جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

49 کاربر(ها) آنلاین هستند (34 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
46
مهمانان
3
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  97 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  176 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  294 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  281 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  353 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  255 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: پنجشنبه 1 اسفند 1392 23:47
نمایش جزئیات
آفلاین
بسم الرب الوالدین الهری الباتر


1. به نظرتون هرمیون کارای گروه ت.ه.و.ع رو به چه شکل ادامه داد؟ (5 امتیاز)

از همین تریبون اعلام می کنم همه ی این حرفا شایعه و فتوشاپه . بعد از پایان جنگ با این مردک سیاه ... چی بهش میگن...؟آها یادم اومد «والدرمورت» به یاد و خاطره ی دابی کتابی رو نوشتم به نام «جامعه ی جادوگری سیاه ، شایعه یا واقعیت» و این کتاب حاوی مطالب حمایتی از جنیان بود و همسر محترمم «رونالد بیلیوس ویزیلی» (خداییش هری رو بیشتر دوست دارم ولی فوقع ما وقع) با تقبل هزینه ی چاپ این کتاب رو پرداخت کرد. از اونجایی که بنده در این کتاب مستنداتی رو ارائه کردم که آغا جن های خانگی هم دل دارن باید زندگی مستقلی داشته باشن و... . این کتاب که دل جامعه ی جادوگری رو از نژاد پرستی پاک کرده بود به وسیله ی آقای هری پاتر مدیر محترم مدرسه ی هاگوارتز وارد مدرسه شد و هر دانش آموز نسخه ای رایگان از این کتاب رو دریافت کرد فلذا کم کم همه ی خانواده ها جز خانواده های سیاه حقوق جنیان رو قبول کردند و الان هم قصد دارم این حقوق رو در قالب لایحه ای به وزارتخونه تقدیم کنم...


2. تاریخچه ی زندگی جن های خونگی از گذشته تا به الان رو شرح بدین!(10 امتیاز)

اوایل این موجودات به خوبی و خوشی کنار جادوگران زندگی می کردند ولی بیشتر نقش کارگر داشتند بعدا ها پس از مرگ مرلین بعضی ها به اسم وزارتخونه اومدن و این موجودات رو اسیر کردند گفتند شما همه زحمتکشان این جامعه هستین و برای تقدیر باید با ما بیاین زیر زمین وزارتخونه. بعد از این که این جنیان ساده لوح رو به زیر زمین وزارتخونه انتقال دادند و از طرفی هم می دونستند اینها خیلی جادوگرای قوی هستند از ابزار جنگ نرم استفاده کردند ، اونها رو شست و شوی مغزی دادند و روز ها و شبها به اون ها فیلم هایی رو نشون میدادن که شما برده هستین شما باید برای ما کار کنین و ... . در آخر بعد از یک ماه تمام اونهارو آزاد کردند و همه ی جن ها به صورت هیپنوتیز شده ای به جامعه برگشتند و تا سال های گذشته فلاکت می کشیدند ولی ناگه ستاره ای پر امید به نام هرماینی جین گرنجر در آسمان درخشید . تمام.

3. از چه زمانی دنیای جادوگری و ساحرگی، از دنیای مشنگ ها جدا شد؟ دلیل این جدایی چی بود؟ (10 امتیاز

اصیل زاده هااااا اصیل زاده ها عامل بودند... روزگارانی قانون فرقی بین انسان و جادوگر قائل نمی شد تا این که آقا زادگان اصیل زاده که خانواده های تاریک بودند شروع کردند به فسق و فجور و کلا دنیا رو با استفاده از جادوی خودشون قبضه کردند . نیاکان خانواده های سفید تنها راه حل جلوگیری از رانت خواری و مشکلاتی که قدرت جادو باعث شده بود رو جدایی دنیا ها دیدند ولی این آقازاده ها که کلشون بوی قرمه سبزی می داد قبول نکردند در نتیجه وزارت ساواج اون زمان همشون رو پخ پخ کرد و وزارت جادوگری حکم استقلال از انسان ها رو صادر کرده و دنیا ها جدا شدند.

4. وزارت سحر و جادو در مقابل چه چیزهایی باید از دنیای جادوگری و ساحرگی حفاظت کنه؟ 2 تا مثال بزنین! (5 امتیاز)

از تداخل بین ابعاد ، بعضی جادوگر ها در تاریخ بودند که از قدرت جادوشون در راه خر کردن بنی بشر استفاده کردند ولی اگر وزارتخونه نبود حالا وضع ما خراب بود برای مثال:
1. سال اول حمله ی آمریکا به افغانستان بود و این مورفین مفت خور خودش رو گروه ضد آمریکایی معرفی کرد و اسم گروه رو گذاشت «الحشیشیون» و به اسم مبارزه تمام دشت های جنوب کشور رو تبدیل کرد به مزرعه *** و همشو خودش دود می کرد و قاطی می کرد و به تمام پایگاه های آمریکا اسپیوفای نازل می کرد واگر برادران اطلاعات نبودند و اون رو کت بسته به جامعه ی جادوگری بر نمیگردوندن حالا باید تو دارپا واسشون چوب دستی می ساختیم.
2.بعد از مرگ ولدرمورت مرگخوار ها از هم پاشیدند ولی بعضی ها سعی کردند که از اول بسازنش که ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پارسال ایفای نقش هرماینی گرنجر بودم!! بیکارم کردن !!بـــــــیکار!!
(البته از بروبچ جادوگران متشکرم چون واقعا زمان برای ایفای نقش نداشتم، رول نباید بیکار بمونه)

تصویر تغییر اندازه داده شده


به توئیترم هم سری بزنید!!
https://twitter.com/hamed__n
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: پنجشنبه 1 اسفند 1392 12:05
نمایش جزئیات
آفلاین
1. به نظرتون هرمیون کارای گروه ت.ه.و.ع رو به چه شکل ادامه داد؟ (5 امتیاز)

والا این بچه اول شروع کرد به گیر دادن به ملت. هر تسترالی رو که توی هاگوارتز میدید هی آویزونش می شد و قسم و آیه و التماس که جون عمه کوچیکه ی مادرت بیا عضو این تشکل ما بشو.
بعد که دید فایده نداره همایش هایی رو برگزار کرد، کاملاً به صورت رایگان و به صندلی های محترم توضیحاتی رو ارائه داد.

حتی خود جن های خونگی هم نیومدن عضو این انجمنش بشن و خودش تک و تهنا هویجوری به کار خودش ادامه داد تا وقتی که شوهر کرد و شوهرش گفت فک نکن اینجا خونه آقاته که بخوای پولایی که من جون می کنم در میارم رو بکنی توی حلق این جن های خونگی. و از اونجا بود که این انجمن ملغی شد.

2. تاریخچه ی زندگی جن های خونگی از گذشته تا به الان رو شرح بدین!(10 امتیاز)

آخ جون دوباره باید داستان بگم.

بشینید عزیزانم... لینی بشین! بچه حرف نزن. اوی مگه با تو نیستم چشم سفید؟

خب بچه ها، داستان ما از اونجایی شروع میشه که یه بابایی به نام «ادوارد خونگی» که از جادوگران معروف اون زمان بود رفته بود توی کوه و کتل و هی داشت برای خودش اکتشافات ارزشمند و اینا می کرد.
بـــــــعد، یهو رسید به یه مجموعه غار هایی که یه سری جن هویجوری هی داشتن در و دیوار رو می سابیدن و غذا درست می کردند و مثل اسب جون می کندن.

این یه فکری به سرش زد و اینا رو برداشت و آورد شهر خودشون و به اسم جن های ادوارد خونگی شروع به فروختن اونا کرد. که بعد ها به مرور زمان این اسم از جن های ادوارد خونگی به جن خونگی تغییر یافت.

این بدبختا داشتن برای خودشون حال می کردن و بذت می بردن و مثل بچه ی آدم کار می کردن که یهو این دختره خل شد و یه تلاش هایی کرد ولی به هیچ نتیجه ای نرسید.
اینگونه بود که کل الیوم تلاش هاش به درد لای جرز دیفال هم نخورد.

3. از چه زمانی دنیای جادوگری و ساحرگی، از دنیای مشنگ ها جدا شد؟ دلیل این جدایی چی بود؟ (10 امتیاز)

والا این مشنگ ها آدم های بیخودی هستن کلاً. بندگان خدا این جادوگر ها رو گیر می کشیدن و هی ازشون می خواستن براشون جادو جمبل کنن.
حالا اصلاً به شعورشون نمی رسید بابا جان، مثلاً فلانی تغییر شکلش خوبه، نمی تونه برای تو پیشگویی کنه، یا فلانی دوئلش خوبه ولی عرضه ستاره شناسی که نداره.

دیگه کار به جایی کشیده بود که اینا رو اصن گروگان می گرفتن می گفتن یا کاریو که میگیم می کنی یا دهنتو سرویس می کنیم.
برای همین مشکلات دیگه گفتیم آقا ول کنین ما رو جون عمه کوچیکه ی آقاتون.

4. وزارت سحر و جادو در مقابل چه چیزهایی باید از دنیای جادوگری و ساحرگی حفاظت کنه؟ 2 تا مثال بزنین! (5 امتیاز)

اولیش که همین بود که گفتم دیگه. هی اذیت و آزار می دادن جادوگرا و ساحره ها رو.

دومیش هم این بود که بعضی از مشنگ ها کلاً از قدرت جادوگران می ترسیدن و به همین دلیل یه سری حرفا در آوردن براشون و پشت سرشون زدن که مثلاً جادوگر ها فلانن و اینا.
برای همین بعضی از مشنگ ها اصلاً به خون جادوگران تشنه شدند و می خواستن بکشننشون.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: چهارشنبه 30 بهمن 1392 15:28
نمایش جزئیات
آفلاین
1. به نظرتون هرمیون کارای گروه ت.ه.و.ع رو به چه شکل ادامه داد؟ (5 امتیاز)

هرمیون بعد از اینکه دید تو کل هاگوارتز نهایت تلاششو کرد و تنها نتیجه ای که گرفته بدبین شدن همه نسبت به دابی بوده، تصمیم گرفت کاری کنه که بچه ها از وقتی خیلی کوچیکن با جنای خونگی آشنا بشن و خلاصه از همون طفولیت شستشو مغزی شون بده!
هرمیون دابی رو برد به یه یتیم خونه که کلی بچه ی زیر شیش سال توش بود و طی چهار سال بهشون آموزش داد که جن خونگی باید آزاد باشه!
این نسل رفتن هاگوارتز. تا رسیدن اونجا، تحت تاثیر محیط قرار گرفتن و همه چی یادشون رفت و باز همون شد که بود.
هرمیون بعد از این حرکت نا موفق،مدتی دابی رو میذاش رو شونه هاش و تو خیابون چرخ میزد و اعلامیه میداد دست مردم. ولی یه روز یه مرد مسنی گرفتش و بعد از یه قصه ی طولانی، دابی رو هم خر کرد حتی!
دابی هم با چشمای مملو از اشک گفت " هر کسی را بهر کاری ساختند" و رفت.
هرمیون هم این اتفاق توی روحیه ش اثر منفی گذاشت و از اون لحظه بیخیال شد و فعالیتاشو زیرزمینی ادامه داد با گروهش که متشکل از خودش و عله بود... بله بله. رون نبود. همون طور که تو کتاب دوم نوشته شده، ویزلیا دوس داشتن یه جن خونگی داشته باشن. در نتیجه رون طرفدارشون نبود.
هنوزم سخنان پراکنده ای در مورد فعالیتاشون شنیده میشه... ولی دیگه اونقدرا خبری ازشون نیست. میدونی، هرمیونم دیگه از این وضع خسته س! می فهمی؟!

2. تاریخچه ی زندگی جن های خونگی از گذشته تا به الان رو شرح بدین!(10 امتیاز)

گذشته های خیلی دور، جایی در اعماق یه جنگل تاریک، سرزمینی بود که سرزمین جنون نام داشت. هر کسی این اسمو یه جور می خوند. بعضی ها می خوندن سرزمین جُنون. چون هر کس می رفت اونجا وقتی بر می گشت راجع به جن حرف میزد و می گفتن دیوونه شد. بعضی ها هم عقلشون می رسید و می خوندن سرزمین "جِنون" و میدونستن که اون "ون" نشانه ی جمعه!بله.
حالا به هر حال. جن های مختلفی از جمله جن های خونگی، جن های معمولی و جن های خاکی اونجا زندگی می کردن واسه خودشون.
جن های خونگی وظیفه ی تمیز کردن شهر رو بر عهده داشتن. جن های معمولی مقام های اداری رو داشتن و جن ها خاکی هم باغبون و نقاش و اینا بودن! جن های عالی رتبه هم که خب رهبر کل جن ها بودن.
یه روز یکی که حرف های ملت که در مورد زندگی اجنه توی اون سرزمین بودو شنید. رفت اونجا. از دروازه رفت تو. بعد که حقیقتو دید و اومد بیرون، یادش رفت دروازه رو درست ببنده!
تا قبل از این اتفاق کسی از وجود جن خبر نداشت.
این شد که چن تا جنا اومدن بیرون. جن ها خاکی و جن ها معمولی دویدن سر خیابون و دربست گرفتن و این شد که خوش و خرم بین مردم زندگی کردن. اما جن های خونگی جغرافیاشون ضعیف بود و تو جنگل گم شدن.
درست در مرز مردن از گشنگی بودن که یه جادوگر پیداشون کرد. اونا هم که با محبت. احساساتی. آخی
خودشونو مدیون دیدن و تصمیم گرفتن به طرف خدمت کنن. ولی خب کاری جز تمیز کاری بلد نبودن. پس تمیز کار شدن. بعد نسل های بعدیشون دیگه از اون یه خونه اومدن بیرون و همه جا پخش شدن و هنوز هم روی عادت اجدادشون تمیز کاری میکنن
چه با محبت
اهم... وظیفه شونه! ببخشید، یه ثانیه رگ مادریم زد بالا!


3. از چه زمانی دنیای جادوگری و ساحرگی، از دنیای مشنگ ها جدا شد؟ دلیل این جدایی چی بود؟ (10 امتیاز)

حقیقتا زمان قدرت گرفتن مغول ها بود. اون زمان مغول ها به همه ی کشور ها حمله می کردن. اوج ترس و وحشت و اینا بود.
جادوگرا به طور غریزی و به شیوه ی خودشون و با جادو از خودشونن دفاع می کردن. ولی مشنگا خیلی راحت شپلخ می شدن.
اون تعداد کمی از مشنگا که جادو کردن جادوگرا رو میدیدن شروع میکردن به پخش کردن این حرف که اونا غیر طبیعی و خطرناکن.
و در نتیجه جادوگرا خیلی مورد آزار و اذیت قرار می گرفتن.
پس تصمیم گرفتن یه مقر برای خودشون درست کنن و با جادو ازش محافظت کنن.
و از اون موقع دیگه جادوگرا و مشنگا دور از هم زندگی میکنن.

4. وزارت سحر و جادو در مقابل چه چیزهایی باید از دنیای جادوگری و ساحرگی حفاظت کنه؟ 2 تا مثال بزنین! (5 امتیاز)

اولین چیز مشنگ ها هستن!
اصن آقا سوالی که من دارم اینه که چرا ما باید جامعه مونو از مشنگا قایم کنیم؟ چرا اونا نباید اونقدر از ما بترسن که جامعه شونو از ما مخفی کنن؟ یه مسئول بیاد و پاسخگو باشه
مشنگ ها نباید باعث بشن آزادی جادوگرا گرفته بشه! چه وضعشه!
و دومین چیز مربوط به جامعه ی خودمونه... اژدها ها!
آقا اژدهاها خیلی خطرناکن!
من اصلا دلیل وجودشونو درک نمیکنم هلگایی

__________________

خسته نباشید اســــــتاد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

ارباب جان، جان جانان اند اصلا!




پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: دوشنبه 28 بهمن 1392 22:25
نمایش جزئیات
آفلاین
1. به نظرتون هرمیون کارای گروه ت.ه.و.ع رو به چه شکل ادامه داد؟ (5 امتیاز)

ابتدا یک پروفایل باز کرد و عکس هایی بس بیناموسانه از خودش رو گذاشت توش! سپس هر جادوگر و ساحره و مشنگی که دم دستش بود رو اد کرد و عاقبت وختی به 4000 فرند رسید یک پیج ساخت و به همه ی فرنداش مسیج داد که لایک و شیر کنن. اسم پیج مذکور هم گذاشت "دچار حالت تهوع نشی آب قعطه!" بعد لابلای چیز های بانمک و بی نمک و جوک و لطایفی که میذاشت هرازگاهی عکس یک جن خونگی میذاشت و زیرش مینوشت "این جن خونگی وفادار و سختکوش چن تا لایک داره؟ هان؟ چند تــــا؟" یا مثلا عکس یک جن در حال سر بریده شدن میذاشت و زیرش مینوشت: "این جن مبتلا به یرغانه! صاحبش هر روز سرب مذاب تو حلقش میریزه و پوستش رو غلفتی میکنه! هر لایک نشانه تنفر به صاحب بی رحمشه " و گاها عکس یک جن خانگی مونث رو در کنار عکس فلور پریزاد با هفت قلم آرایش میذاشت و مینوشت "1 یا 2؟ خودم که میگم 2، اگه تو هم قبول داری زیبایی تو سادگیه لایک کن!"
در مرحله بعد که پیج معروف شد و لایک هاش به مرز 100K رسید فعالیت ها منحصر به حقوق جن خانگی شد و گروپ های دوستداران اجنه تشکیل شد و اعضا هریک با ده ها آیپی مختلف در نظرسنجی های سایت های معتبر و نامعتبر و وبلاگ رفقا (!) به حقوق جن ها رای دادن. از شبکه های اجتماعی خواستند که حقوق جن های خانگی را به رسمیت بشناسند و آوتار هایشان را به عکس جن آزاده ی لباس به دست تغییر دادند و از گوگل هم خواستند لوگویش را به این تغییر دهد و تگ "#FreeKhoonegianJens" رکورد شیر شدن و توییت شدن را جابجا کرد!


2. تاریخچه ی زندگی جن های خونگی از گذشته تا به الان رو شرح بدین!(10 امتیاز)

مورخان آغاز خدمت جن خانگی به جادوگران را همزمان با اهلی شدن سگ میدانند! با این حال در تواریخ مختلف، سنگ نوشته ها و نقاشی های دیوار غار ها همواره جن خانگی در بردگی نژاد جادوگر بوده و هیچ مدرکی دال بر این که زمانی اجنه آزاد بوده اند یافت نشده.

با این که جن ها در ظاهر قابلیت های جادویی دارند که جادوگران از آن عاجزند (مانند غیب و ظاهر شدن در مکان های مجهز به ضدآپارات) قدرت های آن ها محدود به جادوهای خاص و نچندان قدرتمند میباشد و برخلاف نژاد جادوگران که همواره پیشرفت کرده اند و روز به روز مرز های جادو را گسترش میدهند از گذشته های دور تا به امروز از این حیص(؟!) تغییری نداشته اند.

در طول تاریخ خود اجنه کوچکترین گامی برای آزادی یا حقوق خود نکرده اند، در واقع آن ها برای خدمت تربیت شده اند و حتا جرقه های کوچکی که برای گرفتن حقوقشان زده شده همگی توسط دیگر اجنه در نطفه خفه شده اند! از آخرین نمونه های اجنه آزادی خواه میتوان به هوکی اشاره کرد که به حقوق اجنه اعتقاد داشت و حتا تا وزیر شدن هم پیشرفت اما همسرش که از طرف خانواده خود هوکی تحریک شده بود شبانه مشکلات جنسیتی-هویتی برای او به وجود آورد تا آبرویش برود و سودای اجنه ی آزاد را از سر بیرون کند. البته این یک نمونه بسیار صلح آمیز سرکوب شدن جن های آزادی خواه بود! در نمونه های قدیمی تر جنی که نام آزادی را بر زبان می آورد توسط خانواده اش زنده به گور میشد.

و اما نژاد جادوگر همیشه نسبت به این ذات برده و خدمتگزار جن های خانگی بی تفاوت بودند و این را امری طبیعی تلقی میکردند ... در خانواده های اشرافی که جن های زیادی داشتند به محض پا به سن گذاشتن جن سر او را میبریدند و جن جوان تر و کارامد تری را جایگزین میکردند و خانواده های فقیر تر نیز از همان یک جنشان تا لحظه مرگ بی حد و اندازه کار میکشیدند.

در نهایت بعد از جنبش فرهنگی تهوع جادوگران از حقوق جن های خانگی آگاه شدند و امروزه در حالی که به دلیل کم شیرین بودن شربتشان سیخ در چشم جنشان فرو کرده اند عکس دابی، اولین جن آزاده را شیر میکنند و زیرش مینویسند RESPECT! و یک عالمه روشن فکر محسوب میشوند و لایک میگیرند.


3. از چه زمانی دنیای جادوگری و ساحرگی، از دنیای مشنگ ها جدا شد؟ دلیل این جدایی چی بود؟ (10 امتیاز)

در برخی از تواریخ بی پایه و اساس نوشته شده این کار بابت تامین امنیت جادوگران انجام شد که هر عقل سلیمی حکم میکنه بدیهتا این حرف کاملا غلطه و مزخرف و زاییده ذهن بیمار نویسنده مشنگ دوست! آخه مگه مشنگ جماعت این قدرت رو داره که خطری برای جادوگر ایجاد کنه؟
در واقع این اقدام یک حرکت فرهنگی بود! جدایی مشنگ ها و جادوگران از این بابت بود که مشنگ ها موجودات پست و حقیر و کثیفی هستند که اولا لیاقت همنشینی و کنار جادوگران بودن را ندارند دوما کودکان جادوگر که زیاد با مشنگ ها نشست و برخواست و همنشینی میکردند عمدتا دچار مشکلات تربیتی و فرهنگی بودند این امر آینده ی جامعه جادویی را تهدید میکرد! یک جادوگر باید در فضایی سالم و به دور از هرگونه مشنگ کثیف و حقیر پرورش یابد و اصلا تا 18 سالگی مشنگ نبیند! از این رو در سال 666 هجری مرلینی شورای انقلاب فرهنگی این امر را تصویب کرد و پروژه جدایی دنیای جادویی از جامعه مشنگی کلید خورد.


4. وزارت سحر و جادو در مقابل چه چیزهایی باید از دنیای جادوگری و ساحرگی حفاظت کنه؟ 2 تا مثال بزنین! (5 امتیاز)

اگر مشنگ ها از وجود ما باخبر شن قطعا میخوان خودشون رو به نژاد برتر نزدیک کنن که این بزرگترین خطره!
بعد از این هم پاکسازی مشنگ زاده های نفوذ کرده به دنیای جادویی و بازگرداندن اونها به دامن طبیعت از وظایف وزارت خونه س که متاسفانه مدتیه به درستی اجرا نمیشه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هیچی به هیچی!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: چهارشنبه 23 بهمن 1392 22:33
نمایش جزئیات
آفلاین
1. به نظرتون هرمیون کارای گروه ت.ه.و.ع رو به چه شکل ادامه داد؟ (5 امتیاز)

روایت داریم که بعد از این که با رونالید بیلیوس ویزلی ازدواج فمودند؛ رفتند سراغ فعالیت هاشون. که یک چیز اصل ِ ماجراست:

... گوسپـــــَــند

هر کسی از خصوصیات مفید گوسپند باخبر نیست. اما هرماینی می دونست. اون سوار یک گوسپند شد و تصمیم گرفت دور دنیا رو با این گوسپند که به دم ـش یک برچسب با عنوان "حمایت از جن خونگی" نصب شده بود؛ بگرده.

بعد حالا این که چقدر هوادار و پیرو و فالوِر (!) دورش جمع شدن ـن و برچسب ِ گوسپندش رو لایک کردن؛ رو از خودش بپرسین.

2. تاریخچه ی زندگی جن های خونگی از گذشته تا به الان رو شرح بدین!(10 امتیاز)


قبلا جن های خونگی خیلی بیشتر بودن. حدود 200 تا برای هر خانوار. اما الان جوری شده که برای هر 200 تا خانوار یک جن خونگی هست. چرا؟ الان میگم براتون/ قصه ـش تو این کتاب ـه.

همه این ها زیر یک مدرسه به نام ِ هاگوارتز ِ معروف ـه. چون اون الان حدودا یک ترا جن خونگی داه. (بر وزن ترا بایت... ) خب، بعد، این هاگوارتز بی صاحاب، عشق و عاشقی رو منع کرده و در نتیجه »» No BaBy و »» کمبود جمعیت!

اما جن های خونگی، مخصوصا مونث ها بسیار آزادی بیشتری دارن. مثلا تا 20 سال قبل، هیچ جن خونگی مونث ـی حق ِ نوشابه خوردن نداشت. اما الان حتی نوشابه قرمز ( به روایتی نارنجی) هم می خورن ! :ysilent:

این آزادی بین ِ خودشون بود. اما ما هنوز هم هیچ فرقی براشون قاعل نیستیم. فقط داریم سعی می کنیم که اون ها رو نکشیم و قیمتشون چون خیلی بالا رفته ما می ترسیم نکنه جن ـمون خراب بشه و برای همین کاری باهاش زیاد نداریم.

3. از چه زمانی دنیای جادوگری و ساحرگی، از دنیای مشنگ ها جدا شد؟ دلیل این جدایی چی بود؟ (10 امتیاز)

در دوره مزوزوئیک- کرتاسه »» چون که اون موقع بشر ِ ماگل _ بالفرض اگه وجود داشت ِ. _ به این نتیجه رسیده که جادوگرا تقریبا دارن روی اون ها سلطه مستبدناک (!؟) ـی می کنن و اگه شر جادوگر ها رو کم نکنن؛ میشن یک چیزی در حد جن خونگی الان ما. برای همین هر شب، جمع می شدن و یک جادوگر خفته را در خواب قلقلک می دادند... می کشتند!

یک شب، ما به این نتیجه رسیدیم که ماگل ها دارن پاشون رو از گلیم ـشون دراز تر می کنن و تصمیم گرفتیم جن ِ خونگی ـشون بکنیم. اما بعد رفتیم به جنگشون و اون کلا دایناسور هایی که رام کرده بودن (!) و گوسپند هاشون رو فرستادن سراغ ما. تازه، یک کرمی هم به پوستشون زده بودن که ساپونین و تانن داشت و هر سوختگی و زخمی رو بلافاصله خوب می کرد. ما هم دست از پا دراز تر، تصمیم گرفتیم به فرار!

4. وزارت سحر و جادو در مقابل چه چیزهایی باید از دنیای جادوگری و ساحرگی حفاظت کنه؟ 2 تا مثال بزنین! (5 امتیاز)

- گوسپـــَــند ها : همین طور که هر زیست شناسی می دونه گوسپند ها بسیار بسیار خطرناک می شن اگه یک گرگ ببینن و با سرعت باد میدون که می تونه هر چیزی جلوی اون ها رو نابود کنه. خوب، اگه جامعه ماگلی برای این که جلوی ما رو بگیره؛ یک تصویر گرگ مانند از ما رو خورد ِ ذهن ِ گوسپندا بده؛ اونا می شن دشمن ِ ما و ... پس پیشگری می کنیم ... !

- بربر ها: بربر ها یک نژادی بودند که به نون بربری علاقه زیادی داشتند و نکته عجیب این بود که به جادوگر ها هم علاقه زیادی داشتن. این نژاد ماگل بودن و جادو و قدرت هم نمی فهمیدن و کنترل نا شدنی بودن. »» ناد جادوگر ها باید مخفی می موند از دستشون.

سوال امتیازی:

بـــــعـــله! ما خوابمان برد. آن هم چه خوابی... کنترل داشت. شبکه سه آن، فیلم سینمایی "پنگوئن ها پرواز می کنند" رو داشت می داد و شبکه دو هرج و مرحج در آمریکا رو نشون می داد (!) اما ما مشغول دیدن شبکه پنج بودیم : "ستاره ها سفیدند یا جهنمی؟"

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تنها گیاهِ سیاهِ فتوسنتز کننده ی بدون ریشه ی گرد، با ترشح مواد گازی سیاه از واکوئلش. چرا ایمان نمی آورید؟
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: چهارشنبه 23 بهمن 1392 22:00
نمایش جزئیات
آفلاین
1. به نظرتون هرمیون کارای گروه ت.ه.و.ع رو به چه شکل ادامه داد؟ (5 امتیاز)

استاد، اجازه؟!
کتاب ما تاریخ معاصر نداره! همش چسبیده به قرن دهم به قبل! حالا ما از ته کتابخونه یه کتاب پیدا کردیم.

هرمیون پس از پایان جنگ هاگوارتز و شکست ولدمورت و سروسامان دادن به کارها، شروع به نوشتنم کتابی کرد و در آن کتاب ابتدا به تاریخچه زندگی جن های خانگی و بدبختی های آن ها اشاره کرد. سپس احساسات و درک و فهم این موجودات را به تصویر کشید. بعد کم کم وارد بحث حقوق گرفتن جن های خانگی شد و این که آن ها حق و حقوقی دارند. با این که این کتاب سروصدای زیادی در جامعه ی جادوگری ایجاد کرد و باعث اعتراض تعداد زیادی از خانواده های اصیل و حتی خود جن های خانگی شد، اما کم کم این موضوع در میان جادوگران سپید رواج پیدا کرد و جن های آن ها حقوق بگیر شدند، اما خانواده های سیاه همچنان جن ها را به عنوان برده به کار می گیرند.

2. تاریخچه ی زندگی جن های خونگی از گذشته تا به الان رو شرح بدین!(10 امتیاز)

همون طور که بر همگان واضحه، در قدیم الایام همه باهم خوب و مهربون بودند و اصلا چیزی به عنوان بدی وجود نداشت. پس در نتیجه، جادوگرها و ساحره ها و مشنگ ها و فشفشه ها و جن های خانگی و صحرایی و جنگلی، زیر یه سقف به راحتی زندگی می کردند.

جن ها ی خونگی از همون اول، روحیه ی کمک به دیگرانشون خیلی قوی بود و حس همیاری داشتند. همیشه به جادوگرا و ساحره ها و گاهی مشنگ ها کمک می کردند.

پس از مدتی این لطف تبدیل به وظیفه میشه و انتظار جادوگرا از جن های خونگی بالا میره. کم کم توقعا خیلی بالا میره تا جایی که تعدادی از خانواده ها اونارو اسیر می گیرند و جن های خونگیم دم نمیزنن!

بردگی جن ها برای جامعه ی جادوگری ادامه پیدا می کنه و کم کم اونا ارزش اولیه خودشونو از دست میدن تا جایی که خانواده هایی مثل بلک تا مرز قطع کردن سر جن های خونگی پیش میرن.

دابی یکی از اولین جن هایی بود که حقوق بگیر شد وم به عبارتی مستقل شد. هرمیون گرنجر با نوشتن کتابی موجب شد تا این موجودات بیش تر مورد توجه قرار بگیرند و بعضی از افراد به عمق رفتار خودشون پی ببرند. جن های خونگی بیشتر معترض این جریان بودند، اما کم کم تاثیر پذیرفتند.

امروزه حدود یک چهارم جن های خونگی حقوق می گیرند و یک دوم بقیه نیز از آزادی و محبت بیشتری برخوردار شدند.
3. از چه زمانی دنیای جادوگری و ساحرگی، از دنیای مشنگ ها جدا شد؟ دلیل این جدایی چی بود؟ (10 امتیاز)

از زمان پارینه سنگی! - تو اون زمان جادوگرا و ساحره ها چوبدستی نداشتن و اصولا قدرتشون رو همینجوری در ابعاد کوچیک منتقل می کردند.

وقتی سر تصاحب غارها دعوا شد، جادوگرا و ساحره ها با قدرتاشون غارها رو تصاحب کردند و زمان بیشتری رو میتونستند زنده بمونند. مشنگ ها اول خواستند قدرتشون رو بدزدند، ولی بعد از کشتن دو سه نفر فهمیدند که قدرت جادوگری دزدیدنی نیست.

تو مرحله بعد جادوگرا و ساحره ها رو یه جا گیر می انداختند و از اونا می خواستند کاراشونو انجام بدن.

کم کم جادوگرا و ساحره ها از دست مشنگ ها فرار کردند و یه گوشه دنیا واسه خودشون جا پیدا کردند.

مشنگ های اولیم داستان انسان هایی رو که قدرت زیادی داشتند رو واسه بچه هاشون تعریف کردند و بهش شکل داستان دادند.

4. وزارت سحر و جادو در مقابل چه چیزهایی باید از دنیای جادوگری و ساحرگی حفاظت کنه؟ 2 تا مثال بزنین! (5 امتیاز)

جامعه ی جادوگری فقط شامل جادوگرا و ساحره ها نیست و شامل موجودات جادوییم میشه. اگه مشنگ ها از وجود بعضی از حیوونا مثل هیپوگریف و تسترال و ققنوس باخبر بشن، پدرشونو درمیارن.

یکیم باید از درخواست های زیاد مشنگ ها جلوگیری کنه! مثلن هی خواهند گفت، فلان کارو بکن، بهمان کارو بکن. در اصل وزارت از مشنگ ها درمقابل جادوگرا محافظت میکنه تا برعکس.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: جمعه 18 بهمن 1392 20:46
نمایش جزئیات
آفلاین
( اگه حوصله ندارین کل متنو بخونین، میتونین فقط کج شده هارو بخونین! برا انجم تکالیف همونا کافین. )

تدریس جلسه چهارم


دانش آموزان یکی یکی وارد کلاس میشدن و سرجاهاشون میشستن و مشغول موشک بازی و سایر بازی هایی که تا قبل از رسیدن استاد میشه انجام داد بودن.

بعد از گذشت نیم ساعت و سر نرسیدن لینی، کم کم همه به شک میفتن که نکنه اصلا کلاس تشکیل نمیشه؟ چون تو سه جلسه ی قبلی، لینی به موقع و حتی قبل از بچه ها خودشونو سرکلاس رسونده بود.

بنابراین دافنه جسورانه از جاش بلند میشه و بعد از دعوت همگان به سکوت میگه: بچه ها! پاشین بریم بیرون! این سر کلاس بیا نیس. ما که بیکار نیستیم منتظرش بمونیم، هستیم؟

چندین نفر از اینور و اونور کلاس شروع به تایید کردن حرفای دافنه میکنن و بعد از اون موجی تو کلاس تشکیل میشه و همه موافقت خودشونو اعلام میکنن و تصمیم میگیرن وسایلشونو جمع کنن و برن.

و درست در لحظه ای که همه کیف و کتاب و جزوه به دست، به در رسیده بودن و میخواستن از شر کلاس خلاص شن، در باز میشه، اما این بچه ها نیستن که بیرون میرن. برعکس لینی در آستانه ی در ظاهر میشه و همین باعث میشه توده ی دانش آموزا با چهره هایی درهم به عقب کشیده بشن و صدای پرتاب ِ دوباره ی وسایلشون روی میز، کلاسو پر کنه.

لینی بعد از پوزش بابت تاخیر جلو میاد و میگه: چون من دیر کردم امروز کلاس ...

- به ما چه که تو دیر اومدی؟ جور تورو ما باید بکشیم که میخوای دیرتر تعطیلمون کنی؟

به تبعیت از دانش آموز خاطی، بقیه هم لب به سخن باز میکنن و هیاهویی تو کلاس بوجود میاد. لینی چندین بار رو میز میکوبه و بعد از ساکت شدن همگان میگه:

- باو مهلت بدین من حرف بزنم خب! چون دیر کردم، زودتر کلاس تعطیل میشه! خیلی عادلانه س نه؟ خوشتون اومد؟

صدای کف دست هورای دانش آموزا بلند میشه و همه با خوش حالی ابراز رضایت و خوشنودی میکنن و کلی به روح مامان و بابا و اصن خانواده ی نداشته لینی (رولینگ بوقی!) صلوات میفرستن و دیگه به دیده ی مثبت بهش مینگرن!

لینی لبخندی میزنه و با خوش حالی شروع به توضیح دادن درس میکنه: در گذشتگان دور که پیدا کردن زمان دقیقش با شماست، جادوگران و ساحرگان و فشفشه ها و مشنگ ها همگی در کنار هم زندگی میکردن و هیچ فاصله و جدایی ای بین دو دنیای ما و اونا وجود نداشت. اما بعدها و به دلایلی ...

لینی آروم زمزمه میکنه: مثلا به خطر افتادن جون جادوگرا به خاطر داشتن قدرت بیشتر نسبت به مشنگا ...

بعد دوباره ولومشو بالا میبره و ادامه میده: وزارت سحر و جادو بوجود اومد و مهم ترین وظیفه ش پنهان کردن دنیای ما از مشنگا شد تا مشنگ ها از وجود ما بی خبر شن و کار به جایی برسه که فکر کنن ما افسانه هستیم و فقط تو کتاب داستان ها پیدا میشیم و وجود خارجی نداریم. خیلی تسترالن نه؟


لینی نگاهی به ساعتش میندازه و با سرعت بیشتری میگه: البته همه مون میدونیم که در کنار بزرگان جامعه ی مشنگا مثل وزرا و رئسای جمهور و پادشاهان، جادوگران و ساحره هایی وجود دارن که در صورت نیاز مداخله کنن و قبل از دست به کار شدن وزارتخونه، از جامعه مون محافظت کنن. از طرفی خیلی از همین بزرگان، کاملا آگاهی دارن که ما وجود داریم و به زندگیمون ادامه میـ...

- وقتتون تموم شد پروفسور!

- پس فقط اضافه میکنم که از اولین کسانی که برای دفاع از حقوق جن های خونگی به طور جدی کارشونو شروع کردن هرمیون گرنجر بـ...

- بابا خودتون گفتین یک ربع زودتر تعطیل میکنین دیگه! یکم رو قولتون وایسین! این چه وضعشه؟

لینی بدون هیچ حرفی تکونی به چوبدستیش میده و بعد از اطمینان از ظاهر شدن تکالیف، از کلاس خارج میشه.

- چه بی شخصیت! حتی خدافظی هم نکرد.


تکالیف

1. به نظرتون هرمیون کارای گروه ت.ه.و.ع رو به چه شکل ادامه داد؟ (5 امتیاز)


یعنی تو خیابونا راه افتاد تبلیغ کرد یا کتاب نوشت یا سازمانی رو بوجود آورد یا ...

2. تاریخچه ی زندگی جن های خونگی از گذشته تا به الان رو شرح بدین!(10 امتیاز)

علاوه بر اشاره به چگونگی گذر زندگی جنای خونگی در گذشته، بگین در حال حاضر وضعیت جن های خونگی به چه شکله؟ آیا هرمیون تونست تحولی بوجود بیاره یا نه؟ انقلابی رخ داد یا نه؟ مثل دابی کار ِ با حقوق میکنن و تا حدودی آزادی دارن، یا همچنان مثل سابق برده ی جادوگران و ساحرگان هستن؟

3. از چه زمانی دنیای جادوگری و ساحرگی، از دنیای مشنگ ها جدا شد؟ دلیل این جدایی چی بود؟ (10 امتیاز)

4. وزارت سحر و جادو در مقابل چه چیزهایی باید از دنیای جادوگری و ساحرگی حفاظت کنه؟ 2 تا مثال بزنین! (5 امتیاز)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: جمعه 18 بهمن 1392 19:57
نمایش جزئیات
آفلاین
امتیازات جلسه سوم


وقت ندارم توضیح بدم چرا به هرکی چی دادم، فقط جاهایی که لازم بود یه توضیح کوتاه دادم. اگه مشکلی داشتین میتونین اعتراض کنین ما پاسخ گو هستیم.

ملت؟ فک نمیکنین من تو سوال 2 گفتم به آینده اشاره کنین؟ گذشته5+حال5+آینده5! فقط 2 نفر به آینده اشاره کردن، واسه همین از بقیه به جای 5 فقط 2 امتیاز کم کردم. :|


گریفیندور: 18


هرماینی گرنجر: 5+12+8= 25
به خاطر کوتاهی ِ جواب!

گودریک گریفنیدور: 5+13+10= 28
گودریک ... گودریک ... یه صدآفرین میدم به تو!



اسلیترین: 0

( No One )



هافلپاف: 29


رز ویزلی: 5+13+10= 28

هلگا هافلپاف: 5+13+10= 28

مروپی گانت: 5+15+10= 30
دم ایـــــــــن همه توضیحات ِ زیاد و دقیقتان گرم! :)


راونکلاو: 29


لودو بگمن: 5+13+10= 28

مرلین: 5+15+10= 30
هچون مادر گرام ارباب، شما نیز پیامبر اعظم! :)

پروفسور فلیت ویک: 5+13+10+1= 29
به خاطر توضیحات زیاد و طبقه بندی جالب، +1 دادیم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: پنجشنبه 17 بهمن 1392 14:01
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام


1.تصور مشنگا از مرلین درسته یا غلط؟ مرلین با دست جادو میکرده یا چوبدستی؟ چرا؟ (5نمره)

مشگنا کلا تصورات مسخره و من درآوردی زیادی دارن استاد! بیخیال! ولی در حقیقت هر جادوگری می تونه بدون چوبدستی جادو کنه! چوبدستی فقط یه افزونست! چوبدستی به جادوگر کمک می کنه جادوش را متمرکز کنه و قدرت جادو رو بیشتر می کنه! پس بدون چوبدستی هم میشه جادو کرد هرچند سخت تره و بیشتر اوقات اونی که جادوگر می خواد ، نمیشه!

2.تاریخچه تحول چوبدستی رو از گذشته تا آینده توضیح بدین. (15 نمره)

چوبدستی ها تغییر و تحول های بسیار زیادی داشتند! در زمان های نخست جادوگر ها بدون چوبدستی جادو می کردند اما خیلی زود متوجه شدند بهتر است از یک جسم کمک بگیرند تا جادو را در یک جا متمرکز کند.

برای همین جادوگر ها به دنبال جسم های مختلفی رفتند و قدرت جادویی خود را با آنها متمرکز کردند. مثلا بعضی ها از عصا استفاده می کردند. بعضی ها از چکش و یا ابزار های کشاورزی! خیلی ها هم از شمشیر! ( خود بنده نیز از شمشیر استفاده می کردم! ) خلاصه هر کسی یه جسمی به دلخواه خود برمی داشت و به جسم جادوی خود را القا می کرد. اما بعد ها جادوگر ها متوجه شدند که چوب خاصیت ویژه ای دارد و بهترین جسم برای انتقال جادو می باشد!

به این ترتیب هر جادوگری یه شاخه از درخت را می کند و با خود می برد. به خاطر همین است که دیگر در هاگزمید هیچ درختی رشد نمی کند! چون جادوگر های بی فرهنگ ان زمان همه ی درخت ها را ریشه کن کردند.

به مرور زمان جادوگر ها این چوب های خودشان را کوچکتر کردند تا همیشه بتوانند آن را با خود حمل کنند. بعد از آن نیز متوجه شدند که بعضی ها درخت ها خاصیت قوی تری نیز دارند. درخت های کم یاب همیشه بهترین چوب بودند. در این زمان بود که بعضی ها جادوگر ها به نقاط مخلف سفر می کردند و از تنه ی این درخت ها کلی چوب می آوردند و چوبدستی درست می کردند. به جادوگر ها می فروختند و پول خوبی در آن زمان به جیب زدند.

امروزه نیز به همراه چوب از پوست و گوشت حیوانات جادویی استفاده می کنند که قوت بخش جادو می باشد. پر های ققنوس و یا پوست اژدها ها نمونه ای از این مواد است که کنار چوب های کم یاب قرار می گیرد.

3. چوبدستی رویایی(!) خودتون رو شرح بدین و یکی از بزرگان تاریخ که مغز چوبدستیش با شما یکی بوده رو نام ببرین و مختصری در موردش توضیح بدین. (10 نمره)

استاد من خودم جزو اولین کسانی بودم که صاحب چوبدستی شدم! اخه چوبدستی با کدوم چوبدستی جفت باشه؟ چوبدستی خود من شمشیرم بود.

شمشیر من چوبدستی رویایی من است. هم می تواند سلاح سرد باشد! و هم چوبدستی! وقتی فهمیدم که به یک چوبدستی نیاز دارم ، شمشیر خودم را چوبدستی خودم کردم! بعد ها فهمیدم که در نقش و نگار این شمشیر ، از پوست ققنوس استفاده شده! خودم نیز بعد ها پوست اژدها نیز به ان اضافه کردم و قدرتش چند برابر شد.

فلز شمشیر نیز خالص نیست و 5 درصد از اشک ققنوس مخلوط شده! وقتی وردی را اجرا می کنم ، جادو از نوک شمشیر خارج می شود و می تواند جهت یابی بکند. این خاصیت خودش ویژه شمشیر من است. می تواند دشمن را تشخیص دهد و همانند موشک های دنباله دار ، دنبال دشمن برود و در نهایت او را هدف قرار دهد.


استاد ... استاد ... یه صد افرین میدی به من!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: چهارشنبه 16 بهمن 1392 20:29
نمایش جزئیات
آفلاین
1. تصور مشنگا از مرلین درسته یا غلط؟ مرلین با دست جادو میکرده یا چوبدستی؟ چرا؟

یحتمل، که البته ما پس از تحقیق و تفحص، بازجویی و گشتن در کمد شلوارک های مرلین (!) به این یحتمل رسیدیم، بعـــــله، یحتمل که احتمالا ممکنه شاید یه وقتی مرلین با نوعی چوبدستی خاص جادو می کرده ؛ شواهد رو در زیر ارائه می دیم، باشد که اون نباشد(چه ربطی داشت؟)

شواهد مربوطه ؛

1. وجود خس و خاشاک به جای مانده از یه نوع چوبِ بلند، که الیاف چوب به ما نشون می داد "ممرز و ملچ" و شایدم "صنوبر" باشه...

این الیاف رو ما یواشکی از روی شلوارکِ 2678 سال پیش مرلین که براش خیلی بزرگ هست الان پیدا کردیم، الیاف نشون می دن که این چوبدستی بسیار بلند بوده.

2. شاهد دیگه ما شصخ شصخی مودی چشم باباغوری هست ؛ پس از دیدن سریال مشنگی و آبکی بسیار مزخرف و مضحکِ "باغِ نمی دونم کی" و بازم پس از تحقیق و تفحص در شجرت نامه باباغوری به این نتیجه رسیدییم که این جد مدّش می خوره به این مرلین!

حالا چه ربطی داشت ؛ ربطش اینکه بازم پس از تحقیق و تفحص فراوان* به این نتیجه رسیدیم تمام پدران مودی از همین نوع اعصای بلند استفاده می کنن.

3. اخرین مدرک اثبات این قضیه که چوبدستی مرلین بلند و مخصوص هست اینه ؛ ما به دلیل اینکه خودمون دایره و مربع و مثلث و متواضی الاصلاع معارف تاریخ هستیم، به این نتیجه رسیدیم که در عصر مرلین که مشنگا می گن عصر حجر و بر می گیرده به چندین میلیون سال پیش، رسم نبوده که چوب رو بتراشن چون هنوز نمی تونستن چوب یا چیزای مختلف رو ترزاش بدن...

مخصوصا چوب های جادو که در مقابل آسیب بسیار بسیار بسیار تدافعی عمل می کنند.

اینم چکیده ای بود از تحقیقات ِ جامع ما ؛

در آخر نتیجه می گیریم مرلین نیز همانند ما دارای چوبدستی بوده با وجود اینکه می تونسته به راحتی با دست جادو کنه اما با چوبدستی بلند و کلفت و قطوری شاید همانند مال باباغوری جادو انجام میداده.

* (اوستاد، ما هِی می گیم تحقیق کردیم، نمره ه داره که، یعنی ما برای نمرش نمی گیما، اصلا، ولی نمره که داره مسلما ؟ )


2. تاریخچه تحول چوبدستی رو از گذشته تا آینده توضیح بدین. (15 نمره)

اوشتـــــــــایود، می فرمودیوم که ...

ما تاریخ جادوگری رو پس از تحقیق (!) به اعصار مختلفی تقسیم کردیم و سیر تحول رو اینجوریــــک بیان می کنیم ... ما چقد باهوشیم نه استاد ... ؟

عصر پیش از مرلین : در این عصر با وجود این که « مرلین همیشه بوده است و همیشه خواهد بود!!! » ، ما مرلین رو به صورت فیزیکی نداشتیم، مرلین فقط در قلب و ســک و سینه ی ملت به صورت معنوی جا داشت

اما چوبدستی های جادوگران اولیه پیش از مرلین به صورت «رشته های نازک از ریشه های درختان» بوده .. این جادوگران اولیهف این رشته ها رو به صورت کاملا حرفه دور دستشون می پیچدوندن و با پرتابش ورد ها اجرا می شد و فقط کافی بود به اون ورد فکر می کردن ولی چون این نوع تلفات بسیاری داد ...

عصر مرلین : ... ورد ها بر زبان آورده شد. بله در عصر مرلین که چوبدستی ها، حالا واقعا چوبدستی بودن و به صورتتکه ای چوب بلند و قطور و چوبدستی شکل دراومده بودن، ورد ها هم زیر لب زمزمه می شد. این ابتکار مرلین برای رفع مشکلات فکر کردن به جادو بود؛ چون یهویی وسط کار، طرف به چیز غیر آسلامیک و یا حتی آسلامیک ولی غیر مرتبط با جادوش فکر می کنه و معلوم نیست سر طرفی که قراره فقط شیشه عینکش پاک بشه چی میاد ... و به همین دلیل در عصر مرلین ما شاهد ظهور مرلین، چوبدستی های مرلینی و نوع جادو کردن مرلینی بودیم.

عصر فرا مرلین : در این عصر هم ماشاالبابای مرلین، مرلین بود. بـــعـــله اما این بار هم به صورت معنوی در همون مناطق و جوارح حضور داشت!

در این عصر، چوبدستی های مرلینی کمی کوتاه تر شدن ولی به این عصر، عصر مدیسم هم می گن، چون جادوگرا، چوبدستی هاشون رو به اشکال مختلف می تراشیدن و گاهی نتیجه افتضاح بود و گاهی هم در اثر شکل دهی مناسب، جادو در بهترین نقطه مترکز می شد که بازدهی رو بالا می برد.

عصر پسا فرا مرلین : در این عصر، نوادگان مرلین بودند که بالاخره حضور پیدا کردند، بله چهار موسس در عصر پسا فرا مرلین اومدن و کلا جادوگری رو متحول کردن.

نخست چوبدستی ها فرم های مشخصی پیدا کرد و کوتاه شد و تقریبا اندازه الان شد. خاندان الویندر پس از اینکه از اسپانسری حمایت روونا و دیگر موسسان مطمئن شدند، به همراه چند خاندان دیگه قطب چوبدستی رو در دنیا ایجاد کردند در کوچه دیاگون ... اینجوری شد که عملکرد چوبدستی ها یکسان شد وچوبدستی ها چون سازنده ثابتی داشتند، خب مسلما یکسان بودند.

از اون موقع تا الان ما در عصر پسا فرا مرلین زندگی می کنیم. البته عصر جدیدی در سالهای آینده به وقوع می پیونده و اونم عصر مرلین هست، بله دوباره بر خواهیم گشت به هزاران هزار هزار میلیون سال قبل و البته در ظاهری جدید و با حضور افتخاری مرلین پس از خروج از ســـک و سینه ها و قلوب ملت !!

3. چوبدستی رویایی(!) خودتون رو شرح بدین و یکی از بزرگان تاریخ که مغز چوبدستیش با شما یکی بوده رو نام ببرین و مختصری در موردش توضیح بدین. (10 نمره)

جنس چوبدستی : چوب درخت گردو
نقوش چوبدستی : رگه هایی از رنگ آبی در سرتاسر چوبدستی به طور نامنظم وجود دارد.
اندازه چوبدسی : چوبدستی من به طور عجیبی، بلند و دقیقا مشابه چوبدستی های عصر مرلین است. بلند و در حدود هشتاد تا صد سانتی متر !

مغز چوبدستی : اتم های اذرخش زئوس (!!!) موی تک شاخ، تندیه شده در ریسه قلب اژدها همراه با چند پر ققنوس با نمک اضافه (!!!)
قدرت چوبدستی : یک وردیاردوم بر ثانیه (واحد اندازه گیری قدرت چوبدستی ها)


چوبدستی فرد مورد نظر :

شصخ شصخی خودمان ... مگر می شود ما، به این بزر گی و عظمت و این شوکت و جلال، که همه نباشند و ما باشیم، پرفسور فلیت ویک، کس دیگری را به عنوان مرد رویاهایش بزرگ تاریخ معرفی کند؟

اما چون ما هنوز زنده هستیم و نور سپیدی را چون نور افکن بر اتم های سازنده شما پراکنده می کنیم، یکی از بزرگان را یک دار فانی را وداع گفته اند را معرفی می نوماییم ...


البته فرد مذکور، متاسفانه چوبدستی اش با چوبدستی عجیب الشکل ما یکسان نیست و ما هم دوست نداریم که یکسان می بود، چون چوبدستی ما بسیار هم عالی است.

پرفسور آلبوس پرسیوال و ... (به دلیل حجم زیاد کوتاه شد) ... دامبلدور


ایشون، خیلی خوگشل بودن و می تونید برای آشنایی بیشتر و مراسم پس از آشنایی به خونشون مراجعه کنید. برای اطلاعات بیشتر هم اینجا رو برید، معرفی کامل داره ... !


خب خوب بود اوشـــــتـــاودیو ! خوب فرمووودیوم ...؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دربرابر شرارت وزیر و مدیر خیانت کار و مفسد و چیزکش جامعه ساکت نمی مانیم ... !


تصویر تغییر اندازه داده شده

با هم، قدم به قدم، تا پیروزی ...


- - - - - - - - - - - - - - - - -


تصویر تغییر اندازه داده شده

تا عشق و امیدی هست؟ چه باک از بوسه دیوانه سازان!؟