جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

37 کاربر(ها) آنلاین هستند (22 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
35
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
آلبوس دامبلدور تراپیست می‌شود!

آلبوس دامبلدور تراپیست می‌شود!

آکی سوگیاما 1405/04/05 20:10  39 خواندن  بدون نظر 
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  117 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  187 خواندن  1 نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  306 خواندن  2 نظر(ها) 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  290 خواندن  1 نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  369 خواندن  7 نظر(ها) 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 14 خرداد 1392 10:48
نمایش جزئیات
آفلاین
درود بر سرور بزرگوارم
ارباب... امیدوارم جسارت این مرگخوار حقیرو ندیده بگیرید که با وجود اگاهی از مشغله های متعدد شما مزاحم شد تا بر سرش منت گذاشته و این پست رو براش نقد بفرمایید. با سپاس فراوان.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: دوشنبه 13 خرداد 1392 15:52
نمایش جزئیات
آفلاین
اربابا!!!لردسیاها!!!ای سیاهترین سیاهان!!!ای...
میشه لطفا این پستو نقد کنین؟!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
به یاد اما دابز!

I'm bad.And that's good
I'll never be good.And that's not bad


تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: جمعه 10 خرداد 1392 00:13
نمایش جزئیات
آفلاین
فلور چرخشی!از این طرفا!

بررسی پست شماره 394 خانه ریدل، فلور دلاکور:


نقل قول:
نارسیسا به سرعت یقه مشنگی را گرفت و گفت:یا یکیو برای تعمیر خونه معرفی می کنی یا می کشمت!

شروع پستتون کمی ناگهانی بود.پست قبلی در محفل تموم شده.شما یا باید از محفل ادامه میدادین، یا مکانتون رو مشخص میکردین.بدون انجام این کار رشته ارتباطی پست شما با پست قبلی قطع میشه.خواننده با شروع پستتون کمی گیج میشه که مرگخوارا کجا بودن؟مشنگه کیه و از کجا پیداش شده.
این دیالوگ و رفتار بیشتر برای بلاتریکس مناسب بود.گرچه همه مرگخوارا میتونن چنین رفتاری داشته باشن.ولی خواننده رو یاد بلاتریکس میندازه.نارسیسا کمی خانمانه تر و ظریف تر رفتار میکنه.حتی اگه بلاتریکس در صحنه حضور نداشته باشه از مرگخوار دیگه ای میشه استفاده کرد.


نقل قول:

نارسیسا به تابلوی بالای سر ایوان(که مشغول سر و کله زدن با توله سگی بود)چشم دوخت و پرسید:زنگ بزنم؟!

سرو کله زدن ایوان با توله سگ نکته خیلی خوبی بود.به نظر من بهتر بود همونجا تمومش نمیکردین و بیشتر از این سوژه استفاده میکردین.مثلا در طول پست گهگاهی به وضعیت توله سگ و ایوان اشاره میشد.با وجود این، سوژه خوبی به نفر بعدی دادین که میتونه ازش استفاده کنه.


نقل قول:
نارسیسا بی توجه به مشنگ فریاد زد:ایوان!یه زنگ برای من پیدا کن!

خیلی خوب بود.در آوردن یک نکته طنز از اون موقعیت و جمله کوتاه کار ساده ای نبود.شما در این مورد بسیار نکته سنج هستین.


نقل قول:
بلاتریکس پس از این جمله در را باز کرد.و با وحشت با گله ای از محفلی های دستمال به دست همراه با بیل و کلنگ که در حال بالا رفتن از سر و کله ی همدیگر بودند مواجه شد.

ورود عجیب و غریب محفلی ها و عکس العمل بلاتریکس هم خیلی خوب و متناسب با شخصیتش بود.پایان پستتون خیلی خوب بود.محفلی ها وارد خانه ریدل شدن ولی مشخص نیست بلاتریکس چه برخوردی میکنه و اونا چه جوابی میدن.مجهول گذاشتن این نکته ها خواننده رو ترغیب میکنه که پست شما رو ادامه بده.


احساس کردم پستتونو کمی سانسور کردین!شاید برای اینکه کوتاهتر بشه.شایدم از ترس خسته کننده شدن.بعضی جاها به کمی توضیح بیشتر احتیاج داشت.البته هیچ نکته ای مبهم باقی نمونده.ولی شما استعداد خوبی برای خلق طنز دارین.میتونستین بیشتر ازش استفاده کنین.با وجود این به نظر من یک پست کوتاه،مرتب، بامزه و با کمی ارفاق، خوب بود.


موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 9 خرداد 1392 14:02
نمایش جزئیات
آفلاین
لردا!ای ابر قدرت!ای سیاه ترین و قدرتمند ترین جادوگر!
میشه لطفااین پستو نقد کنین؟!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بار دیگر سایتی که دوست می داشتم. :)
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 9 خرداد 1392 04:51
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسی پست شماره 393، خانه ریدل رون ویزلی:


پست کوتاه شده.این نکته مثبتیه.جایی که واقعا لازم نیست پستتو طولانی تر از این بشه بهتره به همین شکل بنویسین.


نقل قول:
بلا: خب، ایوان تو با نارسیسا و مورفین برو دنبال کسانی که بتونند خانه را تعمیر کنند. ایوان دهان به اعتراض گشود ولی با دیدن چوبدستی بلا دهنش را چفت کرد!

قسمت اول پست خوب بود.امر و نهی بلاتریکس به بقیه و ترس بقیه از مخالفت کردن.شخصیت بلاتریکس یکی از شخصیتهاییه که ظرفیت حرکات عجیب و غریب رو داره.


نقل قول:
-کروشیو نارسیسا...به من چه، خودتون باید کسیانیو برای تعمیر پیدا کنید... انقدر ناله نزن نارسیسا، من وبقیه هم دنبال خرابی های دیگه می گردیم.

کروشیو یک فحش نیست.یکی از قدرتمند ترین و ترسناک ترین طلسمهاست.منطقی نیست وقتی یکی با طرف مخالفت کرد شکنجه اش کنه.مخصوصا در برخورد بلاتریکس با خواهرش.نکته مثبتی که اینجا وجود داشت این بود که برخلاف بیشتر پستهایی که خوندم بعد از اجرای کروشیو اونو به حال خودش رها نکردین.حداقل خوبیش اینه که نارسیسا واقعا شکنجه شده.ولی به هر حال سعی کنین کم و در موقعیتهای مناسب از همچین طلسمی استفاده کنین.

نقل قول:

سه مرگخوار اپارات کردند ولی چون از قبل با هم هماهنگ نکرده بودند که کجا بروند مجبور شدند به خانه باز گردند

عالی بود.شما میتونین موقعیتهای طنز آمیز خوبی خلق کنین.از این استعدادتون بیشتر استفاده کنین.
اصولا با شکلک های متحرک وسط متن، مخصوصا این شکلک چکش مخالفم.ولی اینجا خیلی درست و بجا استفاده شده بود.


نقل قول:
مورفین به سمت اولین مشنگ رفت.
-اقا ژما کسیو برای تعمیر خونه میشناژی؟
-تتت تو ظاهر شدی
-بچه ها این فهمیده ما جادوگریم
و به راه خود ادامه دادند، که ناگهان نور سبز رنگی به مشنگ بیچاره خورد.

این فسمت کمی خام بود!شما موقعیت رو میدونین.حس و حال شخصیتهاتونو میدونین.روند داستان رو میدونین.ولی خواننده اینا رو نمیدونه.برای خواننده باید همه چیز رو توضیح داد.این قسمت کمی رو دور تند رفته بود و اون پختگی و وضوح لازم رو نداشت.علاوه بر این، برخورد مرگخوارا با یه مشنگ میتونست کمی طنز امیز تر و جالبتر باشه.


نقل قول:
مایل ها انورتر، خانه گریمولد

بین زمانها و مکانها و بقیه متن یه فاصله بذارین.خوشبختانه شما با بولد کردنش این قسمتها رو مشخص کردین.ولی بهتره قبل و بعدش فاصله هم بذارین که هم قاطی بقیه متن نشه و هم یه فرصت نفس کشیدن و استراحت چشمی به خواننده بده.


نقل قول:
دامبلدور: بچه ها همین الان سوروس به من اطلاع داد که مرگخواران دنبال کسانی برای تعمیر خانه ریدل می گردند.

وارد کردن محفل به سوژه بهترین کاری بود که شما انجام دادین.شما در واقع مسیر سوژه رو تعیین کردین و به نظر من مسیر خیلی خوبی رو انتخاب کردین.


یکی از نکته های مثبت پستهای شما پایانشونه.در بهترین قسمت پست رو تموم میکنین.هم ادامه داستان واضح و مشخصه و نفر بعدی گیج نمیشه و هم نفر بعدی در ادامه راه آزاده.


منم با شما موافقم.این پستتون بهتر از قبلی بود.

موفق باشید.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بررسی پست شماره 149 آموزشگاه مرگخواری، اما دابز:



نقل قول:
لرد با این حالت رو به بلا و ایوان کرد.

معمولا موافق کپی کردن آخر پست قبلی در پست جدید نیستم.چون خواننده چند ثانیه پیش همین جمله رو خونده و تکرارش نمیتونه براش جالب باشه.ولی استثنائا چون شما قصد داشتین همون جمله رو ادامه بدین اشکالی نداشت.


پست شما هم کمی کوتاهتر شده.اینجوری بهتره.حتی اگه میتونین از اینم کوتاهتر بنویسین.دو پست کوتاه بهتر از یه پست بلنده.


پونزده سطر اول پستتون دقیقا همون چیزی بود که ازتون خواسته بودم.شما موضوع رو به خوبی گرفتین!در پونزده سطر اول(که از نظر اندازه میتونه یه پست مستقل باشه)هیچ اتفاق خاصی نیفتاده.فقط چند تا دیالوگه.مثلا با تقویت خاطرات آنتونین و لوسیوس از نظر طنز، میتونست یک پست کوتاه خیلی خوب باشه.بدون اینکه سوژه رو دستکاری کرده باشه یا جلو برده باشه.کمی کار و توجه بیشتر میخواست.


نقل قول:
ایوان فرمی رو روی میزی دورتر از جمعیت داوطلب مرگخواری گذاشت و با اشاره ی بلا، پشت سرش وارد اتاقی در همون نزدیکی شد :worry: .

استفاده از شکلک در وسط متن، بجز موقعیتهای استثنایی جالب نیست.همینطور استفاده از شکلک در قسمتهای توصیفی.اینجوری به نظر میرسه که دارین سعی میکنین احساس خودتونو به خواننده تحمیل کنین.


نقل قول:
چه غلطی داری میکنی؟ مگه آزمون تموم شده که میگی شما رو به عنوان مرگخوار میپذیریم؟ اون کیه که جرئت میکنه منو تو هوا نگه داره؟ مرگخواری گفتن، دست راست اربابی گفتن! بزار من برم بهش نشون بدم، کاری کنم که دیگه آرزوی مرگخوار شدن رو به قبر ببره!
این قسمت خوب بود.بخشهای مشکل دار(از نظر سوژه)پست قبل رو اصلاح کردین.
بلا: چی؟ . . . (سکوت) . . . یعنی چی؟ . . .(سکوت) . . . یعنی میگی. . .(سکوت) . . . آهان!. . .(سکوت) . . . فهمیدم! بهت میگم فهمیدم! باشه..

پایان پست خیلی مهمه.در این بخشه که خواننده تصمیم میگیره پست شما رو ادامه بده یا نه.پایان شما باید واضح باشه.نباید خواننده رو گیج کنه.نباید به این فکر کنه که منظور شما چی میتونست باشه.باید آزاد باشه.مثلا اگه بعد از دیالوگ بلاتریکس، پست تموم میشد خیلی بهتر بود.الان خواننده مجبوره فکر کنه و نقشه ایوان رو و حرفهایی رو که به بلاتریکس زده حدس بزنه.این کار احتمالا براش جالب نیست.


خیلی از اشکالات پست قبلیتون اینجا دیده نمیشه.سوژه رو خوب پیش بردین.دیگه عجله ای برای رسیدن به خط پایان نداشت.شخصیتها پخته تر و باور پذیر تر بودن.


موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 9 خرداد 1392 02:28
نمایش جزئیات
آفلاین
درود ارباب!
میشه پست 149 آموزشگاه مرگخواری رو نقد کنین؟ ممنون میشم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط اما دابز در 1392/3/9 2:59:25
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: چهارشنبه 8 خرداد 1392 10:28
نمایش جزئیات
آفلاین
با سلامی دیگر
لطفا شماره393را نقد کنید
فکر کنم از قبلی ها بهتر باشه.
ممنون

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شیفته یا تشنه؟

مسئله این است!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: چهارشنبه 8 خرداد 1392 01:29
نمایش جزئیات
آفلاین
کاش صبر میکردین درخواست قبلیتونو انجام میدادم.
الان اگه اونو نقد کنم، نقد این یکی کمی بی معنی میشه.اونم نمیتونم بی خیال بشم و بیام سراغ این.

هر دو رو نقد میکنم.ولی از این به بعد بهتره یه درخواست نقد بدین.وقتی اون پست نقد شد با توجه به اون نقد به فعالیتتون ادامه بدین و اگه بازم تمایل داشتین درخواست نقد بدین.(توجه داشته باشین که پست دوم حتما باید بعد از نقد اول و با توجه به اون زده شده باشه).

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بررسی پست شماره 148 آموزشگاه مرگخواری ، رون ویزلی:


طبق معیارهای من پستتون طولانیه.اعضای سایت معمولا جذب پستهای کوتاه میشن.مگه اینکه پست نویسنده خاص و تثبیت شده ای داشته باشه.البته اینکه یکی بهتون بگه پستتون کوتاهه و یکی بگه طولانیه شما رو گیج نکنه.معیار مشخصی وجود نداره.هر نقد کننده ای طبق سلیقه خودش نقد میکنه.برای من یه پست نرمال حدود 15 تا 20 سطره.ولی این مقدار هم ممکنه کم و زیاد بشه.خودمم پستهای خیلی طولانی تر از این زدم.چون گاهی لازمه تغییری در سوژه ایجاد کنیم.یا مثلا پستهای شروع سوژه معمولا طولانی میشن.


قسمت اول پست خوب بود.دیالوگهای بلاتریکس و ایوان و ترس نامحسوس ایوان از بلاتریکس.حالت عصبانی و جنون آمیز بلاتریکس.اگه بقیه شخصیتها رو هم به همین خوبی بشناسین و بتونین موقعیتها و ویژگیهای شخصیتهای سایت رو با کتاب تلفیق کنین نتیجه کار خیلی خوب از آب در میاد.


نقل قول:
و لرد بدون هیچ ناله ای سر جایش ایستاده بود و به مناظر نگاه می کرد

اینکه لرد قبول کرد شکنجه بشه قابل قبول بود.چون میخواست مراحل بعدی رو هم ببینه.ولی اینکه بع از خوردن کروشیو مناظر رو تماشا کنه اغراق آمیز بود.لردم به هر حال یه جادوگره و در مقابل کروشیو مصونیت نداره.همینطور در مقابل طلسم فرمان.


دو مرحله اول تقریبا غیر ممکن بودن.مرحله سوم خیلی خوب و منطقی و قابل قبول بود.البته دو مرحله قبلی رو با توجه به سوژه میشه قبول کرد.میشه گفت به همین دلیل بود که کسی تایید نمیشد.ولی عکس العملهای لرد هم باید با طلسمها متناسب میشد.



نقل قول:
ایوان باری دیگر : خب معلومات شما کم است ولی من شمارا به عنوان یک مرگخوار می پذیرم و از هفته اینده به شما درس می دهم. دیگر : خب معلومات شما کم است ولی من شمارا به عنوان یک مرگخوار می پذیرم و از هفته اینده به شما درس می دهم.

سوژه این بود که لرد بفهمه چرا مرگخوارا تایید نمیشن.شما در یک پست این موضوع رو حل کردین و لرد رو هم به عنوان مرگخوار پذیرفتین.یه جورایی کل سوژه خرج شد!نفر بعدی مجبوره به تدریس خصوصی ایوان به لرد بپردازه یا اول این ماجرا رو حل کنه.
اگه این یک ماموریت(جنگهای بین محفل و مرگخوارا) بود، سوژه به کلی از دست رفته بود.در تاپیکهای عادی سوژه زیاد مهم نیست.ولی در ماموریتها خیلی مهمه.شما حتما باید این توانایی رو در خودتون ایجاد و تقویت کنین که بدون دست زدن به سوژه و بدون پیش بردن یا عوض کردنش بنویسین.


دیالوگها در بعضی قسمتها محاوره ای و در بعضی قسمتها کتابی نوشته شدن.اصولا کسی کتابی حرف نمیزنه.سعی کنین همه دیالوگها رو به شگل گفتاری(محاوره ای) بنویسین.


شما بی طرفانه مینویسین.همین رویه رو ادامه بدین.نویسنده در مقامی نیست که شخصیتی یاگروهی رو بکوبه و گروه دیگه رو برتر نشون بده.ولی این مانع طنزنویسی شما نشه.شما یه جادوگر سفید هستین.ویژگیهای مثبت و منفی سیاها رو خوب بشناسین.و اونا رو بزرگتر نشون بدین.همونطور که در پست قبلی که نقد کرده بودم این کارو انجام داده بودین(قسمت پرت کردن استخونای ایوان و کروشیو زدن بلا).درمورد لرد هم میتونین این کارو انجام بدین.ولی مواظب باشین که ویژگیهای اصلی شخصیت حفظ بشه.


آخر پست یه حالت باز داشت و این خیلی خوب بود.نفر بعدی میتونه سوژه رو به هر طرفی که مایله هدایت کنه.

اشکال اصلی در مورد سوژه و طرز برخورد با اون بود.با کسب کمی تجربه این اشکال برطرف میشه.


موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1392/3/8 3:05:54
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 7 خرداد 1392 20:11
نمایش جزئیات
آفلاین
ای لرد
لطفاشماره 148را نقد کنید
ممنون

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شیفته یا تشنه؟

مسئله این است!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 7 خرداد 1392 04:32
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسی پست شماره 111 فرهنگستان ریدل، اما دابز:


خیلی طولانی مینویسین.در قدم اول، سعی کنین پستاتون یک سوم این مقدار باشه!


تموم کردن یک سوژه آخرین راهیه که باید برین.هدف ما تموم شدن سوژه و رسیدن به هدف نیست.سوژه برای این تعیین میشه که نویسنده بدونه تو چه چارچوب زمانی و مکانی و درباره چی باید بنویسه.سوژه رو وقتی تموم میکنیم که واقعا دیگه نشه دربارش نوشت.این سوژه برای ادامه دادن هنوز خیلی جا داشت.


نقل قول:
دامبلدور: نه من یه گریفی هستم. یه گریفی هیچ وقت تسلیم نمیشه . . .

این دیالوگ میتونست متعلق به هر شخصیتی باشه...ولی برای دامبلدور کمی سبک بود.شخصیت دامبلدور در هر حالتی باید حفظ بشه.این باعث نمیشه نتونستم دربارش طنز بنویسیم.ولی دیالوگهای غیر قابل باور هم نمیشه نوشت.خواننده این جمله رو از دامبلدور قبول نمیکنه.کلا دیالوگهای دامبلدور اون متانت اعصاب خرد کن و محبت غیر قابل تحمل مخصوص دامبلدور رو نداشت.روی شخصیتها بیشتر دقت کنین.ویژگیهای مهم و اساسیشونو حفظ کنین که شخصیت قابل باور باقی بمونه.بعد میتونین هر حرکت مسخره و طنز آمیزی که مایل باشین روشون انجام بدین.درمورد دو شخصیت لرد ولدمورت و دامبلدور این دقت رو کمی بیشتر بکنین.


نقل قول:
اما جلو اومد و گفت: بیا! کم داره ولی کامونو راه میندازه . . .
بلا: تو چرا با خودت معجون حقیقت میاری این ور، اون ور؟

مواظب باشین که برای پیش بردن سوژه تون کارای غیر منطقی انجام ندین.این زیاد غیر منطقی نبود.مخصوصا با توجه به جمله بعدی که طنز خوبی هم داشت.ولی کلا سعی نکنین سوژه مطابق میلتون پیش بره.مثلا تا احتیاج به معجون تغییر شکل داشتین فورا یکی از جیبش در بیاره.


انقل قول:
ما: مثلا . . . یادت میاد چند روز پیش یه دعوا شده بود، ارباب با جد گرامی گلاویز شده بودن؟ بعد من هی میرفتم جلو میگفتم، تو رو جدت اینجوری نکن ارباب، همش تقصیر منه؟ من باعث شدم رابطتون به هم بخوره؟ بعد ارباب میگفت تو دیگه این وسط چی میگی؟ دعوا بین من و سالازار! . . .
استفاده از سوژه های سایت، کار جذاب و جالبیه.هر جا که میبینین میشه این کارو کرد حتما
شخصیتهای سایت و ویژگیها و رفتارشونو وارد ماجرا کنین.گرچه دیالوگ بلا و اما کمی زیادی طولانی شد.ولی به هر حال جالب بود.


نقل قول:
Dumbeldor: soyligicem. Hepsini dun gibi hatirliyorum. Santorlar la oturup muhabet ediyorduk ki birden santorlardan biri . . .

Arbabin bilmediği dil yok!beni hafife alma.böyle de anlaşabiliriz!muhahahaha .

از شخصیتهای فیلم و سریال و کتاب(غیر از هری پاتر)، زبونهای دیگه و اصطلاحات تخصصی استفاده نکنین.پستی که اینجا زده میشه رو باید همه بفهمن.از بچه 10 ساله گرفته تا آقا یا خانم 50 ساله!با هر رشته و شغلی.استفاده از این موارد مخاطبای شما رو محدود میکنه.


بحبوحه!


ماجرا خوب پیش رفته بود.ولی آخرش خیلی سریع همه چیز سر هم بندی شد.قسمت آخر رو هم کلا نفهمیدم!اینکه نوشته های توی کتاب چی بودن و لرد چرا عصبانی شد.


ظاهر پست خیلی خوب شده.با وجود طولانی بودن خواننده رو خسته نمیکنه.از شکلکها و علامتها خوب و بجا استفاده میکنین.


بزرگترین اشکال پست شما همین بود که میخواست تموم بشه!میخواست به هدف برسه.این مورد در ماموریتها اهمیت ویژه ای داره.چون سوژه در ماموریت باید طوری پیش بره و حفظ بشه که همه بتونن پست بزنن.شما اصلا مجبور نیستین داستان رو پیش ببرین.شما فقط باید بنویسین.کل پستتون میتونه درباره پایه صندلی دامبلدور باشه!اینکه پایه صندلی دامبلدور لق بوده و با هر سوال ممکن بوده دامبلدور روی زمین ولو بشه!این فقط یه مثال بود که بفهمین لزومی نداره روی اصل سوژه تمرکز کنین.


موفق باشید. و لطفا کوتاهتر بنویسید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1392/3/7 4:38:04