شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
مری عزیز ... من هم امروز پست رول زدم هم سه چهار روز پیش پست رول زدم بنابراین امیدوارم قبل از نظر دادن حتما نگاهی به پروفایل بنده بیندازید ... ضمنا فکر نکنم در جواب صحبت هاتون حتی استفاده از لفظ نابرابر برای مقایسه خودتون با من لفظ صحیحی باشه. تداوم و جایگاهی که من به عنوان یک مرگخوار و یک شخصیت موثردر جمع مرگخواران ازش برخوردار بودم هیچ مرگخوار دیگه ای نداشته و نداره. بنابراین شدیدا پیشنهاد من اینه برای مقایسه کردن بیشتر سعی کنید از هم سطح های خودتون مثال بزنید.
درسته.کاملا باهات موافقم.من چیزی یاد نگرفتم ولی تو در خانواده گرم و پر محبتت خیلی چیزا یاد گرفتی!جادوی سیاه،کشتن خواهر،ابراز علاقه و عشق و محبت خالصانه و بی دریغ به انواع موجود زنده(بدون در نظر گرفتن سن و نوع و جنسیت)...من واقعا باید از خودم خجالت بکشم!
دیدار تو فقط مرگ رو به یاد ارباب میاره.یعنی چیزی که ارباب هرگز باهاش سرو کاری نخواهد داشت!
حالا که اصرار میکنی میتونی بیای تو یه گوشه ساکت و آروم بشینی.ولی خروستو بذار دم در.چون یه بند اشک میریزه و ممکنه فرشهای ابریشم ارباب رو خراب کنه.
میدونم خودم کافی هستم!ارباب یک تنه برای تمامی دورانهای و اعصار و کل جامعه جادوگری کافیه.ولی چه کنم که ارباب در عین قدرت و ابهت بسیار بخشنده و بزرگوار هستن و ترجیح میدن بقیه هم از علم و دانش و استعدادهای ذاتیشون بهره ببرن.
نقل قول:
باید بهت بگم که به کار بردن "یت" با واژه های پارسی کاملا اشتباهه
اشتباه بووود!از این به بعد درسته...چرا؟چون من میگم!اینجا تنها قانون لازم الاجرا حرف اربابه!مفهوم شد؟
حالا برای اینکه دل یه پیرمرد رو که یه پاش لب گوره نشکنم درستش میکنم.از این به بعد اگه خواستی بیای اینطرفا زرهتو بپوش.کلاه خودتم بذار.خطرناکه ریش دراز...
ضمنا دست به نجینی بزنی من میدونم و تو.این دفعه مثل اون دفعه نیست که با چوب دستیم زدم دستت سیاه شد رفتی به همه گفتی در اثر طلسم انگشتر سیاه شده!
دعوت نکن.درخواست نمیدم.تو هم لازم نیست برای دیدن من با این سن و سالت تا اینجا بیای.یکی از عکسامو میدم نجینی بیاره بزن دیوار دخمه تون.این لطف اربابم فراموش نکن.
تام عزیز تو هیچ وقت توی اون یتیم خونه ماگلی چیزی یاد نگرفتی. با این وجود کاندرا خیلی به من سفارش کرده که به موجودات کوچیک و قابل ترحم و کمی هم رقت انگیز توجه کنم.
این چیزیه که ما بهش می گیم ادب و نزاکت. سلام تام تام! نمی خوای دعوتم کنی بیام تو و یه نوشیدنی بخورم؟ می دونم که دیدار من همیشه حس حسادتت رو بر می انگیزه ولی درست اینه که این کار رو بکنی.
من فرض می کنم که تو منو دعوت کردی که کنار شومینه ت بشینم و به فاوکس هم مشتی تخمه آفتاب گردون تعارف کردی. منم با مهربانی درخواستت رو قبول می کنم و روی سر کچلت و پوست لیز نجینی دست می کشم و وارد میشم.
خب تام.
یه تاپیکی داری به نام آموزشگاه مرگخواریت. اول اینکه خودت برای این جامعه کافی هستی لازم نیست کسی رو آموزش بدی. اما حالا که در گمراه کردن جامعه اصرار داری باید بهت بگم که به کار بردن "یت" با واژه های پارسی کاملا اشتباهه و جا داشت که خانم لسترنج این رو به شما که درس درست حسابی نخوندی و فقط دنبال آزار و اذیت بچه های مردم بودی، گوشزد می کرد.
می توی از مرگخواری به جای مرگخواریت در این مورد خاص استفاده کنی.
فقط خواستم بیام یه حالی ازت بپرسم[بگیرم] و بگم که توی جادوگر تی وی منتظرت هستم. می گم دعوت نامه ی رسمی رو فاوکس برات بیاره به شرطی که کمی ادب یاد بگیری و بلایی رو که سر خرگوش دوست ماگلت اوردی سر فاوکس نیاری.
کاری نکن از این به بعد نجینی رو از وسط گره بزنم.. طوری که نتونی بازش کنی!
سلام . نه باو مسائل ديني نيست ... ميخوام يه تاپيك طنزي باشه كه مرگخوران توش كارهايي انجام ميدن كه از ديدگاه آسلام مجاز نيست ... مثلا بگيم كه كروشيو كردن گناه كبيره اس ...
در ضمن يا لرد ... ميدوني زخم من سرچشمه اش از كجاست ؟
اگه منظورتونو درست متوجه شده باشم این کارو میتونین تو تاپیکای دیگه هم انجام بدین.
آسلام چیه؟من میدونم ولی خیلیا نمیدونن.ما اگه بخواییم این تاپیکو بزنیم اول باید توضیح بدیم که آسلام چیه و چه کارایی از دیدگاهش مجاز نیست که موضوع کلا پیچیده میشه. همین مثال گناه کبیره کمی ناجوره.به هر حال اشاره به دین داره.ولی اگه اینو بصورت سوژه تو تاپیکای دیگه بدین بهتر میشه چون همچین تاپیکی خیلی راحت میتونه از کنترل خارج بشه و کار به جاهای باریک بکشه!ولی سوژه رو میشه کنترل و تموم کرد.
سرچشمه زخم شما احتمالا لرده! لرده دیگه؟با اون شکلکی که زدین احتمالا لرده! من که گفتم تشریف بیارین خوبتون کنم.مهر ارباب مرحم همه دردهاست!
سلام يا لرد ... خوبي ؟ اميدوارم كه خوب باشي ولي من خوب نيستم ... به درك ... ماي لرد من از شما مجوز تاپيكي رو ميخوام به عنوان (( سياهي از ديدگاه آسلام )) فعلا اگه تاييد بشه قصد دارم كه پست هاي ادامه دار توش زده بشن ... مطمئن باشيد يالرد ، كه اين تاپيك ميتونه پر طرفدار باشه ...
يالرد ، تاييد شما ميتونه مرحمي بر زخم من باشه ...
ارباب بسیار ناراحت شد که شما خوب نیستی.
درباره تاپیک باید توضیح میدادین.اگه محتوای تاپیک درباره مسائل دینی یا حتی اشاره به اون باشه که مجور نمیگیره. اگه موضوع دیگه ای در نظر دارین باید اسم تاپیک عوض بشه.ضمنا موضوعش باید تازه و مفید باشه.یعنی صرفا به خاطر یه اسم جدید مجوز نمیگیره.باید حتما ایده جدیدی باشه.
اگه این شرایطو داره میتونین دربارش توضیح بدین.
سر فرصت بیایین دفتر ارباب.دیدن سر کچل و درخشان و براق ارباب مرحم همه زخمهاست.مرگخوارا رو ببینین چقدر سرحالن!علتش همینه.
لطفا مجوز تاپیکی یه من بدهید با نام " آموزشگاه مرگخواریت!" در این تاپیک طی یک سری پست ترجیحا دنباله دار در یک آموزشگاه کوچک لرد یا یک مرگخوار گولاخ به نوجوانان و جوانان آموزش هایی میدهند و ماجرای رول ها حول کار این آموزشگاه است و اتفاقاتی که برای شاگردان و معلم ها می افتد. در صورتی که این گونه تایید نمیکند تاپیک میتواند تک پستی باشد و در آن افراد مختلف یک جلسه از حضورشان در این آموزشگاه را بنویسند!
در صورت تایید افتخار میدهید اگر در مراسم افتتاحیه آموزشگاه حضور به هم رسانید و با کله براق خود روشنی بخش مراسم ما باشید.
پیشنهاد خوبیه.
میتونین تاپیک رو بزنین.هر دو شکل(تکی یا ادامه دار)میتونن جالب باشن.انتخاب با خودتونه.بعد از زدن تاپیک بذارین یه مدت بگذره.اگه طرفدار زیادی پیدا نکرد میتونیم شکل دیگه رو امتحان کنیم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط نيمفادورا تانکس در 1388/5/27 5:02:20 ویرایش شده توسط نيمفادورا تانکس در 1388/5/27 5:05:18 ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1388/5/28 4:53:27
هلگا معتقد بود ... « هوش و علم ، [color=FF0000]شجاعت و غلب�
لطف کردین خلاصه رو گذاشتین.خلاصه کردن اون پستای درهم برهم کار ساده ای نبود.ممنون.
اون پستا تعدادشون اونقدر نیست که ارزش زدن تاپیک مجزا رو داشته باشه.کار هاگوارتز با اون تاپیک تموم شده و با تموم کردن سوژه و دادن یه سوژه جدید همه چیز به حالت عادی برمیگرده.اگه کسی هم اون پستا رو بخونه احتمالا متوجه میشه که این یه بی نظمی موقتی بوده.
در مورد پست پشت سر هم کار خوبی کردین.چون اگه ویرایش هم میکردین من متوجه ویرایشتون نمیشدم.چون قبلا به پستتون جواب داده بودم و دوباره نمیرفتم سراغش.