جواب تكاليف جلسه دوم تاريخ جادوگري
(1) در جنگ بين جادوگران و اجنه، رهبري هر كدام از جناح ها را كدام شخص بر عهده داشت؟(10 امتياز)
در جنگ بين جادوگران، كه در سنه ي 521 جادوگري در خرابه هاي باستاني اوتري سنت كچپول رخ داد، سلطان كورممد عطا المرلين، رهبري سپاه جادوگران و بوق پـــرور جناني رهبر سپاه اجنه را به عهده داشتند.
(2) بيوگرافي كامل رهبر جن ها و رهبر جادوگران در اولين جنگ بين آنها را بنويسيد.(20 امتياز)
سلطان كورممد عطا المرلين، معروف به عطاكور جد مادري هلنا راونكلا بود. او در سنه ي 500 جادوگري در دهكده ي كوچك راون چشم به جهان گشود. پدر وي از نوادگان مرلين بود و مادرش، از پريان درياچه ي ساتك.
او در همان سالهاي اوليه ي زندگيش، با به آتش كشيدن اسكلات بزرگي از يك هيپوگريف اوليه، كه در خانه ي بزرگ پدري اش نگهداري ميشد، نبوغ ذاتي جادوگري اش را بروز داد. در اين باره نقل است از مادرش كه:
"او خيلي گولاخ بود!"
در سالهاي بعدتر كه بزرگتر شد، با آموزش جادوهاي مختلف دفاعي و تغييرشكل از پدرش و افسونهاي برگشت ناپذير از مادرش به معلوماتش مي افزود(قابل توجه اينكه هنوز هاگوارتزي در كار نبود) و با خواهر و برادرهايش يه قل دو قل، بازي ميكرد.
تا اينكه به سن 18 سالكي پدرش در اثر آبله ي اژدهايي مرد. او كه ديگر رياست خاندانشان را بر عهده داشت، در جايگاه پدر، با مشكلات پيرامون خود بيشتر آشنا شد. يكي از اين مشكلات، مشكلات حكومت بر جن ها بود، كه حجم عظيمي از آنها را زير سلطه ي خويش داشت و در جاي جاي سرزمين اش، از آنها استفاده هاي ابزاري و جوسازي ميشد.
او كم كم بر تمام جريانات واقف شده و با چيرگي زمام امور را در دست گرفته بود. او در اين دوره كشفيات فراواني داشت كه ميتوان از جمله ي آنها، كشف زنجيره ي DNA غول چراغ جادو را نام برد.
روزهاي زندگي وي به خوبي و خوشي طي ميشد، تا اينكه به او خبر رساندند كه:
- چه نشسته اي كه دودمان تو به فناست!
از قرار معلوم، مادرش كه زن زيبا و جيگري بود، به طور پنهاني، با يك جن معروفي به نام بوق پـــرور ازدواج و فرار كرده بود.
سلطان كه در اين زمان 21 سال داشت، چون آبروي سلطنت خويش را در معرض خطر ميدانست، لشكر عظيمي فراهم كرد تا براي برگرداندن مادرش اقدام كند.
بوق پـــرور كه محبوبيت زيادي بين جن ها داشت نيز، با استفاده از اين سلاح عاطفي و قدرتي، لشكري فراهم كرد و براي مقابله با سلطان حركت كرد.
آنها در روز 9 دسامبر 521 جادوگري، در خرابه هاي باستاني اوتري سنت كچپول به يكديگر رسيدند و دمار از روزگار هم درآرودند.
ميگويند عطاكور كه هوش سرشاري داشت، چون خويشتن را در معرض خطر ميديد، فلنگ را بست و از معركه جان سالم به سر برد و رفت و با ساحره اي ازدواج كرد و فرزنداني آورد. در نسل هاي بعد او، راونا راونكلا، كه نامش از دهكده ي محل تولد سلطان گرفته شده بود به همراه سه جادوگر ديگر مدرسه ي باستاني هاگوارتز را بنا كرد. اين مدرسه، در محل همان خرابه هاي اتري سنت كچپول واقع شده، كه به چشم مشنگها خرابه اي بيش نيست.
اما خيلي قبل تر از تولد عطاكور، يعني در سنه ي 475 جادوگري، سركرده ي اجنه كه بوق پـــرور جناني نام داشت، به دنيا آمد. او آخرين فرزند بازمانده از 13 فرزند پدر و مادرش بود. بقيه در اثر بيماري هاي شايع آن زمان در سنين كودكي از بين رفته بودند.
او كه به خاطر شرايطي كه در خانواده داشت، خيلي لوس بار آمده بود، طاقت هيچ گونه سختي و فرمانبرداري از جادوگران اربابي اش را نداشت، مدام شر به پا ميكرد و نمايشهاي ژانگولري خياباني راه مي انداخت و همه او را به خاطر جسارتش دوست داشتند.
تا اينكه در سن 45 سالگي، شيفته ي روحيه ي بزرگ منشانه ي بيوه ي ارباب خويش شد و با او ازدواج و فرار كرد.
در جنگي كه سلطان براي حفظ آبروي خويش به پا كرده بود، او كه نيروي جني زيادي داشت، توانست با رشادت بجنگد و پيروز ميدان شود.
او ساليان درازي با بيوه ي ارباب خويش زندگي كرد و هرگز صاحب فرزندي نشد.
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
9 کاربر(ها) آنلاین هستند (6 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
8
مهمانان
|
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
تاريخ جادوگری
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1387/05/08
آخرین ورود: سهشنبه 26 اسفند 1404 17:23
از: پیاده روی با لردسیاه برمیگردم
پستها:
314

افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
در كنار درياچه ي نقره ايي قدم ميزنم
و با بغضي که مدتهاست گلويم را ميفشارد، رو به امواج خروشانش مي ايستم
و در افق،
طرح غم انگيز نگاهش را ميبينم،
كه هنوز هم اثر جادويي اش را به قلب رنجورم نشانه ميرود..
كه هنوز نتوانستم مرگ نا به هنگام و تلخش را باور كنم..
كه هنوز بند بند اين تن نا استوار به نيروي خاطره ي لبخند اوست كه پابرجاست..
با يأس يقه ي ردايم را چنگ ميزنم و در برابر وزش تند نسيم،
وجودِ ويرانم را از هر چه برودت و نيستي حفظ ميكنم..
از سمت جنگل ممنوعه، طوفاني به راهست
و حجم نامشخصي از برگ و شاخه ي درختان مختلف را به اين سو ميآورد..
اخم ميكنم تا مژگانم دربرابر اين طوفان،
از چشمان اشكبارم محافظت كند..
شايد يك طوفان همه ي آن خاطره ي تلخ را از وجودم بزدايد..
و با بغضي که مدتهاست گلويم را ميفشارد، رو به امواج خروشانش مي ايستم
و در افق،
طرح غم انگيز نگاهش را ميبينم،
كه هنوز هم اثر جادويي اش را به قلب رنجورم نشانه ميرود..
كه هنوز نتوانستم مرگ نا به هنگام و تلخش را باور كنم..
كه هنوز بند بند اين تن نا استوار به نيروي خاطره ي لبخند اوست كه پابرجاست..
با يأس يقه ي ردايم را چنگ ميزنم و در برابر وزش تند نسيم،
وجودِ ويرانم را از هر چه برودت و نيستي حفظ ميكنم..
از سمت جنگل ممنوعه، طوفاني به راهست
و حجم نامشخصي از برگ و شاخه ي درختان مختلف را به اين سو ميآورد..
اخم ميكنم تا مژگانم دربرابر اين طوفان،
از چشمان اشكبارم محافظت كند..
شايد يك طوفان همه ي آن خاطره ي تلخ را از وجودم بزدايد..
جزئیات کاربر

1.در اولین جنگ بین جادوگران و اجنه ، رهبری هر کدام از جناح ها را کدام شخص بر عهده داشت؟(10 امتیاز)
رهبری سپاه اجنه : بادراد ریشو!
رهبری سپاه جادوگران : جاسم قارالبن اسلام!
2. بیوگرافی کامل رهبر جن ها و رهبر جادوگران در اولین جنگ بین آنها را بنویسید.(20 امتیاز)
بیوگرافی جن صلوات المرلین علیه ، حجت المرلین والمرلینون بادراد ریشو:
در روز سیزدهم ژانویه سال 1667 میلادی در دهکده هاگزمید جنی در خانواده ای کارگر به دنیا آمد که هیچ کس نمی دانست روزی دنیا را عوض می کند!
مادرش که جالامباتانیا نام داشت ، اسم او را به دلیل ریش بلندش حتی در زمانی که تازه به دنیا آمده بود (!!) بادراد گذاشت. اصل اسم بادراد از واژه باربادوس آمده که معنی ریشو در زبان لاتین می دهد.
بادراد قدی بسیار بلند نسبت به دیگر اجنه داشت و به همین دلیل همبازی های دوران کودکی اش به وی القاب گوریل ، پدرسگ پا دراز ، بابا لنگ دراز، انتر آقا و ... داده بودند
درست در سال 1689 میلادی زمانی که بادراد به سن 22 سالگی رسیده بود ، با جن دیگری آشنا شد که بعد ها به دلایل تفکرات عجیب و قریبش به وی لقب عجیب و قریب داده بودند. او کسی نبود جز اوریک عجیب و قریب!
اوریک نیز که جنی از خانواده ای کارگر بود به زودی به همراه دوست و همراهش بادراد و هوادارانی که داشتند نسبت به آزادی اجنه در جامعه جادوگری به پا خواستند و قیام هایی انجام دادند که از جمله این قیام ها می توان به قیام خونین 15 ژانویه ، نهضت 12 جولای و ... اشاره کرد.
بیوگرافی جادوگر لعنت المرلین علیه جاسم قاربن الجاسم :
در روز بیستم ربیع الاول 1310 هجری قمری معادل 10 ژانویه 1640 میلادی در قاهره در خانواده ای مرفه به دنیا آمد و از همان زمان به دنیا آمدن فاشیست و نژاد پرست بود به طوریکه ننه اش را به دلیل دو رگه بودن در تنور جرغاله کرد!
قار پسر جاسم از همان ابتدا بعد از تحصیل در مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز و فارغ التحصیل شدن در آن مدرسه به وطن بازگشته و در وزارت سحر و جادو قاهره در بخش اصلاح نژاد مشغول به کار شد.
او کتاب های زیادی نوشته است که جملگی این کتاب ها مربوط به عقاید فاشیستی ، نازیستی ، مارکسیستی و لنینستی ، استالینیستی ، احمدی نژادیستی (!!) و... او می باشد .
بلافاصله بعد از شنیدن این خبر که بادراد ریشو به همراه همراهش اوریک عجیب و قریب برای آزادی های بیشتر برای اجنه قیام کرده اند او نیز با لشکری به طرف لندن حرکت کرد که در لندن شکست سختی متحمل شد و از آن پس در کتب تاریخی حرکت قار به لندن را اینگونه تعریف کرده اند :
رفته به لندن ، پشماشو کندن!
پ.ن : استاد معظم له ... مورد قبول واقع شد؟شما مایه مباهات و افتخار اجنه هستید استاد ... !
رهبری سپاه اجنه : بادراد ریشو!
رهبری سپاه جادوگران : جاسم قارالبن اسلام!
2. بیوگرافی کامل رهبر جن ها و رهبر جادوگران در اولین جنگ بین آنها را بنویسید.(20 امتیاز)
بیوگرافی جن صلوات المرلین علیه ، حجت المرلین والمرلینون بادراد ریشو:
در روز سیزدهم ژانویه سال 1667 میلادی در دهکده هاگزمید جنی در خانواده ای کارگر به دنیا آمد که هیچ کس نمی دانست روزی دنیا را عوض می کند!
مادرش که جالامباتانیا نام داشت ، اسم او را به دلیل ریش بلندش حتی در زمانی که تازه به دنیا آمده بود (!!) بادراد گذاشت. اصل اسم بادراد از واژه باربادوس آمده که معنی ریشو در زبان لاتین می دهد.
بادراد قدی بسیار بلند نسبت به دیگر اجنه داشت و به همین دلیل همبازی های دوران کودکی اش به وی القاب گوریل ، پدرسگ پا دراز ، بابا لنگ دراز، انتر آقا و ... داده بودند

درست در سال 1689 میلادی زمانی که بادراد به سن 22 سالگی رسیده بود ، با جن دیگری آشنا شد که بعد ها به دلایل تفکرات عجیب و قریبش به وی لقب عجیب و قریب داده بودند. او کسی نبود جز اوریک عجیب و قریب!
اوریک نیز که جنی از خانواده ای کارگر بود به زودی به همراه دوست و همراهش بادراد و هوادارانی که داشتند نسبت به آزادی اجنه در جامعه جادوگری به پا خواستند و قیام هایی انجام دادند که از جمله این قیام ها می توان به قیام خونین 15 ژانویه ، نهضت 12 جولای و ... اشاره کرد.
بیوگرافی جادوگر لعنت المرلین علیه جاسم قاربن الجاسم :
در روز بیستم ربیع الاول 1310 هجری قمری معادل 10 ژانویه 1640 میلادی در قاهره در خانواده ای مرفه به دنیا آمد و از همان زمان به دنیا آمدن فاشیست و نژاد پرست بود به طوریکه ننه اش را به دلیل دو رگه بودن در تنور جرغاله کرد!
قار پسر جاسم از همان ابتدا بعد از تحصیل در مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز و فارغ التحصیل شدن در آن مدرسه به وطن بازگشته و در وزارت سحر و جادو قاهره در بخش اصلاح نژاد مشغول به کار شد.
او کتاب های زیادی نوشته است که جملگی این کتاب ها مربوط به عقاید فاشیستی ، نازیستی ، مارکسیستی و لنینستی ، استالینیستی ، احمدی نژادیستی (!!) و... او می باشد .
بلافاصله بعد از شنیدن این خبر که بادراد ریشو به همراه همراهش اوریک عجیب و قریب برای آزادی های بیشتر برای اجنه قیام کرده اند او نیز با لشکری به طرف لندن حرکت کرد که در لندن شکست سختی متحمل شد و از آن پس در کتب تاریخی حرکت قار به لندن را اینگونه تعریف کرده اند :
رفته به لندن ، پشماشو کندن!

پ.ن : استاد معظم له ... مورد قبول واقع شد؟شما مایه مباهات و افتخار اجنه هستید استاد ... !
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1387/10/21
آخرین ورود: پنجشنبه 19 بهمن 1391 09:31
از: ن، لايه ای كه زمين را فرا گرفته!
پستها:
842

در اولین جنگ بین جادوگران و اجنه ، رهبری هر کدام از جناح ها را کدام شخص بر عهده داشت؟
رهبر اجنه، آلبرت نام داشت. در روايات تاريخی ذكر شده است كه او بسيار باهوش بوده اما از نظر قدرت و قدرت بدنی ضعيف بوده است. جن ها به او لقب پروفسور داده اند.
رهبر جادوگران، فرانك واتسون بود. در اسناد تاريخی ذكر شده است وی علاقه ی زيادی به ورزش كوييديچ داشت. فرانك عبوس، بداخلاق، دارای قدرت بدنی زياد، قد دو متری و خوش فكر بود. در حال حاضر نيز اكثر جادوگران از او به عنوان فردی خشن اما عاقل ياد می كنند.
بیوگرافی کامل رهبر جن ها و رهبر جادوگران در اولین جنگ بین آنها را بنویسید.
آلبرت، رهبر آزادی خواه جن ها در سال 1900 ميلادی در خانواده ای ثروتمند متولد شد. اسناد تاريخی بيانگر اين نكته است كه پدر آلبرت بسيار قدرتمند بود اما او نحيف و كوچك اندام بود. مادر و پدر آلبرت در آرزوی داشتن پسری تنومند بودند اما وقتی اندام نحيف فرزندشان را ديدند عصبانی گشتند و به او ظلم كردند. آلبرت گرچه در خانواده ای ثروتمند بزرگ شد اما هيچ وقت طعم ثروت را نچشيد. او در سن يازده سالگی پدرش را در خواب كشت و از خانه گريخت. او در دوازده سالگی به گدايی در خيابانها می پرداخت. در آن زمان درگيری ميان جادوگرها و جن ها زياد بود. او در پانزده سالگی تصميم گرفت جن ها را به دور خودش جمع كند. جنها در ابتدا بدن نحيف او را مورد تمسخر قرار می دادند. عده ای نيز او را لايق مقام رهبری نمی دانستند. جن ها در اوايل كار علاقه ای به فرانك نداشتند و اورا گدا صدا می زدند. اما پس از گذشت پنج سال فرانك توانست تمامی جن ها را پيرو خود سازد و سپاهی چند ميليونی تشكيل دهد. سر انجام آلبرت بر اثر بيماری در فرانسه در گذشت.
فرانك، رهبر خشن جادوگران بود. او در سال 1905 ميلادی در انگلستان متولد شد. فرانك در خانواده ای با توان مالی متوسط بزرگ شد. در دوران كودكی به هم سنهايش زور می گفت. در تمام دعواها خود را پيش می كشيد. در دوئل های جادوگری و مبارزات تن به تن و بدون جادو افراد بزرگ تر از خودش را هم حريف بود. در پانزده سالگی جادوگران را دور خود جمع كرد و جادوگران نيز با آگاهی داشتن از نيروی وی او را به عنوان رهبر جادوگران پذيرفتند. وی سر انجام در جزاير اسكانديناوی توسط يكی از سربازانش به قتل رسيد.
رهبر اجنه، آلبرت نام داشت. در روايات تاريخی ذكر شده است كه او بسيار باهوش بوده اما از نظر قدرت و قدرت بدنی ضعيف بوده است. جن ها به او لقب پروفسور داده اند.
رهبر جادوگران، فرانك واتسون بود. در اسناد تاريخی ذكر شده است وی علاقه ی زيادی به ورزش كوييديچ داشت. فرانك عبوس، بداخلاق، دارای قدرت بدنی زياد، قد دو متری و خوش فكر بود. در حال حاضر نيز اكثر جادوگران از او به عنوان فردی خشن اما عاقل ياد می كنند.
بیوگرافی کامل رهبر جن ها و رهبر جادوگران در اولین جنگ بین آنها را بنویسید.
آلبرت، رهبر آزادی خواه جن ها در سال 1900 ميلادی در خانواده ای ثروتمند متولد شد. اسناد تاريخی بيانگر اين نكته است كه پدر آلبرت بسيار قدرتمند بود اما او نحيف و كوچك اندام بود. مادر و پدر آلبرت در آرزوی داشتن پسری تنومند بودند اما وقتی اندام نحيف فرزندشان را ديدند عصبانی گشتند و به او ظلم كردند. آلبرت گرچه در خانواده ای ثروتمند بزرگ شد اما هيچ وقت طعم ثروت را نچشيد. او در سن يازده سالگی پدرش را در خواب كشت و از خانه گريخت. او در دوازده سالگی به گدايی در خيابانها می پرداخت. در آن زمان درگيری ميان جادوگرها و جن ها زياد بود. او در پانزده سالگی تصميم گرفت جن ها را به دور خودش جمع كند. جنها در ابتدا بدن نحيف او را مورد تمسخر قرار می دادند. عده ای نيز او را لايق مقام رهبری نمی دانستند. جن ها در اوايل كار علاقه ای به فرانك نداشتند و اورا گدا صدا می زدند. اما پس از گذشت پنج سال فرانك توانست تمامی جن ها را پيرو خود سازد و سپاهی چند ميليونی تشكيل دهد. سر انجام آلبرت بر اثر بيماری در فرانسه در گذشت.
فرانك، رهبر خشن جادوگران بود. او در سال 1905 ميلادی در انگلستان متولد شد. فرانك در خانواده ای با توان مالی متوسط بزرگ شد. در دوران كودكی به هم سنهايش زور می گفت. در تمام دعواها خود را پيش می كشيد. در دوئل های جادوگری و مبارزات تن به تن و بدون جادو افراد بزرگ تر از خودش را هم حريف بود. در پانزده سالگی جادوگران را دور خود جمع كرد و جادوگران نيز با آگاهی داشتن از نيروی وی او را به عنوان رهبر جادوگران پذيرفتند. وی سر انجام در جزاير اسكانديناوی توسط يكی از سربازانش به قتل رسيد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط كينگزلی شكلبوت در 1387/11/28 11:40:10
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/12/25
تولد نقش: 1396/07/21
آخرین ورود: پنجشنبه 20 آذر 1399 03:38
از: توی دیوارای تالار هافلپاف
پستها:
1511

1.در اولین جنگ بین جادوگران و اجنه ، رهبری هر کدام از جناح ها را کدام شخص بر عهده داشت؟(10 امتیاز)
جادوگران : سالادورا گرست ! پسر جوانی که تسلط زیادی در کنترل قدرت های جادوییش داشت و تونست اتحاد رو در جادوگران کل دنیا بوجود بیاره !
اجنه : ناتاف ! این شخص کسی بود که حقوق اجنه را به آنها گوشزد کرد و آنها را از تسخیر دنیا توسط جادوگران ترساند. و همین ترس بود که عامل اولین جنگ و جنگ های بعدی جن ها و جادوگران شد ! ناتاف را میتوان موثرترین جن در تاریخ دنیای جادوگری نام برد !
2. بیوگرافی کامل رهبر جن ها و رهبر جادوگران در اولین جنگ بین آنها را بنویسید.(20 امتیاز)
سالادورا گرست :
سالاد (مخفف سالادورا
) در قبیله کوچک روستایی و بدوی بدنیا امد ! مردمش را جادوگران تشکیل میدادند. در این قبیله جادوگری تعداد فشفشه ها زیاد بود. در ابتدا همه تصور میکردند که سالاد فشفشه است. اما با بزرگتر شدن اون قدرت های خارق العاده جادویی او نمودار شد ! بعد از اینکه پدرش به او آموزش های جادوگری میداد و در سالهایی که هنوز چوبدستی رواج نیافته بود ، او تحت آموزش رئیس قبلیه قرار گرفت و پس از گذراندن آزمون های سخت امتحان رئیس را نیز گذراند و به عنوان بهترین جادوگر دهکده شناخته شد ! اون همچنین روش خاصی برای خودش ابداع کرد که در آن از اجسامی مثل سنگ و چوب برای کنترل جادو استفاده میکرد و خیلی ها او را اولین کسی میدانند که روش استفاده از چوب را ارائه کرد.
او سپس در سنین جوانی با تبلیغات گسترده در دنیا جادوگران کل جهان را متحد کرد و در جنگ بر ضد جن ها رهبری آنها را بر عهده گرفت و قبل از اینکه تولد سی و شش سالگی اش را جشن بگیرد در یکی از حملات جن ها کشته شد و به مقام رفیع شهادت دست یافت
ناتاف :
ناتاف در جنگل های شمال اسکاندیناوی و در آب و هوای سرد متولد شد ! او توانست در کودکی همه هم بازی هایش را بر ضد جادوگران بشوراند. آنها در بازی های کودکانه خود با وسائل ابتدایی جادوگران را آزار میدادند. با رشد ناتاف او خانواده را رها کرد و در کشور های اروپایی به جستجو به دنبال قدرت پرداخت ... اما هر جا میرفت جادوگران مانع پیشرفت او بودند. در نهایت در حالی که سعی میکرد گوی طلسم شده ای را به دست بیاورد تبلیغات وسیعی در مناطقی که جنها ساکن بودند انجام داد و همه جن ها را بر ضد جادوگران شوراند.
تقریبا در چهل سالگی (که برای جن ها سنین جوانی محسوب میشود) اولین جنگ را بر ضد لشکر سالاد گرست آغاز کرد ...
او سر انجام در یکی از اخرین جنگ های جن ها که به پیروزی نهایی انها ختم شد ، در اثر شیوع طاعون در لشکر جن ها درگذشت !
جادوگران : سالادورا گرست ! پسر جوانی که تسلط زیادی در کنترل قدرت های جادوییش داشت و تونست اتحاد رو در جادوگران کل دنیا بوجود بیاره !
اجنه : ناتاف ! این شخص کسی بود که حقوق اجنه را به آنها گوشزد کرد و آنها را از تسخیر دنیا توسط جادوگران ترساند. و همین ترس بود که عامل اولین جنگ و جنگ های بعدی جن ها و جادوگران شد ! ناتاف را میتوان موثرترین جن در تاریخ دنیای جادوگری نام برد !
2. بیوگرافی کامل رهبر جن ها و رهبر جادوگران در اولین جنگ بین آنها را بنویسید.(20 امتیاز)
سالادورا گرست :
سالاد (مخفف سالادورا
) در قبیله کوچک روستایی و بدوی بدنیا امد ! مردمش را جادوگران تشکیل میدادند. در این قبیله جادوگری تعداد فشفشه ها زیاد بود. در ابتدا همه تصور میکردند که سالاد فشفشه است. اما با بزرگتر شدن اون قدرت های خارق العاده جادویی او نمودار شد ! بعد از اینکه پدرش به او آموزش های جادوگری میداد و در سالهایی که هنوز چوبدستی رواج نیافته بود ، او تحت آموزش رئیس قبلیه قرار گرفت و پس از گذراندن آزمون های سخت امتحان رئیس را نیز گذراند و به عنوان بهترین جادوگر دهکده شناخته شد ! اون همچنین روش خاصی برای خودش ابداع کرد که در آن از اجسامی مثل سنگ و چوب برای کنترل جادو استفاده میکرد و خیلی ها او را اولین کسی میدانند که روش استفاده از چوب را ارائه کرد.او سپس در سنین جوانی با تبلیغات گسترده در دنیا جادوگران کل جهان را متحد کرد و در جنگ بر ضد جن ها رهبری آنها را بر عهده گرفت و قبل از اینکه تولد سی و شش سالگی اش را جشن بگیرد در یکی از حملات جن ها کشته شد و به مقام رفیع شهادت دست یافت

ناتاف :
ناتاف در جنگل های شمال اسکاندیناوی و در آب و هوای سرد متولد شد ! او توانست در کودکی همه هم بازی هایش را بر ضد جادوگران بشوراند. آنها در بازی های کودکانه خود با وسائل ابتدایی جادوگران را آزار میدادند. با رشد ناتاف او خانواده را رها کرد و در کشور های اروپایی به جستجو به دنبال قدرت پرداخت ... اما هر جا میرفت جادوگران مانع پیشرفت او بودند. در نهایت در حالی که سعی میکرد گوی طلسم شده ای را به دست بیاورد تبلیغات وسیعی در مناطقی که جنها ساکن بودند انجام داد و همه جن ها را بر ضد جادوگران شوراند.
تقریبا در چهل سالگی (که برای جن ها سنین جوانی محسوب میشود) اولین جنگ را بر ضد لشکر سالاد گرست آغاز کرد ...
او سر انجام در یکی از اخرین جنگ های جن ها که به پیروزی نهایی انها ختم شد ، در اثر شیوع طاعون در لشکر جن ها درگذشت !
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »

A Never Ending Story ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »

A Never Ending Story ...
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1387/01/06
تولد نقش: 1395/05/17
آخرین ورود: جمعه 26 تیر 1405 01:21
از: خرس مستربین خوشم میاد!
پستها:
705

1.در اولین جنگ بین جادوگران و اجنه ، رهبری هر کدام از جناح ها را کدام شخص بر عهده داشت؟(10 امتیاز)
رهبر اجنه:در آغاز این دوره از جنگ ها شخصی میان سال با ریش هایی دراز به نام تامسون اجنه که به گفته ی خود جدش از اولین جن در دنیا بوده ، با شیرین زبانی های خود سر دیگر جن ها را شیره مالید و رهبری این جنگ را عهده دار شد ، او تا اواسط جنگ ها رهبری را به عهده داشت تا این که پسر عموی او به نام آلن که از شدت حسودی رو به جنون بود او را در شبی بارانی در حالی که تامسون بعد از حمام هزارساله اش در تخت نفره فامش خوابیده بود او را خفه کرد و خود رهبری را بر عهده گرفت.
رهبر جادوگران:شخصی بود به نام جیسون که با خشونت زیادی که داشت هیچ کس جرات نزدیک شدن به او را نداشت ، حتی گفته اند که پدرش هم از دست خشونت های او خودکشی کرده و مادرش هم از ترس خود را زنده به گور کرده.
2. بیوگرافی کامل رهبر جن ها و رهبر جادوگران در اولین جنگ بین آنها را بنویسید.(20 امتیاز)
آلن ، رهبر جن ها:آلن حتی در زمان تولدش هم راحت طلب بود و مادر و پدرش او را در تختی از طلا میخواباندند ، به همین دلیل در زمان رهبری جن ها نیز همین گونه بود ، در قصری که در جنگلی بزرگ بود زندگی میکرد و بیش از صد جن نوکریش را میکردند ، او خود هیچ کاره بود بلکه مشاوری که آلن او را جن بیریخت صدا میزد و ما نامش را نمیدانیم ، اما جن بیریخت بسیار زیرک و هوشیار بود و تقریبا او رهبری را به عهده گرفته بود و آلن یک سنبلی بیش نبود ، اما هیچ کس از جن بیریخت خبر نداشت زیرا او در صندوقی حبس بود و بعد ها اسکلتش را یافته اند.
جیسون ، رهبر جادوگران: جیسون مردی خشونت آمیز بود و از دوران کودکیش خنجری برنده به همراه داشت و گفته اند روزی برادر یک ساله اش را کشته ، همه از او میترسیدند ، مردی بود بسیار جنگ طلب و خوش گذران ، از چهارده سالگی مستقل شد و در جنگل زندگی کرد از این رو به او آلن جنگلی نیز میگویند ، همچنین در بیست سالگی رهبری جادوگران را به عهده گرفت.
رهبر اجنه:در آغاز این دوره از جنگ ها شخصی میان سال با ریش هایی دراز به نام تامسون اجنه که به گفته ی خود جدش از اولین جن در دنیا بوده ، با شیرین زبانی های خود سر دیگر جن ها را شیره مالید و رهبری این جنگ را عهده دار شد ، او تا اواسط جنگ ها رهبری را به عهده داشت تا این که پسر عموی او به نام آلن که از شدت حسودی رو به جنون بود او را در شبی بارانی در حالی که تامسون بعد از حمام هزارساله اش در تخت نفره فامش خوابیده بود او را خفه کرد و خود رهبری را بر عهده گرفت.
رهبر جادوگران:شخصی بود به نام جیسون که با خشونت زیادی که داشت هیچ کس جرات نزدیک شدن به او را نداشت ، حتی گفته اند که پدرش هم از دست خشونت های او خودکشی کرده و مادرش هم از ترس خود را زنده به گور کرده.
2. بیوگرافی کامل رهبر جن ها و رهبر جادوگران در اولین جنگ بین آنها را بنویسید.(20 امتیاز)
آلن ، رهبر جن ها:آلن حتی در زمان تولدش هم راحت طلب بود و مادر و پدرش او را در تختی از طلا میخواباندند ، به همین دلیل در زمان رهبری جن ها نیز همین گونه بود ، در قصری که در جنگلی بزرگ بود زندگی میکرد و بیش از صد جن نوکریش را میکردند ، او خود هیچ کاره بود بلکه مشاوری که آلن او را جن بیریخت صدا میزد و ما نامش را نمیدانیم ، اما جن بیریخت بسیار زیرک و هوشیار بود و تقریبا او رهبری را به عهده گرفته بود و آلن یک سنبلی بیش نبود ، اما هیچ کس از جن بیریخت خبر نداشت زیرا او در صندوقی حبس بود و بعد ها اسکلتش را یافته اند.
جیسون ، رهبر جادوگران: جیسون مردی خشونت آمیز بود و از دوران کودکیش خنجری برنده به همراه داشت و گفته اند روزی برادر یک ساله اش را کشته ، همه از او میترسیدند ، مردی بود بسیار جنگ طلب و خوش گذران ، از چهارده سالگی مستقل شد و در جنگل زندگی کرد از این رو به او آلن جنگلی نیز میگویند ، همچنین در بیست سالگی رهبری جادوگران را به عهده گرفت.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Only Raven !
جزئیات کاربر

1.در اولین جنگ بین جادوگران و اجنه ، رهبری هر کدام از جناح ها را کدام شخص بر عهده داشت؟(10 امتیاز)
در اواخر دوره دوم جادوگری,ماروین از نوادگان مرلین کبیر پادشاه جادوگران بود و با همسر زیبایش سرافینا در کاخ ناین کینگز زندگی می کرد.روزی از روزها نگهبانان دروازه قصر متوجه فرد بسیار کوتاه قدی شدند که جلوی دروازه ایستاده بود.این فرد خود را کاملا در یک شنل پیچیده بود.یکی از نگهبانان از او خواست که خود را معرفی کند ولی او اعلام کرد که فقط حاضر است با پادشاه جادوگران صحبت کند.پس نگهبانان او را به اتاق مخصوص شاه هدایت کردند.فرد مرموز وقتی به حضور شاه و ملکه رسید شنل خود را درآورد و همه دیدند که او یک جن با اندامی تنومند و موهایی قرمز است.نام او جرمایای قرمز بود.جرمایا اعلام کرد که رهبر جن هاست و به قصد دوستی و صلح نزد جادوگران آمده است.او شمشیر جن سازی را به عنوان هدیه به ماروین داد.ماروین هم تمام و کمال از جن پذیرایی کرد و یکی از بهترین اتاق های قصر را برای او در نظر گرفت.
صبح روز بعد وقتی خدمتکاران برای بردن صبحانه به اتاق جن رفتند متوجه شدند او از آنجا رفته است,لحظاتی بعد ماروین با ظاهری پریشان از اتاق خود بیرون آمد و تمام قصر را به دنبال همسر خود گشت ولی او را نیافت.سرافینا به همراه جن رفته بود.
اولین جنگ جادوگران و اجنه پس از این رویداد رخ داد.ماروین به همراه ارتش خود برای پس گرفتن همسرش به اجنه حمله کرد.در این جنگ جرمایا در کنار همسر جدیدش سرافینا رهبر اجنه بود.
2. بیوگرافی کامل رهبر جن ها و رهبر جادوگران در اولین جنگ بین آنها را بنویسید.(20 امتیاز)
ماروین اول پادشاه جادوگران در اواسط دوره دوم جادوگری به دنیا آمد و تمام عمرش را در کاخ ناین کینگز به عنوان ولیعهد پدرش مرلین سوم زندگی کرد.وقتی ماروین 30 ساله شد پدرش توسط یک باسیلیسک کشته شد و ماروین بر تخت سلطنت نشست.او پادشاهی دلسوز ولی جنگ طلب بود و ترجیح میداد مشکلاتش را از طریق جنگ حل کند.
در حمله به فرانسه پس از کشتن فرمانروا,با دختر او سرافینا ازدواج کرد.حاصل این ازدواج دختری به نام والنتینا بود که پس از مرگ ماروین جانشین او شد.
در دهمین سالگرد حکومت ماروین,همسرش سرافینا با جرمایا رهبر اجنه فرار کرد.در جنگی که پس از آن درگرفت,ماروین توسط گاگن دست راست جرمایا کشته شد.
جرمایا پسر دارن جن آهنگری بود که در اواسط دوره دوم جادوگری در کرنوال به دنیا آمد.او آهنگری را از پدرش آموخت ولی به این کار ادامه نداد.دغدغه اصلی او متحد کردن اجنه سراسر جهان و پیروزی بر جادوگران بود.بالاخره در سن 17 سالگی تصمیم گرفت به کمک همرزمانش که دوستان دوران کوکی اش هم بودند اجنه را متحد کند.پس از 20 سال مبارزه موفق شد حکومت را تشکیل دهد و خود به عنوان رهبر برگزیده شود.از آن به بعد لقب جرمایای قرمز(به دلیل موهای قرمزش) به او داده شد.
چندی بعد با سرافینا که یک ساحره بود ازدواج کرد و از او صاحب 3 دختر و 2 پسر شد.
اجنه در تمام مدت رهبری جرمایا او را دوست داشتند و به او وفادار بودند و پس از مرگش در سن 135 سالگی نام کاخ اصلی حکومت اجنه را به احترام او جرمایا نهادند.
در اواخر دوره دوم جادوگری,ماروین از نوادگان مرلین کبیر پادشاه جادوگران بود و با همسر زیبایش سرافینا در کاخ ناین کینگز زندگی می کرد.روزی از روزها نگهبانان دروازه قصر متوجه فرد بسیار کوتاه قدی شدند که جلوی دروازه ایستاده بود.این فرد خود را کاملا در یک شنل پیچیده بود.یکی از نگهبانان از او خواست که خود را معرفی کند ولی او اعلام کرد که فقط حاضر است با پادشاه جادوگران صحبت کند.پس نگهبانان او را به اتاق مخصوص شاه هدایت کردند.فرد مرموز وقتی به حضور شاه و ملکه رسید شنل خود را درآورد و همه دیدند که او یک جن با اندامی تنومند و موهایی قرمز است.نام او جرمایای قرمز بود.جرمایا اعلام کرد که رهبر جن هاست و به قصد دوستی و صلح نزد جادوگران آمده است.او شمشیر جن سازی را به عنوان هدیه به ماروین داد.ماروین هم تمام و کمال از جن پذیرایی کرد و یکی از بهترین اتاق های قصر را برای او در نظر گرفت.
صبح روز بعد وقتی خدمتکاران برای بردن صبحانه به اتاق جن رفتند متوجه شدند او از آنجا رفته است,لحظاتی بعد ماروین با ظاهری پریشان از اتاق خود بیرون آمد و تمام قصر را به دنبال همسر خود گشت ولی او را نیافت.سرافینا به همراه جن رفته بود.
اولین جنگ جادوگران و اجنه پس از این رویداد رخ داد.ماروین به همراه ارتش خود برای پس گرفتن همسرش به اجنه حمله کرد.در این جنگ جرمایا در کنار همسر جدیدش سرافینا رهبر اجنه بود.
2. بیوگرافی کامل رهبر جن ها و رهبر جادوگران در اولین جنگ بین آنها را بنویسید.(20 امتیاز)
ماروین اول پادشاه جادوگران در اواسط دوره دوم جادوگری به دنیا آمد و تمام عمرش را در کاخ ناین کینگز به عنوان ولیعهد پدرش مرلین سوم زندگی کرد.وقتی ماروین 30 ساله شد پدرش توسط یک باسیلیسک کشته شد و ماروین بر تخت سلطنت نشست.او پادشاهی دلسوز ولی جنگ طلب بود و ترجیح میداد مشکلاتش را از طریق جنگ حل کند.
در حمله به فرانسه پس از کشتن فرمانروا,با دختر او سرافینا ازدواج کرد.حاصل این ازدواج دختری به نام والنتینا بود که پس از مرگ ماروین جانشین او شد.
در دهمین سالگرد حکومت ماروین,همسرش سرافینا با جرمایا رهبر اجنه فرار کرد.در جنگی که پس از آن درگرفت,ماروین توسط گاگن دست راست جرمایا کشته شد.
جرمایا پسر دارن جن آهنگری بود که در اواسط دوره دوم جادوگری در کرنوال به دنیا آمد.او آهنگری را از پدرش آموخت ولی به این کار ادامه نداد.دغدغه اصلی او متحد کردن اجنه سراسر جهان و پیروزی بر جادوگران بود.بالاخره در سن 17 سالگی تصمیم گرفت به کمک همرزمانش که دوستان دوران کوکی اش هم بودند اجنه را متحد کند.پس از 20 سال مبارزه موفق شد حکومت را تشکیل دهد و خود به عنوان رهبر برگزیده شود.از آن به بعد لقب جرمایای قرمز(به دلیل موهای قرمزش) به او داده شد.
چندی بعد با سرافینا که یک ساحره بود ازدواج کرد و از او صاحب 3 دختر و 2 پسر شد.
اجنه در تمام مدت رهبری جرمایا او را دوست داشتند و به او وفادار بودند و پس از مرگش در سن 135 سالگی نام کاخ اصلی حکومت اجنه را به احترام او جرمایا نهادند.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هلنا ریونکلا در 1387/11/21 20:50:19
One often meets his destiny on the road he takes to avoid it
جزئیات کاربر

در اولین جنگ بین جادوگران و اجنه ، رهبری هر کدام از جناح ها را کدام شخص بر عهده داشت؟
جن ها:ملک الملک
جادوگران:گارتوران گریفیندور
بیوگرافی کامل رهبر جن ها و رهبر جادوگران در اولین جنگ بین آنها را بنویسید.
گارتوران گریفیندور:او پدربزرگ گودریک گریفیندور است.در گودریک هالو به دنیا آمد.و در سن 22 سالگی با گروه کمی از جادوگران به جنگ با اجنه ها رفت.در کنگ او بسیار با فدرت و ماهر بود.هر جنی که به سمتش حمله می کرد یا میمرد و یا دست وپا شکسته و خونی برمی گشت.ر این جنگ او ملک الملک رو به اسارت گرفت و او را مجبور کرد که برایش شمشیری بسازد که بعده ها به شمشیر گودریک گریفیندور مشهور شد.دلیلش اینه که وفتی داشت دوران پیری را به سر می برد شمشیرش را به پسر شجاعش کالترین گریفیندو ر داد و و هم وقتی داشت میمرد شمشیر را به پسرش گودریک گریفیندور داد.گارتوران بسیار شجاع و دلیر بود.و این شجاعت را به پسر و نوه اش هم داد.وی در سن 77 سالگی توسط جادوگری که هیچکس نفهمید که بود و چه شد از پشت با ورد مرگ مرد.
ملک الملک:اصلیت این جن هندی است.او در ساخت فلز بسیارماهر بود و شمشیر گریفیندور را ساخت.او41 سال داشت که به جنگ با گارتوران گریفیندور رفت. و خودتون می دونید که چه شد.او بسیار خشن و تند خو بود.اگر جنی از او نافرمانی می کرد.سر او را می برید و لای غذایش می گذاشت.او حدود 20 سال گروگان گارتوران بود و از آخرین ساخته هایش شمشیر گریفیندور برای گارتوران بود.یک روز که گارتوران خواب بود او بند های جادویی اش را به کمک پسر گارتوران {کالترین} باز کرد و گریخت.در واقع او کالترین را گول زده بود.عده ای می گویند که جن در راه باز گشت به خانه توسط وردِ مشنگی {بسم الله رحمان رحیم} کشته شده است.ولی عده ای میگویند 10 سال بعد توسط کالترین کشته شده که مردم کمی از این نظر دفاع می کنند.نسل او منقرض شده است.
جن ها:ملک الملک
جادوگران:گارتوران گریفیندور
بیوگرافی کامل رهبر جن ها و رهبر جادوگران در اولین جنگ بین آنها را بنویسید.
گارتوران گریفیندور:او پدربزرگ گودریک گریفیندور است.در گودریک هالو به دنیا آمد.و در سن 22 سالگی با گروه کمی از جادوگران به جنگ با اجنه ها رفت.در کنگ او بسیار با فدرت و ماهر بود.هر جنی که به سمتش حمله می کرد یا میمرد و یا دست وپا شکسته و خونی برمی گشت.ر این جنگ او ملک الملک رو به اسارت گرفت و او را مجبور کرد که برایش شمشیری بسازد که بعده ها به شمشیر گودریک گریفیندور مشهور شد.دلیلش اینه که وفتی داشت دوران پیری را به سر می برد شمشیرش را به پسر شجاعش کالترین گریفیندو ر داد و و هم وقتی داشت میمرد شمشیر را به پسرش گودریک گریفیندور داد.گارتوران بسیار شجاع و دلیر بود.و این شجاعت را به پسر و نوه اش هم داد.وی در سن 77 سالگی توسط جادوگری که هیچکس نفهمید که بود و چه شد از پشت با ورد مرگ مرد.
ملک الملک:اصلیت این جن هندی است.او در ساخت فلز بسیارماهر بود و شمشیر گریفیندور را ساخت.او41 سال داشت که به جنگ با گارتوران گریفیندور رفت. و خودتون می دونید که چه شد.او بسیار خشن و تند خو بود.اگر جنی از او نافرمانی می کرد.سر او را می برید و لای غذایش می گذاشت.او حدود 20 سال گروگان گارتوران بود و از آخرین ساخته هایش شمشیر گریفیندور برای گارتوران بود.یک روز که گارتوران خواب بود او بند های جادویی اش را به کمک پسر گارتوران {کالترین} باز کرد و گریخت.در واقع او کالترین را گول زده بود.عده ای می گویند که جن در راه باز گشت به خانه توسط وردِ مشنگی {بسم الله رحمان رحیم} کشته شده است.ولی عده ای میگویند 10 سال بعد توسط کالترین کشته شده که مردم کمی از این نظر دفاع می کنند.نسل او منقرض شده است.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
غیر ممکن غیر ممکنه!
همینی که گفتم...ناراحتی زنگ بزن 118
جزئیات کاربر

در اولین جنگ بین جادوگران و اجنه ، رهبری هر کدام از جناح ها را کدام شخص بر عهده داشت؟
رهبر اجنه،جن قوی جثه و قدرتمندی به نام جاکوب بود . او برخلاف هیکل ورزشکاری و کاملا متناسب خود،قیافه زشتی داشت و دماغ گنده و کوفته ای ، چشم های ورقلمبیده ، لب های کج و کوله ، پوست پر از چاله چوله و گوش های بزرگش بین جن ها ضرب المثل شده بود . گفته شده جادوگرها با القابی مثل جاکوب دماغ،چشم وزغ، صورت دست اندازی ، آیینه بغل و... او را مسخره می کردند .
رهبر جادوگران اما، ساحره ای به نام بانو مارلین بود . او هیکلی چنان چاق داشت که نمی توانست راه برود و مجبوز بود حتی سر میدان جنگ با جارو حاضر شود(البته جاری او مقاوم و مخصوص او ساخته شده بود و به اندازه یک الوار چوب بود) . بانو زنی درنده خو و جنگی و خشن بود و ذره ای به شفقت و رحم روی خوش نشان نمی داد . نقشه های جنگی او چنان عالی بودند که هنوز در دانشگاه های نظامی جادوگران تدریس می شوند .
بیوگرافی کامل رهبر جن ها و رهبر جادوگران در اولین جنگ بین آنها را بنویسید
جاکوب در اوایل دهه 40 در خانواده فقیری چشم به جهان گشود . او از همان زمان ذکاوت و هوش زیادی داشت ، و بسیار به هنر های رزمی علاقه مند بود . از همان زمان او به سلطه جادوگران به جن ها اعتراض داشت و در فکر استقلال یافتن جامعه جن ها بود .
در بیست و هفت سالگی شروع به جمع کردن اجنه به دور خودش کرد تا سپاه بزرگی برای مقابله با جادوگران گرد آورد .بسیاری از جن ها موافق افکار و نظرات او بودند و به او می پیوستند. در میان این افراد ، با جنی به نام مارلیسینا آشنا شد و چندی بعد با او ازدواج کرد . پس از گذشت سه ماه از این پیوند،آتش جنگ روشن شد و جاکوب به ناچار همسر خود را ترک گفت و به سوی میدان جنگ شتافت . اما مارسلینا خود در میدان جنگ فعالیت زیادی داشت،و سر انجام در نبرد عظیمی کشته شد .
پس از مرگ مارسلینا ،جاکوب ،دخترش زیتنیس را به خاله اش سپرد و با جن دیگری به نام ریتوم ازدواج کرد که حاصل این ازدواج دو پسر بود که هردو در جنگ کشته شدند . جاکوب مدتی از میدان نبرد دور بود و در این زمان اجنه بیشترین تلفات را دادند . او به اصرار همسرش مدتی به ترانسیلوانیا رفته بود تا اجنه آنجا را با خود همراه سازد که موفق نشد . زمانی که به نبرد بازگشت بیش از نیمی از سپاهیانش کشته شده بودند و بقیه پا به فرار گذاشته و یا خود را تسلیم کرده بودند . جاکوب که تحمل تسلیم شدن به دشمن را نداشت،خود را روی شمشیرش انداخت و روی آن به سیخ کشیده شد .تاریخ مرگ او را به روایتی اواسط دهه 70 میدانند. سپاه جادوگر ها سر او را بریدند و به لندن بردند و اکنون نیز در همانجا دفن است .
بانو مارلین با نام کامل"ایزابل ویکتوریا مارلین"،ملقب به ایزد بانوی جنگ، در سال 1905 در فرانسه به دنیا آمد . خانواده او متمول و مرفه بودند و از آنجا که از طبقه اشرافی انگلستان محسوب می شدند ، ایزابل تحصیلات عالی داشت و به زبان های لاتین ،ایتالیایی و آلمانی مسلط بود . زمانی که سیزده ساله شد،نامه ای از بیوکباتنز دریافت کرد که خبر از جادوگر بودن او می داد . پدر و مادرش با تحصیلات او در این مدرسه موافقت کردند ، با این شرط که کسی از این ماجرا بویی نبرد . بدین ترتیب ایزابل جوان ، زمانی که مادرش وانمود می کرد او در انگلستان و در کالجی در حال تحصیل است، با جادو و افسون های گوناگونی آشنا میشد و روز به روز پیشرفت بیشتری می کرد .
پس از فارغ التحصیلی از هاگوارتز ، ایزابل به وزارت سحر و جادو رفت و به عنوان یک کارآگاه کارش را شروع کرد . در این حرفه هم پله های موفقیت را دو تا یکی طی می کرد و به مدارج بالا دست می یافت . در زمان شروع جنگ ، او که در بخش روابط بین الملل رییس بود به عنوان فرمانده سپاه به میدان نبرد رفت . در این مدت او ناگهان به علت کم تحرکی -چون مدت زیادی را صرف نقشه کشی و کنفرانس های جنگی می کرد-با مشکل چاقی زیاد روبه رو شد و مجبور به استفاده از جارو برای حمل و نقل شد .اما باز هم ذره ای از تلاش او برای به دست آوردن پیروزی کم نشد . او همچنان به موفقیت های پی در پی ادامه می داد و اجنه را در هم می کوبید .
سر انجام ، بعد از تسلیم شدن اجنه و خودکشی جاکوب،سپاه جادوگران پس از مدت ها به پیروزی رسید . با بازگشت از میدان جنگ، بانو مارلین مورد تقدیر قرار گرفت و لقب ایزد بانوی جنگ به او داده شد . دو ماه بعد ، او بازنشسته شد و بالاخره در سال 1990 در سن 85 سالگی در زادگاهش در گذشت .
رهبر اجنه،جن قوی جثه و قدرتمندی به نام جاکوب بود . او برخلاف هیکل ورزشکاری و کاملا متناسب خود،قیافه زشتی داشت و دماغ گنده و کوفته ای ، چشم های ورقلمبیده ، لب های کج و کوله ، پوست پر از چاله چوله و گوش های بزرگش بین جن ها ضرب المثل شده بود . گفته شده جادوگرها با القابی مثل جاکوب دماغ،چشم وزغ، صورت دست اندازی ، آیینه بغل و... او را مسخره می کردند .
رهبر جادوگران اما، ساحره ای به نام بانو مارلین بود . او هیکلی چنان چاق داشت که نمی توانست راه برود و مجبوز بود حتی سر میدان جنگ با جارو حاضر شود(البته جاری او مقاوم و مخصوص او ساخته شده بود و به اندازه یک الوار چوب بود) . بانو زنی درنده خو و جنگی و خشن بود و ذره ای به شفقت و رحم روی خوش نشان نمی داد . نقشه های جنگی او چنان عالی بودند که هنوز در دانشگاه های نظامی جادوگران تدریس می شوند .
بیوگرافی کامل رهبر جن ها و رهبر جادوگران در اولین جنگ بین آنها را بنویسید
جاکوب در اوایل دهه 40 در خانواده فقیری چشم به جهان گشود . او از همان زمان ذکاوت و هوش زیادی داشت ، و بسیار به هنر های رزمی علاقه مند بود . از همان زمان او به سلطه جادوگران به جن ها اعتراض داشت و در فکر استقلال یافتن جامعه جن ها بود .
در بیست و هفت سالگی شروع به جمع کردن اجنه به دور خودش کرد تا سپاه بزرگی برای مقابله با جادوگران گرد آورد .بسیاری از جن ها موافق افکار و نظرات او بودند و به او می پیوستند. در میان این افراد ، با جنی به نام مارلیسینا آشنا شد و چندی بعد با او ازدواج کرد . پس از گذشت سه ماه از این پیوند،آتش جنگ روشن شد و جاکوب به ناچار همسر خود را ترک گفت و به سوی میدان جنگ شتافت . اما مارسلینا خود در میدان جنگ فعالیت زیادی داشت،و سر انجام در نبرد عظیمی کشته شد .
پس از مرگ مارسلینا ،جاکوب ،دخترش زیتنیس را به خاله اش سپرد و با جن دیگری به نام ریتوم ازدواج کرد که حاصل این ازدواج دو پسر بود که هردو در جنگ کشته شدند . جاکوب مدتی از میدان نبرد دور بود و در این زمان اجنه بیشترین تلفات را دادند . او به اصرار همسرش مدتی به ترانسیلوانیا رفته بود تا اجنه آنجا را با خود همراه سازد که موفق نشد . زمانی که به نبرد بازگشت بیش از نیمی از سپاهیانش کشته شده بودند و بقیه پا به فرار گذاشته و یا خود را تسلیم کرده بودند . جاکوب که تحمل تسلیم شدن به دشمن را نداشت،خود را روی شمشیرش انداخت و روی آن به سیخ کشیده شد .تاریخ مرگ او را به روایتی اواسط دهه 70 میدانند. سپاه جادوگر ها سر او را بریدند و به لندن بردند و اکنون نیز در همانجا دفن است .
بانو مارلین با نام کامل"ایزابل ویکتوریا مارلین"،ملقب به ایزد بانوی جنگ، در سال 1905 در فرانسه به دنیا آمد . خانواده او متمول و مرفه بودند و از آنجا که از طبقه اشرافی انگلستان محسوب می شدند ، ایزابل تحصیلات عالی داشت و به زبان های لاتین ،ایتالیایی و آلمانی مسلط بود . زمانی که سیزده ساله شد،نامه ای از بیوکباتنز دریافت کرد که خبر از جادوگر بودن او می داد . پدر و مادرش با تحصیلات او در این مدرسه موافقت کردند ، با این شرط که کسی از این ماجرا بویی نبرد . بدین ترتیب ایزابل جوان ، زمانی که مادرش وانمود می کرد او در انگلستان و در کالجی در حال تحصیل است، با جادو و افسون های گوناگونی آشنا میشد و روز به روز پیشرفت بیشتری می کرد .
پس از فارغ التحصیلی از هاگوارتز ، ایزابل به وزارت سحر و جادو رفت و به عنوان یک کارآگاه کارش را شروع کرد . در این حرفه هم پله های موفقیت را دو تا یکی طی می کرد و به مدارج بالا دست می یافت . در زمان شروع جنگ ، او که در بخش روابط بین الملل رییس بود به عنوان فرمانده سپاه به میدان نبرد رفت . در این مدت او ناگهان به علت کم تحرکی -چون مدت زیادی را صرف نقشه کشی و کنفرانس های جنگی می کرد-با مشکل چاقی زیاد روبه رو شد و مجبور به استفاده از جارو برای حمل و نقل شد .اما باز هم ذره ای از تلاش او برای به دست آوردن پیروزی کم نشد . او همچنان به موفقیت های پی در پی ادامه می داد و اجنه را در هم می کوبید .
سر انجام ، بعد از تسلیم شدن اجنه و خودکشی جاکوب،سپاه جادوگران پس از مدت ها به پیروزی رسید . با بازگشت از میدان جنگ، بانو مارلین مورد تقدیر قرار گرفت و لقب ایزد بانوی جنگ به او داده شد . دو ماه بعد ، او بازنشسته شد و بالاخره در سال 1990 در سن 85 سالگی در زادگاهش در گذشت .
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بتی بریسویت در 1387/11/21 16:06:28
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1387/10/09
آخرین ورود: شنبه 19 اردیبهشت 1388 18:46
از: ریش مرلین آویزون نشو!!!
پستها:
79

1.در اولین جنگ بین جادوگران و اجنه ، رهبری هر کدام از جناح ها را کدام شخص بر عهده داشت؟(10 امتیاز)
دراکو مسویتیرین رهبر جادو گر ها و آرماندو گریک رهبر جن ها بودند.
2. بیوگرافی کامل رهبر جن ها و رهبر جادوگران در اولین جنگ بین آنها را بنویسید.(20 امتیاز)
دراکو مسویتیرین جد جد پدر سالازار اسلیترین(یکی از بنیان گذاران هاگوارتز) بوده که به تدریج نام این خاندان به اسلیتیرین تبدیل شده.
دراکو در آن زمان حدود 42 سال سن داشت و دارای سه فرزند بود که فرزند وسطی همراه پدرش در این جنگ کشته شد. دراکو مسویتیرسین عقیده داشت که جادوگر ها باید بر اجنه حکومت کنند و سرور و سالار آنانند.
مسویتیرین در میان جادوگران شخصیت محبوبی نداشت و یکی از دلایلش هم این بود که او اولین جادوگری بود که رو به جادوی سیاه نهاد و طلسم هایی هم اختراع کرد. او به زور توانسته بود رهبر جادوگر ها شود و بر آنان حکومت کند. برخی هم معتقدند که همین امر باعث شکست جادوگر ها شد.
و اما رهبر اجنه یعنی آرماندو گریک. گریک از آن جن های بسیار نژاد پرست بود. البته به خاطر همین افکارش هم در بین اجنه بسیار محبوب بود و آنان اصرار داشتند که او رهبری کل جامعه ی شان را بر عهده بگیرد هر چند آن زمان او بسیار جوان بود.
البته شاید علت دیگر انتخاب او، پدرش یعنی سالاوادر بود که از بزرگان اجنه بود.
دراکو مسویتیرین رهبر جادو گر ها و آرماندو گریک رهبر جن ها بودند.
2. بیوگرافی کامل رهبر جن ها و رهبر جادوگران در اولین جنگ بین آنها را بنویسید.(20 امتیاز)
دراکو مسویتیرین جد جد پدر سالازار اسلیترین(یکی از بنیان گذاران هاگوارتز) بوده که به تدریج نام این خاندان به اسلیتیرین تبدیل شده.
دراکو در آن زمان حدود 42 سال سن داشت و دارای سه فرزند بود که فرزند وسطی همراه پدرش در این جنگ کشته شد. دراکو مسویتیرسین عقیده داشت که جادوگر ها باید بر اجنه حکومت کنند و سرور و سالار آنانند.
مسویتیرین در میان جادوگران شخصیت محبوبی نداشت و یکی از دلایلش هم این بود که او اولین جادوگری بود که رو به جادوی سیاه نهاد و طلسم هایی هم اختراع کرد. او به زور توانسته بود رهبر جادوگر ها شود و بر آنان حکومت کند. برخی هم معتقدند که همین امر باعث شکست جادوگر ها شد.
و اما رهبر اجنه یعنی آرماندو گریک. گریک از آن جن های بسیار نژاد پرست بود. البته به خاطر همین افکارش هم در بین اجنه بسیار محبوب بود و آنان اصرار داشتند که او رهبری کل جامعه ی شان را بر عهده بگیرد هر چند آن زمان او بسیار جوان بود.
البته شاید علت دیگر انتخاب او، پدرش یعنی سالاوادر بود که از بزرگان اجنه بود.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
من رفتم.
خیلی زوق زده نشید چون از دستم راحت نشدید، شناسه ی جدید من : نیمفادورا تانکس.
خیلی زوق زده نشید چون از دستم راحت نشدید، شناسه ی جدید من : نیمفادورا تانکس.
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1387/10/10
آخرین ورود: چهارشنبه 31 تیر 1388 13:28
از: شیرموز فروشی اصغر آقا!
پستها:
242

جلسه دوم کلاس تاریخ جادوگری!
طبق معمول ، دانش آموزان در حالیکه تکالیف خود را بر روی میز های چوبی قرار داده بودند ، نشسته و در حال پچ پچ کردن بودند.
در همین موقع در با شدت باز میشه ولی ایندفعه هم کسی در آستانه در مشاهده نمیشه.
_ بدعنق ننه و باباته! چون میدونستم میخوای اینو بگی گفتم!
بادراد ریشو در حالیکه متکبرانه به طرف میزش حرکت میکرد به پرسی ویزلی اشاره کرد تا تکالیف را جمع آوری کند.
_ بدون مقدمه میریم سر فصل جدیدمون! بایستی بگم که سده دوم جادوگری ، همون طور که مقدمه اش رو در جلسه قبل ذکر کردم آغازگر یک دوره ی تحولات نسبتاً بزرگ بود.
بادراد ، در حالیکه به نقطه ای نامعلوم خیره شده بود دستی به ریش بلند و سفیدش کشید و ادامه داد.
_ در این دوره بود که جادوگران از حالت اولیه خودشون بیرون اومدن ، به صورت قبیله ای زندگی کردند و لباس بر تن کردند ولی مهم ترین اتفاقی که در این دوره افتاد ...
صدای هرمیون گرنجر جمله بادراد رو قطع کرد.
_ اختراع چوب جادو بود!
بادراد در حالیکه سرخ شده بود عکس العملی را نشان داد که مخالف تصور هرمیون بود.
_ 60 امتیاز از گریفیندور کم بابت جفت پا پریدن گرنجر در حرفم! گمشو از کلاسم بیرون خون لجنی !
_ نه غلط کردم!
_ خیلی خب ... به جاش امشب بیا دفترم یک سری مذاکرات داشته باشیم ببینیم این مشکلات از کجا نشات میگیره!
خنده همچون بمبی در کلاس منفجر شد و هرمیون گرنجر سرخ شده خودش را سرگرم بازی با قلم پرش کرد.
بادراد با چند بار دست زدن توجه کلاس را معطوف به خود کرد.
_ مهم ترین اتفاق ، اختراع چوب جادو بود! همچنین در این دوره ما شاهد اولین جنگ جادوگر ها با اجنه بودیم که در اون موقع اجنه شکست سختی را به جادوگران وارد کردند.
بادراد از روی صندلی بلند شد و شروع به قدم زدن کرد.
_ اجنه ، مخلوقاتی بودند و هستند و خواهند بود ، با قد و قامتی کوتاه، گوش های دراز و چشمانی درشت. میگویند جادوگری به نام ننه خاور در حال آشپزی بود که چند دورف جنگلی وارد خانه او شده و به زور کیک او را میخورند. ننه ، با عصابنیت اون هارو نفرین میکنه و از اون به بعد رایج شده که ما جن ها از نسل دورف ها بودیم.
زررررررت!
بادراد : اون از مدت کوتاه زنگ ، این از زنگ زدگی زنگ!
بسیار خب... تکلیف شما روی تخته هست. برای جلسه بعد آماده باشید.
و سپس با عجله از کلاس خارج شد و تکالیف بر تخته نقش بست:
1.در اولین جنگ بین جادوگران و اجنه ، رهبری هر کدام از جناح ها را کدام شخص بر عهده داشت؟(10 امتیاز)
2. بیوگرافی کامل رهبر جن ها و رهبر جادوگران در اولین جنگ بین آنها را بنویسید.(20 امتیاز)
طبق معمول ، دانش آموزان در حالیکه تکالیف خود را بر روی میز های چوبی قرار داده بودند ، نشسته و در حال پچ پچ کردن بودند.
در همین موقع در با شدت باز میشه ولی ایندفعه هم کسی در آستانه در مشاهده نمیشه.
_ بدعنق ننه و باباته! چون میدونستم میخوای اینو بگی گفتم!

بادراد ریشو در حالیکه متکبرانه به طرف میزش حرکت میکرد به پرسی ویزلی اشاره کرد تا تکالیف را جمع آوری کند.
_ بدون مقدمه میریم سر فصل جدیدمون! بایستی بگم که سده دوم جادوگری ، همون طور که مقدمه اش رو در جلسه قبل ذکر کردم آغازگر یک دوره ی تحولات نسبتاً بزرگ بود.
بادراد ، در حالیکه به نقطه ای نامعلوم خیره شده بود دستی به ریش بلند و سفیدش کشید و ادامه داد.
_ در این دوره بود که جادوگران از حالت اولیه خودشون بیرون اومدن ، به صورت قبیله ای زندگی کردند و لباس بر تن کردند ولی مهم ترین اتفاقی که در این دوره افتاد ...
صدای هرمیون گرنجر جمله بادراد رو قطع کرد.
_ اختراع چوب جادو بود!
بادراد در حالیکه سرخ شده بود عکس العملی را نشان داد که مخالف تصور هرمیون بود.
_ 60 امتیاز از گریفیندور کم بابت جفت پا پریدن گرنجر در حرفم! گمشو از کلاسم بیرون خون لجنی !
_ نه غلط کردم!
_ خیلی خب ... به جاش امشب بیا دفترم یک سری مذاکرات داشته باشیم ببینیم این مشکلات از کجا نشات میگیره!

خنده همچون بمبی در کلاس منفجر شد و هرمیون گرنجر سرخ شده خودش را سرگرم بازی با قلم پرش کرد.
بادراد با چند بار دست زدن توجه کلاس را معطوف به خود کرد.
_ مهم ترین اتفاق ، اختراع چوب جادو بود! همچنین در این دوره ما شاهد اولین جنگ جادوگر ها با اجنه بودیم که در اون موقع اجنه شکست سختی را به جادوگران وارد کردند.
بادراد از روی صندلی بلند شد و شروع به قدم زدن کرد.
_ اجنه ، مخلوقاتی بودند و هستند و خواهند بود ، با قد و قامتی کوتاه، گوش های دراز و چشمانی درشت. میگویند جادوگری به نام ننه خاور در حال آشپزی بود که چند دورف جنگلی وارد خانه او شده و به زور کیک او را میخورند. ننه ، با عصابنیت اون هارو نفرین میکنه و از اون به بعد رایج شده که ما جن ها از نسل دورف ها بودیم.
زررررررت!
بادراد : اون از مدت کوتاه زنگ ، این از زنگ زدگی زنگ!
بسیار خب... تکلیف شما روی تخته هست. برای جلسه بعد آماده باشید. و سپس با عجله از کلاس خارج شد و تکالیف بر تخته نقش بست:
1.در اولین جنگ بین جادوگران و اجنه ، رهبری هر کدام از جناح ها را کدام شخص بر عهده داشت؟(10 امتیاز)
2. بیوگرافی کامل رهبر جن ها و رهبر جادوگران در اولین جنگ بین آنها را بنویسید.(20 امتیاز)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[b][color=FF0000][url=http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=883&post_id=219649#
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج