مورگان با معجون مركب به محفل نفوذ كرد و متوجه ميشود گابريل دلاكور جاسوس محفل است و اين موضوع را به لرد سياه خبر ميدهد.گابريل بي خبر از همه جا به خانه ريدل برميگردد.به دستور ارباب همه وانمود ميكنند كه از جاسوس بودن گابريل بي خبر هستند. لرد سياه براي مجازات گابريل نقشه اي كشيده.جلسه محرمانه اي با حضور گابريل براي حمله به محفل تشكيل ميشود.نقشه هميشگي.نقطه الف خانه ريدل و نقطه ب محفل است ولي اينبار نقطه "ج" هم در نقشه لرد وجود دارد.
-------------------------------------------
جمله بعدي ارباب مرگخواران را بشدت متعجب كرد.
-نقطه "ج" خونه گابريله.
ساندويچ آني موني از دستش به زمين افتاد.
-ارباب تابلو كردين كه.مگه قرار نبود ما وانمود كنيم...

بليز با عجله ساندويچ را از روي زمين برداشت و به زور در دهان آني موني فرو كرد.
لرد سياه نگاه خشمگينانه اي به آني موني انداخت و ادامه داد.
-خب...خونه گابريل به محفل نزديكه.
گابريل نقشه را زير نظر گرفت.
-هوم.ارباب اشتباهي نشده؟محفل در گريمولده و خونه من در جزيره جاسوستيني.

ارباب با عصبانيت نقشه را از روي ميز جمع كرد.
-كروشيو بر تو.يعني من اشتباه ميكنم؟وقتي ميگم نزديكه يعني نزديكه.حرفم توش نيست.حالا برو ببين بارتي كجا غيبش زده.بايد براي حمله آماده بشيم.
گابريل با حالتي گيج از اتاق خارج شد.آني موني كاغذ دور ساندويچ را روي ميز پهن كرد.
-چيكار ميكني ابله؟
اشك در چشمان آني موني جمع شد.
-ارباب براي مامانم نامه مينويسم.ماموريته خب...شايد رفتيم و برنگشتيم.

لرد سياه با عصبانيت آني موني را مجبور كرد كه كاغذ ساندويچ را تا ته بخورد.
-خوب گوشاتونو باز كنين.قرار نيست به محفل حمله كنيم.قراره شما به بهانه كمين كردن براي فرصت مناسب خونه گابريلو بگردين.ممكنه چيز به درد بخوري پيدا بشه.يكي دو روز اونجا ميمونين.رفتارتون كاملا عادي باشه.بعد از پايان كار جستجو به گابريل بگين كه ماموريت به علت آمادگي بيش از حد محفل لغو شده و همراه مدارك بيارينش پيش من.حالا ميتونين برين وسايلتونو جمع كنين.آني موني تو هم گريه نكن ديگه.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج








)
)مخصوص زماني بود كه نقشه ي جديدي داشت!
ايول ارباب! ايول خلاقيت...

کاش اینجا بودش و از اینا میخوردش .. نمیدونم کجاس!

م .





خواهش ميكنم. يه ماموريت ديگه بهم بدين...دفعه ي قبل كه شماره ي گلگو رو تونستم بگيرم ، 6 پست پشت سر هم داشتم شماره ميگرفتم...
/// گابريل: