- هوی تد این یویوی منو ندیدی؟فک کنم باز این گرابلی برداشتتش. نمیفهمم چرا فکر میکنه یه موجود عجیبه.

- عجب بوقی هستی تو. مثلا پسر عله پ.... نه یعنی هری پاتر بزرگه. خب از جادوت استفاده کن.

- آچیو Pink Yoyo

هیچ اتفاقی نمیفته.
- گفتم آچیو Pink Yoyo

باز هم هیچ اتفاقی نمیفته
- آچیو Pink Yoyo.... آچیو آچیو آچیو آچیو
جیمز: جادوی من کار نمیکنه. چرا؟ تد تقصیر توئه. تو جادوی منو برای خودت برداشتی. تدیییییییییییییییییییییییییی

-
ای کوفت و مرض. خب بلد نیستی یه ورد جمع آوری بخونی. عین آدم بگو دیگه. آچیو James Yoyoتد: اهه چرا برا منم هیچکاری نمیکنه؟ زنووووووووووووف
-چتونه شما بابا نمیزارید دو دقیقه تمرکز کنم اونوقت هی مأموریت و فعالیت میخواید. چی میگید؟
تد:جادوی ما از کار افتاده.

- خوب به درک به من چه؟

تد و جیمز:

-
هان یعنی اینکه خب آخه نمیشه. شاید چوبدسّی* کس دیگه ای رو برداشتی؟-نه بابا، مگه میشه؟ تو هم یه امتحانی بکن ببینیم.
زنوف:اکسپلیارموس.
جیمز: هووو این مال بابای منه تو به چه حقی ازش استفاده میکنی؟ حداقل کپی رایتی چیزی
زنوف: بیشین بینیم حال نداریم.خودشم یه شکلک قفل گذاشته گفته استفاده نکنید یعنی کپی رایت بی کپی رایت اوکی؟. ولی صبر کن ببینم چرا هیچ اتفاقی نیفتاد با این طلسم؟؟؟
در این حین در باز میشه و گرابلی به سرعت جت میاد تو: جادوی من کار نمیکنه. فشفشه شدم.فشفشه شدم عرررررررررررررررررررررر. عررررررررررررررررر

زنوف و تد و جیمز:
لحظاتی بعد اتاق کنفرانس الف دال
- خب همونطور که میبینید به لطف آنیت ما قلعه هاگوارتز رو در اختیار گرفتیم و درنتیجه تونستیم الف دال رو گسترش بدیم(این داستان همانند نوشته های ژول ورن آینده را پیش بینی مینماید
)اعضا کف جیغ سوووت هورا

- اما مشکلی پیش اومده.متأسفانه امروز متوجه شدیم چندین نفر از اعضای الف دال از جمله خودم نمیتونن جادو کنن
اعضا کف جیغ سووت هوورا

- گفتم نمیتونیم جادو کنیم.
اعضا همچنان در جیغ و سوت غوطه ورند.
زنوف سعی میکنه با چوبدستیش صداشو بالا ببره و بطور ناگهانی این اتفاق میفته: گفتم نمیتونیم جادو کنیم
اعضا: خب پس چطوری الان جادو کردی؟ سرکارمون گذاشتی؟

زنوف درحالی که صداش دوباره به حالت عادی برگشته گفت: نمیدونم این خیلی ناگهانی بود. اصلا خودتون امتحان کنید.
اعضا: اکسپلیارمووووووس

جیمز که به خاطر نداشتن جادو هیچ کاری نمیتونه بکنه ضایع شدن حق پدرشو در آغوش میگیره و کلا صحنات حساسی پیش میاد در درونش و آن احساسات همانا و مرلینگاه پس از آن نیز همانا

لحظاتی بعد
- خب دیدید که من درست میگم. حالا باید کمی تفکر کنیم و در کتب جستجو کنیم و بدتر از همیشه نمیتونیم از جادو برای پیدا کردن کلمات مورد نظرمون استفاده کنیم. زمانشه مدتی مشنگ بشیم. فقط مدتی. همه به سوی کتابخانه ی... الف دال
----
* غلط املایی نیست س را با تشدید بخوانید.
سوژه:
اتفاق بزرگی در تاریخ جادوگران رخ داده است. جادوگران دیگر نمیتونن جادو کنن و دلیل این تموم شدن ماده سولارکرین هست. این ماده از 3 قطره خون از تمام حیواناتی که با استفاده از قسمتی از بدنشون چوب دستی درست میشه بدست می اد و همیشه توسط انسان ها نگهداری میشه تا اتحاد بین چوبدستی ها که از نیروی اون حیوانات تغذیه میکنه و نیروی درونی جادوگر باقی بمونه.
این ماده هر 5 قرن نیاز به تجدید قوا داره و الان زمانش هست اما اینکه محل نگهداری این ماده کجاست هیچکس نمیدونه فقط تنها چیزی که معلومه اینه که اون توی گرینگورتزه بانک جادوگران.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج







.
