جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

16 کاربر(ها) آنلاین هستند (13 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
13
مهمانان
3
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  105 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  219 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  223 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  310 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  212 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 2 کاربر مهمان
پاسخ به: جادوگر تی وی
ارسال شده در: پنجشنبه 2 شهریور 1391 18:02
نمایش جزئیات
آفلاین
- با عرض سلام و خسته نباشید خدمت بینندگان عزیز برنامه مجله خبری :worry: امروز با تحلیل اخبار وزارت نوپای جناب آقای لودو بگمن در خدمت شما هستیم

دوربین تصویر مجری رو نشون میده که گراوپ بالای سرش ایستاده تا در صورتی که دست از پا خطا کرد و انتقاد غیر سازنده از وزیر کرد له بشه ... البته از نقد سازنده به شدت استقبال میشه

- بله همونطور که خودتون هم با خبرید وزارتخونه با قدرت زیاد شروع به کار کرده و هیچ ایرادی در کار وزیر و کابینه فوق العاده مجربشون دیده نمیشه :worry: در همین راستا خبرنگار اعزامی ما صحبت کوتاهی با ایشون در رابطه با ارتش وزارتخونه داشتن که با هم میبینیم

مجری بلافاصله شروع به دویدن میکنه و توی ره اسنعفا نامشو روی میز مدیر میزاره!

- جناب وزیر طبق گفته شاهدان عینی شما در ارتش وزارتخونه مشغول تولید سلاح هسته ای هستید! در این باره چه توضیحی دارید؟

- نمیشنوم چی میگی

خبرنگار فریاد زد: آیا شما در ارتش وزارت مشغول تولید سلاح هسته ای هستید؟ شما بمب اتم دارید؟

- گراوپ مثل این که ایشون متوجه نمیشه من گوشم سنگینه ...

گراوپ خبر نگار رو رو بلند میکنه و به ناکجاآباد پرتاب میکنه. خبرنگار دیگه ای جلو میاد و با ترس و لرز میپرسه: جناب وزیر! گفته میشه با توجه به مرگخوار بودن شما ارتش وزارت قصد داره بر علیه محفل ققنوس فعالیت کنه (خبر نگار با چشمش به گراوپ افتاد و ادامه داد) درمورد این شایعات بی اساس چه توضیحی دارید؟

- سوال نسبتا خوبی بود! این شایعات کاملا بی اساسه و ارتش وزارتخونه فقط و فقط برای مبارزه با هر تشکلیه که امنیت جامعه جادویی رو به خطر بندازه. هر گروهی که باعث بشه امنیت از بین بره ما از مجرای قانون پودرش میکنیم. در پایان باید از تمام جادوگران و ساحرگانی که توانایی کمک کردن به مام میهن رو دارن دعوت کنم که برای عضویت در ارتش درخواست بدن، چون همونطور که میدونید امروز خیلی ها بر علیه من یعنی در واقع بر علیه ملت هستن و تعداد سرباز کمی که ما داریم کفاف نمیده. مردم خودشون باید دست به دست هم بدن و تو دهن این افراد بزنن. هر کس بر علیه منه بر علیه این ملته چون من با رای این ملت وزیر شدم

- با تشکر از شما جناب وزیر ...

- گراوپ سیبیل این خبرنگاره رو مخ نیس یکم به نظرت؟

تصویر قطع میشه و از سرنوشت خبرنگار مذکور کسی با خبر نمیشه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هیچی به هیچی!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: جادوگر تی وی
ارسال شده در: یکشنبه 15 مرداد 1391 10:15
نمایش جزئیات
آفلاین
جوابمو نميده چون خودش ميدونه خوبه | رایو به من نميده چون خود ميدونه خوبه
تو ستادم نمیاد چون خودش ميدونه خوبه | چون خودش خودش خودش خودش خودش مي دونه خوبه


روفوس با عشوه و لحن کشداری موزیک ویدیو را به پایان می برد و سپس اخیار صبحگاهی آغاز میشود ...

- با سلام و صلوات به روح پر فتوح مرلین و شهدای نبرد مقدس هاگوارتز این بخش از اخبار را آغاز میکنیم ... طبق آخرین اخبار لودو بگمن کاندیدای وزارت سحر و جادو نیمه شب به همراه یک فروند (!) غول قار نشین به ستاد برخی از رقبای خود حمله کرده است ... به گزارشی که همکارانم در محل حادثه تهیه کردن توجه کنید.

تصاویری از سخنرانی های لودو در ستاد های انتخاباتی رقبا و برگشتن رای هوادارن کاندیداها نمایش داده میشه و سپس گزارشگری رو میبینیم که داره با لودو مصاحبه میکنه:

- آقای بگمن شما دیشب به همراه یک غول قارنشین به ستاد سه تا از رقباتون حمله کردید و هم شخصیت رقیب و هم ستادش رو تخریب کردید! در این مورد چه توضیحی دارید؟ آیا کار شما قانونی...

جسم بزرگ و ستون مانندی روی خبر نگار فرود میاد و سپس از کادر خارج میشه و از خبرنگار چیزی جز کالباس گوشت 90% روی زمین باقی نمیمونه

لودو لبخند پت و پهنی تحویل دوربین میده و میپرسه: خوب دیگه کسی سوال نداره؟
یک ساحره با ترس و لرز جلو میاد و میپرسه: جناب آقای بگمن گفته میشه که شما تا اینجا برنده بلامنازع انتخابات هستید و در ضمینه تبلیغات یک سروگردن از رقبا بالاتر هستید، در این مورد چه توضیحی دارید؟

- آورین! احزنت! به این میگن سوال پرسیدن، یاد بگیرید ... عحب خبرنگار خوب و مستعدی، چه ساحره ی موقر و متینی، شما باید توی ستاد استخدام بشید، چقدرم قیافتون آشناس من شما رو جایی ندیدم؟ بگذریم، باید بگم همونطور که گفتید بنده با استفاده از قدرت حرف و منطق تا اینجا تونستم از رقبا پیشی بگیرم و هیچ جور این پیشی رو بهشون پس نمیدم، در تمام فیلم ها و تصاویر هم مشخه که مردم چطور جذب حرف های منطقی من شدن و هیچ مدرکی هم برای این حرف های صد تا یه غاز که من به زور متوصل شدم وجود نداره. به لطف مرلین سه تا کاندید سمت چپ رو تا این جا ناک اوت کردم فردا شب هم سراغ سه تای راستی میرم و خلاص! در ضمن یادم اومد فکر میکنم شما رو توی حموم دیدم

تصویر به استدیو برمیگرده و گوینده شروع به صحبت میکنه:

- با تشکر از ریتا اسکیتر عزیز برای مصاحبه ای که گرفتند، به خبر های ورزشی میپردازیم. دیشب تیم کوییدیچ عقاب های زوپس با درخشش عقاب تیزبال این تیم یعنی سیریوس عزیزی موفق شدند با نتیجه 420 به 240 تیم ریش سفیدان رو بعد از سال ها شکست بدن و زوپس همیشه قهرمان رو بار دیگر به صدر جدول رقابت های QBA برگردونن! و در انتها این بخش از اخبار رو با یک خبر فرهنگی به پایان میبریم. فیلم سینمایی "به خاطر یک مشت دسترسی" که در دورانی که آنتونین دالاهاوف وزیر آرشاد بود توقیف شده بود رفع توقیف شده و در صورت صلاحدید تهیه کننده یعنی کمپانی HCO به زودی اکران خواهد شد ... تا درودی دیگر بدرود!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لودو بگمن در 1391/5/15 10:20:55
هیچی به هیچی!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: جادوگر تی وی
ارسال شده در: شنبه 14 مرداد 1391 19:56
نمایش جزئیات
آفلاین
برنامه ی نوبت خواننده ها
این نوبت: افریکن الدمن

تصویر تغییر اندازه داده شده


افریکن الدمن یکی از خوانندگان مشهور دنیای جادوگران است. وی در سال 1942 در روستایی محروم در کشور چاد و در خانواده ی جادوگر فقیری به دنیا آمد.
وی سال های کودکی خود را به کار بر روی مزرعه ی نیشکر بی حاصل و خشک پدرش گذرانید.
وی سال های نوجوانی خود را نیز به کار بر روی مزرعه ی نیشکر بی حاصل و خشک پدرش گذرانید.
وی سال های جوانی خود را نیز به کار بر روی مزرعه ی نیشکر بی حاصل و خشک پدرش گذرانید.
وی در ابتدای میانسالی بود و همچنان عمر خود را به کار بر روی مزرعه ی نیشکر بی حاصل و خشک پدرش می گذرانید.
بالاخره یک روز خسته شد و به پدرش گفت: بابا! گومومبا یومبا دومبا؟ گولومبا مومبا؟ گولومبا دادومبا. پاتریس لومومبا؟ و پدرش کمربندش را کشید و به جان پسرش افتاد که: گامبالو! گومبا با اولومبا! مامومبا گولومومبا؟ گومولومبا لومبا! بولومبا؟
و نتیجه این شد که افریکن سال های میانسالی خود را نیز به اجبار پدر به کار بر روی مزرعه ی نیشکر بی حاصل و خشک پدرش گذرانید.
بالاخره افریکن به آستانه ی سالمندی رسید و پدرش افتاد و مرد.

بعد از مرگ پدر وی چند سال دیگر از عمرش را نیز به کار بر روی مزرعه ی نیشکر بی حاصل و خشک پدرش گذرانید و بعد دید آخر چه کاریست که دارد می کند! و به یاد شبی افتاد که به پدرش گفته بود بابا! چرا وسط بیابون سعی می کنی نیشکر بکاری؟ چرا سعی نمی کنی محصولی بکاری که نیاز کمتری به آب داشته باشه؟ ما که از اول عمرمون حتی یک کیلو هم محصول برداشت نکردیم. چرا باید ادامه بدیم؟
و پدرش کمربند کشیده و او را سیاه و کبود کرده بود که:پسره ی بی اصل و نسب! پدران من نسل اندر نسل اینجا نیشکر کاشتن و برداشت کردن! حالا به خاطر یه خشکسالی کوچیک داری میگی به سنت های خانوادم پشت کنم! هرگز اینکارو نمی کنم و تو و فرزندان تو هم باید نیشکرکاری رو ادامه بدین! فهمیدی؟

حالا دیگر پدرش مرده بود و او می توانست زمین را تغییر کشت بدهد. او بسیار تحقیق کرد و بالاخره به این نتیجه رسید که تنها گیاه قابل کشت در منطقه ی او یک گیاه مخدر است. وی مخدر کاشت و داشت و برداشت و فروخت و کم کم وضعش بهتر و بهتر شد. او با تاسیس یک لابراتوار در املاکش به یکی از تولیدکنندگان بزرگ منطقه تبدیل شد و به مرور پایش به معاملات بزرگ و بین المللی کشیده شد و همینجا بود که با مورفین گانت آشنا شد. بعد از چند معامله ی پرسود برای طرفین، مورفین و افریکن به دوستانی صمیمی تبدیل شدند.

مورفین بیش از هر چیز شیفته ی صدای دورگه و زیبای افریکن شد و او را به خوانندگی تشویق کرد. افریکن به طور حرفه ای وارد کار خوانندگی شد و همزمان در محافل موسیقی ماگلی نیز با گریمی کاملا متفاوت و با نام مستعار مایکل جکسون فعالیت کرد تا در هر دو جامعه ی ماگلی و جادوگری به اوج شهرت و محبوبیت رسید.

تصویر تغییر اندازه داده شده


وی موازی با فعالیت های هنری به فعالیت های تجاری اش نیز ادامه می داد تا زمانی که متوجه شد پلیس بین الملل ماگلی به دنبال دستگیری اوست. بنابراین تصمیم گرفت تا با انتشار شایعه ی مرگش به حضور خود در جامعه ی ماگلی پایان داده و فعالیت های خود را به جامعه ی جادوگری محدود کند.
با آغاز انتخابات وزارت و کاندیداتوری مورفین گانت وی با فعالیت در ستاد این نامزد امیدوار است در دوره ی وزارت مورفین بتواند با آزادی کامل و بدون هراس از ماموران وزارت به کارهای تجاری خود بپردازد.

ترانه ی "دوباره می سازمت بدن" از ترانه های به یادماندنی اوست که به سفارش مورفین گانت و در سال های اولیه ی فعالیتش ساخته شده و اکنون شما را به شنیدن این ترانه ی زیبا دعوت می کنیم.

دوباره می‌سازمت بدن
اگر چه با مورفین و حشیش
پکی به قلیان و پیپ زنم
پکی به سیگار برگ خویش

دوباره می‌بویم از تو دود
به میل نسل جوانمان
دوباره می‌شَوَم از تو توپ
به توپی همرهان خویش

دوباره می‌سازمت بدن
اگر چه با مورفین و حشیش
پکی به قلیان و پیپ زنم
پکی به سیگار برگ خویش

اگر چه صد ساله زنده ام
به مرگ خود؛ خواهم ایستاد
که جا کُنم ریشه ی مواد
به قلب ایل و تبار خویش

اگر چه پیرم ولی هنوز
مجال توزیع اگر بُوَد
تمام جادوگران کنم
مشتریان مواد خویش

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

هورکراکس را به خاطر بسپار؛ ولدمورت مردنیست!
پاسخ به: جادوگر تی وی
ارسال شده در: سه‌شنبه 10 مرداد 1391 21:52
نمایش جزئیات
آفلاین
تصویر بعد از پخش اگهی قبلی سیاه میشه.
...
...
...
شتــــــــــــــــــرق!!!
رعدی غران همه ی صفحه ی تلویزوین رو روشن میکنه

- تو نمیتونی اینکار رو بکنی، اجازه نمیدم.

- هیچ کاری نمیتونی بکنی! من مدیر اینجام!

صفحه ی تلویزیون دوباره با درخشش آذرخشی روشن میشه! دوربین محوطه ی آشفته ی هاگوارتز رو نشون میده!
باران شروع شده بود، باد سردی شروع به وزیدن کرده بود. همه ی محوطه ی هاگوارتز همانند قیر شده بود و فقط گاهگاهی با درخشش آذرخشی روشن میشد.

- باز هم میگم، باید کنار بکشی! نابودت میکنم ایگور!!! نمیذارم آب خوش از گلوت پایین بره! همه ی مدارکت رو افشا میکنم! میکشونمت نحوه!

- هیچ کاری نمتونی بکنی! مدیریت اعظم() سایت با منه! با یک اشاره ی دست من بلاک شدی الفیاس.

دوربین روی اشخاصی که این حرف ها بین اونها رد و بدل شده بود زوم میکنه. ایگ.ر کارکاروف در یک سمت و الفیاس دوج در طرف دیگه درحالیکه چوبدستی هاشونو به هم نشونه رفتن دارن با تنفر به هم نگاه میکنند.

- من تو رو به دوئل دعوت میکنم ایگور! باشد که مدیریت نباشد!

- قبول! خواهیم دید که چه کسی پیروز میشه!

صفحه سیاه میشه و مجری بدبخت فلاکت زده با چهره ای که از تک تک خطوطش مشه ترس رو خوند وارد صحنه میشه:

- ب.ب.ب.با سلام خخخدمت همه ی بببینندگان عزیز! خبر خخخخخیلی مهممممی دارم!
بر اساس آخرین خبری که از هاگوارتز به دستمون رسیده پروفسور الفیاس دوج بدلیل یک سری مسایل با مدیر مدرسه دعواشون شده و ایشون رو به دوئل جادوگری دعوت کردند.

بر اساس اطلاعات تکمیلی، داور این دوئل پرسی ویزلی خواهد بود و مکانی که طرفین برای این مورد توافق کرده اند در جلوی دادگاه وزارت انجام خواهد شد.

با بقیه ی اخبار در خدمتتان هستیم!
و مجری از شدت ترس بیهوش میشه!


بزرگترین دوئل جادوگری اخیر

ایگور کارکاروف نماینده ی اسلیتیرین و مرگخواران، در برابر الفیاس دوج نماینده ی گریفیندور و محفلی ها.

داور: پرسی ویزلی، نماینده ی گریفیندور و مرگخواران.

زمان از روز پنجشنبه 12 مرداد ماه لغایت دوشنبه 16 مرداد ماه

مکان: دادگاه شماره ی 10

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
و ناگهان تغییر!
شناسه ی بعدی:
پروفسور مینروا مک گوناگال

الفیاس دوست داشتنی بود! کمک کننده بود؛ نگذارید یادش فراموش شود.


تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: جادوگر تی وی
ارسال شده در: یکشنبه 13 فروردین 1391 01:23
نمایش جزئیات
آفلاین
اغاز پیام بازرگانی

برای صرفه جویی در مصرف برق تلوزیون خود را خاموش کنید.

پایان پیام بازرگانی

یه یارو مرده با زیر شلواری که ببینده تلویزیون بوده: خانم راس میگه اون تلویزیونو خاموش کن برنامه هاش خیلی چرته.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: شنبه 12 فروردین 1391 21:36
نمایش جزئیات
آفلاین
ملاقه رسانه ی جادویی تقدیم می کند :

کوییرل : عله سایت رو ببند بریم خارج !
عله : نمی تونم دلبستگی من به یوزر شماره ی یک سایت بیشتر از اونه که فکرشو می کردم .
کوییرل : اینا همش شعاره این زوپس جدید باعث ضده حتی جادوگران ندونه که تو پسر اونی .
عله : اون نمی دونه من پسرشم من که می دونم اون پدرمه !


فیلم تحسین شده ی منتقدین
برنده ی شش کرم فلوبر طلایی

ایوان : صدای اعتراضات اعضا بالا گرفته .
عله : دو سه نفر از سر دسته ها رو تبعید کنید جزایر بلاک .
مافلدا : ایفای نقش رو کلا حکومت نظامی اعلام کردیم قربان کسی
حق تردد نداره .


برنده ی بهترین فیلم خارجی هالی ویزارد !

دادگاه رسمی است !

فیلمی متفاوت !

اجرای عدالت ! آشکار شدن حقایق !
نگاهی به تاریخ جادوگران !



به زودی در هالی ویزارد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: یکشنبه 9 بهمن 1390 01:30
نمایش جزئیات
آفلاین
صحنه سیاه یهویی روشن میشه، دفتر مدیریت رو نشون میده و حاج صفدر رو، که در حال امضای یه توافق نامه ست. کسی که اون طرف میزه با صدای گرمی میگه : امیدوارم موفق باشی!

(در همین حین موزیک در حال پخشه )


صحنه دوباره سیاه و میشه، دوباره روشن میشه و میز بلند و آبی رنگی رو نشون میده، بیشتر صندلی ها خالی هستن، همون عده قلیلی که حضور دارند هم با فاصله بسیار زیاد دور میز پخش شدن.


بوووم!



صفحه سیاه میشه دوباره روشن میشه، اینبار دوربین، اونطرف میز هست و داره از پشت کلاه جادوگری که روی صندلی بالای میز نشسته رو نشون میده، پشت کلاه هم مابقی اعضا مشخص هستند! مرد شروع به صحبت میکنه در حالی که چهره ش مشخص نیست :

- ما نمیتونیم، بذر کافی نداریم که هم روی زمین مشترک کشت کنیم و هم تو زمین های خودمون! بهتره بزاریم زمین مشترک خشک بشه، بعد ما بذر رو تو زمین خودمون بریزیم، کشت کنیم، مهم نیست دیگران چی میکنن، گرسنه میمونن، ما سر زمین میشینیم با هم میگیم میخندیم... این مهمه! من یکی که رو زمین مشترک کار نمیکنم! زمین ما همین الان هم کلی بارور و حاصل خیزه!

صفحه نصف میشه، نیمه جدید زمین خشکی رو نشون میده که از بی آبی ترک ترک شده، بعضی جاها تو تصویر نقطه های سبز کمرنگی دیده میشه.


صفحه دوباره یکی میشه :


دوربین میره وسط میز، اعضا رو نشون میده که بصورت پراکنده نشستن، فردی که اونطرف میزه، موجی به موهای قرمزش میده و میگه :
بله بله! احسنت، همین درسته! ما الان همه، همه در هم جمعیم! همه به بغل دستیشون سلام کنن!
اعضا دچار سردرگمی میشن. هیچکس بغل دست کس دیگه ای نیست!

مرد کلاه دار دوباره صحبت میکنه : ما باید زمین خودمونو حفظ کنیم، ما باید به فکر خودمون باشیم!

اعضا همه شروع میکنن به دست زدن و سوت و اینا.



بوووم



دوباره دوربین همون صحنه اول رو نشون میده : دفتر مدیریت.
دور میز کرد، حاج صفدر، رفیق حسین و نجمه السادات نشستن.

حاج صفدر : به هر حال وضعیتی که پیش اومده، باید فکری کرد. و الا زمینا با این وضع بیشتر خشک و بی استفاده میشن. سهمیه آب و بذر نیمیش شخصی و نیمیش عمومیه.

نجمه و تقی با هم سر تکون میدن به نشانه موافقت. تقی کاغذی که رو میز هست رو امضا میکنه و میده به حاج صفدر : درست میگی، باید سهمیه بذرشون رو قطع کنیم!

صفحه به آرومی سیاه میشه و موزیک هم قطع میشه. اینبار موزیکی حماسی ضروع به پخش شدن میکنه و تصاویر به سرعت نمایش داده میشن.

تصویر جمعیت زیاد کارگران با بیل و کلنگ در برابر دفتر تعاونی

کلوز شات از چهره رییس سندیکای آبی، که در حال خوندن بیانیه ای هست.

حاج صفدر که اون بالا با لبخند تلخی، پاسخ میده :
ما به تصمیم شما احترام خواهیم گذاشت.

صفحه سیاه میشه، و با صدای بووووم بلندی، نوشته های زیر توش به نمایش در میان :




تعصب، ادعا... وضعیت جوی نامناسب!
فیلمی از آبرفورث دامبلدور


بزودی در هالی ویزارد



ارائه ای از ریون کیدز پیکچرز

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1390/11/9 1:34:47
seems it never ends... the magic of the wizards :)
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: دوشنبه 16 آبان 1390 20:12
نمایش جزئیات
آفلاین

منو خیلی خوبه ، استر خیلی بوره
مافلدا میخونه بلیتا رو دونه دونه



آنتونین درحالی که یک کلاه شاپو رو سرش گذاشته و یک کت مشکی رو انداخته بود رو شونه هاش، با جمعی از هواداران و نوچه ها که همگی مثل خودش لباس پوشیده بودند وارد دفتر تحریریه پیام امروز میشه.


ایوان ، منو دستشه ، ایفا هم ناز شصتشه
کمکش می کنم نمیزارم یه وقت خسته شه


شیشه پنجره خرد میشه و آنتونین به عقب پرت میشه. سر و صداهای اعتراض آمیز درون کوچه اتاق رو به لرزه در میاره. ملت یکصدا فریاد میزدن:
-دالاهوف جرات داری بیا بیرون ...


آنتونین مشغول آشپزی ، دستش دستمال کاغذی
حرف نداره باش کسی چون میکشه دستمال برای هر کسی
عله سر کاره ، عله فکر مائه ، عله قهرمانه آره عله قهرمانه


یک عدد آنتونین دالاهوف و یک عدد آینه ی آرزوها در تصویر مشاهده میشه ...

آنتونین یه ردای زرد رنگ بسیار ساده بر تن داره و نوک چوبدستیش از جیبش زده بیرون. دوربین چرخشی نود درجه ای میکنه و بر روی آینه زوم میشه. درون آینه آنتونین ایستاده اما ... ردایی به شدت شیک و درخشان بر تن داره که ده ها مدال مرلین از اون آویزونه. در یک دستش منوی مدیریت و در دستش دیگه ش مقادیری دستمال دیده میشه.




تم چارساله آبیه ، جای کوئی خالیه
که باشه و ببینه انقدر حالمون عالیه

اعضا هم بی درد و غم ، با همن میگن خوشن
دیدم خودم که هدف هرکی ، اینه که بزنه تو چتر حرفی



صدای خوفناکی اتاق رو به لرزه در میاره:

آنتونین دالاهوف، زابینی هستم. بلیز زابینی. یا خودت مثه یه جادوگر متشخص میای بیرون و در برابر جمعیت پاسخگو میشی یا ما میایم تو و هر پاسخی هم بدی تو حلقت فرو می کنیم. ده دقیقه وقت داری که از همین الان شروع میشه. هوی ریگول اینقدر رو ماشینم نپر ... به جای این کارها وقت بگیر ... خوبه ... آنتونین ده دقیقه شروع شد.



شبا آروم با خنده خوابیدن ، صبحا آسون با رنک هام پز میدم
حرف رو حرف نمیره ، ایده ها به فنا میره ، منو بازی هم حال میده

خوابگاه نیس آلوده ، سفید مثه پادموره
لابد اون بالاها مرلین فکر ما بوده

هیچ جا نمیخوام هیچ جا نمیخوام هیچ جا نمیخوام باشم جز اینجا ...

عله سر کاره ، عله فکر مائه ، عله قهرمانه آره عله قهرمانه





به زودی در هالی ویزارد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هیچی به هیچی!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: یکشنبه 8 آبان 1390 21:19
نمایش جزئیات
آفلاین
یاهو



- اين جانور كه مي بينيد ، در جنگل هاي مرطوب شمال غربي زندگي مي كند ، زماني كه زمستان سرد با نامردي از راه مي رسد كواك كواك رخت بر مي بندد و پرواز براي كوچ را آغاز مي ...

ناگهان برنامه قطع مي شود و تصوير جديدي بر روي صفحه تلويزيون ظاهر مي شود :

:.: ستم هاي بي پايان اسمشو نبر :.:

مجري كه زني سي ساله به نظر مي رسيد ، در حالي كه پاپيون بزرگ قرمزي را كه روي سرش زده بود مرتب مي كرد ، شروع به صحبت كرد ؛

- سلام عزيزان ، اولين قسمت از سري مجموعه "ستم هاي بي پايان اسمشو نبر" كه مستنديه از كارهاي ناجوانمردانه اي كه اسمشو نبر در اين مدت انجام داده ، رو تقديمتون مي كنم .
در حالي كه دوربين zoom out مي كند ، به بغل دستيش اشاره مي كند و ادامه مي دهد :

- مهمون امروزمون يه دختر كوچولوي آواره بدبخت فلك زده ...
دختري كه در كنار زن نشسته بود ، چشم غره اي به نشانه اين كه نون هم بگيرم واستون ؟! مي رود و مجري به خودش مي آيد ؛
- بله جسیکا ! از خودت بگو ! از بيچارگي هات ، از كابوس هايي كه تو سرته ...
- ! من پدرمو ...
مجري شروع مي كند هاي هاي گريه كردن و دستمال گلدوزي شده اش را از جيب رداي صورتي رنگش در مي آورد ؛

- خانوم مي شه بذاري من حرف بزنم ؟!
- بگو عزيزم بگو گوگوري مگوري !
- آبجي ديگه داري شورشو در مياري ، من اعصاب درست ندارما !
و طلسمي را زير لب زمزمه مي كند ، مجري روي صندليش ولو مي شود !
- بله داشتم مي گفتم ... هي آقا ، با شمام ، يه كلوزآپ از من بگير ... خب ...

ليوان آب جلويش را تا ته سر مي كشد ،
- راستش ما كانون گرمي داشتيم ، خانواده داشتيم ، نون داشتيم ، نفتم داشتيم ، ولي يه روز چشمم رو باز كردم و ديدم پدرم ما رو گذاشت و رفت ... فهميديم مرگخوار شده ، چند روز بعد داداشم سياه و كبود اومد خونه ، گفت كه كار بابا بوده ، فرداش با بابا حرف زدم ، ولي اون گفت كه ديگه منو دوست نداره ! گفت كه اربابش خيلي مهم تره و اعتراف كرد كه مامانمو از قصد كشته ! اون تغيير كرده بود ! من يهو تو خودم خورد شدم ...
چشمانش خيس خيس شده بود !


- خانوما ، آقايون ! باور كنيد من گدا نيستم ! من فقط حقمو از ولدي مي خوام ، اون مادرمو از من گرفت ... پدرمو ...!

آهنگي غمناك به همراه تصاويري از شكار شدن يك كواك كواك توسط جانوري درنده پخش مي شود !!!


افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: یکشنبه 26 تیر 1390 21:00
نمایش جزئیات
آفلاین
صحفه تلویزیون دوباره روشن میشه...

بایه صدای خفن این عبارات بر صحفه تلوزیون نقش می بندند...

برای امنیت

بعد نور یه ذره کم میشه . دوباره زیاد میشه. یهو عکس سیریوس میاد که تو دفتر نشسته داره کافی می خوره.

دوباره نور یه ذره کم میشه .بعد زیاد میشه.با یه صدای خفن تر (شبیه صدای افتادن چیزی از ارتفاع )این کلمات نقش می بندند.

برای انتقام

بعد عکس سیریوس میاد که داره یه قلپ دیگه کافی می خوره.
_اهم...اهم
پرید تو گلوش

این دفعه صحفه قهوه ای روشن میشه!و این عبارات نقش می بندند.
این ها سفیدند

دوباره برمیگرده به دفتر کاراگاهان.یهو اژیر به صدا میاد.و همه حالت اماده باش می گیرند.
دینگ دینگ دانگ دان(افکت اهنگ جیمز باند)

دوباره صحفه سیاه میشه و این نوشته ها پدیدار می شوند.

برای نابودی سیاهان

دینگ دینگ دانگ دان(افکت اهنگ جیمز باند) . الان همه تو فضای بازن.کاراگاهان دنبال مرگخواران هستند.با فرمان سیریوس شکل شاهین وار به خود می گیرند.

دینگ دینگ دانگ دان(افکت اهنگ جیمز باند) .بعد دوباره تصویر عوض میشه. هنورز همه تو فضای بازن.ولی سوار جارو نیستند. همه دارن با مر گخواران دوئل می کنن.

تصویر عوض میشه این عبارات با خفن ترین صدای ممکن پیدا میشن.

هشدار برای کاراگاهان
به دنبال کله کچل

یه بار دیگه تصویر عوض میشه .همه کاراگاهان دنبال یه کچل دیوانه که با سرعت غیر مجاز می رود هستند.

همه کاراگاهان نیریشونو متمرکزمی کنن تا کچل منهدم بشه

بعد همه چیز سیاه میشه بعد یهو یک دایره در مر کز پدیدار میشه. سیریوس تا مرکز دایره قدم میزنه.چوبدستیشو بیرون میکشه.یه چیزی زمزمه می کنه و دایره سبز میشه.بعد تصویر رنگی میشه و همه کاراگاهان دور سیریوس پدیدار می شن.
هشدار برای کاراگاهان پجش در 23 جولای

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Modir look at that ticket
I work out
Modir look at that ticket
I work out
When I go to "contact us", this is what I see
Modirs are in bed and they wont answer me
I got passion in my head and I ain’t afraid to show it

I’m ANGRY and I know it


تصویر تغییر اندازه داده شده