جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

51 کاربر(ها) آنلاین هستند (47 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
51 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آخرین گروه‌بندی‌ها

[[single]] « نوادگان هلگا هافلپاف »

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
خاطرات نوادگان هلگا!
ارسال شده در: سه‌شنبه 13 آبان 1393 10:57
نمایش جزئیات
آفلاین
تاپیک تدریس خصوصی هافل با ایده ی شخص «رودولف لسترنج» و موافقت بیشتر اعضا، کار خود را شروع میکند.

اولین مدرس در تاپیک «هماهنگی بروبچز هافلپاف» انتخاب می گردد.

قوانین توسط شخص «رودولف لسترنج» و یا اولین مدرس ذکر می گردد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط رودولف لسترنج در 1394/10/28 17:51:14

Take Winky down to the Mosalsal City, where the grass is mosalsal and the mosalsals are MOSALSAL
پاسخ به: « نوادگان هلگا هافلپاف »
ارسال شده در: سه‌شنبه 10 تیر 1393 08:44
نمایش جزئیات
آفلاین
نام کامل:باری ادوارد رایان

گروه:هافلپاف


چوبدستی:مغز موی اژدها و جنس چوب درخت انگور

جارو:آسمان ابری 2000,اوج گیری تا حداکثر 250 متر,سرعت حداکثر 300 کیلومتر بر ساعت

پاترونوس:پلنگ

خون:دورگه

حیوان خانگی:توپک(اطلاعات بیشتر در جانوران شگفت انگیز)

طلسم مخصوص:ویدو کولتروم(سپر ساخته شده از دو ورد ویدیوس-ساخت شیشه-و کولتریوم-ساخت چاقو-و آگوامنتی. ساخت خودم:دی

معرفی کوتاه:باری رایان بازیکن کوییدیچ تیم ملی ایرلند است.او هم اکنون در تیم کلاغ زاغی مونتروز در پست دروازه بان بازی میکند.باری رایان 7 سال در مدرسه هاگوارتز درس خواند و باعث شد تیم کوییدیچ هافلپاف 2 بار به مقام قهرمانی در سال های 1984 و 1985 برسد.بلافاصله بعد از فارغ التحصیلی به عضویت تیم ایرلندی دسته یک خفاش های تیزبین درآمد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خوب زندگی کن. بزرگ شو و... کچل شو! بعد از من بمیر و اگه تونستی با لبخند بمیر. توی کارات دودل نباش. ناراحتی چیز باحالی برای به دوش کشیدنه ولی تو هنوز خیلی جوونی!


کوروساکی ایشین- بلیچ

تصویر تغییر اندازه داده شده


پاسخ به: « نوادگان هلگا هافلپاف »
ارسال شده در: دوشنبه 9 تیر 1393 23:50
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: استیو لئونارد

گروه : هافلپاف

جنسیت: مرد

نژاد : نیمه خون آشام (Half-Vampaneze)

سن : 15

خون : اصیل

پاترونس : تک شاخ

نوع چوب جادو: موی تک شاخ ، ریسه قلب اژدها ، چوب بلوط ، پر ققنوس ، مناسب برای دوئل ، 30 سانتی متر

نوع چوب جارو : تک شاخ آتشین 3000

حیوان خانگی : گرگ

قد : متوسط

مو : مشکی

رنگ چشم : بنفش

ویژگی ها : بی رحم ، عصبانی ، شجاع ، انتقام جو ، عاشق خون و عاشق مکیدن خون مردم تا آخرین قطره و کشتنشون ، قدرتمند ترین خون آشام (vampaneze)


داستان زندگی :
داستانم که شش کیلومتره فقط در همین حد بدون که ارباب شبح واره ها یا همون خون آشاما ، منم ومپانیزم نه ومپایر .
البته درسته که من سربازای خودمو دارم و برای خودم یه ارباب ولی خودمو و سربازازم برای لرد خدمت میکنیم ، فکر نکنین چون ارباب شدم به لرد...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
:bat:
تو فیلما پسره میره خارج بعد 20 سال برمیگرده اتاقش بدون تغییر میمونه!



خواستم بگم اینا دروغه!

من سه روز با دوستام رفتم اردو برگشتم بابام اتاقمو کرده بود انباری!


تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: « نوادگان هلگا هافلپاف »
ارسال شده در: دوشنبه 9 تیر 1393 18:47
نمایش جزئیات
آفلاین
نام:اوون کالدون

گروه : هافلپاف

جنسیت: مرد

سن : 17

خون : دورگه

پاترونس : شیر

نوع چوب جادو: پر ققنوس ، چوب بلوط ، 24 سانتی متر

نوع چوب جارو : 141 نیو

کوییدیچ:دروازه بان تیم هافلپاف


مشخصات ظاهری:بسیار قیافه خسته ای داره و همیشه مو و ریش هاش پریشون هستش.قد بلندی داره ولی کمی چاق هم هست.


مشخصات اخلاقی:دوستاش اون رو دو شخصیته میدونن!با این حال زیاد دوست دور خودش جمع نمیکنه و بعضی مواقع شوخ طبع ترین آدم رو زمینه و بعضی مواقع ترسناک ترین ادم رو زمین...به جادوی سیاه خیلی علاقه داره و همین باعث میشه خیلی ها اون رو مرگخوار تصور کنن...

زندگی نامه:پدر اوون یک مشنگ از آسیا هست و مادرش اصیل زاده و از نوادگان هلگا هافلپاف هست.مادر اوون در دوران تحصیل به عنوان دانش آموزی سخت کوش و موفق شناخته میشد.ولی در اواخر دوران تحصیل طرفدار گروه های عجیب غریبی شد و به دنیایی مشنگ ها علاقه مندی پیدا کرد و همین باعث شد از طرف خانواده به طرد شدن تهدید بشه.پس از پایان تحصیل به شرق رفت و از دنیایی جادوگری فاصله گرفت و با یک مشنگ ازدواج کرد و این باعث شد که خانواده اون رو ماییه ننگ بدونن...اما اوون جادوگری رو از مادرش به ارث برد و به هاگوارتز اومد تا جادوگری رو یاد بگیره...توی هاگوارتز به طور عجیبی استاد مورد علاقه اش پروفسور اسنیپ هست!البته پرفسور اسنیپ هم به عنوان تنها دانش آموز غیر اسلایترینی به اون توجه داره...جارو سواری اوون بسیار خوبه و این باعث شد که از سال دوم تو تیم کوییدیچ گزوه باری کنه...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: « نوادگان هلگا هافلپاف »
ارسال شده در: یکشنبه 21 اردیبهشت 1393 22:35
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام

من ریونام !!

چوب جادویی : 28 سانتی متر و خشک !

خصوصیات طاهری: موهای مشکی و بلند و صاف با چشمانی تیره
با قد متوسط و چهره ای مهربان

خصوصیات اخلاقی : مهربان ، درس خون ، کنجکاو ، احساستی ، راست گو (100 درصد درسته ) ، یکمی خجالتی !! عاشق کارای هنری :دی !!

معرفی شخصیت : دختری عضو گروه هافل پاف ، به شدت خرخون :) بسی استاد اسنیپ بزرگ رو میدوستم :دی !! یکی از صمیمی ترین دوستای رز ویزلی !! معمولا ماجراجو !! خیلی سریع هیجان طده میشم متاسفانه . اولاش کم حرفم بعدش ممکنه سر اطرافیانم رو بخورم . طراحی و معجون سازیم خوبه !! البته تو همه درسا ممتازم ولی استعداد خاصم تو معجون سازیه و تا حدودی تغییر شکل


افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
only Hufflepuff


پاسخ به: « نوادگان هلگا هافلپاف »
ارسال شده در: یکشنبه 21 اردیبهشت 1393 19:40
نمایش جزئیات
آفلاین
من در خواست عضویت در اینجا رو میدم.
اطلاعاتمو می تونید وقتی رو اسم کلیک کردید بخونید.
راستی تو این پست چی کار می کنیم؟!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: « نوادگان هلگا هافلپاف »
ارسال شده در: سه‌شنبه 28 تیر 1390 12:23
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: كينگزلی

نام خانوادگی: شكلبوت

لقب: كينگز، كچلبوت، حسن كچل

اصل و نسب: خودم نمی‌دونم دقيقا" شما احيانا" چيزی می‌دونين من رو در جريان بذارين!

متعلقات:
يه تيكه از قالی طلايی رنگ تالار عمومی كه بغل شومينه‌ی گرم تالاره. هر وقت دلم ميشكست يا می‌خواستم تنها باشم، می‌رفتم اون گوشه‌ی دنج دور از آزار و اذيت اراذل هافلپافی ، در تفكرات عميق خودم غرق می شدم. گرچه اين اواخر جيغ های رز ديگه نميذارن اون تمركز هميشگی رو كنار شومينه داشته باشم، ولی هنوزم كه هنوزه يه شومينه است و يه تيكه از قالی و كلی خاطره از روزهای تنهايی!

يه اتاقی رو هم توی هافل پيداش كردم كه خيلی خاك خورده و تار عنكبوت گرفته بود. خودم يه تنه يه روزه همه‌ی گرد و خاك هاش رو گرفتم و يه نوشته‌ی قديمی از ننه جون هلگا پيدا كردم كه توش نوشته بود اون جا مظنونين هافلپافی بازجويی ميشدن. اسم اتاق رو گذاشتم « اتاق بازجويی » و دوباره راهش انداختم.

علاقه‌مندی‌ها: هافلپاف و هر چيزی كه بهش مربوطه، از هماهنگی بگير تا ثبت اسناد هافل. رز ويزلی با وجود همه‌ی جيغ‌هاش. همكاری بسيار گولاخانه‌ای رو باهاش داشتم و همين طور رفاقتی تــوپ كه البته اين يكی رو نداشتم، هنوز هم دارم:D. روزهای خيلی دل پذيری رو گذرونديم با هم، چی فكر كردی دی:؟

و داداش بزرگِ خودم دی:، گلرت بوقی ، كه هوام رو همواره داشت توی تالار و خارج از تالار! كلا" خيلی بهم كمك كرد در بازه‌های زمانی مختلف توی سايت. دمت بخاری برقی! چه با ارنی، چه گلرت، عجب روزگاری!

آسپ و پيوز! آسپ كه خيلی كمكم كرد و هوام رو از اون اولش كه توی گريف بودم داشت... شديدا" كمكم می‌كرد! پيوز هم كه هر پيشرفتی توی رول نويسی داشتم يه جورايی وابسته به زحماتش ميدونم، و البته ريتا و نقدهاش، كه حتی اگه مال منم نبودن ميخوندم و كلی باهاشون حال ميكردم،‌ آسپ هم كه گفتم، خيــلی هوام رو داشت... من و زاخار همش می‌خواستيم زيرآب همديگه‌رو بزنيم مخفيانه، ولی كار مشترك‌مون دروغ تحويل دادن بودن كه نميگم و بگذريم.

و كلِ كلِ كلِ اعضای هافل!

خصوصیات ظاهری: قد بلند، هيكل، گنده، كچل، سياه‌پوست، لب درشت.

كلا" زيبايی در من به نحو احسنت متجلی شده.

خصوصیات اخلاقی: هوای جماعت هافلی رو داشتن، هافلپافی بودن، هافل رو دوست داشتن، هافل خواه بودن، فكر هافل بودن، و از اين جور خصوصيت‌هايی كه توش هافل باشه ديگه دی: .

توضیحات: سر كاری برار! بشو دنبال تی كار!

چيه؟ نفهميدين ؟ عرض كردم سر كاری برادر، برو دنبال كارت !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: « نوادگان هلگا هافلپاف »
ارسال شده در: سه‌شنبه 7 دی 1389 11:07
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: گلرت

نام خانوادگي: گريندل والد

لقب: ارباب تاريکي

اصل و نسب: کاملاً اصيل

متعلقات: يه مار خوشگل زرد رنگ به نام کبري خانم.

علاقه مندي ها: خودم، هافل، طنز بودن

خصوصيات ظاهري: موهايي طلايي، بيني قلمي و کشيده، چشمان شهلا، هيکلي متناسب و خيلــــــــــــــــــــــي دختر کش.

خصوصيات اخلاقي: بسيار خوش رو و کمِدي، اهل حال، در عين حال خشن.

توضيحات: يکي از قويترين جادوگران تاريخ جهان هستم که خيلي خيلي گولاخم. در سال 1883 متولد شدم و در سال 1998 در سن 115 سالگی به دست لرد ولدمورت جوون مرگ شدم.
در 16 سالگی از مدرسه ی دورمسترانگ اخراج شدم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
میون یه مشت مرگخوار/ زیر علامتی شوم
توی خ�
Re: « نوادگان هلگا هافلپاف »
ارسال شده در: پنجشنبه 9 مهر 1388 21:18
نمایش جزئیات
آفلاین
نام:زاخی جون!!

نام خانوادگی:بگمن!

لقب:زاخی-زاخو-زاخار-زوخو-زیخ زاخ و همین طور به ترتیب

اصل و نسب:کلا همه ی فک و فامیلامون از نوادگان نن جون هستن و کله شون بو سیر میده!

متعلقات:یه موش کور خیلی خوشگل و گولاخ

علاقه مندي ها:رفقام، بوق زدن، زندانی کردن

خصوصيات ظاهري:پسری خوشگل، جذاب، دلربا، فریبنده، قد بلند، هیکلی، چشم آبی، مو قشنگ و کلا دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه

خصوصيات اخلاقي:والا این جور سوسول بازی ها رو نمیدونم ولی خوب از اونجا که من خیلی گولاخم، خودتون میتونین حدس بزنید

توضيحات:زاخی یه پسر گوگول مگولی بود که تو کتاب پنج به عضویت افتخاری الف دال در اومد و در نهایت گولاخیت به این گروه خدمت کرد و میشه گفت بهترین عضو الف داله :دی.استعداد خیلی خوبی هم در درس دفاع در برابر جادوی سیاه داره ولی متاسفانه متسفانه معلما تو ذوق این پسر بچه زدن و اونو عقده ای بار آوردن :دی

این جادوگر در سال 1387 پا به عرصه ی جادوگری گذاشت و با اعضای نه چندان گولاخی مثل ریتا، پیوز، لورا و عله ی کوچک ( ) دوست شد و در سال 1388 بعد از پشت سر گذاشتن امتحان دیوانه سازی، به همراه خاله ی عله، بعد از دیوانه سازان گولاخی همچون آسپ و ریتا به مقام معظم دیوانه سازی رسید.وی هم اکنون در مرلینگاه تالار به سر می برد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][color=000066]Catch me in my Mer
Re: « نوادگان هلگا هافلپاف »
ارسال شده در: پنجشنبه 21 خرداد 1388 22:10
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: ريتا

نام خانوادگي: اسکيتر

لقب: به لطف درک، مارموز، مرموز، موزمار و مشتقاتش

اصل و نسب: بابام يکي از اين جاسوس هاي نفوذي تو سازمان اطلاعات بود که واسه سازمان مجاهدين جادوگري کار ميکرد. از همون بچگي هم راه و چاه جاسوسي هاي خفن رو بهم ياد داد. البته بايد بگم اصيل زاده هم بود.

مامانم هم اصيل زاده بود و دبير اين کلاس هاي تقويتي واسه هاگوارتز و آزمون سمج و اينا بود. خودش هم بهم ياد داده بود چطوري جانورنما بشم. کلا خانواده باحالي داشتم، خيلي سريع امکانات پيشرفتمو فراهم کردند و من خودکار واسه شغل آيندم کاملا مجهز و آماده شدم

متعلقات: يک قلم پر تند نويس که کلا جونم بهش بنده!! تخت خوابم تو خوابگاه مختلط هافلپاف که تو ضلع شرقي خوابگاست و درست کنار پنجرس! خيلي دوسش دارم

علاقه مندي ها: آسپ بعد داداشم پيوز که کلي باهم آتيش سوزونديم. روزهاي خوبي که تو تالارم با دنيس، لودو، آرگوگ، درک، ماتيل، نيمفا خيلي خيلي قديميه، ماندي، نن جون هلگا و فلورين گذروندم که محاله هيچ وقت يادم بره. بعدشم همه ي همه ي همه ي اعضاي هافل که واقعا دوسشون دارم. بعدِ بعدشم دادگاه!

خصوصيات ظاهري: ماشالا همه ميدونن موهاي بلوند و طلــــــــايي و خيلي خيلي خوشگل!! لباي قرمز و چشماي آبي و خيلي خيلي خوشگل!! کلا خيلي خيلي خوشگل

خصوصيات اخلاقي: بعضي ها هميشه ميگفتن خيلي شيطونم و منم کلي عشق ميکردم. نه واسه اينکه خيلي شيطونم ها، واسه اينکه بعضي ها ميگفتن!

همونطور که گفتم تو جاسوسي خيلي خبره هستم، مخم خوب کار ميکنه و هميشه از فرصت هاي به دست اومده نهايت استفاده رو ميبرم. علاقه اي به رفيق بازي ندارم و کلا اگه پاش پيش بياد با همه خيلي زود گرم ميگيرم و دوست جون جوني ميشم، اما خودم جوري نيستم که دنبال يکي راه بيفتم واسه دوستي. مگر ديگه چي بشه!
اصلا ريتا ذاتا خيلي مهربون و خانومه، خب حالا يه ذره هم فضوله! چي ميشه مگه؟ اصلا تو دنياي جادويي کسي استعداد هاي منو درک نميکنه. در ضمن با تمام وجودم از بي ناموسي هاي بي حد و مرز که ديگه باعث خنک شدن يه موضوعي بشه و مستقيم به من ربط پيدا کنه متنفرم! مگر يه کوچولو و فقط صرفا محض خنده بشه!!

توضيحات: يادمه روز اول با پس گردني هاي لودو وارد هافل و کم مونده بود با اردنگي هاي دنيس از تالار پرت بشم بيرون

کلا اوايل ورودم سردرگم بودم! دنيس هي تو دهن من جفت پا ميرفت و ميگفت حواسم رو تو تالار جمع کنم و اينقدر دست گل به آب ندم و زحمتاشو حروم نکنم. منم گيج و سردرگم به لودو پناه ميبردم تا دنيسو دعواش کنه اما دنيس تو دهن اونم جفت پا ميرفت!! بعدم متوجه شدم دنيس غير مستقيم ميخواسته جفت پا به من ياد بده و منم زود ياد گرفتم کلا همون جفت پاهاش منو به اينجا رسوند.

همون اوايل ورودم داشتم خودمو واسه رنک بهترين عضو تازه وارد ميکشتم اما علاوه بر اون تونستم با داداشم براي اولين بار هافلمون رو قهرمان کنم و رنک بهترين عضو تازه وارد سايت رو هم گرفتم که شد بار اول و آخرم

بهترين روزهام هميشه خلاصه ميشده به هافل و اعضاش و هنوز هم همينطوره. تا جايي که شده تلاش خودمو به کار بستم تا يک عضو مفيد واسه گروهم باشم... همينطور يک هافلپافي واقعي...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
... بگذرم گر از سر پیمان
میکشد این غم دگر بارم
می نشینم شاید او آید
عاقبت روزی به دیدارم...