- به یه چیز خوب فک کن ، یه چیز خوب جیمز !
لب های جیمز می لرزید ، به ردای تدی چنگ زد ... چیز خوب؟ اتفاق خوب؟..
نوک موهای کوتاه و ارغوانی رنگ تدی یخ زده بود ، دیوانه سازها ، آن هم در بنگاه املاگ گرگینه ی صورتی ؛ (

) امکان نداشت !
چوبدستیش را بالا گرفت .
چهره ی ویکتوریا در لحظات و حالات مختلف از جلوی چشمانش عبور می کرد و او مدام گرگ نقره ای نثار ملت دیوانه ساز می کرد .
اما سپر های یک نفر کافی نبود .
- جیمز ؛ یه اتفاق خوب ، بجنب !
رنگ از رخسار جیمز پریده بود ، تا به حال آن قدر به یک دیوانه ساز نزدیک نشده بود ، خاطرات چند روز پیشش را در ذهن مرور می کرد ...
دیششش... ( افکت فلش بک در ذهن جیمز ) تصویر تار هری که در مقابل جیمز ایستاده و دستانش را به کمر زده بود مشخص شد .
دوربین پس کله ی جیمز را نشان میداد ، و ابهت پدرش را که در مقابلش قد برافراشته بود .
جیمز که جاروی کوچکی را در دست داشت ، با چشمانی اشک الود به بالا و چشمان پدرش خیره شده بود .
- خواهش میکنم بابا ، من بهترین بازیکن شدم ... بذار برم ، بذار برم طبسـ... چیز ! بلغارستان ! این یه مسابقه ی مهمه ، من میدونم که از پسش بر میام بابا .

هری اخمی کرد و سرش را تکان داد :
- نه جیمز ! حتی حرفشم نزن ! یوهاهاهاها !

من چقده ظالمم !
اشک در چشمان جیمز حلقه زد و به سوی اتاقش دوید .
( پایان فلش بک ) از پشت پرده ی اشکی که چشمانش را در بر گرفته بود می توانست دیوانه ساز ها را ببیند که نزدیک و نزدیک تر می شدند .
تدی دوباره فریاد زد : جیمز !!

دوباره چشمانش را بست ، خاطره ی سه روز پیش در مقابل چشمانش زنده شد :
صدای خود را می شنید که با هیجان فریاد می زد :
- و بعد من روی جارویم پریدم و در عین حالی که با لگد یک بلاجر رو از خودم دور می کردم اسنیچ رو گرفتم ، در ضمن حلقه ی سوم رو هم از گل نجات دادم و با سر یه ضربه به کوافل زدم که باعث شد شصتمین گل تیم ثبت شه !
جیمز با هیجان حرف می زد و دستانش را تکان میداد .
مشتاقانه منتظر عکس العمل مادرش بود . اما جینی تنها نیم نگاهی به او انداخته و سپس به سراغ تلویزیون رفت .
جیمز مات و مبهوت به بی توجهی مادرش خیره شد ...
- جیمز !!

فریاد تدی دوباره او را به خود آورد ، تدی صورتش را با دستانش پوشانده و زانو زده بود، دیوانه ساز ها نیز دورادورش را گرفته و به نوبت قلقلکش می دادند .
جیمز چوبدستیش را بالا برد ، با صدایی لرزان زمزمه کرد :
- اکسپکتو پاترونوم ...
اشعه ی نقره ای رنگ در دهان یکی از دیوانه سازها جای گرفت . :pint:
به دنبال یک خاطره ی خوب بود ... یک خاطره ی خوب ، دوباره تمام خاطرات اخیر به ذهنش هجوم برد :
در زمینی خشک و بی آب و علف ایستاده بود ، صدها جادوگر و ساحره را در مقابل خود می دید ... فریاد می زد :
- من به خاطرتون هر کاری کردم ، من رول نوشتم ، من خندوندمتون ! من دوستتون داشتم ! 
" جادوگران " نزدیک و نزدیکتر می شدند .
- ما قدر تو رو نمیدونیم جیمز ، تو یه بوقی ارزشی هستی !
- نه جیمز ، تو هیچی نیستی !
- تو فقط یه بچه ای جیمز کوچولو ... فقط یه بچه !
- هه هه ! ما قدر تو رو نمیدونیم جیمز . 
- رول های تو رو میخونیم ، می خندیم ، فقط همین ! تو ارزشی نداری جیمز ، رولهاتن که مهمن ، نه تو !
- ههه ، ما قدر تو رو نمیدونیم جیمز .
جیمز بغض کرد ، عقب و عقب تر رفت ، پشتش را به " جادوگران " کرد و دوید ، گریه کنان دور شد ...- جیمز...

ناله ی تدی بار دیگر او را به خود آورد ، با این ناله گویی خاطره ی دیگری در ذهنش جان گرفته بود .
در گوشه ای از تالار گریفندور نشسته بود ، زانو هایش را به بغل گرفته و به آرامی زمزمه می کرد :
- من تنهام ، همه یکی رو دارن... ولی من تنهام ، یه تازه وارد تنها...بدون هیچ دوستی .
- چرا تنها؟ پس من بوقم داداشی؟ =
سرش را بلند کرد ، تد ریموس لوپین ، یک سال چهارمی به او لبخند می زد ... آغاز دوستی !
....جیمز سرش را بالا گرفت و با خونسردی به دیوانه سازان چشم دوخت ، خاطره ی خوش را یافته بود ... چوبدستیش را بالا گرفت :
- اکسپکتوپاترونوم ! توپک کوچک نقره ای رنگی از چوبدستی جیمز سقوط کرده و ورجه وورجه کنان به سمت دیوانه سازها رفته و آنها را پراکنده کرد .

_____________________
1.اصطلاح عامه برای "وردهای کاربردی" چیست و به چه جور وردهایی اطلاق میشود؟ (2 نمره) " چشم بندی " - وردهایی که طیف خیلی گسترده ای رو شامل میشن در واقع باعث ظاهر شدن ناگهانی چیزی میشن که جادوگر در اون لحظه بهش نیاز داره.
2. دو شرط لازم برای حفظ اثر افسون پیوند خونی را بنویسید. (2 نمره)1. افسون مربوطه روی شخص نجات یافته توسط یک جادوگر نیرومند اجرا بشه.
2. از خانواده ی قربانی یک نفر اون فرد رو به عنوان عضوی از خونواده بپذیره.
3. سه شرط لازم برای پدید آمدن یک ورد را ذکر کنید. ریشه ی وردها بیشتر به چه زبانی بر می گردد؟( 2 نمره)اممم ، حقیقتا یادم نیس ، حالشم ندارم برم پیداش کنم ... ! برا اینکه شبیه یه امتحان واقعی بشه هم این سوالو جواب نمیدم !
4. افسون پیوند خونی در واقع برگرفته از کدام رسم غیر انسانی دوران باستان است؟ بطور کامل توضیح دهید.(2 نمره)اممم...من کپی پیست نکردما !

قربانی کردن،
جادوگران و انسان های های اولیه برای دور کردن دشمن و پلیدی ها گاهی یک نفر رو طی مراسمی قربانی می کردن تا خودشون در امان باشن اما بعدها خیلیها با این قضیه مخالفت کردن و گفتن خون بیگناه نباید ریخته بشه و همونا بنیانگذار افسون پیوند خونی شدند و افسون های پیچیده ای برای حفظش ایجاد کردن. بله آقای ویزلی؟ ..
5. دو مثال از وردهای کاربردی ذکر شده در کلاس و کاربرد آنها را بنویسید (2 نمره)ورد "آگوآمنتی" که باعث خروج آب میشه و "اینکارسروس" که دسته ای طناب از انتهای چوبدستی خارج میکنه که برا بستن ملت خوبه !
6. سه مورد قانون ذکر شده در کلاس مربوط به ایجاد اجسام را ذکر کنید. ( 3 نمره) 1. چیزی که لازم دارین رو توی ذهنتون مجسم کنیم
2. با چوبدستی به نقطه ای که میخوایم اون ظاهر بشه اشاره کنیم
3. بعد ورد مناسب رو بگیم

7. در نخستین جلسه ی کلاس، پروفسور لوپین با اجرای چه وردی و روی چه چیزی کلاس را متوجه حضور خودش کرد؟ اجرای این ورد روی آن شیء چه اثری داشت؟ ( 3 نمره)اممم .. یادم نمیاد... یه کاکتوس رو آدم کرد؟ شرمنده ، بچه ی درس خونی نیستم !
8. هر یک از موارد زیر را در یک خط تعریف کنید: ( 4 نمره)ورد و افسون: با چوبدستی میزنی به یه چیزی ، افسونش میکنی !
طلسم و نفرین: هوم؟ اینا ضد طلسم دارن ولی ورد و افسون ضد ورد ندارن..=. یه همچین چیزی بودا... نمیدونم

... عهه ، یکی به من تقلب برسونه !

پ.ن :
خسته نباشید استاد ، امیدوارم چیزی از چشمان مبارک مونده باشه !

حالا به خاطر پست من ، مشکلات صفحه ی سفید پیش میاد !