صبح قشنگی بود.پنجره اتاق رز باز بود و نسیم خنکی وارد اتاق می شد و گونه های اونو نوازش میداد.امروز برای رز روز مهمی بود،چون بالاخره می تونست چیری رو که همیشه آرزوشو می کرد داشته باشه و با خودش همه جا ببره و...
صدای مادرشو شنید که از طبقه ی پایین اونو صدا می زد.
هرمیون:رز،عزیزم بلند شو.اگه تا یک ساعت دیگه اونجا نباشیم واقعا شلوغ میشه و هممون کلافه می شیم.
رز در حالیکه چشماشو باز می کرد آروم آروم از رو تختش بلند شد.به ساعت نگاه کرد.تا چند دقیقه دیگه آلبوس سوروس به همراه خونوادش از راه می رسیدن.لبخندی زد و به طرف پله ها رفت ...
(کوچه ی دایگون)
کوچه ی دایگون واقعا دیدنی شده بود.همه ی خونواده ها به این طرف و اون طرف می رفتن.بیشتر اونا کسانی بودن که برای خرید چوب جادو،ردا و خیلی چیزای دیگه برای بچه های سال اولیشون اومده بودند.
رز با اشتیاق به مغازه ها نگاه می کرد.هیچ وقت اونجا رو این طور پر جمعیت ندیده بود.به ویترین مغازه ها نگاه می کرد و تو دلش دعا می کرد که زودتر به مغازه ی مورد نظرش برسند.
آلبوس سوروس با سرعت خودشو به رز رسوند و گفت:چقدر سریع راه می ری!صبر کن تا منم بهت برسم.راستی تو چه حیوونی دوست داری بخری؟
رز:خوب،راستش مطمئن نیستم ولی فکر می کنم یه پریه کوچولو مناسب باشه.
آلبوس:یه پری؟آره خوبه.من که می خوام یه جغد بخرم.
خونواده ی ویزلی ها و پاتر ها وارد فروشگاه موجودات جادویی شدند.رز با سرعت به طرف قفسه ی حیوونا رفت.روبروی یه پری ایستاد و با دقت به اون نگاه کرد.
کوچولو،زیبا،بامزه،دقیقا اون چیزی که می خواست.
رون:خب،پس رز عزیزم می خواد یه پری بخره؟عالیه.می تونی برش داری تولدت مبارک دخترم.
.................
رز تو کوپه ی قطار نشسته بود ودر حالیکه وینکی رو تو بغلش گرفته بود لبخندی زد و از پنجره به بیرون نگاه کرد.
-------------------------------------
نام خودم:Rose Weasley
نام پری:Winky
آنلاینها
9 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9
مهمانان
0
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
پیام امروز
[[continious]] فروشگاه موجودات جادويی چارلی ویزلی
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
Re: فروشگاه موجودات جادويي
Re: فروشگاه موجودات جادويي
Re: فروشگاه موجودات جادويي
Re: فروشگاه موجودات جادويي
Re: فروشگاه موجودات جادويي
Re: فروشگاه موجودات جادويي
Re: فروشگاه موجودات جادويي
Re: فروشگاه موجودات جادويي
Re: فروشگاه موجودات جادويي
Re: فروشگاه موجودات جادويي
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

).. دوربين جادويي بزن كنار.. دوربين بزن كنار..هوووووووي بزن كنار ديگه
چه چشمايي!!!!

معلومه ! با این همه پول ایروبیکی که میدم میخوای لاغر نباشم ؟
مامانی جونم تازه ! تو خیلی خوشبختی که بابایی اومد شوورت شد ! وگرنه الان مامانی بزرگ به آرزوش رسیده بود و یه ترشی حسابی رو دستش داشت !
) مامانی میدونستی امروزچقدر ماه شدی ؟
بسه دیگه ! بگو ببینم ! چی میخوای بخرم ؟!!!!
متاسفم به خاطر اشتباهام !
مگه من چمه ؟ ............

