جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

12 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9
مهمانان
3
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  27 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  123 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  243 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  240 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  323 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  226 خواندن  1 نظر 
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: رادیو وزارت!
ارسال شده در: دوشنبه 17 تیر 1387 15:57
نمایش جزئیات
آفلاین
شنوندگان عزیز توجه فرمایید!

شنوندگلان عزیز توجه فرمایید!


گروهک ناهنجار و جو گرفته ی جامعه، موسوم به مرگخواران، مدتی است که به نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی مشغول گردیده است. این گروهک که ظاهرا" از موش و گربه بازی با ارتش سفید خسته شده، در جلسه ای که به زعم خود بسیار محرمانه برگزار شد، کودتا را به عنوان سرگرمی جدید خود انتخاب کرد و همچون کودکی که از اسباب بازی جدید خود ذوق می کند، مرگخواران هم دچار ذوق زدگی خاص شده و هر یک با عصایی که ماری مفلوک به دور آن پیچیده شده در اجتماع به راه افتاده و با ارائه ی تئوری ها و توهمات با مزه ی خود، مسرت خاطر ملت همیشه در صحنه را سبب شدند.

در همین راستا، رادیو وزات به سرعت خبرنگار خود، جیمز سیریوس پاتر، را برای مصاحبه ای اختصاصی با وزیر به سوی دفتر ایشان روانه کرد. مطابق این گزارش ، وزیر (و وزارت) که در صحت و سلامت کامل به سر می بردند، با لبخند از مرگخواران تشکر کرد که با شوخ طبعی خود اسباب افزایش روحیه ی ملت جادوگر را فراهم نموده اند و به همگان توصیه نمود « با شرکت در بازی مرگخواران برای خود و خانواده لحظات شیرین و به یاد ماندنی را رقم بزنید... توی پرانتز... همر!» . همچنین خبرنگار ما گفتگویی با یکی از متخصصین عالی رتبه ی سنت مانگو ترتیب داد و او در حالی که از سلامت عقلانی مرگخواران به شدت ابراز نگرانی می کرد، از همه خواست تا با آنها همچون بیمار رفتار کنند و گفتند « مرگخواری جرم نیست، بیماری است!». همچنین این متخصص گرانقدر اسنادی بسیار محرمانه را در اختیار خبرنگار ما قرار داد که مهر تائیدی بر بیمار بودن آنها می باشد و تنها همین بس که مرگخواری به نام بلیز زابینی از بیماران باسابقه ی این شفاگر می باشد.

[spoiler=پرونده ی بلیز زابینی در سنت مانگو]فوق محرمانه[/spoiler]



مدیریت رادیوی وزارت توصیه های شفا بخش این متخصص را با آغوش باز پذیرفته و مرگخوارانی که با اعتماد به نفس تمام برای تصاحب رادیو می آمدند نه تنها با درهای بسته یا مقاومت کارمندان و محافظین مواجه نشدند، بلکه هر یک برای دقایقی چند اجازه یافتند که از این تریبون همگانی که روزانه چند صد میلیون شنونده دارد، به نشر افکار حاصل از بیماری خود بپردازند. دفتر رادیو وزارت همچنان به روی مرگخواران باز است، باشد که با تخلیه ی عقده های روانی خود هر چه زودتر راه بهبودی را پیدا کنند.


با تشکر ... رادیو وزارت

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط تد ریموس لوپین در 1387/4/17 16:01:00
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: رادیو وزارت!
ارسال شده در: دوشنبه 17 تیر 1387 14:38
نمایش جزئیات
آفلاین
بعد از فرار آلبوس سوروس پاتر و سقوط وزارت ، با وقت قبلی به سراغ بلیز زابینی در دفتر وزارت رفتیم تا با او مصاحبه ای انجام بدیم !

سلام آقای زابینی ، نظرتون در مورد وزیر فراری چیه ؟
من هم سلام میکنم به همه طرفدارا و این که کلا جیگرشونو در مورد آلبوس سوروس باید بگم که فردی کاملا نالایق و خز و ارزشی و بوقی بود که با تقلب و وعده معاونت به ملت ، ذهن ملت را فریب داد ! حالا هم که بوق شده رفته پی کارش .

در مورد کابینه تون میخوام بپرسم ، چه کسانی شما رو در انجام وظیفه خطیر وزارت یاری میکنن ؟
اون که فعلا به طور شدیدی محرمانه س ، اما باید بگم که تمامی کسانی که اصیل زداه باشن ، مخالف تردد ماگل ها و ماگل زاده در جامعه باشن ، مرگخوار باشن یا اهداف ضد محفل داشته باشن و بچه باحالی باشن ، مطمئن باشن در دریای عظیم رحمت من برای اونا هم جایی هست

آیا شما نامه های مردم رو جواب میدید ؟
بله ! و فرق من و آلبوس سوروس دقیقا در همون نکته س ! من هم نامه رو میخونم، هم جواب میدم ! تازه غلط های املایی و نگارشی طرف رو هم میگیرم و پست میکنم براش ، البته متاسفانه هنوز تمدن جامعه جادوگری پایینه ملت به جای ایمیل ، سه ساعت میشینن نامه مینویسن ، به هر حال ! باید یه نکته ای رو بگم که در زیر زمین وزارت ، میلیون ها نامه پیدا کردیم که همه باز نشده به اون جا فرستاده شده بود و هیچ اهمیتی هم بهش داده نمیشد و این بود شیوه کار این وزیر نامردمی !

اهداف و برنامه هاتون برای وزارت چیه ؟
تمامی ماگل ها و ماگل زاده ها از بین خواهند رفت ، کسانی هم که سر بریده شده افراد مذکور را بیاورد مقادیر زیادی گالیون هدیه خواهد گرفت !
در حقیقت هدف من راحتی و آسایش جادوگراس ، برای همین به هر جادوگر اصیل شونصد گالیون ماهانه داده میشه و علاوه بر اون کاهش قیمت مسکن و کاهش تورم رو خواهیم داشت !

حرف آخر ؟
قلب من برای مردم میتپه !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط تره ور در 1387/4/17 15:07:00
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: رادیو وزارت!
ارسال شده در: دوشنبه 17 تیر 1387 13:29
نمایش جزئیات
آفلاین
دین دین دین دییییییین! اخبار!

سلام ... جیمز سیریوس پاتر هستم و با این دسته از خبر های جدید کشور در خدمت شما خواهم بود !


خلاصه ی اخبار :


بازدید وزیر مردمی از محله ی پایین شهر و شنیدن سخنان مردم فقیر این محله و انجام اولین اقدامات دولتی برای جلوگیری از گسترش فقر بین آنها .


دی دین .

دستگیری چند مرگخوار شورشی که با مواد غیرمجاز قصد عبور از مرز های کشور را داشتند به وسیله ی سربازان گمنام وزارت !

دی دین .

اجرای طرح چوبدستی های هسته ای ، برای اولین بار و به همت وزیر مردمی و دانشمندان وزارت در کشور !

دی دین .

دیدار نخست وزیر مشنگ ها و پرزیدنت پاتر در کاخ وزارت ، همچنین تشکر وزیر مشنگ ها از آقای پاتر برای ایجاد دنیایی امن و بی دغدغه برای مشنگ ها !


دی دین .

استعفای سرمربی تیم کوییدیچ پرسپولیس و بازگشت بلافاصله ی وی .

دی دین .

و
پراکنده شدن شایعه ها ی جدید و مضحکی توسط لرد و مرگخورانش مبنا بر تسلطشان بر وزارتخانه ! ( )چارلی ویزلی ، مدیر مجله ی شایعه سازی هاگزمید اظهار داشت به زودی خبر های قبلی این تاپیک را به مجله ی شایعه سازی ! منتقل خواهد کرد !


با ما باشید با شرح کامل خبر های امروز ...

جیمز سیریوس پاتر - خبرنگار رسمی وزارت - کوآلالامپور !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جیمز سیریوس پاتر در 1387/4/17 13:39:18
Re: رادیو وزارت!
ارسال شده در: دوشنبه 17 تیر 1387 13:25
نمایش جزئیات
آفلاین
صدای استاد ققنوس در پرده گوشهای ملت طنین انداخته و باعث احساساتی شدن ملت گردید.بعد از اندک ساعاتی آی و های آهنگ به آخر رسیده و صدای فردی بس خز بگوش ملت جادوگر رسید:
شنوندگان عزیز و ارجمند بعد از کردن...پخخ... منظورم کردن سلام و فرستادن درودی بر وزیر همیشه کلاه بوقی بر سر،به خبر..پخخخخخ پوووخ پخیییییل


شنوندگان گوشهای مبارک را همچون کنه به رادیوی خود چسبانده و منتظر صدای بس خز گوینده شدند.در همین حال بودند که صدایی سرد و خشک از رادیو بگوش رسید.صدایی به سردی چای یخ زده و به خشکی نون لواش:
اهم اهم...چی؟روی ایر هستیم؟یک دو سه یک دوسه امتحان میکنیم.بینندگ...شنوندگان عزیز با عرض سلام و کروشیو فراوان،این جا،من،لرد سیاه رسما اعلام میکنم که وزرات را در چنگال خود گرفتیم.درست همچون سیاه تی وی(جادوگر تی وی قدیم).و از اون جایی که این اتاق نیز جزو یکی از هزاران اتاقهای وزارت میباشد،این اتاق نیز در تصرف لرد بسر میبرد.بمناسبت این اتفاق بزرگ و خجسته،اولین برنامه امروز سخنرانی لرد کبیر و وزیر فعلی وزارت،بلیز زابینی میباشد.


مکثــی نمود.صدای خش خش کاغذ از پشت رادیو بگوش میرسید.سرفه کوتاهی کرد و ادامه داد:
ای ملت جادوگر،ساحره ها و سایر جک و جانوران(از جمله سفیدان)
اینک که لرد کبیر،وزارت را نیز به سیاهی کشانده و چراغ روشنیتش را شکست،و وزیر بس مردمی که از قضا دست راست لرد نیز میباشد را به صندلی وزارت نشاند،برنامها و نقشهای بس خفن وسیاه برای شما عزیزان دارد.ابتدا به احترام لرد یک کروشیو ختم نموده و بعد مثل یک انسان سیاه یک گوشه نشسته و نموره ای ولوم به رادیو خود بدهید.


اهم اهم.اولین برنامه لرد کبیر بعد از نشاندن بلیز بر روی صندلی وزارت و مراجعه نمودن به مرلینگاه،اخراج کردن این جیمز هری...سوروس پاتر میباشد.بجای این شخص بوقی،که همش آواداکدابرای تقلبی در چت باکس به ما میزند،نقشه داریم یک مرگخوار بس خفنز را جایگزین وی کنیم. دمین نقشه ما،باز کردن مجدد خوابگاه کارکنان وزارت میباشد.حال شما را در خماری تنها میگذاریم تا حالش را ببرید.این شما و این هم وزیر مردمی.


صدای تشویق ساختگی ملت از پشت بلندگوهای رادیو شنیده شده و ملت را بس هیجان زده نمود.خش خش جابجا شدن دو فرد(صدای خش خش رداها) بگوش رسید. پس از چندی صبر،صدای مردمیِ مردی،سیاهی و مدیریت را بیاد مردم آورد:
یا لرد.سپاس فراوان که لطف شما،همچون همیشه شامل حال ما شد و مارا بر روی صندلی نشانید.سرتون رو درد نمیارم که مرلینی نکرده شما نیازی به دکترو درمونگاه پیدا نکنید.فقط میخوام بگم که ما قدرت خودمون و رول نویسیمونو در مأموریت قبل نشون دادیم.نه ژآنگولری بازی دراوردیم و نه کارهای دیگه. تا برنامه ای دیگه از شما سیاهان عزیز مرلین حافظی میکنم . کودتا شروع شد!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: رادیو وزارت!
ارسال شده در: دوشنبه 17 تیر 1387 12:56
نمایش جزئیات
آفلاین
- اه. استر بپر اون رادیو رو روشن کن. ببینم دنیا دست کیه!
- چرا من همش باید کارا رو انجام بدم!

استر از جاش بلند میشه و میره رادیو رو روشن میکنه و همزمان به حرف های عله هم گوش میده: چون من عله ی کبیر هستم... اگه کار نکنی نه تنها نظارت گریف رو ازت میگیرم بلکه .... با سیم سرور هم سیاهت می کنم... نمید رو که می شناسی!!!

- خششخخخخشخشخخخ....شوسیس...ولولولولولو... ( افکت تنظیم موج رادیو!).... سقوط کرد. طی خبرهای رسیده از خبرنگار رسمی صدای لندن در لندن! آلبوس سوروس پاتر وزیر ، طی عملیاتی انتحاری توسط بلیز زابینی سرنگون و بلیز زابینی به عنوان ناجی ما ، کلاه وزارت را بر سر گذاشت. در این بین از چند مفسر دعوت نموده ایم. آقای تانکیان صدای من رو می شنوید.

عله با شنیدن نام تانکیان با خشانت به رادیو خیره میشه.

پس از لحظاتی، صدای سرژ به صورت مستقیم از رادیون به گوش میرسه:

- سلام به ملت! سلام به ملتی که در حال مبارزه با آستکبار مدیران، آستکبار جهانی و... و اینا هستند. خدمتتون عرض کنم که آسپ کارهای خوبی انجام داد از جمله دایر کردن کلاس های دامبل و دایر کردن کلاس های دامبل و دایر کردن کلاس های دامبل!!! می بینید در همینجا، سه مورد از برنامه های ارزشمندش رو نام بردم! ولی در عوض کاری های بدی هم انجام داد... از جمله وارد کردن واکس ب.ک از کشورهای آسلامی که باعث شد بسیاری از مردم ...


صدای سرژ قطع میشه و صحبت هاش ناتموم باقی میمونه.

عله: استر بپر ببین این رادیو چش شده!!
استر:
عله:

استر با خشانت و در حالی که چهره اش سرخ شده میره و رادیو رو وارسی میکنه.

- نمی دونم!

عله به این صورت به استر نگاه میکنه و بعد با یک حرکت دست به معنی " بچه پررو بیا بشین، هیچی بلد نیستی!! " و " بوقی!" به استر اشاره میکنه.

استر:

هنوز استر روی کاناپه ی مدیریتی ننشسته که صدای رادیو دوباره به گوش میرسه:

- شنوندگان عزیز برای لحظاتی ارتباطمون با شما و به خصوص با سرژ عزیز قطع شد، حیف که دیگه نمی تونیم، صحبت های ایشون رو بشنویم. خوب میریم سراغ مهمان بعدی برنامه ، یعنی گابریل دلاکور، .... هان؟.... که در گذشته چشم راست لرد بودند؟


صدای گابریل از رادیو به گوش میرسه که مشخصه از طریق تلفن ، ارتباط بر قرار کرده.

- بله... من چشم غاست لغد بودم... ولی دیگه نیستم ...غاستش غو بکاین، از این به بعد می کاستم به بلیز دغ این بین کمک کنم...غغغغغغغغغغغغ....غاغاغاغواغغاغغاغاغ... بهع کی این متن من غو دستکاغی کرده؟ چرا این قدر غ داره؟؟!!

و صدای خنده های مرموزی به گوش میرسه که بی شباهت به صدای خنده های مرگخواران نیست. و مشخصا در پس زمینه ی صدای گابریل قرار داره.

- دمت گرم خیلی حال داد!

- نه بابا ایده اش از تو بود!!


صدای رادیو دوباره قطع شد!!



______________________________________________________

پ. ن: ترجمه سخنان گابریل برای علاقه مندان:

بله ... من چشم راست لرد بودم... ولی دیگه نیستم... راستش رو بخواین ، از این به بعد می خواستم به بلیز در این بین کمک کنم...رررررررررررررر....راراراروارواراع...بهع کی این متن من رو دسکاری کرده؟ چرا این قدر ر داره؟؟!!



ممنان...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مورگان الکتو در 1387/4/17 12:59:04
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: رادیو وزارت!
ارسال شده در: دوشنبه 17 تیر 1387 12:40
نمایش جزئیات
آفلاین
دین دین دین دییییییین! اخبار!

- سلام ... من جیمز سیریوس پاتر هستم ... با سقوط وزارت سحر و جادو از این به بعد من مجری این موج پر شنونده میباشم ... با هم بشنویم چند خبر از حاشیه کودتای دیروز!

- وزیر سابق ... آلبوس سوروس پاتر که دیشب از مجرای فاضلاب فرار کرده بود صبح امروز در یک تور ماهی گیری گیر افتاد ... او ابتدا ادعا میکرد که هشت پا نیست و او وزیر مردمی هست اما ماهیگیر شدیدا تکذیب میکرد و میگفت وی یک نمونه نادر از هشت پاهای این سواحل هست و معتقد بود آخرین باری که نمونه مشابهش در این آب ها دیده شد زمانی بوده که پدر بزرگش در حالی که تنها پونزده سالش بوده به ماهیگیری میره و میتونه چنین سید ارزشمندی را بدست بیاره.

- خبر دیگر آنکه در طی سقوط وزرات سحر و جادو ما شاهد اجتماع گسترده مردم در پارک ملت بودیم که با دخالت مامورین وزارت سحر و جادو به خشونت کشیده شد. با هم میشنویم:

- آآآآآآآآآآآآییییییییییییییییی جیـــــــــــــــــــــــــــغ بوووووووووووم! ولش کن! کشتــــــــــــــــــیش! دنــــــــــــــــــــــگ.

- همچنین خبر رسیده که وزیر سحر و جادوی جدید تصمیم بر آن دارد که اصلاح نژادی انجام دهد به این صورت که تمام ماگل ها و مشنگ زاده ها را تحت کنترل قرار داده و آنها را از جامعه جادوگری خارج کند .. همچنین شایعات حاکی از آن دارد تا چند روز آینده شکار مشنگ زاده ها آزاد میشود ... متقاضیان باید برای گرفتن مجوز برای حمل اسلحه های شکاری به بخش بعدی خبر توجه فرمایند.

- غول بی شاخدم گلگومات در طی حملات دیروز از پای درومد ... این غول بیستو پنج فوتی در حالی که سعی داشت از جان وزیر پیشین دفاع کند به هلاکت رسید! گفته میشه که از الان استخون شناسان زیادی در اکثر نقاط کشور خواهان دریافت جسد این غول میباشند ... در مضایقه امروز هم قیمت جسد این غول به رقم بی سابقه 1000000000$ رسید و این در حالیست که مزد وی در زمان خدمت به وزارت از روزی 10$ تجاوز نمیکرد.

- و مردی ادعا میکند که با سقوط وزارت ارزشمند ترین شاگرد خودش را از دست داده ... این مقام بلند پایه که دارای چند متر ریش و عینک نیم دایره ای و دماغ عقابی شکسته و چشمهای آبی هست و نخواست نامش فاش بشود اظهار داشت .. آلبوس سوروس با استعداد ترین شاگردش بوده و حالا که او نمیتونه در کلاسهاش حضور پیدا کنه شکایت خود را به دادگاه میبره ... وی سه روز به وزیر سحر و جادوی جدید فرصت داد تا وزارت را تحویل بدهد تا آلبوس سوروس پاتر دوباره در کلاس های خصوصی حضور پیدا کند.

و در آخر ... با سقوط وزارت .. هم زمان تمام بحران های سیاسی و اجتماعی از بین رفته و ما دیگه نه تنها افزایش تورم نداریم بلکه کاهش تورم هم داریم ... و قیمت ریال با سرعت روبه افزایش هست به طوری که براورد میشه تا روزهای آتی ارزش ریال از دلار آمریکا هم سبقت بگیرد ... پایین آمدن قیمت خونه و کالاها عم از خوردنی و عم از پوشیدنی از دیگر تاثیرات مثبت وزارت جدید است که ما این را به فال نیک میگیریم.

تا بخش بعدی خبر با ما باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: رادیو وزارت!
ارسال شده در: دوشنبه 17 تیر 1387 11:53
نمایش جزئیات
آفلاین
... صفحه سیاه و سفید می شه و سپس شخصی ظاهر می شه و می گه :
- لطفا هر چه زودتر صدای ما را در رادیو وزارت بشنوید

... مردی که لحظاتی پیش یک جمله را در تلوزیون وزارت گفته بود ، غیب شد و تصویر به سرعت سیاه شد و تلوزیون های تمام جهان خاموش شدند و رادیوها روشن شدند ...


- طبق خبری که همین الان بدست ما رسید ، مأمورین وزارت در وزارت سحر و جادو به مقابله با شورشیان و مرگخواران پرداختند ، ولی متأسفانه شکست بزرگی را متقبل شدند و وزارت را تسلیم مرگخواران کردند . امروز ما یه مهمان خیلی خوب داریم که ترجیح می دم هر چه زودتر با ایشون آشنا بشیم و نظرشونو بدونیم .

سکوتی بر فضای رادیو حکمفرما شد و سپس مجری صحبتش را اینطور ادامه داد :
- بلیز زابینی ، وزیر جدید و سر دسته ی شورشیانی که با کارها و اعمال نادرست وزارت سحر و جادو مبارزه می کنند . سلام می کنم به شما دوست عزیز که این اوقات را با ما سپری می کنید .
- منم سلام عرض می کنم خدمت تمامی مرگخواران و شورشیان عزیز و درود من به لرد ولدمورت کبیر و لعنت من به محفل ققیان
- خب ... می خواستیم نظر شما رو درباره فعال شدن ناگهانی وزارت بدانم . چی شد که یه دفعه وزارت فعال شد و عامل این چی بوده ؟
- خب . اول باید بگم که آل سو پاتر ، یا همون وزیر ... وزیر که نه ، که البته یه محفلیه و از سران محفله ، یه جاسوس بین مرگخوارا قرار داده که خب ما هنوز نتونستیم اونو شناسایی کنیم . ولی حملات ما انقدر سهمگین هست که اونا چه بدونن چه ندونن فرقی به حالشون نمی کنه . وقتی که جاسوسشون بهشون خبر داد که اگه انقدر خز بمونن و ارزشی بازی در بیارن ما حمله می کنیم ، اون سعی کرد تا با افراد ، معاونین ، مأمورین و وزرانش این انجمن را فعال کرده ، تا از حمله ی ما که او را سرنگون می کند جلوگیری کند ... که البته ما این تصمیم را خیلی وقت پیش گرفتیم . و حالا داریم حملات سهمگینی می کونیم
- بله ! بله ! خب ، نظر شما در رابطه با عشق پرسی ویزلی ، یکی از مرگخواران به دامبلدور که ریاست کل محفل است در این جنگ اثری دارد ؟
- خب ... پرسی ویزلی به عنوان دست چپ لرد ، سوگند رو خورده که در طی این جنگ هیچ ارتباطی با آلبوس دامبلدور نداشته باشه و حتی از فاصله یک صد کیلومتری (واحد مشنگی) هم به چشمان او نگاه نکند و لا غیر !
- بله ! بله ! آیا لرد خودش شخصا نمی خواد به عنوان وزیر بر سر جای وزارت بنشیند ؟ چرا شما را بر این منصب می نهد ؟
- لرد ولدمورت خیلی بزرگوارن و چون سرشان شلوغ است و دل مشغولی های زیادی نیز دارند ، سعی کرده اند تا هر کاری را به یکی از مرگخواران بسپارند تا به آنها هم میدان دهد و این تنها دو ایکس لارج بازی لرد ولدمورت را نمایان می کند .

ناگهان صدای عـــــاااااااااااااااااااااقــــی می آید و بلیز زابینی در ادامه می گوید :
- اینطور که پیداست ، جنگی دیگر در راه است . من باید بروم ... سایه لرد تا ابد مستدام باد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: رادیو وزارت!
ارسال شده در: دوشنبه 17 تیر 1387 10:40
نمایش جزئیات
آفلاین
ساعت 12 اينجا لندن ، صداي وزارت سحر و جادوي بريتانيا
ما همه پيرو خط آلبوسيم بر ...
- من لي جردن به همراه همكارانم در بخش خبر هاي نيمروزي در خدمت شما هستيم . از عصر ديروز وزارت
صحنه حمله ي عده اي از مرگخواران بود كه با كمك عوامل نفوذي خود قصد تسخير وزارت خانه را داشتند خوشبختانه اين گروه نتوانستند به هدف شوم خود برسند و هم اكنون كه من با شما صحبت مي كنم وضع به حال عادي خود برگشته و اين گروه كاملا متلاشي شده. حال به گوشه اي از اقدامات ديروز مرگخوار ها مي پردازيم.
صبح ديروز عده اي مرگخوار سوار بر جارو هاي خود بر فراز شهر لندن به پرواز در آمدند و باعث ايجاد رعب و وحشت در جامعه ي ماگل ها شدند.اين جادوگران خود فروخته با پخش اعلاميه هاي تفرقه آميز در محله هاي جادوگر نشين قصد جدا كردن مردم از وزير بسيار بسيار مردمي را داشتند .خلاصه اي از اين اعلاميه ها به شرح زير تقديم به شما مردم خون گرم و وزير دوست :

مردم آگاه و اصيل لندن به پا خيزيد ، بيدار شويد تا به كي ذلت ؟ تا كي استبداد؟ شورش كنيد. اين وزير خائن را با قدرت بي حد حصر خود سرنگون كنيد. جامعه ي اصيل با اقدامات اين فرد در خطر جدي به سر مي برد هيچ مي دانيد چه كسي وزير شماست؟ آيا به اين موضوع فكر كرده بوديد؟
آيا فردي كه هر شب به ديدار آلبوس دامبلدور مي رود فرد قابل اعتماديست؟
هيچ مي دانيد بچه هاي شما كه همه روزه از منازل دزديده مي شون به كجا برده مي شوند؟
حال كه نمي دانيد بگذاريد ما شما را آگاه كنيم ، با دستور اين فرد فرزندان شما از خانه هايتان دزديده مي شوند تا نزد دامبلدور برده شوند. اين وزير به اصطلاح مردمي يك باند قاچاقچي كودك به راه انداخته!

- متاسفانه به دليل به كار بردن كلمات نامناسب قادر به ادامه ي خواندن اين اعلاميه نيستيم ! گرچه اينها فقط يك مشت شايعه ي بي پايه و اساس بيشترنيستندو اصلا نبايد به آنها توجه كرد! و هم اكنون توجه شما را به ادامه ي خبر هاي اين بخش جلب مي كنم. بله هماطور كه اطلاع داريد... آه به خبري كه همكارانم همين حالا به من دادند توجه كنيد طبق آخرين خبر ها وزارت خانه سقوط كرد و طرح كودتا ي مرگخواران پيروز شد!
مي گفتم تمام خبر هايي كه در مورد آلبوس سوروس گفتم حقيقت محض بود!

در از جا كنده شده و مرگخواري گردن كلفت وارد استديو ي خبري مي شود.شيشه ي محل مجري را مي شكند و به جاي در از آنجا به داخل مي پرد . لازم به ذكر است او كلك همه ي افراد حاضر در استديو را كنده و حالا نوبت به لي جردن مي رسد.
- ببينم لي جردن حالت چطوره؟
- خ ...خو ...خوبم ...من داشتم مهر تأييدي به گفته هاي شما در اون اعلاميه ها مي زدم!
- جدا... آه تو چقد شيطوني پسر!
- باور كن دارم جدي مي گم...
- خيلي خب باشه من بايد برم كار دارم بايد دفتر بليزو آماده كنم اون يه گفتگوي راديوييم اينجا داره... آواداكداورا...
شيشششش...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آمیکوس کرو در 1387/4/17 10:43:46
تصویر تغییر اندازه داده شده

خاطرات جادوگران...روز هاي اشتياق،ترس،فداكاري ها و ...
Re: رادیو وزارت!
ارسال شده در: دوشنبه 17 تیر 1387 08:31
نمایش جزئیات
آفلاین
امریکای شمالی- جایی در میان جنگل انبوه- دفتر وزیر سحر و جادوی سرخپوستها

وزیر سحر و جادوی سرخپوستها نامه ای را به دست مشاورش می دهد و می گوید:

- رعد و برق صورتی! تو باید این را برد و فرستاد برای سفیر ما در لندن.
- این چی بود؟
- این حکم تعطیلی سفارت ما در لندن بود.
- شما خواست سفارت رو تعطیل کرد، جناب وزیر؟!
- بله.
- میشه پرسید چرا؟
- بله.
- چرا؟
- چونکه رفتار سفیدهای انگلیسی با سرخ های امریکایی خوب نبود. آنها قصد تحقیر ما را داشت. وزیر بوقی شان برای ما دعوتنامه ی شرکت در همایش بزرگ جادوگری فرستاد.
- خب،اینکه خوب بود.
- اولش خوب بود. ولی وقتی کیلومترها را سوار بر عقاب های تنومند پیمود و جلوی در وزارت رسید و دید که در یخ زده بود و باید از مرلینگاه وارد ساختمان شد، خواهی فهمید که خیلی هم خوب نبود. تازه! اصلا همایشی در کار نبود. همش سر کاری بود.(1)
- اوه! چه بی ادبانه!
- بله! بی ادبانه بود! اما از آن بی ادبانه تر طرز برخورد وزیر سفیدها با سرخ ها بود.
- مگر طرز برخورد او چگونه بود؟
- تو ندانست؟! پس خوب نگاه کرد:

فلش بک

وزیر سحر و جادوی سرخپوستها و هیئت همراهش در سالنِ بیرون دستشویی ایستاده اند و در حال خشک کردن لباس های عجیب غریبشان هستند که در مسیر مرلینگاه خیس شده است.
آلبوس سوروس پاتر نیز به همراه رئیس اداره امور بین الملل جادوییش جلوی آنها ایستاده است. رئیس اداره سرخپوستها را به وزیر معرفی می کند:

- خب، جناب وزیر! ایشون "آسمان آبی" هستن؛ وزیر سحر و جادوی سرخپوستا.
ایشون هم معاون اولشون هستن؛"در پاره ای نقاط ابری".
نفر بعدی آقای "وزش بادهای موسمی" هستن؛ معاون دوم ایشون.
و نفر سوم "همراه با گرد و غبار پراکنده" هستن که معاون سوم ایشونن.
نفر چهارم...

آسپ: (2)
ملت سرخپوست:

پایان فلش بک

- اوه! جناب وزیر. نحوه ی برخورد وزیر سفیدها واقعا بی ادبانه بود.
- بله! تازه بعدش آسپ پرهای کلاه های مارو مسخره کرد و به دستیارش گفت که باید با ما یک قرارداد، جهت تامین قلم پر انگلستان بست.
- حق با شما بود،جناب وزیر. ما باید سفارت خودمون در لندن رو بست.

رعد و برق صورتی با گفتن آخرین جمله از دفتر خارج می شود و وزیر هم رادیو را روشن کرده و آن را روی موج لندن تنظیم می کند:

دینگ دینگ دینگ
ساعت هشت بامداد. اینجا لندن است. صدای وزارت آلبوس سوروس پاتر

- با عرض سلام خدمت شما شنوندگان عزیز! با آرزوی سلامتی و بقای وزارت برای وزیر مردمی، بنده لی جردن با مشروح اخبار این ساعت در خدمت شمایم:

طرح شیطنت آمیز کودتای مرگخواران با شکست مواجه شد.
دیروز جمعی از مرگخواران بوقی به سرکردگی لرد همیشه کچلشان با تصور اینکه می توانند وزارت را تحت سیطره ی خویش دربیاورند، به خیال خودشان به وزارت حمله کردند.
اما با تدابیر به جا و به موقع و دفاع جانانه کارآگاهان و ارتش جان بر کف وزارت این حمله ناکام ماند و مرگخواران کشته، زخمی، اسیر، مفقودالاثر و در کل بوق شدند.

اما متعاقب این حمله شایعاتی در جامعه ی جادوگری منتشر شد مبنی بر اینکه آلبوس سوروس پاتر از قدرت ساقط شده و مرگخوار بلیز زابینی وزارت را به دست گرفته است.
همچنین شایع شده بود که تمامی ارتش وزارت توسط مرگخواران اغفال(3) و یا نابود شده اند و وزیر مردمی نیز پس از شکنجه شدن توسط مرگخواران وزارت را رها کرده و از طریق دریچه ی تخلیه ی حوض برادران جادویی، گریخته است.

ما همینجا تمام این شایعات را تکذیب کرده و اعلام میداریم اوضاع تحت کنترل بوده و همه جا امن و امان است.(4)

بووومممممممم.(صدای انفجار از داخل استودیو شنیده می شود.)

- بله! اوضاع تحت کنترله. ولی تحت کنترل مرگخواراست. موهاهاهاهاهاها!
- شما کی هستین؟ چی می خواین؟
- برو اونور بوقی! اون میکروفونو بده من، وگرنه می کشمت.(5)
- نه! من تا پای جان از کیان وزارت دفاع خواهم کرد. من با عشق و اکسپلیارموس در برابر شما مرگخواران ناجوانمرد ایستادگی خواهم....
- آواداکداورا.


صدای خش خش و حرکت از داخل رادیو به گوش می رسد و لحظاتی بعد:

- ملت جادوگر! مرگخوار صحبت می کنه. اینجا استودیو رادیو وزارت و آخرین جاییه که توسط مرگخواران فتح شد.
ما مرگخواران اعلام می کنیم؛ تمام شایعاتی که این بوقی خدابیامرز گفت صحت داره و بلیز زابینی وزیر جدید جامعه ی جادوگریه. به نفع خودتون و خانوادتونه که در برابر وزیر انتخابی ارباب لرد ولدمورت کبیر سر تسلیم و تعظیم فرود بیارین در غیر اینصورت ممکنه علامت شوم بالای خونه ی خودتون و فک وفامیلاتون بدرخشه.
فعلا خبر جدیدی نیست. تا بخش بعدی خبرها توجه شما رو به ترانه های غیرمجاز در زمان وزارت آسپ(6) جلب می کنیم.
پیتر! یه دوتا ترانه بذار ملت حال کنن!(7)


"آسمان آبی" بهت زده رادیو را خاموش می کند و با کله از دفترش بیرون می جهد تا از بسته شدن سفارتشان در لندن جلوگیری کند.
او به این نتیجه رسیده است که کار با سیاهان انگلیسی رسمی تر و حرفه ای تر از مراوده با سفیدان انگلیسی است.(8)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مورفین گانت در 1387/4/17 8:35:25

هورکراکس را به خاطر بسپار؛ ولدمورت مردنیست!
Re: رادیو وزارت!
ارسال شده در: یکشنبه 16 تیر 1387 16:46
نمایش جزئیات
آفلاین
ماموريت محفل:

خششششششششش...با...خشششش...سلام خدمت بينندگان...نه! خدمت شنوندگان عزيز.
اميدوارم كه حال شما خوب باشه. هم اكنون شما را در جريان خبرهاي روز ميگذارم. با ما همراه باشيد.
( صداي موسيقي : لالا لالا...لاااا..)
_ بله.محفليها موفق شدند تعدادي از مرگخواران را دستگير كرده و به وزارتخونه تحويل دهند.
خبري كه به دست من رسيده به اين شرح ميباشد:

گروهي از مرگخواران در كافه ي بزرگي جلسه تشكيل داده بودند. آن هم بدون دادن اطلاعي به لردسياه.
اين مرگخواران كه تعدادشان به 18 نفر ميرسيد ، در اين كافه كه در كوچه ي ناكترن قرار دارد ، جمع شده بودند ، تصميم داشتند بر عليه محفليها شورش كنند.
اما محفليها از جريان نقشه ي آنها با خبر شدند. آنها تصميم داشتند كه خود را به كوچه ي ناكترن رسانده ، و وارد كافه شوند و مرگخواران را دستگير كنند.
محفليها كافه ي مورد نظر را پيدا كردند ، اما سران محفل ابتدا دستور به حمله ندادند.
مدتي كه گذشت ، محفليها به درون كافه ريختند و بين آنها درگيري اتفاق افتاد.
3 مرگخوار به شدت آسيب ديدند و نزديك بوده كه كشته شوند.
محفليها بالاخره موفق شدند مرگخواران را دستگير كرده و به وزارتخانه تحويل دهند.
لرد سياه ، به شدت از ناديده گرفتن كارهاي مرگخواران اظهار پشيماني كرد و خطاب به مرگخواران خود گفت:
هركاري كه ميكنيد بايد به من اطلاع داده بشه و با اجازه ي من عملي بشه.
مرگخواران كه از اين موفقيت محفليها ناراحت بودند به خود قول دادند كه ديگر بدون اجازي لرد سياه دست به كاري نزنند.

اين هم از جريان اين خبر مهم و هيجان انگيز. حالا به گفت و گو با ريموس لوپين در رابطه با اين جريان ميپردازيم. چون ايشون شاهد تمام اين ماجرا و يكي از محفلي ها بودند:
سلام ريموس لوپين عزيز.
_ سلام ميكنم به شما و دوستداران محفل ققنوس.
لطفا به ما بگيد كه چه طور از وجود اون مرگخواران با خبر شديد.
_ اين جزو كارهاي سري ماست و ما اجازه ي گفتن اين موضوع رو به خودمون نميديم.
متوجه هستم. حالا به ما درباره ي اون كافه بگين. چه برخوردي با اونها داشتيد و چه طور موفق شديد؟
_ ما اونا رو غافلگير كرديم. وقتي كه ما وارد شديم ، اونا با ديدنمون شكه شدند. بعد چوبدستي هايشان را برداشتند و به طرف ما گرفتند. اما سرعت عمل ما زياد تر بود و ما خيلي سريع به اونها طلسم شليك ميكرديم. همون طور كه اونها شليك ميكردند. ما قصد زخمي كردن اونها رو نداشتيم. ما ميخواستيم اونها رو دستگير كنيم. بدون جنگ و خونريزي. اما خودشون ميل به جنگيدن داشتند و ما هم با اونها مقاومت كرديم. همون طور كه ميدونين 3 مرگخوار به شدت در طي اين جريان آسيب ديدند.
بالاخره اونها تسليم ما شدند و ما موفق شديم اونها رو دستگير كرده و به وزارتخانه ببريم.
ممنون از اينكه به ما در اينباره توضيح داديد. حرف پاياني؟
مدتي سكوت برقرار شد.
_ اميدوارم شاهد موفقيت هاي ديگر محفل ققنوس باشيم. خداحافظ.
با ريموس لوپين عزيز خداحافظي ميكنيم. تا برنامه ي ديگه و خبرهاي ديگه...خداحافظ.
( دي..دي..ديـــــــــننننگ)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خوشبختي به سراغ كسي مي رود كه فرصت انديشه درباره ي بدبختي را ندارد.