انسان چه جادوگر و چه ماگل ، یک موجود اجتماعی هست و من مطمئنم که این جدایی دو نوع انسان موجود به ضرر هر دو گروه هست . درست هست که مشکلاتی هم در این بین هست ولی منفعتش خیلی بیشتر از این صحبت ها به نظر میرسه . من خوبی های زندگی اجتماعی جادوگران و ماگل ها رو در زیر میارم :
اول )
ممکن هست که همه فکر کنن که جادوگران به کمک جادو خیلی از ماگل ها جلوتر هستن ولی آیا این درست هست ؟ خیر ! ممکن هست که جادوگران بتونن خیلی از کارهای "عملی" رو بهتر انجام بدن ولی آیا به کمک جادو ما میتونیم به مشکلات معنوی هم برسیم ؟ خیر ! همین باعث شده که ماگل ها ، چون جادویی وجود نداره بیشتر روی کارهای اجتماعی برای نیاز های معنویشون کار کنن . همین وجود نداشتن جادو بهشون کمک کرده که در خیلی از عرصه ها بیشتر پیشرفت کنن . برای مثال میتونیم به داشتن وزارت های مختلف در هر ناحیه ( یا همون کشور )اشاره کنیم . آیا یه وزارت سحر و جادو برای کل جهان کافی هست ؟ آیا وزیر و کارمند های وزارت خونه که در لندن زندگی میکنن به مشکلات جادوگران تو کشوری مثل چین آگاهی دارن ؟ امکان پذیر نیست که همه جادوگران رو به لندن بیاریم و همچنین امکان پذیر نیست که جادوگران رو در همه جهان کنترل کنیم و به مشکلاتشون رسیدگی کنیم با وجود فقط یک نهاد .
ماگل ها برای رفع این مشکلات ، در هر ناحیه یک مرجع قرار دادن و به کمک اون مشکلات رو سریعتر و بهتر بررسی و راحتتر میتونن برطرفشون کنن .
حالا مساله اینجاست که آیا ماگل ها بدون مشکل اجتماعی هستن ؟ خیر ! اینجا هست که جادوگران میتونن کمک ماگل ها رو بهشون برگردونن و به کمک جادو بتونن نهاد های بهتری برای کنترل ناحیه های مختلف جهان بر روی کار بیارن . در خیلی از کشور های ماگل ها ما شاهد بی برنامگی و مشکلات بزرگ از طرف نهاد ها هستیم .
در این رابطه مشترک بین ماگل ها و جادوگران ، ما میتونیم که " وزارت سحر جادو و ماگل ها " در تمام جهان به وجود بیاریم و به کمک تجربه های ماگل ها و قدرت جادوگران جهان رو مکانی بهتر برای زندگی بکنیم .
دوم) آیا ما جادوگران راضی هستیم از محل زندگیمون در صورتی که کلی از مکان های زندگی ماگل ها هزاران درجه از ما بهتر هست ؟ آیا خانواده ویزلی از زندگی در بین کوه ها و ناکجاآباد راضی هستن و یا ترجیح میدن در شهر زندگی کنن و جایی که مالی ویزلی هر روز مجبور نباشه آشپزی کنه و بتونن بعضی اوقات به رستوران های مشنگی برن و به راحتی غذا بخورن ؟ آیا جادوگران و ساحره های نوجوان ما که نمیتونن به صورت قانونی جابه جا بشن راضی هستن ؟ باید کلی مسائل جدید مثل ریختن پودر تو شومینه یا گرفتن یه لنگه کفش قدیمی رو انتخاب کنن برای جا به جایی در صورتی که مترو ، تاکسی و هواپیما نیاز های ماگل ها رو تا حد زیادی برطرف میکنه . چرا جادوگران نباید از این مسائل استفاده کنن ؟
علاوه بر اون ، خیلی از جادوگران دارن نیاز زندگی دستی جمعی رو از دست میدن چون از همدیگه خیلی دور زندگی میکنن . چرا نباید برای جادوگران چنین امکانی وجود داشته باشه که هر روز دوستانشون رو ببینن و با اونها بیرون برن و خوش بگذرونن ؟
سوم) ماگل ها از امکانات جادوگران اطلاعی ندارن و نمیتونن ازش بهره ای ببرن در حالی که جادوگران خیلی میتونن بهشون کمک کنن . تصور کنید دیگه نیاز نباشه کسی خونش رو تمیز کنه و دوست جادوگرش میتونه با یه ورد این کار رو براش انجام بده . تعداد دزدی و قتل ها به شدت پایین میاد در جامعه ماگل ها به خاطر اقدامات امنیتی که میشه با جادو انجام داد .
در پایان و برای نتیجه گیری باید بگم که به نظر من مشکلاتی در بین زندگی مشترک جادوگران و ماگل ها وجود داره و برای هر دو گروه باید فرهنگسازی ها و قوانین جدیدی درست بشه تا هر دو گروه بتونن از وجود همدیگه استفاده کنن ولی سوء استفاده ای هم در بین به وجود نیاد . احتمال میدم که در سال های ابتدایی این طرح ، خیلی مشکلاتی زیادی به وجود بیاد ولی همونجور که انسان ها ( چه جادوگر چه ماگل ) ثابت کردن ، انعطاف پذیر هستن و به سرعت میتونن پیشرفت کنن . در نتیجه میتونیم ببینیم که اگر جادوگران به ماگل ها کمک کنن ، این کمک ها یک طرفه نخواهد بود و هر دو طرف سود های زیادی خواهند برد . به همین خاطر هست که من گزینه کمک جادوگران به ماگل ها و بر عکسش رو انتخاب میکنم .
۲) جاهای خالی را با استفاده از کلمات زیر و با توجه به پست تدریس پر کنید.
کلمات: گلابی -
_ الادورا بلک به کوری چشم مورفین و هری بهترین دانش آموز کلاس است. (۳ نمره)
طبق صحبت های انجام شده در کلاس ، مورفین جواب درست هست ولی خب از هیچ فرصتی برای کوری چشم هری نباید چشم پوشی کرد .
_ مورفین گانت بر روی چوب لباسی کلاس آویزان بود. (۳ نمره)
پهن شده بود گزینه مناسبی نیست چون مورفین اصلا گوشتی در بدنش نیست که بخواد پهن بشه .
_ پرفسور دالاهوف، دست بزن دارد. (۳ نمره)
توضیح بیشتر نمیدم تا به خاطر مطالعه زیاد تکلیفم ، روی خودم امتحان نکنه پروفسور ! :worry:
۳) سوالات چهار گزینه ای: ( هر سوال ۲ نمره)
۳-۱) کدام گزینه بهتر است؟
الف) گلابی
گلابی میوه ای خوشمزه و مفید برای بدن انسان هست در حالی که مورفین شخصی بدرد نخور ، ساسی مانکن گوش خراش و جواب هیچکدام هیچوقت درست .
۳-۲) مساله: الادورا بلک گفت که جای نوه پرفسور دالاهوف است، حال اگر الادورا 18 سال داشته باشد و دالاهوف از مجذور سن مادر الادورا بلک سه سال بیشتر داشته باشد و سن پدر الادورا بلک انتگرال سن مادر دالاهوف باشد، دالاهوف چند ساله است؟
الف) شصت
نقل قول:
In Harry Potter and the Half-Blood Prince, it is mentioned that "Dolohov" was among Tom Marvolo Riddle's followers when he asked Albus Dumbledore for the Defence Against the Dark Arts position sometime between his graduation from Hogwarts in 1945 and 1970.
با توجه با تحقیق های من در کتابخونه هاگوارتز ، ایشون بین 1945 تا 1970 تحصیلش رو در هاگوارتز به پایان رسونده که خب ازش میشه نتیجه گرفت یه چیزی حدود 60 تا 80 سال سن دارن .
۳-۳) تلفظ درست اسم دافنه چیست؟
الف) دافی
مهم این نیست که تلفظ درست چی هست ، مهم این هست ما چی میخوایم باشه و به نظر من دافی خیلی اسم خوبی میتونه باشه و مفید برای مدرسه و اینکه کلا یا دافی تو کلاس باشه .
آخ ، اوکی فلور نزن تو هم دافی هستی .
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


.
از نظر اونا ما انسانهایی بسیار خفن با قدرت هایی خفن تر هستیم پس چرا خودمونو ارزشون دریغ کنیم؟ چرا نذاریم لباسهای همایونی مون رو بشورن، از بچه هامون نگهداری کنن و با تمیز کردن خونمون و لمس کردن وسایلمون متبرک بشن.
گلابی یکی از میوه های مورد علاقه ی منه و فوایدش به مراتب بیشتر از ساسی مانکنه! بیبنین گلابی علاوه بر اینکه کارکرد روده رو بهبود میبخشه خوشتیپ تر و خوش قیافه تر هم هست! مورفین هم درسته یه کوچولو معتاده ولی خب ناسلامتی وزیره و اعتیاد جرم نیست بیماریه آیا این یک رفتاره صحیح با یک معتاده ؟
آیا این سرکوب عواطف و سوق دادن اون به سمت چیز (مواد) بیشتری نیست؟ :worry: خب حالا با توجه به توضیحاتم
..من گزینه ی د رو انتخاب میکنم
حالا این دفعه من به روی خودم نمیارم و برمیگرم به روی سوال


اگه کسی میخواد فعالیتی بکنه یا علاقه ای به این بحث ها داره میتونه به رستورانم واقع در هاگزمید مراجعه کنه. شرایط پذیرش عضو هم پنج دلار مشنگی هستش.



