امریکای شمالی- جایی در میان جنگل انبوه- دفتر وزیر سحر و جادوی سرخپوستها
وزیر سحر و جادوی سرخپوستها نامه ای را به دست مشاورش می دهد و می گوید:
- رعد و برق صورتی! تو باید این را برد و فرستاد برای سفیر ما در لندن.
- این چی بود؟
- این حکم تعطیلی سفارت ما در لندن بود.
- شما خواست سفارت رو تعطیل کرد، جناب وزیر؟!
- بله.
- میشه پرسید چرا؟
- بله.
- چرا؟
- چونکه رفتار سفیدهای انگلیسی با سرخ های امریکایی خوب نبود. آنها قصد تحقیر ما را داشت. وزیر بوقی شان برای ما دعوتنامه ی شرکت در همایش بزرگ جادوگری فرستاد.
- خب،اینکه خوب بود.
- اولش خوب بود. ولی وقتی کیلومترها را سوار بر عقاب های تنومند پیمود و جلوی در وزارت رسید و دید که در یخ زده بود و باید از مرلینگاه وارد ساختمان شد، خواهی فهمید که خیلی هم خوب نبود. تازه! اصلا همایشی در کار نبود. همش سر کاری بود.(1)
- اوه! چه بی ادبانه!
- بله! بی ادبانه بود! اما از آن بی ادبانه تر طرز برخورد وزیر سفیدها با سرخ ها بود.
- مگر طرز برخورد او چگونه بود؟
- تو ندانست؟! پس خوب نگاه کرد:
فلش بکوزیر سحر و جادوی سرخپوستها و هیئت همراهش در سالنِ بیرون دستشویی ایستاده اند و در حال خشک کردن لباس های عجیب غریبشان هستند که در مسیر مرلینگاه خیس شده است.
آلبوس سوروس پاتر نیز به همراه رئیس اداره امور بین الملل جادوییش جلوی آنها ایستاده است. رئیس اداره سرخپوستها را به وزیر معرفی می کند:
- خب، جناب وزیر! ایشون "آسمان آبی" هستن؛ وزیر سحر و جادوی سرخپوستا.
ایشون هم معاون اولشون هستن؛"در پاره ای نقاط ابری".
نفر بعدی آقای "وزش بادهای موسمی" هستن؛ معاون دوم ایشون.
و نفر سوم "همراه با گرد و غبار پراکنده" هستن که معاون سوم ایشونن.
نفر چهارم...
آسپ:

(2)
ملت سرخپوست:
پایان فلش بک - اوه! جناب وزیر. نحوه ی برخورد وزیر سفیدها واقعا بی ادبانه بود.
- بله! تازه بعدش آسپ پرهای کلاه های مارو مسخره کرد و به دستیارش گفت که باید با ما یک قرارداد، جهت تامین قلم پر انگلستان بست.
- حق با شما بود،جناب وزیر. ما باید سفارت خودمون در لندن رو بست.
رعد و برق صورتی با گفتن آخرین جمله از دفتر خارج می شود و وزیر هم رادیو را روشن کرده و آن را روی موج لندن تنظیم می کند:
دینگ دینگ دینگ
ساعت هشت بامداد. اینجا لندن است. صدای وزارت آلبوس سوروس پاتر
- با عرض سلام خدمت شما شنوندگان عزیز! با آرزوی سلامتی و بقای وزارت برای وزیر مردمی، بنده لی جردن با مشروح اخبار این ساعت در خدمت شمایم:
طرح شیطنت آمیز کودتای مرگخواران با شکست مواجه شد.
دیروز جمعی از مرگخواران بوقی به سرکردگی لرد همیشه کچلشان با تصور اینکه می توانند وزارت را تحت سیطره ی خویش دربیاورند، به خیال خودشان به وزارت حمله کردند.
اما با تدابیر به جا و به موقع و دفاع جانانه کارآگاهان و ارتش جان بر کف وزارت این حمله ناکام ماند و مرگخواران کشته، زخمی، اسیر، مفقودالاثر و در کل بوق شدند.
اما متعاقب این حمله شایعاتی در جامعه ی جادوگری منتشر شد مبنی بر اینکه آلبوس سوروس پاتر از قدرت ساقط شده و مرگخوار بلیز زابینی وزارت را به دست گرفته است.
همچنین شایع شده بود که تمامی ارتش وزارت توسط مرگخواران اغفال(3) و یا نابود شده اند و وزیر مردمی نیز پس از شکنجه شدن توسط مرگخواران وزارت را رها کرده و از طریق دریچه ی تخلیه ی حوض برادران جادویی، گریخته است.
ما همینجا تمام این شایعات را تکذیب کرده و اعلام میداریم اوضاع تحت کنترل بوده و همه جا امن و امان است.(4)
بووومممممممم.(صدای انفجار از داخل استودیو شنیده می شود.)
- بله! اوضاع تحت کنترله. ولی تحت کنترل مرگخواراست. موهاهاهاهاهاها!
- شما کی هستین؟ چی می خواین؟
- برو اونور بوقی! اون میکروفونو بده من، وگرنه می کشمت.(5)
- نه! من تا پای جان از کیان وزارت دفاع خواهم کرد. من با عشق و اکسپلیارموس در برابر شما مرگخواران ناجوانمرد ایستادگی خواهم....
- آواداکداورا.صدای خش خش و حرکت از داخل رادیو به گوش می رسد و لحظاتی بعد:
- ملت جادوگر! مرگخوار صحبت می کنه. اینجا استودیو رادیو وزارت و آخرین جاییه که توسط مرگخواران فتح شد.
ما مرگخواران اعلام می کنیم؛ تمام شایعاتی که این بوقی خدابیامرز گفت صحت داره و بلیز زابینی وزیر جدید جامعه ی جادوگریه. به نفع خودتون و خانوادتونه که در برابر وزیر انتخابی ارباب لرد ولدمورت کبیر سر تسلیم و تعظیم فرود بیارین در غیر اینصورت ممکنه علامت شوم بالای خونه ی خودتون و فک وفامیلاتون بدرخشه.
فعلا خبر جدیدی نیست. تا بخش بعدی خبرها توجه شما رو به ترانه های غیرمجاز در زمان وزارت آسپ(6) جلب می کنیم.
پیتر! یه دوتا ترانه بذار ملت حال کنن!(7)"آسمان آبی" بهت زده رادیو را خاموش می کند و با کله از دفترش بیرون می جهد تا از بسته شدن سفارتشان در لندن جلوگیری کند.
او به این نتیجه رسیده است که کار با سیاهان انگلیسی رسمی تر و حرفه ای تر از مراوده با سفیدان انگلیسی است.(8)