جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها اخبار اخبار تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

13 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9
مهمانان
4
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  112 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  125 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  250 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  166 خواندن  1 نظر 
طعم برتی بات شما چیه؟!

طعم برتی بات شما چیه؟!

بردلی 1405/02/22 03:30  200 خواندن  بدون نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: كلاس آموزش گزارشگري كوييديچ
ارسال شده در: سه‌شنبه 13 مرداد 1388 18:34
نمایش جزئیات
آفلاین
مری فریز باود :
این گزارشگر جزو عجایب هفت گانه جادوگری می باشد به صورتیکه در هنگام گزارشگری مغلطه به شدت شدیدی رو از ایشون در گزارششون می بینیم.
توجه شما رو به تیکه ای از این گزارش جلب می کنم :

- خب حالا مارکوس فلینت داره میره. من شنیدم مامانش گردنبندش رو از خونه ی بلاتریکس اینا خریده و کت شلوار باباش از هاکوپیانه!
و...
- اوه خدای من! چوچانگ چقدر خوب پرواز میکنه! خبرا حاکی از اینه که مامانش تو ده سالگی بهش شیر نوشین میداده و اونا همیشه باقالی پلو با محسن می خوردن! در ضمن همیشه ی خدا هم چو چانگ سعی کرده که کفشای صورتی بپوشه!

از اینگونه گزارشات در خلق و خوی مری فریز باود به شدت زیاد دیده میشه به طوریکه بیننده با احساس همدردی زیاد سبزی خوردن میاره و موقع تماشای بازی سبزی خورد میکنه!

آبرفورث دامبلدور:
یکی از دمدمی مزاج ترین گزارشگران دنیا. گزارشات این عضو خانواده دامبلدور در خور توجه می باشد.

- خطا به نفع اسلایترین. خطا آقا. بعله خطا! داور خر با توام! خطا مردک بوقی. تو داری حق گروه منو میخوری. از مدیریت میخوام هرچه سریعتر پیگیر این موضوع بشه و همین الان بره تو زمین. ( پرسی : ) نمیری پرسی؟ نمیری؟ تو حق گروه ما رو خوردی. داور پدرسوخته ی بی همه چیز. چرا خطا رو دیر سوت میزنی؟ آی نفس کش! ولم کنین برم جر بدمش!

جالب توجه هست که گزارشات این گزارشگر عصبانی اکثر اوغات به دفتر انضباطی میره و در نهایت منجر به کثر امتیاز از گروه خودشون میشه ولی همچنان...!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
where is my love...؟
Re: كلاس آموزش گزارشگري كوييديچ
ارسال شده در: سه‌شنبه 13 مرداد 1388 15:38
نمایش جزئیات
آفلاین
پرسی ويزلی:

يكی از اعجوبه های گزارشگريه، اين پرسی! يك گزارشهايی ميكنه كه موجبات تحريك شدن آدم رو بدجور فراهم ميكنه. كلا زياد رو بازی مانور نميده و به نام بردن اسامی بازيكنا قانعه كه اين يكی از خصوصيات بارزشه...

بيشتر وقتش برای گزارش رو صرف نگاه به ملت تماشاگر ميكنه و به توصيف افراد جنسِ مونث ميپردازه. اون اينقدر خوب اين توصيفات رو بيان ميكنه كه موی تنِ هر پسری رو سيخ ميكنه و اون رو به شدت تحريك ميكنه. به خاطر اين خصوصيتاتی كه پرسی ويزلی در گزارشش داره در آخين نظر سنجی همه ی پسرها به اون، به عنوان بهترين گزارشگر رای دادن.

پروفسور كوييرل:

عملكرد اين گزارشگر صد و هشتاد درجه با پرسی متفاوته كه همين موضوع موجبات اون رو فراهم آورده كه به يكی از جلف و بی طرفدارترين گزارشگرها تبديل بشه. كوييرل هم مثل پرسی زياد به بازی نميپردازه و بيشتر مردم رو به اجرا كردن حركات آسلامی و مبارزه با بيناموسی فرا ميخونه. هميشه عمامه ای بر سرش ميذاره كه آسلامی بودن خودش رو نشون بده اما بر خلاف تصوراتش، اين كارش باعث كسل كننده تر شدن گزارشاتش ميشه.

آخرين باری كه گزارش يك بازی رو برعهده داشته، با خشونت بی سابقه ی تماشاگران مواجه شده كه گوجه فرنگی های قرمز و تازه رو به طرف عمامه اش پرت ميكردن...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس آموزش گزارشگري كوييديچ
ارسال شده در: سه‌شنبه 13 مرداد 1388 14:10
نمایش جزئیات
آفلاین
تکلیف:شما 2 نفر دیگه از ملت کوییدیچ سوار رو معرفی کنید و توضیح بدید در مورد عملکردشون و اینا!مث خودم.

بلاتریکس لسترنج!:

خوب این گزارشگر یکمی دمدمی مزاجه و هرکی باب میلش بازی نکنه رو کروشیو میکنه و بسیار جیغ میکشه که باعث میشه تمرکز ورزشکاران بهم بخوره و هر خون لجنی چه در جایگاه تماشاچی ها چه در وسط میدونو میکشه!معمولا در بازی هایی که گزارشگر بلاست یکی دو نفر بیشتر نمی ان اوناهم خون خالصِ خالصِ اند.

گراپ!:

این موجود اون طور که از اندامش پیداست نمی تونه از داخل ورزشگاه گزارش کنه به همین علت از خارج از و رزشگاه گزارش میکنه ودر صورت دیدن هر پرنده یا چرنده ای کنترلشو از دست میده و میره دنبال اون و بازی رو ول میکنه در ضمن ایشون از میکروفن استفاده نمیکنه چون صدای رسایی داره ! در مسابقاتی که گراپ گزارش گر هست هم استقبال زیادی نمیشه !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خدا يكي ؛ زن يكي ، يكي !

"تا دنیا دنیاست ابی مال ماست / ما قهرمانیم جام تو دست ماست"
Re: كلاس آموزش گزارشگري كوييديچ
ارسال شده در: سه‌شنبه 13 مرداد 1388 04:04
نمایش جزئیات
آفلاین
تکلیف:شما 2 نفر دیگه از ملت کوییدیچ سوار رو معرفی کنید و توضیح بدید در مورد عملکردشون و اینا!مث خودم.

جیمز سیریوس پاتر :

این گزارشگر هیجان ویژه ای به بازی میده ! اون با استفاده از یویوی صورتیش هر بازیکنی رو که بد بازی بکنه تنبیه میکنه ! وقتی توپ گل میشه جیغ های بی نظیری میزنه. جیغ های این گزارشگر بسیار معروفه و نقطه عطف گزارش های اون محسوب میشه !

اون همچنین بسیار کوشولوئه و از پشت تریبون گزارش دیده نمیشه که این باعث شده تماشاگران بمونن توی کف که این گزارشگر بازی کیه !

این بازیکن یکبار طی یک حرکت نمایشی در تمام طول بازی به جای گزارش کردن جیغ زد و این یکی از اصلیترین عوامل مشهور شدنش بود ...

عمه مارج :

عمه مارج گزارشگر بسیار بزرگ و معروفیه ! اون علاقه شدیدی به ساندویچ بلغاری داره و در تمام طول مسابقه در حال خوردن و با دهن پر بازی رو گزارش میکنه. همچنین همیشه صدای واق واق ریپر از پشت بلندگو به گوش میرسه که جزء خصوصیات منحصر به فرد گزارش های عمه مارجه !

عمه مارج ترجیح میده که بیشتر به بازیکنا و حرکاتشون بخنده به جای اینکه بازی رو گزارش بکنه ... همچنین اون اصولا در طول گزارش چندبار هم از خاطراتشون با کلنل فابستر تعریف میکنه و از آخرین زیارتی که رفتن میگه ...

این شخص به شدت با بیناموسی مخالفه و این باعث میشه که هیجان گزارش های اون برای افرادی که بیناموسی رو دوست دارن کمتر باشه ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر تغییر اندازه داده شده






A Never Ending Story ...
Re: كلاس آموزش گزارشگري كوييديچ
ارسال شده در: شنبه 3 مرداد 1388 23:37
نمایش جزئیات
آفلاین
تکلیف:شما 2 نفر دیگه از ملت کوییدیچ سوار رو معرفی کنید و توضیح بدید در مورد عملکردشون و اینا!مث خودم.


مری فریز باود :

یکی از بهترین گزارشگرای ساحره است که فوق العاده الفاظ رو کنار هم میچینه و کلا همه عاشق لحن گزارششن ط این گزارشگر از آن جهت که یکی از مامورای سازمان اسرار هست میتونه ظریفترین نکات بازی رو شناسایی کنه و خیلی سریع در گزارشش از آنها استفاده کنه ، یکی از مشکلاتی که داره اینه که زود جوش میشه وگرنه فوق العاده ترین آدم رو دنیاست ( کپی رایت بای مصاحبه گابر با اندکی تغییر ) که البته این مورد باعث یک سری تغییرات در روند گزارشهای آن میشه و حتی در بعضی موارد ممکن هست که کلا به خطا بره و همه اسمی رو به کل اشتباه عنوان کنه .
مری از افرادی هست که به خاطر اینکه از اصرار تقریبا تمامی بازیکنان با خبر هست میتونه در حین گزاش همچون عادل فردوسی پور مشنگ از زندگی های خانوادگی و تاثیر آنها در هنگام بازی بازیکنا بگه و تماشاچیا رو جذب کنه !


منیروا مک گونگال :

این ساحره در ظاهر موثرترین فرد برای گزارشهای پیچیده و سخت و در عین حال بازیهای حساس و نزدیک بهم هست ، دلیلش هم اینه که ایشون اصلاً ساحره نیست و سالهای سال در هیبت یک ساحره با دامبل گشته و از آن جهت که نزدیکی و حساسیت خاصی رو دامبل داشته میتونه به حساسیت بازیها و نزدیکی تیم ها به هم پی ببره نکته ی دیگه ای که در مورد این گزارش گر میشه گفت اینه که میتونه به راحتی تغییر شکل بده و بازی رو با دیدهای مختلف که برای تماشاچیان ذاب هست توصیف کنه ، مثلا میدونین که گربه ها سیاه سفید میبینن و کمی هم آرومتر تماشا میکنن .
این گزارشگر از آنجا تمایل زیادی به گرفتن پستهای مهم داره درصدد این بود تا گزارشگری رو ارتقای درجه مهمی بده و آن رو جزو شغلهای والا مقام قرار بده ، که البته بعدها مدیران به خاطر این حرفش که من" گزارشگری رو * توسط ناظر پاک شد * تبعید شده و زمانی رو در جزایر بالاک گذراند .
البته بعدها بازگشت غرور انگیزی داشت .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خداحافظی در اوج یا خروج فوج فوج... مسئله این است!
Re: كلاس آموزش گزارشگري كوييديچ
ارسال شده در: پنجشنبه 1 مرداد 1388 22:14
نمایش جزئیات
آفلاین
تکلیف:شما 2 نفر دیگه از ملت کوییدیچ سوار رو معرفی کنید و توضیح بدید در مورد عملکردشون و اینا!

مورفین گانت :

اعجوبه اس این بشر! در طول مسابقه ای که گانت گزارشگرش باشه کل ورزشگاه در دود و دمه! طوریکه بازیکنان قادر به دیدن توپ ها و همدیگه نیستن و ضمنا به خاطر چرت زدن های مورفین ورزشگاه در سکوت محضه و این کلید موفقیت گانته! چرا که به طرز معجزه آسایی، تمام بازیکنان و تماشاگران و کمک داوران (!)، بعد از بازی از سکوت و دود حاکم بر فضا راضی بوده و با خوشحالی از ورزشگاه خارج میشن و اصن هم براشون مهم نیس که هیچکدوم از جستجوگر ها موفق به گرفتن اسنیچ نشدن و نتیجه بازی مشخص نی!

نکته : معلوم نیس زیر اون دود و دم چه غلطی میکنن بوقیا!


آرگوس فیلچ :

در طول مسابقه به یکی از تیم ها گیر میده و باعث تقویت روحیه تیم مقابل میشه! گیر هاش متشکل میشه از "تهدید به زنجیر کردن مهاجم ها از سقف"، " هشدار به دروازه بان در مورد اینکه اگه کوافل رو بگیره میندازتش جلو نوریس که بخورتش!" و تکرار جمله ی معروف "هیچکس نمیتونه از آرگوس فیلچ رد بشه و اونو مسخره کنه!" خطاب به کل ملت که به شدت بعضیا رو کنف و بعضیا رو تسترال کیف میکنه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس آموزش گزارشگري كوييديچ
ارسال شده در: پنجشنبه 1 مرداد 1388 13:46
نمایش جزئیات
آفلاین
امتیازات جلسه دوم آموزش گزارشگری کوییدیچ

هافلپاف :
مری فریز باود : 30
خوب بود .

کینگزلی شکلبوت : 29
میتونستی توصیفات بهتری برای مدیرا داشته باشی

پیوز : 30
عالی بود


از گروه های دیگه کسی شرکت نکرد !!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
Re: كلاس آموزش گزارشگري كوييديچ
ارسال شده در: چهارشنبه 31 تیر 1388 18:47
نمایش جزئیات
آفلاین
جلسه سوم آموزش گزارشگری :

مرلین خسته به نظر میرسید.با سرعت وارد کلاس شد و بر روی صندلیش نشست.چشمانش بی اراده بسته شدن و برای چند لحظه به خواب فرو رفت.بعد که بلند شد به ساعتش نگاهی انداخت و با عجله وردی خوند.جزوه هایی بین دانش آموزان پخش شد.دانش آموزان با علاقه شروع به خوندن درس اون روز کردن و مرلین چشمانش رو بر روی هم گذاشت تا کمی استراحت بکنه!

--------------
پرسی:واو مرلین وقتی که میخوابه چقدر جیگر میشه!
هوکی:به نظر من وقتی میخوابه شبیه یه وزیر ایده آل و خوب میشه!یه وزیر خوب باید بتونه با مهارت بخوابه!
تره ور:ولی به نظر من یه معلم خوب باید خوب بتونه فیلم بسازه.اصن برای هر شغلی که بخوایم داشته باشیم اول باید فیلم خوب بتونیم بسازیم!

گابریل:واو !مرلین چقدر جیگر شده!لباساشو نگاه کن..ااا مث اینکه پایین رداشو داده زیر کفشش!موهاشم که به شدت فشنه!
یه دافی:به نظرت این میاد به من شماره بده؟من خیلی دوست دارم بیشتر باهاش آشنا بشم!

--------------

امروز میخوایم در مورد تاریخچه گزارشگران ماهر و خوب صحبت کنیم.این برگه که در اختیار شماست به نظر کوچیک میاد ولی صورت جادو شکلی داره و هر چقدر بخونیدش رو تموم نمیشه.در واقع برای مطالعه کاملش نیاز به روز ها وقت دارید.من چند تا اسم خوب رو های لایت کردم که شما بخونید تا بتونید الگویی برای خودتون قرار بدید.

پرسی ویزلی:این گزارشگر که فقط به بازیکن های پسر توجه میکنه یکی از بهترین های گزارشگریه!تنها مشکلش اینه که موقع گزارش نمیتونه خودش رو کنترل کنه و الفاظ بی ناموسی در مورد بازیکنان پسر نگه.این فرد حتی یه قانون رو میخواست تصویب کنه که فقط پسرا بتونن کوییدیچ بازی بکنن.هیجانی که پرسی در گزارش هاش به بازی میده باعث میشه که همه جذب بازی بشن!

مرلین کبیر:این گزارشکر یکی از بهترین هاست!جیگرشو واقعن! .یکی از افرادی که واقعن خوب گزارش میکنه و البته به روابط دختر ها و پسر ها بسیار توجه میکنه.بار ها شده که در گزارش هاش بازی رو ول کرده و به صحبت در مورد این مسائل پرداخته.خوبیش اینه که حتی آدمایی که کوییدیچ علاقه هم ندارن میان میشنن پای بازی و حرفای مرلینو گوش میکنن.
مرلین شخصن به دختر های بازیکن بسیار ابراز علاقه میکنه و همیشه گفته به دختر ها مخصوصن دختر های اسب سوار،تیر انداز و کوییدیچ سوار بسیار علاقه داره!

تکلیف:شما 2 نفر دیگه از ملت کوییدیچ سوار رو معرفی کنید و توضیح بدید در مورد عملکردشون و اینا!مث خودم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][size=medium][color=6600FF][font=Arial][url
Re: كلاس آموزش گزارشگري كوييديچ
ارسال شده در: سه‌شنبه 30 تیر 1388 16:53
نمایش جزئیات
آفلاین
رولی بنویسید در این تاپیک و مسابقه ی کوییدیچی بین ِ مدیرانِ جادوگران برگزار کنید و این شرایطِ گزارشگری رو که مطرح شد پیاده کنید .


صدای سوت شروع مسابقه با صدای هیاهوی تماشاچیان در امیخت. سه توپ مسابقه آزاد شد و جارو ها به حرکت در آمد، بلافاصله پرسی ویزلی، گزارشگر بازی با صدای هیجان زده ای(!) شروع به گزارش مسابقه کرد : « حالا بازی شروع میشه، توپ اول از همه دست آنتونین دالاهوف از تیم مدیران منفور میافته ! نگاه کنید چه اندام ورزیده ای داره ! با این هیکلش به تنهایی میتونه ده تا مرلین مک کینن رو بلاک کنه ... به ظاهرش نگاه کنید ، اصلا برازنده یک مدیر نیست. همچنین این بازیکن زیر لباسش شرت نپوشیده که باعث میشه خیلی راحت ***** به جادوگران ! »

آنتونین توپ را آرام به سمت راست پاس داد و خودش جلو رفت تا جایگیری کند، به محض اینکه توپ به بارون رسید پرسی ادامه داد : « و اینم بارون خون آلود. مرد بلاک های سه روزه ! این بازیکن فعالیت خیلی کمی داره و اصلا توی جادوگران وجود خارجی نداره و این باعث میشه وقتی توی یک بازی کوییدیچ شرکت میکنه خیلی هیجان انگیز بشه اون بازی ! »

- « حالا بارون یک شوت میزنه و دروازه بان تیم مدیران محبوب توپ رو میگیره ! خانم ها آقایان ، این شما و این هم استرجس پادمور، مرد هزارچهره ! آواتور های این شخص هر ماه عوض میشه و نشان از تنوع طلبی اون داره ! این تغییر چهره باعث میشه این بازیکن در هر مسابقه بازی متفاوتی رو ارائه بده که از نظر من خیلی هیجان انگیزه ! »

استرجس چند تا اشاره میکنه و توپ رو به سمت جلو برای هم تیمی هاش میفرسته !

- « حالا آنیتا دامبلدور صاحب توپ میشه. کسی که سرسختانه با بیناموسی مبارزه میکنه ! اه اه ... این اصلا هیجان انگیز نیست برو بعدی »

آنیتا توپ رو به ایوان پاس میده و ایوان با یک چرخش آنتونین رو جا میذاره !

صدای پرسی در میان فریاد «ایوان ایوان» ملت به گوش میرسه : « حالا ایوان روزیه مدیر ایفای نقش ! کسی که سعی میکنه منطقی با همه چیز برخورد کنه ! انتخاب اون به عنوان مدیر خودش کلی هیجان داشت چون معلوم نشد کی انتخابش کرد و چطور انتخاب شد اصلا .... حالا ایوان یک پاس در عمق میندازه برای کوییرل ، کوییرل به دلیل داشتن عمامه اش که پوی سیر و پیاز میده و میتونه همه رو از دور خودش فراری بده محاجم خوبیه و حتی بلاجر ها هم جرئت نمیکنن بیان نزدیکش ! در ضمن برای اینکه خیلی هیجان انگیز بشه بگم که اون زیرش یک فرهنگنامه داره (توی امضا منظورمه) ............. حالا کوئیرل با مافلدا ، مدافع تیم مدیران منفور، رو در رو شده ! مافلدا یکی از هیجان انگیز ترین مدیرانه چون سال به سال لاگین نمیکنه ولی روزی ده هزار تا پیام شخصی میفرسته ... این مدیر چون همیشه اخطار ها و تهدید ها رو اعلام میکنه منفوری و ولی برای تازه وارد ها چون بلیت نظارت رو میفرسته محبوبه و این خودش اوج هیجانه ! »

سرانجام کوییرل از سد مافلدا هم رد میشه و با دروازه بان تیم رقیب تک به تک میشه ...

- « حالا کوییرل با هری پاتر تک به تک شده ! هری پاتر وبمستر عظمی ، اون همیشه یک سیم سرور ازش آویزونه که به حفظ تعادلش روی جارو کمک میکنه ! همچنین توانایی بالاش در بلاک کردن باعث میشه که بتونه همه بازیکنانی که سر راهش هستن رو قبل از رسیدن بهشون از میون برداره ! در کل مدیر هیجان انگیزی نیست و فعالیتی هم نداره و بیشتر برای دکور جادوگران خوبه که بگیم هری پاتری سایتمون »

پایان !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر تغییر اندازه داده شده






A Never Ending Story ...
Re: كلاس آموزش گزارشگري كوييديچ
ارسال شده در: سه‌شنبه 30 تیر 1388 15:47
نمایش جزئیات
آفلاین
-با سلام خدمت همه علاقه مندان به ورزش هيجان انگيز كوييديچ. امروز مديران سايت می خوان در يك ديدار دوستانه و برای اينكه نشون بدن روابط بسيار صميمانه ای باهم دارن، دست به اين اقدام زدن. هری پاتر، موناليزا، كوئيرل، مافلدا، استرجس پادمور، دالهوف و آنيتا داملدور هفت بازكن تيم مديران گولاخ هستن.تيم مقابلشون رو ايوان روزيه، سر بارون خون آلود و بازيكنان غير مديری كه به علت كمبود مديرا اومدن تشكيل ميدن. اسامی بازيكنان غير مدير، سدريك ديگوری، آلبوس دامبلدور، لردولدمورت، پيوز و مرلين كبير تشكيل ميدن. اسم اين تيم، مديران خفنه، گرچه اكثر بازيكناشون مدير نيستن...

صدای بمی كه در اعماقش خشانت خفيفی مخفی شده بود، نشانگر صدای كينگزلی بود. نور آفتاب، كه در مركز آسمان جا خو.ش كرده بود، بر كله كچلش می خورد و به طرز شگرفی بازتاب پيدا می كرد. ليوان لبريز از آبی در نزديكيش بود.

-شرط ميبندم مديران گولاخ ميبرن.

موهای قرمز رونالد ويزلی، به طرز عجيبی در زير نسيم ملايمی كه در ورزشگاه جريان داشت، تكان می خوردند. هرميون در حالی كه دستانش را در دستان رون حلقه كرده بود نگاهی پر از اميد به هری انداخت و گفت:
-اميدوارم.

-بهتره اميدوار نباشی! رون گفتی شرط ميبندی؟ سر ده گاليون شرط كه مديران خفن ميبرن.

فرد دستش را بالا برد و در دستان جرج كوبيد. رون بدون آنكه به آنها توجه بكند به كمر باريك هرميون نگريست و دستانش را دور بدنش حلقه كرد.

-اوه، ببخشيد مزاحم شديم!

جرج نگاه تمسخر آميزی به هرميون و رون انداخت و همراه با جرج از آنجا رفت...

-با سوت پرسی ويزلی بازی آغاز شده؛ در همين اوايل بازی مديران گولاخ سرخگون رو پيش ميبرن. آنيتا دامبلدور با سری بالا زمين رو پوشش ميده و به سرعت به سمت زمين مديران خفن پيش ميره. اندام اين بازيكنان كاملا مناسب يك بازيكن كوييديچه. قد بلندی داره، خوش هيكله و بازوهای قدرتمندی داره. سرعتش وصف ناپذيره. ببينين چه شوتی ميكنه...

-ايول آنيت... ايول آنيت... گلات بی نظيره... آنيت با تعصب...

رون نحوه ی بغل كردن هرميون را عوض كرده بود. تمام بدنش را رویش قرار داده بود. هرميون با دستان لاك سرخ رنگ گرفته اش رون را از خود راند و گفت:
-رون بايد برم دستشويی.

-منم باهات ميام.

هرميون ابروهايش را بالا انداخت و گفت:
-ديگه اونجا نمی تونی بيای كه! ( )

هرميون پشتش را به رون كرد و در حالی كه كفشهای پاشنه بلندش تق تق صدا می كردند به سمت دستشويی به راه افتاد...

-كوييرل سرخگون رو پيش ميبره، روی سرش عمامه ای قرار داده و آخرين امام جماعت نماز جمعه بوده. ولدمورت به سمتش پرواز ميكنه و سرخگون رو ازش ميگيره. يه تنه به دامبلدور ميزنه كه كنارشه. ولدمورت بازيكن سريعيه، اما از نظر زيبايی اصلا خوب نيست. صورتش رنگ پريده است و نحيف و لاغر اندامه. سرخگون رو پيش ميبره اما بازدارنده ای توسط دالاهوف به سمتش مياد. صورت اين دالاهوف كشيدست و سرعتش در زدن ضربات با چماق زبانزد عام و خاصه...

هرميون از دستشويی برگشته بود. كفشهای پاشنه بلندش او را قد بلند نشان می دادند. در كنار رون نشست و دستش را دور گردن او انداخت. ردای گلدوزی شده هرميون زيبايی وصف ناپذيری را به او بخشيده بود. رون نگاهش را به هرميون دوخته بود...

-سدريك ديگوری و هری پاتر يه چيزی رو ديدن. آره، منم ميبينمش، گوی زرينه كه در انتهای زمين مديران گولاخ پر و بال ميزنه. سدريك، خوشتيپ، با حال، با يه اندام مناسب و قدی بلند در كنار هری، با موهای شلخته، لاغر مردنی با قد معمولی به سمت گوی زرين می رن. اوه، سدريك گوی رو گرفت...

هرميون در ميان تمشاگران غمگين و خوشحال دستان رون را از خودش جدا كرد. به سدريك ديگوری نگاه كرد كه موهايش به طرز وسوسه انگيزی تكان می خوردند.

-رون، من بايد برم.

رون با عصبانيت، غم و اندوه هرميون را نگاه كرد كه يكراست پيش سدريك می رفت.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!