لودو:منو ببخشید ارباب.باز چه جسارتی کردم.اصلا من غلط کردم وزیر شدم.بفرمایید این کلاه من مال شما.
لرد که هنوز عصبانی به نظر میرسید فریاد زد:کلاهت مال خودت.وزارت به چه درد من میخوره؟من رئیس جمهورم.مقامم از تو بالاتره.مگه نگفته بودم ریاست جمهوری من باید مخفی بمونه؟الان ملت میان سراغم هرکدوم هم یه خواسته ای دارن.

لودو که هنوز چند ستاره دور سرش میچرخیدند کمی به لرد نزدیکتر شد و گفت:ارباب لازم نیست شما رئیس جمهور مردمی باشین.میتونین مقل من دیکتاتور باشین.حرف حرف خودتون باشه.به کسی هم ربطی نداشته باشه.بزنین تو سر همه.قانونم که نداریم.اینجا کی جرات میکنه شما رو عزل کنه؟
لرد کمی آرامتر شد.روی صندلی ریاست جمهوریش که یک وجب بلند تر از صندلی وزارت لودو بود نشست و کلاه ریاست جمهوری را که به مراتب بزرگتر و زیباتر از کلاه لودو بود بر سر گذاشت.بلاجلو دوید.
بلا:چقدر جذاب شدین ارباب.با این ابهت فکر نمیکنم کسی جرات کنه سرشو جلوی شما بلند کنه.چه برسه به مخالفت.

لرد سری به نشانه موافقت تکان داد و به مرگخوارانش گفت:
رئیس جمهورتون بهتون دستور میده برین سر کار.اگه کسی هنوز بیکاره بیاد خودم براش شغل مناسب پیشنهاد کنم.یادتون نره شب برمیگردین همینجا و گزارش کاراتونو به ارباب میدین.تو کجا داری میری لودو؟تو بمون و پاهای ارباب رو ماساژ بده.امروز خیلی خسته شدم.

نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج




چیزه من داشتم میگفتم باید برای این دوستت یه شغل مناسب پیدا کنم :worry: منشی وزیر چطوره دوشیزه دلاکور؟
باید در دورترین نقطه به دفتر خودت یه شغل بهش بدی یه شغلم تو دفتر خودت به من بدی که همیشه چشم بهت باشه دست از پا خطا نکنی 



فیس... فییییییسسس! ( ترجمه: پرنسس ارباب... واقعا تو خونه حوصلت سر میره و خسته میشی؟ جدا کردن استخونی ایوان، مار و پله با آنتونین، نمایش سیرکی که لودو و روفوس واست انجام میدن هیچ کدوم سرگرمت نمیکنه؟
