- کسایی که ارباب رو میشناختن؟ خوب بذار بگم... دامبلدور و مرگخواران یعنی خود ما! خودمون که هیچی، میخواین برین از دامبلدور راجع به گذشته ارباب بپرسین؟
روفوس در حالی که سعی میکنه محتوای جمجمشو دوباره مرتب کنه و سر جاش بذاره وارد بحث میشه.
- چیزیی که دامبلدور میدونه بیشتر مربوط به دوران تحصیل ارباب میشه، فعلا دوران کودکی رو باید بنویسیم...
لودو حرف روفوس رو قطع میکنه و با حالت هوشمندانه یی میگه:
- یعنی پرورشگاه!
- منم همینو میخواستم بگم!
بلا در حالی که سعی میکنه چوبدستی رو این بار تو حلق لودو فرو کنه میگه:
-مای لرد هیچ وقت تو پرورشگاه بزرگ نشده
! اون در خانه اصیل و باستانی گانت ها...ریگولوس بی توجه به بلا حرفشو قطع میکنه و رو به بقیه میکنه.
- خوب پس یه قدم جلو رفتیم، چند نفرمون باید برن همون پرورشگاهی که ارباب بزرگ شده و اطلاعات بگیرن، ممکنه هنوز کسی باشه که ارباب رو بشناسه، باید شانسمون رو امتحان کنیم! کی داوطلب میشه بره؟
مرگخواران:
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج








سعی میکرد خونسردی خودشو حفظ کنه.
در میاد ولی با دیدن قیافه ماری که داره درد می کشه تصمیم می گیرن هیچ اعتراضی نکنن!
