جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

23 کاربر(ها) آنلاین هستند (17 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
23 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

سازمان بین‌المللی حمایت از ساحره‌ها

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: سازمان بین المللی حمایت از ساحره ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 10 دی 1392 20:29
نمایش جزئیات
آفلاین
سلا م آيلين

من بخوابم؟

من سر جلسه بخوابم؟

ديشب دير خوابيدم

همگى بياين براى حقوق ساحره ها تلاش كنيم.

آيلين يه كار به ما بده ، الان بيكارم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

به ياد قديما
پاسخ به: سازمان بین المللی حمایت از ساحره ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 10 دی 1392 19:23
نمایش جزئیات
آفلاین
درب به آهستگی روی پاشنه چرخید و پیکری سیاهپوش به آرامی به داخل گام نهاد. لحظه ای ایستاد تا به دور و برش بنگرد. از آخرین مرتبه ای که به آنجا قدم گذاشته بود مدت زمان زیادی نمی گذشت با این حال در طول این مدت آشکارا تفاوت زیادی با آنچه در ذهن داشت یافته بود. پنجره های بلند اتاق شکسته و خرده های آن به همراه خرت و پرت ها و کاغذهای پراکنده ای که احتمالا بقایای شعارهای کودتایی بودند بر کف زمین خودنمایی می کرد. ایلین آهی کشید و نگاهش را به میز و صندلی های واژگون شده ای دوخت که زمانی خود و اعضای سازمان جلساتشان را پشت آن برگزار می کردند. سپس نگاه چشمان سیاهش به آرامی سر خورد و بر روی دیوارهای اتاق کنفرانس ثابت ماند. دیگر از نقشه ها و طرح هایی که زمانی بر روی دیوارها به چشم می خورد خبری نبود و جای جای دیوارها را تصاویری از اعلامیه های مربوط به موفقیت مربوط به کودتا و متحدین دولت پیشین پوشانده بود که مهر تردید ناپذیر "تحت تعقیب" بر بالای تصویر هرکدام به چشم می خورد. در اتاق دیگر نشاط و جنب و جوش همیشه احساس نمی شد و فضا حالتی سرد و غمبار یافته بود. ایلین بی اراده لرزشی کرد. لرزشی که خوب می دانست ناشی از سردی هوایی نیست که موذیانه به درون رخنه کرده بود.
در همان لحظه درب با سر و صدا گشوده شد و ساحره های بلند بالا و زیبا داخل شد. حالت شاد و سرزنده ی او در تضاد کامل با سکوت و سردی حاکم بر فضا بود. درحالیکه موهای زیبایش با هر حرکت به طرز دل انگیزی به اطراف تاب می خوردند به طرف ایلین حرکت کرد و در همان حال گفت:
- ایلین! چه ملاقات هیجان انگیزی!
ایلین بازگشت تا نگاه عمزده اش را به صورت فلور بدوزد و چیزی نگفت. فلور مقابل ایلین ایستاد و موهایش را با یک حرکتی دلبرانه به یکسو راند. با لحنی اندک سرزنش بار گفت:
- چیه؟مگه چی شده؟حالا یه کودتای ساده که بیشتر نیست!تازه باید خوشحال باشی که یه ساحره برای گرفتن حق و حقوق ما امورو به دست گرفته...بیا بریم... ملتی منتظرتن!
و بی توجه به لحن تعجب آمیز ایلین که داشت می پرسید ملت؟کدوم ملت؟! دست او را چنان کشید که زاغ همراه آیلین با سر و صدای اعتراض آمیزی از روی شانه اش برخاست تا به دنبال دو ساحره بقیه مسیر را پرواز کند.
تا دقایقی دیگر هردو به یک طبقه بالاتر از اتاق کنفرانس رسیده بودند. ایلین در حالیکه همچنان به دنبال فلور کشیده میشد نگاهی به دور و برش انداخت.
- عجیبه در تمام مدتی که اینجا بودم یادم نمیاد این طبقه رو تا حالا دیده باشم!
فلور با خوشحالی بار دیگر دست ایلین را کشید و بی توجه به سکندری خطرناکی که ایلین خورد با سرزندگی گفت:
- نبایدم دیده باشی!این طبقه رو دلورس دو روز بعد از کودتا درست کرد تا بتونه از اینجا دید بهتری رو ملت داشته باشه!
سپس بی توجه به نگاه متعجب آیلین در مقابل دربی ایستاد و به آهستگی در زد. بی آنکه منتظر پاسخ بماند درب را باز می کرد و ایلین را با ملایمت به داخل هل داد. آیلین مردد به داخل اتاق گام گذاشت. اتاق بزرگی بود که سرتاسر دیوارهای سنگی آن را تصاویری مربوط به خشونت علیه زنان و شعارهای گوناگونی در باب حقوق زنان و درخواست انقراض نسل مردان و دادن امور به دست زنان پوشانده بود. در میان آنها چند آگهی تبلیغاتی و شعار مربوط به کودتا به چشم میخورد. در مقابل سکوی باشکوهی که حداقل یک متر از سطح زمین فاصله داشت دو ردیف صندلی چیده شده بود. بر روی ردیف صندلی های دست چپ آپولین با ناز و کرشمه نشسته بود و روی اولین صندلی های ردیف دست راست پادما و لینی را توانست تشخیص دهد . هرچند از سر پادما که بر روی شانه ی لینی رها شده بود به سادگی بر می آمد که چندان با میل و رغبت پا به این جلسه نگذاشته است. در انتهای همان ردیف ایلین قادر بود تا موجود کوچک و مچاله شده ای را با لباسی شبیه به رومیان باستان ببیند که بر تن نحیف و چروکیده اش زار می زد. موجود کچک سرش را به سمت زانوهای استخوانیش خم کرده و ظاهرا چنان در فکر فرو رفته بود که حتی سرش را بالا نیاورد تا تازه واردین را ببیند. فلور با دیدن نگاه پرسشگری که ایلین به موجود ریز نقش کوچک اندام می کرد زمزمه وار گفت:
- چیزی نیست...هوکیه!
ایلین با تعجب و صدایی نه چندان آهسته گفت:
- چی؟ هوکی؟ اون اینجا چیکار میکنه؟ مجلس زنونه است!
فلور با نگرانی نگاهی به جن خانگی انداخت و وقتی مطمئن شد که او چیزی نشنیده است با لحن سرزنش آمیزی گفت:
- هیس!مگه نمی دونی بانو آمبریج اعلام کرده هوکی مونثه؟
ایلین: :hyp:
اتاق کنفرانس:
حقوق زنان:
فلور از این فرصت بهره جست و این بار ایلین را به سمت سکو هل داد.
- برو دیگه...ملت منتظر سخنرانی تو سه ساعته اینجا نشستن!
ایلین نگاهی به جماعت مشتاق و منتظر درون سالن انداخت.
- سخنرانی برای این ملت؟! چقدرم زیادن...می ترسم صدام بهشون نرسه از اون بالا!
فلور کنار لینی و پادما نشست و با خونسردی گفت:
- نگران نباش...چندتا میکروفن جادویی برات گذاشتیم تا صدا به همه جای سالن برسه!
ایلین:
دقایقی بعد ایلین پشت میز کنفرانس قرار گرفته بود. حضور او با تشویق پر شور جمعیت کثیر(!) در سالن و قارقار زاغ وفادارش و خروپف پادما رو به رو شده بود. درحالیکه رو به روی جمعیت مشتاق درون سالن ایستاده بود انقباض ناخوشایندی را در دل حس کرد. با این همه زیر نگاه خیره و مشتاق جمعیت کثیری که شامل فلور و مادرش، لینی، پادمای غرق در خواب هفت پادشاه،هوکی سردرگریبان که میان بحران جنسی کماکان دست و پا میزد و زاغ پر سر و صدایش خونسردی خود را حفظ کرد.
- درود بر ملت ساحره! ای مدافعان حقوق زن همیشه در صحنه! متاسفانه همیشه در دنیا شاهد ظلم و ستم در حق ساحره ها بودیم و چقدر تاسف انگیزه اعتراف به این موضوع که قرن ها ساحره های عزیز حقوقی برابر بلکه کمتر از جن های خونگی داشتند و همیشه توسط جادوگرها مورد استثمار قرار گرفتند. اما گذشت اون زمان!گشت دوران تبعیض جنسیتی و نادیده گرفتن حقوق ساحره ها! ما امروز در اینجا جمع شدیم تا در اعتراض به این ظلم و نابرابری که قرن ها در حق ساحره های شده صدامون رو به گوش جادوگران برسونیم و مشتی محکم باشیم بر دهان استکبار مردسالاری!
ملت حاضر در صحنه و پشت صحنه:
پادما:
هوکی:
- اکنون که به من این فرصت داده شده تا از پشت این تریبون با شما صحبت کنم باید خدمت شما عالیجنابان عرض کنم امروز و با این فرصتی که دولت موقت و مقتدر ساحره سالار برای ساحره ها فراهم شده باید با اتحادمون مقتدرانه تر از هر زمان دیگری وارد عمل بشیم و قدرت و شکوه ساحره هارو به دنیا نشون بدیم و ثابت کنیم که مردها بدون وجود ما زنها حتی کرم فلوبر هم نیستن!
ملت حاضر در صحنه و پشت صحنه:
پادما:
هوکی:
- ما نیاز داریم تا در وهله اول به جمع کردن نیروهای جان بر کف اقدام کنیم تا بتونیم در قدم های بعدی با گسترش فرهنگ ساحره سالاری و مبارزه با ظلم و ستم و تجاوز به حقوق ساحرگان عزیز در سرتاسر دنیا مشتی باشیم بر دهان هر کور دلی که نمی تونه اقتدار و عظمت ساحره هارو ببینه!از همین جا اعلام می کنم که در سازمان حمایت از ساحره ها به روی هر ساحره ای با هر قومیت و ملیتی، از هر دسته و گرایشی با هر تفکر و جهت سیاسی...
آیلین با شنیدن سرفه هشدار آمیز فلور آهی کشید و ادامه داد:
- ظاهرا از جلوی صحنه اشاره می کنن متاسفانه ساحره های عزیز وابسته به حزب چیز تا زمانیکه از جبهه چیز رو برنگردوندن در سازمان جایی ندارن! البته این عزیزان بدونن این سخن من نیستآ! اهم...بله...سازمان ما فارغ از هرجهت گیری سیاسی، البته و در کمال تاسف جز دسته ای که اشاره شد پذیرای ساحره های عزیزه با هدف مبارزه با تضییع حقوقشون و گسترش نابرابری حقوق ساحره و جادوگر به صورت حق همیشه با ساحره هاست!البته به هیچ وجه هدایت جادوگرانی که حقوق ساحره هارو نادیده می گیرن به سمت کوره های جادوگرپزی که از دستاوردهای دولت موقت بانو دلورسه نباید فراموش کرد! با تشکر!
آیلین در میان تشویق پرشور حضار و سروصدای ناهنجار قاقار کلاغ،خروپف پادما و آه کشیدن های هوکی به آرامی از پله های سن پایین آمد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آیلین پرنس در 1392/10/10 20:06:14
ویرایش شده توسط آیلین پرنس در 1392/10/10 23:44:37
پاسخ به: سازمان بین المللی حمایت از ساحره ها
ارسال شده در: جمعه 6 دی 1392 22:50
نمایش جزئیات
آفلاین
بسیار خب ! ساحره های عزیزتر از جونم !

توجه داشته باشید. لطفاً به وظایف واقف بشین:

فلور دلاکور (امور جمع آوری ساحرگان ترشیده، تخمیر یافته، نیمه منجمد و بیوه)
سلسیتنا واربک (امور تنظیم سیستم های گرمایشی کوره جادوگر پزی)
ساحره شماره 3 (آنتن)
آپولین دلاکور (ویتامین)

صاب خونه:‌ آیلین پرنس

از این پس آیلین عزیز به همراهی خودتون اینجا رو اداره میکنه و ماموریت هاتون رو بهتون ابلاغ میکنه. کوره ها داغ و آماده هستن...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
No Country for Old Men


پاسخ به: سازمان بین المللی حمایت از ساحره ها
ارسال شده در: جمعه 6 دی 1392 17:01
نمایش جزئیات
آفلاین
زمــستان یا تــابستان؟
زمستان به خاطر برف و باران دلپذیرش!


2. بــرای گرفتن انتقام این همه جوان از دست رفته چه می توان کرد؟
به کمک بانو آمبریج و کودتای باشکوه شان حق مان را از این وزیر معتاد بگیریم و او را به سزای اعمال زشتش برسانیم. (البته با کمک گرفتن ازکوره های گرمایشی جادوگر پزی )


3. نـظـر شما در مورد بانو آمبــریج!
من بسیار خوشحالم که بلاخره از جامعه ی ساحره ها، بانویی بسیار با شخصیت مثل بانو آمبریج صاحب مقام وزیر سحر و جادو شد تا بتواند حق ساحره های مظلومی که جادوگران آنها را با بی رحمی آزار و اذیت می کنند بگیرد.



ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بانو آمبریج نزول اجلال می فرمایند:

چطوری تو آبجی؟ چه خبر؟ بیا بغل دلور ! بیا !
خیلی خب ! مرسی. بسه دیگه بیا پایین. دست توی جیبم نکن. بیا پایین. بیا پایین.
بسیار عالی. بانوی سبز، من تو رو برای سمت "ساحره شماره 2 (امور تنظیم سیستم های گرمایشی کوره جادوگر پزی)" در نظر دارم. امیدوارم همواره در این راه موفق باشی و دلت برای هیچ جادوگری نسوزه. مبادا خطایی کنی و مرلینی نکرده یک ساحره رو به اشتباه بندازی داخل کوره ها ! حتماً قبل از مصرف، پوست بکن قربانی رو و مطئمن شو طرف جادوگره و ساحره نیست.
اصلا هم دلت نسوزه به حرف های طرف که میگم من زن و بچه دارم و این حرفا. قطعاً زن و بچه هم داشته باشه بدون اون نفس راحت تر میکشن. عمری با جورابش آلودگی هوا ایجاد کرد، هاگوارتز تعطیل شد، مدرسه بچه اش ! آخر ترم بچه اش 6 تا تجدیدی آورد انداخت گردن زنش که تو فلانی و به بچه تغذیه ندادی ببری مدرسه و مخش کار نکرد و افتاد !

به سازمان خوش اومدی. به زودی آیلین وارد عمل میشه و ماموریت هاتون رو ابلاغ میکنه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سلسیتنا واربک در 1392/10/6 17:08:24
ویرایش شده توسط دلوروس آمبریج در 1392/10/6 22:36:52
ویرایش شده توسط دلوروس آمبریج در 1392/10/6 22:39:22
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: سازمان بین المللی حمایت از ساحره ها
ارسال شده در: جمعه 6 دی 1392 00:25
نمایش جزئیات
آفلاین
هووووووووووووووووم!!! چشممان روشن دخترمان بدون اجازه ی مادرش فعالیت میکند.فعلا فرم را پر کنیم.بعدا برایش داریم.

1. زمــستان یا تــابستان؟

زمستان است
نفس کز گرمگاه سینه می‌آید برون ابری شود تاری‍ک
چو دیوار ایستد در پیش چشمانت
نفس کین است......
اهم ...اهم ... مثل اینکه اشتباه شد اینجارو با شب شعر اشتباه گرفتم .بله دخترم مگه بارش برفو نمیبینی ؟برف تو چه فصلی میاد؟ آفرین زمستون!آخه اینم سواله؟ آبروی خانواده رو بردی!!!

2. بــرای گرفتن انتقام این همه جوان از دست رفته چه می توان کرد؟

مورفین را با همه ی چیز هایش در مقابل چشم عموم ساحرگانی که زندگیشان بر اثر چیز از هم پاشیده در کوره ی جادوگر سوزی ریخته و به آتش بکشیم.


3. نـظـر شما در مورد بانو آمبــریج!

گربه های خوبی دارد!!
محاسبه کردیم هرکدام از روباه های ما روزانه دوتا گربه مبخورند پس به عبارتی غذای روباه های ما تا آخر عمرشان تامین است!!




فلووووووووور بی اجازه مسئولیت قبول میکنی؟ بیا تالار ریون٬ تا حقتو بذارم کف دستت






ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بانو آمبریج صحبت میکنه:

فلور جان ! به مادرت پست "ساحره شماره 4 (ویتامین)" رو بده. همین الان براش حکمشو زدم، فیش حقوقیشم صادر میشه.
در درگیری با جادوگرها، میتونید از مادرتون انرژی دریافت کنید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دلوروس آمبریج در 1392/10/6 14:30:31
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: سازمان بین المللی حمایت از ساحره ها
ارسال شده در: چهارشنبه 4 دی 1392 22:34
نمایش جزئیات
آفلاین
دختــرکــی خــرامان خــرامان وارد ســازمان شــد وســازمان را خالی از هـر جنبنده ای ســاحره ای یــافت. اخم کوچکی بر ابروانش نــقــش بست که دلالت بر بی اطلاعی از دلیل خالی بودن سازمان داشت. که بالاخره با درک این که ساعت دو نیمه شب هیچ ساحره ای بی کار نیست در سازمان بنشیند رفع شد، سپس بــا قیافه ی متفــکــری بــه سمت دیوار ســفـیـد سازمان گام بــرداشــت و سرش را کمی کج کرد . چراغی بالای سـرش روشن شد!

- فــهـــمیدم!

موی بلندش را پشت گوش های زد چوب دستی اش را در دستانش گرفت و بــا لحن آهنگینی شــروع کــرد به ورد خواندن.

چــنــد ســاعت بـعـد

دختــرک چشمان آبی اش بالاخره از دیواری که دیگــر سفید نبود بــرداشت. سپس از ســازمان بیرون دوید تا ساحره هایی که تا چند دقیقه دیگر می رسیدند را با دیوار رنگی تنها بگذارد!

ساحره و ســــاحــــرگــان، اینــست مسئله!

در دو دولــت پیشین ساحره ها مورد ستم واقع شده و مظلوم بودند. نه به دولــت بگـمن که آسـلام را بر سرمان می زد، نه به دولت مورفین!

این مورفین چیز کــش که تمام خانواده مـان را چیزی کرد و انداخت گوشه ی خیابان و ما را بچه بغل تنها گذاشت... :|

مـگــر ما ساحره جماعت چه کرده ایم که این همه سال دسته گل تربیت می کنیم بعد مورفین معتادشان می کند؟

و آن گــاه است که بــانو دلو بر می خیزد،

فقــط ســه نفر... سه نفر باید بیاید تا ما ساحرگان زمــســتانی صــدایمان را جای جای جهان برسانیم!

ساحره شماره 2 (امور تنظیم سیستم های گرمایشی کوره جادوگر پزی)

ساحره شماره 3 (آنتن)
ساحره شماره 4 (ویتامین)

بــرای گرفتن هـر یک از عنون ها این فرم را پــر کنید:
1. زمــستان یا تــابستان؟
2. بــرای گرفتن انتقام این همه جوان از دست رفته چه می توان کرد؟
3. نـظـر شما در مورد بانو آمبــریج!



افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بار دیگر سایتی که دوست می داشتم. :)
پاسخ به: سازمان بین المللی حمایت از ساحره ها
ارسال شده در: پنجشنبه 7 آذر 1392 23:59
نمایش جزئیات
آفلاین
آلیس عزیز
چقدر خوشحالم شمارو اینجا میبینم. بابت عکسا متاسفم...لینکاش حذف شده چون قرار بود سوالای فرم عوض شن منم دیگه آپدیتشون نکردم... ماهیتابه؟انتخاب خوبیه به ویژه وقتی از پشت سر فرود بیاد تو فرق سر یه از همه جا بی خبر!
تایید شد.

ساحره های عزیز
ضمن معرفی عضو جدیدمون لازمه یادآوری کنم مثلا ما یه دوره تو تریای مادام پادیفوت داریما!تا الان هم که دو هفته گذشته فقط منو دافنه پست زدیم!
خلاصه جریانو هم براتون اینجا می ذارم اگه خواستین سوژه رو ادامه بدین!
سازمان ساحره ها قصد داره تا عضو جدید بگیره.برای اینکار نیازه از یه جا شروع به تبلیغ کنه و چون بیشتر اعضا مرگخوارن و نمی تونن به سادگی برای تبلیغ راه بیافتن تو خیابون قرعه به نام سینسترا می افته که تو هاگوارتز تدریس میکنه ولی سینی در حال حاضر تو تریای پادیفوته. مالی به ساحره ها میگه سینی افسرده شده چون نتونسته راهی پیدا کنه تا اسنیپ با دلورس که عاشق اسنیپ شده رو به رو بشن...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: سازمان بین المللی حمایت از ساحره ها
ارسال شده در: پنجشنبه 7 آذر 1392 17:06
نمایش جزئیات
آفلاین
.نظر شما در مورد اسطوره ی خانه داری مالی ویزلی چیست؟
نظرم.....خوب در واقع این مالی این همه استعداد داشت اما دریغ از شکوفایی باز خوبه جنگ شد معلوم شد نه بابا مالیم بلده

2.در صورت مواجه شدن با این صحنه چه واکنشی نشان می دهید؟
من که صحنه ای نمیبینم

3.کدامیک از وسایل زیر را انتخاب می کنید؟به چه منظوری؟

الف)ساطور.
ب)دمپایی.
ج)ملاقه.
د)سم.
هـ)جارو.
من شخصا ماهیتابه رو خیلی دوست دارم ولی از این موارد ملاقه جالبه

4.نظر شما در مورد صاحب این تصویر چیست؟
بازم عکسی نمیبینم

5.چه توقعی از سازمان حمایت از حقوق ساحرگان دارید؟
از ساحره های جیگر خودمون حمایت کنه جوری که همه ماستاشونو کیسه کنن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: سازمان بین المللی حمایت از ساحره ها
ارسال شده در: پنجشنبه 7 آذر 1392 12:35
نمایش جزئیات
آفلاین
ایلین پرنس نوشته:
نقل قول:
درسته با این حال فکر نکنم زدن پست در اینجا هم تاثیر چندانی داشته باشه چون ممکنه ناظرین انجمن ریونکلا اینجارو نبینن. به نظر من اگه براشون پیغام خصوصی بفرستین بیشتر جواب بده.


خیلی ممنون از راهنماییتون.به کی باید پیام بدم؟؟؟؟؟؟؟میشه اسم بگین؟؟؟؟؟؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
HUNTER
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: سازمان بین المللی حمایت از ساحره ها
ارسال شده در: پنجشنبه 7 آذر 1392 11:23
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

آملیا سوزان بونز نوشته:
ببخشید،من نتونستم در "راهنمای تالار راونکلاو"پست بزنم!
خواستم بگم تولد من توی لیست نیست!
14 مهر!
لطفا رسیدگی کنین تولد منم توی لیست باشه.

درسته با این حال فکر نکنم زدن پست در اینجا هم تاثیر چندانی داشته باشه چون ممکنه ناظرین انجمن ریونکلا اینجارو نبینن. به نظر من اگه براشون پیغام خصوصی بفرستین بیشتر جواب بده.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!