جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

13 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
11
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  65 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  140 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  254 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  248 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  329 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  231 خواندن  1 نظر 
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: سه‌شنبه 17 تیر 1393 02:21
نمایش جزئیات
آفلاین
در کلاس که باز شد و درقی خورد به دیوار کنارش، همه ی سر ها به طرفش چرخید؛ اول کسی تو درگاهی دیده نمیشد و به نظر میومد در خود به خود باز شده. ولی بعد از چند ثانیه جن خونگی کوتاه قدی با قدم های لرزان وارد کلاس شد، که در نوع خودش میتونست عجیب ترین ورود غیرمنتظره قرن لقب بگیره؛ چون بارز ترین ویژگی خاص اتاقی که توش حضور داشن، سر قطع شده اجنه ای بود که با قاب های مختلف به دیوار ها وصل بودن. ویولت بودلر که ردیف آخر نشسته بود سرش رو آورد بیخ گوش نفر جلوییش و زمزمه کرد:
-جیمز، یارو استاده نه تنها جنه، از اون سادیست هاست!

لحظه ای بعد، با ورود یه نفر دیگه لبخند روی لب هر دو خشک شد. لرزیدن جن خونگی حالا توجیه معقول تری داشت؛ بهتون قول میدم اگه شما هم جن خونگی بودید، دوست نداشتید الادورا بلک اربابتون باشه!

الا با قدم های بلند به طرف تخته رفت و جلوش ایستاد. نگاه های مضطرب سال اولی ها، و تک و توک ارشد هاشون، بهش دوخته شده بود. تک تک چهره ها رو از نظر گذروند و با صدای بلند پرسید:
-کسی هست که معرفی نیاز داشته باشه؟

سکوت کلاس جواب واضحی بود. هیچ سال اولی نمیخواست بدونه کدوم استادی در و دیوار کلاسش رو با سر جن های خونگی تزیین میکنه. الا چوبدستش رو کف دست آزادش کوبید و نطق تدریسش رو شروع کرد:
-خوبه. درسمون رو از پایه شروع می کنیم. از پیدایش اولیه جادوگر ها!

دالاهوف وسط حرف الا پرید:
-از وقتی هر چیزی بوجود میاد یا به تعبیر دینی خلق میشه، نمونه های نامتقارن هم حتما در بین آن ها وجود خواهد داشت. از تولید چوبدستی جادوگری و جاروی پرواز بگیر تا انسان ها. هزاران سال پیش زمانی که هنوز انسان به این شکل مدنیت پیدا نکرده بود و شهرنشین نشده بود و اغلبا شکارچی بود و در حیات وحش میزیست، انسان هایی متوجه شدند که قابلیت هایی دارند که بقیه ندارند. متوجه شدند نامتقارن هستند! اصطلاحا چپول هستند....

اینجا بود که آنتونین متوجه شد کل کلاس به انضمام الادورا، در سکوت بهش خیره شدن و تصمیم گرفت نطق خردمندانه ش رو برای کلاس خودش نگه داره.الادورا نگاه سختش رو از آنتونین برداشت و دور کلاس گردوند.
-داشتم میگفتم که از پیدایش جادوگر ها شروع می کنیم. همونطور که آنتونین لطف کرد و توضیح داد [آنتونین با شرمندگی لبخندی زد و به سقف نگاه کرد. ] جادو از قدیم بین مشنگ ها شناخته شده هست. حتی بعضی از اونها توانایی جادو کردن در خودشون دیدن و خودشون رو جادوگر نامیدن...بله باری؟

باری که به هزار زحمت به خودش جرات داده بود دستش رو بالا بیاره پرسید:
-پس جادوگر های اصیل زاده چه فرقی با اونا دارن؟

-جادوی واقعی حقیقتا در رگ های اصیل زاده ها جریان داره و رگه های ضعیفی از اون توی وجود دورگه هایی مثل این پیدا میشه.

الا به ویولت اشاره کرد که با حواس پرتی مشغول وررفتن با مری بود، و ادامه داد:
-چیزی که مشنگ زاده ها، اصطلاحی که ما این مشنگ ها رو به این اسم میشناسیم، توی وجودشون دارن، جادوی حقیقی نیست...و، بله پاتر؟

جیمز دستش رو پایین انداخت و درحالی که چشم هاش شرورانه برق می زدن گفت:
-فشفشه ها چی؟

الادورا محترمانه سوال جیمز رو نادیده گرفت و به بقیه تدریسش پرداخت:
-در جوامع مشنگی باستانی از جادو استقبال های مختلفی شده...به عنوان مثال، در انگلستان افراد به جرم جادوگری آتش زده می شدن. در چین اونها رو به عنوان افراد صاحب کرامت میشناختن و تلاش میکردن ازشون تقلید کنن. در آفریقا ممکن بود رییس قبیله بشید و در هند ممکن بود به عنوان خدا پرستیده بشید حتی!

چهره های دانش آموزان حالا هیجان زده به نظر می رسید. زمزمه هایی بین بچه ها درگرفت که نشون میداد این موضوع جذبشون کرده. الا با رضایت چوبدستش رو بلند کرد و ادامه داد:
-این جلسه تکلیف عملی خواهید داشت.

تکالیف رو با حرکت سریع چوبدستش روی تخته نوشت. وقتی مطمئن شد همه تونسته ن نوشته های پای تخته رو بخونن، قبل از اینکه کسی بتونه به محتوای تکالیف اعتراضی بکنه، با حرکت بعدی چوبدستش همه از روی صندلیشون غیب شدن و تنها کسی که از جمع سابقا حاضر توی کلاس باقی موند، نازلیچر نگون بخت بود.

نقل قول:
تکالیف:
رول: به مدت بیست و چهار ساعت به زمان گذشته و جامعه مشنگی اون زمان فرستاده میشید. از اونجا که هنوز به این جادو مسلط نیستم، نمیتونم مشخص کنم هرکس کجا میفته! چیزی که مسلمه بعد از اتمام این بیست و چهار ساعت، اگه هنوز زنده باشید، توی خوابگاهتون ظاهر خواهید شد. برای جلسه بعد، سفرنامه تون رو به صورت رول همراهتون بیارید. بسته به شانستون ممکنه گیر آدم خوار های زولو بیفتید یا سربازان شاه عباس صفوی، و طبعا با چالش های مختفلی رو در رو خواهید بود که همه ش پای خودتونه. رولتون اجازه داره عریض و طویل باشه خعلی. 20+5 نمره، 5 نمره امتیازیست من باب خلاقیتی که به خرج میدید!


رولکچه: مشنگی رو به تصویر بکشید که پی میبره جادو وجود داره. یا تو وجود خودش یا با دیدن جادوی شما یا... . 10 نمره.

پاراگراف بندی و رعایت اصول نگارش مهم می باشع؛ پرداختن به سوژه و یکهو سر و تهش رو هم نیاوردن مهم می باشع. جدی یا طنز بودن نوشته مهم نمی باشع.


افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: یکشنبه 15 تیر 1393 11:46
نمایش جزئیات
آفلاین
درود

کلاس ماگل شناسی در این ترم توسط پروفسور الادورا بلک در تاریخ های زیر تدریس خواهد شد:

نقل قول:
سه شنبه، 17 تیر؛ مشنگ شناسی (الادورا بلک)
سه شنبه، 31 تیر؛ مشنگ شناسی (الادورا بلک)
سه شنبه، 14 مرداد؛ مشنگ شناسی (الادورا بلک)
سه شنبه، 28 مرداد؛ مشنگ شناسی (الادورا بلک)
سه شنبه، 11 شهریور؛ مشنگ شناسی (الادورا بلک)
سه شنبه، 25 شهریور؛ مشنگ شناسی (الادورا بلک)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: جمعه 16 اسفند 1392 22:25
نمایش جزئیات
آفلاین
► ماگل شناسی، جلسه ی امتحان ◄

1. کاربرد علم ماگل شناسی در زندگی روزمره چیست؟

2.
الف) قدم بعد از طبیعی جلوه کردن، برای ارتباط با ماگل ها چیست؟
ب) کدام حیوان در یکی از کلاس های ماگل شناسی خورده شد؟ چرا؟

3. فیلم نمایشی چیست؟ آیا گونه ی دیگری از فبلم ها هم وجود دارد؟ توضیح دهید.

4. پروفسور هافلپاف در جلسه ی چهارم از چه وسیله ای برای گوش دادن به موزیک استفاده کرد؟ چگونه آن ها را همزمان روشن کرد؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: چهارشنبه 14 اسفند 1392 21:49
نمایش جزئیات
آفلاین
کاری که گفته شد رو انجام بدین:
هوا بارونی بود و به شدت میبارید . خیابونا خیلی شلوغ پلوغ بودن و هر کس به یه سر پناهی پناه می آورد تا خیس نشه، کلاه بارونیمو بیشتر کشیدوم رو سرمو و دستامو گذاشتم تو جیبم و قدم هامو تند تر کردم، حسابی خیس شده بود . مثل زرافه آب کشیده!
داشتم تند تند راه میرفتم که حس کردم خوردم به یه چیز محکم ...سرمو بلند کردم و ....یا مرلین! این دیه کیه؟ اوه اوه چه شاکی هم هس!
-هووووی حواست کجاس مرتیکه بوووووق؟؟ زدی ناکارم کردی..
مردک داشت غرغر میکرد و منم داشتم نیگاش میکردم وقتی که نفس کم آورد خواست نفس بگیره بعد بقیش رو بگه ، شونه هامو انداختم بالا و با خونسردی گفتم:
-معذرت!
و بعد به راه خودم ادامه دادم...عجب مشنگی بودا هنوز هم داشت از پشت سر میگفت ولی من عجله داشتم واس همین نتونستم جواب آبدارو تر گل و ور گلی بهش بدم...چقدم بیریخت بود ...با اون موهای وز وزش....قربون موهای خرمایی خودم بری!!
آهااان بالاخره رسیدم. داخل مغازه شدم و پس از خرید لباس مورد نظرم که یه لباس بلند مشکی که کلاه داشت (هرچی لباس کلاهدار هس واس من دوخته شده) بود به سمت صحنه فیلم برداری حرکت کردم ....
اوه اوه چه خبر بود این جا...همه آماده و شیک و بیک حاضر بودن الا منه بدبخت بارون زده! تند تند لباس مشکی رو از روی بارونی پوشیدم و عینک دودیمو هم زدم به چشمام(حالا یکی آفتاب بیاره خدمت من! ) .....عجب خفن شدی پسررررر!!! تیپت تو حلق همون مشنگ!
قرار بود من نقش یه کارآگاه دانا و فهمیده رو بازی کنم که قراره صحنه ی قورت داده شدن یه نفر توسط یه گیاه وحشتناک رو کارآگاهی کنه...هرچی باشه خودم کارآگاهم دیه....خب خب کوجا بودیم؟ آها یافتم موهامو دادم بالا و رفتم سر صحنه یه گیاه که ماکت بود و از پارچه پاچه شلوار یکی از کارکنای اون جا درست شده بود و خیلی به گیاه شبیه بود( دروغ سیزده!!) رو صحنه بود.
یه کم سس ریخته بودن رو زمین که مثلا خون طرفه که قورت داده شده! حالا من موندم تو کف این که کوجای این صحنه جنایی حماسی رمانیک رو قراره کارآگاهی کنم عایا؟؟ مسئولین هم که همش بیکارن! وسط صحنه بودم که صدای کات رو شنیدم، حالا یکی نیس به ما بگه قراره کوجا رو آباد کنیم؟!
قیافه کارآگاهانه به خودم گرفتم و رفتم کنار گیاه و دستی بهش کشیدم (دارم انگشت نگاری میکنم مثلا ) بعدش یه کم چونمو خاروندم و سرمو بردم جلو که...
-به نظرت چه اتفاقی افتاده؟
این دیگه کی بود؟؟؟ سرمو بلند کردم و با یه مرد کوتوله و کچل مواجه شدم ... همینه دیگه آدم بخواد با مشنگا فیلم بازی کنه بیشتر از این نمیشه ... فردا پس فردا هم همین فیلم میاد برنده جایزه بوووووووق میشه...شونه هامو بالا انداختم و و گفتم:
-باید بیشتر بررسی کنم من جواب رو فردا بهتون خواهم گفت در ضمن نباید بذاری چیزی نزدیک این ماکت....اوهوم..ینی گیاه بشه بیشتر مراقب باشین تا چیزی تو صحنه تغییر نکنه!
حالا مرده زل زده به من بر و بر منو نیگاه میکنه .....وااا خو منم جواب دادم دیه چرا همچین میکنه پس؟؟ اصلا بیخیالش... عینکمو یه کم جابه جا کردم و از صحنه پریدم بیرون ... آخیشش اینم از این ..به به بارون هم که بند اومده..کش . گقوسی به کمرم دادم و د بدو که رفتیم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
some times I want to speak but I prefer to smoke......
پاسخ به: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: جمعه 9 اسفند 1392 21:32
نمایش جزئیات
آفلاین
1. کاری که گفته شد را انجام بدهید. (۳۰ امتیاز)
گیدیون به انبوه انسان های ماگل رو به روی خویش می نگریست.
سخت فکرش مشغول تکلیفی بود که بر عهده داشت. نفس عمیقی کشیدو به راه افتاد. او در حالی که نقشه آن محله ماگل نشین را در دست داشت به دنبال یک مغازه لباس فروشی می گشت. بعد از چند ساعت سردرگمی بالاخره به یک مغازه رسید.
وارد آن شد...
فروشنده مردی تیره پوست و قد بلند بود.
_ می تونم کمکتان کنم؟
_ شما لباس گلادیاتور های رومی دارید؟
_ مگه هالووینه؟
_ برای برای اجرای نقش تو فیلم می خواهم.
فروشنده لباسی به گیدیون داد.
گیدیون که پول ماگلی نداشت دستش را در جیب خود برد و وردی را زمزمه کرد. سپس پول ماگلی را به فروشنده داد.
چند دقیقه بعد گیدیون به همراه لباس گلادیاتور به سمت صحنه فیلم برداری به راه افتاد. وقتی به آنجا رسید انسان های بسیاری را دید که با عجله از سویی به سوی دیگر می روند. او از این قفلت استفاده کرد و لباسش را پوشید.
_ تام معلوم هست کجایی؟
مردی با عصبانیت به سوی گیدیون آمد. گیدیون گفت:
_ تام؟
_ بله، تام توضیح بده کجا بودی؟
گیدیون دریافت که ماگل ها او را تام صدا می زنند.
_ قربان داشتم لباس این صحنه فیلم برداری را می خریدم. او این را گفت و به لباس خود اشاره کرد.
_ بسیار خوب حالا آماده شو تا چند دقیقه دیه فیلم برداریه.
_ ببخشید قربان من باید چه کاری انجام بدم؟
مرد با تعجب گفت:
_ باید به عنوان یک گلادیاتور به میدان مبارزه بروی و توی آن مسابقه پیروز بشوی.
_ دیالوگی دارم؟
_ نه. حالا عجله کن. تا 2 دقیقه ی دیگر برداشت اول است.
گیدیون پشت دری ایستاد. بعد از چند دقیقه آن در باز شد و گیدیون رو به روی خود میدانی به شکل دایره و در بالای میدان تماشاگرانی دید که با ورود او به تشویقش پرداختند.
_ حرکت
فیلم برداری شروع شده بود. گیدیون به رقیب خود نگریست. سپس به او یورش برد و ناشیانه شروع به شمشیرزنی کرد. بعد از چند دقیقه رقیب او به خاک افتاده بود و صدای هلهله ی تماشاچیان بلند شد.
_ کات
مردی که گیدیون با او صحبت کرده بود گفت:
_ عالی بود تام.
***
2. نقشه ی روی تخته سیاه رو رسم کنید. (امتیاز تشویقی)
بفرمایید
http://8pic.ir/images/37808032763858651881.png

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارزشی نیمه اصیل!


تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: جمعه 9 اسفند 1392 16:26
نمایش جزئیات
آفلاین
1. کاری که گفته شد را انجام بدهید. (۳۰ امتیاز)

مغازه های پرزرق و برق دور و برش را گرفته بودند. میان آن همه چراغ و تبلیغات گم شده بود. حتی چند دقیقه ای فراموش کرده بود، برای چه کاری آن جاست. اما با یادآوری تصمیمش، عزمش را جزم کرد و از یکی از رهگذرهای خیابان پرسید:
- خانم، ببخشید! لباس فوتبال از کجا می تونم تهیه کنم؟

زن که بچه ای در بغلش بود، بچه را محکم تر بغل کرد و جوری به آلیس نگاه کرد که آلیس یک لحظه از سوال خود پشیمان شد. اما بعد با پررویی تمام در چشم های زن زل زد و منتظر جواب ماند. زن پس از چند لحظه تسلیم شد و جواب داد:
- سه کوچه پایین تر، مغازه مش ممده. بعد از دوتا مغازه، مغازه ی کورممده. از اون بپرس، بهت میگه.

سپس راهش را کشید و رفت. آلیس بهت زده به جای خالی زن نگاه کرد و جمله ای را در ذهنش حک کرد:
- هیچ وقت از یه مشنگ آدرس نپرس.

آلیس پس از سه ساعت جست و جو و پرس و جو از مش ممد و بقیه، موفق به یافتن مغازه ای شد که به نظر می آمد، لباس ورزشی می فروشد. وارد مغازه شد و یکراست به سمت پیشخوان رفت و رو به صاحب مغازه که مردی کچل بود، کرد و پرسید:
-سلام آقا! یه دست لباس فوتبال می خواستم!

مرد به جعبه ای مکعبی شکل که در دستش بود، خیره شده بود و انگشت هایش با سرعت روی آن حرکت می کردند، بدون این که سرش را بلند کند پرسید:
- پسرتون چن سالشه؟

آلیس لبخند زد و جواب داد:
- واسه خودم می خوام!
مرد سرش را بلند کرد و آلیس برای اولین بار چهره او را دید. کمی شبیه ولدمورت بود و فقط دماغی که داشت اصلا مناسبش نبود.

مرد کچل نهیب زد:
- بفرمایید خانوم!

دور و برش را نگاه کرد و پرسید:
- کجا می تونم پرو کنم؟

مرد با بیحوصلگی پاسخ داد:
- پرو نداریم، خانوم! زودتر حساب کن، کار داریم.

آلیس زیرلب زمزمه کرد:
- حیف که به نمره احتیاج دارم وگرنه...

از مغازه خارج شد و به سمت ورزشگاهی که برای یک روز رزرو کرده بود، رهسپار شد.

روی صندلی ولو شد. به زمین چمنی که روبرویش بود، نگاه کرد و آهی کشید. بسته ی کنار دستش را برداشت و به سمت رختکن رفت.
با تعجب به کفش های اسپورتش که مارک رویش می درخشید و پیراهنش که شماره هشت روی آن حک شده بود، خیره شده بود.
سلانه سلانه به سمت وسط زمین رفت. چوبدستیش را بلند کرد و وردی را زیر لب زمزمه کرد. وقتی چشم هایش را باز کرد، 22 نفر دورش ایستاده بودند. 11 نفر مانند خودش قرمز پوشیده بودند. پس از سوت داور کاپیتان ها باهم دست دادند. آلیس به قیافه ی نفر روبروییش که مثل دمنتوری بود که تازه از حموم دراومده، نگاه کرد و خندش رو فرو خورد.

بازی شروع شد و آلیس بالاخره بعد از، از دست دادن 754 پاس موفق به گرفتن پاسی از جانب یکی از هم تیمیاش شد. مثل وحشی های آمازونی به سمت دروازه هجوم برد.

دوتا از ابی های دمنتورشکل یا دمنتورهای آبی شکل، به سمتش هجوم آوردند و با یه حرکت ساده، هم موفق به گرفتن توپ و هم موفق به زمین زدن آلیس شدند.
آلیس بر روی زمین دراز کشیده بود و ساق پایش می سوخت. به خورشید بالای سرش نگاه کرد. کمبود اکسیژن داشت و نفسش بالا نمی آمد. آخرین چیزی که دید، گلی بود که وارد دروازه شد.

2. نقشه ی روی تخته سیاه رو رسم کنید. (امتیاز تشویقی)

گذاشتم رو میزتون!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آليس لانگ باتم در 1392/12/9 18:47:39

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: جمعه 2 اسفند 1392 23:40
نمایش جزئیات
آفلاین
► جلسه آخر ماگل شناسی ◄


ملتی توی کلاس نشسته بودند و این توی سر اون میزد و اون توی دهن این٬ این یکی با اون یکی بازی می کرد و اون یکی با اون این یکی.

همینطوری که ملت داشتند به هم دیگه ور می رفتن () هلگا طبق معمول تلق تلق کنان در حالی که آقای گوری توی بغلش بود وارد کلاس شد.

آقای گوری رو روی میز گذاشت و شروع به حرف زدن کرد:
- سلام بچه ها. خوش اومدین به آخرین جلسه ی کلاس ماگل شناسی. امروز ما نمی خوایم درس بدیم. دیگه برای این ترم تمومه. الان وقت کار عملیه.

بعد چوبدستی اش را تکونی داد و یک چیزی شبیه به نقشه روی تخته سیاه ظاهر شد.

- این کاریه که شماها باید بکنید. همونطوری که می بینید اول از همه باید برید به یک خیابون شلوغ و از مغازه های لباس فروشی و یک لباس متناسب با کاری که می خواهید انجام بدید بخرید. بعد از اون سه راه جلوی شماست. اول این که برید و توی یک مسابقه ی فوتبال شرکت کنید٬‌ یا به عکدمی برید و برای بردن جایزه آواز بخونید و یا سر صحنه ی یک فیلم رفته و توی اون بازی کنید.

بعد از این که این حرف ها رو زد٬ آقای گوری رو انداخت رو دوشش و دوان دوان از کلاس خارج شد.

تکلیف

1. کاری که گفته شد را انجام بدهید. (۳۰ امتیاز)
2. نقشه ی روی تخته سیاه رو رسم کنید. (امتیاز تشویقی)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: جمعه 2 اسفند 1392 16:05
نمایش جزئیات
آفلاین
تکالیف:

A) مقاله ای راجع به موسیقی مشنگی بنویسید و به سبک های مختلف اشاره کنید. (20 نمره)

مــوســیقـی مــشــنگی چیــســت؟
یـکــی از تفریحــات بزرگ مشنگ ها، از آنجایی که مشنگ هستند(!) گوش دادن به صدای یک دیگر و اصواتی که تولید می کنند است! مــشــنگ ها در وقت آزاد خود، در سـر کلاس و یــا حتی در محل کار دو شــی مار مانند را درون گوش خود گذاشته و به صدای یکدیگر گوش فرا می دهند و خیلــی هم مـثـلا لذت می برند و صــدای موزیک را به طوری افزایش داده که پرده گوش هایشان بـه فنا رفته و این دو شی مار مانند هم ویز ویز می کنند!
حــتــی هنگام گوش کردن به این صدا های عجیب و غریب سر خود را در جهات مختلف تکان داده به طوری که سر درد و گردن درد و آرتروز می گیرند!
اما چــه می شود کرد... مشنگ ها هستند و خود آزاری!

البته خوانندگـــان مشنگ هم بی شمار هستند و همه یک سری صدای نامفهوم در کرده و نام موسیقی رویش می گذارند! بر اساس آمار به دست آمده تا ده سال دیگر تعداد خوانندگان از شنوندگان بیشتــر می شود!
این خواننده ها اسم های مسخره ای نیز روی خود می گذارند:
1. شهرام شب پره! :|
2. جی جی، ام جی، جی زی و ...
3. و ...

موسیقی مشنگی به چندین هــــزار بخش و سبک تقسیم می شود همچون:
1. پـــاپ!
اولین مشنگی که این سبک را بوجود آورد به پاپ کورن علاقه ی وافری داشته و به مقام پاپ کلیسا هم رسیده بوده و کلــا فرد خعلی گولاخی بوده و و سگی به نام پاپــی داشته!
سبک پـــاپ کلا فاز ملویی دارد و گفته می شود که در هنگام مــرگ پــاپی بوجود آمده!

2. جــاز!
این سبک همان جـــیــز ــه خودمان است! کلا این نوع موسیقی از همان اولش هم جیز بوده و سر درد مـی آورده!

3. رَپ!
این نوع موسیقی یک سری کلمات نامفهوم است که پشت سر هم ردیف شده و به سرعت روی موزیکی مشخص خوانده می شود!صدای گوشخراش برای این نوع موسیقی بیشتر پسندیده می شود!

4. انوع موسیقی بی کلام!
مشــنگ ها با ســـاز و ادوات موسیقی مختلف صــدا هایی از خود خارج کرده و به طور هارمونیک وار این صدا ها را با هم هماهنگ می کنند... البتهجادوگران ادعا می کنند ایـــن سبک از مـــوســـیــقــی در حقیقت مال ماست! کسی هنوز نتوانسته این نظریه را رد کند!


B) منظور از موسیقی های زیر زمینی چیست؟ چه تفاوتی با موسیقی های روی زمین دارند؟ (7 نمره)
مشنگ ها به شدت سود جو و فرصت طلب هستند. در نتیجه بعضی از مشنگ برای در آودن پول حتی برای این که مشنگ ها روی زمین بخوانند از توی حلقشان پول می کشند بیرون!
و اگر آنان این پول را پرداخت نکنند مورد ضرب و شتم و شکنجه و... قرار می گیرند!

در نتیجه مشنگی که کممی بیشتر از بقیه سرش می شده رفته زیر زمین خوانده تا این پول را به کسی ندهد!

موسیقی های روی زمینی معمولا دست خواننده هایشان به جیبشان می رسد یا کلی پارتی دارند و مطابق با آرمان های ملت فرصت طلب می خوانند!

C) کدام سبک موسیقی به نظر شما مشکل تر است؟ چرا؟ (3 نمره)
سبک رپ!
آن همه چرت و پرت پشت سر هم با ان سرعت و با قافیه از دست هر کسی بر نمی آید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بار دیگر سایتی که دوست می داشتم. :)
پاسخ به: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: جمعه 2 اسفند 1392 11:35
نمایش جزئیات
آفلاین
A) مقاله ای راجع به موسیقی مشنگی بنویسید و به سبک های مختلف اشاره کنید. (20 نمره)

این انسان ها وضعشون از ما هم خراب تره ، باور کنید . اصلا مشکل دارن . دست به هر کاری میزنن تا مشهور بشن و بهترین جا رو برای این کار موسیقی دیدن. همین «مایلی سایروس» ، آخه کسی نیست که بگه فلانی این چه وضع آهنگ خونده ؟؟؟ بگذریم همشون که خزعبلات تحویل مردم نمیدن ، بعضی ها همچون «p!ink» واقعا با آهنگ هایی مانند «just give me a reason» نشون میدن که دنیای موزیک نمرده ولی بنده می خوام موزیک در کشوری به نام ایران که در منطقه نفت خیز خاور میانه قرار داره رو بررسی کنم . می خواهید بگین چرا؟ چون اینجا هر با خانوادش قهر کنه میره میشه خواننده!!! این جا موسیقی به سه نوع تقسیم میشه : 1. روی زمینی 2.زیر زمینی 3.فراری
دسته ی اول کسانی هستند که استعداد دارند ولی فرهنگ موسیقی هم دارند، از هر طریقی نمی خوان مشهور بشن که البته این نوع موسیقی ایرادی هم داره و اون اینه که از تا به حال سبک موزیک سازی از پاپ و محلی تجاوز نکرده.
دسته ی دوم کسانی هستند که فکر می کنند خیلی باحالن ، میان مشکلات خیلی واضح جامعه رو بازتاب میدن و اون هم به صورتی که هیچ جای امیدی باقی نمیذارن فلذا جوانی که به این آهنگ گوش میده ، دو تا فحش آبدار به اضافه ی دو تا دلیل برای کم کاری گیر میاره و...
دسته ی سوم هم کسانی هستند که اندکی استعداد دارن ولی خیلی پولکی هستند در نتیجه از مرز خارج شده و در برنامه «عکدمی گوگوش» شرکت کرده و مشهور شده و هی تو دوبی کنسرت گذاشته و مردم را خر کرده و...
البته عده ای وجود دارن که تو هیچکدوم از این دسته قرار نمی گیرند و اون دسته «شومبولی بشون » ها هستند که در مجالس عروسی ملت بساط می کنند .
نتیجه گیری اخلاقی: آغا من اصلا جز آهنگ مجاز + مذهبی + اینگلیسی به آهنگ دیگه ای از این دست ساخته ی انسان ها گوش نمی دم.

B) منظور از موسیقی های زیر زمینی چیست؟ چه تفاوتی با موسیقی های روی زمین دارند؟ (7 نمره)

ببینید زیر زمین هوا سرده ، خنکه ، عالیه و روی زمین هزار تا بهونه برای گیر دادن هست پس یک عده که واقعا رگ باحالیشون بالا زده فکر می کنن با گیر دادن به جداول کنار خیابون میتونن به جامعه کمکی بکنن پس میرن زیر زمین ، دو تا شعر موزون گیر آورده و دو تا هم از موسیقی های «modern talking » گیر آورده و با هم مخلوط کرده و یک ساعت در برنامه ی فروت اف ال استودیو گذاشته تا خوب میکس شود.

C) کدام سبک موسیقی به نظر شما مشکل تر است؟ چرا؟ (3 نمره)

هر سبکی سختی خودش رو داره ولی سمفونی چون زنده هست خیلی سخت تره مثلا کنسرت های یانی یا سمفونی «شزرو» بتهون رو در نظر بگیرید میبینید این توع موسیقی واقعا روح ریتمیکال می خواد.


این عکس هم تقدیم به معلم عزیزمون «هلگا»
تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پارسال ایفای نقش هرماینی گرنجر بودم!! بیکارم کردن !!بـــــــیکار!!
(البته از بروبچ جادوگران متشکرم چون واقعا زمان برای ایفای نقش نداشتم، رول نباید بیکار بمونه)

تصویر تغییر اندازه داده شده


به توئیترم هم سری بزنید!!
https://twitter.com/hamed__n
پاسخ به: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: جمعه 2 اسفند 1392 09:34
نمایش جزئیات
آفلاین
A) مقاله ای راجع به موسیقی مشنگی بنویسید و به سبک های مختلف اشاره کنید. (20 نمره)
البته بر همگان واضح و مبرهن است که ما جادوگران نسل جدید اونقدرا هم مثل نسل شما ساحره‌های!نسل قدیم دگم و تافته‌ی جدا بافته از مشنگ‌ها نیستیم و با دنیاشون سینک شدیم و این کلاسم برای این برداشتیم چون درسشو بلد بودیم شاید یه نمره درخشانی تو کارنامه‌ی تاریکمون پیدا بشه!
موسیقی مشنگی هم از این مستثنی نیست و ما صبح تا شب تو گوشمون موسیقی مشنگی آقامون Muse( ) پخش میشه یعنی شما بگی صبح میوز، ظهر میوز، شب میوز، عزاداری میوز، قر تو کمرم فراوونه نمی‌دونم کجا بریزم؟ تو سر میوز! که ما رو می‌رسونه به سبک‌های مختلف موسیقی که خب میوز که سبک نیست و ژانره و اصن زندگیه و برای همین کمی تحقیق کردیم و فهمیدیم موسیقی غیر از میوز هم هست!

سبک بندری: از اساتید مسلم این سبک، مشنگی به اسم استاد (این استادش خیلی مهمه) شماعی‌زاده است که در یکی از شاهکاراش میخونه "هنگام شنا مثل یه دست و پاچلفتی/ ببپا تو مسیر دهن کوسه نیفتی"! آقو اصن ما با شنیدن این شاه بیت نابود شدیم! داغون... اصن وعضی! انقدر عمیق بود که نزدیک بود غرق بشیم و بریم تو دهن کوسه حتی!

سبک فلفل بریزم تو دهنشون! : این از اون سبک‌های نوپاست و هنرمندنماها با استفاده از انواع کلمات رکیک و ناموسی! یک سری کلمات رو ردیف می‌کنن پشت سر هم و روش هم یه دلینگ دلینگی میکنن و بعد اسمشون میشه هنرمند آوانگارد! بعد یه سری هم به به و چه چه میکنن پشتشون و میگن تابوشکنی فلانی... عشق منی فلانی!

سبک به درک که رفتی: مشنگ‌های زمان باستان وقتی شکست عشقی میخوردن، در باب معشوق شعرها میگفتن و نغمه‌ها میزدن و پیراهن دریده سر به بیابون میذاشتن. اما مشنگ‌های امروز چش سفید تر از این حرفات و در حالتی مخلوط با سبک فلفل بریزم تو دهنشون! اون لایک فیس بوقی قشنگه رو به معشوق نشون میدن و میگن هرّی! بهتر از تو مثل فضولات حیوانی ریخته. حالا یکی نیست که بگه، یارو... تو دقیقا چه علاقه‌‌ای به فضولات حیوانی داری!


B) منظور از موسیقی های زیر زمینی چیست؟ چه تفاوتی با موسیقی های روی زمین دارند؟ (7 نمره)
موسیقی‌های زیرزمینی اسمشون روشونه.. این موسیقی‌ها زیر زمین ساخته میشه، زیر زمین ضبط میشه و حتی زیر زمین هم پخش میشه!‌ افرادی که اینجور موسیقی می‌سازند از آفتاب و مهتاب گریزان بوده (اصلا استعاره از نهاد و سیستم خاصی نیست، متوجهی که! ) و به زندگی زیرزمینی خود ادامه می‌دهند.
مورد داشتن که خوشی زده زیر دلشون و به روی زمین مهاجرت کردن تا مخاطب بیشتری کسب کنن ولی نور آفتاب و زور مهتاب کلا از بیخ و بن قلع و قمعشون کرد و به خاطر سال‌ها زیر‌زمین زندگی کردنشون بهشون گفتن خون‌‌‌آشام و روح خود فروخته به لوسیفر و برنامه‌ی شوک و اینا!

C) کدام سبک موسیقی به نظر شما مشکل تر است؟ چرا؟ (3 نمره)
میخواستم از دوشواری‌های میوز بودن بگم ولی گفتی سبک و کار خراب شد چون گفتم که سبک نیست و ژانره!
برای همین میریم سراغ سبک‌های مطرح شده و با اینکه نتیجه‌ی مشاهدات و مکاشفات ما از تنگاتنگ بودن رقابت بین سبک زیرزمینی با بندری داره ولی سبک بندری به اختلاف یک امتیاز برنده میشه اونم به خاطر مشکلات پیدا کردن و سر هم کردن این همه کلمه‌ی بیربط و در عین حال به حرکت موزون در آوردن مخاطبه که واقعا استعداد شر و ور نویسی خاصی رو میطلبه که اون سرش ناپیدا!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده