نقل قول:
دارم سعی میکنم مثل دفعه قبل ناگهانی درخواست نقد ندم،بدتر شد ظاهرا
هوممم باید بگم که خیلی بدتر شد! مطمئنم معجون ورود های غیر ناگهانی رو که بهت دادم نخوردی که اینطوری وارد میشی، درسته؟
خب فعلا بریم سراغ نقدت. ولی معجون هاتو بخور حتما!
بررسی پست شماره
101 شهربازی ویزاردلند، ریگولوس بلک:
قبل از هر چیز به نظرم بهتره یه کمی روی ظاهر پستت کار کنی. مثلا اینکه به نظرم بهتر بود کل پستت رو وسط چین نمیکردی.
جاهایی هست که برای جدا کردن بخشی از نوشته ات یا نشون دادن اینکه اینجا داری به نکته خاصی اشاره میکنی که لازمه با بقیه رولت متفاوت باشه میتونی از وسط چین،
بولد یا
ایتالیک کردن استفاده کنی. این باعث میشه پستت کمی از یکنواختی در بیاد و خواننده علاقه بیشتری برای خوندن اون پیدا کنه.
البته مطمئنا تنها ظاهر یک پست نمیتونه باعث بشه خواننده اون پست رو تا انتها بخونه، ولی شاید تقریبا اولین فاکتور جذب کننده باشه.
نقل قول:
آرسینوس،که با لبخندی بسیار جیگر به محفلی های خوش گذشته خیره شده بود،با رضایت کامل به سر و صورت خونی میهمانانش خیره شد و خودکارش را با فواصل زمانی منظم به کف دستش کوبید؛و در حالیکه با هر جیغ طومار های حساس به احساس خوش گذشتگی،یک خط کوچک سرخ رنگ با خودکار روی دستش رسم میکرد،با صدایی که بسیار جیگر شده بود خندید:
به نظرم بهتر بود این پاراگراف رو کمی خرد میکردی. خواننده وقتی این پاراگراف رو میخونه ممکنه سررشته کلام رو گم کنه یا گیج بشه.
میتونستی کمی بیشتر درباره "طومار حساس به احساس خوش گذشتگی" توضیح بدی. مثلا محفلی ها دونه دونه بیان و بخوان امضا کنن و هر کدومشون توصیف بشن. این سوژه های ریز ولی جذاب رو برای زدن پست نباید از دست داد.
ضمن اینکه ما نمیخوایم فقط سوژه پیش بره. وگرنه میشه با زدن سه یا چهار پست به سرعت رسید به انتهای این سوژه. ولی وقتی برسیم به اونجا باید بریم سراغ یک سوژه جدید و خب اگر اینطور بخوایم پیش بریم با کمبود سوژه مواجه میشیم. اینجاست که اهمیت از دست ندادن سوژه های کوچیک بیشتر احساس میشه.
نقل قول:
با صدایی که بسیار جیگر شده بود
نقل قول:
با لبخندی در شان نام خانوادگی اش
نقل قول:
به سمتی که آرسینوس از نوع جگر نشان داده بود
نقل قول:
آخرین باری که با آرسینوس صحبت کردم،به من گفت که اگر یک بار دیگر "جیگر" خطاب شود هر یک از پا های مرا به یک وزنه خواهد بست و مرا در "آتلانتیک اوشن" رها خواهد کرد.
به نقل قول هایی که بالا گذاشتم نگاه کن. توی دو سه پاراگراف اول پستت چهار بار به یک مورد اشاره کردی. به نظرم کمی زیاده. بهتره کمی کمش کنی. نکته طنز خیلی خوبی رو پیدا کردی ولی وقتی زیادی بهش اشاره میکنیم اثرش رو از دست میده.
نقل قول:
آخرین باری که با آرسینوس صحبت کردم،به من گفت که اگر یک بار دیگر "جیگر" خطاب شود هر یک از پا های مرا به یک وزنه خواهد بست و مرا در "آتلانتیک اوشن" رها خواهد کرد.
نتیجه میگیریم من یک هشت پا هستم.
این ورود های "نویسنده" به نوشته رو تا جایی که میشه کم کن. این ورود ها حواس خواننده رو از سوژه اصلی منحرف میکنه.
نقل قول:
و در حالیکه با لبخندی در شان نام خانوادگی اش به ساحره های خونین و مالین نگاه میکرد با ذوقی عجیب تقریبا نعره زد :
-تور لیدر تون هم رودولفه!
بین دیالوگ و گوینده اش بهتره فاصله نذاری. اینطوری به نظر میرسه گوینده فاعل جمله قبلی نیست یا مکثی در کاره.
خیلی خوبه که داری تلاش میکنی ریگولوس رو وارد سوژه ها کنی و اون و شخصیتش رو به دیگران بشناسونی. ولی مراقب این ورود ها باش. ورود یک شخصیت جدید به سوژه ها یا باید کاملا منطقی و با دلیل باشه یا به قدری مسخره و ناگهانی که خواننده فرصت نکنه از خودش بپرسه این از کجا و چطور وارد شد.
طنزت خوبه و ازش هم خوب استفاده میکنی. بخش دوم پستت خیلی خوب بود. ورود ریگولوس سوژه جدیدی رو وارد کرد که نفر بعدی میتونه از اون استفاده کنه.
سعی کن شخصیت ریگولوس رو شکل بدی و اون رو به بقیه بشناسونی. شروع موفقی داشتی بهش ادامه بده.
موفق باشی.