سري جديد برنامه ي جادوگران آهنين از هفته ي ديگراغاز ميشود . فرصت را از دست ندهيد !تنها يك روز براي ثبت نام باقي مانده است !با حضور جادوگران برجسته اي از جمله آلبوس دامبلدور به همراه محفل ققنوس... علاقه مندان براي شركت در اين برنامه بايد به ورزشگاه شهر لندن مراجعه كرده و پس تست گيري ، ميتوانند در مسابقه حضور پيدا كنند .
لرد تاريكي به همراه مرگخواران در حال بررسي موارد جنگي و تعيين نقاط استراتژيك براي حمله به محفل ققنوس بودند ولي صداي بلند راديو مانع از تمركز آنها ميشد .
به همين دليل لرد چوبدستي اش را در آورد و به سمت روفوس گرفت و گفت : يا همين الان راديو رو خاموش ميكني يا ميزنم ميكشمت !

- ارباب ، چرا خشمگين ميشي؟ چشم ! الان خاموش ميكنم .
روفوس از روي صندلي اش بلند شد و به سمت راديو رفت ولي باز هم همان صدا از راديو بلند شد ...
سري جديد برنامه ي جادوگران آهنين از هفته ي ديگراغاز ميشود . فرصت را از دست ندهيد !تنها يك روز براي ثبت نام باقي مانده است !با حضور جادوگران برجسته اي از جمله آلبوس دامبلدور به همراه محفل ققنوس... علاقه مندان براي شركت در اين برنامه بايد به ورزشگاه شهر لندن مراجعه كرده و پس تست گيري ، ميتوانند در مسابقه حضور پيدا كنند .
روفوس پس از شنيدن اين جمله بلافاصله از هوش رفت و ...
ده دقيقه بعد ...
ماركوس ليواني را در دست گرفته بود و مدام چند قطره از آن را به صورت روفوس ميپاشيد .
- بسه ديگه ! الان سرما ميخوره .
ماركوس بلافاصله رو كرد به ايوان و گفت : سرما بخوره بهتر از اينه كه ديگه هيچوقت به هوش نياد !
سرانجام روفوس پس از چند دقيقه بي هوشي ، به هوش آمد و چشمهايش را باز كرد ... نگاهي به اطراف انداخت و فقط ماركوس و ايوان را بالاي سر خود ديد.
- سالازار رو شكر به هوش اومد !خوبي؟
روفوس با اينكه سرش گيج ميرفت به زحمت بلند شد و هنگامي كه ايستاده بود ، رو كرد به آن دو و گفت : هر چه زودتر بايد ارباب رو ببينم ! ارباب كجاست ؟
- ارباب هنوز جلسه اش تموم نشده و توي سالن جلسات هستن .
روفوس بدون معطلي به سمت سالن جلسات به راه افتاد و وقتي به در سالن رسيد ، خيلي آهسته در زد .
- بيا تو !
روفوس وارد سالن شد ... سالني كه داراي كاغذ ديواري هايي سياه بودكه نقش آنها را تعدادي علامت شوم تشكيل ميداد .سالني كه نشان از شكوه و عظمت سياهي ميداد .
او قدري جلو رفت و مقابل لرد ايستاد و پس از تعظيم ، شروع كرد به صحبت كردن ...
- ارباب ، ببخشيد كه مزاحم وقت گرانبهاتون شدم ولي بايد به عرضتون برسونم كه هرساله مسابقه اي با عنوان جادوگران آهنين برگزار ميشه كه توي اون قوي ترين جادوگران از لحاظ فيزيكي شركت ميكنند ولي امسال دامبلدور و محفل ققنوس هم توي اين مسابقه شركت كردند ... خواستم بگم كه اگر اون و گروهش شركت كنه و مقامي كسب كنه ، جادوگران بسيار زيادي به سمت اونا ميرن و جذب اونا ميشن !
لرد به روفوس خيره شده بود و منتظر ادامه ي حرف هايش بود به همين دليل روفوس با اعتماد به نفسي مثال زدني در مقابل لرد و چندين مرگخوار ، ادامه ي برنامه اش را براي لرد شرح داد ...
-اصلا منم به همين دليل از هوش رفتم ولي مسئله ي عجيب اينه كه توي مسابقه ، وزنه هاي سنگيني استفاده ميشه كه بايد بدون جادو اونا رو حمل كرد . حالا نظر شما چيه ؟
لرد پس از قدري تامل ، گفت : حالا كه اينطوره ما هم هممون توي مسابقه شركت ميكنيم . فردا با ايوان و آنتونين ميري هممون رو ثبت نام ميكني ! نگران سنگيني وزنه ها هم نباشيد . من خودم يه فكر هايي دارم !
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


)




من اومده بودم دنبال تو! لازم نیست بری خونه ریدل، لرد یه دستوری داده که باید اجرا کنی. تو خودتو به شدت به مریشی بزن و با من بیا. بقیشو من درست میکنم. یادت باشه نمیتونی حرف بزنی.



