همه شروع ميكنن شعار دادن!!
اون وسط گيلدي يهو زيادي جو زده ميشه و از اونجايي كه اين روزا از تلويزيون زياد صحنه ي درگيري و اينا ديده شروع ميكنه با دهنش صداي مسلسل درآوردن!!
فحش و شعار تو هم قاطي ميشه و كارگردان به علت جلوگيري از آلودگي صوتي-رواني و بدآموزي، صداي صحنه رو ميبنده و سرودهاي انقلابي پخش ميشه...
وسط درگيري ها اسكاور دو دستي هي ميكوبه تو سرش و چيزهايي بلقور ميكنه!
اما از اونجايي كه صداي صحنه رو نداريم نميدونيم چي ميگه!!
اما باز از اونجايي كه خيلي خفنيم و ما اينيم ديگه، با لب خوني متوجه ميشيم كه داد و هوار ميكنه و ميگه:
- كافم رو بهم نريزيد... بابا چرا اينطوري ميكنيد! بوقيا!! هوووي ققي! من واسه اون گلدون كه داري ميكوبي تو سر كوييرل پول دادم!! آهاي... نريد. برنامه ادامه داره!... بدبخت شدم... ماماااان... من واسه اينجا كلي برنامه داشتم! كلي هزينه كردم. الهي سقط شي عله با اين مدير بازيات! بري زير چرخ ِ تريلي كوييرل با اين كاراگاه بازيات! الهي دسترسيت رو بگيرن ببينم ميتوني دو روز زنده بموني!

-- ساعاتي بعد --
تمام فانوس مانوس هاي كلوپ خورد شده و هيچ وسيله ي روشنايي اي وجود نداره!
كلوپ وضع نابه ساماني داره! همه چيز بهم ريخته! درست مثل يك انفجار. بطري خورد شده ي انواع نوشيدني، كَف، صندلي ِ تكه تكه شده! ميز شكسته، دست و پاي كنده شده!! خون و هزاران هزار جسم شناخته و ناشناخته ي ديگر بر كف كلوپ به چشم ميخورد...
اسكاور در حالي كه يكي از دستمال هاي ضد اعصاب خوردي خودش رو روي سرش بسته نشسته وسط كلوپش و با كلنگ ميزنه تو سر خودش و به هر كي به دهنش ميرسه نفرين و فحش ميده!
در همين لحظه نور اتومبيلي داخل رو روشن ميكنه و اسكاور براي محافظت از چشماي خودش دستش رو نميگيره جلو چشاش، بلكه يك دستمال محافظت از چشم از جيبش در مياره و ميگيره جلو صورتش!
فردي كوتاه قد، همراه با بوي تنباكو و چاي ِ ده روز مانده به همراه كمي بوي زباله ي تَر وارد ميشه...
اسكاور دستمال رو كنار ميكشه و داد ميزنه:
- تو كي هستي؟؟؟ دلت فحش ميخواد؟
فرد ناشناس: ماندانگاسم! ظاهرآ اينجا خيلي شلوغ بوده... بچه ها كجان؟
اسكاور: بچه كين؟ كسي اينجا نيست.
دانگ: بوق زده ما رو سيا نكن، من خودم ترياك فروشم(!!!). من دعوت شدم.
اسكاور: اسم ِ شب؟
دانگ: كوييرل بايد برقصه.
اسكي: برو اتاق زير شيرووني... زودبرو كه گمونم جلسه شروع شده...
و يك دستمال ويژه ي جلسه ميده دست دانگ و دانگ با دست ظاهرآ گريسي ِ خود دستمان در جيب ِ شلوار شش جيب ِ چركش فرو كرده و به سمت اتاق زير شيرواني حركت ميكند.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


).
) میکنه و به مرد خیره میشه که مستقیما داره به سمتش میاد.
... مدیرا باز چه نقشه ای دارن؟





(انجمن شکلک زنان نیمه-نامربوط!!)