جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

19 کاربر(ها) آنلاین هستند (13 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
14
مهمانان
5
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  66 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  143 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  255 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  249 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  331 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  234 خواندن  1 نظر 
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: پنجشنبه 25 تیر 1388 16:47
نمایش جزئیات
آفلاین
رولی بنویسید که در اون از طلسم رنویت استفاده میکنید برای بهوش آوردنِ فردی که بی هوش هست یا مانندِ این رول خواب است ! انتخال طنز یا جدی بر عهده نویسنده است !

-----------------
مرلین از کلاس تغییر شکل به سرعت بیرون میاد و به طرف دفتر مدیریت میدوئه.اون که متوجه تخلف یکی از دانش آموزان شده بود با خوشحالی به طرف دفتر مدیریت میرفت تا این تخلف رو گزارش کنه.یکی از دانش آموزان برای دوستش تکلیف مینوشته و امتیاز بالایی میگرفته.این نکته بسیار مهم بود و حتمن پرسی برای متوجه شدن این مطلب خیلی خوشحال میشد.مرلین همچنان با سرعت میدوئید و ملت با تعجب به این استاد پیر نگاه میکردن که چجوری میتونه اینقدر با سرعت بدوئه!(با رد بول بااااااااااال در بیاورید! ).مرلین در راه به ساحره های دانش آموز چشمکی میزد و هر از گاهی دستی به اونها میکشید.از نظر مرلین دختران این ترم هاگوارتز بسیار جیگر بوده و نباید این فرصت رو از دست داد.البته مدیر این مدرسه رفتار خیلی بدی با دختران داشته و تبعیض رو به اوج خودش رسونده.پسر ها در درجات بالای مدرسه فعالیت میکنن ولی دختران به شدت مورد ظلم قرار میگیرن.مرلین قصد داشت که حق این دختران رو به دست بیاره و ازشون دفاع کنه.

بالاخره مرلین به دفتر توجیهات میرسه.نفسی تازه میکنه و اسم رمز دفتر رو بلند میگه:

-یه پسر جیگر،سفید و ناز !

در با سرعت باز میشه و مرلین به درون دفتر میره.سکوت زیادی دفتر رو فرا گرفته بود.ترس مرلین رو فرا گرفت و کم کم به اتاق پرسی نزدیک شد.هر چی نزدیک میشد صدای مشابه خر و پف بیشتر شنیده میشد و مرلین رو امیدوار تر میکرد.چوب دستیش رو در آورد و به صورت ناگهانی وارد اتاق پرسی شد.پرسی به صورت خیلی عجیبی بر روی صندلیش افتاده و بیهوش شده بود.چندین دستمال کاغذی و یه بسته کرم در گوشه ای از اتاق پرت شده بود و همین مرلین رو نگران تر میکرد.به پرسی نزدیک تر و شد تکونش داد و گفت:

-پرسی!؟پرسییییییییی؟بیدار شو!تو باید زنده بمونی!بهت قول میدم اگر زنده موندی خودم بیام توجیهت کنم.

ولی هیچ حرکتی از پرسی سر نزد.

---------------
ماجرای خواب پرسی !

مه همه جا رو فرا گرفته بود.چند پسر خوش هیکل و سفید و بدون لباس در فاصله چند متری پرسی ایستاده بودن و بهش چشمک میزدن.او کم کم بهشون نزدیک میشد همینجوری آب از دهنش بیرون میومد.

پسرا:
پرسی:

راهی نمونده بود و پرسی دیگه تقریبن بهشون رسیده بود.خودش رو آماده کرد و دستش رو به طرف پسر ها دراز کرد.

پایان خواب پرسی !

---------------
-رنویت

ناگهان پرسی از خواب بیدار شد.چشمانش رو باز و بسته کرد و به اطرافش گاهی انداخت.دستش رو دراز کرد و ریش مرلین رو گرفت.بعد که متوجه قضیه شد به صورت به مرلین خیره شد.

-مرلین مجبورم کردی کاری که تو خواب قرار بود انجام بدم،الان به صورت عملی رو تو انجامش بدم!
-

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][size=medium][color=6600FF][font=Arial][url
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: جمعه 19 تیر 1388 11:24
نمایش جزئیات
آفلاین
از نظر شما هیجان انگیز ترین طلسم چه طلمسی هست ؟ و اون طلسم چه کارآیی ای داره و چطور باید ازش استفاده کرد ؟!

آوداكداورا

هيجان انگيز طلسم ، طلسم ( آوداكداورا ) هست كه در دنياي جادوگري استفاده ي زيادي داره . اين طلسم به عنوان طلسم سياه بين ساحره ها ، شناخته شده و بين مرگخواران استفاده ي زيادي داره .

كارايي طلسم

كارايي مهم اين طلسم ،كشتن فردي كه مورد حمله قرار گرفته ، ميباشد.

طريقه ي استفاده

براي استفاده از اين طلسم ، بايد چوبدستي رو به سمت هدف بگيريد و با گفتن اين جمله ( آوداكداورا ) ، طلسم به سمت هدف حركت ميكنه و...


یه رول ( هر چقدر کوتاه تر بهتر ) بنویسید و توش نشون بدید که شما با استفاده از طلسم فرمان ، استرجس رو تحت فرمان میگیرید و بهش دستور میدید که کاندیدای انتخابات رو رد صلاحیت کنه و سه نفر برگزیده رو انتخاب کنه !

- گوش كن ، الان كه رفتيم وزارتخونه ، تو ميگي كه كينگزلي و زاخارياس و آلبوس صلاحيت ندارن ولي لرد تاريكي ، ديدالوس ، ريتا رو تاييد ميكني ، گرفتي ؟
- باشه
--------------------------------------------------------------------------------
وزارتخونه
- به نظر من آقايون شكلبوت ، اسميت و دامبلدور گزينه هاي خوبي براي نيستن ولي لرد ... ، آقاي ديگل و خانم اسكيتر ميتونن براي وزارتخونه مفيد باشن .
اسكريم جيور :
افراد حاضر در جلسه :
----------------------------------------------------------------------------
خونه ي اسكريم جيور

اسكريم جيور در حالي كه خوشحال بود ، و در حال صحبت كردن با خودش به صورت بلند بلند بود ، گفت : ايول ، ديگه ارباب منو نميكشه ، ريتا بر عليه من توي روزنامه نمينويسه و رفاقت منو ديگل هم به هم نميخوره !!!
- درسته ، ولي تو فعلا بايد به آزكابان بري .
اين جمله رو آلستور مودي كه باشكستن در خونه ي اسكريم جيور به وسيله ي طلسم وارد خونه شده بود ، گفت .
او ادامه داد : ما فهميده بوديم كه يه نفر استرجس طلسم كرده چون اون قبل از اعلام صلاحيت هاي كانديد ها ، با من كه رفيق صميمي اش هستم ، مشورت كرده بود و عجيب بود كه ييهو نظرش عوض شد .
خوب ، روفوس عزيز تو بازداشتي .
بعد ييهو خبرنگار ها ميريزن داخل خونه و به اسكريم جيور ميگن :
- انگيزتون از اين خيانت چي بود ؟
- منو شطرنجي كنيد . من پشيمونم .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط روفوس اسكريم جیور در 1388/4/19 11:26:59
ویرایش شده توسط روفوس اسكريم جیور در 1388/4/19 11:31:20
خدا ایشالا به ما خدمت بده به شما توفیق کنیم ...
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: پنجشنبه 18 تیر 1388 20:05
نمایش جزئیات
آفلاین
1:
پرسیوس منهدمیوس

این طلسم واقعآ طلسم هیجان انگیزی هس و برای منهدم کردن مدیر مدرسه به کار گرفته میشه! مثلا" اگر مدیر تعداد کلاسا رو خیلی زیاد کرد پدر شمارو دراورد یا دفتر توجیهاتش رو شبا برای توجیه کردن پسرای مدرسه در نظر گرفت شما میتونین از این ورد استفاده کنین
از طرفی، اگر مدیر علاقه ی خیلی شدیدی به رول بیناموسی داشت و شما دوست نداشتین، میشه با این طلسم منهدمش کرد تا بیناموسی از کلش بیفته و کوییرل کلی جایزه بهمون بده

طرز استفادش هم خیلی آسونه. فقط باید چوبدستیو به سمت مدیر مربوطه گرفت و طلسم رو به زبون آورد تا ایکی ثانیه طرف منهدم بشه


2:

- ببین استرجس، کاندیدایی که تو انتخابشون کردی...
- باز گفت! بهت میگم من انتخاب نکردم. من اصلا تو این انتخابات هیچ کاره بودم!

ریتا و استرجس در دفتری در تحریریه پیام امروز نشسته بودند تا ریتا از او در مورد صلاحیت کاندید های وزارت مصاحبه کنه. بعد از حرف استرجس، ریتا یهو جوش آورد و گفت: هی میگه من نکردم! بوقی پس تو چیکاره بودی؟ مسئول تایید کاندیدا تو بودی بعد هیچ نقشی نداشتی؟

بعد درحالی که انگار داره با خودش صحبت میکنه تا با استرجس، ادامه داد: بله دیه... وقتی مدیر همه کاره در قصر خودش به سر میبره و اصلا نمیدونه اطرافش چی داره میگذره، چه توقعی از بقیس؟! آره. بنویس بنویس: عله از مدیران غافل است، اداره کشور به پارتی بازی و فساد و بی شرمی کشیده شده...

استرجس از روی مبلی که مقابل ریتا بود بلند شد و گفت: اینا چیه مینویسی بوقی! ننویس! چرا با آبرو مدیریت بازی میکنی؟

ریتا سر تا پای استرجس عصبانی رو برانداز کرد و با خودش فکرید: اگر من کاری کنم که استرجس نماینده هارو تغییر بده چی؟ درسته چیزی به من نمیماسه اما فروش پیام امروز رو خیلی بالا میبره! تازه کلی هم دعوا و گیس و گیس کشی میشه که من میتونم کلی مقاله بنویسم!

- استرجس حاضری یه کاری بکنی که خیلی مشهورت کنه؟
- خب آره. چیکار؟
- گوش به فرمان

یک هفته بعد

ریتا استرجس رو به زور، دنبال سر خودش وارد اتاق مصاحبه کرد. بعد از اینکه قفل درو چک کرد پرسید:

- خب چیکار کردی؟

استرجس با چشمانی بیروح جواب داد: هرکار گفته بودی کردم!

چشمان ریتا از خوشحالی برقی زد و پرسید: رد صلاحیتشون کردی؟
- بله

ریتا که دیگه خیلی خوشحال شده بود گفت: آفرین. حالا بگو کیارو گذاشتی؟ حواست هس که گفتم میخوام هیجان کار خیلی بالا بره و افرادی که انتخاب میکنی باید خیلی حرفه باشن ها؟

- بله. نماینده ها: توحید ظفرپور، هودراد و باز هم توحید ظفرپور، البته ایندفعه به همراه هرمیون!
- چی؟؟!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
... بگذرم گر از سر پیمان
میکشد این غم دگر بارم
می نشینم شاید او آید
عاقبت روزی به دیدارم...
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: پنجشنبه 18 تیر 1388 16:37
نمایش جزئیات
آفلاین
تکالیف :

1. از نظر شما هیجان انگیز ترین طلسم چه طلمسی هست ؟ و اون طلسم چه کارآیی ای داره و چطور باید ازش استفاده کرد ؟! ( 10 امتیاز )


هالیوازاردیوس

این طلسم اولین بار توسط یکی از اعضای خفنز ایفای نقش کشف شد و برای این به وجود آمد تا توسط آن رولینگ و هرچی نویسنده بوقی نیس هست رو به خاک بمالیم اما بعدها به دلیل آنکه سوژه های کتاب کم شد و سوژه های سایتی به نام جادوگران زیاد این طلسم در جهت به بوق کشیدن ... نه چیز سالم نشون دادن بوقی بازیهای مدیران جادوگران به کار گرفت شد .
وچون روزی یکی دوبار یه بوقی در سایت زده خواهد شد این طلسم روز به روز رونق بیشتری پیدا کرد تا اینکه شخصی به نام پرسیوس ویزلیوس مهارت آنچنانی در این طلسم پیدا کرد که هیجان انگیزی آن را بیشتر و بیشتر میکرد .

موارد هیجان انگیز :

نوشته های پرسیوس و دیگران کاربران که از این طلسم استفاده میکنند هر لحظه تعدادی بوقخوان و بیکار را هیجان زده میکند
اما آنچه بیشتر باعث هیجان انگیزی همگان میشود شرایطی است که قبل از به کاربردن طلسم ایجاد میشود . نامردا فکر کنم میخوان همه مونو از هیجان شکنجه بدن و بکشن چون روزی دو سه تا سوژه جدیداً تو کارمدیرا هست

مواد لازم :

مدیر جادوگران ترجیحاً استر باشه
پرسی به مقدار لازم
مری فریز باود به عنوان ادویه
و دیگر مواد مورد نیاز

طرز استفاده :
به استر یک ماموریت مهم داده و او را ول کنید ، همه چیزبه خودی خود درست میشود


2. یه رول ( هر چقدر کوتاه تر بهتر ) بنویسید و توش نشون بدید که شما با استفاده از طلسم فرمان ، استرجس رو تحت فرمان میگیرید و بهش دستور میدید که کاندیدای انتخابات رو رد صلاحیت کنه و سه نفر برگزیده رو انتخاب کنه ! ( 20 امتیاز )

مری : بفرمان ( خب طلسمش یادم رفته بوقی میخواستی بگی )

در همین هنگام استر بوق شده و با نگاهی نافذ و چشمانی سیاه به مری نگاه میکند .

مری ک این سه تا رو تایید کن ( مری ، ایگور ، عمه مارج )

پایان !

کـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــات !

پرسی : آخه بوقی این چیه تو نوشتی ؟ به اینم میگن رول ؟
مری : خودتو چی میگی شونصد خط رول کلاستو خوندم یه کلمه هم در مورد درس ننوشته بودی یا من نفهمیدم تازشم خودت گفتی کوتاه باشه
پرسی : خب بوقی دیگه ، هین الان یه رول درست مینویسی وگرنه صفر
مری : باشه بوقی

اَدَسَر( یعنی همون از ابتدا فیلمبرداری میکنیم و مینویسیم و تکلیف را ارسال میکنیم و چیزی هم نثار پرسی میکنیم )

انتخابات وزارت شروع شده بود و همگی مدیران در اتاقی که اتاق تایید صلاحیتها قرار داشت جمع شده بودند ، استرجس پادمور و آنتونین دالاهوف در یک طرف و در آن طرف نیز آنیتا دامبلدور قرار داشت .
هر یک دستوراتی را برای تایید افرادی که برای وزارت ثبت نام کرده بودند، ایراد میکردند ، اما در این بین آنیت بود که بسیار بهتر و زیباتر از دیگران کارش را انجام می‌داد .

آنیت : نقل قول:
من، تنها به سابقه ی ذهنی خودم اتکا کردم و برنامه های هیچ یک از افراد رو مشاهده نکردم.


استر : نقل قول:
من فقط نام اعضایی که پست زده بودن در تاپیک رو مطالعه می کنم و سریع یادداشت و اعلام میکنم


آنتونین :

افکار آنتونین

من اگر میدونستم مدیر شدن به همین راحتیه که خب زودتر اقدام میکردم

کمی عمیقتر در افکار

باب اینا بوقیدن ، همینه که عله میگه

هر چی مدیر خفنه ، همشون توی سایت منه

پایان افکار

هر سه آنها در همین افکار و عقاید و صُحَبات (جمع صحبتها ) بودند که نام سه نفر برو روی کاغذ نگاشته شد تا فردای آن روز برای اعلام و اینا فرستاده شود .


سی ثانیه بعد بیرون از اتاق تایید صلاحیتها !

ایگور درحالی که این پا و آن پا میکرد ( اشتباه نکنید دستشویی نداشت :D) و استرس داشت ، مری را دید که از دور به سرعت به طرف او می‌آید .

ایگور : چی شد تونستی یواشکی طلسمشون کنی ؟ من و تو رو تایید کردن ؟
مری : آره باب ، کاری نداشت که ، من تا چوبمو بالا گرفتم اینا خودشون تحت فرمان عمل کردن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مری فریز باود در 1388/4/18 16:45:07
ویرایش شده توسط مری فریز باود در 1388/4/18 16:52:05
خداحافظی در اوج یا خروج فوج فوج... مسئله این است!
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: پنجشنبه 18 تیر 1388 13:15
نمایش جزئیات
آفلاین
1. از نظر شما هیجان انگیز ترین طلسم چه طلمسی هست ؟ و اون طلسم چه کارآیی ای داره و چطور باید ازش استفاده کرد ؟! ( 10 امتیاز )

کروشیو

خیلی حال می ده که کسی جلوت جون بدهاین طلسم طلسمی هست که به بهترین نحو شکنجه می کنه و باید با نفرتی تمام نشدنی بخوای که این ورد رو رو طرف انجام بدی



2. یه رول ( هر چقدر کوتاه تر بهتر ) بنویسید و توش نشون بدید که شما با استفاده از طلسم فرمان ، استرجس رو تحت فرمان میگیرید و بهش دستور میدید که کاندیدای انتخابات رو رد صلاحیت کنه و سه نفر برگزیده رو انتخاب کنه ! ( 20 امتیاز )

استر داشت در خیابان با لباس سیاهی راه میرفت در تاریکی شت که ییهو من جلوش پریدم و گفتم سلام استر خوبی؟
استر:مرسی سلام می رسونم
من:ایمپروس

در خانه ی استر

من:سه تا کاندیدا رو انتخاب کن دابی کینگزلی مرلین

در میان جمعیت:

استر:نفر اول:عمه مارج

من:

استر:دومی:مری باود

من:

استر:سومی:ایگور کارکاروف

من در میان جمعیت:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور اسپراوت در 1388/4/18 13:35:28
دیدگاه هر کس نشان
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: چهارشنبه 17 تیر 1388 23:09
نمایش جزئیات
آفلاین
1. از نظر شما هیجان انگیز ترین طلسم چه طلمسی هست ؟ و اون طلسم چه کارآیی ای داره و چطور باید ازش استفاده کرد ؟! ( 10 امتیاز )

طلسم پتریفیکوس توتالوس

ببین این طلسم خیلی هیجان انگیزه ! بدن آدم رو قفل میکنه بعد طرف در حد تیم ملی افغانستان ضایع میشه ! یارو رو چیزش میکنیم میخندیم ... تازه بعدش میتونیم مثلا قلقلکش بدیم ، بهش فحش بدیم ، مسخره اش کنیم ، روی بدنش نقاشی کنیم ...

حتی میتونیم روی اعمال بیناموسی انجام بدیم ... اما اون نمیتونه کاری بکنه ... ببین چقدر هیجان انگیزه



2. یه رول ( هر چقدر کوتاه تر بهتر ) بنویسید و توش نشون بدید که شما با استفاده از طلسم فرمان ، استرجس رو تحت فرمان میگیرید و بهش دستور میدید که کاندیدای انتخابات رو رد صلاحیت کنه و سه نفر برگزیده رو انتخاب کنه ! ( 20 امتیاز )


قبل از انتخابات

ریپر() در یک ورقه را آورد و روی میز دفتر پیوز گذاشت. پیوز نگاهی به ورقه که درواقع یک لیست بود کرد و گفت : « به مارج سلام برسون

با رفتن ریپر ، پیوز دوباره به لیست نگاه کرد ، روی لیست که شامل همه شرکت کنندگان در انتخابات بود ، در حالی که روی اسم همه آنها به جز 3 نفر خط زده شده بود ... پیوز لبخند پیروزمندانه ای زد و به سمت محل قرار ملاقاتش با استرجس حرکت کرد ...

شروع تبلیغات انتخاباتی !

استرجس با یک لباس رسمی ، پشت یک تریبون ایستاده ، و در حالی که خیلی جیگر شده ، شروع به صحبت میکنه : « طبق تصمیم مجمع نگهبان جادوگری ، کاندیدا های تایید صلاحیت شده به شرح زیر است :
عمه مارج
ایگور کارکاروف
مری باود

امیدواریم این افراد طی یک رقابت سالم ، انتخاب بشن ! »

جمعیت شروع به دست زدن و جیغ و هورا و سوت و اینا میکنن و در میان آنها ، یک روح ، در حالی که چوبدستیش رو به سمت استرجس گرفته ، لبخند خبیثانه ای روی لبشه !

بعد از انتخابات

استرجس در یک کنفرانس مطبوعاتی حاضر شده و یک هاله زرد وجودش رو فرا گرفته و همه حاضرین هم مژه نمیزنن فقط به اون نگاه میکنن

در حالی که از بیرون ساختمان صدای شعار دادن جمعیت میاد (مک کنن ، مک کینن ، رای ما رو پس بگیر ) ... در این بین استرجس شروع به صحبت میکنه : « دوستان همه اش تقصیر من بود ! من اصلا به اسم کاندید ها نگاه نکردم ! من اصلا ندیدم برنامه ندارن ! درسته که پست عمه مارج فقط سه خط بود ولی من متوجه نشدم که توی سه خط نمیشه کاندید شد ... درسته که پست ایگور به یک خط هم نمیرسید اما خوب ایگور عضو گولاخیه و گفتم شاید تونسته در یک خط درخواست بده ... غلط کردم ! بوق خوردم »

پیوز در میان جمعیت :

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر تغییر اندازه داده شده






A Never Ending Story ...
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: چهارشنبه 17 تیر 1388 21:16
نمایش جزئیات
آفلاین
بادراد ریشو : 30 امتیاز
طلسم هیجان انگیزی که معرفی کردی عالی بود ، این طلسم رو به بقیه هم بگو که توی هاگوارتز اجرا کنن جو سرسرا عوض بشه

برتا جورکینز : 27
به نظرم تکلیف دوم جا برای کار شدنِ بیشتر داشت ، درسته که گفتم کوتاه بنویسید بهتره ، ولی تا جایی که لازم نباشه سوژه رو نصف کنی ! به نظر من میتونستی بهتر پیش ببری و بیشتر روش کار کنی

زنوفیلیوس لاوگود : 23
تکلیف اولت بد نبود ، هر چند میتونستی طلسم بهتری رو معرفی کنی ، تکلیف دومت اصلا جالب نبود ! کوتاه نوشتن به این معنیه که تا اونجایی که جا داره از گفتن ِ حواشی خودداری کنی ، ولی تو اینطوری به طرز ِ خیلی خلاصه ای سوژه رو پیش بردی که اصلا جالب نیست

لینی وارنر : 23
تکلیف اولت که اصلا توضیح خوبی در موردش ندادی ! مثلا ده امتیاز داره ها ! تکلیف دومت هم جالب نبود ! خیلی خلاصه وار و گزارش گونه نوشتی و رد شدی ازش ! من میخواستم نحوه ی فرمان برداری استرجس رو نشون بدی ، نه بحث بین لینی و لونا رو !

گابریل دلاکور : 30
خوب بود ، آفرین

آبرفورث دامبلدور : 23
انکار نمیکنم که طلسمی که گفتی بس هیجان انگیز بود ! تکلیف دومت رو هم خیلی خلاصه وار نوشتی و به نظرم میتونستی با ادامه دادن و کار کردن بیشتر روش یه چیز جالب تر از آب در بیاری

پروفسور گرابلی پلنک : 23
مثل بقیه ! خیلی خلاصه کردی و این باعث شده ، نتونی خوب سوژه رو از آب در بیاری و به اصطلاح یه چیز آبکی شده !

ایگور کارکاروف : 30
ایول طلسم ! ایول تحت فرمان گرفتن

نارسیسا مالفوی : 26
با اینکه کوتاه نوشتنت باعث شده به کل ِ ماجرا ضربه بخوره ، ولی خوبتر از سایر افرادی نوشتی که ازشون امتیاز کم کردم ! ضمنا تلفظ ِ درسته طلسمی که معرفی کردی ، سایلنشیو هست ! نه سایلنتیو !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: چهارشنبه 17 تیر 1388 21:14
نمایش جزئیات
آفلاین
جلسه دوم طلسمات و وردهای جادویی

پرسی که تازگی ها فیلم جدیدش را در شبکه ی بزرگ هالی ویزارد اکران کرده بود ، با استقبالِ بسیار دانش آموزان در کلاس مواجه شد !

ایگور : بچه ها همگی سوت !

بادراد : سوت چیه باب همگی دست !

هوکی : دست چیه باب همگی جیغ !

پیوز : جیغ چیه باب همگی دفتر ِ توجیهات !

پرسی به آرامی به سمتِ میز استاد رفت ، ردایش را صاف کرد و روی صندلی نشست و با لبخند ملیحی گفت : خب ، درس ِ امروز دوست دارید چطور باشه ؟!

گابریل از تهه کلاس با خجالت گفت : استاد همه ی درسای شما دوست داشتنین

ویولت که در ردیفِ راونکلاوی ها نشسته بود ، روی صندلی صاف نشست ، دست به سینه شد و گفت : اه اه ! چه جلف ! اتفاقا همه ی تدریساشم مسخرس !

پرسی چشمکی به گابریل زد و گفت : ممنونم از نظرم گابر ، امم ، به خاطر این حرفت میخواستم ده امتیاز از راونکلاو کم کنم ویولت ، ولی به خاطر دوشیزه دلاکور صرف نظر میکنم !

ویولت که اشک در چشمهایش حلقه زده بود ، با عصبانیت بلند شد و به سمتِ در ِ کلاس رفته و گفت : امیدوارم بعد از کلاس هم با دوشیزه دلاکور برین هاگزمید برای تفریح پروفسور ویزلی !

پرسی پوزخندی زد و گفت : ولش کنین حالا ! بعدا از دلش در میارم اما تدریس ِ امروزه ما در مورد طلسمِ جذابِ رنویت هست ! در توضیحات این طلسم ذکر شده " رنويت:وقتي فردي بيهوش مي شود براي به هوش آوردن او از اين افسون استفاده مي شود. " برای نحوه ی کاربرد این طلسم بذارید یه خاطره براتون تعریف کنم !


::..:: فلش بک - خوابگاه مدیران ::..::
کوییرل : الو ! کجایی آنتونین ؟! باب این عله بیهوش شده ! هر چی صداش میکنیم بیدار نمیشه !

آنتونین : دارم میام !

کوییرل : با کی هستی ؟!

آنتونین : من و مامان و امرسان خودمم دیگه خب ! الان میرسم !

دقایقی بعد آنتونین میرسه ، عله روی تخت افتاده و با تلاش های مکرر آنتونین و کوییرل پا نمیشه !

آنتونین : بیهوش شده ! باید به هوش بیارمش ! طلسمش چی بود ؟!
کوییرل : رنویت !
آنتونین به عله اشاره میکنه و میگه : رنویت !

عله :
آنتونین : وا ! چرا این اینطوری شد !


بعد از نیم ساعت
اخبار سایت

پرفسور کوییرل و آنتونین دالاهوف بلاک شدند ! عله نله ، معروف به هری پاتر در این رابطه استفاده از طلسم به هوش آوردن را در زمانی که وی در خوابِ عمیقی فرو رفته بود و رویای جینی ویزلی را میدید را عنوان کرد !

::..:: پایان فلش بک - خوابگاه مدیران ::..::


تکلیف
رولی بنویسید که در اون از طلسم رنویت استفاده میکنید برای بهوش آوردنِ فردی که بی هوش هست یا مانندِ این رول خواب است ! انتخال طنز یا جدی بر عهده نویسنده است !



ویرایش : تا ساعت 21 فردا وقت دارید تکالیف جلسه ی قبل رو بفرستید !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرسی ویزلی در 1388/4/17 21:18:59
ویرایش شده توسط پرسی ویزلی در 1388/4/17 22:08:23
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: چهارشنبه 17 تیر 1388 19:30
نمایش جزئیات
آفلاین

1. از نظر شما هیجان انگیز ترین طلسم چه طلمسی هست ؟ و اون طلسم چه کارآیی ای داره و چطور باید ازش استفاده کرد ؟! ( 10 امتیاز )


-طلسم سایلنتیو

طلسم سایلنتیو طلسمی بسیار هیجان انگیز است.شما می توانید با استفاده از این طلسم تمام افرادی را که با حرف زدن مغز شما را می خورند ساکت کنید.
برای مثال می توانید با اجرای این طلسم بر روی خواهر کوچکترتان, صدای او را برای مدت زیادی قطع کنید و دیگر مجبور نشوید به داستان های او گوش دهید و مطمئنا" این بسیار هیجان انگیز خواهد بود چون شما برای اولین بار, بدون ضرب و شتم او را از میدان به در کرده اید!

طریقه ی اجرای این طلسم بسیار آسان است.کافی است نوک چوبدستی را به سمت دهان فرد مورد نظر بگیرید و خیلی قاطع بگویید سایلنتیو!

یه رول ( هر چقدر کوتاه تر بهتر ) بنویسید و توش نشون بدید که شما با استفاده از طلسم فرمان ، استرجس رو تحت فرمان میگیرید و بهش دستور میدید که کاندیدای انتخابات رو رد صلاحیت کنه و سه نفر برگزیده رو انتخاب کنه ! ( 20 امتیاز )

نارسیسا با آرامش به سمت اتاق استرجس می رفت.تمام طول شب رو به این موضوع فکر کرده بود!اگه فقط می توانست استر رو راضی به انجام این کار کند خیلی چیزاها می توانست عوض شود.در همین فکرها بود که به پشت در اتاق استرجس رسید.نفس عمیقی کشید و در زد.

-تق,تق
-بیا تو.

در را به آرامی باز کرد و داخل شد.

-سلام استر.
-سلام نارسیسا,بیا بشین.

نارسیسا نشست.

-چی میل داری؟
-هیچی.فقط می خواستم راجع به موضوع مهمی باهات صحبت کنم.
-گوش می دم.
-ااا,خب.ببین استر می خواستم بهت بگم یعنی تو باید حتما" ایگور و عمه مارچ و مری رو انتخاب کنی و کاندیدای انتخابات را رد صلاحیت کنی.

احساسی شبیه به یک احمق داشت!اما واکنش استر بدتر از آن چیزی بود که تصور می کرد.استر اول عینکش را در آورد و سپس با صورتی خالی از احساس رو به او گفت:
-این مسائل به تو هیچ ربطی نداره.

نارسیسا آب دهانش را قورت داد اما با صدایی محکم گفت:
-چرا استر داره,و تو هم باید حتما" این کار رو بکنی.
-بسه دیگه نارسیسا,بهتره که بری بیرون.منم سعی می کنم این موضوع رو نادیده بگیرم.

دیگر صورتش خالی از احساس نبود.خشم را به راحتی می شد در چشمانش دید.اما نارسیسا تصمیم خود را گرفته بود.ناگهان چوبدستی خود را در آورد و ایمپریو!

فردای آن روز


-جادوگران و ساحره های عزیز ,افرادی رو که اعلام می کنم اعضایی هستند که در این عرصه به رقابت می پردازند. جادوگر ایگور کارکاروف و ساحره های عزیز دوشیزه باود و عمه مارچ.از همتون خواهش می کنم تحقیقات لازم رو انجام بدین و کاندید مورد نظرتون رو انتخاب کنید.

ملت جادوگران:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط نارسیسا مالفوی در 1388/4/17 19:33:35
ویرایش شده توسط نارسیسا مالفوی در 1388/4/17 19:37:32
ویرایش شده توسط نارسیسا مالفوی در 1388/4/17 19:41:49
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: چهارشنبه 17 تیر 1388 11:56
نمایش جزئیات
آفلاین
1. از نظر شما هیجان انگیز ترین طلسم چه طلمسی هست ؟ و اون طلسم چه کارآیی ای داره و چطور باید ازش استفاده کرد ؟!

طلسم:بی ناموسیسوس ساحریوس

این طلسم یکی از قدیمی ترین طلسم های جهان هست.این طلسم توسط مرلین اختراع شده و تعداد کمی از جادوگران فعلی از این طلسم آگاهی دارن.تعداد این افراد به انگشت های دست هم نمیرسه و خب همین باعث میشه که زمانی که جلوی کسی استفاده میکنی اون دچار هیجانات زیادی بشه.

طرز استفاده این طلسم به این شکل هست که ابتدا یه خونه جور میکنید،بعد ساحره ای رو به درون خونه دعوت میکنید.بعد این طلسم رو زیر لب ادا میکنید.نور بنفش رنگی به مغز ساحره اصابت میکنه و از اون لحظه اون ساحره دچار هیجان های زیادی میشه و خب به طبع شما هم کمی بعدش دچار هیجانات بیشتری میشی!

البته کار با این طلسم مقداری سخت هست و نیاز به تمرین چند ماهه داره که بتونی به راحتی انجامش بدی ولی از اونجایی که اراده و عزم جادوگران رو در این موارد بی ناموسی زیاد میدونم،مطمئنم که قرن ها هم طول میکشید دنبال یادگیریش میرفتن!

-------------------------

2. یه رول ( هر چقدر کوتاه تر بهتر ) بنویسید و توش نشون بدید که شما با استفاده از طلسم فرمان ، استرجس رو تحت فرمان میگیرید و بهش دستور میدید که کاندیدای انتخابات رو رد صلاحیت کنه و سه نفر برگزیده رو انتخاب کنه !

پرسی با سرعت در خوابگاه مدیران می دوید و زیر لب چیزهایی رو زمزمه میکرد.هدف پرسی امروز اتاق استرجس بود تا صحبت هایی باهاش داشته باشه.پرسی دیشب با تمام کاندیدا ها یه جلسه توجیهی داشت و حالا اومده بود تا قولی که بهشون داده رو انجام بده.سه نفر از کاندیدا ها به او قول داده بودن که اگر وزیر بشن،وی رو معاون اولشون قرار بدن.در نتیجه پرسی که نمیخواست معاون اولی و جلسه توجیهی هایی که از این طریق به دست میاورد رو از دست بده نقشه ای شوم ریخت تا به اهدافش برسه.

خوابگاه مدیران که از عکس های بزرگ عله تشکیل شده بود دارای راهروی بلندی بود که اتاق خواب تمام مدیران اونجا قرار داشت.کاغذ دیواری سفیدی بر روی دیوار کشیده شده بود که باز هم عکس های کوچک شده عله بر روی کاغذ دیواری حکاکی شده بود.گلدون بزرگی به شکل آواتور عله در وسط راهرو قرار داشت و فرش قرمزی به همراه عکس عله در زیر پا خودنمایی میکرد.

بالاخره پرسی نفس نفس زنان به اتاق استرجس رسید.در اتاق استرجس صورتی بود به همراه عکس بزرگی از عله!پرسی صبر کرد تا نفسش جا بیاد و با غرور فراوون در اتاق رو باز کرد و به درون اتاق رفت و به سرعت در رو بست.

استرجس که شکه شده بود با سرعت از روی تختش بلند شد و جلوی پرسی ایستاد.

-خب استرس نمیخوام زیاد وقتم تلف بشه.من سه نفر رو میگم باید تایید کنی برای انتخابات و فقط هم همین سه نفرو تایید میکنی.
-جاااااان؟شما کی باشی اصن که برای من تعیین تکلیف کنی؟

-خب مث اینکه تو مث اینکه با آرامش نمیشه باهات برخورد کرد.

پرسی چوب دستیش رو در میاره و زیر لب طلسمی رو زمزمه میکنه.ناگهان چهره استرجس تغییر میکنه و مقداری می لرزه.بعد جلوی پرسی تعظیم میکنه و به سرعت از در اتاقش خارج میشه.

---
وقتی استرجس به تابلوی اعلانات میرسه به سرعت اعلامیه ای که تایید سه نفر رو به همراه داشته رو میزنه.کوییرل که اتفاقی از اونجا رد میشده نظرش به تابلوی اعلانات جلب میشه و با نگاه تندی به استرجس میگه:

-ببینم مگه ایگور اصن کاندید شده بود؟
-ایگور رو من میدونم که از ته قلب دوست داشت کاندید بشه ولی نشد.به نظر من ما مدیرا وظیفمون اینه که به قلب اعضا مراجعه کنیم.
-خب عمه مارجو دیگه چرا تایید کردی؟

آنیتا که این حرفو میشنوه به سرعت میاد نزدیک کوییرل و میگه:

-نمیدونم چرا استرجس تاییدش کرده ولی من همین سه تا پستی که ازش خوندم دیدم که لیاقت وزارت رو داره.چرا که تو بازی کلمات پست خوبی زده بود و تو معرفی شخصیتم مث یه وزیر خوب خودشو معرفی کرده بود.

کوییرل که احساس میکنه دچار فقر فلسفی شده و فک میکنه که داره خواب میبینه با سرعت به اتاقش نزدیک میشه تا بیشتر بخوابه و پرسی همانند در ته راهرو شروع به خندیدن میکنه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :

1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین