بلا:مااااع
دراکو:پاشو دیگه،لرد رو نگاه کن داره مثل میرغضب نگات میکنه!
بلا صورتش را بسمت لرد برمیگرداند و لبخند ملیحی میزند

لرد:

بلا:

لرد:

دراکو:پاشو خاله،الانه کروشیویت کنه!
بلا تنها،بلا بیکس،بلا بی همدم و فریادرس...بلا آب دهانش را قورت میده،نفس عمیقی میکشه،با کمال متانت از روی صندلیش بلند میشه،آرام و خرامان بسوی سن حرکت میکنه که پاش به پای یکی میکنه و شپلق میخوره زمین!
...ولی دوباره بلند میشه،تجدید اعتماد بنفس میکنه،افتان و خیزان بسمت سن حرکت میکنه،نور رو زوم میکنن رو بلا،همه نگاهها به بلاس...
زنگ ها برای بلا بصدا درآمده اند...دستها برای او بهم میخورند،همه نگاهها بسمت اوست...مجری سن را بافتخار حضورش خالی میکنه...همه نفس ها در سینه حبس شده اند که مجری دوباره برمیگرده رو سن! و وقتی تماشاگران دست زدن را متوقف میکنند شروع به صحبت میکنه:
مجری:سلام بر ساحره زیبا بلاتریکس لسترنج
بلا:

مجری:خیلی خوشحالیم که امشب در خدمت شما و لرد ولدمورت عزیز هستیم لطفا با حضار سلام و احوالپرسی کنید
بلا: //
مجری:اوهوم...اوهوم...بگذریم،میگم چه ردای قشنگ و برازنده ای پوشیدید
بلا: //
مجری:معذرت میخوام بانو بلا،ولی آدم فکر میکنه صحبتهای منو متوجه نمیشید
بلا: //
مجری:در هر صورت همونطور که میدونید اینجا در واقع محل گردهمائی طرفداران سبک متال و در واقع ها متال بازها است،لطفا یه آهنگ با همین سبک را برای ما بخونید...من از روی سن خارج میشم و حضار عزیز لطفا با دستان گرمتون بانو بلا را تشویق کنید
بعد از اینکه تشویق تموم میشه همه منتظرن بلا بخونه
بلا: //
بلا در پایش احساس لرزش میکنه و میفهمه ویبره گوشیشه و از دراکو یه اس ام اس اومده:"یه آهنگ بخون براشون"
بلا که تازه دوزاریش جا افتاده در مقابل طرفداران سبک متال! میزنه زیر آواز:
_ای پادشه خوبان...داد از غم تنهائی
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

یه ذره هم خجالت نمی کشه. شیطونه می گه زنگ بزنم وزارت بیان پدرشو در بیارن. اومده تو دستشویی مأمور مخفی عالیجناب کوچک، هوکی رو نگاه می کنه.
اِی بابا. این چرا بیدار نمی شه؟




ببینم این امروز چش شده؟