- جونم؟
- ببین، من الآن نفر چهاردهمیام. شوما سینزهمی. سینزه عدد نحسیه. شوما هم که خیلی لاغر مردنی هستی. میگن هرکی لاغر مردنی باشه و تو صف هم نفر سینزهمی باشه، میمیره!

- عه؟!

- جون تو. بیا جاهامونو عوض کنیم.

- دمت گرم رفیق. واقعاً جونمو نجات دادی.

و ماندانگاس نفر سیزدهم شد!
نفر بعدی، آرنولد پفک پیگمی بود.
ماندانگاس خم شد تا گربه رو اغفال کنه. ولی ناگهان، خودِ آرنولد یقهی ماندانگاس رو گرفت.
- هوی دانگ! من الآن دوازدهمیام، تو سیزدهمی. بیا جامو بگیر! بیا خودت دوازدهمی شو! یالا!

- حله حله داداش. اوکی. ول کن یقه رو، خفه شدم.

آرنولد یقهی دانگ رو ول کرد و خودش سیزدهمی شد و دانگ هم بهصورت توفیق اجباری، دوازدهمی شد.
دانگ آرزو میکرد که اِی کاش بقیهی اعضای صف هم مثل آرنولد مهربون و نیکوکار باشن.
نگاهی به جلوش انداخت. یازده نفر مونده بودن!
توی این شرایط، یه شارلاتان ناچاراً باید تموم استراتژیهای شارلاتانیش رو روی یازده نفر اعمال میکرد.
ولی دانگ شارلاتان نبود. یه سوپر شارلاتان بود!
پس خودش رو از جایگاه دوازدهمی جدا کرد و سوتزنان وایساد سر صف و به دنبالش، ملّت معترضانه ریختن سرش.
- اوهو اوهوی! چه خبرتونه باو؟ یه لحظه صب کنین! آقا ولم کن! خانوم ولم کن! ... ملّت! زود قضاوت نکنین. بذ توضیح بدم. شاید فک کنین من الآن دستهجمعی حقتونو زیر پا لِه کردم و الکیالکی نفر اول شدم. ولی سخت در اشتباهین! من هنوزم نفر آخرم. این صفه که برعکس شده. جهت صف عوض شده. رفته اونور. لادیسلاو الآن داره از دَرِ پُشتی مغازه گالیون میگیره و اجازهی ورود میده. باور کنین! من شاید شارلاتان باشم، ولی خب، شریف که هستم! صف رو رعایت میکنم!

ملّت هم که باورشون شده بود، بیخیال دانگ شدن و صف رو برعکس کردن.
دانگ شارلاتان نبود. ملّت شومپت بودن!

در این لحظه، لادیسلاو و آرسینوس از مغازه بیرون اومدن.
- اِ لادیسلاو جون، کجا به سلامتی؟

- میریم حق دینگی را که دنگ مینامیم، بگذاریم کف دستش!
- خب لااقل کارمونو راه بنداز بعدش برو.

- آخر کمدی در کار نمیباشد که کارتان را راه بیاندازم.
- کمدی در کار نی؟ صب کن ببینم. منظورت چیه؟

- بشکست! کمد بشکست!

لادیسلاو این رو گفت و به همراه آرسینوس دور شد.
این وسط، دانگ حیرتزده موند و یه کمد داغونشده و یه صفی که برعکس بود و از هیچی خبر نداشت.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج



چقدر یارم اون موقع قشنگ بود.
در پناه او، بدرود.
دوپس دوپس دوپس. در پناه او،بدرود. 











» دور شد!
اممممم ... چیزه ... میخواستم ببینم اینا تستم داره؟
ینی الان مثلا به خواب اسمشونبر میتونم برم؟ 
یکم سیبیله ره هم داشت! 

I'm sick of psychotic society somebody save me

دوباره برنگردین به سرزمین جیزها، خب؟ اعصاب واسه آیلین نمونده 
