هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: آموزش جادوي سياه !
پیام زده شده در: ۲۲:۵۷ جمعه ۲۵ تیر ۱۳۹۵
#98

بلاتریکس لسترنجold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۱۷ پنجشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۹
آخرین ورود:
۲۱:۲۲ شنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۱
گروه:
کاربران عضو
پیام: 188
آفلاین
:: جلسه دوم ::


بلاتریکس وارد دخمه تاریک میشه. هوا گرم سرد معتدل خوب عالی ، هر کدوم که هست به ما مربوط نیست. اینجا که کلاسِ هواشناسی نیست!

بعد از ورودِ بلاتریکس در همچنان باز هست چون جعبه بزرگی در هوا شناور بود و بعد از بلا وارد کلاس شد. دانش آموزان بی حال و حوصله بودند. این ترم برخلاف انتظارشون بسیار مزخرف در حال پیش رفتن بود.

در کلاس بسته میشه و بلاتریکس بدون اینکه بشینه کنار میز با همون ژست همیشگی می ایسته و جعبه هم دیگه روی میز قرار میگیره. درحالی که همچنان به دانش آموزانی که رو به رویش نشسته بودند نگاه میکرد، چوبدستی اش رو تکون داد و در جعبه باز شد. به محض باز شدنِ جعبه صدای بهم خوردن چند وسیله‌ی ظاهرا فلزی به گوش رسید. ولی اتفاق دیگه ای نیفتاد.

- خب امروز میخوام به شما وسایل و ابزارآلاتِ شکنجه رو آموزش بدم. برای این جلسه ما نیاز به یک داوطلب داریم که البته چون کسی از بین شما جرات داوطلب شدن نداره رودولف این کار رو با خوشحالی انجام میده.

بین دانش آموزان همهمه ای شد. ظاهرا از بی حالی ِ ابتدای کلاس خبری نبود.

- چرا همیشه من؟!

- کروشیو رودولف. بیا کنار تابلو بایست.

- نــــــــــــه. من نمیام. من هزار تا آرزو دارم !

بلاتریکس که اوضاع رو اینطور دید ابتدا با آرامش وسایل فلزی رو از توی جعبه درآورد. وسایلی که شامل قیچی، اره، میخ، ناخن گیر، چکش، پنجه بکس، طناب، و چند وسیله دیگر از این قبیل بود. سپس از نوربرتا و لینی و ریگولوس و ارنی خواست تا رودولف را به جلوی کلاس بیاورند.

- دست به من نزنید

-


تکالیف

(1) یک رول بنویسید که طی اون رودولف توسط نوربرتا و لینی و ریگولوس و ارنی با وسایلی که نام بردم شکنجه میشه. ( 30 نمره )

(2) یک پاراگراف بنویسید که در آن از هفت عبارتِ " قیچی - کوفته قلقلی - عینک - ژاکت - مرلین - ساعت برنارد - میخ " استفاده شده باشد و در متن یک نفرشکنجه شود.(مخصوص دانش آموزان رسمی ) ( 5 امتیاز )


?You dare speak his name
!Shut your mouth
!You dare speak his name with your unworthy lips


پاسخ به: آموزش جادوي سياه !
پیام زده شده در: ۱۰:۲۵ جمعه ۲۵ تیر ۱۳۹۵
#97

دراکو مالفویold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۳۳ یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۴
آخرین ورود:
۲۰:۱۰ پنجشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۲
از از تالار اسلیترین
گروه:
کاربران عضو
پیام: 124
آفلاین
برگه اول

ایمپریو : طلسم فرمان
کروشیو : طلسم شکنجه
اوداکداورا : طلسم مرگ

از اون جایی که توی صورت سوال چیزی مبنی بر توضیح ورد ها از ما خواسته نشده فکر ب نمیکنم اید توضیحی بنویسیم ولی از اونجایی که بقیه دوستان توضیحاتی دادن منم یکم شفاف سازی میکنم.
اولا هنگام به زبون اوردن هر سه ی این طلسم ها فردی که داره جادو رو انجام میده باید تمرکز و دقت کافی داشته باشه و واقعا بخواد که این طلسم اثر کنه.
برای مثال کسی که میخواد از طلسم مرگ (اودا کداورا) استفاده کنه باید واقعا بخواد که فردی که ورد بهش برخورد میکنه بمیره یا هنگام اجرای طلسم شکنجه (کروشیو) جادو گر یا ساحره باید واقعا بخواد که طرف مقابل زجر بکشه و به قول پانسی جلز ولز کنه.
همین دیگه!

برگه دوم

-
-چرا جیغ میزنی؟ جیغ نزن! بیا کیکتو بخور.
-تا حالا دیدی یه عنکبوت کیک بخوره؟
-نه ولی دیدم شیر و کیک بخوره.

سقف از شدت ویبره های هاگرید به لرزش در آمده بود و آراگوگ نیز همراه با این لرزش ها با چهره ای پوکر فیس به بالا و پایین پرتاب میشد.
-بس کن هگر.این رولینگ با خودش چی فک کرده اخه؟
-رولینگ کیه؟مارک جدید کیک؟
-نه.اروم باش.میگم که...میگم که...
-
-من خستم باید یه سر برم مسافرت.
- تنها؟دلت میاد منو تنها بذاری؟کی دیگه ته مونده ی خشک شده ی کیکا و شیرای فاسد شده رو بخوره؟
-

هاگرید که متوجه شده بود چه گندی بالا اورده است خودش را جمع کرد و لبخندی زد.
-خب میتونی بری فقط یه همراه با خودت ببر که مواظبت باشه.

دیدن هاگرید در حالت متفکر و ریلکس جزو عجایب هشتگانه محسوب میشد پس اراگوگ وقت را برای فرار از دست نداد و با اخرین سرعتی که میتوانست بیرون دوید.
چند ثانیه بعد ویبره ی هاگرید خانه را لرزاند.
-سوغاتی یادت نره!

اراگوگ توجهی نکرد و با اخرین سرعتی که میتوانست دوید.
-راستی همراه یادم رفت.

دوباره به طرف خانه ی هاگرید بازگشت تا همراهی بیاید و با تعجب هری پاتر و دوست سمجش رون ویزلی رو در حال صحبت با هاگرید دید‌.
-کدومو ببرم؟پاترو که نمیشه برد.این هویجو میبرمش.اصلا چه جوری ببرمش؟

اراگوگ در حال تفکر بود که چتر صورتی رنگ هاگرید را دید.
-چوب دستی!

و دوباره نگاهی به رون کرد.
-هوم...اون نورافکن که همیشه برا این که یکی دنبالش بره از...از چی استفاده میکرد؟

هری به داخل خانه رفت اراگوگ باید هر چه زود تر از میان تمام ورد هایی که در ذهنش حک شده بود یکی را انتخاب میکرد.
-خب...خب...یا بخت و یا اقبال! ایمپریو!

طلسم به رون برخورد کرده بود.

پنج ساعت بعد

-شربت؟
-جانم؟

اراگوگ نگاهی به رون کرد.
-اثر طلسم خنثی شد؟چه زود!
-طلسم؟
-
-ما کجاییم؟
-جزایر قناری!
-

اراگوگ نگاهی به چشم های بیرون زده ی پسر مو هویجی کرد.
-خب من ورد رو یادم نمیاد.بگو ببینم چه طور میشه یه ادم رو به فرمان خودمون در بیاریم؟
-من عضو محفل ققنوسم.از این طلسما بلد نیستم.
-میگی یا نه؟
-نه!
-
-
-

خون اراگوگ به جوش امده بود.دلش میخواست هر چه زود تر از ویزلی جوان حرف بکشد و هر لحظه با دیدن صورت بیخیال او خونش بیشتر به جوش می امد.
-کروشیو!

رون به خود میپیچید.

یک ساعت بعد

-بگو!
-هرگز من به عشق محفل ققنوس...
-ببند بابا.کروشیو!

خون فوران میکرد.رون کم کم داشت از حال میرفت.
-به عشق...محفل...ققنوس...
-اصلا نمیخوام تو به من خدمت کنی!اپارات کن برو وردست بابات.

در حالی که تف های دهان بزرگ اراگوگ به اطراف پرتاب میشد ناگهان وردی به ذهنش رسید.
-اون نورافکنه هر وقت عصبانی میشد چی میگفت؟اها...اوداکداورا!

طلسم به رون برخورد کرده بود و اورا روی زمین پرتاب کرده بود.
-مرد؟اشکال نداره میرم سراغ یکی دیگه.

سوال ویژه ی دانش اموزان رسمی

اسنیپ به همراه ریش رسفیدان به کافه ی کوچکی در هاگزمید رفت تا کاپوچینویی بخورد و درباره ی برانداختن جادوی سیاه و حمله ی عنکبوتان غول پیکر به هاگوارتز سخن بگویند.
ریش سفیدان معتقد بودندکه طلسم اکسپلیارموس باید جایگزین طلسم هاس سیاه شود اسنیپ به دستور لرد سیاه تمام آن ها را کشت.


تصویر کوچک شده


پاسخ به: آموزش جادوي سياه !
پیام زده شده در: ۲۰:۰۹ پنجشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۵
#96

گویندالین مورگن


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۵۸ جمعه ۱۴ اسفند ۱۳۹۴
آخرین ورود:
۲۱:۲۴ پنجشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۸
از روی جارو
گروه:
کاربران عضو
پیام: 134
آفلاین
نقل قول:
باید عنوان این طلسمها رو عنوانِ اصلی هر سه طلسم ممنوعه رو بیارید ( 9 امتیاز )


طلسم های ممنوعه!
طلسم هایی که اموزش و اجراشون، از سیصد سال پیش، بر اثر مرگ های ناگهانی، مرگ بر اثر درد و مرگ بی اختیارِ خودخواسته، اول در مدارس ممنوع شد و بیست سال بعد از اون به طور کل اجراشون غیر قانونی اعلام شد.از اون تاریخ به بعد، اجرای این طلسمها مساویه با صدور بلیط یکسره به آزکابان.
سه طلسم در این لیست، رتبه های اول رو دارن.

اول
طلسم فرمان یا بعبارت بهتر، "ایمپریو" که در یونانی معناش این میشه "از من اطاعت کن."
اختیار رو از شخص سلب می کنه و اونو مطیع اراده شخص طلسم کننده می کنه. این به معنای تسخیر شخص نیستـ . شما کاملا می دونین دارین چکار می کنین. فقط حس می کنین که مجبورین انجامش بدین. مقاومت در برابر این طلسم نیاز به اراده و قدرت فکری و جادویی بالایی داره و هر چقدر قدرت شخص طلسم کننده بالاتر باشه، مقاومت سخت تره. مثلا طلسم یکی مثل رون ویزلی به راحتی قابل شکستنه. ولی نمیشه طلسم یک شخصی مثل رودولفوس لسترنج یا مثلا لرد سیاه رو به همین راحتی و خوشمزگی شکست. سپرهای مدافع طلسم فرمان در نود درصد مواقع فکری هستن.

دوم
طلسم شکنجه گر یا "کروشیو" البته تلفظ دیگه اش "کروشیو کرس" هست. ایجاد درد درونی. نوعی درد جادویی که تا اعماق وجودت نفوذ می کنه. اما هیچ منشایی نداره و هیچ جای زخمی هم به جا نمیذاره
رازش در اینه که از ته دل بخوای. بخوای از درد کشیدن اون شخص لذت ببری. باید بخوای تا بشه. شدت طلسم به قدرت جادویی افراد بستگی داره. و البته مدت زمان اجرای طلسم. به جز لرد تاریکی، قوی ترین طلسم های شکنجه که حتی منجر به مرگ یا جنون افراد شده به نام بلاتریکس لسترنج به ثبت رسیده. سپرهای دفاعی برای این طلسم باید بالای سطح سه جادوگری باشند. شدت بالا و مدت طولانی در اجرای این طلسم می تونه موجب مرگ هم بشه.

سوم
طلسم مرگ:
آواداکداورا یا با تلفظ لاتینش سابراکادابرا معناش میشه "باشد تا در مرگ آرام گیرد."
مرگ خاموش. مرگ بی نشان. طلسم مرگ فقط یک نور سبزرنگ از خودش ساتع می کنه. بی هیچ علامتی.
انگار کسی که طلسم شده، فقط خوابیده.
تا به حال فقط یک نفر تونسته از طلسم مرگ جان سالم در ببره. چون طلسم مرگ هیچ سپری نداره. و راه فراری هم نداره.

نقل قول:
و در بعدی مقاله ای بنویسید که طی اون آراگوگ رونالد ویزلی رو ابتدا تحت طلسم فرمان با خودش به مسافرت میبره و سپس با طلسم شکنجه، شکنجه‌ش میکنه و سپس با طلسم مرگ به قتل میرسونه ( 21 امتیاز )


- دنبال عنکبوت ها راه بیافتیم؟ کی پیشنهاد داد ما دبنال عنکبوت ها راه بیافتیم؟
-غر نزن رون!
- غر نزنم؟ ببینشون هرمیون! اندازه نصف هیکل هاگریدن.
- خب که چی؟ غر بزنی کوچیک میشن؟
- فک نکنم.

با این حال نمی توانست از قیافه گرفتن در مقابل عنکبوت ها خودداری کند. رون ویزلی هرگز مهارت چندانی در تشخیص مهارت نداشت. فقط می توانست حدس بزند که "کلی راه رفته اند"

- ام... رون؟ یه چیزی می گم میشه هول نکنی؟
- چی شده؟ گم شدیم؟

صدایی که پاسخ گفت به طرزی "غیرگریفندوری" رونالد ویزلی را وحشت زده کرد.
- نه ! اتفاقا برعکس. تازه پیدا شدی مرد جوان. گوشت تازه! روح تازه...

جیغ رون و هرمیون به قدری بلند بود که اگر سانتورها برای کمک به تک شاخ ها در آن سوی جنگل بودند، می شنیدند، حتما دست به اقدامات احتیاطی می زدند.

- نترسید. قبل از اینکه تبدیل به روح بشید باهاتون کار دارم. مرد جوان با کوچکترین دخترم بیا جلو!

عنکبوت نه چندان بزرگی جلوی رون راه افتاد.
- حالا می تونم هول کنم هرمیون؟

رون از سر وحشت جوری به سمت عنکبوت رفت که به خاطر وجود ریشه ها تقریبا مغزش را به باد داد.البته دانشمندان هنوز در تلاشند بفهمند، چیزی را که وجود ندارد چطور می توان به باد داد. همین زمین خوردن باعث شد چوبدستی رونالد ویزلی از دستش پرت شود.
ولی کجا افتاد؟
سوال دقیقا همینجاست.

چوبدستی دقیقا روی زخم یکی از پاهای اراگوگ افتاد. همان زخمی که رون ویزلی را به خاطرش به طرف خودش آورده بود. در دنیای جادویی، هر چیزی ممکن است اتفاق بیافتد. حتی ترمیم یک زخم بدون خواندن ورد.
فقط قسمت بد ماجرا این بود که در حین عملیات ترمیم، چوبدستی رون ویزلی در پای اراگوگ جا ماند. ظاهرا فقط جراح ها نیستند که داخل بدن بیماران خرت و پرت جا می گذارند. اراگوگ تکانی خورد. انگار که چیزی در وجودش به جریان افتاده باشد.پای درمان شده را به طرف رون ویزلی گرفت. رون چند لحظه ای مکث کرد و بعد، با لبخندی ابلهانه به سمت اراگوگ حرکت کرد.و درست جلوی عنکبوت ایستاد.

- دوست دخترتو دوست داری دوست هاگرید؟
- دوسش دارم.
- بکشش.

هرمیون جیغ بلندی کشید.
- رون نه... نه... گوش نکن.
- آواکداورا.

ماگل زاده جوان مثل عروسکی پارچه ای روی زمین افتاد.
- خودتو بکش.
چیزی در ذهن رون وز وز می کرد. ولی صدایش آنقدر بلند نبود که جلوی رون را برای نشانه رفتن چوبدستی به سمت خودش بگیرد. با درخشش نور سبز اراگوگ دستور داد.
- جنازه هاشونو بیارین.

نقل قول:
سوال ویژه دانش آموزان رسمی :

یک پاراگراف بنویسید که در آن از هفت عبارتِ " ریش سفیدان - کاپوچینو - اکسپلیارموس - عنکبوت - جادوی سیاه - هاگزمید - اسنیپ " استفاده شده باشد و در متن یک نفر بمیرد. ( 5 امتیاز )


اسنیپ زیر شنل نامرئی که به طرزی جنون آمیز از خوابگاه هری پاتر کش رفته بود، مخفی شده و به گفتگوهای جلسه ریش سفیدان جادوی سیاه که در وسط هاگزمید برگزار شده بود، گوش می کرد. بزرگ جلسه، با دیدن عنکبوت سیاه و زشتی که از میز بالا می آمد حرفش را برای چند لحظه، متوقف کرد و گفت که کاپوچینو، عنکبوت سیاهش می گوید غریبه ای میان آنهاست. و سپس گفت:" اکسپلیاموس!"اسنیپ تنها فرصت کرد همنجا روی زمین چمباته بزند. ولی از شنیدن صدایی در پشت سرش حیرت کرد." آواداکادورا."اسنیپ به این اندیشید که چه کسی فکر می کرد ممکن است جینی ویزلی در جلسه جادوی سیاه گوش بایستد؟


تصویر کوچک شده


اینجا همه چی دراوجهـــ
جاییـــ که از همه بالاتره صاحب نداره
باید یاد بگیری فتحش کنی

*****

نزدیک غروب آفتاب است ...
و من...
صبح را دوست دارم


تصویر کوچک شده


پاسخ به: آموزش جادوي سياه !
پیام زده شده در: ۱۵:۴۵ پنجشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۵
#95

سیوروس اسنیپold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۰۹ جمعه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۵
آخرین ورود:
۱۸:۴۱ یکشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۶
از :yphbbt:
گروه:
کاربران عضو
پیام: 51
آفلاین
عنوانِ اصلی هر سه طلسم ممنوعه :

ایمپریو یا طلسم فرمان: در این حالت شخص تحت کنترل کامل فرد افسون کننده قرار می گیرد. بایستی به این نکته توجه نمود نباید چوبدستی را همچون رهبر ارکستر حرکت داد. بلکه با کار بر روی مچ و انجام حرکات سینوسی وار چوبدستی را به حرکت درآورد.رنگ طلسم بسته به فرد اجرا کننده اُخرایی - بنفش است.

کروشیو یا طلسم شکنجه‌گر:
ایجاد درد و رنج فراوان بدون بکار بردن هرگونه ابزاری مادی(شئی) در این حالت اجرا کننده طلسم بایستی توان و قدرت کافی برای انجام این طلسم را داشته باشد. رنگ طلسم زرد متمایل به سبز است.

آوداکداورا: طلسمی بسیار زیبا(برای اهل فن ) و پر کاربرد در دوران طلایی سرورم. در این حالت کافیست با بی تفاوتی ظاهری(برای تحقیر کردن هدف) و خشم و تنفر درونی(برای پرقدرت تر کردن طلسم) چوب خود را به سمت فرد مورد نظر گرفته و طلسم را بر زبان آوریم. گرچه این طلسم قابلیت غیر لفظی را دارد، با این حال بدلیل بالا بردن هیجان، فرد انجام دهنده معمولا آنرا با صدای بلند و رسا بیان می کند. رنگ طلسم مزبورسبز روشن می باشد.


مقاله ای بنویسید که طی اون آراگوگ رونالد ویزلی رو ابتدا تحت طلسم فرمان با خودش به مسافرت میبره و سپس با طلسم شکنجه، شکنجه‌ش میکنه و سپس با طلسم مرگ به قتل میرسونه.

تالار گردهمایی مرگخوارن:
بلاتریکس که از محصور ماندن در خانه اربابی کلافه شده بود. با صدای بلندی گفت:
-آخه چرا من! چرا ارباب باید به اون خائن ماموریت بده!
- برای اینکه اون اربابه و هرچی بگه درسته!
نارسیسا تنها کسی بود که می توانست با خواهرش مجادله کند. بلا سرش را برگرداند تا به نارسیسا جواب دهد که متوجه حالت عجیبی در چهره فرد سوم ساکن در تالار شد.
لوسیوس مالفوی در گوشه ای از میز جواهر نشان غرق در مطالعه روزنامه "شب نامه جادوگر" بود. چشمان مالفوی بر روی صفحه حوادث ثابت مانده بود. حالت چهره اش چیزی مابین بهت و خنده بود.
- هی تو، به چی زل زدی؟!
- بیا بلا، این خبر فکر کنم کمی حالت رو جا بیاره.
لسترنج با کج خلقی به روزنامه تا شده در دستان لوسیوس چنگ زد و از بالای بینی به صفحه نخست آن نگاهی انداخت.

نقل قول:
یک تراژدی دردناک برای خانواده ویزلی

به سرعت تای روزنامه را باز کرد.
نقل قول:
با خبر شدیم، شب گذشته، ماجرایی تاثر برانگیز برای خانواده ویزلی رخ داده است که طی آن خانواده ای را در اندوه و غم فرو برد.
شاید هیچ کدام مقصر وقوع حادثه نبودند و تنها بدشانسی های متوالی این تراژدی را برای این خانواده رقم زد.
یکی از بازرسان بخش جرائم طی مصاحبه کوتاه با مجله اظهارکردند:
شامگاه گذشته در حالیکه پسر کوچک خانواده رونالد ویزلی با هری پاتر"پسری که هنوز زنده ماند" مشغول گشت زنی و مراقبت از چیزی حوالی جنگل ممنوعه بودند با گروهی از عنکبوتان غول پیکر روبرو شدند که طی آن آقای ویزلی بدلیل پارانورمای شدید نسبت به عنکبوت پیری به نام آراگوک، کنترل خود را از دست داده و چوبدستی خود را به سمت جانور مذکور (که به گفته شکاربان هاگوارتز تنها قصد آشنایی و دوستی داشته است) می گیرد تا با طلسمی عنکبوت را از خود دور کند. اما بدلیل مستعمل بودن چوبدستی ، دچار پس زدگی طلسم شده و بر روی زمین می افتد. متاسفانه ماجرابه این جا ختم نشده و در عین بدشانسی چوب دستی به سوی آراگوک پرتاب شده و لای آرواره های نیش مانند عنکبوت گیر می کند و باعث رم کردن حیوان می شود. به دلایل نامعلومی از چوبدستی آسیب دیده طلسم فرمانی بر روی ویزلی جوان اجرا می شود. عنکبوت از شدت درد ناشی از فرو رفتن چوبدستی در دهانش ترسیده و متواری می شود، غافل از اینکه پسرک به واسطه طلسم اجرا شده بر او ناچار به اجرای دستور بوده و به دنبال عنکبوت می رود. عنکوبت که به وحشت افتاده بود سعی در دور کردن پسرک نموده و او را تهدید می کند. ظاهرا چوبدستی تهدید حیوان را به زبان طلسم در آورده و یکی ازطلسم های نابخشودنی به نام شکنجه گر را روانه پسر می کند. در انتها زمانیکه پاتر سعی در نجات دوست خود می نماید و طلسم شگفت انگیز و بی عیب و نقص خود را که همان اکسپلیارموس معروف است را روانه عنکبوت می کند. نتیجه عکس داده و باعث ایجاد مرگبار ترین طلسم از سوی عنکوبت می گردد که پس از برخورد با رونالد ویزلی او را به درجه شهادت می رساند.
ریتا اسکیتر گزارشگر ما هنوز نتوانسته است با پروفسور دامبلدور؛ رئیس مدرسه علوم فنون جادوگری مصاحبه ای ترتیب داده و از کم و کیف کار با خبر شود. با این حال خبر های ضد و نقیضی از دستگیری پاتر و انتقال آن به دایره بازجویی به گوش می رسد.
پایان خبر

مالفوی از بالای روزنامه نگاهی به بلاتریکس انداخت و با لبخندی شیطانی گفت:
- هووم... هنوزم دلت می خوای بدونی دیشب ارباب اسنیپ رو به چه ماموریتی فرستاد.


یک پاراگراف بنویسید که در آن از هفت عبارتِ " ریش سفیدان - کاپوچینو - اکسپلیارموس - عنکبوت - جادوی سیاه - هاگزمید - اسنیپ " استفاده شده باشد و در متن یک نفر بمیرد.

جامعه ریش سفیدان مخالف جادوی سیاه در پایان نشست سالیانه خود در هاگزمید پس از محکوم کردن باعث و بانی به وجود آمدن طلسم سیاه و درود فرستادن به روان آن بزرگواری که طلسم اکسپلیارموس را اختراع کرد تا پسری سال ها بعد ناخواسته موجب مرگ ابر جادوگر قرن شود، طی بیانیه ای اعلام داشت تا روشن شدن وضعیت مهاجرت عنکبوت های غول پیکر به ساختمان هاگوارتز، سوروس اسنیپ را به سمت دهدارجدید هاگزمید برگزید و آرزوی موفقیت برای وی خواستار شد.



When the egg breaks by an external power, a life ends. When an egg breaks by an internal power, a life begins. Great changes always begin with that internal power.




پاسخ به: آموزش جادوي سياه !
پیام زده شده در: ۱۳:۳۰ چهارشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۵
#94

پانسی پارکینسونold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۴۲ پنجشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۵
آخرین ورود:
۱۶:۴۳ چهارشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۵
از تو ای شعر واقعن ممنون
گروه:
کاربران عضو
پیام: 18
آفلاین
( تکلیف برای همه ) دو برگه تکلیف بیارید. در برگه‌ی اول عنوانِ اصلی هر سه طلسم ممنوعه رو بیارید ( 9 امتیاز ):

در دنیای ما سه طلسم نابخشودنی وجود دارد ک فرد اجرا کننده انها بایستی از توانایی بالایی برخوردار باشد و کاملا هم خبیث باشد وگرنه این طلسم ها خیلی خوب عمل نمیکنند.
1-طلسم فرمان:این طلسم برای تحت کنترل دراوردن دیگران است و ورد ان 'ایمپریو'میباشد.بوسیله این طلسم میتوانید شخص طلسم شده را تحت اجرای فرامین خود دراورید.
2-طلسم شکنجه:با این طلسم میتوان دیگران را شکنجه داد بطوریکه طعم واقعی درد را میفهمند و شما میتوانید از جلز ولز شدنشان و درد کشیدنشان خرکیف شوید.ورد این طلسم 'کریشیو'است.
3-طلسم مرگ:این طلسم فرد مورد هدف را بلافاصله میکشد و اورا نابود میکند.وردش هم 'اواکداورا'است.

توصیه میشود ک گریفندوریها از این سه طلسم استفاده نکنند زیرا فقط ضایع میشوند و هیچگونه عملکردی برای انها ندارد.


در بعدی مقاله ای بنویسید که طی اون آراگوگ رونالد ویزلی رو ابتدا تحت طلسم فرمان با خودش به مسافرت میبره و سپس با طلسم شکنجه، شکنجه‌ش میکنه و سپس با طلسم مرگ به قتل میرسونه ( 21 امتیاز )

غروب روز چهارشنبه رونالد ویزلی داشت در زمین کوییدیچ قدم میزد ک ناگهان در جنگل ممنوعه نوری ابی رنگ مشاده میکند.
رون چشمهایش را ریز میکند تا بهتر بتواند ان نور را ببیند.پس از کمی زوم کردن روی ان نور ابی متوجه میشود ک ان نور مطعلق ب یک پری زیبا است! :zogh: اطرافش را نگاه میکند ک مبادا فرد دیگری هم ان پری را دیده باشد و بعد از این ک از تنها بودنش مطمئن میشود بسوی جنگل ممنوعه میروند تا بلکه بتواند مخ ان پری را بزند :kiss: :pretty:
رون ویزلی خنگ قصه ی ما بدون اینکه بداند در جنگل ممنوعه هیچ پری و زیبارویی زندگی نمیکند با حرکات موزون و مایکل جکسونی نزد پری رفت...اما پری نگو بلا بگو .اراگوگ وحشتناک بگو...
پری در عرض یک ثانیه ب ظاهر اصلی خودش ینی اراگوگ درامد و قبل از این ک رونالد بتواند فرار کند فریاد زد:ایمپریو...
سپس بخار سبز رنگی اطراف رون را فرا گرفت و ب داخل سرش رفت.
بله.اراگوگ طلسم فرمان را روی رون اجرا کرده بود و اکنون رون بدون هیچ ترسی کنار اراگوگ بود و موهای بدنش را ک ب علت حمام نرفتن شپش زده بود لیس میزد درست مانند همان کاری ک شیرهای ماده برای تمیز کردن فرزندانشان انجام میدهند...
اراگوگ ک حالا یک نوکر شخصی گیرش امده بود قبل از اینکه کسی متوجه نبود رونالد شود سوار بر جاروی رونالد ویزلی ب سمت امریکا فرار کردند.
انها روز های زیادی در امریکا باهم بودند و خیلی ب اراگوگ خوش میگذشت.
یکروز ک اراگوگ در اپارتمانش در لس انجلس استراحت میکرد تی وی اعلام کرد ک پیشرو کنسرت دارد و اراگوگ ک عاشق پیشرو بود فورا ب رون دستور داد تا او را ب کنسرت ببرد رونالد هم مثل بچه ی مرلین گفت چشم و اراگوگ را ب کنسرت برد.
هنگامی ک رون و اراگوگ میخواستند وارد سالن شوند دوتا بادیگارد جلوی انها را گرفتند و اجازه ندادند ک وارد شوند اراگوگ ب رون دستور داد تا ان دونفر را نفله کند اما رون هرچی تلاش کرد زورش ب ان بادیگاردها نمیماسید.
اراگوگ ک خشمگین شده بود سریع ان دو بادیگارد و رون را با کریشیو شکنجه داد.سپس از فرصت استفاده کرد و وارد سالن شد و سایر افراد حاظر در انجا از جمله پیشرو معتاد مافنگی را نیز توسط طلسم شکنجه ,شکنجه کرد. تا یاد بگیرد بار دیگر ب شراعظم توهین نکند.
سپس پای رونالد را ک هنوز روی زمین داشت بندری میزد را گرفت و سریع از انجا دور شد و ب سمت گرندکانین ب راه افتادند.
هنگامیکه ب انجا رسیدند بر فراز کوه ها و دره ی گرند کانین قرار داشتند.
اراگوگ از رون خواست تا او را از کوه پایین برده و ب دره ببرد اما رون گفت ک نمیتواند زیرا کوه های گرند کانین صاف هستند و کسی نمیتواند از ان پایین برود.
اراگوگ ک حسابی قاطی کرده بود سریعا رون را با طلسم اواکداورا کشت.
سپس خودش با خونسردی مانند اینکه از دیوار راست بالا برود,ب سمت پایین حرکت کرد...


یک پاراگراف بنویسید که در آن از هفت عبارتِ " ریش سفیدان - کاپوچینو - اکسپلیارموس - عنکبوت - جادوی سیاه - هاگزمید - اسنیپ " استفاده شده باشد و در متن یک نفر بمیرد. ( 5 امتیاز )

ریش سفیدان نیک اندیش در هاگزمید بر روی نیمکت چوبی قدیمی نشسته بودند و کاپوچینو مینوشیدند و هر و کرشان بود...
یکی از ریش سفیدان ک کلاه قرمزی بر سر داشت متوجه شد ک یک عنکبوت سیاه از کلاهش اویزان شده پس روبه دوستانش کرد و گفت:
-یوهاهاها این عنچبوت چوچولوی ژشت رو نیگا کنین چقد شبیه رودورف رسترنژه
-دندون مصنوعیاتو کجا گذاشتی ؟اگه بخوای همینطوری حرف بزنی باید دنبال ی مترجم بگردیم.خخخخ
-الان میچشمت فشیل عتیقه
و بعد ریش سفید چوبدستیش را دراورد تا ریش سفیدی ک مسخره اش کرده بود را با اواکداورا بکشد
-خخخخ تو میخای منو بکشی؟شرط میبندم وردتو نمیتونی درس تلفظ کنی پس تا دسته گل ب اب ندادی ... اکسپلیارموس...
چوبدستی از دست ریش سفید بی دندان افتاد و ان دو ب دعوای لفظیشان ادامه دادند
اسنیپ ک داشت از انجا میگذشت حرف های ریش سفیدان روی مخش برج خلیفه ساخته بودند پس چوبدستیش را دراورد و با یک جادوی سیاه همه ی انها را از روی زمین مهو کرد و هاگزمید را نجات داد...



پاسخ به: آموزش جادوي سياه !
پیام زده شده در: ۱۹:۳۶ یکشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۵
#93

آلیشیا اسپینت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۱۰ جمعه ۱۱ تیر ۱۳۹۵
آخرین ورود:
۰:۲۲ شنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۱
از روی جارو
گروه:
کاربران عضو
پیام: 140
آفلاین
1-در برگه‌ی اول عنوانِ اصلی هر سه طلسم ممنوعه رو بیارید ( 9 امتیاز )


*آواداکداورایکی از سه افسون نا بخشودنی اصلی برای کشتن افراد.

*کراسیاتوس کارس یکی دیگر از سه افسون نابخشودنی که برای شکنجه دادن فرد به دردناک ترین شکل ممکن به کار می رود.یا*کریشیو

*ریداکتور کارس افسونی نا بخشودنی و شوم برای تکه تکه کردن افراد
افسونی که بیتر بتی گرو با اجرای ان سیریوس بلک را روانه ی آزکابان کرد.


در بعدی مقاله ای بنویسید که طی اون آراگوگ رونالد ویزلی رو ابتدا تحت طلسم فرمان با خودش به مسافرت میبره و سپس با طلسم شکنجه، شکنجه‌ش میکنه و سپس با طلسم مرگ به قتل میرسونه ( 21 امتیاز )

اراگوگ به رونالد ویزلی حمله کرد.
-دیفیندو اراگوگ این طلسم رو روبه رونالد بیچاره فریاد زد وباعث شد چوب دستی رونالد بشکنه.

-ای وای .رونالد سعی کرد فرار کنه اما با صدایی سر جاش ایستاد.
-ایمبریوس کارس.

چشمان رونالد گشاد شده بود وکاملا اروم گرفته بود.اراگوگ بهش نزدیک شد.
-اخیش تموم شد .بچه سمج .
سپس دست رون رو گرفت واپارات انجام داد.بعد از چند دقیقه به ساحلی رفتن.به اونجا که رسیدن اراگوگ دست رونالد رو رها کرد وبه سمت جایی که صدایی اب میامد رفت واز بالا به پایین نگاهی انداخت اب بی رحمانه به صخره ها کوبیده میشد.ولی صحنه ی دلپذیری رو به وجود اورده بود.

اراگوگ فکر کرد اگه از این بالا بیوفته پایین حتما مثل این اب کوبیده میشه به صخره وبعد"نابودی"
روبه رونالد فریاد زد و وارد کلبه ای شدن که متعلق به یکی از دوستان اراگوگ بود .

اراگوگ ابتدا با چوب دستیش اتیشی درست کن .بعد به سمت رونالد برگشت ودستاشو محکم بهم کوبید.
-خب،خب ببین اینجا چی داریم یه پسری که موهای قرمز داره وصورت کک ومکی وبله لباس های کهنه .البته اون یه ویزلیه .بعد هر هر خندید.

بعد چوب دستیشو بلند کرد وفریاد زد:
-کراسیاتوس کارس

جیغ وداد رونالد بلند شد .اراگوگ به بدترین شکل ممکن داشت رونالد رو شکنجه میداد .واز داد فریاد اون لذت میبرد.سرانجام پس از بیست دقیقه شکنجه دادن تصمیم داد کارشو تموم کنه.ولی رونالد از شدت درد بیهوش شده بود.
با یه طلسم اونو بهوش اورد وسپس لبخند خبیثانیه ای به چشمان مظلوم رونالد زد ودستشو به علامت خداحافظی بالا اورد.

-تو....
حرف رونالد از دهنش خارج نشد .چون اراگوگ با تمام توان فریاد زد:
-آواداکداورا
و رونالد میلرزه ودیگه حرف نمیزنه از روی صندلی پایین موفته.
اراگوگ بازم بلند میخنده سپس رونالد رو با همان جور رها کرد و از کلبه بیرون میرود تا به سراغ نفر بعدی برود.

یک پاراگراف بنویسید که در آن از هفت عبارتِ " ریش سفیدان - کاپوچینو - اکسپلیارموس - عنکبوت - جادوی سیاه - هاگزمید - اسنیپ " استفاده شده باشد و در متن یک نفر بمیرد. ( 5 امتیاز )

ریش سفیدان همه در کافه جمع شده بودن ویک لیوان کاپوچینوی دپش میخوردند وراجب هاگزمید حرف میزدند.
-یه دفعه یه عنکوت انقدری.(قدشو با دست نشون میده)به من حمله کرد ومن تونستم اونو بکشم مثل اب خوردن
یکیشون گفت این که کاری نداره من یه دفعه یکی بهم حمله کرد من با جادو سیاه تونستم اونو بکشم.

صدای تحسین از همشون بلند شد.یکی از ریش سفیدان از میان جمع برخواست و گفت:من باید برم با اسنیپ قرار دارم.ولیوان کاپیچینوشو روی میز قرار داد واز درکافه رفت بیرون.

به اسنیپ که رسید .اسنیپ با اکسپلیارموس اونو خلع سلاح کرد وسپس مانند اب خوردن اونو کشت وسپس راهشو کشید ورفت.




تا عشق و امید است چه باک از بوسه ی دیوانه ساز


پاسخ به: آموزش جادوي سياه !
پیام زده شده در: ۱۵:۰۸ شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۵
#92

آرسینوس جیگرold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۰:۵۹ دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۱
آخرین ورود:
۲۱:۴۹ دوشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۷
از وزارت سحر و جادو
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 1513 | خلاصه ها: 1
آفلاین
در برگه‌ی اول عنوانِ اصلی هر سه طلسم ممنوعه رو بیارید ( 9 امتیاز )

عنوان اصلی هر سه طلسم نابخشوده، به همراه اندکی توضیحات:

1. طلسم فرمان: با تمرکز فراوان شخص اجرا کننده انجام میشود و کلمه مخصوص آن، "ایمپیریو" است. شخص قربانی زمانی که تحت فرمان این طلسم قرار میگیرد بدون هیچ پرسش و سوالی مجبور میشود خواسته های شخص اجرا کننده را انجام دهد.

2. طلسم شکنجه گر: در ابتدا شخص اجرا کننده باید تمایل کامل و درونی برای شکنجه کردن قربانی را داشته باشد. زمانی که این تمایل کامل شد، میتوان از کلمه "کروشیو" برای اجرای طلسم استفاده کرد. این طلسم موجب میشود که قربانی دردی بسیار وحشتناک را در سراسر اجزای تشکیل دهنده بدنش حس کند، ولی کشته نشود. حداکثر تاثیر این طلسم بر روی آلیس و فرانک لانگ باتم ثبت شده است که باعث شده آنها از نظر روانی دچار مشکل شوند.

3. طلسم مرگ: برای اجرای این طلسم نیز شخص اجرا کننده باید تمایل کامل برای کشتن قربانی اش را داشته باشد. به همین دلیل اکثریت جادوگران از اجرای این طلسم عاجز میباشند. به هر صورت زمانی که اجرا کننده متوجه شد تمایل کامل برای کشتن را دارد، میتواند از "آواداکداورا" استفاده نماید تا طلسم اجرا شود. این طلسم دارای نوری سبز و خیره کننده میباشد و اگر به هر شی به جز بدن انسان یا حیوان برخورد کند، آن جسم در آتشی سبز میسوزد. این طلسم انسان را به صورت کاملا فوری و بدون هیچ اثری به قتل میرساند. تنها ضد طلسم شناخته شده برای آن نیز افسون خلع سلاح، با کلمه اجرایی "اکسپلیارموس" میباشد که آن نیز باید کاملا همزمان با طلسم مرگ اجرا شود.

در نهایت باید گفت که مجازات هر سه افسون مذکور، حبس ابد در آزکابان است.

در بعدی مقاله ای بنویسید که طی اون آراگوگ رونالد ویزلی رو ابتدا تحت طلسم فرمان با خودش به مسافرت میبره و سپس با طلسم شکنجه، شکنجه‌ش میکنه و سپس با طلسم مرگ به قتل میرسونه ( 21 امتیاز )

- مطمئنی مجبوریم اینکارو بکنیم هری؟
- آره بابا، مگه هاگرید نگفت برید دنبال عنکبوتا؟ از چی میترسی؟ حاجیت همینجاست!
- نه من اینطوری اصلا نمیتونم، من از حرکت پاهای عنکبوتا میترسم!
- خیر سرت مرد گنده شدی، بیا ببینم.

با این حرف، هری به سرعت یقه رون را که به شدت تقلا میکرد گرفت و او را به سوی جنگل ممنوع که تاریک بود و درختان هم جلویش را گرفته بودند، کشاند. به موجب این حرکت هری، رون که به شدت پاهایش را به زمین فشار میداد، مقادیری خاک را از روی زمین کند و ردی به جا گذاشت. شاید این میتوانست برای بازگشت کمکشان کند.

- هری، تو چجوری داری منو میکشی رو زمین لامصب؟

هری که یک قدم جلو تر بود و او را دنبال خودش میکشید، لحظه ای ایستاد و متوجه شد خاکی که جلوی رون جمع شده تا گردن وی میرسد.
- عه... خب... چیزه... اثرات ردبوله!
- رد بول چیه؟
- نمیدونم، ولی میگن بخوری بال در میاری.
-
- بریم دیگه، هرچی زودتر برسیم، هاگریدو هم زودتر از آزکابان نجات میدیم.

هری با گفتن این حرف، در حالی که با یک دستش رون را به دنبال خود میکشید و با دست دیگرش چوبدستی نورانی اش را جلویش نگه داشته بود تا بتواند عنکبوت هارا ببیند، دوباره به راه افتاد.

ساعتی بعد:


آن دو همچنان در تاریکی جنگل و درختان پیچ در پیچ جلو میرفتند.
نمیدانستند با چه چیزی رو به رو خواهند شد که ناگهان هری یک لحظه نگاهش به سمت رون جلب شد، در نتیجه گودالی داخل زمین را ندید و خودش که افتاد پایین، رون را هم با صورت کشید پایین.

چند ثانیه بعد و البته پس از سقوط از یک تونل نسبتا طولانی، دو دانش آموز بخت برگشته افتادند جایی گودال مانند و بسیار تاریک. اینبار هر دویشان چوبدستی هایشان را روشن کردند و در مقابلشان ده ها عنکبوت هشت چشم و بزرگ را دیدند.
رون و هری به آرامی یک قدم به عقب رفتند و البته به دلیل ندیدن پشت سرشان متوجه تار عنکبوت های چسبیده به دیوار گودال نشدند. پس مثل بچه های خوب رفتند چسبیدند به دیوار.
عنکبوت ها هم در حالی که با زبان های سیاهشان، نیش ها و لب هایشان را می لیسیدند جلو آمدند...
اما بعد ناگهان متوقف شدند. هری و رون یک نگاهی به بالای سرشان انداختند و عنکبوتی بزرگتر از بقیه را دیدند که آویزان شده است... اما عنکبوت بر خلاف انتظار آن دو نه پرید، نه حمله ای کرد و نه هیچ چیز دیگری. بلکه فقط یکی از پاهایش را پایین آورد. البته نه کاملا پایین، بلکه آن را برد بالای سر هری، یک ضربه به سر هری زد.
پسر برگزیده در همان حالت ایستاده بیهوش شد!

عنکبوت پایین پرید و جلوی رون ایستاد. چشمانش سفید بودند و مشخص بود که کور است.
- من حتی بدون چشم هم میتونم بفهمم که تو چقدر زیبایی.

رون که از اول راه بغضش را نگه داشته بود، بالاخره آن را ترکاند.
- یا مرلین، غلط کردم. قول میدم دیگه با جینی شوخی نکنم. قول میدم دیگه سر کلاسا به لاوندن نگاه نکنم.

رون به دلیل گریه زیادش متوجه نشد که عنکبوت بزرگ، چوبدستی هری را از جیبش بیرون کشیده است.
- عیب نداره، پاک کن اشکاتو، زود برمیگردی خونه. راستی یادم رفت معرفی کنم، من آراگوگ هستم، اینا هم بر و بکس ما هستن.
- نمیخوام آقا، نمیخوام!
- میخوای بخوای؟
- حالا اصلا واسه چی من رو میخوای؟
- بچه ها گفتن موهات خوشگله، منم شریک زندگی نداشتم، شمارو انتخاب کردم، مبارکت باشه!

عنکبوت های دیگر نگاه چپ چپی به آراگوگ انداختند.

- اهم، میگفتم... ایمپیریو!

چشمان رون لحظه ای مات شد. رون با گیجی به اطراف نگاه کرد.
- چه خبره؟
- هیچی، میخوایم بریم جزایر هاوایی!

- اون یکی پسره رو چیکار کنیم؟
- اونم از جنگل پرتش کنید بیرون. واسه کتاب هفت رولینگ لازمه.
- رو چشمم اوستا!

به محض اینکه عنکبوت ها هری را برداشتند و رفتند، آراگوگ هم چوبدستی هری را گذاشت لای دندان های خودش و سپس رون را از میان تار عنکبوت ها کند و روی خودش سوارش کرد و به سرعت به حرکت در آمد...

دو روز بعد:

آراگوگ که یک شلوار زرد، با هشت پاچه برای هر یک از پاهایش پوشیده بود و صورتش را هم ضد آفتاب زده بود، روی نیمکت خودش، درست رو به روی رون ویزلی نشست.
آفتاب به شدت داغ بود و تنها بادی که میوزید از جانب دریا بود.
رون ویزلی همچنان که نشسته بود، ناگهان کلاه حصیری اش را از سر برداشت و سرش را خاراند.
- من کجام؟!
- اوه... اثر طلسم فرمانت برداشته شده گلم.
- چی؟!
- بیا این نارگیلارو بخور تا من چوبدستی رو پیدا کنم و دوباره طلسمت کنم.
- من نارگیل دوست ندارم! آییی عمه موریل! آیییی ننه مالی!

آراگوگ به سرعت کلاس های خصوصی هاگرید را به یاد آورد. پس به سرعت چوبدستی را از میان دندان هایش و اولین طلسمی که بر لب های سیاه و کلفتش جاری شد را گفت:
- کروشیو!
- آآآآآآآآیییی بابا آرتور کجایی که بچتو کشتن! آیییییی!

اینبار ذهن عنکبوت عظیم الجثه با شنیدن کلمه مرگ، به طور کاملا اتفاقی رفت سمت طلسمی دیگر...
- آواداکداورا!

نور سبز به رون برخورد کرد و او با زبانی بیرون افتاده از دهان بی حرکت شد.

- یا حضرت هاگرید. کشتمش. من عشقمو کشتم. دیگه زندگی واسه من معنا نداره.

آراگوگ با گفتن این حرف ها و با گریه به سرعت به سمت دریا رفت و خود را در آن آبی بی انتها غرق کرد. رولینگ هم با دیدن همه این قضایا فهمید که دو تا از شخصیت های داستانش از دست رفته اند و رفت بگردد دنبال شخصیت جدید تا جانش در بیاید و بنشیند داستان را از اول بازنویسی کند.

یک پاراگراف بنویسید که در آن از هفت عبارتِ " ریش سفیدان - کاپوچینو - اکسپلیارموس - عنکبوت - جادوی سیاه - هاگزمید - اسنیپ " استفاده شده باشد و در متن یک نفر بمیرد. ( 5 امتیاز )

اسنیپ به آرامی در گوشه ی کافه شب های هاگزمید نشسته بود و به ریش سفیدانی که در کنار زن پیشگو نشسته بودند، نگاه میکرد. به آرامی لیوان کاپوچینویش را روی یک عنکبوت گذاشت و آن را له کرد. مجبور بود از جادوی سیاه، یعنی طلسم مرگ استفاده کند. پس به سرعت بلند شد و ناگهان افسون را گفت. افسون مستقیما به سینه زن پیشگو برخورد کرد و دو برادر دامبلدور حتی فرصت نکردند چوبدستی بکشند تا طلسم اکسپلیارموس را اجرا کنند. برای اسنیپ مهم نبود، موفق شده بود از گفته شدن پیشگویی و مرگ لیلی جلوگیری کند!



پاسخ به: آموزش جادوي سياه !
پیام زده شده در: ۲۲:۳۵ جمعه ۱۸ تیر ۱۳۹۵
#91

بلاتریکس لسترنجold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۱۷ پنجشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۹
آخرین ورود:
۲۱:۲۲ شنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۱
گروه:
کاربران عضو
پیام: 188
آفلاین
:: جلسه اول ::


صبح بود ولی زیرزمین تاریک بخاطر همههمه‌ی دانش‌آموزان حس و حال متفاوتی داشت. اول ترم بود و حتا تاریک بودنه دخمه چیزی از شیطنت آنها کم نمیکرد. فضای آنجا جوری بود که هر چه به سقفِ بلندش نزدیکتر میشد، تاریکتر و عمیقتر به نظر میرسید.

- موشک کاغذی رو اینجوری درست نمیکنن که. باید از اینور تا بزنی و بعد دو طرفش رو به هم نزدیک کنی. اینجوری!

- برای شما بهتر هسته از این صندلی بلند بشی. بنده وزیر جامعه فخیم جادوگری هسته. گاومیشم ره هر جا دلم بخواد میگمش که بشینه!

- فرزندم. من برای هدف والا میام اینجا. البته تکذیب نمیکنم که بانوی چاق از من کارنامه درخشانِ پایان ترمم رو خواسته تا بتونم شبها به اتاقم برگردم و کمی با قدح اندیشه ور برم!

- میشه قلم پر شما رو قرض بگیرم؟ چقد کمالات شما زیاده!

" همین اونروز لردسیاه قلم‌پرشون رو به تو قرض داد رودولف! " بلاتریکس همینطور که وارد کلاس میشد خطاب به رودولف این جمله رو گفت ولی بدون اینکه اهمیتی به او بدهد یا نگاهی به بقیه دانش‌آموزا بندازه به سمت میزش رفت و چرخید و رو به کلاسی که در سکوتِ مرگباری فرو رفته بود ایستاد.

-

بلاتریکس تکان خفیفی به چوبدستی‌اش داد و فنجان کاپوچینویی ظاهر کرد و روی میز گذاشت. و درحالیکه بخاطر روی فنجان معلق بود رو به کلاس گفت:

- این ترم قراره در این کلاس به شما خائنین به خون اصیل و بعضیا بااصل و نسب‌های البته بی خاصیت، جادوی سیاه رو آموزش بدم. اشعه‌ی ناچیزی که از دریای بیکرانی که از سرورم لردسیاه آموزش دیدم رو در اختیارتون میذارم. شما در انتهای این کلاس میتونید به خودتون افتخار کنید که بالاخره چیز مهمی رد زندگی یاد گرفتید و میتونید به ارتش سیاهی بپیوندین.

بلاتریکس فنجان کاپوچینوش رو برداشت و در طول کلاس شروع به قدم زدن کرد:

- این ترم به شما طلسم‌های سیاه رو آموزش میدم که ..

- ولی طبق قانون سوم اصل هشتصد و چهل و شیش کنوانسیون بین المللی جادوگری که کتابش الان توی کیف من هسته، این طلسمها ممنوع هسته.

- زیبا بود! چهل امتیاز از ریونکلاو کم میشه تا یاد بگیری سر این کلاس مزه نریزی!

-

بلاتریکس جرعه ای از کاپوچینوی نسبتا داغش میخوره و بقیه‌ی محتویات فنجون رو روی پای رودولف خالی میکنه.

- چرا من؟! فقط بگو چرا من ؟!

- سه طلسمی که میخوام بهتون یاد بدم رو همگی میدونید : " طلسم شکنجه - طلسم مرگ - طلسم فرمان " ولی شما خودتون باید عنوان این طلسمها رو پیدا کنید. این هفته برید به کتابخونه و ( تکلیف برای همه ) دو برگه تکلیف بیارید. در برگه‌ی اول عنوانِ اصلی هر سه طلسم ممنوعه رو بیارید ( 9 امتیاز ) و در بعدی مقاله ای بنویسید که طی اون آراگوگ رونالد ویزلی رو ابتدا تحت طلسم فرمان با خودش به مسافرت میبره و سپس با طلسم شکنجه، شکنجه‌ش میکنه و سپس با طلسم مرگ به قتل میرسونه ( 21 امتیاز ) حالا هم اول ویزلیای مسخره قیافه‌شون رو از جلوی چشمم دور کنن بعد بقیه با صف از کلاس خارج بشید.


سوال ویژه دانش آموزان رسمی :

یک پاراگراف بنویسید که در آن از هفت عبارتِ " ریش سفیدان - کاپوچینو - اکسپلیارموس - عنکبوت - جادوی سیاه - هاگزمید - اسنیپ " استفاده شده باشد و در متن یک نفر بمیرد. ( 5 امتیاز )




?You dare speak his name
!Shut your mouth
!You dare speak his name with your unworthy lips


پاسخ به: آموزش جادوي سياه !
پیام زده شده در: ۲۳:۳۴ دوشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۱
#90

ایگور کارکاروفold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۲۳ شنبه ۱ بهمن ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۸:۰۶ دوشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۲
از اتاق خون محفل
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 3113
آفلاین
امتیازات جلسه اول کلاس جادوی سیاه !

هافلپاف : 15 امتیاز

لودو بگمن : 30 امتیاز

راونکلاو : 15 امتیاز

دافنه.گرینگراس : 30
گلرت گریندل والد : 20







بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :

1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین



پاسخ به: آموزش جادوي سياه !
پیام زده شده در: ۰:۵۸ یکشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۱
#89

دافنه گرینگراسold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۴۱ پنجشنبه ۸ تیر ۱۳۹۱
آخرین ورود:
۲۲:۵۴ چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۵
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 1174
آفلاین
خودتون رو تصور کنید در حالی که یک جادوگر سیاه بی اندازه قدرتمند از شما خواسته که چشمای پدرتون رو براش

بیارید.(تمام حالات و احساساتتون رو بیان کنید.).<<10 نمره.>>


با گستاخی تمام ازش میپرسم:

-چشمای پدرم به چه کار شما میاد؟

اونم صد در صد میگه:

فضولیش به تونیومده.زود باش.یالا

منم میرم چشای یه نفر دیگه رو در میارم و بهش میدم.

اگه نفهمید چه بهتر.

ولی اگه فهمید...

ازش میپرسم:

-اگه ندم چی کار میکنی؟

اونم حتما میگه:

-یه آودا حرومت میکنم.

بعد من به مبارزه دعوتش میکنم!!!

یا همون دوئل...

از گلرت گریندل والد چه میدانید؟<<10نمره>>


خیلی چیزا.

مثلا این که بعد از اخراج از دور مشترانگ با آلبی دوست بوده.

و یه جادوگر بد تمام عیار بوده.البته از نظر محفلیا.

ولی از نظر من خیلی جادوگر قدرتمندی بوده و با شجاعت تمام سر لرد داد کشیده.

واقعا کارش خوب بوده دیگه!!!

با روش تدریس من موافقید؟<<5نمره.>>

تقریبا.

چرا مشنگ کشی در بین سیاهان باب شد؟<<10نمره.>>

دلیل های زیادی داره.

می تونن.و انسان ها کارایی رو که می تونن انجام بدن رو امتحان میکنن.

ممکنه برای خالی کردن نفرتشون باشه.

شایدم برای عذاب دادن یکی دیگه

یا برای تفریح!!!


تنها گیاهِ سیاهِ فتوسنتز کننده ی بدون ریشه ی گرد، با ترشح مواد گازی سیاه از واکوئلش. چرا ایمان نمی آورید؟







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۳-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.