جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
صفحه اصلی خانه انجمن‌ها انجمن‌ها اخبار اخبار تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
بالای صفحه
اطلاعیه مرداب هالادورین: فروشگاه چوبدستی‌گستران برای اولین‌بار با ارائه چوبدستی‌های خاص در خدمت شماست! این فرصت استثنایی رو پیش از این که چوبدستی مورد علاقه‌تون خریداری بشه از دست ندین!
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand

پاسخ به: خادمان لرد سياه به او مي پيوندند(در خواست مرگخوار شدن)
ارسال شده در: جمعه 11 تیر 1395 12:29
نمایش جزئیات
آفلاین
1- هر گونه سابقه عضویت قبلی در هر یک از گروه های مرگخوران را با زبان خوش شرح دهید.

اینجانب سیگنس بلک ، قبلا سابقه حضور در جمع مرگخواران رو داشتم .

2- به نظر شما مهم ترین تفاوت میان دو شخصیت لرد ولدمورت و دامبلدور در کتاب ها چیست؟
دامبلدور و شخصیت!!!!

3- مهم ترین هدف جاه طلبانه تان برای عضویت در گروه مرگخوارن چیست؟

خدمت به لرد بزرگ

4- به دلخواه خود یکی از محفلی ها را انتخاب کنید و لقب مناسبی برایش بگذارید.

پاتر : روانی بوگندو

5- به نظر شما محفل ققنوس از چه راهی قادر به سیر کردن شکم ویزلی هاست؟

میتونن بانوی چاق رو از تابلوش در بیارن ، واسه اینا آب پز کنن .

6- بهترین راه نابود کردن یک محفلی چیست؟

سکتوم سمپرا
7- در صورت عضویت چه رفتاری با نجینی خواهید داشت؟

مثل مار خودم باهاش رفتار میکنم .

8- چه اتفاقی برای موها و بینی لرد سیاه افتاده؟

افکر کنم موقعی که خون پاتر در رگ های شما جریان پیدا کرد ، واستون حساسیت ایجاد کرده .

9- یک یا چند مورد استفاده از ریش دامبلدور را شرح دهید. در صورت تمایل توضح دهید.

به عنوان گردگیر میشه استفاده کرد .


سابقه حضور در مرگخواران رو داشتین؟
نداشتین که.
شما تازه واردین.

بهتون گفته بودم برای مرگخوار شدن عجله نکنین. شما باید با جو ایفای نقش و شکل فعالیت ها آشنا بشین. ما هم با سطح نوشته های شما آشنا بشیم. برای عضویت در گروه هنوز خیلی زوده.

(اگه با شناسه دیگه ای مرگخوار بودین اطلاع بدین).

تایید نشد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1395/4/11 16:36:02
i am signes belak


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: پنجشنبه 10 تیر 1395 13:19
نمایش جزئیات
آفلاین
نام : سیگنس بلک

گروه : اسلایترین

نژاد : اصیل

چوبدستی : 37 سانت ، یاس کبود با مغز پر ققنوس ، تقریبا انعطاف پذیر و مناسب برای جادو های سیاه

جاروی پرنده : نیمبوس 2001

پاترونوس : شاه کبرا

ویژگی های ظاهری : موهای مشکی و بلند تا روی شانه اش

ویژگی های اخلاقی : آدمی کینه ولی تودار ، بسیار متعهد و وفادار

معرفی کوتاه :

سیگنس بلک ، بزرگ خاندان بلک و از یاران وفادار لرد سیاه است . همه خانواده بلک به جز سیریوس همگی در گروه اسلایترین و از طرفداران لرد بزرگ بودند .


تایید شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1395/4/10 15:37:36
ویرایش شده توسط lord-voldemort در 1395/4/10 15:44:48
ویرایش شده توسط lord-voldemort در 1395/4/10 15:45:37
ویرایش شده توسط lord-voldemort در 1395/4/10 15:47:00
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1395/4/10 16:33:25
i am signes belak


پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
ارسال شده در: چهارشنبه 9 تیر 1395 18:45
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام . من میخوام برم گروه اسلایترین . کلاه عزیزم ، منو بنداز توی گروه اسلایترین . کلاه سریعا منو گروهبندی کن . به هیچ وجه منو توی هافلپاف ننداز که خوشم نمیاد . از ریونکلاو هم خوشم نمیاد . گریفندور نندازیم بهتره ولی اگه انداختیم عیبی نداره ولی ترجیح میدم منو توی گروه پرافتخار اسلایترین بندازی .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط lord-voldemort در 1395/4/9 19:15:29
i am signes belak


پاسخ به: کارگاه نمایشنامه نویسی
ارسال شده در: چهارشنبه 9 تیر 1395 11:23
نمایش جزئیات
آفلاین
قلبش داشت از جاش درمیومد ، نمیدونست چیکار کنه . دیگه اون دختره گرنجر کنارش نبود که کمکش کنه یا به جاش انجام بده اینکار رو . صورتش از عرق خیس شده بود . بالاخره حرکت کرد و وارد میدان شد ، فریاد و غریو تماشاگران با دیدن پاتر بلند شد . پاتر با شنیدن این همه صدا یه ترس مرموز و خفیفی احساس کرد اما بعد با دیدن هرمیون ، لونا ، نویل و رون که کنار هم نشسته بودند و برایش دست تکان میدادند و او را تشویق میکردند ، احساس دلگرمی کرد(یه کم اون ورتر جینی رو دید که داشت براش دست تکون میداد ، هری داشت از خوشحالی بال درمی اورد) . با گذشتن دم تیغدار شاخدم مجارستانی از بغل گوشش به خودش اومد و سریع پناه گرفت . با خودش فکر کرد با این هیولا چیکار کنم الآن؟؟؟ که یهو یاد حرف پروفسور مودی درمورد توانایی منحصر به فردش افتاد . آذرخش رو با ورد اکسیو فراخواند . در مدتی که منتظر آذرخش بود از دست شاخدم فرار میکرد . سرش رو بالا گرفت تا ببینه آذرخش اومده یا نه؟ که دید آذرخش از پشت سر شاخدم داره میاد طرفش که شاخدم با تکان دادن دمش باعث شد جاروش به طف تمشاگران پرتاب شود . آذرخش تو سر دراکو مالفوی خورده بود و مالفوی هم به خاط اون ضربه سهمگین بیهوش شده بود . کراب و گویل دراکو رو بلند کزدند که به درمانگاه ببرند . پانسی که کنار دراکو نشسته بود ، جاروی هری رو به طرف زمین ولی جایی که بسیار دورتر از هری بود پرتاب کرد . هری با دیدن خوردن جاروش تو صورت مالفوی خندید و خوشحال شد ولی با پرتاب شدن جاروش به دورترین نقطه بسیار ناراحت شد . سعی کرد با زیگزاگس رفتن و جاخالی دادن خودشو به جاروش برسونه . نزدیکای جاروش بود که شاخدم مجارستانی روش آتش ریخت ، هری خودشو به پشت تخته سنگی پرتاب کرد ولی موهاش و بیشتر رداش سوخته بود و قیافش مضحک شده بود . تخته سنگ از آتش شاخدم خیلی داغ شده بود . هری داغی سنگی رو احساس کرد و سریعا بلند شود و کمی مکث کرد و به سمت جاروش رفت . جاروش بالای تخته سنگی افتاده بود و هری سعی کرد تا از تخته سنگ بالا برود ولی همین که کمی بالا می رفت ، لیز میخورد . بالاخره به این نتیجه رسید که دست از تلاش بردارد . نصف حواسش به شاخدم بود و نصف حواسش به جاروش که چه جوری برش داره ، تا اینکه یادش افتاد با خوش چوبدستی داره و دوباره با افسون جمع آوری جاروشو به دست آورد و سوارش شد . اول حسابی اوج گرفت و طی یه حرکت احمقانه به سمت شاخدم شیرجه زد . دومتر با شاخدم بیشتر فاصله نداشت که شاخدم متوجهش شد و هری دوباره اوج گرفت . هری دو سه بار دیگه اینکارو انجام داد . شاخدم که از این کاره هری بسیار عصبانی شده بود . شاخدم هم بال هاشو به کار انداخت و به سوی هری رفت . هری که متوجه حرکت شاخدم شده بود ، به سمت ابرا پرواز کرد وسعی کرد حسابی اوج بگیره و شاخدم هم به دنبالش بود . هری که حسابی اوج گرفته بود وقتی دید شاخدم حسابی نزدیکشه سعی کرد شاخدم رو از اونجا دور کنه . پس به سمت دریاچه رفت . به بالای دریلچه که رسیدند هری به سمت دریچه سیرجه رفت و شاخدم هم به دنبالش . به فاصله یک متری تا سطح دریاچه که رسید ، به سمت چپ پیچید و دوباره اوج گرفت . شاخدم که به سرعت به دنبال هری بود از حرکت ناگهانی هری جا خورد ، خواست که خودشو بالا بکشه ولی به خاط وزن زیادش توی دریاچه افتاد و هری از این اتفاث بسیار خوش حال شد و به سوی تخم طلایی رفت تا به این نبرد پایان بده .تصویر تغییر اندازه داده شده


این پست چرا هیچی اینتر نداره؟
وقتی جملاتو اینطوری پشت سر هم می‌نویسی و پاراگراف‌بندی انجام نمی‌دی و همه چیزو دنبال هم می‌نویسی، خوندن برای خواننده سخت می‌شه. سعی کن جملات مربوط به همو تو یه پاراگراف قرار بدی و با زدن دو بار اینتر، جملات بعدیو به پاراگراف بعد انتقال بدی.
علائم نگارشی به کلمات قبل از خودشون می‌چسبن و با یه اسپیس (space) از کلمه بعدیشون جدا می‌شن.

اشکال بزرگی که نمایشنامه‌ت داشت این بود که بعضی جملات به زبان عامیانه نوشته شدن و بعضی دیگه‌شون به زبان کتابی. کل نمایشنامه باید به یک شیوه نوشته بشه. (جز دیالوگ که همواره گفتاری و عامیانه‌س)
و اینکه اشکالات تایپی و نگارشی زیادی هم داشتی که با یه دور خوندن به سادگی رفع می‌شدن. پس همیشه بعد از نوشتن نمایشنامه یه دور از روش بخون.

سوژه‌های متنوعی توی نمایشنامه‌ت داشتی که بعضیاش مثل برخورد جاروی هری با دراکو بهتر بود با حس و حال بیشتری بیان بشن تا جذابیت بیشتری به پست بدن. اما چون سریع بیان شدن و سریع هم به پایان رسیدن، نتونست تاثیر لازم رو بذاره. با ارفاق زیادی...

تایید شد.

گروبهندی و معرفی شخصیت.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

پیوند فایل:



jpg  (27.92 KB)
37996_577375085f7dc.jpg 200X182 px
ویرایش شده توسط lord-voldemort در 1395/4/9 11:29:50
ویرایش شده توسط lord-voldemort در 1395/4/9 11:43:23
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1395/4/9 16:31:43
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1395/4/9 16:32:26
i am signes belak




Do You Think You Are A Wizard?
جادوگری؟