه. اماآرس، كه به آدونيس حسد ميبرد، به صورت گراز در ميآيد و او را ميكشد. از خون آدونيس، گل شقايق ميرويد، و آفروديته به غم ميافتد. زئوس به آفروديته فرمان ميدهد كه آدونيس (گل شقايق) را نصف سال به پرسفونه واگذارد تا با او به زيرزمين رود. در قبرس و فنيقيه، مردم، در عيد آدونيس، براي مرگ آدونيس (به زيرزمين رفتن او در زمستان) و ظهور مجدد او (رويش او در بهار) هم سوگواري و هم شادماني ميكردند)- به عشقبازي پرداخت، تا از رنج همسري هفايستوس برهد. پاريس در مسابقهي زيبايي، كه بين آفروديته و هرا و آتنه صورت پذيرفت، سيبزرين (سيب نفاق) مراد سيبي است كه آريس (الاههي نفاق)، كه به يك مجلس عروسي دعوت نشده بود، براي زيباترين زن به مجلس جشن انداخت. داور سيب را به آفروديته داد و مدعيان ديگر (هرا و آتنه) را خشمگين كرد، همين امر موجب جنگ تروا شد.) را به عنوان جايزه به او داد. پراكسيتلس مجسمهي بسيار زيبايي از او ساخت، به طوري كه يونانيان مستغرق جمال او شدند و گناهانش را فراموش كردند.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

چرا پلوتون را الهه ي مرگ يا بردگان مي دانند ؟ آيا بين اين 2 الهه رابطه اي است؟ اگر هست بيان كنيد.
این سیاره فاصله بسیار زیادی با خورشید ارد و دورترین انهاست و از ان جائی که گرمای خورشید یه ان نمی رسد همیشه سرد است. مردم در زمان قدیم معتقد بودند انسان وقتی میمیرد به ان سیاره می رود. نه رابطه ای نیست من به طور کلی تکذیب می کنم.
يكي از سيارات را به دلخواه خود انتخاب كنيد و علت نامگذاري الهه ي آن را بنويسيد.
مشتری که نزدیکترین سیاره غول پیکر به خورشید است، از نظر بزرگی و جرم در مقام اول جای دارد. هنگامی که در آسمان پدیدار میشود، به غیر از زهره از تمام ستارگان و سیارههای دیگر ، نورانی تر دیده میشود. اشکال گوناگونی در مشتری دیده میشود که حتی با یک تلسکوپ کوچک نیز قابل رویت است. مثلا لکه بزرگ سرخ رنگی میتوان در آن دید. موقعی که به مشتری نگاه میکنیم، فقط ابرها و توفانهای جو فوقانی آن را میبینیم. حتی تلسکوپهای مستقر در سفینههای فضایی نمیتوانند از سطح پنهان در زیر هزاران کیلومتر گاز تیره جو آن تصویر بدست آورند.
مشتری گون
آن سوی مریخ ، از کمربند سیاری به اندازه تقریبا 3AV عبور میکنیم و بالاخره به بزرگترین سیاره مشتری گون یعنی مشتری که به خاطر نام سلطان خدایان اولمپیا (Olym pian) نامگذاری شده است، میرسیم. به دلیل اندازه بسیار بزرگ و آلبدوی زیاد آن (51%) ، مشتری در آسمان شبهای زمین به خصوص در نقطه مقابله یک سیاره خیلی روشن است. سیارههای غول پیکر منظومه شمسی ، بطور قابل ملاحظهای بزرگتر از سیارههای درونی هستند. برای مثال ، قطر مشتری یازده برابر قطر زمین و حجم آن ، هزار برابر حجم زمین است. ولی چگالی این سیارهها در حدود چگالی آب است.
حرکت مشتری
مدار مشتری حول خورشید ، خروج از مرکز کمی دارد (0.0484) و تنها به اندازه 1.31 درجه نسبت به دایرةالبروج میل دارد. نیم قطر طول مدار آن 5.2028AV است. این سیاره یک مدار نجومی را در 11.862 سال زمینی طی میکند. دوره تناوب مداری هلالی 398.88 روزه آن ، دلالت بر این دارد که مشتری (با شکل کامل) هر سال دیرتر به نقطه مقابله بر میگردد. از آنجا که فقط میتوانیم جو غلیظ مشتری را ببینیم، دوره تناوب چرخش سیاره بوسیله دوره تناوب چرخش اشکال جوی آن ، نظیر لکه قرمز بزرگ با اندازه گیری انتقال دو پلری نور از لبههای نزدیک و دور شونده و با مطالعه چرخش ساختار میدان مغناطیسی تعیین میشود.
در مییابیم که محور چرخشی مشتری 7 دقیقه و 3 ثانیه نسبت به محور مداری آن میل دارد. اما دوره تناوب چرخشی نجومی آن از 9 ساعت و 50 دقیقه در استوا تا 9 ساعت و 55 دقیقه در عرضهای جغرافیایی بالاتر تغییر میکند. از این رو جو گازی شکل مشتری یک چرخش جزئی نشان میدهد. در استوا سریعترین و در قطبین آهسته ترین (خورشید نیز به مدار جزئی میچرخد، زیرا آن هم یک سیال است) است. چرخش بسیار سریع مشتری در اثر پخی زیاد آن نتیجه میشود.
مشخصات فیزیکی
شعاع استوایی (11.19Rφ) و جرم (318Mφ) مشتری توسط مشاهدات مدرای ، و پنهان شدگیهایی اقمارش و بوسیله اختلالات جاذبهای آن در مدارات ستارههای دنباله دار و سیارکها و بوسیله اندازه گیری قطر زاویهای قرص قابل رویت آن (47 ثانیه در نقطه مقابله) و بوسیله اندازه گیریهای مسافر (Voyager) که از کنار آن در حال عبور است، بطور دقیق معین شده است. این مدل خیلی بزرگ سیارات مشتری گون ، دارای چگالی متوسط 1330Kg/m3 است.
این چگالی دلالت بر این دارد که ترکیبات مشتری شبیه خورشید با فراوانی حدود 75 درصد هیدروژن ، 24 درصد هلیوم و یک درصد تمام عناصر سنگینتر (از لحاظ جرمی) است. قسمت اعظم مشتری ، کاملا برخلاف درون زمین و سایر سیارات خاکی ، از هیدروژن تشکیل شده است و بیشتر آن به صورت مایع میباشد. دمای هسته ممکن است حدود 10 برابر داغ تر از زمین ، بالغ بر 4000 درجه کلوین ، باشد. عامل چرخش همرفتی جو ، شارش گرما از هسته به بیرون است. چرخش سریع سیاره ، شتاب کوریولیس بزرگی ایجاد میکند که جو لایه لایهای زیبایی بوجود میآورد.
میدان مغناطیسی
مشتری از خود گسیلهای رادیویی نشان میدهد که به میدان مغناطیسی مشتری گون در حدود 1x10-4T در سطح سیاره ربط داده شده است. این میدان مغناطیسی شدید در اثر یک ساز و کار دینامکی در هسته مایع هیدروژن فلزی در حال چرخش سریع بوجود میآید. در طول موجهای 3 تا 75 سانتیمتر مشاهده شده است که سیاره به صورت غیر حرارتی تشعشع میکند. این تابش دسیمتری و یا DIM عبارت است از تابش همزمان در اثر الکترونهای نسبیتی با تندی خیلی نزدیک به تندی نور در کمربندهای تابشی مشتری گون ، که بوسیله میدان مغناطیسی مشتری به دام افتادهاند و به صورت مارپیچی حرکت میکنند.
محور مغناطیسی با محور چرخش مشتری ، زاویهای حدود 10 درجه میسازد. این میدان مغناطیسی شدید یک مغناطیس سپهر عظیم در اطراف مشتری بوجود میآورد که باد خورشیدی را دور نگه میدارد. مشتری میدان مغناطیسی بسیار بزرگی دارد که تا فاصلههای دور دستی در فضا امتداد یافته است. ذرات باردار ، به هنگام حرکت در میان این میدان ، علامتهای رادیویی گسیل میکنند. تلسکوپهای رادیویی با دریافت آنها میتوانند پوشش مغناطیس اطراف مشتری را نقشه برداری کنند.
اقمار مشتری
گالیله در سال 1610 میلادی (989 شمسی) ، چهار قمر اصلی مشتری را کشف کرد. اسامی آنها شامل یو ، اروپا ، گانیمد و کالیسو است. این چهار قمر ، حتی با دوربین دو چشمی نیز دیده میشوند. یو درکمتر از دور روز ، اروپا در سه روز و نیم و گانیمد در یک هفته و کالیسو در حدود هفده روز ، مشتری را دور میزنند. اگر در چند شب ، نموداری از مشتری و قمرهایش تهیه کنیم، رقص آنها به دور سیاره مادر آشکار میشود. گالیله دریافت که مشتری ، خود یک منظومه شمسی کوچک است. علاوه بر این چهار قمر که قمرهای گالیله نیز نامیده میشوند، دست کم 9 قمر کوچکتر در اطراف مشتری وجود دارد. آنها را میتوان با تلسکوپهای بزرگ عکسبرداری کرد.
افسانه هاي زيادي بين2 سياره ي زهره (ونوس) و مريخ (مارس) وجود دارد. يك نمونه را بنويسيد.
بر طبق نظریات یکی از دانشمندان این دوسیاره اولین سیاره های موجود در فضا بودند .
این دوتا با هم ازدواج کردند و سیاره های دیگری به وجود اوردند که اولیش خورشید دومی پلوتون و سومی هم زمین بودند.
پرفسور می بخشین زیاد شد.
این سیاره فاصله بسیار زیادی با خورشید ارد و دورترین انهاست و از ان جائی که گرمای خورشید یه ان نمی رسد همیشه سرد است. مردم در زمان قدیم معتقد بودند انسان وقتی میمیرد به ان سیاره می رود. نه رابطه ای نیست من به طور کلی تکذیب می کنم.
يكي از سيارات را به دلخواه خود انتخاب كنيد و علت نامگذاري الهه ي آن را بنويسيد.
مشتری که نزدیکترین سیاره غول پیکر به خورشید است، از نظر بزرگی و جرم در مقام اول جای دارد. هنگامی که در آسمان پدیدار میشود، به غیر از زهره از تمام ستارگان و سیارههای دیگر ، نورانی تر دیده میشود. اشکال گوناگونی در مشتری دیده میشود که حتی با یک تلسکوپ کوچک نیز قابل رویت است. مثلا لکه بزرگ سرخ رنگی میتوان در آن دید. موقعی که به مشتری نگاه میکنیم، فقط ابرها و توفانهای جو فوقانی آن را میبینیم. حتی تلسکوپهای مستقر در سفینههای فضایی نمیتوانند از سطح پنهان در زیر هزاران کیلومتر گاز تیره جو آن تصویر بدست آورند.
مشتری گون
آن سوی مریخ ، از کمربند سیاری به اندازه تقریبا 3AV عبور میکنیم و بالاخره به بزرگترین سیاره مشتری گون یعنی مشتری که به خاطر نام سلطان خدایان اولمپیا (Olym pian) نامگذاری شده است، میرسیم. به دلیل اندازه بسیار بزرگ و آلبدوی زیاد آن (51%) ، مشتری در آسمان شبهای زمین به خصوص در نقطه مقابله یک سیاره خیلی روشن است. سیارههای غول پیکر منظومه شمسی ، بطور قابل ملاحظهای بزرگتر از سیارههای درونی هستند. برای مثال ، قطر مشتری یازده برابر قطر زمین و حجم آن ، هزار برابر حجم زمین است. ولی چگالی این سیارهها در حدود چگالی آب است.
حرکت مشتری
مدار مشتری حول خورشید ، خروج از مرکز کمی دارد (0.0484) و تنها به اندازه 1.31 درجه نسبت به دایرةالبروج میل دارد. نیم قطر طول مدار آن 5.2028AV است. این سیاره یک مدار نجومی را در 11.862 سال زمینی طی میکند. دوره تناوب مداری هلالی 398.88 روزه آن ، دلالت بر این دارد که مشتری (با شکل کامل) هر سال دیرتر به نقطه مقابله بر میگردد. از آنجا که فقط میتوانیم جو غلیظ مشتری را ببینیم، دوره تناوب چرخش سیاره بوسیله دوره تناوب چرخش اشکال جوی آن ، نظیر لکه قرمز بزرگ با اندازه گیری انتقال دو پلری نور از لبههای نزدیک و دور شونده و با مطالعه چرخش ساختار میدان مغناطیسی تعیین میشود.
در مییابیم که محور چرخشی مشتری 7 دقیقه و 3 ثانیه نسبت به محور مداری آن میل دارد. اما دوره تناوب چرخشی نجومی آن از 9 ساعت و 50 دقیقه در استوا تا 9 ساعت و 55 دقیقه در عرضهای جغرافیایی بالاتر تغییر میکند. از این رو جو گازی شکل مشتری یک چرخش جزئی نشان میدهد. در استوا سریعترین و در قطبین آهسته ترین (خورشید نیز به مدار جزئی میچرخد، زیرا آن هم یک سیال است) است. چرخش بسیار سریع مشتری در اثر پخی زیاد آن نتیجه میشود.
مشخصات فیزیکی
شعاع استوایی (11.19Rφ) و جرم (318Mφ) مشتری توسط مشاهدات مدرای ، و پنهان شدگیهایی اقمارش و بوسیله اختلالات جاذبهای آن در مدارات ستارههای دنباله دار و سیارکها و بوسیله اندازه گیری قطر زاویهای قرص قابل رویت آن (47 ثانیه در نقطه مقابله) و بوسیله اندازه گیریهای مسافر (Voyager) که از کنار آن در حال عبور است، بطور دقیق معین شده است. این مدل خیلی بزرگ سیارات مشتری گون ، دارای چگالی متوسط 1330Kg/m3 است.
این چگالی دلالت بر این دارد که ترکیبات مشتری شبیه خورشید با فراوانی حدود 75 درصد هیدروژن ، 24 درصد هلیوم و یک درصد تمام عناصر سنگینتر (از لحاظ جرمی) است. قسمت اعظم مشتری ، کاملا برخلاف درون زمین و سایر سیارات خاکی ، از هیدروژن تشکیل شده است و بیشتر آن به صورت مایع میباشد. دمای هسته ممکن است حدود 10 برابر داغ تر از زمین ، بالغ بر 4000 درجه کلوین ، باشد. عامل چرخش همرفتی جو ، شارش گرما از هسته به بیرون است. چرخش سریع سیاره ، شتاب کوریولیس بزرگی ایجاد میکند که جو لایه لایهای زیبایی بوجود میآورد.
میدان مغناطیسی
مشتری از خود گسیلهای رادیویی نشان میدهد که به میدان مغناطیسی مشتری گون در حدود 1x10-4T در سطح سیاره ربط داده شده است. این میدان مغناطیسی شدید در اثر یک ساز و کار دینامکی در هسته مایع هیدروژن فلزی در حال چرخش سریع بوجود میآید. در طول موجهای 3 تا 75 سانتیمتر مشاهده شده است که سیاره به صورت غیر حرارتی تشعشع میکند. این تابش دسیمتری و یا DIM عبارت است از تابش همزمان در اثر الکترونهای نسبیتی با تندی خیلی نزدیک به تندی نور در کمربندهای تابشی مشتری گون ، که بوسیله میدان مغناطیسی مشتری به دام افتادهاند و به صورت مارپیچی حرکت میکنند.
محور مغناطیسی با محور چرخش مشتری ، زاویهای حدود 10 درجه میسازد. این میدان مغناطیسی شدید یک مغناطیس سپهر عظیم در اطراف مشتری بوجود میآورد که باد خورشیدی را دور نگه میدارد. مشتری میدان مغناطیسی بسیار بزرگی دارد که تا فاصلههای دور دستی در فضا امتداد یافته است. ذرات باردار ، به هنگام حرکت در میان این میدان ، علامتهای رادیویی گسیل میکنند. تلسکوپهای رادیویی با دریافت آنها میتوانند پوشش مغناطیس اطراف مشتری را نقشه برداری کنند.
اقمار مشتری
گالیله در سال 1610 میلادی (989 شمسی) ، چهار قمر اصلی مشتری را کشف کرد. اسامی آنها شامل یو ، اروپا ، گانیمد و کالیسو است. این چهار قمر ، حتی با دوربین دو چشمی نیز دیده میشوند. یو درکمتر از دور روز ، اروپا در سه روز و نیم و گانیمد در یک هفته و کالیسو در حدود هفده روز ، مشتری را دور میزنند. اگر در چند شب ، نموداری از مشتری و قمرهایش تهیه کنیم، رقص آنها به دور سیاره مادر آشکار میشود. گالیله دریافت که مشتری ، خود یک منظومه شمسی کوچک است. علاوه بر این چهار قمر که قمرهای گالیله نیز نامیده میشوند، دست کم 9 قمر کوچکتر در اطراف مشتری وجود دارد. آنها را میتوان با تلسکوپهای بزرگ عکسبرداری کرد.
افسانه هاي زيادي بين2 سياره ي زهره (ونوس) و مريخ (مارس) وجود دارد. يك نمونه را بنويسيد.
بر طبق نظریات یکی از دانشمندان این دوسیاره اولین سیاره های موجود در فضا بودند .
این دوتا با هم ازدواج کردند و سیاره های دیگری به وجود اوردند که اولیش خورشید دومی پلوتون و سومی هم زمین بودند.
پرفسور می بخشین زیاد شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
اگر به یک انسان فرصت پیشرفت ندهید لیاقت چندان تاثیری در پیشرفت او نخواهد داشت. ناپلئون
جزئیات کاربر

-چرا پلوتون را الهه ي مرگ يا بردگان مي دانند ؟ آيا بين اين 2 الهه رابطه اي است؟ اگر هست بيان كنيد . (10 امتياز)
همانطور که می دانید پلوتون دورترین سیاره نسبت به خورشید است در نتیجه بسیار سرد می باشد. به همین دلیل کسی نمیتواند به آنجا دسترسی پیدا کند. رومیان نیز معتقد بودند که مردم گناهکار به آنجا تبعید میشوند.
-يكي از سيارات را به دلخواه خود انتخاب كنيد و علت نامگذاري الهه ي آن را بنويسيد .(10 امتياز 5 الي 10 سطر)
زمین:الهه ی زندگی
زمین تنها سیاره است که در آن حیات وجود دارد وآن هم به این دلیل است که زمین از لحاظ فاصله تا خورشید در موقعیت بسیار خوبی قرار دارد . زمین از لحاظ چر خش به دور خورسید نیز بسیار موقعیت خوبی دارد و سرعت مداری آن نیز مناسب می باشد.
3- افسانه هاي زيادي بين2 سياره ي زهره (ونوس) و مريخ (مارس) وجود دارد. يك نمونه را بنويسيد.(10 امتياز)
این دو الهه با هم ازدواج کرده اند و نتیجه ازدواج آنها زمین بوده وهمانطور که معلوم است زهره مادر و مریخ پدر است.
همانطور که می دانید پلوتون دورترین سیاره نسبت به خورشید است در نتیجه بسیار سرد می باشد. به همین دلیل کسی نمیتواند به آنجا دسترسی پیدا کند. رومیان نیز معتقد بودند که مردم گناهکار به آنجا تبعید میشوند.
-يكي از سيارات را به دلخواه خود انتخاب كنيد و علت نامگذاري الهه ي آن را بنويسيد .(10 امتياز 5 الي 10 سطر)
زمین:الهه ی زندگی
زمین تنها سیاره است که در آن حیات وجود دارد وآن هم به این دلیل است که زمین از لحاظ فاصله تا خورشید در موقعیت بسیار خوبی قرار دارد . زمین از لحاظ چر خش به دور خورسید نیز بسیار موقعیت خوبی دارد و سرعت مداری آن نیز مناسب می باشد.
3- افسانه هاي زيادي بين2 سياره ي زهره (ونوس) و مريخ (مارس) وجود دارد. يك نمونه را بنويسيد.(10 امتياز)
این دو الهه با هم ازدواج کرده اند و نتیجه ازدواج آنها زمین بوده وهمانطور که معلوم است زهره مادر و مریخ پدر است.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
آخرین دشمنی که نابود میشود مرگ است
جزئیات کاربر

1-چرا پلوتون را الهه ي مرگ يا بردگان مي دانند ؟ آيا بين اين 2 الهه رابطه اي است؟ اگر هست بيان كنيد . (10 امتياز)
خدای مردگان و مالک دنیای زیرزمینی . او به کمک جمعی از شیاطین و اجنه بر دنیای مردگان حکومت میکرد و پرسفون دختر دمتر نیز شریک سلطنت وی بود . هادس عشق زیادی به برادرزاده خود داشت ولی دمتر با این وصلت مخالف بود چون در اینصورت پرسفون باید برای همیشه در دنیای ارواح میماند . بنابراین هادس دختر را ربود ولی زئوس بعد از مدتی فرمان داد تا دختر به مادرش مسترد شود و هادس که چنین پیشامدی را تصور میکرد یک حبه انار به دختر خورانده بود و چون هرکس در اقامتگاه ارواح چیزی میخورد دیگر نمیتوانست به دنیا بازگردد پرسفون مجبور بود چهار ماه در سال را نزد هادس بماند .
نام هادس را که به معنی نامرئی بود هیچ کس به زبان نمیاورد چون او را خشمگین میساخت . این نام شاید به این خاطر بر روی او گذارده شد که در جنگ با پدر به کلاهی مجهز بود که او را از انظار مخفی میکرد . بنابراین اغلب از او با نام پلوتون به معنی ثروتمند یاد میکردند که اشاره ای به حاصلخیزی زمین و ثروت معادن آن بود .
هادس: خداي اموات و يكي از برادران زئوس بود كه پس از آنكه زئوس و يوزئيدون و هادس بر تيتانها غلبه كردند هريك ازحكومت قسمتي از جهان را به عهده گرفتند و دنياي زيرزمين يعني انفرس (اقامتگاه ارواح) و تارتار (دوزخ) به هادس رسيد.وي جنگ با تيتانها شركت كرد و سيكلوپها او را با كلاهي مجهز نمودند كه هر كسي آن را بر سر مي گذاشت از انظار مخفي مي شد. هادس در اقامتگاه ارواح به كمك جمعي از شياطين و اجنه مانند كارون(? )و آكرون(? )با كمال بي رحمي بر اموات حكومت مي كردو به هيچ كدام از آنان اجازه بازگشت به دنياي زندگان نمي داد. پرسفون دختر دمتر نيز كه دختري سنگدل و بي رحم شريک سلطنت وي بود. هادس عشق شديدي به پرسفون داشت منتهي زئوس (پدر پرسفون) كه مي دانست در صورت وصلت هادس با پرسفون وي بايد هميشه در عالم ارواح بسر ببرد با ازدواج آنها موافقت نمي كرد و هادس هنگامي كه پرسفون در جزيره سيسيل مشغول بازي با همسالان خود بود او را ربود. زئوس فرمان داد تا هادس دخترش را برگرداند ولي هادس كه از پيش چنين واقعه اي را حدس مي زد يك حبه انار به پرسفون خوراند. چون هر كس در اقامتگاه ارواح چيزي مي خورد ديگر نمي توانست به دنيا برگردد بنابراين با وجود فرمان زئوس،پرسفون مجبور بود چهار ماه از سال را نزد هادس بماند. هادس برخوردي نيز با هراكلس داشته كه در اين نبرد پيروزي به نفع هراكلس رقم مي خورد. نام هادس را كه به معني (نامرئي) است هيچكس جرأت نداشت بر زبان بياورد، چون با اين عمل وي به خشم مي آمد. بنابراين اغلب او را به نام (پلوتون) به معني ثروتمند ياد مي كردند و اين عنوان اشاره اي به حاصلخيزي زمين و ثروت معادن درون آن بود. ?ـ کارون: يكي از ملكهاي دنياي زيرزميني بود كه وظيفه او عبور دادن ارواح از باتلاق اكرون به آنطرف رودخانه اموات بود و هر يك از اموات به پاداش اين عمل يك آبول به او
مي دادند و به همين مناسبت هنگام تدفين اموات، سكه اي در
دهان آنها مي گذاشتند. كارون را به صورت پيرمردي بسيار
زشت با ريش انبوه و مجعد و جوگندمي تصوير مي كردند.
وي پالتوئي پاره و مندرس بر تن و كلاهي گرد بر سرداشت.
راهنمائي قايق اموات، بدون پاروزدن بعهده او بود. چون وظيفه پاروزدن را خود ارواح بر عهده داشتند.
او را الهه بردگان نیز می نامیدند زیرا که می گفتند او از روح انسان ها به عنوان بردگانش در دنیای پس از مرگ استفاده می کند.
2-يكي از سيارات را به دلخواه خود انتخاب كنيد و علت نامگذاري الهه ي آن را بنويسيد .(10 امتياز 5 الي 10 سطر)
الهه دمتر (الهه زمين) اين اسطوره بر پايه اشعاري كه به هومرhomeros نسبت مي دهند، شكل گرفته و خلاصه آن چنين است،
الهه دمتر مادر زمين با دختر خود پرسفون رابطه بسيار نزديكي دارند و به اتفاق موجب رشد نباتات و باروري زمين مي شوند. روزي پرسفون همراه با دختران اقيانوس در مرغزاري خرم گل مي چيند. اين مرغزار پوشيده از گلهاي سوسن، بنفشه، زنبق، سنبل و زعفران است، اما از همه زيباتر يك گل نرگس است. هنگامي كه
پرسفون به قصد چيدن اين گل مقاومت ناپذير به آن نزديك شد زمين زير پايش خالي مي شود و پلوتون Pluton فرمانرواي دنياي اموات و جهان زيرين يا حادس Hades با همكاري و موافقت زئوس Zeus پرسفون را مي دزدد و به عالم اسفل مي برد تا عروس او شود. دمتر از اين حادثه بسيار افسرده و متاثر مي شود و خود را شبيه
مستخدمه اي ساخته و ناشناس، مشعل بدست دور دنيا به جستجوي دختر محبوبش مي پردازد و از خوردن و نوشيدن سر باز مي زند. در اثر رنجش از زئوس، دمتر پرستاري زمين را رها مي كند و اين عمل سبب پژمردگي نباتات و تهديد دنيا به قحطي مي گردد. بالاخره دمتر به الوزيس مي رسد و در آنجا دمتر شاه اين شهر
به نام كلئوس Keleos بدون آنكه او را بشناسد از او استقبال كرده و او را پيش پدرش ميبرد و دمتر به شكل مستخدمه اي در دربار شاه به خدمت ميپردازد، او در اين شهر در مي يابد كه پلوتون دخترش را دزديده است و كنون درغار پلوتون ساكن است. دمتر در الوزيس روزه خود را مي شكند، پس به كوه آتنا مي رود و مشعلي بر افروخته تهديد به نابودي زمين مي كند. زئوس براي آرام ساختن دمتر با پلوتون قرار مي گذارد تا پرسفون را نزد مادرش بازگرداند، ولي چون پرسفون از غذاي قلمرو اموات خورده و به خصوص يك دانة انار را چشيده است، به اجبار بايد شش ماه در در زمين و شش ماه را در جهان اموات به سر برد. همين رفت و بازگشت، نشان مرگ و رستاخيز يا تحولات ساليانه زمين و تغيير فصول است، دمتر پس از بازگشت دختر محبوبش شادگشته و دوباره اجازه رشد نباتات و سرسبزي زمين را مي دهد. سطورة دمتر بيانگر نمادين اين مطلب است كه انسان، نيمي اسير قدرتهاي دربند كننده پلوتون و نيمي آزاد و در حمايت پرسفون مظهر روشن بيني است. دمتر را مادر عزادار مي نامند، لقبي كه بعدها به مريم مقدس نسبت داده شد، در ميسترين الوزيس دمتر، مادر يا عاشق با پرسفون، فرزند يا معشوق وحدت حاصل مي كند، ميتس يا سالك اين آئين مي بايست پرسفون را از چنگ پلوتون ها رها سازد و اين جريان را دائما تجديد كند، شواهد تاريخي حاكي از اين واقعيت است كه در مراسم ويژه دمتر به وابستگي هاي ظاهري و نمايشي و همچنين به تشريفات تئاترال و آداب و حركات و نمايشهاي سمبليك اهميت مي دادند. از آثار پراكنده اي كه در دست است چنين بر مي آيد كه اين مراسم در تلستريون Telesterionكه سالن بسيار بزرگ مستطيل شكلي بود، برگزار مي شده و گروه هاي نمايشي در وسط صحنه به اجراي آثار خود مي پرداختند، كه به آن درام ميستيك يا نمايش رمزي و شهودي مي گفتند، اين درام شبيه يك مراسم تعزيه براساس آلام دمتر بوده است و تماشاگران خود را شريك در اين حوادث تخيل و تجسم مي كردند و گاه با تازيانه بخود زني ميپرداختند، و لحظه اي كه دمتر پرسفون را مي يافت، مشعل به دست به شادي مي پرداختند . نفوذ اين اسطوره و تاثير آنرا بر تخيل شكسپير (shakspeare (1564-1616م) و ميلتون- J.Milton- (1608-1674.م) در قرن هفدهم مي توان ديد.
- افسانه هاي زيادي بين2 سياره ي زهره (ونوس) و مريخ (مارس) وجود دارد. يك نمونه را بنويسيد.(10 امتياز)
ارس (با نام رومی مارس) الهه جنگ یا به زبان ساده تر دیوانه ی جنگ بود . علی رغم اینکه او یک الهه جاودانه بود در جنگ با هرکول مغلوب شد و زمانی که به وسیله دو غول به درون یک کوزه فشرده شد تقریبا به حالت مرگ رسیده بود. زمانی که او به وسیله یک قهرمان دیگر در جنگ تروا مصدوم شد از ناحیه پدر خود زئوس مورد غضب واقع شد.در ظاهر و چهره ارس خوش ظاهر و جدی و خشن بود. در اغلب تصاویر او به همراه یک نیزه اغشته به خون تصویر شده است. گفته می شود که قلمرو او در کوه المپیا پوشیده از پوست انسانها میباشد.
مارس الهه رومی که با ارس مطابقت دارد پدر رومولوس و رموس (یابندگان افسانه ای روم ) می باشد. بنابر این ارس برای رومی ها بسیار با ارزش تر و مهمتر از همتای یونانی خود میباشد.
افردیت(ملقب به ونوس) الهه عشق زیبایی و باروری .او همچنین محافظ دریانوردان میباشد هسوید شاعر معتقد است که افردیت از کف حاصل از برخورد موج به ساحل متولد شده است. از طرفی هومر گفته است که او دختر زئوس و دیان میباشدزمانی که از اشراف زاده تروجان یعنی پاریس خواسته شد که بین سه تن از الهه های الم یا زیباترین را انتخاب کند او افردیت را بر دو نفر دیگر یعنی اتنا و هرا برتری داد . این سه نفر هر کدام وعده هایی به پاریس داده بودند . هرا و اتنا قول قدرت و پیروزی در جنگ و افردیت وعده عشق زیباترین دختر جهان را به او داده بود.او هلن اهل اس..ارتا بود ولی زمانی که به همراه پاریس متواری شد به هلن اهل تروجان مشهور شد . در جنگ متعاقب این فرار آتنا و هرا دشمنان قسم خورده تروی بودند در حالیکه افردیت حامی پاریس و تروی بود.
مارس را الهه جنگ و ونوس را الهه عشق و زیبایی نام نهادند .
خدای مردگان و مالک دنیای زیرزمینی . او به کمک جمعی از شیاطین و اجنه بر دنیای مردگان حکومت میکرد و پرسفون دختر دمتر نیز شریک سلطنت وی بود . هادس عشق زیادی به برادرزاده خود داشت ولی دمتر با این وصلت مخالف بود چون در اینصورت پرسفون باید برای همیشه در دنیای ارواح میماند . بنابراین هادس دختر را ربود ولی زئوس بعد از مدتی فرمان داد تا دختر به مادرش مسترد شود و هادس که چنین پیشامدی را تصور میکرد یک حبه انار به دختر خورانده بود و چون هرکس در اقامتگاه ارواح چیزی میخورد دیگر نمیتوانست به دنیا بازگردد پرسفون مجبور بود چهار ماه در سال را نزد هادس بماند .
نام هادس را که به معنی نامرئی بود هیچ کس به زبان نمیاورد چون او را خشمگین میساخت . این نام شاید به این خاطر بر روی او گذارده شد که در جنگ با پدر به کلاهی مجهز بود که او را از انظار مخفی میکرد . بنابراین اغلب از او با نام پلوتون به معنی ثروتمند یاد میکردند که اشاره ای به حاصلخیزی زمین و ثروت معادن آن بود .
هادس: خداي اموات و يكي از برادران زئوس بود كه پس از آنكه زئوس و يوزئيدون و هادس بر تيتانها غلبه كردند هريك ازحكومت قسمتي از جهان را به عهده گرفتند و دنياي زيرزمين يعني انفرس (اقامتگاه ارواح) و تارتار (دوزخ) به هادس رسيد.وي جنگ با تيتانها شركت كرد و سيكلوپها او را با كلاهي مجهز نمودند كه هر كسي آن را بر سر مي گذاشت از انظار مخفي مي شد. هادس در اقامتگاه ارواح به كمك جمعي از شياطين و اجنه مانند كارون(? )و آكرون(? )با كمال بي رحمي بر اموات حكومت مي كردو به هيچ كدام از آنان اجازه بازگشت به دنياي زندگان نمي داد. پرسفون دختر دمتر نيز كه دختري سنگدل و بي رحم شريک سلطنت وي بود. هادس عشق شديدي به پرسفون داشت منتهي زئوس (پدر پرسفون) كه مي دانست در صورت وصلت هادس با پرسفون وي بايد هميشه در عالم ارواح بسر ببرد با ازدواج آنها موافقت نمي كرد و هادس هنگامي كه پرسفون در جزيره سيسيل مشغول بازي با همسالان خود بود او را ربود. زئوس فرمان داد تا هادس دخترش را برگرداند ولي هادس كه از پيش چنين واقعه اي را حدس مي زد يك حبه انار به پرسفون خوراند. چون هر كس در اقامتگاه ارواح چيزي مي خورد ديگر نمي توانست به دنيا برگردد بنابراين با وجود فرمان زئوس،پرسفون مجبور بود چهار ماه از سال را نزد هادس بماند. هادس برخوردي نيز با هراكلس داشته كه در اين نبرد پيروزي به نفع هراكلس رقم مي خورد. نام هادس را كه به معني (نامرئي) است هيچكس جرأت نداشت بر زبان بياورد، چون با اين عمل وي به خشم مي آمد. بنابراين اغلب او را به نام (پلوتون) به معني ثروتمند ياد مي كردند و اين عنوان اشاره اي به حاصلخيزي زمين و ثروت معادن درون آن بود. ?ـ کارون: يكي از ملكهاي دنياي زيرزميني بود كه وظيفه او عبور دادن ارواح از باتلاق اكرون به آنطرف رودخانه اموات بود و هر يك از اموات به پاداش اين عمل يك آبول به او
مي دادند و به همين مناسبت هنگام تدفين اموات، سكه اي در
دهان آنها مي گذاشتند. كارون را به صورت پيرمردي بسيار
زشت با ريش انبوه و مجعد و جوگندمي تصوير مي كردند.
وي پالتوئي پاره و مندرس بر تن و كلاهي گرد بر سرداشت.
راهنمائي قايق اموات، بدون پاروزدن بعهده او بود. چون وظيفه پاروزدن را خود ارواح بر عهده داشتند.
او را الهه بردگان نیز می نامیدند زیرا که می گفتند او از روح انسان ها به عنوان بردگانش در دنیای پس از مرگ استفاده می کند.
2-يكي از سيارات را به دلخواه خود انتخاب كنيد و علت نامگذاري الهه ي آن را بنويسيد .(10 امتياز 5 الي 10 سطر)
الهه دمتر (الهه زمين) اين اسطوره بر پايه اشعاري كه به هومرhomeros نسبت مي دهند، شكل گرفته و خلاصه آن چنين است،
الهه دمتر مادر زمين با دختر خود پرسفون رابطه بسيار نزديكي دارند و به اتفاق موجب رشد نباتات و باروري زمين مي شوند. روزي پرسفون همراه با دختران اقيانوس در مرغزاري خرم گل مي چيند. اين مرغزار پوشيده از گلهاي سوسن، بنفشه، زنبق، سنبل و زعفران است، اما از همه زيباتر يك گل نرگس است. هنگامي كه
پرسفون به قصد چيدن اين گل مقاومت ناپذير به آن نزديك شد زمين زير پايش خالي مي شود و پلوتون Pluton فرمانرواي دنياي اموات و جهان زيرين يا حادس Hades با همكاري و موافقت زئوس Zeus پرسفون را مي دزدد و به عالم اسفل مي برد تا عروس او شود. دمتر از اين حادثه بسيار افسرده و متاثر مي شود و خود را شبيه
مستخدمه اي ساخته و ناشناس، مشعل بدست دور دنيا به جستجوي دختر محبوبش مي پردازد و از خوردن و نوشيدن سر باز مي زند. در اثر رنجش از زئوس، دمتر پرستاري زمين را رها مي كند و اين عمل سبب پژمردگي نباتات و تهديد دنيا به قحطي مي گردد. بالاخره دمتر به الوزيس مي رسد و در آنجا دمتر شاه اين شهر
به نام كلئوس Keleos بدون آنكه او را بشناسد از او استقبال كرده و او را پيش پدرش ميبرد و دمتر به شكل مستخدمه اي در دربار شاه به خدمت ميپردازد، او در اين شهر در مي يابد كه پلوتون دخترش را دزديده است و كنون درغار پلوتون ساكن است. دمتر در الوزيس روزه خود را مي شكند، پس به كوه آتنا مي رود و مشعلي بر افروخته تهديد به نابودي زمين مي كند. زئوس براي آرام ساختن دمتر با پلوتون قرار مي گذارد تا پرسفون را نزد مادرش بازگرداند، ولي چون پرسفون از غذاي قلمرو اموات خورده و به خصوص يك دانة انار را چشيده است، به اجبار بايد شش ماه در در زمين و شش ماه را در جهان اموات به سر برد. همين رفت و بازگشت، نشان مرگ و رستاخيز يا تحولات ساليانه زمين و تغيير فصول است، دمتر پس از بازگشت دختر محبوبش شادگشته و دوباره اجازه رشد نباتات و سرسبزي زمين را مي دهد. سطورة دمتر بيانگر نمادين اين مطلب است كه انسان، نيمي اسير قدرتهاي دربند كننده پلوتون و نيمي آزاد و در حمايت پرسفون مظهر روشن بيني است. دمتر را مادر عزادار مي نامند، لقبي كه بعدها به مريم مقدس نسبت داده شد، در ميسترين الوزيس دمتر، مادر يا عاشق با پرسفون، فرزند يا معشوق وحدت حاصل مي كند، ميتس يا سالك اين آئين مي بايست پرسفون را از چنگ پلوتون ها رها سازد و اين جريان را دائما تجديد كند، شواهد تاريخي حاكي از اين واقعيت است كه در مراسم ويژه دمتر به وابستگي هاي ظاهري و نمايشي و همچنين به تشريفات تئاترال و آداب و حركات و نمايشهاي سمبليك اهميت مي دادند. از آثار پراكنده اي كه در دست است چنين بر مي آيد كه اين مراسم در تلستريون Telesterionكه سالن بسيار بزرگ مستطيل شكلي بود، برگزار مي شده و گروه هاي نمايشي در وسط صحنه به اجراي آثار خود مي پرداختند، كه به آن درام ميستيك يا نمايش رمزي و شهودي مي گفتند، اين درام شبيه يك مراسم تعزيه براساس آلام دمتر بوده است و تماشاگران خود را شريك در اين حوادث تخيل و تجسم مي كردند و گاه با تازيانه بخود زني ميپرداختند، و لحظه اي كه دمتر پرسفون را مي يافت، مشعل به دست به شادي مي پرداختند . نفوذ اين اسطوره و تاثير آنرا بر تخيل شكسپير (shakspeare (1564-1616م) و ميلتون- J.Milton- (1608-1674.م) در قرن هفدهم مي توان ديد.
- افسانه هاي زيادي بين2 سياره ي زهره (ونوس) و مريخ (مارس) وجود دارد. يك نمونه را بنويسيد.(10 امتياز)
ارس (با نام رومی مارس) الهه جنگ یا به زبان ساده تر دیوانه ی جنگ بود . علی رغم اینکه او یک الهه جاودانه بود در جنگ با هرکول مغلوب شد و زمانی که به وسیله دو غول به درون یک کوزه فشرده شد تقریبا به حالت مرگ رسیده بود. زمانی که او به وسیله یک قهرمان دیگر در جنگ تروا مصدوم شد از ناحیه پدر خود زئوس مورد غضب واقع شد.در ظاهر و چهره ارس خوش ظاهر و جدی و خشن بود. در اغلب تصاویر او به همراه یک نیزه اغشته به خون تصویر شده است. گفته می شود که قلمرو او در کوه المپیا پوشیده از پوست انسانها میباشد.
مارس الهه رومی که با ارس مطابقت دارد پدر رومولوس و رموس (یابندگان افسانه ای روم ) می باشد. بنابر این ارس برای رومی ها بسیار با ارزش تر و مهمتر از همتای یونانی خود میباشد.
افردیت(ملقب به ونوس) الهه عشق زیبایی و باروری .او همچنین محافظ دریانوردان میباشد هسوید شاعر معتقد است که افردیت از کف حاصل از برخورد موج به ساحل متولد شده است. از طرفی هومر گفته است که او دختر زئوس و دیان میباشدزمانی که از اشراف زاده تروجان یعنی پاریس خواسته شد که بین سه تن از الهه های الم یا زیباترین را انتخاب کند او افردیت را بر دو نفر دیگر یعنی اتنا و هرا برتری داد . این سه نفر هر کدام وعده هایی به پاریس داده بودند . هرا و اتنا قول قدرت و پیروزی در جنگ و افردیت وعده عشق زیباترین دختر جهان را به او داده بود.او هلن اهل اس..ارتا بود ولی زمانی که به همراه پاریس متواری شد به هلن اهل تروجان مشهور شد . در جنگ متعاقب این فرار آتنا و هرا دشمنان قسم خورده تروی بودند در حالیکه افردیت حامی پاریس و تروی بود.
مارس را الهه جنگ و ونوس را الهه عشق و زیبایی نام نهادند .
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
از دفتر خاطراتم :
از او می ترسم... گاه تصور می کنم با هیبتی عظیم در مقابل من ایستاده و م
از او می ترسم... گاه تصور می کنم با هیبتی عظیم در مقابل من ایستاده و م
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج