جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

15 کاربر(ها) آنلاین هستند (10 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
12
مهمانان
3
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  66 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  142 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  255 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  249 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  329 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  233 خواندن  1 نظر 
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: پنجشنبه 11 اسفند 1390 13:44
نمایش جزئیات
آفلاین
1.

دختر ِ همسایه ی سرکوچه ی پسر داییه مامان ِ دوستمو در نظر گرفتم!

ساعت 10 دقیقه به هفته که شری ( اسم دختره! Sherry ) میرسه به مدرسه. به نگهبان مدرسه شون که همیشه جلو در وایساده سلام میکنه و وارد حیاط میشه.

تعدادی ریاضیه بیخیالو میبینه که دارن بسکتبال بازی میکنن، چون همکلاسیاشم اون بین هستن بشون سلام میکنه و به سمت پله ها میره تا وارد طبقه دوم که کلاسشه بره.

در کلاس بسته س، دستگیره درو میگیره و اونو باز میکنه و با یه کلاس با چراغای خاموش رو به رو میشه. دو سه نفر اون ته کلاس سراشونو گذاشتن رو میز و خوابن. یک عده هم رو نیمکتا نشستن و دارن آروم پچ پچ میکنن. سمت چپ کلاس که دوستای شری میشینن، میخواستن درس بخونن و از اونجایی که برق کلاسو واسه خواب اون سه نفر خاموش کردن، طبق معمول به کتابخونه رجوع بردن.

کتاب دینیشو برمیداره و از کلاس به مقصد کتابخونه خارج میشه. توی راهش چند تا تجربیه خرخون رو میبینه، یکم فحش نثارشون میکنه و بعدم از پله ها میره پایین و بعد از رسیدن به طبقه اول وارد کتابخونه میشه.

- سلام بچه ها!

آروم اینو به دوستاش که روی یکی از میزا نشستن میگه و یه صندلیو کنار میکشه و بغلشون جا خوش میکنه. 40 مین میگذره و ساعت 7 و نیمه و زنگ میخوره تا برن سرکلاس. تو این مدت هم به علت خرخونی دوست عزیز شری، هیشکی هیچ حرفی نزده!

زنگ اول به خسته کنندگی همیشه میگذره و شری تمام مدت به بیرون پنجره خیره شده و پرنده هایی که رو درخت میشینن و میرنو نگاه میکنه. زنگ زبان فارسیه! خو چه اهمیتی داره گوش نده؟

زنگ تفریح میخوره و یه مشت بچه میریزن بیرون کلاس و به سمت حیاط و سایت شیرجه میرن. شری و دوستاش تو کلاس میمونن و بازم به خوندن دینی مشغول میشن. ناسلامتی امتحان دارن و دوستا شری هم به قول خودشون هیچی نخوندن! ( اما از حفظ دارن درسو واسه خودشون درسو برای هزارمین بار تکرار میکنن!!!!! )

شری هم علیرغم میل باطنیش مجبوره ساکت بشینه تا مبادا دوستش از درس خوندن بیفته و نتونه بخونه. زنگ دوم دبیر فیزیک میاد تو کلاس و پشت سرش سه چهارتا دانش آموزی که جا موندن میریزن تو کلاس. این زنگم مث همیشه میاد و میره!

زنگ تفریح دومه! و امتحان دینی فرا رسیده. دوست شری میگه: واست یه دور درسو بگم؟

شری هم سری تکون میده و موافقت میکنه. این زنگ تفریح هم میگذره. زنگ دینی میاد و نصفش به دادن امتحان میگذره و نصف دیگه شم به قائم شدن پشت دوستای جلویی و خوابیدن بدون اینکه معلم متوجه بشه میگذره.

زنگ تفریح آخر فرا رسیده و دوست شری فارغ از هرگونه درس خوندنی شده و شری و دوستش و پشتیش و دوتا جلوییش یه میزگرد تشکیل میدن و شروع میکنن به حرف زدن با هم. بعد از کمی fun شدن بالاخره با ورود دبیر هندسه زنگ آخر شروع میشه.

یکم میرن پا تخته تمرین حل میکنن و معلمم یکم درس میده و بعدم میگه تکالیف جلسه بعد چیه و ... یه روز خسته کننده ی دیگه تموم شد!

*** اینم یه رول با کیفیت و متن افتضاح و خسته کننده، برای نشون دادن طاقت فرسا بودن روز این مشنگ در مدرسه!

2.

حسابان: نصف مطالبش مال ریاضی 2 میباشد! بقیه شم حد و مد و براکت و یه مشت درس دیگه.

جغرافی ِ استان: گویا در مورد استان محل زندگی توضیح میده. چیز دیگه ای نمیدونم، نخوندم که.

آمادگی دفاعی: تنها تیکه ایش رو که میدونم اینه که یک قسمتیش رو به توضیح ش م ر و اینا اختصاص داده!

دین و زندگی: اول آیه قران داده شده، بعدم با تفکر و ژرف اندیشی در آیات میفهمی درس در مورد چیه!

هندسه 1: تنها کتابی که شماره ی جلوی اسم کتاب "1" با پایه جور در نمیاد. دومیا هندسه 1 میخونن! در مورد اشکال هندسی و فضایی و اینا یه مشت مطلب میریزه تو مخ دانش آموز مشنگ.

3.

1. دبیر مذکر میتونه شاگرد مذکر رو با هر نوع خط کشی تنبیه کنه، همین طور دبیر مونث با شاگرد مونث. اما یک دبیر مذکر به شاگردان مونثش فرمود که یک حاج آقایی فرمودند درصورتی استاد مذکر حق زدن شاگرد مونث با خط کش رو داره که خط کش فلزی و امثالهم نباشه و چوبی و پلاستیکی و اینا باشه. ( برای اینکه فلز رساناس!!! )

2. وایسوندن شاگرد یه گوشه کلاس تا وقتیکه احساس ندیمانی سرتاپای وجودش رو فرا گیره، اونوقت دبیر لطف میکنه و از شاگرد میخواد همونجا سرجاش بشینه. در قدم بعدی و احساس ندیمانی بیشتر، میتونه برگرده رو نیمکتش و اونجا بشینه.

3. شوت شدن به بیرون از کلاس ! این حالت لطف کردنشه، در صورت لطف نکردن معلم به ناظمی معاونی چیزی هم رجوع میشه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: سه‌شنبه 9 اسفند 1390 15:53
نمایش جزئیات
آفلاین
استاد گرامی! به دلیل زحمات بی شائبه ای که ما میکشیم (!) برای کسب علم و دانش و اینا و هم چنین علاقه و عشق آتشین و سوزان یخ نازدنی مان به همان مقوله ی علم و دانش، با این که خیلی سخت بود تا مشنگان غرغرو و کسل کننده را تحمل بنمایم(!) اما برای جواب دادن به سوال های تکلیف این هفته به نحو احسن در چند تا از کلاس های مشنگی شرکت کردم و حضور به هم رسانیدم تا خودم شخصا حال و روز اون بدبختا رو درک کنم! پس امید است مورد کیف و حالتان واقع شود!

1- یه دانش آموز مشنگی رو در نظر بگیرید! گرفتید؟ حالا یه روز طاقت فرسای مشنگی در مدرسه رو براش بنویسید! (20 نمره)
بلی! در نظر گرفته شد!
زنگ کلاس خورد! همه ی بچه ها عینهو گاومیش حمله کردن به کلاسا و جای تعجب داره که چطوری اون گله ی نه چندان بی شباهت به گوسپند که دست کم شصت راس میشدن یهو تو کلاسای دو در سه (!!!) مدرسه غیب شدن! این پدیده ی شگفت انگیز هیچی از جادو کم نداره! جادویی بدون چوب جادو! خارق العاده است!!
دانش آموز در نظر گرفته شده() که اینجا به اسم فافا صداش میکنم(!) بی حوصله رو نیمکت داغونش دست به سینه میشینه و این بار دیگه اهمیت نمیده که روپوشش به تیکه های چوب نیمکت قراضه اش گیر کرد و نخ کش شد. سعی میکنه ذهنش رو منحرف کنه از سر و صداهای تو کلاس و یه نفس عمیق میکشه. دستاشو میذاره رو میز و سرشو پرت میکنه روشون!
... سکوت!...سکوت!... سکوت! تنها چیزیه که بهش فکر میکنه. تو ذهنش خودش رو تصور میکنه که وسط یه اقیانوس بزرگ، توی جزیره تنهای تنهاس! بدون هیشکی! صدا فقط صدای امواج دریاس نه جیغ و داد و عرعر و بع بع همکلاسی هاش! منظره ای که میبینه فقط سبزی درختای جزیره است و آبی آسمونی دریا. نه سبزی تخته سیاه و آبی نفتی مایل به لجنی سوخته ی دیوارای کلاس!
تو همین افکار بود که حس کرد انگار اون سکوت واقعی شده! انگار همه ساکت بودن. همونطور که دستش رو سرش بود یه لبخند میزنه و نفس عمیقه رو میده تو. هنوز نفسه رو کامل نداده بیرون انگار آب یخ منفی صد درجه و جوش صد درجه رو یکهو میریزن روش. وحشت زده سرشو از رو میز برمیداره و رو به روی خودش به جای تک درخت کنار ساحل رویاهاش (!) قد و قامت رشید چنار مانند معلمشون رو میبینه!
آب دهنش رو قورت میده جوری که خودش هم فهمید بچه های ته کلاس هم صدای پایین رفتنشو شنیدن!
با چشمای گرد معلموشون رو میبینه. معلمشون هم اونو میبینه اما با یه حالت دیگه!!
فافا با شرمندگی زیرلب معذرت خواهی میکنه و فوری کتابش رو درمیاره و مثلا شروع میکنه به گوش کردن درس.
تیک تاک تیک تاک تیک تاک تیک تاک ...
سرش رو به دستش تکیه داده بودو تخته رو نگاه میکرد. عقربه های ساعت مچیش همینطور براش لالایی میگفتن.
تیک تاک تیک تاک تیک تاک تیک تاک ...
زمان نمیگذشت. فافا نگاهی به ساعتش میندازه. خوبه! سه دقیقه ی دیگه هم گذشت!! سه دقیقه یعنی یه قدم نزدیک تر شدن به صدای دلنواز زنگ!
تیک تاک تیک تاک تیک تاک تیک تیک تیک ...
کم کم صدای ساعت برای فافا زجر آور تر از صدای یکنواخت معلم درس تاریخشون میشد. فهمید که بهتره دستشو از بیخ گوشش برداره تا منجمد شدن عقربه ها روی یادگیریش تاثیر منفی نذارن!!
این دفعه سرشو تکیه داد به اون یکی دستش که ساعت نداشت. چشماش سنگین بودن. فافا خسته بود. یه پلک کوچولو و یه کم حالا طولانی... خوبه بذار خستگیش دربره تا درسو بهتر بفهمه! یه پلک دیگه... یه بار دیگه....
فافا دوباره برگشته بود تو جزیره ی خودش! نفسای عمیق میکشید. تا میتونست نگاه کرد به اطراف یه دل سیر که وقتی برمیگرده سر کلاس به اندازه کافی سرحال اومده باشه. چشماشمو بست و خودشو سپرد به نسیمی که صورتشو نوازش میکرد. دستاشو باز کرد تا حس کته پرنده ها موقع پرواز چه جور لحظه هایی رو تجربه میکنن. همینطور چشاش بسته بود و لذت بی حدی رو از فضا میبرد! یهو حس کرد نسیم ملایم تبدیل شده به گردباد! فضا دیگه اون فضا نبود! صدای امواح دریا تبدیل شده بودن به غرش! نه این نباید اینطوری میبود! گردباد فافا رو خیلی خشن تکون میداد.. فافا فکر کرد بهتره چشماشو باز کنه تا ببینه چه خبر شده و باز کردن چشماش همانا و دیدن معلمشون که اتفاقا شبیه جن بوداده هم شده بود(!) همان!!
.
.
.
.
.
فافا با خوشحالی کیفش رو که رو دوشش بود رو تکون میداد و عین بچه های سال اولی که کارنامه ی پر از نمره ی بیستشون رو تو دستشون تکون میدن ، برگه ی اخراج سه روزه اش از مدرسه رو به جرم بی اعتنایی سر کلاس به معلم برای بار ده هزارم و هم چنین چرت زدن، تکون میداد و رقصون رقصون راه خونه رو پیش میرفت ..

2- پنج تا از کتابای مشنگ ها در هر مقطعی که دوست دارید رو بنویسید و درباره ی هر کدوم توضیح بدید ( 5 نمره)

ریاضی: موضوع این کتاب درسی از نامش پیداست. البته فقط برا کسی مثل من و شما استاد گرامی که تحقیقات بسیار گسترده ای در طول عمر با برکتمون در رابطه با زندگی مشنگا داشتیم () پیداست! معنی لغوی کلمه ریاضی یعنی یه کار خیلی سخت و ع(ذاب آور و رنج خیلی بسیار زیاد! ریاضی درسیه که مشنگا به وسیله اون اثبات میکنن که اگه شما استاد عزیز چهار تا سیب داشته باشی و اونوقت یکیش رو بدید به من براتون سه تا سیب میمونه! البته این مشنگای عزیز واقعا مشنگن چون هیچوقت نخواهند فهمید توی مسئله ی فوق اگه یکی از سیبا ر بدید هیچی براتون باقی نمیمونه!! اونا نمیدونن که شما استاد بخشنده ای هستین و اصلا اهل تبعیض نیستید و اگه یه سیب به من بدید ده تا به بغلیم هم میدین!
فیزیک: ماگل ها توی زندگی کوتاه و بدبختانه اشون سرگرمی و تفریح و هیچان زیادی ندارن! طبیعیه چون جادو ندارن! اگه داشتن که دیگه اسمشون مشنگ نبود!! به خاطر همین کمبود تفریح و بیکاری دست به کارای عجیب و غریبی میزنن مثل پیدا کردن کلی قانون و قاعده و فرمول و محدود کردن دنیاشون. و برای اینکار از علم من درآوردی به اسم فیزیک استفاده میکنن. ماگل ها انسان های مشنگی هستن کلا! انتظار دارن دنیای به این پیچیدگی که مارو توش داره (!) با چهار تا فرمول و قانون و محاسبه درک کنن. درحالیکه با اینکار بی فایده فقط خودشون رو محدود میکنن .
زیست شناسی: توی این درس ماگل ها سعی میکنن با خصوصیات زیستی بدن خودشون و محیط زندگیشون بیشتر آشنا بشن تا بتونن بهتر زندگی کنن و در صورت بروز مشکل توی اون محیط یا بدنشون بدونن که چطورمشکلو برطرف کنن. با توجه به این که مشنگا جادو ندارن نمیتونم به این علمشون خرده بگیرم! چون بدون جادو تنها کار درستی که میتونن برا خودشون کنن زیست شناس بودنه!
شیمی: شیمی در حقیقت بسیار شبیه به همون علم معجون شناسی خودمونه. توی علم شیمی بحث بحث درست کردن مواد مختلف از یه مواد کاملا مختلف دیگه اس که خاصیت به خصوصی رو توی ماده ی تولیدی ایجاد کنه. منتها این علم هم مصون از تحریف نبوده. مشنگای خبیثی کارای بد کردن و توی این علم قوانین مسخره ای وارد کردن که این علم رو هم مثل فیزیک به گند بکشونن. به صورت کلی میشه گفت علم شیمی علم تحریف شده ای از معجون سازیه!
تاریخ: خب این درس هم مثل درس تاریخ جادوگریه ما! منتها تنها فرقش اینه که تاریخ ، تاریخ مشنگاست و اون همه هیجان و تکاپو و زندگی و افتخار و فراز و نشیب مهم و به درد بخور تاریخ مارو نداره!!

3- سه نمونه از تنبیهاتی که یه استاد مشنگی برای دانش آموزش در نظر میگیره رو بنویسید ( 5 نمره)


معلمای مشنگ بعضا آدمای خیلی خبیثی هستن. خیلی خیلی خبیث. کارای خیلی وحشیانه ای با شاگرداشون میکنن. مثلا من خودم شاهدم! خیلی سال پیش به دلایلی رفتم سر کلاس یه بچه مشنگ کلاس اولی نشستم ببینم چه شکلیه! دیدم یه معلم خیلی گنده و چاق به اسم خانوم سیگاری بچه مشنگو صدا کرد که نقاشیشو ببینه. بعدم یه خاطر اینکه بچه مشنگه پرنده های نقاشیش رو شبیه عدد هفت کشیده بود با یه خط کش خیلی بلند آهنی و نازک و پهن شونصد بار بی وقفه و پشت سر هم ، هر ده صدم ثانیه یه بار ( ) محکم زد به کف دست بچه مشنگه.
این تازه نمونه بود! کارای بد زیاد دیگه ای هم هست هنوز. مثل 1- گذاشتن مداد لای دو تا انگشت دانش آموز مشنگ و فشار دادن دو تا انگشت به هم و زجر بسیار!!
2- مجبور کردن دانش آموز مشنگ به گرفتن سطل آشغال بالای سرش و یه پا ایستادن روی سکوی کلاس.
3- پرت کردن شی سفید رنگ گچ نام توی دهن دانش آموزی که در حال خمیازه کشیدنه.
و بسیاری از تنبیهات وحشیانه ی دیگه که الان اگه من بخوام بگم از شدت ناراحتی گریه میکنم!! شما که نمیخواین من بگریم استاد!میخواین!؟؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
What if you were feeling something you are not able to talk about or you are not allowed to think about ??
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: دوشنبه 24 بهمن 1390 23:38
نمایش جزئیات
آفلاین
تمامش تحقیق از یکی از اشنا های مشنگه و همه رو ازش سوال کردم و کتاب هاش رو دیدم
شما هم به کتاب های یک دانش اموز دبستان یا راهنمایی نگاه بیندازید
(میخواستم یه جور دیگه به جز دانشگاه بنویسم)

1- یه دانش آموز مشنگی رو در نظر بگیرید! گرفتید؟ حالا یه روز طاقت فرسای مشنگی در مدرسه رو براش بنویسید! (20 نمره)
بله دارن خواب میبینن تا اینجا چیز جالبی نداشته...
.
.
میبینن
.
.
میبینن
.
.
تازه به جای قشنگ خواب که رسیدن یک دفعه نغمه ی اشنای مادر که میگه بیدارشو به گوشش میرسه!
بع از مادر میخواد که 5 دقیقه فرصت بهش بدن بعد از 5 دقیقه یک لیوان اب روی سرش ریخته میشه!!! با غر می گه من گفتم دستت رو خیس کن و اب بپاش نه لیوان روم خالی کن!!!
بعد که اماده میشه خواهر کوچک تر بیدار میشه و
و با یک خدا حفظی سر سری بیرون میزنه.
5 دقیقه دیر کرده ولی مهم نیست تاکسی زیاده.....
خیلی هم زیاده! تاکسی 10 دقیقه دیر می کنه ...
با استرس به سمت مدرسه راهنمایی میره .....
اخی .... تازه دارن میرن سر کلاس.....
بله زنگ اول عربی دل نشین ( دلنشین)(هر دو درسته) که دیشب وقت نکرده بخونه و جالب اولین نفر اونو صدا میزنه زوری یکم رو حفظ می کنه وبعدش با همون یکم گند میزنه.....
وقتی هم معلم دفترش رو چک میکنه چون با اون لج دارهاز هر صفحه یه ایراد می گیره....
زنگ تفریح هم چون به یکی گفته به تو ربطی نداره چی مینویسم و اون بچه یه بوق بزرگ براش به حساب اومده ادامسش رو میزاره روی صندلی اون و اون هم روش مینشینه....
زنگ بعد هنر هم می فهمه که کلاسورش جا مونده که کلاسور نه تنها شامل برگه هنرش بود بلکه تمام تمرین های ریاضیش توی اون بود
و به خواطر همین یک صحفه خوش نویسی جریمه میشه
خدا رو شکر معلم ریاضی مهربونه کاریش نداره ولی خودش حرص میخوره برای اون همه محور که کشیده بود...
وبعدش زنگ میخوره میره خونه و توی خونه هم سرزنش میشه....

2- پنج تا از کتابای مشنگ ها در هر مقطعی که دوست دارید رو بنویسید و درباره ی هر کدوم توضیح بدید ( 5 نمره)
اجتماعی: ازموقعی که وارد شد هش همین بود:نظم _ احساس مسعولیت_ همکاری_و......+سوال های چرت که باعث عذاب علیم میشوند
دینی:مانند اجتماعی هر سال داستان های یک شکل:اخرت _نماز _توشه و....+سوال هایی که ادم را به سرنوشت درس بالایی دچارمی سازد
عربی:بد تریندرس ممکن که زبان عربی را یاد می دهد
تاریخ:تاریخ ملتمان را توصیف می کند
ورزش: درس که باعث سلامتی و تندرستی می شود
- سه نمونه از تنبیهاتی که یه استاد مشنگی برای دانش آموزش در نظر میگیره رو بنویسید ( 5 نمره)
از نمره امتحانت کم میکنم
دعوت ولی: که برای دبستان و راهنمایی از همه چیز بد تره( خودش گفت!)
اخراج از کلاس
جدیدن در دبیرستان ها مشاهده شده که موی دختران را کوتاه میکنن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
فراست بیش از هرچیزی، بزرگترین گنج انسان است که وقتی بر سر نهاده شود، هوش و خرد می آورد ...

Only Raven


هیچ چیز غیر ممکن نیست


جادوگران ، ریون ، ارباب=♥♥♥

تصویر تغییر اندازه داده شده

Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: دوشنبه 24 بهمن 1390 18:17
نمایش جزئیات
آفلاین
1.
صبح ساعت 7 از خواب بیدار میشه . به دلیل اینکه دیرش شده و از سرویس جا مونده سریع لباس میپوشه هر چی روی میزش هست میریزه توی کیفش ، بدون صبحانه میزنه بیرون .

یادش میفته راه خیلی طولانیه دست میکنه توی کیفش تا کلید در بیاره ، بره بالا و زنگ بزنه آژانس ، اما هر چی میگرده پیداش نمیکنه . بعد از خالی کردن کل کیفش روی زمین بالاخره پیدا میشه . میره بالا زنگ میزنه آژانس . ساعت 7.30 تازه آژانس میرسه . کلی توی ترافیک گیر میکنن و اینا . آخر سر ساعت 8.20 میرسه مدرسه .

داره یواشکی رد میشه که بره سر کلاس که مدیر میبینتش . بعد از ثبت مورد انضباطی براش با 50 دقیقه تاخیر ، بالاخره ولش میکنن بره سر کلاس .
ساعت 8.30 که میره سر کلاس معلم بر میگرده میگه : فلانی ! تا حالا کجا بودی ؟ حالا که دیر اومدی بیا پایین کلاس میخوام ازت درس بپرسم . بیچاره وسایلاش رو میزاره روی میزش میره پایین کلاس که معلم ازش درس بپرسه ؛ که یکدفعه همه میزنن زیر خنده . کفش هاشو تا به تا پوشه . یه لنکه مشکی یه لنگه قهوه ای .

معلم ازش درس میپرسه . اون هم یکی در میون و نصفه نیمه جواب میده . بزور از پرسش 13 میگیره . میره سر جاش میشینه . زنگ رو با هر بد بختی ای به پایان میرسونه .

زنگ بعد ، وقتی معلم میاد سر کلاس یکدفعه میگه : برگه در بیارید . میخوام تست بگیرم .
چون هیچی از درس بلد نبوده فقط 2 تا سوال رو اون هم نصفه جواب میده . با کلی بد بختی این زنگ هم میگذره .

زنگ بعد ورزش داشتند . میرن ورزشگاه ، بعد از عوض کردن لباس و اینا معلمه میگه چون هفته ی دیگه امتحاناتون شروع میشه این جلسه امتحاناتون رو میگیرم ازتون . دراز نشست به زور 25 تا میزنه . دوی 540 متر هم توی 3 دقیقه و 10 ثانیه میره . خلاصه کلی گند میزنه .

بر میگردن به مدرسه . وقتی زنگ میخوره با سرویسش میره خونه . میره دوش میگیره بیاد ناهار بخوره . توی حموم صابون میره زیر پاش با کله میخوره زمین . وقتی میاد بیرون میبینه ناهارشون سوخته . به تخم مرغ رو میاره .

بعد از ظهر کلاس زبان داره . وقتی میره میبینه کوییز دارن و این خبر نداشته . ساعت 8 بر میگرده خونه . میخواد درس هاشو بنویسه اما هرچی میگرده دفترش رو پیدا نمیکنه . بالاخره از توی یخچال پیداش میکنه . تا ساعت 11 درس میخونه بعد میره میگیره میخوابه .

صبح فردا دوباره ، روز از نو ، روزی از نو !

2.
من به تفکیک مقطع ننوشتم . کلی نوشتم .

ریاضی ماگلی : در این درس با مباحث ریاضی از جمله فیثاغورث ، سینوس ، کسینوس و.... آشنا می شوند .

ادبیات : در این درس با شعر ، انواع آرایه های ادبی ، مشاهیر جهان در زمینه ادبیات و .... آشنا می شوند .

زبان : مباحث زبان انگلیسی را یاد می گیرند .

اجتماعی : درسی بس مضخرف که کلا به همه چی غیر از اجتماع مربوط می شود و در آینده در هیچ کجا به خصوص اجتماع کاربرد ندارد !

زبان ++c (دانشگاه!) : این درس در رشته کامپیوتر تدریس می شود و برنامه نویسی به این زبان کامپیوتری را یاد میگیرند .

3.
در زمان های قدیم استفاده از ترکه و فلک کردن دانش آموزان باب بوده ولی امروزه این روش منسوخ شده و روش های جدید تری به جای آمده است .
از جمله :
1. ثبت در دفتر انضباطی
2. اخراج از کلاس
3. کم کردن نمره از امتحان
4. انداختن یک ترم
5. و حتی اخراج موقت از مدرسه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Only Raven

هر کسی به اصل خود باز می‌گردد...
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: دوشنبه 24 بهمن 1390 16:18
نمایش جزئیات
آفلاین
تدریس جلسه ی سوم ماگل شناسی

جلسه ی سوم بود و دیگه برای همه هم کلاس عادی شده بود و هم استاد و هم درس و هم حتی مشنگا!

کلاس ساعت ده و ده دقیقه ی صبح شروع شده بود و با این حال دانش آموزان خواب آلود بودند و هر کدام یا سرشان روی میز ها بود یا نشسته در حال چرت زدن بودند.

- اهههههم

صدای بالا مربوط به حنجره ی لونا بود در جهت متوجه کردن حواس ها به خودش!

- فصل سه صفحه ی 100 رو جلوی خودتون باز کنید و بدون اینکه به صفحه نگاه کنید به من توجه کنید!

صدای ورق خوردن های کتاب نسبتا قطور ماگل شناسی به گوش میخورد و بعد از دقایقی مقابل همه صفحه ی 100 کتاب باز بود.

- درس سوم ماگل شناسی درباره ی شیوه ی درس خوندن مشنگ هاست!

این موضوع کمی تا قسمتی برای دانش آموزان جالب به نظر میرسید به همین دلیل تصمیم گرفتند امر مفید و جالب خوابیدن را به وقت دیگری موکول کنند و دست به چانه به استادشان نگاه کردند.

- دانش آموزان مشنگی هم مثل شماها در محلی به اسم مدرسه درس میخونن! مقطع های مختلفی رو میگذرونن و مدرکشون رو میگیرن و یا کار میکنن یا کهنه ی بچه میشورن!

اولین مقطع " دبستان" هست و دومین مقطع "راهنمایی" و سومین مقطع "دبیرستان" هست! هر کدوم از این مقطع ها هم تقسیم میشن به چند زیر مجموعه که من حوصله ندارم بیشتر از این توضیح بدم چون تو کتاب ذکر شده! بعد از مقطع دبیرستان اونا وارد دانشگاه میشن که بستگی به رشته شون سال هایی رو که باید بگذرونن فرق میکنه.

همونطور که میدونین درس هایی که شما میخونین کاملا با درس هایی که اونا میخونن فرق میکنه!

کلا بهتون پیشنهاد میکنم اصلا به سمت مدرسه های مشنگی نرین چون تنبیه هایی هم که براشون در نظر گرفته میشه خیلی زجر کشانه ست!

درس امروزتون بیشتر حالت تحقیقی داره و من زیاد لازم نیست توضیح بدم! پس بهتر کلاسو تموم کنیم!

تکالیف:

1- یه دانش آموز مشنگی رو در نظر بگیرید! گرفتید؟ حالا یه روز طاقت فرسای مشنگی در مدرسه رو براش بنویسید! (20 نمره)

2- پنج تا از کتابای مشنگ ها در هر مقطعی که دوست دارید رو بنویسید و درباره ی هر کدوم توضیح بدید ( 5 نمره)

3- سه نمونه از تنبیهاتی که یه استاد مشنگی برای دانش آموزش در نظر میگیره رو بنویسید ( 5 نمره)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لونا لاوگود در 1390/11/24 16:19:55
Only Raven !


تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: دوشنبه 24 بهمن 1390 16:13
نمایش جزئیات
آفلاین
نمرات جلسه ی دوم ماگل شناسی

گریفندور:

آماتا: 7 + 10 + 13 = 30

توضیحات: حرف دل ِ منو زدی درمورد سوال 1 باید بگم مشنگای کمی میدونن چرا به تخته سبز(!) میگن تخته سیاه! و این خیلی عجیبه!

نقل قول:
شرمنده استاد اینجا کلاس ماگل شناسیه دیگه!؟؟ آخه دیگه نوشتن بیوگرافی یه جادوگر اصیل مثل حکیم ممد گیلبرت بیک(!) که معرف همه ی جادوگرا و بعضا ماگلا هست چه ضرورتی داره !؟؟ ygrin:


شما تا حالا با استادای مشنگ (واقعی هاشون که واقعا مشنگن) سر و کار نداشتین؟ اونا همیشه دقیقا بیوگرافی که واسه شاعرای کتابی به اسم ادبیاتشون هست رو هم به دانش آموزا تو امتحاناشون میدن با اینکه همه میدونن فردوسی کیه! من سعی کردم یه استاد میگل شناسی واقعی باشم، به شیوه ی خود مشنگا!

خیلی زیبا جادار مطمئن بود! مگه من نگفتم در حد یک خط در مورد اون ستاره های مشنگا؟ سرپیچی از حرف استاد؟ دفعه ی دیگه حتما کم میشه از نمره!


جینی ویزلی: 7 + 10 + 13 = 30

توضیحات: سوال یکت منو به شدت یاد درس زمین شناسی مشنگا انداخت!

لی لی لونا پارتر: 7 + 10 + 13 = 30

تعداد شرکت کنندگان: 3 نفر

جمع نمرات گریفندور: 31


راونکلاو

لینی وارنر: 7 + 10 +13 = 30

توضیحات: به خاطر ذکر کردن "مستر بین" و "خرس گرامیش " نزد من مقام خودشیرین ِ کلاس رو کسب کردی!

آندرومدا بلک: 7 + 10 + 13 = 30

توضیحات: سرطان یه مریضی خیلی شایع بین ماگل ها هست که خودشون میگن به دلایل خیلی زیادی ممکنه به این مریضی مبتلا بشن ولی پزشکان جادوگر تازگی ها کشف کردند که ماگل ها به دلیل اصیل نبودنشون دچار این بیماری میشن و سال ها هزاران نفر به دلیل این بیماری جونشونو از دست میدن و این باعث از بین رفتن نسل ماگلا میشه!! برای توضیحات بیشتر به دفترتون میام!

تعداد شرکت کنندگان : 2 نفر

جمع نمرات راونکلاو: 30

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لونا لاوگود در 1390/11/24 16:15:56
ویرایش شده توسط لونا لاوگود در 1390/11/24 16:16:41
ویرایش شده توسط لونا لاوگود در 1390/11/24 18:47:07
Only Raven !


تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: یکشنبه 23 بهمن 1390 22:01
نمایش جزئیات
آفلاین
1. اون وسیله ای که لونا باهاش شروع به نوشتن کرد چه بود؟ توضیح مختصری از اون رو بنویسید.( 7 نمره)

اون وسیله چیزی جز گچ نمیتونه باشه . در مدارسی که از تابلو سیاه (سبز!!) استفاده میکنند از این وسیله استفاده میشه . بعد از استفاده دونه های کوچکی کل لباست رو میپوشونه . دانشمند های ماگل میگن واسه ریه(؟!؟!!!) خیلی بده و ممکنه باعث سرطان (استاد ! بعدا یه توضیحی در این باره بدید . من منظورشون رو از این واژه متوجه نشدم ! صورت فلکی خرچنگ رو میگن ؟!!؟!!؟) بشه . البته الان از تابلو های سفید رنگی استفاده میشه که با چیزی به نام ماجیک(!!!!) روش می نویسند . بیچاره ها ماگل اند دیگه ! کار دیگه ای نمیتونن بکنند که!!


2. نام پنج نفر از افتخار آفرینان مشنگ ها رو نام ببرید، حتما لازم نیست دانشمند باشن و چیزی اختراع کرده باشن، میتونن در زمینه های هنری و ورزشی یا هر چیز دیگه ای هم باشند.(10 نمره)

فردریش موهس : یه جدولی تنظیم کرده که 10 تا کانی رو به ترتیب سختی توی اون چیده . ولی اگه تالک دارای سختی 1 باشه الماس دارای سختی 42 ه که اون(فردریش) سختیِ 10 (بالاترین سختی ) رو بهش داده . بیخود نیست که بهشون میگن مشنگ که !

تیخو برائه : ستاره شناس معروف دانمارکی. ستاره تیخو به نام ایشون نام گذاری شده .

یوهانس کپلر : ستاره شناس معروف . کاشف قوانین حرکت سیارات (1571-1630 م)

ابرخس : افتخار طبقه بندی قدر ظاهری به او داده می شود . (قرن دوم ق.م - جزیره رودس )

استیون هاوکینگ : فیزیکدان معروف معاصر . از 23 سالگی روی ویلچر نشسته و پزشک های مشنگ اون موقع میگفتن که 4-5 سال دیگه زنده نمیمونه ولی چند وقت پیش تولد 70 ساگیش رو گرفت ! مشنگن دیگه ! چیکارشون داری !!!


3. اسم اون جادوگری که به ادیسون کمک کرد رو نام ببرید و بیوگرافی کوتاهی ازش بنویسید. (13 نمره)

آلفا - قنطورس .... ام ...! چیزه ! یه لحظه با کلاس خودم اشتباه گرفتم !!!
کیگانوس بلک (با پدرم اشتباه گرفته نشه ها !)؛ یکی از 5 فرزند فینیاس نیگولاس بلک (پدر جد گرام !) عموی پدر بزرگم !!! وی 3 فرزند به نام های پولوکس ، دوریا و کاسیوپیه (اسامی نجومی !) داشته . چون خواهان پیشرفت ماگل ها بود از طریق یکی از دوستانش با ادیسون آشنا شد و به او کمک کرد . البته بدون اطلاع خانواده . این اطلاعاتی هم که الان در دسترس هست بعد از پیدا شدن دفترچه خاطراتش به دست اومده .
به هر جا بنگری ؛ نشانی از خانواده بلک می یابی !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آندرومدا بلک در 1390/11/24 15:40:46
Only Raven

هر کسی به اصل خود باز می‌گردد...
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: جمعه 21 بهمن 1390 10:53
نمایش جزئیات
آفلاین
اون وسیله ای که لونا باهاش شروع به نوشتن کرد چه بود؟ توضیح مختصری از اون رو بنویسید! ( جواباتون قابل قبول باشه و حتما توضیح بدید درباره ش) ( 7 نمره)

اون چیز ماگلی یک گچ تخته بود از اون برای نوشتن روی تخته سیاه استفاده میشه وبه این صورت به این صورت استخراج و به بازار عرضه می شودکه ابتدا سنگ گچ رو از کوه ها استخراج می کنن وبه دپوی کارخانه انتقال میدن تا در انجا ناخالصی های سنگ گچ را از ان جدا کنن وگچ خام رو اماده پختن می کنن سپس مواد خام روبه به کوره ای بادرجه 150 درجه سانتیگراد انتقال میدن تا گچ ها بپزن وبعدانها رو ازکوره خارج می کنن تا به دونه بندی مناسب برسن سپس اونها رو دقالب میریزن وبه شکل استوانه مانند با رنگ های مختلف به بازار عرضه می کنند

2. نام پنج نفر از افتخار آفرینان مشنگ ها رو نام ببرید، حتما لازم نیست دانشمند باشن و چیزی اختراع کرده باشن، میتونن در زمینه های هنری و ورزشی یا هر چیز دیگه ای هم باشند. در حد "یک خط" در مورد هرکدوم توضیح بدید.(10 نمره)


الکساندر گراهام بل:مخترع تلفن که معلم دانش اموزان ناشنوا بوده
گالیلئو گالیله :مخترع تلسکوپ ریاضیدان.منجم ونصف بیشتر شهرت وی بخاطر نظریه کوپرنیک بود
جیمز وات:مخترع ماشین بخار وپدر انقلاب صنعتی وی در اسکاتنلد به دنیا امد وازهمان دوران کودکی متوجه این شد که بخار می تواند اجسام رو تکان دهد واین به اختراع او کمک بسیاری کرد
رابرت یولیوس اپنهایمر:مخترع بمب اتم ویابهتر بگم پدر بمب اتماوپنهایمر، سال ۱۹۰۴ در یک خانواده یهودی-آلمانی مهاجر در نیویورک-آمریکا به دنیا آمد. پدرش یک صادر کننده ثروتمند، لباس بود.
الفرد برنارد نوبل: مخترع دینامیت و موسس جایزهٔ نوبل

3. اسم اون جادوگری که به ادیسون کمک کرد رو نام ببرید و بیوگرافی کوتاهی ازش بنویسید. (13 نمره)
نام ونام خانوادگی:جان دی
دکتر جان دی جادوگر محبوب دربار ملکه ویکتوریا بود عده ای معتقد هستند که دی وفلامل هردو باهم راز زندگی جاودان رو کشف کردند دی متولد انگلستان بود و در سال 1865.با ادیسون اشنا شد و در تحقیقاتش ادیسون رو راهنمایی کرد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دانش بهترین هدیه است وشجاعت بهتر
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: پنجشنبه 20 بهمن 1390 13:16
نمایش جزئیات
آفلاین
1.
جونم براتون بگه اون چیز ماگلی گچ می باشد که حاصل فشرده شدن پودر گچ و خاک رس می باشد که با توجه به مقدار سختی یا نرمی ، مقدار استفاده از خاک رس متفاوت می باشد که در کارخانه های ماگلی تحت فشار و گرما فشرده شده و در رنگهای متنوع تولید می شود . به تازگی گچ های روغنی نیز به بازار آمده که دارای روکش می باشند و بسیار مقاوم بوده و فاقد ذرات گرد و غبار می باشد که تا حدودی از ایجاد حساسیت پوستی و تنفسی جلوگیری می کنه ! که به دلیل گران بودن به صرفه نیس و خریداری نمی شوند ! ( برای مدارس ماگلی ) ماگلها میگن : اگه جونمون بره بهتر از اینه که مالمون از بین بره !!


2.
محمد اصفهانی : یه خواننده ماگلی می باشد که دکتر نیز می باشد ولی ما نفهمیدیم دکترای خوانندگی دارند یا دکترای ...
بتهوون : موسیقیدان برجسته ی ماگلی که سمفونی هایش بسیار مشهور می باشد چه میان ماگل ها و چه جادوگران
چارلی چاپرین : بازیگر کمدی بی کلام که همیشه خود را دلقک مردم معرفی می کرد . چه تواضعی ...
ابو علی سینا : پزشک معروف ماگلی که به خاطر توانایی بسیار بالایش در مدرسه هاگوارتز مدتی به تدریس مشغول بود و کتاب قانون ایشان بسیار در بین جادوگران محبوب است و هنوز هم در هاگوارتز تدریس می شود .
مارکوپلو : دریانورد و کاشف بسیاری از سرزمینها و جزایر مثل آمریکا ( به قولی )

3.
نام : ویلیام کندی لاری دیکسون
سن : 50 سال
عضو گروه الف دال
شغل : استاد هاگوارتز
جانور نما : گربه وحشی
سپر مدافع : بوفالوی شاخدار

ایشان به در خواست ادیسون از مدرسه هاگوارتز به آمریکا رفت تا به ادیسون در ساخت اختراعات ایشان توسط طلسم و جادو کمک کند .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جینی ویزلی در 1390/11/21 13:11:05
در اندرون دل خسته من ندانم کیست
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست...

در زندگی مثل زودپز باش...هر وقت جوش آوردی در کمال آرامش سوت بزن!
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: سه‌شنبه 18 بهمن 1390 21:08
نمایش جزئیات
آفلاین

1. اون وسیله ای که لونا باهاش شروع به نوشتن کرد چه بود؟ توضیح مختصری از اون رو بنویسید! ( جواباتون قابل قبول باشه و حتما توضیح بدید درباره ش) ( 7 نمره)

این وسیله ی مزخرف و به درد نخور و آزار دهنده در حقیقت یک نوع ابزاری هست که طفلی مشنگا ازش استفاده میکنن برای نوشتن مطالب روی دیواری که رنگش کردن و بهش میگن تخته سیاه! منتها این تخته سیاه اغلب سبزه و علت نامگذاریش رو باید از اولین مشنگی که ازش استفاده کرد بپرسیم!(ظاهرا اون مشنگ محترم کوررنگ تشریف داشته! )
هرساله خیلی از ماگلا به خاطر استفاده زیاد از این ابزار مبتلا به یه بیماری خیلی وحشتناک میشن به نام سرطان که انواع مختلفی داره! اون نوعی که مسببش استفاده ازین ابزار به درد نخوره میتونه سرطان ریه باشه یا پوست!
این ابزار که مشنگا اسم بی معنی گچ رو روش گذاشتن توی رنگای مختلفی ساخته شده تا مطالب نوشته شده باهاش تو مخ نه چندان پوک و نه چندان پر ماگلا کاملا تثبیت بشه و درصد یادگیری بره بالا!

2. نام پنج نفر از افتخار آفرینان مشنگ ها رو نام ببرید، حتما لازم نیست دانشمند باشن و چیزی اختراع کرده باشن، میتونن در زمینه های هنری و ورزشی یا هر چیز دیگه ای هم باشند. در حد "یک خط" در مورد هرکدوم توضیح بدید.(10 نمره)

رستم: قهرمان افسانه ای شاهنامه! شاهنامه کتابیه نوشته ی ابوالقاسم فردوسی و ماگل های پارسی زبان خیلی به این کتاب و شاعر فارسی زبانش افتخار میکنن. البته میگن که رستم افسانه نیست و در زمان های خیلی خیلی دور پیش(!) وجود داشته! ولی حالا نه به این شدتی که فردوسی گفته!
کوروش هخامنش: یکی از پادشاها و تقریبا تنها پادشاه واقعی در زمان خودش بوده که میگن نصف بیشتر دنیا تو دستش بوده! اما اشتباه میگن! چون مشنگن و ما جادوگرا میدونیم که مشنگا کلا نصف کمتر دنیا هم نمیشن!! اگه بشن پس ما جادوگرای شریف این وسط نقش گوسپندان دنیا رو بازی میکنیم یا خرمگس هایی در معرکه!؟؟؟ از عدل و بیداد .. ببخشید! داد (!) این پادشاه تو کتابای تاریخ مشنگی حسابی صحبت شده و کلی خلاصه هندونه گذاشتن زیر بغل مادر گرامی این کوروش خان کبیر!
قهرمانی!!: نام خانوادگی یه معلم فیزیک ماگل که در بدترین و سخت ترین شرایط هم تدرییسش رو ترک نکرد و بااین که تورشته ی فیزیک هسته ای دانشگاه مشنگی امیرکبیر تحصیل میکنه باز هم عشق شدیدی به علم آموزی میورزه که اینطور که من فهمیدم این عشق زیادی از پول وارد قلب مشنگا میشه! این استاد جوانمرد در مرز ترور شدن قرار داره اما بازهم دست از سر سفر کردن به خارج از کشور برنمیداره بلکه کمی هوا به مخش بخوره و بتونه دانش آموزای علامه تری تربیت بکنه!! البته باید بگم که خیر سرش قبل از اینکه مزار مطهرش رو مفقود کنه به شهر مشنگی دبی قرار گذاشته با دانش آموزاش، که درسشو زودتر از موعد تموم کنه تا یه وخ دانش آموزاش عقب نمونن و افت نکنن! غافل ازینکه دانش آموزان مشنگ مشنگ تر از اونن که در نبود معلم درس بخونن و از سوالاشون رفع اشکال بشه!
نیوتون: این شخصیت شخصیتی است که گفته میشه که قانون جاذبه زمین رو در اثر اصابت سیب به سر مبارکش کشف کرد! گویا این شخصیت بزرگ قبلا متوجه نشده که روی زمین راه میره و نه تو هوا!! البته باز هم بر سر کارهایی که این شخصیت کرده دعواس! یعنی یه عده مشنگ ساکن پارسستان با مشنگ های ساکن غربستان(!) درگیری دارن که آقا این جاذبه رو اولین بار یکی از دانشمندای اونا که نمیدونم زکریای رازی نام داره یا ابوریحانی درونی یا بیرونی، کشف کرده! گویا کسی به اطلاع این دسته از عزیزان ماگل نرسونده که اولین بار جادوگری به نام آماتا ( ) این جاذبه رو اختراع .. یعنی همون کشف (!) کرده!
داروین: داروین یه زیست شناس انگلیسی بوده که نظریه ی تکامل و انتخاب طبیعی رو ارائه کرده و مشنگای زیادی رو با این نظریه اش مسحور کرده! این زیست شناس با نظریه اش اینطور ثابت کرده نسل بشر بسیار بسیار پست تر از اون چیزیه که فکر میکنن و این بشر بوگندو از نواده های اورانگوتانه!!
البته قابل ذکره که هنوز هیچ ماگلی نتونسته که نظریه ای رو برای رد کردن این نظریه ارائه بده و فقط تونستن این نظریه ی خیلی خیلی کامل و تکاملی رو (!!!) اصلاح و کامل تر کنن!! مثلا این که اورانگوتان هم از نواده های آرمادیلوئه احیانا!!!


3. اسم اون جادوگری که به ادیسون کمک کرد رو نام ببرید و بیوگرافی کوتاهی ازش بنویسید. (13 نمره)

قبل از پاسخ به این سوال باید موردی رو از شما استاد گرامی با نهایت احترام بپرسم!: شرمنده استاد اینجا کلاس ماگل شناسیه دیگه!؟؟ آخه دیگه نوشتن بیوگرافی یه جادوگر اصیل مثل حکیم ممد گیلبرت بیک(!) که معرف همه ی جادوگرا و بعضا ماگلا هست چه ضرورتی داره !؟؟ ygrin:

استاد بزرگ! جادوگر فرزانه! روشنایی بخش و نور زمین در آسمان! حکیم پرفسور ممد گیلبرت بیک جادوگری بود بسیار بخشنده! بسیار مهربان و رئوف!
پدرش لوری گیلبرت بیک اورا تا 7 سالگی شیر خوراند! چرا که این پرفسور فرزانه حین به دنیا آمدن و جان گرفتن ، جان مادرش را گرفت! و پدرش را مجبور کرد تا اژدهاهای هفت سر و دم آتشین رومانیایی را به شیر دادن وادارد و شیر آنها را برای ممدی کوچولو بیاورد!
ممد از 8 سالگی شروع به راه رفتن کرد و در 10 سالگی مسلط به اجرای بیش از شانصد نوع جادوی سیاه بود! او در سن 11 سالگی مقام ماگل کش سال را از کنگره ی مبارزه با ماگل های مشنگ کسب کرد و در سن 13 سالگی بود که عاشق دختری مشنگ شد! اما آه و واویلا بر این روزگار دهشتناک که بر استاد ممد گیلبرت بیک بسیار سخت گذشت! دختر مشنگ همسری مشنگ تر از خود و پسری بسیار مشنگ تر داشت به نام ادیسون! از مشنگی این پسر بس که پدری چون شوهر دختر مشنگ داشت و بدتر از ان! همین بس که مادر مشنگش معشوقه ی پسرک جادوگر 13 ساله ای بود!
استاد ممد بیک در راستای انتقام گرفتن از معشوقه اش از در دوستی با پسرش، ادیسون وارد شد. اما حیف که آن در سه قفله بود و ممد مجبور شد از پنجره ی دوستی وارد ماجرا شود!
ممد معروف ما برای اینکه هرچه سریعتر و دردناک تر ادیسون را از صفحه ی روزگار محو کند در گوش او یاسین خواند و خواند و خواند که بیاید و چیزی بنام پدیده ی برق (!) اختراع کند! ادیسون هم نهایتا این کار را کرد و مشهور شد!
ممد بیک که دید نقشه اش نتیجه ای معکوس آن چه انتظار داشت را داد در سن 14 سالگی اقدام به خودکشی کرد و نهایتا در سن 15 سالگی دار فانی را بدرود گفت!
مرلین از گناهان این دانشمند رعنا بگذرد و اورا با آلبوس دامبلدور محشور گرداند!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
What if you were feeling something you are not able to talk about or you are not allowed to think about ??