جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

18 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
15
مهمانان
3
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  105 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  218 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  223 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  310 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  212 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: جادوگر تی وی
ارسال شده در: پنجشنبه 30 خرداد 1392 22:06
نمایش جزئیات
آفلاین
استودیو پاراگونت تقدیم می کند:

چه کسی کوییرل را به قتل رساند؟
قسمت اول

تصویر تغییر اندازه داده شده


با شرکت مورفین گانت در نقش کارآگاه مورفین پوآرو، پرفسور کوییرل در نقش مرده و زنده ی پرفسور کوییرل،اعضای 2-1+6 و پکیج مدیران زحمتکش و خدوم در نقش مظنونین.
کارگردان: گاریچی
تهیه کننده: استودیو پاراگونت


در آستانه ی انتخابات و در خوابگاه مدیران، اندکی پس از آن که کوییرل اعلام تمایل به حضور در انتخابات می کند، عمامه اش به دور گردنش پیچیده شده و به طرز مشکوکی به قتل می رسد. تمامی مظنونین این حادثه شامل مدیران و کاندیداهای وزارت دستگیر می شوند تا مورد بازجویی قرار بگیرند. در این میان مورفین به خاطر تشکیل کمپین "کویی! پاشو بیا دیگه!" پیش از قتل وی و اعلام حمایت از حضور کوییرل در انتخابات، تبرئه شده و وظیفه ی بازجویی از سایر مظنونین را بر عهده می گیرد.

در خوابگاه مدیران همه ی مظنونین دورتادور میز بزرگی نشسته و در سکوت به مورفین که ایستاده و مودبانه آنها را نگاه می کند، خیره شده اند. مورفین از اولین مظنون شروع می کند؛

مورفین پوآرو: موسیو کله چرب! آیا شما کوییرل رو کشتید؟
اسنیپ: نه!
- اما شما انگیزه ی کافی برای این کارو داشتین!
- نه! امکان نداره. کوییرل همکارم بود!
- اتفاقا همین رابطه ی همکاری انگیزه ی شما برای قتل رو توجیه می کنه...

صفحه تلویزیون مثل آب موج برمی دارد و فلش بکی نمایش داده می شود که کوییرل پشت تریبونی ایستاده و برای جمعیت میلیونی که تشویقش می کنند دست تکان می دهد. هزاران دسته گل به سمت کوییرل پرتاب می شود.
در صحنه ی بعد اسنیپ پشت تریبون ایستاده و جمعیت میلیونی به او فحش می دهند و به سمتش اشیایی از قبیل روغن موی تاریخ گذشته و صندلی شکسته و بطری و نارنجک پرتاب می کنند!

همزمان با نمایش تصاویر صدای مورفین به گوش می رسد: کوییرل یک مدیر محبوب و شما یک مدیر منفور بودید و همین باعث حسادت شما می شد. وقتی کوییرل تصمیم به حضور در عرصه ی انتخاباتی گرفت که شما قبلا در اون ثبت نام کرده بودین، فهمیدین که شانسی برای پیروزی ندارین و تصمیم به قتل کوییرل گرفتین.

صحنه عوض می شود و کوییرل را نشان می دهد که شاد و خندان فرم ثبت نام در انتخابات وزارت را پر کرده و می خواهد از خوابگاه مدیران بیرون برود که ناگهان پایش روی یک کپه روغن مو رفته و لیز می خورد و می افتد و بلافاصله اسنیپ از مخفیگاهش بیرون پریده و عمامه ی کوییرل را دور گردنش می پیچد و او را خفه می کند. فلش بک تمام می شود.

همان یک ذره رنگ هم از رخ رنگ پریده ی اسنیپ پریده و تقریبا نامریی می شود.
مورفین پوآرو به اما دابز خیره می شود: مادام دابز! می تونم بگم شما قاتل کوییرل هستید!
دابز جیغ می زند: مزخرفه!
- مزخرف نیست. قبلا ثابت شده که شما یک روبات و نگارش دوم ماتریکس هستید. آیا نمی تونیم بگیم که کوییرل قصد داشت جلوی تکثیر سرطان وار شناسه های میلیونی شما رو بگیره و چون در برابر دنیای ماتریکس مقاومت می کرد اونو از بین بردید؟

فلش بک کوییرل را نشان می دهد که شاد و خندان فرم ثبت نام در انتخابات وزارت را پر کرده و می خواهد از خوابگاه مدیران بیرون برود که ناگهان فلور دلاکور وارد می شود و به اما دابز تغییر شکل داده و با حرکات سنگین کونگ فو کوییرل را بیهوش کرده و بعد با عمامه خفه اش می کند. فلش بک تمام می شود.

دود از کله ی دابز بلند شده، پلک چپش می پرد و چند عدد صفر و یک از گوش هایش بیرون می جهد.
مورفین پوآرو رو به هوکی می گوید: هوکی! شما یک جن خانگی عضو جنبش تهوع هستید؟
هوکی:بله.
- و شما در عین حال به خدمت در خوابگاه مدیران مشغولید. آیا همونطور که دابی، اربابش لوسیوس رو تهدید کرد، ممکن نیست شما کوییرل رو تهدید به مرگ کرده و بعد تهدیدتون رو عملی کرده باشید؟
- اینا همش چرند! هوکی خوب! هوکی چرا باید ارباب را کشت؟ هوکی بی انگیزه!
- عضویت کوییرل در جنبش عدم تهوع و تلاش برای نابودی جنبش تهوع در صورت وزیر شدن کافیه تا تو انگیزه ی کافی برای قتلش داشته باشی.

فلش بک کوییرل را نشان می دهد که شاد و خندان فرم ثبت نام در انتخابات وزارت را پر کرده و می خواهد از خوابگاه مدیران بیرون برود که ناگهان هوکی وارد شده و با یک بشکن کوییرل را پرت می کند و با بشکن دوم عمامه را با قدرت دور گردن کوییرل می پیچد و خفه اش می کند. فلش بک تمام می شود.

هوکی دو دستی توی سرش می کوبد: مورفین بد! هوکی قربانی یک پاپوش!
مورفین پوآرو می رود سر وقت ارنی مک میلان: شما چطور موسیوی جوان؟
ارنی موذیانه لبخند می زند: هیچ مدرکی از من نداری. من بی گناهم.
- به ظاهر بله. اما بیشترین مدارک علیه شماست. کوییرل یک گیاهخوار بود و همیشه در عمامه اش سیر حمل می کرد و مخالف جدی هرگونه فست فود و مک دونالد بود. از طرفی کوییرل از کوییدیچ، ای سی میلان، اینتر میلان، اونتر میلان، غذای ایتالیایی، برج پیزا، جولیوس سزار و دل پیرو متنفر بود. شما می دونستید در صورت وزیر شدن رقیبتون، کوییدیچ و میلان منحل شده و دل پیرو آماج بوسه ی دیوانه سازان بی شمار آزکابان قرار گرفته و خاک ایتالیا به توبره کشیده خواهد شد. این شد که...

فلش بک کوییرل را نشان می دهد که شاد و خندان فرم ثبت نام در انتخابات وزارت را پر کرده و می خواهد از خوابگاه مدیران بیرون برود که ناگهان یک بلاجر محکم به پس کله اش خورده و او را پرت می کند و بعد ارنی مک میلان می پرد و عمامه ی کوییرل را دور گردنش می پیچد و آنقدر همبرگرهای بزرگ و سرطان زای مک دونالد در حلق کوییرل بیچاره فرو می کند تا راه نفسش بسته می شود و می میرد. فلش بک تمام می شود.

لبخند از صورت ارنی محو می شود و احساس گرسنگی عصبی بهش دست داده و از جیبش یک مک دونالد با چارتا نون اضافه درآورده و با بی قراری می لمباند. نگاه مورفین پوآرو در میان مظنونین باقیمانده می چرخد و با لبخندی شیطنت آمیز بر روی تام ریدل ثابت می ماند.

- موسیو داماد؟! شما کی قصد دارید پاتونو از زندگی ما بکشید بیرون؟ عین بختک افتادی رو زندگی ما! اصلا من نمی فهمم؛ کی اینو به مروپ معرفی کرد!
- این چرت و پرتا چیه مرتیکه مفنگی؟! خواهر چپول تو منو چیزخور کرد. من که داشتم زندگیمو می کردم. به شما جن و پری ها و جادوگرا کاری نداشتم.
- دروغ نگید موسیو! شما با وعده های سر خرمن، خواهر دوست داشتنی و عزیز منو اغفال کرده و باهاش ازدواج کردین. خواهر زیبای من یک ساحره ی مودب، مهربان و دوستدار محیط زیست بود اما فرزندش به هیچ وجه صفات خوب او رو به ارث نبرد و شد مایه ی ننگ خاندان اصیل اسلیترین! به کی رفته؟ به تو رفته دیگه!
- به داییش رفته مرتیکه موتاد! به کی توهین می کنی تو؟ آواداکداورا! کروشیو! آلاهومورا! درد بی درمون! سکتوم سمپرا! بمیری الهی! خاک تو سرت کنن...
- صدبار گفتم این وردهایی که من موقع عصبانیت میگم فوش نیست! لطفا خونسرد باشید و بگید چرا کوییرلو کشتید؟
- کوییرل دیگه کیه؟ بابا من که جز تو و خواهرت و باباتون و بچم کسی رو نمی شناسم توی دنیای عجیب غریبتون. چرا تهمت می زنی؟
- خودتونو به اون راه نزنید موسیو! شما می دونستید که کوییرل از جان فدایان اربابه و در صورت وزیر شدن؛ به دستور ارباب، نسل مشنگ هایی مثل شما رو از روی زمین برخواهد داشت. شاید شما به خاطر اینکه پدر ارباب بودید از این کشتار جان سالم به در می بردید اما خانواده و دوستان مشنگ شما در خطر بودن و از طرفی همون انگیزه ی تکراری 4 نفر قبلی رو هم دارید. یعنی وزیر شدن کوییرل مساوی بود با وزیر نشدن شما. همین دلایل کافی بود تا...

فلش بک کوییرل را نشان می دهد که شاد و خندان فرم ثبت نام در انتخابات وزارت را پر کرده و می خواهد از خوابگاه مدیران بیرون برود که ناگهان تام ریدل وارد شده و بالا و پایین می پرد و فریاد می زند: آواداکداورا! اکسپلیارموس! بطنین! بترمیم! لوموس! بمیر دیگه!
کوییرل: !
تام ریدل که از اثرات مرگبار فحش هایش ناامید شده می پرد و عمامه ی کوییرل را دور گردنش پیچیده و او را خفه می کند. فلش بک تمام می شود.

تام ریدل دمپایی اش را پرت می کند طرف مورفین: ریپارو مرتیکه عملی!
مورفین پوآرو جاخالی داده و سپس نگاهش را به یک جفت چشم وزغی می دوزد.

صاحب چشم های وزغی کیست؟
آیا قاتل کوییرل پیدا خواهد شد؟
آیا پشت پرده ی این همه توطئه چیست؟
آیا چه کسی در پس پرده ی این قتل هولناک است؟
چه کسی است؟ ها؟
میگم چه کسی هست پشت پرده؟ هوی!... پیشته! ذلیل مرده!... ببخشید... خانم نوریس بود...کجا بودیم؟... هان!
آیا خانم نوریس کوییرل را به قتل رسانده؟
آیا صاحب چشم های وزغی آرگوس فیلچ است؟


ادامه ی ماجرا در قسمت دوم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مورفین گانت در 1392/3/30 22:18:00

هورکراکس را به خاطر بسپار؛ ولدمورت مردنیست!
پاسخ به: جادوگر تی وی
ارسال شده در: دوشنبه 27 خرداد 1392 18:32
نمایش جزئیات
آفلاین
هورا......هورا......سوتتتتتت....

درود بر شما بینندگان گرامی!
امروز در اردوگاه ارتش جادوگران داره اتفاق های جالبی میوفته. هم اکنون اما دابز، کاندید دوره ی نهم وزارت سحر و جادو، سوار بر ... سوار بر... سوار بر یک وسیله ی جنگی پرنده داره اره از اون دور دورا رویت میشه. قبل از اومدنشون اطلاع داده بودن که سورپرایزی برای سرباز ها دارن. اکنون سرباز ها بسیار مشتاق دیدن ایشون هستن.
بله ... انگار دارن برای فرود سرعت خودشونو پایین میارن.

سربازها: اما...اما...اما!

بله سرباز ها از شادی در پوست خود نمی گنجند. وای خدای من جمع کنید خودتونو... مرد که گریه نمیکنه. فین....... دوربین رو چرا ول کردی؟...بیا این دوربینو بگیر... پخش زنده داریم نا سلامتی... بله همینطور که شاهد هستید دوشیزه دابز در حال پیاده شدن از این شی عجیب هستند.
اوه خدای من یکی این سربازارو جمع کنه!
بالاخره ایشون به جایگاه سخنرانی رسیدند و قبل شروع سخنرانی دستانشون رو بالا اوردند و به ابراز احساسات پرداختند.

اما: ممنون... ممنون... د می گم ممنون..... خفـــــــــــــــــــه......... کروشیو به ردیف جلو.... با توام بشین... ام... اهان تو هنوز داری کروشیو میشی ... خب ادامه بده. :)

گزارشگر: سرانجام بالاخره جمعیت ارامش خودشون رو باز یافتند و بله دوشیزه اما دابزصحبتشون رو آغاز کردند.
کارگردان اصلی از اتاق فرمان: دوربین سه و هفت و نه روشن، نمای تمام قد می خوام...آها حالا شد.

دابز: دورد بر ارتش غیور جادوگران. امروز که من در اینجا حاضر شدم، اقرار می کنم که به داشتن چنین سربازان نیرومندی به خود می بالم. سربازان جان برکف ما با اراده ای که از خود نشان داده اند ثابت نمودند که می توان در مقابل هر گونه استاکبار بیرونی و درونی ایستادگی کرد.

سربازان: ما می جنگیم تا شما بمانید، ما می میریم تا شما سلطنت کنید!

اما دابز: و سلطنت هم خواهیم کرد... به عنوان کاندیدای نهمین دوره از انتخابات به شما این نوید را می دهم که با انتخاب من در اولین گام پس از غبار روبی سازمان به باز سازی تجهیزات و متحول سازی ان خواهم پرداخت. امروز برای ثابت نمودن حسن نیت خود به شما بر آن شدم که یکی از دستاوردهای بانوان جادوگر را به شما معرفی کنم. این شما و این هم "جادوی برتر سیاه".

گزارشگر: آه خدای من این شی عظیم چیه که توسط دو تا اژدها داره پایین گذاشته میشه.... اژدها.... به نظر دست هایی در پس پرده هوادار این کاندید هستند! اکنون نفس ها در سینه حبس شده تا این بانوی گرامی به ادامه سخنانشون بپردازند.

اما دابز: ما برای شما به عنوان هدیه یه هدف یاب و نابودگر با قابلیت تشخیص افتراقی افراد و لوازم داریم که به جدیدترین ورد های جادویی مجهز شده. برای اثبات حرف خود ما هدفی آزمایشی برای شما آماده کردیم. پس این شما و این هم "جادوی برتر سیاه".

- هورا هورا...............


سه کیلیومتر ان ورتر؛ ستاد انتخاباتی مورفین گانت

- ما برای شما شیزهای قشنگ خواهیم آورد. ما به پشتوانه شما حشیش بیشتری وارد خواهیم کردو بیشتر از بیش مشرف خواهیم نمود. پس به مورفین گانت رای دهید تا با همین تانک برایتتان نعمت های فراوان بیاورم.
- ویــــــــــــــــــژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژ!!!
- بامپ! ( صدای منهم شدن تانک مورفین)


ستاد تبلیغات انتخابات اما دابز

گزارشگر: اوه خدای من ... عحب هدف گیری دقیقی، واقعا شگفت آوره که بشه با نشون دادن یه بسته سفید به چنگ افزار و دادن نام و مشخصات هدف اون هدف رو شناسایی کنه.
- هورا هورا... رای من رای تو... رای ما رای تو.....ابراز احساسات ارتش.
اما دابز رو به همراهانش: اوپس!...آخی مورفین بیچاره... فکر کنم بی تانک شد.:)
اما دابز رو به حمعیت مشتاق: کیا دوست دارن یه هدف گیری چرب و گریسی رو نشونشون بدم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط اما دابز در 1392/3/27 18:50:46
پاسخ به: جادوگر تی وی
ارسال شده در: دوشنبه 27 خرداد 1392 11:14
نمایش جزئیات
آفلاین
دوربین 50000 درصد زوم کرده روی بینی مجری و یک میکروب سرگردان داره به مخاطب لبخند میزنه!

ناگهان دوربین با سرعت سرسام آوری از زوم درمیاد و یک استودیوی شیک که کلا به رنگ زرد در اومده نمایان می شه!

مجری هم که لباس کهنه ولی تمیزش با فضای زرد استودیو در تضاد هست با دهن اریبش یه لبخند میزنه و

گزارششو شروع می کنه.

سلام به همه ی بینندگان... چیزه خوانندگان... یعنی مخاطبان عزیز!

در این گزارش به یکی از ملاک های انتخاب نامزد اصلح می پردازیم.

البته ملاک ها زیادن مثلا توجه به برنامه ها یا شعار ها اما یکی از ملاک هایی که کمتر کسی به اون می پردازه توجه به عکس تبلیغاتی اون نامزد هست.

میشه گفت در این عکس ها نامزد بدون اینکه بخواد هویت واقعی خودشو رو میکنه!

حتما میگین چطوری!

من کراپ هایی از عکس های تبلیغاتی سه نامزد که بخاطر مسائل امنیتی ابدا اسمشونو نمی برم(!) رو اینجا قرار دادم و با توجه به نظر کارشناسان اونارو براتون تفسیر کردم:

1- همونطور که می بینید این نامزد در عکس تبلیغاتیش لکه هایی از خون رو قرار داده:


تصویر تغییر اندازه داده شده









که تفسیرش رو به عهده ی خودتون می ذارم(راهنمایی: با «به خاک و خون کشیدن» مرتبطه)

2- این نامزد در تصویرش عکس یک دست رو که به علامت پیروزی باز شده رو گذاشته:

تصویر تغییر اندازه داده شده
















که تفسیرش می شه من ملت جادوگر رو با همکاری و همیاری مسئولان به پیشرفت و پیروزی می رسونم!

3-این نامزد هم نمادی شیطانی رو قرار داده:

تصویر تغییر اندازه داده شده












که یعنی... خب چون اگه بگم به مسائل امنیتی متهم می شم باز هم تفسیر رو به عهده ی خودتون می ذارم

به پایان گزارش رسیدیم.امیدوارم این گزارش براتون آموزنده بوده باشه.

ضمنا از افرادی که طرفدار دو نامزد 1 و 3 هستن تقاضا می کنم عمه ی منو عمه ی خودشون بدونن و عفت کلام داشته باشن چون من با چشم جادوییم می تونم شما رو ببینم ( )و بقول ویزلی جان که می گه:
نقل قول:

با من در نیوفت بد میبینی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط الستور مودی در 1392/3/27 11:21:05
ویرایش شده توسط الستور مودی در 1392/3/27 11:34:28
چوبدستی لازم نیست..
به یک ضربه ی عصایم بند هستید!

تصویر تغییر اندازه داده شده

×××××

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: جادوگر تی وی
ارسال شده در: دوشنبه 27 خرداد 1392 01:20
نمایش جزئیات
آفلاین
انتخابات در یک نگاه !

-با سلام خدمت تماشاگران عزیز انتخابات در یک نگاه . امروز بحث هیجان انگیزی در مورد درگیری در منوی مدیریت بین سوروس اسنیپ و پروفسور آمبریج خواهیم داشت . با ما باشید تا بعد از آگهی ها در این مورد بیشتر صحبت کنیم .

آگهی :

نقل قول:
-بیووووووووومب ! چسب مودی . دیگر نگران شکستگی چوب جادوتون نباشید . با یک قطره از چسب مودی ، میتوانید تمام شکستگی ها رو بر طرف کنید . فروش در تمام فروشگاهای زنجیره ای دیاگون !


نقل قول:
بیییب بیییب
-هی اون جاروی لعنتیت رو بکش کنار بذار ما رد شیم .
- نذار بیام اونجا چنان شکنجت کنم که خون از دماغت بریزه ها

با چوب جارو های جاگسن اینقد ارتفاع بگیرید که دیگر در ترافیک هوایی گیر نکنید . فقط 999.99 گالیون ! چوب جاروی های جاگسن .


پایان آگهی ها :

-بله در خدمت شما هستیم با استرجس پادمور . یکی از جادوگر های قدرتمند در زمینه منوی مدیریت . آقای پادمور ، این درگیری های درونی در منوی مدیریت تا چه حد هست ؟
-با سلام خدمت تمام جادوگران عزیز . درگیری ها به حدی زیاد شده که دیشب منوی مدیریت چند ساعتی از کار افتاد . این داستان برمیگرده به حمایت آمبریج از اما دابز و عصبانیت سوروس از این حرکت . در واقع من با اسنیپ موافق هستم . این حرکت آمبریج یک دو دستگی عظیمی در منوی مدیریت به وجود آورده که واقعا برای قلب عله خوب نیست . باید بیشتر با هم دوست باشن . من مطمئن هستم که در نهایت آمبریج کوتاه خواهد اومد و به اسنیپ رای خواهد داد .
-بله بله جالب هست این قضیه . حالا این درگیری ها بیشتر به چه بخشی از منوی مدیریت فشار آورده ؟
-بیشتر بر روی شناسه کاربری اما دابز . اسنیپ هر روز 10 بار تلاش میکنه تا ایشون رو به جزایر بالاک بفرسته ولی آمبریج به سختی از بانو دابز حمایت میکنه . فک کنم که اسنیپ برنامه داشت که در یک غافلگیری اول آمبریج و بعد اما رو به این جزایر دور افتاده تبعید کنه . در این بین ایوان هست که هنوز به این امر راضی نشده ولی خب کلا در منوی مدیریت همه از آمبریج شاکی هستن .
-نظرتون در مورد بقیه کاندید ها چی هست ؟
-به قطع اعلام میکنم که اسنیپ اونها رو به زودی به بالاک میفرسته . در حال حاضر رقابت اصلی بین اما دابز و سوروس اسنیپ هست . فک میکنید برای چی کمیته مناظرات انتخاباتی این دو رو با هم گذاشته بود برای مناظره تک به تک ؟ برای اینکه مشخص هست که بقیه کاندید ها تا روز انتخابات دووم نخواهند آورد .
-بله مرسی از اطلاعات شما جناب پادمور .



افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
عضوی از طرفداران گلرت گریندلوالد
پاسخ به: جادوگر تی وی
ارسال شده در: جمعه 24 خرداد 1392 22:07
نمایش جزئیات
آفلاین
با صدایی اهنگین جادوگریی می گوید: انتخاب 9
مجری با صدایی رسا و بلند می گوید: سلام می کنم به تمام جادوگران و ساحرگان عزیز. امروز در خدمت مفسر گرامی جناب رون ویزلی هستیم. اقای ویزلی بفرمایید.
- من هم سلام می کنم به تمامی کسانی که این برنامه را می بینند.
- اقای ویزلی لطف کردن و با وجود خستگی به این برنامه اومدن، اقای ویزلی کجا بودید؟
- بنده سفری به همدان داشتم تا با جادوگری ریش سفید در غاری در کوه الوند دیدار داشته باشم تا درباره ی انتخابات از ایشان سوالاتی بپرسم.
- نتیجه چی شد؟
- نتیجه ها بسیار بودند مثلا ایشون تمامی کاندید های تایید صلاحیت را به من گفتند و من بعد از بازگشت متوجه حدس درست ایشان شدم.
- عجب! دیگه چی؟
- ایشان به من گفتد دوشیزه اما دابز به خاطر پیشرفت سریعشان و به نمایندگی از تازه واردین رای بسیاری خواهند اورد از نتیجه گیری های دیگر در روز اخر تام ریدل به نفع مورفین گانت و ارنی مک میلان و سوروس اسنیپ به نفع هوکی کنار خواهند کشید تا جبهه سفید و سیاه قویتر شوند و لودو بگمن نیز به خاطر فعالیت هایی که در دوره قبل انجام دادند اصلا کاندید حساب نمی شن.
- نظر شما در مورد صلاحیت ها چیه؟ گفته بودید تام ریدل ردصلاحیت خواهد شد و وزارت غلط می کنه هوگو را رد صلاحیت کنه.
- در مورد اول خب مشخصه که لرد بزرگ دلوروس را تهدید کرده و در مورد دوم خاندان ویزلی شبانه به خانه دلوروس جان حمله خواهند کرد
- اوه اوه! خب ما برای این که جناب ویزلی استراحتی داشته باشند با ایشون خداحافظی می کنم.
- خدانگه دار

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شیفته یا تشنه؟

مسئله این است!
پاسخ به: جادوگر تی وی
ارسال شده در: پنجشنبه 23 خرداد 1392 16:54
نمایش جزئیات
آفلاین
مجری تلویزیون: بله، با اعلام اسامی کاندیداهای تایید صلاحیت شده، یک گام دیگر به روز حماسه ی بزرگ نزدیک شدیم. در همین رابطه توجه شما رو به d; گزارش مردمی جلب می کنم.

در حالیکه تلویزیون گزارش مردمی پخش می کند، خبری در زیر صفحه زیرنویس می شود:

خبر فوری: پرفسور کوییرل به قتل رسید. * خبر فوری: ساعتی پیش، جسد کوییرل در حالیکه با عمامه اش خفه شده بود، در خوابگاه مدیران پیدا شد.

چند دقیقه بعد گزارش مردمی قطع شده و مجری تلویزیون با رنگ و رویی پریده در صفحه ظاهر می شود:

- بینندگان عزیز! به خبر هولناکی که هم اکنون به دستمان رسید توجه فرمایید: پرفسور کوییرل به قتل رسید! گفتگو می کنم با خبرنگار شبکه در خوابگاه مدیران: جناب خبرنگار! لطفا برای ما و بینندگان عزیز توضیح بدین که چه اتفاقی افتاده؟
- با عرض سلام خدمت شما همکار عزیز و بینندگان جادوگر تی وی! امروز جسد پرفسور کوییرل در حالیکه عمامه به دور گردنش پیچیده شده بود در خوابگاه مدیران پیدا شد. بلافاصله کارآگاهان جنایی وارد ماجرا شده و تحقیقات خودشون رو شروع کردن.

- آیا مرگ ایشون واقعا قتل بوده؟ ممکن نیست زمانی که داشته راه می رفته افتاده باشه و عمامه دور گردنش پیچیده شده باشه و خفه شده باشه؟
- همکار عزیز! شما خیلی "مقصد نهایی" نگاه می کنید؟! نخیر! کارآگاهان مطمئنند که این حادثه قتل بوده.

- آیا به کسی هم مظنون شدن؟
- بله. ابتدا جناب هری پاتر؛ مدیریت اعظم سایت به دلیل سابقه ای که در قتل کوییرل داشتن مورد اتهام قرار گرفتن ولی بعد از اینکه دست به منو شدند، از تمام اتهامات تبرئه شدن و فعلا 8 کاندیدای حاضر در انتخابات جزو مظنونین اصلی این قتل به شمار میرن!

- چرا؟ میشه بیشتر توضیح بدین؟
- بله! در مشت جسد تکه کاغذی پیدا شده که آرم وزارت رو داره و احتمالا مربوط به فرم ثبت نام در وزارت بوده. همچنین در بازجویی های اولیه، آناکین مونتاگ به کارآگاهان گفته که:

نقل قول:

آناکین مونتاگ گفته:
کویی دوتا چیزو خیلی دوست داشت: یکی کتلت های من و اون یکی وزیر شدن... هق هق!... همش منتظر بود زمان ثبت نام وزارت برسه تا بیاد و فعالیت کنه... اوهو اوهو... ولی... ولی... کویییییییییییی!


همینطور دیروز کوییرل به طور علنی در چت باکس و در مقابل میلیون ها نفر از ملت جادوگران از تمایلش به حضور در انتخابات پرده برداشت.

نقل قول:
پرفسور کويیرل
22 خرداد که هنوز تموم نشده! آقا ما میخواستیم شرکت کنیما این دلوروس تاپیکو قفلید


تمام این شواهد نشون میده که قصد کوییرل برای حضور در انتخابات جدی بوده و مطمئنا کسانی که از حضور ایشون در انتخابات متضرر میشدن اقدام به حذف فیزیکی ایشون کردن.

- پس پرونده جنایی - امنیتیه؟
- بله. بدجور!
- ممنونم همکار عزیز!... خب! بینندگان عزیز! هم اکنون از اتاق فرمان خبر رسید که جناب مورفین گانت؛ یکی از کاندیداها و مظنونین قتل با ما تماس گرفتن و پشت خط هستن. سلام آقای گانت!
- بنده هم سلام عرض می کنم و خیلی تشکر می کنم از دوستان جادوگر تی وی و شما مجری محترم که این فرصت رو در اختیار بنده قرار دادین.
- آقای گانت! آیا شما پرفسور کوییرل رو به قتل رسوندین؟
- کروشیو!... حیف که پشت تلفنم! زبونتو گاز بگیر! شما که می دونید این حرفا دروغه. البته تقصیری ندارین. در این 8 سال عادت کردین هر چی از گوشی بهتون میگن رو تکرار کنین. بنده از دوستان و علاقه مندان کو... کو... کویی مرحوم ... بودم. بنده اولین کسی بودم که از تصمیم به حضور ایشون در انتخابات استقبال کردم و کمپین "کویی! پاشو بیا دیگه!" رو ترتیب دادم که مورد استقبال علاقه مندان ایشون و ایفای نقش قرار گرفت. بنده حتی تصمیم گرفته بودم در صورت حضور کوییرل در انتخابات به نفع ایشون کنار بکشم ولی متاسفانه... حالا چطور من می تونم مظنون به قتل کویی باشم؟! من مظنون به قتل کویی ام یا کسانی که با حضور کویی در انتخابات، منافعشون به خطر می افتاد؟! من یا کسانی که در برابر حضور کویی مقاومت کردن؟! این سینه مالامال درد و اسرار مگوست! اینا اسرار و اسناد طبقه بندی شده ی ایفای نقشه که هرگز و هرگز و هرگز و هیچ وقت نباید فاش بشه!

- میشه یکیشو فاش کنید؟
- الان نه. تو مناظرات همشو میگم.

- ممنونم آقای گانت. این مصیبت بزرگ رو به شما تسلیت میگم. خداحافظ.
- خیلی ممنون... کوییییییییییییییییییییییییی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مورفین گانت در 1392/3/23 17:07:37
ویرایش شده توسط مورفین گانت در 1392/3/23 17:09:14

هورکراکس را به خاطر بسپار؛ ولدمورت مردنیست!
پاسخ به: جادوگر تی وی
ارسال شده در: شنبه 18 خرداد 1392 19:14
نمایش جزئیات
آفلاین
صفحه مشگی میشه و بعد با فونت ایران نستعلیق می نویسند:
به نام مرلین بزرگوار و تف تو روح اطرافیان پلیدشان!
دوربین رو به مجری می چرخه و مجری با هول می گوید: سلام بر جادوگران عزیز. شما با برنامه انتخاب9 همراه هستید. امروز در خدمت یکی از مفسرین ارزشمند جامعه جادوگری هستیم تا درباره انتخابات بحث و جدل شود.
دوربین رو به چهره ای اشنا می چرخد و رون ویزلی با صدای همیشگی اش می گوید: من هم سلام می کنم به جادوگران و ساحرگان عزیز.
-جناب ویزلی می خواستم نظر شمارا در باره ماهیت کلی این انتخابات بپرسم.
-بپرسید
-نظر شما درباره ماهیت کلی انتخابات این دوره چیست؟
-ببینید اول از همه لازم میدونم که بگم این سومین انتخابات جادوگری هست که من میبینم و هنوز کسی قادر به کشف شناسه قبلی من نشده است دوم.
رون با صدایی بلند تر ادامه میده: حال در این دوران تشویش انتخابات که از همیشه داغ تر است جای مدیران سرشناس خالیست.
رون داد میزنه: پس این عله دوست من کجاست؟ در زمانی که از هرموقع دیگری به وجودش نیاز است غیبش زده؟ این بی کفایتی مسئولان را نمی رساند؟ چرا لرد در مقابل نامه هایی که از هرسو روانه اش هست که میپرسند: پدرتان یا داییتان؟ سکوت کرده است؟ کسی که در هر موقع رهبر مرگخوارانش بوده حال انها را در تنگنا قرار میده؟ رنک جادوگر ماه های زیادی و بهترین ناظر بلامنازع باید سکوت کند؟ پرسی ویزلی برادر خودخواه من و رهبر سفیدا بعد از دامبلدور نباید یارانش را همراهی کند؟
رون بعد از نفس نفس های طولانی سرجایش می شیند.
مجری: شما کدام یک از کاندید هارا برنده می نامید؟
-هیچ کدام!
-چرا؟
-به دو دلیل1-ثبت نام هنوز ادامه داره2-باید ببینیم کی ردصلاحیت میشه.
-خوب شد بحث صلاحیت امد وسط به نظر شما چه کسی رد صلاحیت خواهد شد؟
-خب مورفین گانت...
-ببخشید وسط حرفتون میپرم ولی...
-دیگه تکرار نشه بله داشتم می گفتم مورفین گانت به دلیل عملی بودن قطعا رد صلاحیت میشه.
-ببخشید حالا بگم؟
-بفرمایید.
-شما خودتان حامی اقای گانت هستید پس چرا میگید رد صلاحیت می شه؟
-اینو اگه رد صلاحیت کنند من عین زورو می پرم وسط و با حمایت عله مورفین را به انتخابات بر میگردونم و بعد از انتخاب شدن او خودم به یک مقامی می رسم.
-اهان ولی خودتان گفتید عله غیبش زده!
-به تو و بینندگان ربطی نداره بله تام ریدل که یک مشنگه و کلا رد صلاحیت رو شاخشه هوکی چون در دوره ششم رد صلاحیت نشد پس اینجام رد صلاحیت نمیشه، هوگو هم چون یک ویزلیه شورا غلط میکنه اونو رد صلاحیت کنه
- خب ممنونم از صحبت های اقای ویزلی و همراهی شما، تایک برنامه دیگر خدا نگه دار.
-من هنوز حرف دارم...اوی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط رون ویزلی در 1392/3/18 20:11:17
ویرایش شده توسط رون ویزلی در 1392/3/18 20:53:11
ویرایش شده توسط رون ویزلی در 1392/3/18 23:59:05
شیفته یا تشنه؟

مسئله این است!
پاسخ به: جادوگر تی وی
ارسال شده در: شنبه 18 خرداد 1392 17:13
نمایش جزئیات
آفلاین
صفحه تی وی مشکی میشه و پیغام سفیدی با فونت ایران نستعلیق وسط صفحه نقش می بنده:
به نام مرلین بزرگوار و تف توی روح اطرافیان پلیدش

انتخاب 9

دوربین 360 درجه می چرخه و قطرات داغ چایی روش میریزه و یه دفعه صاف میشه و مجری برنامه رو نشون میده. آقایی ریشو و پشمالو که لخت پشت میزی نشسته و رو به دوربین لبخند میزنه. کاغذهای جلو دستش رو صاف و صوف میکنه و رو به دوربین با صدایی مثل چکش میگه:

«سلام خدمت بینندگان عزیز جادوگر تی وی و برنامه جدید انتخاب 9. من پشمک کلاف زاده هستم. در خدمت شمائم با این برنامه تخصصی که به نهمین دوره انتخابات وزارت سحر و جادو و کلیه مسائل مرتبط با اون می پردازه. همانطور که در جریانید روز گذشته نام نویسی از کاندیداهای این دوره از انتخابات شروع شدی و چند نفر هم تاکنون اسم نوشتن. به این مناسب در خدمت بانو دلوروس آمبریج از ستاد برگزاری انتخابات هستیم. بانو آمبریج بفرمایید. :pretty: »

دوربین روی چند تکه گوشت روی هم تمبار شده و وزغی شکل (حق رولینگ هم ادا بشه دیگه ) که گویا بانو آمبریج نام داره زوم میکنه. این چند تکه گوشت هم لباس خاصی بر تن ندارن به گواه دوربین لایو جادوگر تی وی. بانو آمبریج که سرخ شده بود، دست از چرخاندن انگشتش در حفره بینی اش با زوایی مختلف دست بر می دارد، فتوحات ذهنی را از بینی روی میز کنار اسناد و کاعذهای مقابلش می مالد و با صدای مردانه می گوید:

«من سلام عرض می کنم خدمت ملت شریف جادوگر و عذرخواهی میکنم که امروز در این رسانه عمومی من رو بدون پوشش می بینید. گرچه بهترین پوشش آدمی پوست اوست اما خب میدونید به خاطر دوره قبلی وزارت و هنرنمایی هاشون ما دیگه تحت فشار جدی هستیم. وزارت های جادوگری در سراسر دنیا با ما وارد جنگ شدن و به علت تحریم افسون ها در مغز چوبدستی های آنلاین ماها، ما در این گرمای طاقت فرسا که ناشی از همان قضیه گرمایش کره زمین توسط ماگل هاست، هیچ سیستم سرمایشی و خنک کننده ای نداریم. مجبوریم مثل انسان نخستین باشیم. ببخشید خلاصه به بزرگی خودتون. من رو هم میشناسید دیگه اهل کاخ نشینی نیستم وگرنه کاخ زوپس همین بغل بود با سیستم های خنک کننده خیلی خوب. اما من ترجیح دادم از جنس شما مردم باشم. در خدمت شما هستم. »

مجری: «خب بانو آمبریج، بفرمایید که در ستاد برگزاری، این دوره برنامه تون چیه که وزیر اصلح و نمونه رو از بین کاندیداها به مردم شریف جامعه جادوگری مون معرفی کنید؟»

آمبریج: «راستش ما سیستم خدمات رسانه ای رو امسال به هاگزمید منتقل کردیم. مرکز برگزاری مناظره ها و مصاحبه ها قاعدتاً همین دهکده شگفت انگیز خواهد بود. در نتیجه جایی شکی وجود نداره که این انتخابات که ســــــــــالــــــممم تریــــــــــــن و با شکوه تریــــــــــــــن انتخابات در تاریخ وزارتخانه خواهد بود، با معرفی مناسب کاندیداها همراه خواهد بود و مردم با مصاحبه ها و مناظره ها قطعاً به چهره حقیقی کاندیداها پی می برن و اصلح از بین شون معلوم میشه. جایی شکی وجود نداره. »

قبل از آنکه مجری سوال بعدی را از میان سوالات کاغذ مقابلش بخواند، فردی مجهول از پشت صحنه کاعذی مشوکی به سمت مجری می فرستد که حاوی سوال است اما قبل از آنکه مجری سوال را بخواند، آمبریج شیون می کشد و با از طریق چشمانش، بدون کلام اضافی می گوید:

«هوووی ! این جزو قرار ما نبودا ! سوال بداهه نداریم ها ! »

مجری: «:worry: ، ئمممم ! بانو ! گفته شده که برخی کاندیداها پس از اینکه در مرکز نام نویسی ثبت نام کردن، در بیرون از وزارتخونه و در ملاء عام شروع به تعریف از خود، تخریب سایر نامزدها و حتی انتشار پوسترهای تبلیغاتی کردن. آیا این کارها مجازه؟ تدبیر شما برای برخورد باهاشون چیه؟ گزارش شده که تا کنون هیچ اقدام خاصی از جانب شما صورت نگرفته برای کنترل این اوضاع ! »

بانو آمبریج در زیر میز، چوبدستی اش را تبدیل به سیخ کباب کرده بود و آنرا به پیکر مجری فرو می نمود و موجب بندری زدن مجری در برنامه لایو شده بود. به هرجهت پس از این وقفه بانو آمبریج میگه:

«بله خب. از این جور نامزدها در همه دنیا هستن. این نامزدها هر چه سریع تر باید ازدواج کنن. دوران نامزدی به همه سخت میگذره خب. این حرف کذب محضه که من هیچ اقدامی نکردم. اتفاقاً شخص بنده اونجا در لباس مبدل حضور داشتم. نمیخواستم بگم اما منو مجبور کردید با این سوال. مجبورم کردید. لعنت بر....

آمبریج زمزمه ای رکیک با خودش میکنه و با صدایی بلند تر ادامه میده:

« باز هم حالا اسم نمی برم اما وقتی یکی از کاندیدا که شاد و سر حال از رادیو وزارت بیرون اومد و اقدام به انتشار پوستر تبلیغاتیش به در و دیوار استودیوی رادیو و بیرون وزارتخونه کرد، من اونجا بودم. در لباس مبدل با اقدامی قاطعانه همه پوسترها رو تبدیل به دستمال مرلینگاه کردم و سریعاً وارد صنعت جامعه جادوگری شد و همین الان که من باهاتون صحبت می کنم اون دستمال ها مورد استفاده بهداشتی جادوگران شریف میهنم قرار گرفته. تنها در یک ساعت. کجای تاریخ، کجای دنیا این چنین برخورد انتخاباتی و سالمی دیدی شما که هم جلوی تبلیغ زودتر از موعد رو بگیره و هم به صنعت کمک کنه. هان آقای مجری؟ شما بگو. کجا دیدی مثل این کار من رو؟ هوم؟ »

مجری: «بله خب. به حق در هیچ جا. نظرتون رو میشه حالا صریح یا غیر مستقیم در خصوص افرادی که تا اینجا نام نویسی کردن به گوش ملت شریف جادوگر برسونید بانو آمبریج؟ »

آمبریج سرفه ای میکنه. پوزخندی میزنه. یک دفعه محکم روی میز میزنه که سخنرانی کوبنده اش رو رو به دوربین شروع کنه. اما متوجه میشه میز آهنیه، و خوناش روی دوربین پاشیده انگشتاش سر جاش نیستن. صفحه سفید میشه و پیام بازرگانی میده:


پیام بازرگانی
آقایی سفید پوش که نسخه مردونه خاله سارائه، جلوی زمینه سفیدی ایستاده و رو به دوربین میگه:

سلام جادوگرای عزیز. من دکتر پیام بازرگانی هستم. پیام چندان خاصی ندارم. بانک گرینگوتز فقط وام خرید مسکن میده به جادوگرایی که بالای سه هزار تا پست دارن. مهم هم نیست اسپم باشه پست ها. مهلتش دو روز دیگه تمومه ها. بجنبید.


صفحه دوباره برمیگرده به برنامه انتخاب 9. آمبریج با دست باند پیچی شده، رنگی پریده، با صدای زیر تر رو به دوربین میگه:

«در خصوص افرادی که تا حالا اسم نوشتن و نامزد شدن من باید اولا خطاب به خودشون بگم که فکر نکنید چون اسم نوشتید دیگه رسما کاندیدا هستید. هنوز تایید صلاحیت ها مونده. خطاب به مردم عزیزم بنا به وظیفه جادوگری ام از همین تریبون اعلام می کنم که به شرف مردانه و نداشته ام (که در شناسه ریگولوس بلک جا مونده ) من اجازه نخواهم داد بچه پولدارهای ماگل که اسب های میلیارد گالیونی سوار میشن و توی بزرگراه یادگاران مرگ و شیخ کالین ال...چراغ قوه ای ، ویراژ میدن با این اسب ها، به این صحنه انتخابات بیان. این انتخابات سالمه. من اجازه نخواهم داد دوستان دوره گردی که توی کار دارو سازی هستن و سن پیری و مرگ رو کاهش میدن برای جوانان ما، با شعار آزادی تفریحات وارد صحنه بشن. نمیذارم. حتی اجازه نخواهم داد اقلیت ها و موجوداتی که قرن ها بندگی مارو میکردن، غذا می پختن برامون حالا شاخ بشن توی این انتخابات سالم و اصیل. گرچه در چند دوره قبل این اتفاق افتاد متاسفانه اما خب اسم نمی برم ولی با ننگ پذیرای یک موجود جادویی به جای یک وزیر جادوگر وعاقل بودیم در اون دوره. ننگ از این بدتر؟ مردم هوشیار باشید.»

ناگهان صفحه تی وی مشکی می شود اما صدا همچنان باقیست...

صدای مجری: «فکر می کنم برق رفته. »

آمبریج: «خاک بر سر ماگل دوست شما. برق ؟ مگه شمع نیست. مشعل نیست. برق دیگه چیه ؟ جای تاسفه واقعا. از دستاوردهای وزیران قبلیه دیگه. رسانه هم ماگلی حتی؟ وای وای وای. ای ملت. ای جادوگران هوشیار و دانا اگه صدام رو دارید همچنان بدونید که من نه به عنوان یکی از مجریان و برگزار کنندگان این دوره انتخابات، بلکه به عنوان مفسر سیاسی انتخابات در برنامه های آتی حضور خواهم داشت و موارد زیادی رو در خصوص کاندیداها خواهم گفت. پاینده باشید. زنده باد زوپس ! »

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
No Country for Old Men


پاسخ به: جادوگر تی وی
ارسال شده در: سه‌شنبه 26 دی 1391 14:00
نمایش جزئیات
آفلاین
- با سلام خدمت بینندگان و شنوندگان عزیز شبکه وزین جادوگر تی وی. امروز با یکی دیگه از سری برنامه های گفتگو محور شفادهنده سلام! در خدمتتون هستیم. میهمان این برنامه ما جناب شفادهنده فنریر گری بک متخصص جراحی و زخم های جادویی هستن که به همراه شما به ایشون خوش آمد میگیم.

مجری این کلمات رو به زبون میاره و بعد دوربین تصویر بسته ای از فنریر نشون میده که داره برای بیننده ها دست تکون میده!

- خب جناب گری بک میشه بفرمایین مدرک خودتون رو از چه دانشگاهی گرفتین؟ و اساسا یه معرفی کوتاه از خودتون داشته باشین لطفا.

فنریر روی صندلی جا به جا میشه و میگه:
- فشادهنده گری بک هستم، متخصص انواع زخم و مدرک خودم رو پس از سال های تحصیل مداوم در دانشکده فشادهندگی هاگوارتز گرفتم.

مجری با تعجب میپرسه:
- ولی هاگوارتز که مدرک شفادهندگی نمیده جناب.

فنریر با مشت روی میز میکوبه و باعث میشه لیوان آب روی میز چپه بشه روی شلوار مجری! و با عصبانیت میگه:
- شما دارین من رو به دروغگویی متهم میکنین؟ تمام مدارک و سوابق تحصیلی بنده موجوده. تازه، خودتون التماس میکردین که ما دنبال یه شفادهنده توی این رشته خاص هستیم و التماس کردین که سه تا عمل جراحی رو کنسل کنم و بیام توی برنامه درپیتی شما!

- شما خودتون رو عصبانی نکنین منظوری نداشتم. (بعد به آرامی طوری که صداش از میکروفون پخش نشه میگه: چرا آبرو ریزی میکنی آقا؟ برنامه زنده است! کنترل کن خودتو)

اما فنریر که اصلا قصد کنترل کردن خودشو نداشت رداش رو در میاره و گره کرواتش رو شل میکنه و میگه:
- مثل اینکه من باید به صورت عملی همه چیز رو توضیح بدم تا موضوع رو کاملا درک کنین و از این تهمت ها به بنده نزنین. دستتون رو بیارین جلو لطفا.

مجری با ترس نگاهی به پشت صحنه میندازه و برای اینکه فنریر بیشتر از این عصبانی نشه دستش رو جلوی میبره.

- خیلی خب. این دست شماست. این هم پنجه که نه، یعنی ناخن های منه. الان با ناخن روی دستتون یه زخم عمیق درست میکنم و بعد در یک لحظه اون رو خوب میکنم.

بعد پنجه اش رو با خشونت روی دست مجری میذاره و از بالا تا پایین دستش رو جر میده! خون به سرعت از دست مجری بیرون میزنه و به اطراف پاشیده میشه. کارگردان که مطمئنه با همچین صحنه ای دیگه هیچ وقت اجازه ساخت برنامه زنده که نه، حتی اجازه ساخت تیزر تبلیغاتی هم بهش نمیدن سریع دستور میده فیلم برداری رو قطع کنن. بعد با خشم میپره وسط صحنه و میگه:
- چیکار کردی روانی؟! جلوی چشم این همه آدم جدی جدی دستش رو بریدی؟

- خب باید زخمی باشه که بشه خوبش کرد. نگران نباشین الان درست میشه.
- چی چی رو درست میشه؟ این رنگش عین گچ سفید شد! فرد؟ فرد؟ حالت خوبه؟ زنده ای؟ لعنتی چیکارش کردی این که مرد! آهای یکی بره حراست شبکه رو خبر کنه. کمک بیارین. کمک.

از اون طرف یکی از عوامل پشت صحنه که میخواست دنبال حراست بره با فریاد عصبی میگه:
- همه درها قفله! اینجا چه خبره؟

فنریر آستین های خونالود لباسش رو بالا میزنه و میگه: هول نکنین. چیزی نیست. این رفیقتون هم خوب شده. بهترین راه درمان جراحت مرگه! صد در صد تضمینی. الانم درها رو بستم که بقیه شماها رو معالجه کنم. ناسلامتی من متخصص ایجاد جراحت از دانشکده هاگوارتزم! کلی از دانش آموزهای اونجا رو خودم نفله کردم تا تونستم این مدرک رو بگیرم! حالا با پای خودتون دونه دونه بیاین جلو تا خودم نیومدن سراغتون...!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: جادوگر تی وی
ارسال شده در: جمعه 7 مهر 1391 08:29
نمایش جزئیات
آفلاین
سال اولی ها، پیش هاگوارتزی ها، نی نی کوچولو ها، نوزاد ها و موزها! از همین امروز برنامه ریزی برای سمج را آغاز کنید، بادک برای شما برنامه های ویژه ای دارد، بنیاد آموزش داوطلبان کنکور، قلمپرچی!

پیام های بازرگانی قطع شد و تصویر مجری اخبار با ردای اتوکشیده سفید و موهای روغن زده و عینک ته استکانی و لبخندی به پهنای صورتش در قاب جادوگر تی وی ظاهر شد. مجری در سکوت مانند مجسمه به روبرو خیره شده بود و همچنان لبخند میزد تا این که یک فقره دمپایی به انضمام یک فریاد "رو آنتنیم بزمجه" از طرف تهیه کننده برایش ارسال شد و پس از یک واکنش سریع و رد کردن دمپایی لب به سخن گشود: با عرض سلام خدمت بییندگان عزیز جادوگر تی وی، در این بخش ویژه ی خبری ارتباط مستقیمی داریم با سالن اجلاس سازمان ملل متحد جادویی واقع در نیویورک و مصاحبه با وزیر سحر و جادو ...

- آقای بگمن آلبوس دامبلدور پرسیده چرا وزیر سحر و جادو از بودجه وزارتخونه 160 نفر مرگخوار رو به سفر بردین؟ این همه آدم اینجا چی کار میکنن؟

- دامبلدور فضله ی تسترال خورد با توی بوقی

تصویر به استدیو برمیگرده و مجری شروع به صحبت میکنه: با تشکر از همکارم بابت تهیه این مصاحبه! به خبری که هم اکنون به دست ما رسید توجه کنید. سالازار اسلیترین؛ معاون وزیر سحر و جادو عصر امروز در حالی که از در پشتی سالن اجلاس عازم پیست اسکی شده بود توسط عده ای از مردم جادوگر که عمه وی را صدا میزدند مورد حمله قرار گرفت ...

تصویر قطع شد و عکس گل و بلبل به همراه ترانه ای از سلستینا واربک پخش شد، چند لحظه بعد دوباره چهره ی مجری بر صفحه نقش بست که ظاهرا لنز گذاشته بود چون از عینک استفده نمیکرد و ردای سفیدش نیز به طرح های ابروبادی قرمز رنگ زیبایی مزین شده بود و لپ راستش گل انداخته بود!
مجری سرفه ای کرد و مقداری خون بالا آورد و سپس گفت: خوب جهت شافسازی به تصاویر جدیدی که به دست ما رسیده توجه کنید!

- آقای بگمن آلبوس دامبلدور پرسیده چرا وزیر سحر و جادو از بودجه وزارتخونه 160 نفر مرگخوار رو به سفر بردین؟ این همه آدم اینجا چی کار میکنن؟

- جدی میگی؟ اوه اوه

مجری ادامه داد: بله در ادامه خبر قبلی رو نیز اصلاح میکنم. جادوگرانان شهید پرور نیویورک با چشمانی گریان و دلی آکنده از عشق وزیر مردمی، در حالیکه با یک دست عکس لودو بگمن را حمل میکردند و با دست دیگر بر سر و سینه ی خود میکوبیدند؛ با مشاهده ی سالازار اسلیترین یکصدا فریاد زدند: جدی می‌گی؟ اوه اوه! تا بخش بعدی اخبار شما را به مرلین میسپارم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هیچی به هیچی!
تصویر تغییر اندازه داده شده