جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

9 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
7
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  111 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  228 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  227 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  312 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  220 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: خادمان لرد سياه به او مي پيوندند(در خواست مرگخوار شدن)
ارسال شده در: چهارشنبه 10 شهریور 1395 14:43
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام او
درود

{ آمممم داق داق داق داق داق }

1- هر گونه سابقه عضویت قبلی در هر یک از گروه های مرگخوران را با زبان خوش شرح دهید.

ساقیا ته استکان هایت نمیگیرد مرا، لطف کن از دور بعدی پیک لیوانی بریز!

2- به نظر شما مهم ترین تفاوت میان دو شخصیت لرد ولدمورت و دامبلدور در کتاب ها چیست؟

میزان مو. شخصیت برون ریز و درون ریز. ولی کلن من از جفتشون راضی م. کمبودی نیست.

3- مهم ترین هدف جاه طلبانه تان برای عضویت در گروه مرگخوارن چیست؟


خدمت به اهداف والاتر، وام مسکن، وام ِ ازدواج، خوردن گوشت، داشتن یک سر پناه برای ایام پیری، ساختن و ایجاد کردن یک زنگوله دم ِ تابوت :hammer
تحقق شعار « جادو قدرت است » ، نابودی و اصلاح وضعیت ماگل ها.
ولی راستشو بخای الان من یه دوره ی سختی رو می گذرونم، میدونی؟ رفته. نیست. ترکم کرده. منم دیگه تو اون خونه نمی مونم. دست بچه هامو گرفتم آوردم اینجا، نشونش بدم. ترکش کنم. هروئین منی تو! اومدم بازپروری کنم.

4- به دلخواه خود یکی از محفلی ها را انتخاب کنید و لقب مناسبی برایش بگذارید.


آلبوس بوس طلایی
وای که چقدر نور میاد، دامبلی دور دور میاد
البوسه الطلایی، دامبل بابا کجایی ؟
ارباب یه کروشیو بزن.
آخیش... خوب شد. راحت شدم.
ارباب من پیرم، زود خسته میشم. فعلن پس.

5- به نظر شما محفل ققنوس از چه راهی قادر به سیر کردن شکم ویزلی هاست؟



6- بهترین راه نابود کردن یک محفلی چیست؟



7- در صورت عضویت چه رفتاری با نجینی خواهید داشت؟




8- چه اتفاقی برای موها و بینی لرد سیاه افتاده؟



9- یک یا چند مورد استفاده از ریش دامبلدور را شرح دهید. در صورت تمایل توضح دهید.

:aros:


در پناه او
بدرود


دو تا مشکل داشتیم. یکی فرم بود...که پر شد. و اصولا ایراد خاصی از فرما نمی گیرم. هر چند به جای جواب شکلک زده باشن.

و دومی سیاه نوشتن بود!
این یکی رو باید ببینم.در رول ها و نوشته های شما. ولی شما بعد از درخواست قبلی پست ایفای نقش نداشتین.
من اگه الان تایید کنم و بعد ببینیم ایفای نقش شما با پایه و اساس ارتش سیاه سازگار نیست کار برای خودتون سخت می شه. لطفا اول این سیاه نویسی رو نشون بدین. بنویسین. بعد دیگه لازم نیست فرمی پر کنین. یک بار کافی بود.

تایید نشد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1395/6/10 22:21:28
[هعی]
... می ترسم از یاد ببرم اسمت را
به سان شاعران که می ترسند از یاد ببرند
آن کلمه را
که زاده شد از شکنجه ی شب
آن کلمه را
که می نماید همتراز خدا
اما
همیشه به یاد خواهم داشت جسمت را
اما همیشه دوست خواهم داشت
جسمت را
اما همیشه پاس خوهم داشت جسمت را
بدان سان که سربازی
جنگش درهم شکسته
بی کس و بی مصرف
پاس می دارد
تنها پای برجای مانده اش را ...

[/هعی]
پاسخ به: خادمان لرد سياه به او مي پيوندند (در خواست مرگخوار شدن)
ارسال شده در: سه‌شنبه 9 شهریور 1395 18:14
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام او
درود


این بودن یا آن بودن، مسئله چون است؟


ظهر بود، آفتاب بود و تابستان. تمامی مغازه های خیابان متنهی به خانه ی ریدل ها بسته بودند. فقط یک مغازه باز بود : عرضه ی عمده ی دارک مارک توسط حاج لرد ولدمورت و شرکا و در زیر نوشته، تصویر یک ساعد قرار داشت که بر روی آن یک قمقمه خالکوبی شده بود: از سر قمقمه ماری بیرون زده و برای خودش فش فش می کرد. لرد ولدمورت در داخل مغازه، رو به کولر لمیده بود.

گریندل والد وارد خیابان شد. لنگ لنگان می دوید و آخ و واخ می کرد. یکی از دندان های جلویش کنده شده بود و لباس پاره پوره ای به تن داشت. داشت برای خودش آواز می خواند که ناگهان فریاد زد :
- دوباره دلم واسه کله ی تاس‌ت تنگه ... دوباره این دل دیوونه... میخاره! میخاره!

آخرین کسی که وارد این خیابان شده بود، ابرکسس مالفوی بود. لرد ولدمورت که دید او می خواهد با این زرنگ بازی ها به جایی برسد سریع اورا آوادایی کرد و حال پشیمان شده بود : جواب بی حوصلگی هایش را چه کسی می دهد؟

- بابا میخاره! آقا میخاره!

لرد ولدمورت با شنیدن صدای جنبده ای در خیابان سریع از جا برخاست و چوبدستی ش را بیرون کشید.
دستی به سر کچل ش که شر شر از گرما عرق می کرد کشید. دستش عرقی شد. به همین خاطر سوژه دچار تاخیر چند دقیقه ای شد؛چون لرد به دستشویی رفته و با مایع دستشویی خاررنگ دستانش را شست ( مناسب برای پوست ها و پست های پسا پست لطیف، خرید با ارسال عدد شصت بذار برو رشت { } ).
لرد با دستانی به لطاطفت گلبرگ های پاییزی ریخته شده در اصطبلی از زامبی ها از مغازه بیرون آمد. تصمیم ش را گرفته بود. هر چند پشیمان می شد ولی خیلی وقت بود کسی را اینطوری آوادایی نکرده بود. همینطوری یهوویی. بی دلیل. بی هوا ...

- آواداکدا ... چــــراا؟!
- آقا ببخشید! ماست دارین؟ میخاره ...

لرد که به خاطر رعایت نکردن مسائل بهداشتی توسط گریندل والد خلع سلاح شده بود، دوباره به دستشویی رفت و دستانش و مسائل بهداشتی اش را با مایع مسائل بهداشتی شویی پررنگِ سیاه رنگِ خارِ مغیلان شست ( مناسب برای پوست ها و پست های پسا پوست کلفت، خرید با ارسال کلمه ی « این »، بزن بریم قزوین { } )

گریندل والد وارد به دنبال لرد ولدمورت وارد مغازه شده بود و داشت به تصاویر روی دیوار نگاه می کرد.
- چه خالکوبی خفنی! دیگه نمیخاره. این کچله چقدر هنرمنده!تتو ... ته تو ... تا تو ... من به این تتو و پتو و اینا خیلی علاقمندم.

ولدمورت با دستانی که بوی تن ِ الیزابت تیلور در کازابلانکای هاگزمید، در شب های سرد مه آلودِ غمگین، در کنار درختچه های صورتی ِ ساده ابلق، - آه ! بوی تورا می داد ابلهانه ترین بهانه های تمام نشدنی ِ برای نوشیدنی های کره ای-.
- چی می خوای؟ ما حوصله ی پیرمرد ها رو نداریم، بهداشتو رعایت نمیکنن ...
- اومدم خال بزنم!
- ... ما هم رو بهداشت خیلی حساسیم ... چی؟!!
- خالکوبی موخام! تتوی تاتی نباتی... یه دونه مار بزن رو ساعد م، یه اژدها در حال پرواز رو کمرم، یه رفیق بی کلک مادر رو بازوم، جاهای خالی رو هم بی زحمت با نقشه ی زندان نورمنگارد پر کن.

در پناه او
بدرود


گلرت عزیز

دو تا نکته وجود داره.

درخواست مرگخوار شدن با یه فرم ثابت انجام می گیره. همه با همون فرم درخواست می دن، نه با رول. بعد از پر کردن فرم، خودم رول های قبلیتونو می خونم.
کسایی که بدون فرم تایید شدن کسایی بودن که قبلا مرگخوار بودن و الان دوباره برگشتن.

نکته بعدی درباره رول شماست.
مرگخوارا تابع لردن...بی چون و چرا. فرقی نمی کنه کی باشه. قبلا هم جادوگرای بزرگی داشتیم که مرگخوار بودن. این تعادل باید رعایت بشه. وقتی یکی مرگخوار شد باید جزئی از این ارتش باشه. برای همین استفاده از اصطلاح هایی مثل "کله طاس" وتمسخر مستقیم لرد در نوشته ها مجاز نیست.
ایفای نقش درست، ایجاب می کنه که این مسائل رعایت بشن. سیاه ها هم می تونن در مورد سوژه های لرد بنویسن...می تونن مسخره اش کنن. می تونن باهاش مخالفت کنن، ولی نه مستقیم.
الانم مرگخوارایی داریم که این سوژه ها رو اجرا می کنن...روفوس...رودولف...
یعنی معنیش اطاعت مطلق و بدون انعطاف نیست. معنیش بیشتر حفظ ظاهر قضیه اس!
توی کتاب هم احتمالا خیلی از مرگخوارا قلبا از لرد خوششون نمیومد. ولی همه مجبور بودن ظاهر قضیه رو حفظ کنن.

یکی از معیار های تایید شدن، سیاه نوشتنه. سیاه نوشتن یعنی همین. یعنی علاقه مونو به عضویت درارتش سیاه و اطلاعت از لرد سیاه نشون بدیم.
تصمیم با خودتونه. اگه می خوایین اول این تغییرات رو انجام بدین و بعد برای درخواست عضویت، فرم رو پر کنین.


تایید نشد.

موفق باشید.


ویرایش :گلرت صحبت می کنه و این یک ویرایش بعد از ویرایش ناظره و حکمن منع قانونی داره ولی ...
من جای پدربزرگتم! چطور دلت میاد اینقدر عاقلانه و محترمانه با من برخورد کنی؟ هفتاد سال قبل تو انقلاب کردم و مثل تو شکست خوردم. من برای سیاه بودن خون دادم، جون دادم! تو چی؟! چقدر بدن و صورتت سیفیده!
این که تو چه دنیا و زمانی داریم زندگی میکنیم که هر دو تا بعد از شکست خوردن داریم اینجا حرف میزنیم رو من نمیدونم ولی مسلماً دنیای کتاب نیست.
ما بیشتر هجومی از ملانکولیای صورتی رو در ذهنی لهجه دار رو شاهدیم. تو دنیای کتاب مسلما خیلی از اتفاقا ک اینجا افتاده نمیفتاد و فک و فامیل دامبلدور و ویزلی هایی که بعد از نابودی لرد ولدمورت به دنیا اومدن، بهش نمی پیوستن ... ولی خب، به من مربوط نیست این مسائل. والا.
باب یه آواز خوندم : « دوباره دلم واسه کله ی تاس ت تنگه! » برا این دل ِ من ک برای کله ی تاس‌ت تنگ شده این همه نکته نوشتی؟!
بعد فرم چیو نشون میده، چیو می خواستی از فرم بفهمی مگه؟ تقصیر من چیه؟! من اومدم خالکوبی بزنم. راستش خالکوبی مار روی ساعد خیلی هم مهم نبود بیشتر اژدها و نقشه ی زندان رو می خواستم.
نرون مرد ولی روم نمرده است. الان گلرت گریندل والد ِ پیرمرد و فرتوت ( کمرم درد میکنه، زانوم درد میکنه، گوشم درد میکنه، لوزالمعده و بطن چپ و لولاهای حلقانی م درد میکنن ) که به قول شما در کتاب، بعد از لرد ولدمورت دومین جادوگر سیاه شناخته شده س، باید کجا بره؟ باید تو خیابون بخوابه شبا؟ باید یه شب نودالیت بخوره یه شب فلافل؟ پس سیب زمینی چی میشه؟ تخم مرغ چی میشه؟ جواب این شکمو چی باید داد؟
سیاه نوشتن یعنی اطاعت از لرد سیاه نشون دادن؟ هر کی نگه اربابوو؟! همه اربابیا؟! { }
برگرد به آرمان های سیاهی آقای ولدمورت! من به شما علاقمندم! سر نورانی ای پیدا کردی!


افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1395/6/9 18:35:25
ویرایش شده توسط گلرت گریندل‌والد در 1395/6/9 20:02:19
[هعی]
... می ترسم از یاد ببرم اسمت را
به سان شاعران که می ترسند از یاد ببرند
آن کلمه را
که زاده شد از شکنجه ی شب
آن کلمه را
که می نماید همتراز خدا
اما
همیشه به یاد خواهم داشت جسمت را
اما همیشه دوست خواهم داشت
جسمت را
اما همیشه پاس خوهم داشت جسمت را
بدان سان که سربازی
جنگش درهم شکسته
بی کس و بی مصرف
پاس می دارد
تنها پای برجای مانده اش را ...

[/هعی]
پاسخ به: خادمان لرد سياه به او مي پيوندند(در خواست مرگخوار شدن)
ارسال شده در: یکشنبه 17 مرداد 1395 20:13
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

ابرکسس مالفوی نوشته:
1-هر گونه سابقه عضویت قبلی در هر یک از گروه های مرگخوران/ محفل را با زبان خوش شرح دهید.
من تا به حال سابقه عضویت در محفل ققنوس را نداشته ام
2- به نظر شما مهم ترین تفاوت میان دو شخصیت لرد ولدمورت و دامبلدور در کتاب ها چیست؟
ریششون. دامبلدور ریش داره ولی ولدمورت نه
3- مهم ترین هدف جاه طلبانه تان برای عضویت در گروه مرگخوارن چیست؟
از این گروه خوشم می آید و به خاطر این که از محفل ققنوس بدم می آید.
4- به دلخواه خود یکی از محفلی ها را انتخاب کنید و لقب مناسبی برایش بگذارید؟
سیریوس بلک: خرخون و تو لک
5-به نظر شما محفل ققنوس از چه راهی قادر به سیر کردن شکم ویزلی هاست؟
از ما دزدی می کنن.
6-بهترین راه نابود کردن یک محفلی چیست؟
طلسم مرگ
6-در صورت عضویت چه رفتاری با نجینی(مار محبوب ارباب)خواهید داشت؟
کاری می کنم بهش بد نگذره
8-به نظر شما چه اتفاقی برای موها و بینی لرد سیاه افتاده است؟
هیچی انقدر از دست هری و کاراش حرص خورده کچل شده. دماغشم نمی دونم ولی شما رو به خوندن کتاب (دماغ ولدمورت) توصیه می کنیم.
9-یک یا چند مورد از موارد استفاده بهینه از ریش دامبلدور را نام برده، در صورت تمایل شرح دهید.
1- استفاده از آن به عنوان دستمال گردگیری
2-میشه فرش کرد ازش به عنوان وسیله سرگرمی استفاده کرد
3-استفاده برای وسط چوبدستی ها
4-استفاده به عنوان دوک خیاطی



با این زرنگ بازیا به جایی نمی رسی.

برین به شکل قانونی فعالیت کنین...می دونم گوش نمی کنین. چون کسی که این چیزا براش مهم باشه از اول این کارو انجام نمی ده.

تایید نشد. بعدا هم نخواهد شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1395/5/17 21:12:18
پاسخ به: خادمان لرد سياه به او مي پيوندند(در خواست مرگخوار شدن)
ارسال شده در: یکشنبه 10 مرداد 1395 20:20
نمایش جزئیات
آفلاین
گیبن
ارباب میشه لطف کنید این نماد روی ساعد مارو دوباره enable کنید؟ بتونیم ازش استفاده کنیم ؟

نه...نمی شه!
دور شو گیب!

.
.
.
.
.
.
.
صبر کن ببینم حالا... تا می گیم نه، راهتو نکش برو که.

بیا تو...

تایید شد.


افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1395/5/10 20:25:38
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1395/5/10 20:32:43
هافلپافی خندان
تصویر تغییر اندازه داده شده



دنیا چو حباب است ولکن چه حباب؟! نه بر سر آب، بلکه بر روی سراب.
آن هم چه سرابی، که بینند به خواب آن خواب چه خواب؟ خواب بد مست خراب.
پاسخ به: خادمان لرد سياه به او مي پيوندند(در خواست مرگخوار شدن)
ارسال شده در: جمعه 25 تیر 1395 23:20
نمایش جزئیات
آفلاین
ارباب میشه منم بیام یک عالمه گذشت الان دیگه تازه وارد نیستما ارباب تورو خدا اربااااااااااااااب لطفا این دره رو باز کنین دیگه بخدا الان در زیر پاهایم جنگل های آمازون سبز شد ارباب تورو خدا
1- هر گونه سابقه عضویت قبلی در هر یک از گروه های مرگخوران را با زبان خوش شرح دهید.
زبان خوش:هیچگونه سابقهی قبلی ندارم ارباب

2- به نظر شما مهم ترین تفاوت میان دو شخصیت لرد ولدمورت و دامبلدور در کتاب ها چیست؟
متاسفانه دامبلدور در تمام کتاب سرش به نامزدش گرم بود و عشق از اینجور چیزا
کم کم ذهن پاتر رو هم به اون سمت کشوند که آخر سر با اون ویزلی ازدواج کرد
اما در نکته مقابل شما نه تنها کاری به این کارا نداشتین و وقتتون رو طلف نمی کردید بلکه از وقتتان در راه کشتن پاتر و تمام اون دوستاشاستفاده کرده و کلا شخصیت باحال تری داشتید

3- مهم ترین هدف جاه طلبانه تان برای عضویت در گروه مرگخوارن چیست؟
هدفی جز دادن جان در راه پاک ارباب ندارم

4- به دلخواه خود یکی از محفلی ها را انتخاب کنید و لقب مناسبی برایش بگذارید.
خود دامبلدور :جاروی جهاز مادربزرگم
5- به نظر شما محفل ققنوس از چه راهی قادر به سیر کردن شکم ویزلی هاست؟
راستش توی یه مقاله خوندم ویزلی ها در تمام زندگی سیر نمی شوند به جز ساعت نه شب
که دوستان مرگخوار آشغالارو میزارن بیرون(ارباب خب مقاله بود)

6- بهترین راه نابود کردن یک محفلی چیست؟
بیرون نگذاشتن آشغالا برای حدود یک هفته
دادن خبر مرگ هری پاتر (تا همه براش خودکشی کنن)
استفاده از کورشیو هایی زیبا و ارزشمندتان

7- در صورت عضویت چه رفتاری با نجینی خواهید داشت؟
رفتار خوب

8- چه اتفاقی برای موها و بینی لرد سیاه افتاده؟
قیافه ی هر کس سلیقه ایه مگه کسی از دامبلدور میر پرسه چرا ریشت اینجوریه
فکر کنم خدا دماغ و موهای ارباب را اشتباهی بر سر این پیری گذاشته که صد البته بهتره به این دلیل که ارباب بدون مو و دماغ انقد خوشتیپ هستن و این یک نعمت الهی هست که دماغی ندارند که نیاز به عمل داشته باشد

9- یک یا چند مورد استفاده از ریش دامبلدور را شرح دهید. در صورت تمایل توضح دهید.
جارو کردن خانه ریدل ها
استفاده به عنوان پوشک بچه با جذب بالا
و...


مونیکای عزیز

شما فعالیت ایفای نقش ندارین...و مهم ترین چیزی که برای عضویت در این گروه لازم دارین فعالیت خوب و مستمر ایفای نقشه.
لینک بخش ایفای نقش رو گذاشتم. هاگزمید، لندن، خانه ریدل ها، محفل ققنوس و ... اینا ایفای نقشن.
جواب دادن به تاپیک های غیر ایفای نقش مثل:"چرا ولدمورت جادوگر سیاه شد با اینکه می تونست یک جادوگر سفید خوب باشد" و فعالیت هاگوارتز کمکی به عضویت در ارتش سیاه نمی کنه.

شما اگه می خوایین مرگخوار بشین باید فعالیت ایفای نقشتون رو شروع کنین. از درخواست قبلی تون تا الان فقط یه پست کوتاه در تاپیک پستخانه ی هاگزمید زدین که ایفای نقش محسوب می شه. که اونم طبیعتا کافی نیست.

اگه سوالی داشتین یا راهنمایی خواستین(چه در مورد فعالیت ها و چه انجمن ها و تاپیک ها) با پیام شخصی بپرسین.


تایید نشد.


افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1395/4/26 2:55:40
만 까마귀 발톱
با ارزش ترین گنجینه ی هر انسان هوش سرشار اوست.
Only Raven
پاسخ به: خادمان لرد سياه به او مي پيوندند(در خواست مرگخوار شدن)
ارسال شده در: جمعه 25 تیر 1395 22:32
نمایش جزئیات
آفلاین
جلوتر...جلوتر...

تکه کوچک کاغذ را که هر بار به لطف کفش های این و آن به او نزدیک و نزدیک تر می شد، با چشمانش دنبال می کرد.

- خسته شدیم دیگر! از چه روی این قدر این سوی و آن سوی می روی.

آقایی که با کلاهی بلند بر روی صندلی پلاستیکی قرمز رنگ نشسته بود، زیر لب بر سر تکه کاغذ که هم مچاله و هم چرکین شده بود، فریاد زد. دلیل آن که چشمانش به دنبال آن تکه کاغذ مفلوک افتاده بودند و یک لحظه راحتش نمی گذاشتند، تناقض جالبش با فضای اطراف بود.

دیوار ها، زمین، سقف و حتی بیشتر آدم ها در این فضا سفیدپوش بودند. همانگونه که تکه کاغذ چند دقیقه و یا شاید چند ساعت پیش بود. خود آن آقا هم چندان با آن فضا هماهنگ نبود؛ کتی بلند که از کمر به پایین دوشاخه می شد به رنگ قهوه ای تیره، کلاه لبه دار بلندی با نوار آبی تیره که حشره ای جیرجیرکنان بر روی لبه اش جا به جا می شد و نگاه های متحیری که بسیار نافذ و دقیق و پرجلال و شکوه و ... آزاردهنده بودند.

- آقـــــای لادیسلاو پـــــــاتریشوا خانــــــزفا کاردلکیـــــــپ جورامونت پتیــــــران عاصدیــــــغ زاموژسلــــــــی به باجه هـــــشت! آقای...

در طول مدّت زمانی که نام لادیسلاو در محیط طنین می افکند، او خودش را به باجه رساند. در آن لحظه آثار شادی در چشمان شخصی که بلندگو را در اختیار داشت، مشهود بود.

- بفرمائید، مثبته.

لادیسلاو برای چند ثانیه با همان نگاه متحیر به پرستار چشم دوخت:

- ببخشید؟
- کجایشان دقیقا؟

پرستار رویش را برگرداند و با دلخوری گفت:
- می بخشید...!

منتهی لحنش بیشتر خواهان عذرخواهی بود تا طالبش!

- فرمودید مثبت می باشند، لکن این جانب نمی دانیم چیستند و کجایشان مثبت می باشد؟ به طور مثال در دوران طفولیت این جانب کارتونی را به تماشای می نشستیم که در آن مردی بود که مثبتی بر پیشانی داشت!... دنگ نیز اشاره می کند که آن کارتون را به تماشای می نشسته است.
- آزمایشتونه! ببریدش پیش دکتر بهتون توضیح می دن!... طبقه دوم، در دوم از سمت راست!

پرستار تکه کاغذ را روی میز کوبید و به سرعت در پشت چند قفسه ناپدید شد. لادیسلاو نیز تکه کاغذ را برداشت و راهی طبقه دوم، در دوّم از سمت راست شد.

- ما هرچه که می گردیم هیچ کجای این مثبت نمی باشد... می دانیم خیلی بعید می نماید، لکن تو چیزی پیرامون آزمایشات مثبت می دانی؟... واقعا! چهره نکبتت گویای این نمی باشد، هوممم... اشتباه مکن دنگ! چهره ما ایکبیری می باشد، تنها نکبت این اطراف خودت می باشی...خیلی بی شخصیت می باشی دنگ!... باشد! با اکراه و به شکل سوری قبول می نماییم، بگو دیگر... هان؟ خب البته اینجانب خود خویشتن خویش از طفولیت استعدادی شگرف در زمینه نقّاشی بروز می دادیم و با این که نمی دانیم که منظورت از چیز چیست، یقینا توانایی کشیدن آن را داریم... منظورتان چیست که اینجانب "بسیار پرنده ای می باشم که از خاطر می برد، آذوقه اش را در تابستان کجای بنهاده"؟... خب، مگر این که گفتید همان پرنده ای نیست که در تابستان چیزی را می اندوزد و در تابستان از خاطر خویش می برد؟...مگر ما شما را گرفته ایم؟ تازه برای باری دیگر تکذیب می کنیم که بابایتان باشیم! عمرا چیزی زین جانب به ارث برید! حق تعالی را شکر که به دفتر طبیب الاطبا رسیدیم. از همان اوّلش هم یقیین داشتیم که چهره ات زان چهره های دانا پیرامون آزمایشات مثبت نمی باشد!

آقای زاموژسلی پس از بحثی کوتاه با دنگ، به اتاق دوم از سمت راست طبقه دوم رسیده بود. دری که برخلاف سایر در های بیمارستان مشکی رنگ بود.
در زد و وارد شد. روی تنها صندلی خالی اتاق رو به روی مردی با ردای سفید پزشکی نشست و تکه کاغذی را که در دست داشت به او داد.

چند ساعت بعد:

برای چندمین بار، به صورتش آب پاشید. سرش را بالا آورد. به چشمان مردی که در آینه بود خیره شد. احساس می کرد، چیز جدیدی در آن چشم ها یافته است.

- باورت می شود دنگ... سیاهی در خون ماست!


زاموژسلی!

ما قبلا منتظرت بودیم...یهو غیبت زد.

غیبت بزنه غیبت می کنیم ها...

دنگ نیست اون...دینگه! چند صد بار باید اینو بگیم! چرا ما رو حرص می دی!

خوب می نویسی...حیفه! جایی نرو!

تایید شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1395/4/26 3:13:12
پاسخ به: خادمان لرد سياه به او مي پيوندند(در خواست مرگخوار شدن)
ارسال شده در: جمعه 11 تیر 1395 12:29
نمایش جزئیات
آفلاین
1- هر گونه سابقه عضویت قبلی در هر یک از گروه های مرگخوران را با زبان خوش شرح دهید.

اینجانب سیگنس بلک ، قبلا سابقه حضور در جمع مرگخواران رو داشتم .

2- به نظر شما مهم ترین تفاوت میان دو شخصیت لرد ولدمورت و دامبلدور در کتاب ها چیست؟
دامبلدور و شخصیت!!!!

3- مهم ترین هدف جاه طلبانه تان برای عضویت در گروه مرگخوارن چیست؟

خدمت به لرد بزرگ

4- به دلخواه خود یکی از محفلی ها را انتخاب کنید و لقب مناسبی برایش بگذارید.

پاتر : روانی بوگندو

5- به نظر شما محفل ققنوس از چه راهی قادر به سیر کردن شکم ویزلی هاست؟

میتونن بانوی چاق رو از تابلوش در بیارن ، واسه اینا آب پز کنن .

6- بهترین راه نابود کردن یک محفلی چیست؟

سکتوم سمپرا
7- در صورت عضویت چه رفتاری با نجینی خواهید داشت؟

مثل مار خودم باهاش رفتار میکنم .

8- چه اتفاقی برای موها و بینی لرد سیاه افتاده؟

افکر کنم موقعی که خون پاتر در رگ های شما جریان پیدا کرد ، واستون حساسیت ایجاد کرده .

9- یک یا چند مورد استفاده از ریش دامبلدور را شرح دهید. در صورت تمایل توضح دهید.

به عنوان گردگیر میشه استفاده کرد .


سابقه حضور در مرگخواران رو داشتین؟
نداشتین که.
شما تازه واردین.

بهتون گفته بودم برای مرگخوار شدن عجله نکنین. شما باید با جو ایفای نقش و شکل فعالیت ها آشنا بشین. ما هم با سطح نوشته های شما آشنا بشیم. برای عضویت در گروه هنوز خیلی زوده.

(اگه با شناسه دیگه ای مرگخوار بودین اطلاع بدین).

تایید نشد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1395/4/11 16:36:02
i am signes belak
پاسخ به: خادمان لرد سياه به او مي پيوندند(در خواست مرگخوار شدن)
ارسال شده در: جمعه 11 تیر 1395 03:40
نمایش جزئیات
آفلاین
گل دراومد از حموم زنوف دراومد از حموم.
سلام ارباب.
می گم می شه درو باز کنید یکم بیام زیر باد کولر های خونه ریدل بشینم؟
اینجا هوا گرمه.


امضا زنوف کمربندی



جلوی ارباب شعر نخون زنوف...بیا تو...

تایید شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1395/4/11 16:29:09
زیادی خوب بودن خوب نیست،
زیادی که خوب باشی دیده نمی‌شوی،
می‌شوی مثل شیشه‌ای تمیز،
کسی شیشهٔ تمیز را نمی‌بیند،
منظرهٔ بیرون را می‌بیند.!





تصویر تغییر اندازه داده شده


پاسخ به: خادمان لرد سياه به او مي پيوندند(در خواست مرگخوار شدن)
ارسال شده در: چهارشنبه 9 تیر 1395 18:19
نمایش جزئیات
آفلاین
1- هر گونه سابقه عضویت قبلی در هر یک از گروه های مرگخوران را با زبان خوش شرح دهید.
سرورم، مگر کسی جرات داره جلوی شما با زبان غیر خوش صحبت کنه. اینجانب مرگخوار جان نثار شما بوده، هستم و خواهم بود. اصلا خاطر لطیف(؟) و حساس(؟) خودتون رو در گیر این موضوع نکنید که در زمان غیبت صغری شما، من در کدام جبهه بودم. قلب و روح من در هر لحظه با شما بوده و هست.

2- به نظر شما مهم ترین تفاوت میان دو شخصیت لرد ولدمورت و دامبلدور در کتاب ها چیست؟
تصور بفرمایید کتابی نوشته می شد در مورد دامبلدور و کارهایی که در طول عمرش کرده بود. می دونید نتیجه اش چه میشد! سرورم لطفا گوشتون رو بیارید جلوتر....نه..نه سر.رم... مکنه بچه این دور و برا باشه... یک کتاب مبتذل سراسر عشقی و کشکی!
خب حالا دوباره تصور بفرمایید یک کتاب نوشته بشه که شخصیت اصلیش شما باشید. نتیجش... ام..نه سرورم نیازی به جلو آوردن گوشتان نیست. نتیجش میشه یک کتاب هیجان انگیز و اکشنی که مردم برای خوندنش صف می کشند. نه اصلا جون میدن!

3- مهم ترین هدف جاه طلبانه تان برای عضویت در گروه مرگخوارن چیست؟
کلا سرکار گذاشتن ملتی که تا آخر نفهمند نقشم این وسط چیه. بخصوص جبهه سفید که اصولا به جز اعتماد کردن کار دیگری بلد نیستند!

4- به دلخواه خود یکی از محفلی ها را انتخاب کنید و لقب مناسبی برایش بگذارید.
ارباب با اجازتون یه لقب برای کل محفل در نظر دارم:
محفلیون: خس و خاشاکه ته پاتیل درزدار.


5- به نظر شما محفل ققنوس از چه راهی قادر به سیر کردن شکم ویزلی هاست؟
سرورم اگه محفل قادر به سیر کردن شکم ویزلی ها بود که الان عقلشون می رسید با دم مار باز نکنند! بیچاره ها از شدت سوء تغذیه دچار منگلیسم حاد شدن!

6- بهترین راه نابود کردن یک محفلی چیست؟

از اونجا که 75 درصد وجود محفلی ها رو همین ویزلی ها تشکیل میدن، به نظر من گرفتن و بستن ویزلی ها به انواع غذا، مکمل و ویتامین ها و صد البته کمی کروشیو می تونه موثر واقع بشه و این پارادوکس جمعیتی رو از بین ببره.

7- در صورت عضویت چه رفتاری با نجینی خواهید داشت؟
ام... میشه بعدا نظرم رو اعلام کنم. این اواخر کمی مزاجم ریخته به هم.

8- چه اتفاقی برای موها و بینی لرد سیاه افتاده؟
سرورم من چه حقی دارم که در مورد سلیقه شما نظری بدم.

9- یک یا چند مورد استفاده از ریش دامبلدور را شرح دهید. در صورت تمایل توضح دهید.
ریش ... می دونم که بسیار آلرژی زاست! به اندازه ای که میشه برای مسموم کردن ماگل ها استفاده کرد.
از اونجا که نیمه عمر دامبلدور با عناصر رادیم و باریم برابری می کنه اگه روی ریشش کمی کار بشه کم کمش میشه ید 128 ازش در آورد که مصارف گوناگونی داره.



سیو

نجینی با شنیدن اسم شما هیجان زده شد...دلیلش رو نمی دونیم!

نیمه عمر؟ باریم؟ رادیم؟
شما بسیار خطرناک جلوه می کنین!

تایید شد. خوش اومدین.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سیوروس اسنیپ در 1395/4/9 18:24:48
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1395/4/9 20:02:18
When the egg breaks by an external power, a life ends. When an egg breaks by an internal power, a life begins. Great changes always begin with that internal power.


پاسخ به: خادمان لرد سياه به او مي پيوندند(در خواست مرگخوار شدن)
ارسال شده در: جمعه 4 تیر 1395 16:07
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام ارباب
1- هرگونه سابقه عضویت قبلی در هر یک از گروه های مرگخواران / محفل را با زبان خوش شرح دهید!

من از این غلطا نمی کنم.

2- به نظر شما مهم ترین تفاوت میان دو شخصیت لرد ولدمورتو دامبلدور در کتاب ها چیست؟

لرد سروره ولی اون ریشه

3-مهم ترین هدف جاه طلبانه تان برای عضویت در گروه مرگخواران چیست؟

اول بریم قهرمان لیگ بشیم بعدش بریم جام جهانی اونجاهم قهرمان بشیم.

4-به دلخواه خود یکی از محفلی ها را انتخاب کرده و لقبی مناسب برایش انتخاب کنید.

ارباب چون بارم این سوال کمه ما به این سوال جواب نمیدیم.
5-به نظر شما محفل ققنوس از چه راهی قادر به سیر کردن شکم ویزلی هاست؟
کله زخمی بره کار کنه تا بتونه سیرشون کنه.
6-بهترین راه نابود کردن یک محفلی چیست؟

به 24 روش مختلف بهشون آوادا بزنیم.

7-در صورت عضویت چه رفتاری با نجینی خواهید داشت؟


شبا براشون داستان میخونم تا خوابشون ببره.براش مشنگ شکار میکنم تا بخوره.
8-به نظر شما چه اتفاقی برای موها و بینی لرد سیاه افتاده است؟

به هر حال هر کسی توی زندگی متفاوته ارباب هم موی بلند روی سیاه ناخن دراز ببخشید ارباب دوست نداره مو داشته باشه.

9-یک یا چند مورد از موارد استفاده بهینه از ریش دامبلدور را نام برده، در صورت تمایل شرح دهید.


میتونیم از شپش های ریش دامبل بر علیه دشمنانمون استفاده بکنیم.....


ما رو کچل کردی نیوت...کچل تر از پیش.

و کسی که برای پیشرفت، ما رو کچل کنه، توجه ما رو به خودش جلب می کنه.

مواظب سوژه ها باش. فعالیتت خوبه. حفظش کن.

تایید شد...خوش اومدی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط نیوت اسکمندر در 1395/4/4 22:04:43
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1395/4/5 3:07:14